خودکامگی تزاری

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

استبداد تزاری [a] ( روسی : царское самодержавие ، ترجمه tsarskoye samoderzhaviye )، که تزاریسم نیز نامیده می‌شود ، شکلی از خودکامگی (بعداً سلطنت مطلقه ) ویژه دوک نشین بزرگ مسکو و کشورهای جانشین آن، تزاروم روسیه و امپراتوری روسیه بود . [ب] در آن، تزار اصولاً دارای اقتدار و ثروت بود، با قدرتی بیشتر از پادشاهان مشروطه .توسط یک مقام قانونگذاری و همچنین اقتدار مذهبی بیشتر از پادشاهان غربی متعادل می شود. این نهاد در زمان ایوان سوم (1462-1505) ایجاد شد و پس از انقلاب روسیه در سال 1917 منسوخ شد .

نام های جایگزین

استبداد امپراتوری، [ج] خودکامگی روسی، [د] استبداد مسکووی، [e] مطلق گرایی تزاری، [f] مطلق گرایی امپراتوری، [g] مطلق گرایی روسی، [h] استبداد مسکووی، [i] استبداد مسکووی، [j] [k ] ] استبداد روسی، [l] استبداد تزاری [m] یا استبداد امپراتوری. [n]

تاریخچه

یوغ تاتار و عقاید و نظام اداری چین - مغول به معرفی برخی از ویژگی های استبداد شرقی به روسیه نسبت داده می شود. [1] [b] ایوان سوم (سلطنت 1462-1505) بر اساس سنت‌های بیزانسی بنا شد و پایه‌های استبداد تزاری را پایه‌گذاری کرد که با برخی تغییرات برای قرن‌ها بر روسیه حکومت می‌کرد. [2] [3] مطلق گرایی در روسیه به تدریج در طول قرن های 17 و 18 توسعه یافت و جایگزین استبداد دوک نشین بزرگ مسکو شد.

پس از آشفتگی زمان مشکلات (1598-1613)، اولین پادشاه سلسله رومانوف ، میکائیل روسیه (حکومت 1613-1645)، توسط یک Zemsky Sobor ("مجمع سرزمین") به تخت انتخاب شد. در دوران سلطنت میکائیل، زمانی که سلسله رومانوف هنوز ضعیف بود، سالانه چنین مجامعی احضار می شد. سلسله رومانوف در دوران سلطنت پتر کبیر (حکومت 1682-1725) قدرت مطلق را در روسیه تثبیت کرد، که قدرت اشراف را کاهش داد و قدرت مرکزی تزار را تقویت کرد و خدمات مدنی بوروکراتیک را بر اساس جدول درجات ایجاد کرد.اما از نظر تئوری برای همه طبقات جامعه باز است، به جای mestnichestvo فقط اشراف که فئودور سوم در سال 1682 به درخواست عالی ترین پسران لغو کرده بود. [4] [5] [6] پیتر اول همچنین کنترل دولتی را بر کلیسای ارتدکس روسیه تقویت کرد . [4]

اصلاحات پیتر یک سری کودتاهای کاخ را برانگیخت که به دنبال بازگرداندن قدرت اشراف بودند. [7] برای پایان دادن به آنها، کاترین کبیر ، که سلطنت او (1762-1796) اغلب به عنوان نقطه اوج مطلق گرایی در روسیه در نظر گرفته می شود، در سال 1785 منشور اعیان را صادر کرد که به طور قانونی حقوق و امتیازاتی را که در گذشته به دست آورده بودند تأیید کرد. سالها، و منشور شهرها، ایجاد خودگردانی شهری. این امر طبقات قدرتمند جامعه را آرام کرد، اما قدرت واقعی را در دستان بوروکراسی دولتی گذاشت. [7] با تکیه بر این، الکساندر اول (سلطنت 1801-1825) شورای ایالتی را به عنوان یک نهاد قانونگذاری مشورتی تأسیس کرد. اسکندر دوم(1855-1881) یک سیستم خودمختاری محلی منتخب ( زمستوو ) و یک سیستم قضایی مستقل ایجاد کرد، اما روسیه تا انقلاب 1905 مجلس نمایندگان در سطح ملی ( دوما ) یا قانون اساسی نداشت . [8]

این سیستم پس از انقلاب روسیه در سال 1917 لغو شد .

