اجازه دهید با بیتلز شروع کنیم. در پایان سال 1968، Fab Four آلبوم سفید را منتشر کرد، که در عرض یک سال به تبلوید بدنام تبدیل شد، زیرا یکی از رهبران فرقه هیپی به نام چارلز منسون، پیروان خود را تحت عنوان معانی پنهانی که در آلبوم‌هایشان کشف کرده بود، به کشتار فرستاد. آهنگ ها. با این حال، چیزی که امروزه هیچ‌کس واقعاً به خاطر نمی‌آورد، این است که قبلاً آهنگی در آن آلبوم وجود داشت که دقیقاً آن دسته از افراد عجیب و غریب را هدف قرار می‌داد که به دنبال معانی پنهان در آهنگ‌های بیتلز بودند.

آهنگ «پیاز شیشه‌ای» که به لنون-مک‌کارتنی اعتبار دارد، عمدتاً توسط لنون نوشته شده است، تا برای کسانی که به دنبال عمیق‌تر بودن در اشعار سوررئال گروه هستند، دلهره‌آور باشد. و به عنوان یک عنوان و تم پایانی، کاملاً با دنباله اول فیلم Knives Out ریان جانسون مطابقت دارد . پس از صحنه خانه تاریک قدیمی فیلم 2019، جایی که بنوا بلان، کارآگاه دنیل کریگ ، در سایه تلاش می‌کرد تا قاتل رمان‌نویس جنایی سالخورده بوستون، هارلن ترومبی را بیرون بکشد، این بار وقایع در روز روشن، در خانه تعطیلات آفتابی یونانی میلیاردر فناوری مایلز برون ( ادوارد نورتون ) که برخی از افرادی را که فکر می‌کند نزدیک‌ترین دوستانش هستند برای یک آخر هفته مرموز قتل احضار کرده است.

ابتذال بران به عنوان یک مجموعه‌دار معمولی از هنرهای گران‌قیمت و دیگر اقلام فرهنگی پاپ، نفس‌گیر است و از این نظر، خط آهنگ در مورد دیدن «نصف دیگر چگونه زندگی می‌کنند» به‌ویژه جذاب به نظر می‌رسد. اما جانسون تا زمانی که فیلمنامه را شروع نکرده بود در واقع به آن به عنوان عنوان فکر نکرده بود. او می‌گوید: «من چیزی در ذهن نداشتم، که وحشتناک بود، زیرا اولین فیلمی که حدود 10 سال بود آشپزی می‌کردم.

این همان جایی است که بیتلز وارد می شود. او می گوید: «من به نقطه ای رسیده بودم که ایده استعاره ای مرکزی را داشتم که بلان می توانست به آن بچسبد و مانند یک اسب مرده بکوبد. «چیزی که از شیشه ساخته شده بود. چیزی که لایه لایه بود، اما مرکز در معرض دید قرار داشت و غیره. و من فکر کردم، خوب، خوب، میلیاردر قرار است جزیره ای داشته باشد، و شاید ساختاری روی آن داشته باشد که از شیشه ساخته شده است، پس... آیا این یک قلعه شیشه ای است؟ آیا این یک قصر شیشه ای است؟ من به معنای واقعی کلمه برنامه موسیقی را در تلفنم باز کردم و فقط کلمه "glass" را جستجو کردم و "Glass Onion" ظاهر شد."

وقتی این کار را انجام داد، متوجه شد که کاملاً عالی است. اما همیشه وقتی فیلمنامه را نشان می‌دادم تعجب می‌کردم که چه تعداد از مردم نمی‌دانستند که آهنگ بیتلز است. فکر می‌کردم همه «پیاز شیشه‌ای» را می‌شناسند، اما حدس می‌زنم که نمی‌دانند.

فیلم اصلی Knives Out در سال 2019 و تنها دو سال پس از فیلم جنگ ستارگان جانسون، آخرین جدای ، در تورنتو به نمایش درآمد . در آن زمان، به عنوان یکی از آن فیلم‌های کوچک‌تر و شخصی‌تر دیده می‌شد که کارگردان ممکن است پس از ساخت یک هیولای استودیویی، آن را به‌عنوان یک بازدم بزرگ انجام دهد، اما در نگاهی به گذشته، کاملاً اینطور نبود. در اولین نمایش خود در تئاتر شاهزاده خانم ولز خانه را تکان داد و به طور جدی درک عمومی از دنیل کریگ را مجدداً تنظیم کرد.

اما حتی قبل از اکران، افکار دنباله‌دار در حال حباب کردن بودند. رام برگمن تهیه کننده می گوید: «اولین به وضوح انجام آن بسیار سرگرم کننده بود. بی‌معنی بود: باید برویم و یکی دیگر بسازیم. من همیشه، حتی از مرحله فیلمنامه، معتقد بودم که اگر این کار به نتیجه برسد، این شخصیتی است که می‌توانید در واقع یک فرنچایز بسازید - به دلیل نبود کلمه بهتر -. اما فقط در زمان اکران فیلم بود که متوجه شدیم می تواند کار کند.»

کریگ هم مطمئناً انتظارش را نداشت. در واقع، همانطور که او آن را توصیف می کند، ظاهرش در فیلم اصلی Knives Out تقریباً اتفاق نیفتاد. او به خاطر می‌آورد: «نماینده من در مورد آن شنل و خنجر زیادی داشت، که فکر می‌کنم درست باشد. کریگ از فیلم برادران بلوم در سال 2008 جانسون را دنبال می کرد و فقط نام کارگردان به تنهایی علاقه او را برانگیخت. اکنون می‌توانم این را بگویم، اما معمولاً روی یک فیلمنامه باید نام من روی آن علامت زده شود تا اگر تصمیم به فروش آن گرفتم، بدانند که این من هستم. این نماینده من بود که نامش روی آن نقش بسته بود. گفت: این را بخوانید. به آنها نگویید که من آن را به شما نشان داده ام. بنابراین، آن را خواندم. و البته، من دقیقاً مثل "اوه خدای من، من باید این کار را انجام دهم."

او می گوید جذابیت کمتر به شخصیت و بیشتر به فیلمنامه مربوط می شود. «این شخصیت کاملاً برای من وجود نداشت. کارگردانی صحنه وجود داشت: "لهجه روشن جنوبی". اما این تمام چیزی است که من به دست آوردم، بنابراین، در ذهن من نبود. عکس واضحی نداشتم اما وقتی فیلمنامه ای به این خوبی می خوانید، بسیار نادر است.»

