اختصاصی : امروز صبح در تورنتو، نویسنده و کارگردان آلن هیوز و FX از اولین مستند پنج قسمتی خود یعنی «مامان عزیز » رونمایی کردند . این یک کاوش حماسی از زندگی نماد هیپ هاپ توپاک شکور و مادر فقیدش، افنی شکور ، عضو سابق پلنگ سیاه است. این اولین سفر هیوز به TIFF از زمانی است که او و برادرش آلبرت برای رونمایی از عکس جانی دپ خود از جهنم آمدند، اما وقتی دیدند که این عنوان بسیار مناسب است وقتی در روز رسانه ای آنها 21 سال پیش، همه چیز با ربوده شدن دو هواپیما لغو شد. به برج های دوقلو برخورد کرد و آن ها را پایین آورد. به دستور دارایی خانواده شکور، هیوز - که به غیر از فیلم هایی مانند کتاب الی،کارگردانی فیلم مستند تحسین شده The Defiant Ones در مورد دکتر Dre و Jimmy Iovine - سالها به غواصی عمیق در اساطیر توپاک پرداخت تا پاسخ دهد که چرا هنر او پس از کشته شدن او در سال 1996 در سن 25 سالگی تا این حد دوام می آورد. همانطور که او ترجیح می داد. از آن اجتناب کنید، هیوز مجبور شد با تاریخ تحریک آمیز خود با توپاک روبرو شود. پس از اینکه برادران هیوز توپاک را برای یک نقش مکمل در انجمن Menace II استخدام کردند، آنها او را به دلیل اختلاف نظر در مورد نقشی که می خواست بازی کند اخراج کردند. بعداً، هنرمند هیپ‌هاپ و دوستانش با هیوز و کارگردان همکارش آلبرت برخورد کردند و آن‌ها را به‌قدری مورد ضرب و شتم قرار دادند که منجر به محکومیت جنایی شکور به اتهام حمله و ضرب و جرح شد. در اینجا، هیوز همه چیز را مورد بحث قرار می دهد، از جمله ارتباط معنوی بین توپاک و ماروین گی، که زندگی بعدی آنها آلن هیوز در یک فیلم روایی برای برادران وارنر و موتاون رکوردز انجام می شود.

مهلت: وقتی برای اولین بار در مورد شیرجه پنج قسمتی شما به زندگی توپاک شکور صحبت می کردیم، شما آن را قانون شکن می نامیدید . چرا تغییر به مامان عزیز ؟

آلن هیوز : وقتی با این کار موافقت کردم، پس از صحبت با خانواده و املاک، همیشه آن را به عنوان یک داستان مادر و پسر می دیدم، زیرا می توانستم با مادر مجرد به عنوان یک موضوع فعال ارتباط برقرار کنم. اون مادرم بود او در خط مقدم جنبش حقوق زنان بود و ما در همه اینها دخیل بودیم. همیشه یاغی بود، اما من نمی خواستم اسمش را بگذارم و مامان عزیز بهتر بود.

مهلت: چرا؟

هیوز : متوجه شدم، گفتم: «خب، یک دقیقه صبر کن. این یادداشت عاشقانه توپاک به مادرش و یادداشت عاشقانه من به مادرم است. همانطور که اپیزود 1 را می بینید، او این قطعه را به صورت اثیری روایت می کند. وقتی به زمانی فکر می‌کنید که در آن قرار داریم، و آنچه که با حکم دادگاه عالی درباره Roe v Wade اتفاق افتاده است و معنای آن برای حقوق زنان و حقوق بشر چیست، همه‌اش یک مبارزه حقوق مدنی است. سفر مشترک افنی و توپاک، عنوان "مامان عزیز" برای من معنایی دارد که آنها برای آن ایستاده اند. می‌خواستم تماشاگران ببینند که چرا این یک مبارزه به‌موقع و ابدی است که در آن، حتی وقتی به قله‌ی کوه می‌رسی، باید برای حفظ بردها هوشیار باشی. آهنگ توپاک به نام «مامان عزیز» این موضوع را در مورد مبارزه آن زن با آن حقوق بشر بیان می کند. همش وصله

مهلت: همچنین به جایگاه شکور به عنوان یک هنرمند اهمیت بیشتری می دهد تا خشونتی که به نظر می رسید زندگی او را احاطه کرده است…

هیوز : کاملاً درست می گویید. در این سفر هم به ذهنم رسید که هنر اصیل او و هنر اصیل او شعر است. و Outlaw به هیچ وجه به آن اشاره نکرد.