ویژگی ها

خود تزار ، مظهر اقتدار مستقل ، با قدرت کامل بر دولت و مردم آن، در مرکز استبداد تزاری قرار داشت. [9] خودکامه قدرت را به اشخاص و مؤسساتی که به دستور او و در محدوده قوانین او عمل می‌کردند، برای منافع عمومی تمام روسیه تفویض کرد. [9] تزار به طور استعاری یک پدر بود و همه رعایای او فرزندان او بودند. این استعاره حتی در آغازگرهای ارتدکس ظاهر شد ، [10] و در عبارت رایج روسی "царь-батюшка" tsar -batyushka ("پدر عزیز تزار") به یاد می‌آید.

علاوه بر این، بر خلاف جنبش جدایی کلیسا از دولت در پادشاهی های اروپای غربی، امپراتوری روسیه سلطنت را با قدرت عالی در مسائل مذهبی ترکیب کرد ( برای جزئیات به اصلاح کلیسای پیتر اول و سزاروپیزم مراجعه کنید).

یکی دیگر از ویژگی های کلیدی مربوط به پاتریمونیالیسم . در روسیه، تزار نسبت به پادشاهان غربی مالکیت بسیار بیشتری از دولت (زمین‌ها، شرکت‌ها و غیره) داشت. [11] [12] [13] [14] [15] [16]

استبداد تزاری حامیان زیادی در داخل روسیه داشت. طرفداران و نظریه پردازان اصلی روسی استبداد شامل نویسنده فئودور داستایوفسکی ، [3] [17] میخائیل کاتکوف ، [18] کنستانتین آکساکوف ، [19] نیکولای کارامزین ، [17] کنستانتین پوبدونوستسف [3] [9] و پیوتر سمیونوف بودند. همه آنها استدلال می کردند که یک روسیه قوی و مرفه به یک تزار قوی نیاز دارد و فلسفه های جمهوری خواهی و لیبرال دموکراسی با آن بیگانه است. [3]

تأثیرات

برخی از مورخان سنت های خودکامگی تزاری را تا حدی مسئول ایجاد زمینه برای توتالیتاریسم در اتحاد جماهیر شوروی می دانند . [2] [3] [20] [21] آنها سنت‌های خودکامگی و پاتریمونیالیسم را برای قرن‌ها بر فرهنگ سیاسی روسیه مسلط می‌دانند. به عنوان مثال، استفان وایت به عنوان "پیوسته ترین" مدافع این موضع توصیف می شود که منحصر به فرد بودن میراث سیاسی روسیه از هویت قومی آن جدایی ناپذیر است. به نظر وایت، خودکامگی عامل تعیین کننده در تاریخ سیاست روسیه است. [22] او نوشت که فرهنگ سیاسی روسیه «ریشه در تجربه تاریخی قرن‌ها مطلق‌گرایی دارد». [23]این دیدگاه ها توسط مورخان دیگری به چالش کشیده شده بود، به عنوان مثال، نیکولای ن. پترو و مارتین مالیا (به نقل از هافمن). [20] ریچارد پایپس یکی دیگر از مورخان تأثیرگذار در میان غیرمتخصصان است که موضعی در مورد تمایز تاریخ و نظام سیاسی روسیه دارد و مطلق گرایی نظام سیاسی مسکو را به عنوان «پاتریمونالیستی» توصیف می کند و ثبات اتحاد جماهیر شوروی را در این واقعیت که روس ها مشروعیت این سازمان پدری را پذیرفتند. [22]

برخی از مورخان به یک عنصر نژادی در این مفهوم اشاره کرده اند. به عنوان مثال، تحلیلگران آمریکایی جنگ سرد ، از جمله جورج کنان ، حکومت استبدادی دولت شوروی را به تأثیرات تاتارها در طول تاریخ آن مرتبط می‌دانند و زندگی‌نامه رهبران روسیه اغلب بر اجداد احتمالی آسیایی آنها تأکید می‌کند. آنها معتقد بودند که تأثیرات آسیایی، روس‌ها و چینی‌ها را غیرقابل اعتماد کرده است. [24] [25]

نقد مفهوم

مورخان با پیشینه های مختلف مفهوم استبداد تزاری را در اشکال مختلف آن مورد انتقاد قرار داده اند. شکایات آنها از نامهای مختلف مدل بسیار مبهم، [26] تا پیامدهای زمانی آن (غیر ممکن است روسیه را در قرون مختلف یکسان بدانیم) و همچنین محتوای آن (این سوال که چگونه استبداد روسی یا "تزاری" با استبداد «معمول» یا مطلق گرایی اروپایی برای آن موضوع تفاوت دارد).