با این وجود، در آن زمان هیچ فکر جدی برای یک فرنچایز وجود نداشت، حتی با نزدیک شدن کریگ به پایان دوران تصدی خود به عنوان باند. او می‌گوید: «وقتی در حال فیلم‌برداری بودیم، مثل شما درباره‌اش خیال‌پردازی می‌کردیم: «خیلی خوب است که یکی دیگر از اینها را انجام دهیم.» اما چه کسی می داند؟ شما نمی خواهید پیش بینی کنید که فیلم موفق خواهد شد. ما در موارد متعددی آنجا بودیم، این کار را انجام دادیم و شکست خوردیم.» (شبح فیلم Cowboys & Aliens در سال 2011 به ذهن خطور می کند.) "اما این واقعیت که مردم Knives Out را بسیار دوست داشتند و این واقعیت که چنین موفقیتی به دست آمد، ما را به این فکر انداخت که ببینیم چه می شود."

جدول زمانی که طول کشید تا فیلمنامه پیاز شیشه ای جمع شود، بیشتر در مه الاستیک ذهن دوران کووید وجود دارد، اما مطمئناً با استانداردهای هر کسی خیلی سریع انجام شد. کریگ می گوید: «فکر می کنم کمتر از شش ماه بود. «ریان در قرنطینه بود، بنابراین او واقعاً کار زیادی برای انجام دادن نداشت. یه جورایی یه زندانی بود اما از خواندنش اعصابم خورد شد. مقصد بعدی ما کجاست؟ شما نمی خواهید بگویید که باید آخرین فیلم را در صدر قرار دهید ... اما باید به نوعی باید در صدر فیلم آخر قرار بگیرید. همین است، اینطور نیست؟ و او انجام داد.»

اولین فیلم Knives Out مدیون یکی از فیلم‌های مورد علاقه جانسون، آخرین شیلا ، یک کنجکاوی فرقه‌ای در سال 1973 بود که توسط استیون سوندهیم و آنتونی پرکینز نوشته شد. پیاز شیشه ای ، با این حال، تقریباً کل فرضیه را به عاریت گرفته است. او می‌گوید: «این یک معمای قتل بزرگ است، اما اصلی‌ترین چیزی که من از آن برداشت کردم، ایده یک تند تند و ثروتمند بود که همه دوستانش را برای یک بازی معمایی قتل به یک مکان عجیب و غریب دعوت می‌کرد. در درون آن، سلسله مراتب گروهی از دوستان نیز وجود دارد، با فردی در بالای هرم، و هرکسی دلیلی برای برهم زدن آنها دارد، و روشی که پول در آن نقش دارد.

با ورود Glass Onion به سینماها، و بعداً نمایش‌های تلویزیونی، در پی تسلط الون ماسک در توییتر، ممکن است به نظر بی‌خبر باشد، اما جانسون واقعاً این را پیش‌بینی نمی‌کرد. «این واقعیت که برون یک میلیاردر فناوری است - که برای داستان بسیار منطقی بود - به یک مانع در نوشتن تبدیل شد. زیرا - فکر نمی‌کنم حتی نام‌ها را بگویم - برخی مشابه‌های آشکار و واقعی وجود دارد. و لحظه ای که شروع کردم به فکر کردن به هر یک از آنها خیلی سریع، خیلی زود خسته کننده شد. و بنابراین، جدا کردن او از آن، و تلاش برای ساختن او به عنوان شخصیت دلقک خود، به یک چالش تبدیل شد.»

جایی که ادوارد نورتون وارد می‌شود. جانسون، که پس از اولین بازی چشم‌گیرش، فیلم موفق ساندنس بریک در سال 2005 ، یک مجموعه فیلم نوآر مستقل بسیار شیک ، به او نزدیک شد، می‌گوید: «ادوارد و من سال‌ها می‌خواستیم با هم کار کنیم. در دبیرستان. او بازیگر فوق‌العاده‌ای است، و همچنین پایی در دنیای سرمایه‌گذاران فناوری و همه این‌ها دارد. او در آن حلقه‌ها حرکت کرده است و توانسته واقعاً با آن سرگرم شود.»

نورتون به یاد می آورد که آنها اولین بار در یک کافی شاپ نیویورک با هم آشنا شدند. "ما در مورد انجام کاری صحبت کردیم، اما کمی بیشتر از آنچه انتظار داشتیم طول کشید." این شانس سرانجام در بهار سال گذشته زمانی که نورتون فیلمنامه پیاز شیشه ای را دریافت کرد، به دست آمد. او می گوید: «من خیلی خندیدم.

نورتون نیز مانند جانسون فوراً هرگونه تلاشی برای شناسایی مایلز برون های دنیای واقعی را کنار می گذارد. او می‌گوید: «تصور من در این مورد واقعاً این بود که بدانم مایلز شخصیتی است که از یک گونه خاص جدا شده است. «این روزها آنها در اطراف ما هستند و واقعاً دارند شیر می شوند. بنابراین، برای من، کار با ریان این بود که ویژگی‌های عالی را برای فرستادن نوع خاصی از افراد انتخاب و انتخاب کنم، و این کار را با جاسازی بسیاری از بهترین و بدترین چیزهایی که در این افراد می‌بینیم در درون او انجام دهم، اما هنوز راهی برای احساس ارگانیک بودن آن پیدا کنید. با طنز، اگر بیش از حد آن را بازی کنید…”

مکث می کند. او با اشاره به افکار جیک لاموتا در مورد پخت استیک می‌گوید: «مثل خط در گاو خشمگین است. شما آن را زیاد بپزید، خوب نیست. هدف خود را شکست می دهد. شما باید لحظه ای را پیدا کنید که در آن هم خنده دار و هم باورپذیر باشد.»

طنز اجتماعی این بار مطمئناً بسیار متفاوت از اولین Knives Out است که در یک محیط نسبتاً ساده از منظره مدرن آمریکایی دوران MAGA پخش شد. کریگ می‌گوید: «تفاوت با بنوا در این مورد این است که وقتی به بوستون می‌رود، افرادی که باید با آن‌ها سر و کار داشته باشند، شهرنشین‌ها هستند. آنها کاملاً متفاوت از افرادی هستند که او باید در Glass Onion با آنها سر و کار داشته باشد. من نمی گویم که مردم پیاز شیشه ای لزوماً احمق هستند، اما... خب، برخی از آنها احمق هستند.

این بار ما بینشی از روند بلان به دست می آوریم، زیرا او کمی بیشتر از شخصیت و به ویژه روش های خود را آشکار می کند. جانسون توضیح می‌دهد: «این واقعاً فقط محصول الزامات این داستان بود. در فیلم اول، ما از چشم شخصیت آنا دی آرماس، مارتا، که پرستار ترومبی است، وارد می‌شویم و بلان بسیار شبیه کوسه‌ای در آرواره‌ها است - او به نوعی دور او می‌چرخد و در حاشیه است - اما ما دیدن چیزها از دیدگاه او در حالی که در این، ما از چشم بلان به جزیره می آییم، بنابراین وقتی برای اولین بار با همه شخصیت ها روبرو می شویم، آنها معما هستند. این به طور طبیعی منجر به این می شود که مخاطب در کنار بلان باشد.»