مهلت: متأسفانه بسیاری از هنرمندان هیپ هاپ در سنین جوانی در حوادث خشونت آمیز جان خود را از دست دادند. تعداد کمی به جایگاه نمادینی رسیدند که شکور در زندگی کوتاه خود به آن دست یافت. شما تصویر او را روی یک پیراهن می بینید و دقیقا می دانید که او کیست، مانند باب مارلی یا مرلین مونرو یا جیمز دین. به یاد می‌آورم که در مورد تیراندازی به او یا در دردسر خوانده بودم، و فکر می‌کنم: «چرا او از این زندگی فرار نمی‌کند و امن‌تر زندگی نمی‌کند؟» اما شاید محیط زیست سوخت هنر بوده است؟

هیوز : من می‌خواهم این را به‌درستی بیان کنم. اپیزود 1 صرفاً یک تنظیم است. و سپس سریال شروع به کار می کند. تبدیل به یک اودیسه موسیقایی می شود و وارد روانشناسی آن چیزی که شما گفتید می شود. حرف او این بود: «من باید با این افراد در خیابان ها ملاقات کنم. من باید با این گانگسترها در خیابان ها ملاقات کنم." برنامه او این بود که آنها را سازماندهی کند، مانند پانترها. این برنامه بود. قبل از اینکه عمرش در 25 سالگی کوتاه شود، او همیشه می گفت که زندگی اراذل و اوباش مربوط به ملاقات با این گانگسترها و خیابان ها، عناصر خیابانی، این مردان جوان است که او با آنها اغماض نمی کرد.

مهلت: بزرگترین سودی که از معامله با املاک توپاک و افنی گرفتید چه بود؟

HUGHES : دسترسی. نه تنها به تمام شعرها، تمام نوشته ها، بلکه به ضبط ها و آکاپلا توپاک. آنها به ما این توانایی را دادند که سروصدا را کنار بگذاریم و شعر را بیرون بیاوریم. وقتی می گویم سر و صدا، برمی گردم به قانون یاغی در مقابل مامان عزیز،چگونه شعر را در این همه بیرون می آورید؟ چگونه آن را درک می کنید؟ شما آن را در قسمت 2 خواهید دید، و افرادی که آن را دیده‌اند می‌گویند، "من هرگز متوجه نشدم که او این را می‌گوید." املاکی که اجازه دسترسی به خزانه‌ها را می‌دهد - همه نوشته‌ها، جواهرات، همه لباس‌ها - همه چیزهای او هستند. او در مورد جاه طلبی های خود ثبت و یادداشت می کرد و افنی نیز چیزهایی را یادداشت می کرد. بنابراین شما می توانید حفاری کنید و بدانید، چه سال 91 یا 92، چه احساسی داشت؟ او چه احساسی داشت؟ اما چالش با او، ضبط های زیادی از او وجود نداشت، به خصوص زمانی که صحبت از تاریخچه او می شود. مجبور شدیم حفاری کنیم.

مهلت: سبک شما در قسمت اول این است که در پس زمینه بمانید. اما شما توسط توپاک و اطرافیانش به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتید، خشم شما از اخراج او از انجمن Menace II ، اولین فیلم شما با برادرتان آلبرت. این ماجرا با مجرم شناخته شدن توپاک به اتهام حمله و باطری به پایان رسید. چگونه آن حادثه را کشف می کنید؟

هیوز : من تمایلی به رفتن به کارم نداشتم، زیرا دوست نداشتم دوربین روی من باشد. من سعی نمی کنم در این مورد مشهور باشم. تهیه‌کننده و شریک نویسندگی من گفتند: "تو باید با آن کنار بیایی، آلن." بنابراین ما راهی پیدا کردیم و شما آن را در قسمت 2 خواهید دید. و برای من جذاب بود، زیرا چیزهایی را در مورد آنچه اتفاق افتاد فهمیدم که به نفع او بود، در واقع، و از استدلال من طرفداری نکرد، که قبلاً هرگز متوجه نشده بودم. نه بحث خشونت، بلکه آنچه اختلاف نظر تمام شد.

