هفت سال پیش، شاکا کینگ ، نویسنده، کارگردان و تهیه کننده ، جایزه فیلم Independent Someone to Watch را برای اولین کمدی عجیب خود، Newlyweeds ، پذیرفت . پس از سال‌ها کارگردانی فیلم‌های کوتاه و قسمت‌هایی از برنامه‌های تلویزیونی Shrill ، High Maintenance و People of Earth ، این فیلمساز 40 ساله با یهودا و مسیح سیاه به پرده سینما بازگشت.. او با همکاری تهیه‌کنندگان رایان کوگلر و چارلز دی کینگ، به داستان قانع‌کننده‌ای می‌پردازد که چگونه ویلیام اونیل (LaKeith Stanfield) خبرچین FBI به حزب پلنگ سیاه نفوذ کرد و با فرد همپتون (دانیل کالویا) دوست شد که منجر به مرگ معاون رئیس در یک فیلم شد. یورش پلیس در سال 1969. اگر این فیلم نامزد بهترین فیلم شود، اولین فیلم در این رده در تاریخ آکادمی با تمام تهیه کنندگان معتبر سیاه پوست خواهد بود.

مهلت: بیش از 50 سال از کشته شدن فرد همپتون می گذرد و تلاش های قبلی برای بیان داستان او در گذشته متوقف شده است. شخصاً دیدن این فیلم چه معنایی داشت؟

شاکا کینگ : اولین دلیل قانع کننده من برای ساختن این فیلم این بود که این فرصتی بود برای تصحیح سوابق از نظر اطلاعات غلطی که در مورد حزب پلنگ سیاه ارائه می شود، از نظر تروریست بودن آنها و تمرکز بر ستیزه جویانه. سیاست آنها، بر خلاف تمرکز بر این دیدگاه جامع تر که برای بهبود جهان داشتند، از طریق مراقبت های بهداشتی رایگان و صبحانه رایگان و دسترسی به مسکن مناسب و قابل سکونت، و تنها به تعداد دلایلی که از آنها حمایت می کردند.

بنابراین اینکه می‌توانستم برخی از سیاست‌های آن‌ها را مطرح کنم، که بدیهی است امروز بسیار مرتبط هستند، دلیلی بود که هر زمان شک داشتم، خواه مربوط به مشکلات خلاقانه باشد یا چیزهایی با آن ماهیت، اولویت، اهمیت - به ویژه پس از داشتن فرد همپتون جونیور را ملاقات کرد و با آکوا نجری ملاقات کرد - هیچ گزینه ای برای این اتفاق وجود نداشت. ما فقط یک فرصت بسیار منحصر به فرد و مهم داشتیم.

ددلاین: چگونه با مشارکت خانواده در فیلم کار کردید؟

پادشاه: همه چیز به صورت موردی اتفاق افتاد. فرد همپتون جونیور تقریباً 90 درصد مواقع سر صحنه فیلمبرداری بود. او یک هفته پس از فیلمبرداری به طور رسمی به تولید ملحق شد و از آن روز به بعد سر صحنه فیلمبرداری بود. من فکر می کنم شاید او دو روز را از دست داده است. او فیلمنامه را میلیون ها بار خوانده بود، نسخه های زیادی از فیلمنامه را خوانده بود، و آخرین را بارها خوانده بود. اما خواندن چیزی و سپس حضور در صحنه و تماشای باز شدن آن بسیار متفاوت است. در آن لحظه چیزهایی وجود داشت که او فکر نمی کرد اکنون با آنها روبرو شود و واقعاً ما را به تغییر مسیر سوق می دهد. گاهی اوقات می‌توانستیم این کار را انجام دهیم، و مواردی وجود داشت که به دلیل چیزی نمی‌توانستیم این کار را انجام دهیم، مثلاً قبلاً شلیک کردیم. اگر قرار بود روی چیزی که قرار بود بعداً فیلمبرداری شود تأثیر بگذارد، ما همیشه سعی می‌کردیم آن را در نظر بگیریم. گاهی می توانستیم جای خود را بگیریم. گاهی اوقات نمی توانستیم. گاهی اوقات صحنه ها را بهتر می کرد.