اگرچه بلان این بار بسیار گردتر است، کریگ با صدای بلند به مفهوم «توسعه شخصیت» که ممکن است بین Knives Out و Glass Onion روی آن کار شده باشد می‌خندد («نمی‌دانم آیا من چنین بازیگری هستم یا نه. ”). اما او موافق است که این روزها در پوست بنوا بلان بسیار امن تر است. او می‌گوید: «رفتار من با او در پیاز شیشه‌ای این است که او فوق‌العاده کنجکاو است. "من فکر می کنم او مهربان است. او واقعاً به داستان‌های انسانی، به آدم‌ها و آنچه که آنها برای گفتن دارند علاقه مند است. این طوری کارش را انجام می دهد. او ممکن است بخواهد مظنونان خود را حلق آویز کنند، اما این کار را با باز بودن انجام می دهد. شما آن را در فیلم می بینید، او می گوید: "من آنها را شل می کنم."

اگرچه او حاضر نمی شود روی نقاط داستانی ترسیم شود که می تواند اسپویلر در نظر گرفته شود - و در پیاز شیشه ای واقعاً تعداد زیادی از آنها وجود دارد - کریگ به طرز شگفت انگیزی در مورد افشای اخیر روی صحنه در جشنواره فیلم لندن که بلان همجنسگرا است و به اشتراک می گذارد خوب است. خانه اش با شخصیتی که نقش آن را بازی می کند... خوب، این یکی از شگفتی هایی است که کریگ نمی خواهد درباره آن صحبت کند. او می گوید: «همه چیز خوب است. «هرچه کمتر آهنگ و رقصی در مورد آن بسازیم، واقعاً برای من بهتر است، زیرا منطقی بود. و همچنین، همانطور که در LFF گفتم، چه کسی نمی خواهد با انسانی که اتفاقاً با او زندگی می کند زندگی کند؟ خوب است، سرگرم کننده است. و چرا نباید باشد؟ من نمی‌خواهم مردم از نظر سیاسی درگیر چیزی شوند.»

قبل از اینکه فیلم ما را به لانه جزیره یونانی مایلز برون ببرد، از طریق دعوت‌هایی که او ارسال می‌کند، بینشی از حلقه اجتماعی او دریافت می‌کنیم: یک جعبه چوبی مجلل که مجموعه‌ای از پازل‌های فیزیکی را در خود جای داده است. جانسون می‌گوید: «اول از همه، احساس می‌کردم راهی عالی برای عبور از بخش سخت هر معمای قتل، که معرفی همه مظنونان است. اما این یک روش بسیار زیبا و مختصر برای دیدن همه آنها در خانه در طول همه گیری بود.

وقتی مهمانان به اسکله یونانی می‌رسند تا قایق‌ای را بگیرند که برون روی آن گذاشته شده، چطور پیش می‌رود: یک هنرپیشه معروف به همه آن‌ها «واکسن فرد ثروتمند» را در یک فیلم کوتاه زودگذر می‌دهد که تنها یکی از بسیاری از آن‌هاست.

جانسون که می پذیرد تعداد کمی از اسرار فیلم در حال حاضر آشکار شده اند شانه بالا می اندازد: «من فکر می کنم می توانیم بگوییم که مردم می دانند اتان هاوک در فیلم حضور دارد. او در بوداپست بود و در حال اجرای فیلم شوالیه ماه با اسکار آیزاک بود و با مهربانی با خانواده‌اش برای یک آخر هفته آمد تا آن صحنه کوچک را انجام دهد. در ابتدای فیلمبرداری ما بود، بنابراین او مانند یک قدیس بود که ما را برکت می داد. او به ما برکت داد و سپس در غروب خورشید ناپدید شد.»

این مجموعه، همانطور که معلوم شد، واقعاً به برکت نیاز داشت. جانسون می‌گوید: «در زمان اوج‌گیری دلتا درست بود، بنابراین اعداد واقعاً بسیار بد بودند.» بار حفاظت در برابر این امر بر عهده تهیه کننده برگمان بود، که پس از جست و جوی چهار گوشه جهان - "مکان یا منطقه ای وجود نداشت که به آن فکر نمی کردیم" - در ویلا 20 در استراحتگاه مجلل آمانزوئه ساکن شد. پورتو هلی برای فضای بیرونی ("محل بدی برای آویزان کردن هر روز نیست"). با این حال، کارهای زیادی برای انجام دادن وجود داشت: همانطور که ممکن است حدس بزنید، ویژگی غول پیکر پیاز شیشه ای خانه یک جلوه بصری است، اما جزیره نیز همینطور است («در واقع، 20 دقیقه با ساحل فاصله دارد»). صحنه های داخل استراحتگاه برون حتی دورتر، حدود 500 مایلی شمال، در پایتخت صربستان گرفته شده است. برگمن می گوید: «ما در لندن جستجو کرده بودیم، اما نتوانستیم فضای کافی برای صحنه پیدا کنیم. بنابراین، پس از یونان، ما به بلگراد رفتیم و در آنجا تمام فضاهای داخلی را ساختیم. هر چیزی را که در داخل خانه می بینید، ما ساختیم.»

عکاسی از پشت صحنه عکسبرداری، دنیایی را نشان می‌دهد که با دنیای شگفت‌انگیز گردهمایی‌های شامپاین مایلز برون در تضاد است. برگمن می‌گوید: «من می‌توانم بگویم که احتمالاً از بین تمام فیلم‌برداری‌هایی که تا به حال داشته‌ام، این بیشترین استرس را داشته است، به دلیل ترس از اینکه یکی از بازیگران، یا ریان، مبتلا به کووید شود، و پس از آن مجبور شویم. به مدت دو هفته تعطیل شود علاوه بر این، اثر موج دار وجود دارد، به خصوص با بازیگرانی که هر روز با هم کار می کنند. چه تأثیری بر پروژه بعدی آنها خواهد داشت؟»

کریگ می‌خندد: «رام داشت موهایش را می‌درید. اما او کار درخشانی انجام داد، مانند تمام تیم هایی که برای حفظ امنیت همه ما آنجا بودند. من فکر می کنم به هر حال ما نسبتاً منزوی بودیم - با حضور در یونان، راحت تر می توانستیم بیرون برویم و کمی اجتماعی تر باشیم.

در واقع، کریگ به اندازه کافی احساس راحتی می کرد که می توانست یک مهمانی خوشامدگویی ترتیب دهد. او می خندد، «به رام گفتم، خواه ناخواه می روم یک مهمانی. ما باید این کار را انجام دهیم. من باید این گروه از افراد را دور هم جمع کنم تا بتوانیم یکدیگر را بشناسیم. بنابراین، هفته اولی که آنجا بودم، مکانی را اجاره کردم و یک دسته مشروب و مقداری غذا گرفتم. و رام یک آمبولانس را در انتهای مسیر من پارک کرد، تا همه بتوانند آزمایش شوند."