مهلت: می توانید توضیح دهید؟

هیوز : مانند توپاک، ما جوان بودیم و روزهای سختی را سپری می‌کردیم. زمانی که او بخشی از انجمن Menace II بود ، وقت نداشتیم وارد آن شویمبه عنوان یکی از بازیگران، و همه چیز به جایی رسید که باید راه خود را از هم جدا می‌کردیم وگرنه باید او را رها می‌کردم. سپس، ماه ها بعد، او تلافی کرد. اما چیزی که من تا زمانی که شروع به انجام یک غواصی عمیق و احساسی و حفاری در این مورد نکردم نمی فهمیدم این بود که "اوه لعنتی، بحث واقعی که ما در مورد شخصیت در فیلم داشتیم، او در واقع یک نکته معتبر داشت." فقط ندیدمش سپس ما وارد یک مکان ناکارآمد شده بودیم. شما آن را در زمان واقعی خواهید دید و خواهید شنید. دارم با مدیرش مصاحبه می کنم. شما لیلا را در قسمت 1 دیدید. دارم با لیلا گرگوری مصاحبه می کنم. و یک لحظه اتاق عوض شد و مرا روی آن صندلی داغ نشاندند و دارند کبابم می کنند. این برنامه ریزی نشده بود، اما اینجاست که همه چیز در مورد کشمکش و آنچه اتفاق افتاده است خواهید شنید. به خدا سوگند من این برنامه را نداشتم. آنها واقعاً به سمت من رفتند.

مهلت: هنرمندان برای هنر خود بهایی می پردازند. به نظر می رسد مال شما نه تنها این بود که شما را از دست داده اید، بلکه باید آن ضرب و شتم را در مستندی که ساخته اید دوباره زنده کنید؟

هیوز: بدون شک. تنها چیزی که باید مردم در مورد این قطعه بفهمند این است که نمی‌خواستم این کار را انجام دهم این است که طرفداران خشمگین توپاک در آنجا وجود دارند، و نمی‌دانستم که آیا می‌خواهم از نظر احساسی گذشته را دوباره به دادگاه بکشم. من متوجه نشدم که من یک دسته کلی از ترومای بدون بسته بندی دارم که حتی از آن حادثه با آن برخورد نکرده بودم. چیزی که باعث شد همه چیز برای من ارزش داشته باشد این بود که می خواستم توپاک را درک کنم. من می خواستم معنی را در سفر او پیدا کنم. نمی خواستم فقط هرج و مرج باشد. وقتی او را ملاقات کردم، کاملا شیفته او شدم و می گویم: "بیایید به آن برگردیم." همه ما در مورد نحوه مرگ غم انگیز توپاک شنیده ایم، اما چیزی که نمی دانیم این بود که او در کجا به دنیا آمد. اینکه از حزب پلنگ سیاه و خانواده اش انتظاری وجود داشت. آنها یک انتظار داشتند. من هیچ یک از اینها را نمی دانستم. آن بار به چه معناست؟ آن تروما یعنی چه؟

مهلت: چه انتظاری؟

هیوز : آنها انتظار داشتند که او رهبر حزب جدید پلنگ آفریقایی آمریکایی باشد. در قسمت 1، می شنوید که به آن اشاره شده است. و در یک لحظه به مدیر لیلا گرگوری گفت: "اگر این معامله را از من نگیری، من رئیس جمهور جدید پلنگ های آفریقایی آمریکایی خواهم شد." این واقعاً نقشه او بود. من آن را مطرح می کنم زیرا، من این کار را به دلیل دیگری جز جستجوی پاسخ انجام ندادم. احساس می‌کردم که مدیون خانواده و مردم هستم، حتی در مورد خودم. آنها قبلاً ناامید شده بودند و افنی از تصویرها، عدم درک فیلم بلند یا هر چیز دیگری ناامید شده بود. من واقعاً می خواستم این کار را درست انجام دهم، و این بدان معنا نیست که این کار را از طریق لنزهای رز رنگ انجام دهید. یعنی برویم ملودی این روایت را پیدا کنیم.

ددلاین: چرا این قسمت اول را به جشنواره فیلم تورنتو بیاوریم، وقتی سریال تا زمستان از FX پخش نمی شود؟

هیوز : آخرین باری که اینجا بودم، در 11 سپتامبر به دام افتادم. آن روز از روز مطبوعات جهنم بود.