برای من به‌عنوان کارگردان، این فرصتی بود تا یاد بگیرم چگونه حرکات جانبی انجام دهم، چیزی که من مجبور بودم فقط برای ارضای خواسته‌های فرد همپتون جونیور انجام دهم. این کاری بود که باید انجام می دادم تا نظرات استودیو و تهیه کننده را برآورده کنم، که ممکن است لزوماً با آن موافق نباشم، اما آنها فکر می کردند پرداختن به آن مهم است. بنابراین در نهایت، روند همکاری با همه این صداهای مختلف باعث شد من احساس کنم هنرمند بهتری هستم.

مهلت: شما به دانیل کالویا لیست خواندنی پلنگ سیاه را دادید تا به او در آماده شدن برای عکسبرداری کمک کند.

کینگ : آره، بلک پنترز فهرستی برای مطالعه داشت که شما باید آن را در طول دوره های شش هفته ای آموزش سیاسی بخوانید. بنابراین دانیل از من آن کتاب ها را خواست و من آن فهرست را به او دادم.

مهلت: تحقیقات خود شما نیز باید بسیار گسترده بوده باشد. به چه چیزی تکیه کردی؟

کینگ : یک میلیون کتاب، مقاله، مصاحبه، کتابی که چاپ نشده بود. مقدار کتاب های چند صد دلاری که من خریدم، فقط به دلیل اینکه این تاریخ به طور گسترده پوشش داده نشده است، عمداً از ما پنهان شده است. اما همچنین، شما باید درک کنید که شما در مورد جامعه ای صحبت می کنید که آسیب دیده است، و به سادگی توسط دولت ایالات متحده آسیب دیده است، نه فقط حوادث ترور فرد همپتون، بلکه جنگی که FBI با COINTELPRO [ضدجاسوسی] به راه انداخت. برنامه]، زندانی کردن تعداد زیادی از پلنگ ها، که تعداد زیادی از آنها هنوز به عنوان بزرگان در زندان هستند، پس از گذشت این همه سال.

همانطور که فیلم مشخص می کند، ضد جاسوسی در قالب استفاده از مخبرین از نظر کاری که اداره انجام می داد، بیداد می کرد. بنابراین، در نتیجه، آنها به درستی نسبت به بیگانگان بی اعتماد هستند، و بنابراین در مورد این تاریخ چیز زیادی نوشته نشده است. تحقیقات زیادی از طرف من و ویل برسون، همکار نویسنده من، انجام شد تا به حقیقت در این مورد دست پیدا کنم.

مهلت: از فیلم های ویدیویی همپتون که وجود دارد، مشخص است که دانیل کالویا مغناطیس او را به تصویر می کشد. از کجا می دانستید که او به خوبی با این چالش روبرو خواهد شد؟

کینگ : من فقط می دانستم. من به طور شهودی می دانستم که او همان پسر است. و هنگامی که او را ملاقات کردم، او فقط ویژگی های خاصی داشت که افرادی که فرد همپتون را می شناختند درباره آنها صحبت می کردند - چقدر او بالغ بود، اما همچنین چقدر کاریزماتیک بود. و شما جذابیت جوانی را در نحوه ارائه ایده هایش می شنوید، کمتر در خود ایده ها. او خیلی بامزه بود. او توهین آمیز بود. و دانیل همان است، فقط ترکیبی از جاذبه و جذابیت جوانی. به ندرت پیش می آید که آن را در یک فرد پیدا کنید. قبل از ملاقات با دانیل این را برای او می نوشتم. و وقتی با او آشنا شدم، آن ویژگی ها را مشاهده کردم. اما فکر می‌کنم علاوه بر این، در دیگر اجراهای او، تعهد به مواد و جدیت او را می‌بینید. من فکر می کنم این بخش بزرگی از دلیل است.