وقتی تیراندازی به صربستان رسید، وضعیت کمی جدی‌تر شد. کریگ می‌گوید: «ما در آنجا خیلی بیشتر در قرنطینه بودیم، زیرا در استودیو بودیم، و من با خدمه آن طور که معمولاً می‌شناسند آشنا نشدم. من نمی‌دانستم کسی چه شکلی است، زیرا ماسک زده بودند.» این بازیگر هنوز احساسات متفاوتی در مورد این واقعیت دارد که بازیگران نیز در هتلی متفاوت برای خدمه قرار گرفتند. اما این بدان معنا بود که ما می توانستیم با هم معاشرت کنیم و با هم معاشرت کنیم. که به نظرم برای فیلم خیلی خوب بود. ما از نظر اجتماعی خوب شدیم و این به فیلم کمک کرد تا در صحنه فیلمبرداری انرژی بگیرد."

جانسون می گوید: «ما خیلی خیلی خوش شانس بودیم. «همه در امان ماندند. چند مورد مثبت داشتیم، چند نفر مریض شدیم، اما هیچ وقت تعطیلی عمده نداشتیم. و با توجه به حجم تولید ما، از این بابت سپاسگزار بودم.»

و به عنوان کارگردان، او این موضوع را بدیهی نمی‌داند. او می گوید: «اخیراً با برخی از دوستان فیلمساز درباره این موضوع صحبت کرده ام. وقتی در حال ساختن یک فیلم هستید، حباب کوچک عجیبی از غیرواقعی وجود دارد که در اطراف تولید شکل می گیرد. همیشه خیلی عجیب است که مثلاً در خانواده مرگی رخ می دهد، چه برای شما یا یکی از بازیگران یا گروه، زیرا واقعیت شما، دنیای افسانه ای شما، سوراخ شده است، و شما به یاد می آورید که دنیای واقعی در بیرون اتفاق می افتد. . و برای هر کسی که در طول کووید فیلمی ساخته است، حضور مداوم آن بسیار سنگین است، از نظر اینکه اساساً کاری که انجام می‌دهید چقدر بی‌اهمیت است - شما یک فیلم کوچک گنگ می‌سازید، اما از مردم می‌پرسید. در طول یک بیماری همه گیر ظاهر شوند و خود را در معرض خطر قرار دهند."

کسی که قطعاً خود را در معرض خطر قرار می دهد، ژانل مونا است، اما به دلایل بسیار متفاوت. مونایی که تا کنون بیشتر به عنوان یک خواننده R&B/Soul شناخته می‌شد، نقش ملکه یخ این قطعه، کاساندرا «اندی» برند، شریک تجاری سابق مایلز برون را بازی می‌کند که حضور غیرمنتظره‌اش باعث می‌شود زبان مهمانان دیگر تکان بخورد، بیشتر به این دلیل که آن‌ها از شیوه‌های نامرتب مطلع هستند. او را درمان کرده است. اما همانطور که داستان باز می شود، Monáe نیز چنین می کند: مانند پیاز شیشه ای عنوان، او لایه به لایه نشان می دهد.

جانسون می گوید: «خیلی خوشحالم که جانل را گرفتیم. «در واقع، آنچه اجرای او در مورد آن است، دامنه اجراست. این یک صحنه خاص نیست. این چیزی نیست که بتوانید در یک استماع بخوانید، بنابراین، تا حدی، ما با دل و جرأت می رفتیم و تاس می انداختیم. اما دامنه کاری که او انجام می دهد - و این واقعیت که او می تواند همه این کارها را انجام دهد و از نظر احساسی آن را پایه ریزی می کند - برای من بسیار شگفت انگیز است.

خوشبختانه برای جانسون، مانند بسیاری از بازیگران فیلم پیاز شیشه ای ، مونایی از قبل او را در نظر داشت. او می گوید: «من از طریق کار ریان با او آشنا شدم. او من را نمی شناخت، اما من او را می شناختم. من یک فیلم از او به نام Looper دیدم که فقط ذهنم را به هم ریخت - من خودم مسافر زمان هستم، این تصور که باید بری و خود آینده ات را بکشی بسیار وحشی است. من می‌گفتم «ریان در ژانر علمی تخیلی کار فوق‌العاده‌ای انجام می‌دهد و اگر فرصتی برای کار با او پیدا کنم، برایم مهم نیست که چیست، می‌گویم بله.» این فرصت پیش آمد. وقتی فیلمنامه پیاز شیشه ای رسید. او به خاطر می‌آورد: « من از طرفداران پر و پا قرص Knives Out بودم، و بعد از اینکه خواندن فیلمنامه را تمام کردم، «جهنم، بله» بود.

تنها چیزی که او در مورد شخصیت خود خواهد گفت این است که «اندی یک رهبر است. یک گردآورنده بسیار ثروتمند.» و هنگامی که مهمانی شروع می شود؟ "اجازه دهید بگوییم که چیزهای عجیب غریب می شوند."

همانطور که طرفداران او می‌دانند، مونای خودش هم از نظر مد و فشن کمبودی ندارد، همان‌طور که لباس بسیار پیچیده عنصر پنجم که اخیراً در یک مهمانی هالووین پوشیده بود، نشان می‌دهد. اما او مملو از ستایش برای طراح لباس جنی ایگان است. او می‌گوید: «باید بیشترین تشویق را به او بزنم. من یک گفتگو با او در مورد آنچه فکر می کردم داشتم، سپس او به من گفت که چه فکر می کند. رفتیم و برگشتیم و وقتی به اولین اتصال رسیدم، او آن را از پارک بیرون زده بود. واقعاً فقط همین یک اتصال طول کشید.

او توضیح می دهد: "در مورد هر شخصیت، لباس باید قبل از صحبت کردن کاراکتر صحبت کند." او بسیار شیک است، توجه زیادی به جزئیات دارد. او یک شخصیت تیپ A است، بنابراین در دنیای مد کاملاً در حال پیشرفت است.» اما، در کمال تعجب، برای یک مجری کارکشته، مونائه می‌خواست کمی فاصله را حفظ کند. «چیز زیبایی بود که بتوانم فیلم را ببینم و خودم را نبینم. من ذات اندی را دیدم. این ژانل مونه نبود که این شخص را بازی می کرد. من می گفتم، "وای، من واقعا روحیه این شخص را می بینم." من می بینم که آنها چه می خواهند. من می بینم که آنها برای بدست آوردن چه چیزی تلاش می کنند. من با آنها همدلی می کنم و دارم به این سواری وحشیانه می روم.»

چگونه آن را با هم نگه داشت؟ او با صراحت می گوید: «این کار من است. "من باید قفل می کردم، تمرکز می کردم. مجبور شدم تمام سروصدا را حذف کنم. من باید به طور کامل ارسال می کردم. حضور در یونان چیز بدی نبود، اما، همانطور که در سمت خوانندگی انجام می‌دادم، هرگز از تمرین کردن و ایده‌های خود دست نکشیدم. من می گویم: "در مورد این چه؟ در مورد آن چه؟ خوشبختانه، من همچنین کارگردانی شگفت انگیز و همکاری داشتم که به من اجازه بازی داد.»