مهلت: سال گذشته به عنوان بخشی از خاطرات جمعیت فیلم که پس از برخورد هواپیماها به برج ها در آن روز غم انگیز در تورنتو سرگردان شدند، درباره آن بحث کردیم. آیا فیلم پرفروش خود یعنی Menace II Society را به آنجا آورده اید؟

هیوز : ما در کن برای انجمن تهدید دوم بودیم.اوه پسر این یه چیزی بود در اینجا، جشنواره از ما پرسیده شد و فکر کردیم، "این عالی خواهد بود." من تفاوتی بین رسانه مستند و روایت داستانی قائل نیستم. و وقتی در مورد افراد واقعی و مبارزات و سفر آنها و تمام این موضوعاتی که مادر توپاک از آنها دفاع می کرد صحبت می کنید، احساس می کنید واقعاً مهم است. این فیلم را در موقعیتی قرار می دهد که باید جدی گرفته شود، و نه به عنوان یک مستند جنایی واقعی و هیجان انگیز. همه ما آن مستندها را می بلعیم، اما این آن نیست. این چیزی است که باید بسیار جدی گرفته شود. زمانی که در جشنواره فیلم کن پذیرفته شدیم، هیچ نظری نداشتم. فکر نمی‌کنم در 20 سالگی حتی نمی‌دانستم جشنواره کن چیست. و این اعتبار فوق‌العاده‌ای بود. اکنون می دانم که این جشنواره های بین المللی فیلم فوق العاده چه معنایی برای اعتبار بخشیدن به تاریخ توپاک دارند.

مهلت: شما در حال حرکت به یکی دیگر از ویژگی های روایت زندگی نامه ای در یک نماد موسیقی با ماروین گی هستید. چطور است؟

هیوز : به خوبی پیش می رود. مانند این مورد، خارج از فرآیند خلاقانه، شما با متغیرهایی مانند املاک و موسیقی و سپس چیزهایی مانند خانواده گسترده سروکار دارید. کار شما تبدیل به یک وظیفه معنوی می شود تا مطمئن شوید همه چیز در یک راستا است. ما همه منابع را در اختیار داریم و به آن نزدیک هستیم. صادقانه بگویم، این یک راه طولانی برای گفتن است، مایک، که باید توپاک را تمام کنم.

مهلت: چگونه این سفر به شما کمک کرد تا ماروین گی را درک کنید، کسی که مانند توپاک، پس از مرگ بر اثر شلیک گلوله، موسیقی خود را دوباره ارزیابی کرد…

هیوز : یک جزء معنوی در آن وجود دارد. و من را تحمل کن، زیرا یک لحظه طول می کشد. اگر به جرج فلوید برگردید، دوباره احساس می کنید سال 1968 است - ناآرامی های داخلی و آنچه در اخبار خواهید دید. و، به معنای واقعی کلمه، در پس‌زمینه «تغییرات» توسط توپاک و «چه خبر است» اثر ماروین گی، در همان خبر می‌شنوید. در خیابان قدم می زنم و نقاشی های دیواری دیده ام. اکنون در Lower East Side منهتن می توانم به یکی فکر کنم که توپاک را در یک طرف نقاشی دیواری و Marvin Gaye را دارد. من از طریق توپاک متوجه شدم که با ماروین گفتگو کرده ام. این به عمیق ترین شکل مرا غرق کرد. خلاقانه، چیزهایی که کمی در قسمت 1 مامان عزیز می بینید، تکنیک های من با این چند تراک و کارهایی که می توانم انجام دهم تا سکانس و امتیازدهی فیلم و برگرداندن این چند تراک و یافتن چیزهایی در این چند تراک که هیچ کس تا به حال نشنیده است، آنها را در توپاک پیدا کردم و هستم. پیدا کردن آنها در ماروین. یکی گفت: «هی آلن، تو اینجا تو بیوگرافی گیر کردی؟ می‌گویم، «خب، بچه‌هایی که مدام فیلم‌های مارول می‌کنند چطور؟»

مهلت: مانند دنیای مارول، بافت پیوندی زیادی بین این هنرمندان نمادین وجود دارد که روابط نژادی و آشفتگی را در لحظه تفسیر می‌کنند. چه کسی می خواهید نقش ماروین گی را بازی کنید؟

هیوز : من یک ایده دارم، اما نمی توانم آن را بگویم.

مهلت: او بهتر است خوش تیپ باشد.

هیوز : اوه خدای من، او این قیافه زیبای اثیری را داشت. برخی گفتند که جادوی آلبوم چه می‌گذرد این است که شنیدن آن آسان است، اما او در حال قاچاق چنین مضامین سنگینی است. من از استفاده از کلمه مبارک متنفرم، اما در اینجا از آن استفاده خواهم کرد. وقتی به توپاک و افنی نگاه می‌کنم، خوشا به حال، و وقتی که دارم آن را به بعدی می‌برم، نگاه می‌کنم. حداقل دنیای مارول من پر از معناست.