در رابطه با ماهیت مدل استبداد، معادله آن با استبداد و منشأ فرضی آن در حکومت مغول، و همچنین ظهور فرضی آن در مسکوی قرون وسطی، به شدت مورد بحث قرار گرفته است. [27] برای یک، دانشمندان مارکسیست شوروی نگران مطلق گرایی قبل از انقلاب بودند و نخبگان بویار و بوروکراسی را به عنوان ستون های آن معرفی کردند. به عنوان مثال، سرگئی ام. ترویتسکی ادعا کرد که پادشاهان روسی بر اشرافیت که به خدمات دولتی تقلیل یافته بود، تسلط داشتند. به گفته ترویتسکی، مطلق گرایی در روسیه مانند همه جاهای دیگر بود. این منجر به موقعیت دشواری در مارکسیسم شد، زیرا مطلق گرایی حول نهادها و قوانینی می چرخد ​​که اساساً اهمیت کمتری نسبت به پایگاه اجتماعی-اقتصادی جامعه داشتند. [28]این سؤال را مطرح می کند که چگونه مطلق گرایی می تواند یکسان باشد در حالی که شرایط اجتماعی-اقتصادی در روسیه مانند جاهای دیگر نبود.

به منظور آشتی دادن ماهیت غیراجتماعی-اقتصادی مطلق گرایی با نظریه مارکسیستی، محقق شوروی الکساندر N. Chistozvonov پیشنهاد کرد که سلطنت روسیه را با پادشاهی پروس و اتریش گروه بندی کند و ترکیبی متمایز از مطلق گرایی اروپای غربی و "استبداد شرقی" را تشکیل دهد. [29] از نظر چیستوزونوف، هر عنصر مطلقه یا خودکامه ای که واقعاً در روسیه حضور داشت، منحصر به فرد نبود و طبقه بندی انحصاری روسیه را تضمین نمی کرد.

به طور مشابه با مفاهیم مارکسیستی، مورخان شوروی، پتر آ. زائونچکوفسکی و شاگردش لاریسا جی. زاخارووا، بر اهمیت اعتقادات سیاسی مقامات و بوروکرات‌های روسی برای توضیح تصمیم‌گیری سیاسی قرن نوزدهم تمرکز کردند. آنها با نشان دادن اینکه دولت یک کل واحد و قدرتمند نیست (که توسط طبقه مسلط اقتصادی فرماندهی می شود)، به همین ترتیب با مفاهیم رایج (مارکسیستی) خودکامگی روسیه مقابله کردند. [30] در حالی که آنها مانند ترویتسکی، اشراف و بوروکراسی (در دوره های بعدی) را مطالعه کردند، زائونچکوفسکی و زاخارووا تصویر متفاوتی از موقعیت تزار ترسیم کردند. همزمان با دانشمندان غربی مانند رابرت کرومی، آنها وابستگی متقابل پادشاه و اشراف را در اعمال حکومت آشکار کردند. [31]

در خارج از روسیه و اتحاد جماهیر شوروی، هانس یواخیم تورکه در میان دیگران تلاش کرد با اشاره به وابستگی متقابل نخبگان خدماتی و دولت (که اصطلاح «جامعه مشروط دولت» را ابداع کرد، با مفهوم یک دولت مطلقه قدرتمند مقابله کند. [32] تورک تصدیق می کند که تزارها توسط هیچ شکلی از قانون اساسی مهار نشده بودند، اما او برای مثال بر محدودیت های اخلاق مسیحی و آداب و رسوم دربار تأکید می کند. به اصطلاح «مکتب آمریکایی» دهه‌های 1980 و 1990 نقش مهم شبکه‌های نخبگان و قدرت آنها در دادگاه را مورد بحث قرار داد. ادوارد کینان در مقاله معروف خود در مورد فرهنگ سیاسی مسکویی از این هم فراتر رفت و ادعا کرد که تزار صرفاً یک عروسک دست نشانده در دست پسران بود که قدرت واقعی را در پشت صحنه در اختیار داشتند. [33]