این نقل قول یک بعد تحت اللفظی دارد، زیرا اعضای بازیگران به طور فعال تشویق می شدند تا در بازی های سالنی مختلف شرکت کنند. او می گوید: «ریان همه را راحت کرد. او ما را انسان می‌دید، به ما به عنوان مردم اهمیت می‌داد، نه لزوماً به این که چه کاری می‌توانیم برای فیلم انجام دهیم، و ما را به این بازی‌های معمایی قتل در آخر هفته‌ها دعوت می‌کرد که در آن نوشیدنی می‌نوشیدیم، موسیقی گوش می‌دادیم، داستان می‌گفتیم. ، و واقعاً فقط پیوند. تمام آن زمان با کیفیت خارج از صفحه به ما کمک کرد تا بتوانیم روی صفحه به یکدیگر اعتماد کنیم."

چه نوع بازی هایی؟ او می‌گوید بازی‌هایی مانند Werewolf and Assassin که در آن کارت‌های تصادفی قاتلان و قربانیان آن‌ها را تعیین می‌کنند. مکث هست "شما هرگز آنها را بازی نکرده اید؟" او می پرسد. من این کار را همیشه در خانه ام با خانواده ام انجام می دهم، برای کریسمس یا روز شکرگزاری. ما بازی می کنیم، لباس می پوشیم و واقعاً اوقات خوبی را سپری می کنیم.»

او تماشای فیلم Murder She Write را با مادربزرگش به یاد می‌آورد و از دیدن جسیکا فلچر که در فیلم ظاهر می‌شود، مانند دیگران شگفت‌زده شد. این فریاد به آنجلا لنزبری - که در حین قرنطینه با بلان و استفان ساندهیم، نویسنده همکار The Last of Sheila ، یک بازی زوم آنلاین بازی می کرد - بسیار مناسب است: زمانی که فیلم Murder She Write در سال 1984 شروع به کار کرد، نمایش های جنایی تلویزیونی مردانه بودند. امر. و اگرچه پیاز شیشه ای به عنوان پرونده دیگری برای کارآگاه نابغه بنوا بلان شروع می شود، در واقع این شخصیت مونه است که او را در مسیر اصلاح یک اشتباه فاحش قرار می دهد. به این ترتیب، برای یک کمدی-هیجان‌انگیز فرار، نکات بسیار جدی در دنیای واقعی در پیاز شیشه‌ای مطرح شده است.، در مورد اخلاق، مسئولیت، و اینکه مردم چقدر تمایل دارند با دیگرانی که فکر نمی کنند همتایشان هستند، رفتار کنند (همچنین موضوع بزرگی از Knives Out ). 

مونایی که آشکارا تمایلی به خواندن بیش از حد این موضوع ندارد، می‌گوید: «بله». اما من فکر می‌کنم ریان به بهترین نحو این را گفت: درباره آدم‌های بد در یک جزیره زیبا و یک کارآگاه باهوش است.

رایان جانسون با پیاز شیشه‌ای ، اکنون تنها شش فیلم عمیق در فیلم‌شناسی خود دارد، اما به نظر می‌رسد که خیلی بیشتر باشد. این ممکن است به این دلیل باشد که به نظر می رسد هیچ تردیدی وجود ندارد، هیچ دست و پا زدنی وجود ندارد: آنها همان هستند که هستند. اولین کار او، بریک ، تلاشی سبک برای پیوند رمان‌های نوآر ریموند چندلر به دبیرستان بود، در حالی که ادامه‌ی آن در سال 2008، «برادران بلوم » را می‌توان به بهترین شکل به عنوان رویای تب‌آلود رامکامی که تحت تأثیر هانکی دوری ساخته شد توصیف کرد . دوران دیوید بووی تا زمانی که لوپر نبودبا این حال، به نظر می رسید که الگویی در حال ظهور است. در اینجا کارگردانی بود که مرزهای ژانرهای فرسوده را آزمایش می کرد، اما در عین حال راه های جدیدی پیدا می کرد تا آنها را انسانی، قابل ربط، و نه فقط نرم، با شناخت کپی های کربنی بسازد. در آن نقطه - شاید کاملاً بدیهی، در نگاهی به گذشته - او توسط جهان جنگ ستارگان جذب شد.

ما بعداً به آن باز خواهیم گشت، اما جانسون در میان همتایان خود کاملاً غیرمعمول است، به این معنا که رزومه او روند معمولی "یکی برای آنها، یکی برای من" را جبران می کند. به عنوان مثال، او هنوز هر گونه پیشنهادی مبنی بر اینکه تجربه جنگ ستارگان او را به دنیای مستقل بازگردانده است، رد می کند، و نفس نفس زدن برای یافتن راهی برای ایده های واقعی خود دارد. او می‌گوید: «من خیلی خوش شانس بودم که با هر فیلمی که ساخته‌ایم احساس آزادی می‌کردم. "و این تفاوتی نداشت."

چیزی که Glass Onion را متفاوت نمی کند، شیفتگی مداوم جانسون به قوانین داستان سرایی و کاوش در انبوهی از زیرژانرهای موجود در هر ژانر است. او «برادران بلوم » را «فیلم خلافکار» توصیف می‌کند، در حالی که می‌پذیرد که «ژانر عجیب و غریبی به خودی خود محدود است». او خاطرنشان می کند که لوپر نیز به همین شکل بی شکل بود، و بیشتر یک فیلم سفر در زمان با جزئیات بود تا یک فیلم علمی تخیلی بی سابقه. "اما با یک راز قتل، این موضوع سخت تر است. قتلی رخ می دهد، گروهی از مظنونان هستند، کارآگاه به تحقیق درباره جنایت می پردازد و در پایان فیلم در کتابخانه می نشیند و آن را حل می کند. شما نمی‌توانید آن ضربات را برای یک فیلم‌ساز یا یک فیلم سفر در زمان اجرا کنید.»

اگرچه منتقدان اغلب بر روی جنبه‌های عجیب‌تر فیلم‌های او تمرکز می‌کنند، که بازار در 17 سال گذشته برای سازگاری با آن‌ها تلاش کرده است، اما نمی‌توانند توجه به منطقی را که در آنها وجود دارد انکار کنند. چیزی که برای من در مورد کار کردن در هر ژانری جالب است - و به طور خاص در این ژانر - این است که یک صفحه شطرنج تعریف شده است. اول از همه، بازی کردن با فرم بسیار سرگرم کننده است، اما برای من، ورود به آن را بسیار دلهره آور می کند."