او فقط آماده سازی را انجام داد. لهجه فرد بسیار سخت است. ما به طور کامل در مورد آن صحبت کردیم، زیرا این یک خط خوب برای سوار شدن بود. اگر به سخنرانی‌های واقعی او گوش داده باشید، او خیلی سریع صحبت می‌کند و یک عطف جنوبی در کلمات او وجود دارد، کمی شیکاگو نیز وجود دارد. و پس از آن نیز وجود دارد، من گمان می کنم... ممکن است اشتباه کنم، اما تعدادی از دوستانم با انحراف تیغه بینی دارم. بنابراین آنها یک تونالیته بسیار بینی به صدای خود نیز دارند، که او داشت، که به آن تونالیته ای خفه می دهد. بنابراین، چگونه می‌توانیم آن لحنی را پیدا کنیم که بتوانید به وضوح بفهمید چه می‌گوید، زیرا بسیار مهم است که این کلمات به وضوح درک شوند، اما همچنین اینکه شما به اندازه کافی شبیه فرد باشید تا افرادی که صدای او را می‌شناسند و این مرد را دوست دارند، و مدتها منتظر ساختن فیلمی در مورد او بوده اید، از آن دور شوید و بگویید: "آره، این مرد آن را میخکوب کرد؟ انجام این کار واقعاً دشوار بود و فکر می‌کنم دنیل این کار را کرد.

مهلت: شما قبلاً با لیکیت استنفیلد روی فیلم کوتاه کمدی LaZercism کار کرده اید ، اما واضح است که این بسیار متفاوت است.

کینگ : از آخرین کاری که با او کردم، شب و روز است. و آخرین کاری که انجام دادم، او اساساً یک آگهی تبلیغاتی در Allstate انجام می داد. شما می دانید منظورم چیست؟ این خیلی متفاوت بود. او به انجام کارهای شخصی زیادی نیاز داشت - بسیاری از آنها را که من فقط در حال حاضر در مورد آنها یاد می‌گیرم، با انجام این مطبوعات، و فقط آسیب شخصی که او مجبور بود برای انجام صحنه‌های خاص ضربه بزند، که من نمی‌توانم تصور کنم. . حالا منطقی است که چرا برخی از چیزهایی که او در حین فیلمبرداری تجربه می کرد اتفاق می افتاد.

یک صحنه وجود داشت، صحنه ای است که او به فرد همپتون مواد مخدر می کشد. و اتفاقاً در پنجاهمین سالگرد ترور آن را شلیک کردیم. آن روز صبح با غش از خواب بیدار شد. آرایشگر سر ما، سیان ریچاردز، با من تماس گرفت و گفت: "فقط بدانی، لیکیت تمام روز در تریلر خود غمگین است و بی وقفه گریه می کند." و به این دلیل است که این صحنه چیزهای خاصی را در زندگی خودش تداعی می کرد که از آنها برای ارائه قانع کننده ترین عملکرد ممکن در آن لحظه، در کل فیلم استفاده می کرد. اما این واقعا برای او بسیار سخت بود.

یادم می آید روز دیگری که در حال رانندگی بود، در صحنه ای که نشان می دهد سیم بسته است و دستانش شروع به گزگز کردن کردند و مجبور شدیم توقف کنیم. او در واقع یدک‌کش شده بود، بنابراین هیچ خطری از این نظر وجود نداشت که او واقعاً یک وسیله نقلیه را اداره کند. اما فقط با توجه به این که دستانش گزگز می‌کردند، فیلمبرداری را متوقف کردیم تا ببینیم فشار خونش بالا رفته است یا خیر. اگر به طور بالقوه مجبور باشیم او را به بیمارستان ببریم. پس از شلیک، او در واقع به دلیل فشار خون بالا در بیمارستان بستری شد. جای تعجب نیست که این تجربه نقش مهمی داشته باشد. بنابراین واقعاً برای او سخت بود، مخصوصاً او فردی است که سیاستی که دارد و نوع انسانی اش را دارد. برای بازی کردن کسی که کاملاً شبیه او نیست، و برای بازی دقیق او، باید چیزهایی را در درون خودش پیدا می کردیم که شبیه این شخص هستند.