برای دیگران، مانند دیوید رانسل و پل بوشکویچ، بیش از حد به تصویر کشیدن روابط بین تزار و اشراف مانند کینان می پردازد، زیرا پیچیدگی آنها را درک نمی کند. بوشکوویچ استدلال می کند که فقدان نظری محدودیت در قدرت تزار نامربوط است و در عوض مدعی است که "مسئله اساسی" این است که قدرت واقعی کجاست. به نظر او، این را تنها می توان با روایت سیاسی وقایع نشان داد. [34]بوشکوویچ موازنه قدرت بین تزار، پسران فردی و افراد مورد علاقه تزار را در مرکز تصمیم گیری سیاسی قرار داد. بوشکوویچ با انجام این کار دریافت که از یک سو، قدرت نسبی تزار به ازای هر پادشاه در نوسان است، و از سوی دیگر، اشراف تماماً یکپارچه هستند. توازن قدرت با هر تزار و همچنین ظهور پسران تغییر کرد و در مورد پیتر اول حتی چندین بار تغییر کرد.

چارلز جی. هالپرین نسبت به دیدگاه هایی که به راحتی ادعای تزار و تسلط دولت در سیاست یا جامعه را دارند، هشدار داد. [35] در حالی که هالپرین تفاوت های نهادی بین پادشاهی های مسکو و اروپای غربی را تایید می کند، با این وجود تاکید می کند که این تفاوت ها نباید مطلق تلقی شوند. از نظر او، عمل به قاعده، امری که مربوط به تعاملات انسانی است، مهمتر از تئوری و انتزاعات است.

همچنین ببینید

یادداشت ها

a ^ همانطور که در آن انتشارات استفاده می شود .

ب ^ ادبیات موجود کلمات روسی، تزاری، مسکووی و امپراتوری را با استبداد، مطلق گرایی و خودکامگی در همه ترکیبات ممکن جفت می کند و به ندرت تعاریف روشنی ارائه می دهد. تزار در واقع می تواند برای کل دوره قابل استفاده باشد (همچنین به کاربرد تاریخی اصطلاح "تزار" مراجعه کنید )، اما مسکویت فقط برای دوره دوک نشین بزرگ مسکو قابل استفاده است که با تزاری روسیه جایگزین شد ، دوره ای که برای آن کلمات امپریال و روسی قابل استفاده است. علاوه بر این، می‌توان به استبداد مسکووی نگاه کردبا این حال، به عنوان پیش درآمدی برای مطلق گرایی تزاری ، خود استفاده از کلمه استبداد مشکلاتی دارد (به یادداشت زیر مراجعه کنید). در نهایت، باید مراقب اصطلاح خودکامگی بود: امروزه، خودکامه معمولاً مترادف با مستبد، ظالم و/یا دیکتاتور دیده می‌شود، اگرچه هر یک از این اصطلاحات در ابتدا معنای جداگانه و مجزایی داشتند. به طور کلی، از بین اصطلاحات موجود، «استبداد تزاری» واژه‌ای است که برای کل دوره مورد بحث صحیح‌تر به نظر می‌رسد، اما باید در نظر داشت که هیچ گونه ایده‌آلی وجود ندارد و نظام سیاسی روسیه در طول زمان تکامل یافته است.

ج ^ همانطور که در آن انتشارات استفاده می شود .

د ^ همانطور که در آن انتشارات استفاده می شود .

e ^ همانطور که در آن انتشارات استفاده می شود .

f ^ همانطور که در آن انتشارات استفاده می شود .

g ^ همانطور که در آن انتشارات استفاده می شود .

h ^ همانطور که در آن انتشارات استفاده می شود .

i ^ همانطور که در آن انتشارات استفاده می شود .

j ^ همانطور که در آن انتشارات استفاده می شود .

واژه‌های استبداد شرقی و توسعه آن، استبداد مسکویی یا روسی ، به عنوان گمراه‌کننده مورد انتقاد قرار گرفته‌اند، زیرا مسکو و روسیه هرگز ویژگی‌های استبداد محض را نداشتند ، مانند اینکه فرمانروا با خدا یکسان شود. [3] [36] [37]

l ^ همانطور که در آن انتشارات استفاده می شود .

m ^ همانطور که در آن انتشارات استفاده می شود .

n ^ همانطور که در آن انتشارات استفاده می شود .