ادوارد نورتون در این مورد چیزی برای گفتن دارد، به ویژه در روشی که جانسون تار عنکبوت ژانر معمایی قتل را از بین برده است. او می‌گوید: «بازسازی‌های قدیمی آگاتا کریستی می‌توانند سرگرم‌کننده باشند، اما می‌توانند کمی بالینی شوند. در عوض، او به Knives Out و تمرکز آن بر شخصیت Ana de Armas، Marta، اشاره می کند. «ریان همیشه مطمئن می‌شود که در یک مقطع زمانی، می‌دانید که برای چه کسی ریشه می‌زنید. او به اندازه کافی سرمایه عاطفی به شما می دهد تا تصمیم بگیرید که یک شخصیت وجود دارد که می توانید از نظر اخلاقی با آن ارتباط برقرار کنید. یک نفر وجود دارد که در میان همه جریان های زیرین پلید، در واقع به نوعی عادل است. و به محض اینکه متوجه شدید که چه کسی است، شما باید کسی را ریشه‌یابی کنید. چیزی در آن وجود دارد، و این همیشه در مورد اسرار قتل صادق نیست.»

این واقعیت که همه مسئول پیاز شیشه ای احساس می کنند مجبور هستند برای توصیف یکی از رضایت بخش ترین افراد سال، بر کلماتی مانند "سرگرم کننده" و "سرگرم کننده" تاکید کنند، در مورد زمان های عجیبی که پس از همه گیری کووید در سال 2020 رخ داد، بسیار می گوید. در آن دو سال، در حالی که استودیوها محتاطانه اکران های پرهزینه خود را دنبال می کردند، اسکار شبیه جوایز Independent Spirit شد و بهترین فیلم را به فیلم های مستقل Nomadland و CODA داد، روندی که نشان می دهد مصرف فیلم ها چقدر پراکنده و شخصی شده است. عدم وجود میله های چادری و وقتی نوبت به بازگرداندن مخاطبان عصبی به کاخ‌های تصویر می‌رسید، کمکی نکرد که بلاک‌باسترهایی که اکران شدند حتی آن‌قدر هم فراری نبودند: بستر مارول،جنگ ستارگان و فیلم های دی سی به طور یکسان ترس از یک ابرقدرت بی رحم است که با خوشحالی همه چیز را فقط به این دلیل که می تواند نابود می کند.

از این نظر، پیاز شیشه‌ای در خط مقدم موجی از فیلم‌هایی است که تلاش می‌کنند فرهنگ فیلم را به گونه‌ای دوباره راه‌اندازی کنند که فقط به تماشاگرانی که گناهکار صنعت را دچار گناه می‌کنند، برای دیدن فیلم‌های پرهزینه‌شان به سینماها متکی نباشد، فقط به این دلیل. روشی که سیستم قبلا کار می کرد همانطور که تریلرها اذعان دارند، فیلم جانسون یک دعوت است و مانند مایلز برون، او بسیار سخت کار کرده است تا آن را به فیلمی تبدیل کند که امتناع از آن غیرممکن باشد.

نورتون فکر می کند کلید اصلی کمدی است. او می گوید: «خنده صمیمانه خوب، داروی خوبی در مواقع اضطراب است. پس از خروج از کووید، لذت کمدی در یک تجربه گروهی چیزی است که شاید فراموش کرده باشیم، و خوب است که به یاد بیاوریم چه حسی دارد. و در این مورد، بخش زیادی از آن به این واقعیت مربوط می شود که ریان در لذت بردن از راز قتل ساعت سوئیسی بسیار ماهر است. او به آن سوفله کامل خنده فوق‌العاده‌ای دست می‌یابد که شما از شناخت زمان‌هایی که در آن زندگی می‌کنید دریافت می‌کنید، اما بدون پرداختن زیاد به تفسیر. این سرگرمی است، اما در عین حال باعث می‌شود که هدف‌های درست را از بین ببرد، و او بین این دو چیز واقعاً زیبا تعادل برقرار می‌کند.»

در واقع، اگرچه جانسون از بازی با مرزهای ژانر سینما لذت می‌برد - او می‌گوید: «مثل داشتن یک صفحه شطرنج تعریف‌شده است» - این واقعیت نیز وجود دارد که او سعی می‌کند خاطرات خود را از سینما، مانند زمانی که پدرش گفت: سوار ماشین شو، می‌خواهم چیزی را به تو نشان دهم که ذهنت را به هم بزند.» آن‌ها برای دیدن فیلم اصلی جنگ ستارگان رفتند، و ظهور او در آنجا نه تنها توضیح می‌دهد که چرا وقتی به او پیشنهاد شد فیلمی از جنگ ستارگان بسازد ، بلکه همچنین توضیح می‌دهد که چرا The Last Jedi به عنوان پرانرژی‌ترین اثر در سه‌گانه پایانی برجسته می‌شود. حماسه

او می‌گوید: «انواع فیلم‌هایی که من به ساختن آنها گرایش پیدا می‌کنم، چیزهایی هستند که من با آن‌ها ارتباط شخصی دارم، یا به خاطر دیدن آن‌ها در کودکی، یا اینکه عمیقاً تحت تأثیر آن‌ها قرار گرفته‌ام، یا اینکه به نوعی ریشه‌دار شده‌ام. خاطره تماشای آنها با خانواده ام به عبارت دیگر، در سطحی بسیار صمیمی، می دانم که لذت های اساسی آن فیلم ها چیست. و بخشی از کاری که من سعی می کنم انجام دهم - همیشه - این است که به آن بازگردم."

در اینجا شایان ذکر است که جانسون، 48 ساله، در عصر VHS بزرگ شد: برای اولین بار، یک نسل کامل مجبور نشدند منتظر فیلمی مانند جنگ ستارگان برای بازگشت به سینما یا بدتر از آن، حضور در تلویزیون باشند. او می خندد: «وقتی من بچه بودم، شما باید در لیست انتظار قرار می گرفتید، زیرا فروشگاه محلی فقط پنج نسخه از آن را داشت. شما نوار را دریافت می‌کردید، آن را به طور کامل، بارها و بارها، به مدت 24 ساعت تماشا می‌کردید، و سپس باید آن را پس می‌دادید. و به همین دلیل، نوار VHS تا زمانی که آن را دریافت کردید نازک شده بود.

به این ترتیب، او به کل مفهوم مالکیت هواداران پی می برد و به آن احترام می گذارد. او می‌گوید: «شاید با داشتن اسباب‌بازی‌ها هم ارتباط داشته باشد. «احساس می‌کنی که آن‌ها مال تو هستند که با آنها بازی کنی، این دنیا مال توست. این چیزی است که در میان طرفداران جنگ ستارگان ساخته شده است، و نه به روشی بد، نه به روشی سمی. این نوع مالکیت همچنین به همین دلیل است که برای مردم اهمیت زیادی دارد، و توضیح داد که چرا، وقتی مردم از مجموعه بازدید می‌کنند، به ناچار وقتی روی هزاره فالکون می‌روند شروع به گریه می‌کنند.»