بنابراین من همیشه به او می گفتم، همه افراد حاضر در این مجموعه کار واقعاً بسیار دشواری دارند. دانیل در حال نواختن یک نماد است. دومینیک [فیش بک] در حال بازی نمادی است که هنوز زنده است. گفتم: «اما تو کار ناسپاسی ایفای نقش ویلیام اونیل را داری. و این یک فداکاری ارزشمند است زیرا تنها راهی که این فیلم ساخته می‌شود این است که ما آن را به این شکل بسازیم.» من این را به دلایل زیادی می دانستم. بنابراین این یک فداکاری واقعی و واقعی بود که او باید انجام می داد تا نقش چنین کسی را بازی کند. چون وقتی برای اولین بار تماس گرفتم، او فکر می کرد که دارد نقش فرد همپتون را بازی می کند.

مهلت: شما جایزه فیلم Independent Someone to Watch را بعد از اکران فیلم کمدی خود Newlyweeds دریافت کردید . ساخت این فیلم چه تغییری در سبک و رویکرد شما به عنوان کارگردان ایجاد کرد؟

پادشاه: برای شروع، تجربیات جدید زیادی وجود داشت. مثلاً این اولین باری بود که اکشن می کردم. بنابراین، منحنی یادگیری در آنجا وجود داشت، و من برای همیشه شاگرد این هنر خواهم بود، بنابراین چیزهای زیادی برای یادگیری در آن بخش دارم. اولین باری بود که با تهیه‌کنندگان بزرگ یک استودیو کار می‌کردم، در حال توسعه یک فیلم بودم. این فقط یک زمین کاملاً جدید برای من بود - باید از 12 فرد مختلف یادداشت برداری می کردم. گاهی اوقات یادداشت ها با یکدیگر در تضاد هستند. و من دیدگاه خودم را از کاری که می خواهم انجام دهم دارم. و سپس جنبه واقعی زندگی آن را نیز باید در نظر بگیرم. بعد از اینکه همه ما – خود من، تهیه‌کنندگان، استودیو – توافق کردیم که «این چیزی است که با آن پیش می‌رویم»، خانواده وارد می‌شوند و می‌گویند: «نه، شما نمی‌توانید این کار را انجام دهید. شما نمی توانید این کار را انجام دهید.» بنابراین شما باید این تنظیمات را انجام دهید. چالش های خلاقانه زیادی وجود داشت که نمی دانم چقدر روند من را تغییر دادند، اما آنها من را به عنوان یک هنرمند تغییر دادند. بنابراین حدس می‌زنم وقتی چیز بعدی را می‌سازم، روند من تغییر کرده است.

ددلاین: ساختن این فیلم شخصاً چه تأثیری بر شما داشت؟

کینگ : برایم سخت است که بگویم چگونه مرا تغییر داد. راستش را بخواهید، من فقط هنوز فضای ذهنی برای فکر کردن در مورد راه هایی که من به صورت فردی به عنوان یک فرد تغییر کرده است را نداشته ام. احساس می‌کنم هر چیزی که می‌گویم این است که چیزی درست کنم. من مطمئن هستم که دارد. من فقط متأسفانه واقعاً وقت نداشتم در مورد چگونگی آن فکر کنم. احتمالاً تا زمانی که وقت داشته باشم، به چیز بعدی که می سازم فکر می کنم، بنابراین حتی آن را موجودی هم نمی کنم.