منابع

  1. دونالد اوستروفسکی، مغول ها و روس ها: هشت پارادایم ، در ابوت گلیسون، همراهی با تاریخ روسیه ، ویلی-بلکول، 2009، ISBN  1-4051-3560-3 ، چاپ گوگل، ص .78
  2. ^ a b پیتر تروسکات، روسیه اول: شکستن با غرب ، IB Tauris، 1997، ISBN 1-86064-199-7 ، Google Print، p.17 
  3. ^ a b c d e f Peter Viereck, Conservative Thinkers: From John Adams to Winston Churchill , Transaction Publishers, 2005, ISBN 1-4128-0526-0 , Google Print, pp. 84-86 
  4. ^ a b نیکولای ن. پترو، تولد دوباره دموکراسی روسیه: تفسیری از فرهنگ سیاسی ، انتشارات دانشگاه هاروارد، 1995، ISBN 0-674-75001-2 ، Google Print، p.34-36 
  5. دیوید آر استون، تاریخ نظامی روسیه: از ایوان وحشتناک تا جنگ در چچن ، گروه انتشارات گرین وود، 2006، شابک 0-275-98502-4 ، چاپ گوگل ، ص.59 
  6. پل بوشکویچ، پیتر کبیر: مبارزه برای قدرت، 1671–1725 ، انتشارات دانشگاه کمبریج، 2001، شابک 0-521-80585-6 ، چاپ گوگل، ص. 80 و 118-119 
  7. ^ a b نیکولای ن. پترو، تولد دوباره دموکراسی روسیه: تفسیری از فرهنگ سیاسی ، انتشارات دانشگاه هاروارد، 1995، ISBN 0-674-75001-2 ، Google Print، p.36-39 
  8. نیکولای ن. پترو، تولد دوباره دموکراسی روسیه: تفسیر فرهنگ سیاسی ، انتشارات دانشگاه هاروارد، 1995، ISBN 0-674-75001-2 ، چاپ گوگل، ص .48 
  9. ^ a b c استفان جی لی روسیه و اتحاد جماهیر شوروی، 1855-1991: خودکامگی و دیکتاتوری ، روتلج، 2006. ISBN 0-415-33577-9 ، Google Print، p.1-3 
  10. رابرت دی. کروس، برای پیامبر و تزار: اسلام و امپراتوری در روسیه و آسیای مرکزی ، انتشارات دانشگاه هاروارد، 2006، ISBN 0-674-02164-9 ، چاپ گوگل، ص .77 
  11. دبورا گودوین، متیو میدلین، مذاکره در تضاد بین‌المللی: درک متقاعدسازی ، تیلور و فرانسیس، 2002، ISBN 0-7146-8193-8 ، Google Print، p.158 
  12. نیکلاس اسپولبر، گذارهای اقتصادی روسیه: از تزاریسم متأخر تا هزاره جدید ، انتشارات دانشگاه کمبریج، 2003، ISBN 0-521-81699-8 ، Google Print، p.27-28 
  13. Reinhard Bendix، Max Weber: An Intellectual Portrait ، انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، 1977، ISBN 0-520-03194-6 ، Google Print، p.356-358 
  14. ریچارد پایپس، محافظه کاری روسی و منتقدان آن: مطالعه ای در فرهنگ سیاسی ، انتشارات دانشگاه ییل، 2007، ISBN 0-300-12269-1 ، Google Print، p.181 
  15. کاترین جی. دانکس، سیاست و جامعه روسیه: مقدمه ، آموزش پیرسون، 2001، ISBN 0-582-47300-4 ، Google Print، p.21 
  16. استفان هدلوند، وابستگی به مسیر روسیه: مردمی با تاریخ پریشان ، روتلج، ۲۰۰۵، شابک ۰-۴۱۵-۳۵۴۰۰-۵ ، Google Print، p.161 
  17. ^ a b جیمز پاتریک اسکنلان، داستایوفسکی متفکر: یک مطالعه فلسفی ، انتشارات دانشگاه کرنل، 2002، ISBN 0-8014-3994-9 ، Google Print، p.171-172 