همه بازیگران او داستان هایی درباره فیلم هایی دارند که زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده است. برای یک، مونه به خوبی به یاد می آورد که مرد شهاب سنگ رابرت تاونسند را به قیمت یک دلار در کانزاس سیتی دیده بود، سپس چند سال بعد توسط The Matrix او را به باد داد . و دنیل کریگ وقتی به یاد می آورد که گریس را با خواهرش تماشا می کرد در حالی که 300 بچه جیغ می زدند آب نبات را روی صفحه نمایش پرتاب می کردند، می خندد. او لبخند می زند: «من در دوران طلایی بزرگ شدم.

اما پس از آن، او به تازگی قرارداد دیگری را نیز امضا کرده است، و در نهایت 007 را در یک آواز قو که به مدت 18 ماه در برزخ کووید بود، رها کرد و باعث شد که فاصله بین No Time To Die و Glass Onion بسیار کوتاه به نظر برسد. او در مورد بازنشستگی Walther PPK چه احساسی دارد؟ او می‌گوید: «گوش کن، من با احساسات زیادی به آن نگاه می‌کنم - با احساس بسیار - و شادی و لذت واقعی. اما جمع بندی آن بسیار سخت است. این غیرممکن است، هم به این دلیل که بخش بزرگی از زندگی من برای مدت طولانی بوده است، و هم به این دلیل که من واقعاً هرگز نمی توانم تمام تجربیاتی را که در آن فیلم ها داشتم، کشف کنم. منظورم این است که من حداقل سه عمر کاری را در 17 سال جمع کردم. و این فقط قابل جمع بندی نیست.» مکث می کند. "این یک کلمه است؟"

اما در مورد اینکه در آینده چه خواهد شد، هیچ کس واقعا نمی داند. جانسون می گوید: «این صنعت به شدت در حال تغییر است، به خصوص در حال حاضر. این واقعاً کمی شبیه بهمن است که همه ما در بالای آن می دویم و منتظریم ببینیم کجا مستقر می شود.»

حالا، فیل در اتاق هنگام بحث درباره پیاز شیشه ایقرارداد رکوردشکنی است که با نتفلیکس امضا شده است. مایک فلمینگ از Deadline در بهار سال 2021 خبر رقم چشمگیر - که گفته می شود 400 میلیون دلار است - را منتشر کرد و آن را «یکی از بزرگترین معاملات استریمر فیلم در تاریخ» نامید. با این حال، رام برگمن، تهیه کننده، به سرعت آن را کم اهمیت می کند. او می‌گوید: «گوش کن، ما واقعاً نمی‌خواستیم این موضوع مهمی باشد. ما نمی خواستیم در اخبار منتشر شود. ما خیلی کم حرفیم اما به نوعی، شاید تعجب آور نباشد، منفجر شد. ما به آن علاقه ای نداریم. تنها چیزی که ما به آن علاقه داریم داشتن بهترین زیرساخت و بهترین راه برای ساخت فیلم است. و در آن زمان، در طول کووید، به نظر می رسید که نتفلیکس به وضوح بهترین همکاری بود. آنها بهترین معامله را ارائه کردند و حاضر بودند بیش از یک فیلم را متعهد شوند. بنابراین، ما در مورد آن بسیار هیجان زده شدیم.»

اگر پیاز شیشه ای در اولین اکران جهانی خود در تورنتو در پاییز امسال مختل می شد، نتفلیکس باید به سوالات زیادی پاسخ می داد، به خصوص پس از استقبال متفاوت منتقدان که در انتظار بقیه آثار هنری این شرکت در سال 2022 بود: نوح سفید نوآ باومباخ ، بلوند اندرو دومینیک. و باردوی آلخاندرو گونزالس ایناریتو : تواریخ نادرست یک مشت حقیقت . اما پس از تشویق های ایستاده - اصرار برگمان بر اینکه فیلم باید در همان سینما، در همان روز (شنبه) و در همان زمان نمایش Knives Out به وضوح نتیجه داد - بحث صنعت در مورد پول خرج شده برای آن نبود، بلکه این بود که آیا قسمت سوم کیفیت بالای فرنچایز را حفظ می کند.

این یک چشم انداز شاداب برای صنعت نمایشگاه نیز بود. در نتیجه، این فیلم اکران محدودی در روز شکرگزاری در سینماها خواهد داشت، به همان اندازه که برای ارضای تقاضای مخاطبان واجد شرایط اسکار باشد. برگمان می‌گوید که این «بسیار بسیار مهم بود. ما می دانیم که فیلم اول واقعاً عالی کار کرد. تماشای آن در یک سینما با 400 یا هزار نفر کاملاً یک تجربه است، بنابراین ما از نتفلیکس پذیرفتیم که واقعاً یک رویداد از آن بسازد."

و اگر موفق باشد؟ او می‌گوید: «امیدواریم مردم را وادار به انتشار این خبر کند و افراد بیشتری بتوانند آن را روی پلتفرم تماشا کنند. اما همچنین، امیدوارم که بتواند بین زنجیره‌ها و پخش‌کننده‌ها به میانجیگری کمک کند، زیرا تا قبل از Glass Onion ، فیلم‌های نتفلیکس فقط در Cinemark در اینجا در ایالات متحده پخش می‌شد. سینماها بنابراین، این اولین فیلمی است که در آن پلی بین آنها وجود دارد. من نمی توانم تمام اعتبار را برای آن قائل شوم، اما ما به وضوح این را می خواستیم و برای آن تلاش کردیم. اما من فکر می کنم نتفلیکس هم آن را می خواست و زنجیره ها هم آن را می خواستند. زنجیرها همچنین احتمالاً یک قطعه Knives Out 3 می خواهند. برگمن می‌گوید: «اوه، بله، ما در مورد آن فکر می‌کنیم، اما ما نیاز داریم که این فیلم ابتدا اکران شود، سپس من نیاز دارم که ریان سرش را خالی کند، استراحت کند و سپس برود و شروع کند. منظورم این است که او به این موضوع فکر کرده است.»

جانسون تأیید می کند که او واقعاً به این موضوع فکر کرده است. جالب است. ما ساختار [معامله نتفلیکس] را طوری تنظیم کردیم که اگر می خواستم کار دیگری انجام دهم، بتوانم. و فکر می‌کنم همه تصور می‌کردند که من چند ایده تصادفی دیگر داشته باشم - پروژه‌های نامرتبط - که من آن‌ها را مطرح کرده‌ام. اما، صادقانه بگویم، در چند ماه گذشته، هیجان انگیزترین چیز خلاقانه برای من در حال حاضر همان فیلم سوم است. و بنابراین، من فکر می‌کنم می‌خواهم مستقیماً وارد آن شوم. نه به دلیل یک تعهد قراردادی، اما، واقعاً، این همان شی براقی است که در حال حاضر بینی من به سمت آن نشانه رفته است. [این] ایده این است که بفهمیم چگونه می تواند کاملاً با این مورد و همچنین اولی متفاوت باشد."