مهلت: چگونه فیلم را در طول همه گیری تمام کردید؟

کینگ : قبل از تعطیلی نیویورک توانستیم با هم بریدگی داشته باشیم، اما بعد تعطیل شد. و زمانی بود که ما فقط در وقفه بودیم، و سپس در نهایت از راه دور با هم کار کردیم و توانستیم برخی از کارها را از راه دور انجام دهیم. وقتی همه چیز دوباره باز شد و توانستیم دوباره در همان اتاق کار کنیم و دوباره روی این موضوع به طور جدی کار کنیم و آن را به خانه بیاوریم، واقعاً خوشحال شدیم. اما چالش برانگیز بود، تولیدکنندگان آن سوی کشور، و ما همچنان همان جدول زمانی را داشتیم. کمی تنظیم شده بود، اما همچنان یک پنجره محکم بود تا همه چیز را تمام کند.

من عادت کرده بودم کار را بدون عکسبرداری مجدد انجام دهم. من به این موضوع رفتم، حتی هرگز به فیلمبرداری مجدد به عنوان یک امکان فکر نکردم. اما من [آمدم] تا بفهمم، اکثر فیلم‌های استودیویی در این اندازه فیلم‌برداری‌های مجدد دارند، آنها در حال برنامه‌ریزی برای فیلم‌برداری مجدد هستند، که همه آن‌ها را پیش‌بینی می‌کنند. من نبودم و خوشبختانه ما نیازی به گفتن داستانی که ما ساختیم را نداشتیم. اما اگر برای برخی از صحنه ها وجود داشت خوب بود. اما ما آن را نداشتیم. این چالش دیگری است که باید با آن دست و پنجه نرم کنید، درست مانند مواردی که در ویرایش باید اینگونه باشید: «خوب، خوب، ما نمی‌توانیم آن را دوباره فیلم‌برداری کنیم. ما نمی توانیم آن را بگیریم. چگونه این کار را انجام دهیم؟» و ما انجام دادیم.

روند ساخت این فیلم این را به من آموخت. هر چالشی را که تجربه کردم، واقعا خوشحالم که انجام دادم. چون نتیجه آن، به نظر من، اغلب بهتر از آن چیزی است که می‌کردیم. و همچنین توانستم از [آن] یاد بگیرم و رشد کنم.

بنابراین در نتیجه آن، فکر می‌کنم اکنون به چالش‌ها و مشکلات نگاه می‌کنم – حداقل سعی می‌کنم – فقط با دیدن طرف مقابل. آیا چیز مثبتی در آن وجود دارد؟ با این نسخه، فکر می‌کنم می‌توانم اینجا بنشینم و در مورد این واقعیت که من تجربه دور زدن در سراسر جهان و نمایش آن برای مردم، صحبت کردن و سفر کردن، و رفتن به جشنواره‌ها و همه چیزهایی را ندارم، ندارم من سکته می کند نه، من در خانه ام خواهم بود. میدونی چی میگم؟ من قصد دارم همه کارها را در زوم انجام دهم.

اما دوستان من که این تجربه را داشته‌اند، می‌گویند: «آره، در پایان، من خسته‌ام. من مریضم. من سه بار آنفولانزا گرفتم. دلم برای خانواده ام تنگ شده است.» و این یک نقطه ضعف است که من مجبور نیستم آن را تجربه کنم. من فقط ساعت ها در روز به یک صفحه خیره می شوم، اما همانطور که گفتم، هر چیزی مثبت و منفی دارد. بنابراین سعی می کنم بیشتر از این که بتوانم روی نکات مثبت تمرکز کنم.

مهلت: و حالا شاید افراد بیشتری بتوانند فیلم را به صورت مجازی ببینند.

کینگ : شما بیشتر به آن نگاه می کنید. نگاه کنید، من در مورد آن اینگونه فکر می کنم، حزب پلنگ سیاه تماماً این بود که آنچه را که مردم احساس می کردند به آن نیاز دارند، به مردم، تا حد امکان رایگان و آسان برسانند. و بنابراین، در میانه همه گیری، هیچ توجیهی برای انکار مردم وجود ندارد. به عنوان فردی که در طول این سال بعد از یک روز سخت واقعاً به تلویزیون و فیلم در مقاطع مختلف نیاز داشت، این تنها راه است. از برخی جهات این کار درست برای مردم است.