  18. ریچارد پایپس، محافظه کاری روسی و منتقدان آن: مطالعه ای در فرهنگ سیاسی ، انتشارات دانشگاه ییل، 2007، ISBN 0-300-12269-1 ، Google Print، p.124 
  19. نیکولای ن. پترو، تولد دوباره دموکراسی روسیه: تفسیر فرهنگ سیاسی ، انتشارات دانشگاه هاروارد، 1995، ISBN 0-674-75001-2 ، چاپ گوگل ، ص90 
  20. ^ a b دیوید لوید هافمن، استالینیسم: خوانش های اساسی ، انتشارات بلک ول، 2003، ISBN 0-631-22891-8 ، . Google Print، p.67-68 
  21. دنیس جی. دان، کلیسای کاتولیک و روسیه: پاپ ها، پاتریارک ها، تزارها و کمیسرها ، انتشارات اشگیت، آموزشی ویبولیتین، 2004، ISBN 0-7546-3610-0 ، چاپ گوگل، ص.72 
  22. ^ a b Nicolai N. Petro, p. 29
  23. نیکولای ن. پترو، تولد دوباره دموکراسی روسیه: تفسیر فرهنگ سیاسی ، انتشارات دانشگاه هاروارد، 1995، ISBN 0-674-75001-2 ، Google Print، p.15 
  24. مایکل آداس (2006). تسلط بر اساس طراحی: الزامات تکنولوژیکی و ماموریت تمدنی آمریکا . انتشارات دانشگاه هاروارد ص 230-231. شابک 0-674-01867-2.
  25. دیوید سی انگرمن (2003). نوسازی از آن سوی ساحل . انتشارات دانشگاه هاروارد پ. 260. شابک 0-674-01151-1.
  26. سی جی هالپرین، «مسکووی به عنوان حالت هیپرتروفیک: نقد»، کریتیکا 3 3 (2002) 501.
  27. D. Ostrowski, Muscovy and the Mongols: Cross-Cultural Influence on the Steppe Frontier, 1304-1589 (کمبریج 1998) 91-95; ام. پو، «پیامدهای انقلاب نظامی در مسکوی: دیدگاه مقایسه ای»، مطالعات تطبیقی ​​در جامعه و تاریخ 38 4 (1996) 603-604; RO Crummey، 'مطلق گرایی روسی و اشراف'، مجله تاریخ مدرن 49 3 (1977) 456-459.
  28. A. Gerschenkron، "مارکسیسم شوروی و مطلق گرایی"، Slavic Review 30 4 (1971) 855.
  29. کرومی، «مطلق گرایی روسی»، ۴۵۸-۴۵۹.
  30. ^ PA Zaionchkovskii, Otmena krepostnogo prava v Rossii (مسکو 1968); PA Zaionchkovski, Pravitel'stvennyi apparat samoderzhavnoi Rossii v XIX v. (مسکو 1978); ال‌جی زاخارووا، الکساندر دوم و اوتمنا krepostnogo prava v Rossii (مسکو 2011).
  31. کرومی، «مطلق گرایی روسی»، ۴۶۶-۴۶۷.
  32. کرومی، «مطلق گرایی روسی»، 466; RO Crummey, 'Hans-Joachim Torke, 1938-2000', Kritika 2 3 (2001) 702
  33. P. Bushkovitch, Peter the Great: The Struggle for Power, 1671-1725 (کمبریج 2004) 4; EL Keenan، 'راههای عامیانه سیاسی مسکووی'، نقد روسی 45 2 (1986) 115-181.
  34. DL Ransel، The Politics of Catherinian Russia: The Panin Party (New Haven 1975); بوشکوویچ، پیتر کبیر: مبارزه برای قدرت ، 29.
  35. هالپرین، "مسکووی به عنوان یک حالت هیپرتروفیک"، 501-507.
  36. Donald Ostrowski، Muscovy and the Mongols: Cross-Cultural Influences on the Steppe Frontier، 1304–1589 ، انتشارات دانشگاه کمبریج، 2002، ISBN 0-521-89410-7 ، Google Print، ص.85 
  37. تارتار یوک بایگانی شده در 30-09-2007 در ماشین Wayback پروفسور گرهارد رمپل، کالج غربی نیوانگلند .

ادامه مطلب

پیوندهای خارجی