با کمال تعجب، این روند از قبل شروع شده است. او می‌گوید: «من یک دفترچه یادداشت Moleskine دارم که همه جا آن را حمل می‌کنم و دائماً چیزها را در آن یادداشت می‌کنم. برای من 80 درصد اول فرآیند نوشتن در دفترچه‌ها و ساختاربندی آن است. دارم سعی میکنم جلوتر باشم حتی وقتی همه تبلیغات را برای این فیلم انجام می‌دهم، سعی می‌کنم ساختن یک ساختار، یک ایده را شروع کنم، به طوری که بعد از سال نو، زمانی که واقعاً زمان شروع به کار است، امیدوارم فقط به آن خیره نباشم. آن صفحه خالی وحشتناک اما تو همیشه هستی، حدس می‌زنم.»

کار جانسون با این واقعیت سخت‌تر می‌شود که واقعاً نقشه‌ای به سمت جایی که او می‌خواهد برود وجود ندارد. او می گوید: «سخت است، زیرا ژانر گسترده ای نیست. اینطور نیست که هزاران کلاسیک وجود داشته باشد، مانند فیلم نوآر، جایی که احساس می‌شود مقدار نامحدودی از چیزها برای کشیدن وجود دارد. در طول سال‌ها اقتباس‌های مختلف آگاتا کریستی وجود داشته است، و بررسی آن‌ها همیشه سرگرم‌کننده است. اما از نظر چیزهای نوآورانه واقعی در این ژانر، متوجه می شوید که به همان عناوین بازگشته اید. خنده دار است، زیرا هر بار که یک Knives Out منتشر می کنیمفیلم، از من می پرسند، "پنج اهریمنی که به مردم توصیه می کنی چیست؟" و نام بردن از همان پنج نفر بارها و بارها در فیلم سوم بسیار ناامید کننده خواهد بود. به همین دلیل است که سعی می‌کنم عمیق‌تر در این ژانر کاوش کنم و ببینم آیا جواهری پنهانی وجود دارد که از دست داده باشم.»

کریگ کاملاً از این موضوع آگاه است، اما اطمینان کامل دارد که جانسون الهاماتی را که برای شکستن نفر سوم نیاز دارد، دریافت خواهد کرد. او می‌گوید: «به نظر می‌رسد که ریان برای ادامه کار بعدی بسیار هیجان‌زده است. او قبلاً ایده‌هایی دارد و به نظر من واقعاً جالب است، بنابراین به او اجازه می‌دهم تا با این کار ادامه دهد.»

و بعد از آن چطور؟ "در پایین خط، بله، البته. منظورم این است که اگر مردم علاقه مند باشند، ما آنها را می سازیم. اما اگر زمانی پیش بیاید که من و ریان فکر می‌کردیم که فقط آنها را بیرون می‌کشیم، فکر می‌کنم عقب نشینی می‌کنیم. منظورم این است که فکر نمی‌کنم این چیزی باشد که هیچ کدام از ما می‌خواهیم در زندگی انجام دهیم. مگر اینکه مردم از آنها لذت واقعی می برند، آن را فراموش کنید."

جانسون در مورد خطرات رضایت خاطر موافق است. "فقط از نظر احساس شخصی خودم وقتی وارد یک مجموعه می شوم، در طول سال ها اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده ام. اما این با مجموعه ای از خطرات همراه است - شما به یک روال عادت خواهید کرد - و من به ویژه اکنون که دارم یک سریال می سازم از این موضوع آگاهم. من و دانیل در این مورد زیاد صحبت کرده‌ایم، اینکه چقدر احساس می‌کنیم میل لنگ یکی دیگر از اینها را می‌چرخانیم، باید متوقف شویم. بنابراین، اکنون با هر کدام، و مخصوصاً مورد سوم، بسیار مهم است که احساس ترسناک و خطرناکی داشته باشد. باید جعبه را تکان دهید.»

مظنونین غیر معمول

کارگردان ریان جانسون در مهمانی مهمانی مرموز قتل Glass Onion .

برند کاساندرا "اندی". 

ژانل مونا

«اندی شریک تجاری سابق مایلز برون، یک کارآفرین فناوری است. ژانل را به عنوان یک مجری با موسیقی او دوست داشتم و همیشه او را روی صفحه نمایش دوست داشتم. این فیلم قطعا چیزهای زیادی از او می‌خواهد و او باید در حالت‌های مختلف بازی کند.»

لیونل توسن  

لزلی اودوم جونیور

لیونل دانشمند ارشد مایلز است. او به نوعی بزرگ‌تر از گروه است و لزلی قدرتی اساسی به آن بخش می‌آورد. چشمان شما به طور خودکار به سمت او می رود، به عنوان یک حضور لنگر با این همه دیوانگی در اطراف او، و لزلی به آن ضربه زد.

دوک کودی 

دیو باتیستا

دوک یک اینفلوئنسر یوتیوب است که به نوعی کلاهبرداری مردانه آلفا انجام می دهد. دیو برای من جالب بود، زیرا از نظر فیزیکی، او نسخه کلیشه ای آن شخصیت است، اما در واقع حساسیت واقعی نسبت به او دارد که آن را تضعیف می کند. این یک ترکیب جذاب برای من بود. جالب نبود که فقط کسی را انتخاب کنم که فقط یک حضور بزرگ در آن قسمت بود - چیزی که برای من جالب است انسانیت است.

ویسکی  

مدلین کلین

ویسکی دوست دختر دوک است. مدی غرایز کمیک باورنکردنی دارد، و همیشه چیزهای بدی به ذهنش می‌رسید. اگر در پس‌زمینه هر عکسی به او نگاه کنید، به ناچار او در حال انجام یک کار دیوانه‌کننده است. مثل تماشای یک فیلم کاملا متفاوت است.»

کلر دبلا 

کاترین هان

«کلر یک سیاستمدار است. می دانید، وقتی مردم برای فیلمی مانند این ثبت نام می کنند، فکر می کنم اغلب انتظار دارند که کمد لباسی شگفت انگیز داشته باشند. اما دستور من برای شخصیت کاترین فقط این بود: بژ. من می خواستم او فقط بژ ترومپت غمگین باشد. بنابراین، کاترین به رختکن ظاهر می‌شد، و همه ی پاپ‌های رنگارنگ قفسه بنوا و قفسه‌ی بردی وجود داشت. سپس قفسه کلر را می‌دید... فقط غم برنزه!»

پرنده جی  

کیت هادسون

«بردی یک مدل سابق است که خط تولید لباس ورزشی خودش را دارد. من در واقع نمی دانستم که نام مستعار کیت در دوران رشد، Birdie بود. او یک بازیگر طنز عالی است، و دادن نقشی به او که بتواند میدانی باز برای اجرای آن غرایز داشته باشد، لذت بخش بود. کیت در صحنه فیلمبرداری نیز بهترین توصیف را از عملکرد خود داشت. او گفت: "همانطور که من آن را بازی می کنم، Birdie هر کلمه سوم را می فهمد" که به نظر من فوق العاده بود.

گیره 

جسیکا هنویک

«پگ دستیار بردی است. جس خنده دار است - او به نوعی یک مرد مستقیم درخشان است.