توجیه سیستم

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

نظریه توجیه سیستم ( SJT ) یک نظریه در روانشناسی اجتماعی است که باورهای توجیه کننده سیستم یک عملکرد تسکین دهنده روانشناختی را ایفا می کنند. این پیشنهاد می کند که مردم چندین نیاز اساسی دارند که از فردی به فرد دیگر متفاوت است، که می تواند با دفاع و توجیه وضعیت موجود برآورده شود، حتی زمانی که سیستم ممکن است برای افراد خاصی مضر باشد. مردم نیازهای معرفتی، وجودی و رابطه ای دارند که توسط ساختار غالب هنجارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برآورده شده و به عنوان پشتوانه ایدئولوژیک ظاهر می شود. برای مثال نیاز به نظم و ثبات و در نتیجه مقاومت در برابر تغییر یا جایگزین‌ها می‌تواند انگیزه‌ای برای افراد باشد تا وضعیت موجود را خوب، مشروع و حتی مطلوب ببینند.

بر اساس تئوری توجیه سیستم، افراد نه تنها تمایل دارند که نگرش های مطلوبی در مورد خود (توجیه نفس) و گروه هایی که به آنها تعلق دارند (توجیه گروهی) داشته باشند، بلکه تمایل دارند در مورد ساختار اجتماعی فراگیر که در آن درگیر شده اند نیز نگرش مثبت داشته باشند. و خود را ملزم به (نظام-توجیه) می بینند. این انگیزه توجیه‌کننده سیستمی گاهی اوقات پدیده‌ای را ایجاد می‌کند که به عنوان طرفداری برون گروهی، پذیرش حقارت در میان گروه‌های با موقعیت پایین و تصویری مثبت از گروه‌های دارای وضعیت نسبتاً بالاتر شناخته می‌شود. بنابراین، این تصور که افراد به طور همزمان حامیان و قربانیان هنجارهای القا شده توسط سیستم هستند، یک ایده اصلی در نظریه توجیه سیستم است. علاوه بر این، سهولت غیرفعال پشتیبانی از ساختار فعلی، در مقایسه با قیمت بالقوه (مادی، اجتماعی،روانی) عمل کردن بر خلاف وضعیت موجود، منجر به یک محیط مشترک می شود که در آن ترتیبات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی موجود ترجیح داده می شود. جایگزین‌های وضع موجود معمولاً تحقیر می‌شوند ونابرابری تمایل به تداوم دارد. [1] [2]

ریشه ها

نظریه‌های روان‌شناختی اجتماعی قبلی که هدفشان تبیین رفتار بین گروهی بود، معمولاً بر تمایل افراد به داشتن نگرش مثبت در مورد خود (توجیه نفس) و گروه‌های مرتبط با خود (توجیه گروهی) متمرکز بودند. [2] به عبارت دیگر، افراد برای انجام رفتارهایی برانگیخته می شوند که به آنها اجازه می دهد عزت نفس بالا و تصویر مثبتی از گروه خود حفظ کنند. [3] نظریه توجیه سیستم به پدیده رایج و اضافی معروف به طرفداری برون گروهی می پردازد که در آن افراد از سیستم های اجتماعی (وضعیت موجود) حتی زمانی که منفعتی ندارند دفاع می کنند و در درازمدت حتی ممکن است آسیب بیشتری به فرد یا فرد وارد کند. گروهی که او به آن تعلق دارد. طرفداری برون گروهی می تواند به صورت عدم هویت از جانب اعضای دارای موقعیت اجتماعی پایین تر با گروه بندی طبقه بندی شده خود (اجتماعی، قومی، اقتصادی، سیاسی) و در عوض حمایت بیشتر از ساختار موجود ظاهر شود. نظریه‌های روان‌شناسی اجتماعی قبلی فاقد توضیح و توجه به نمونه‌های رایج طرفداری برون گروهی بودند. بنابراین، SJT برای توضیح بیشتر و درک اینکه چرا برخی از افراد تمایل دارند به سیستم های اجتماعی غالب مشروعیت بخشند، علیرغم مخالفت با منافع خود، توسعه یافت.به گونه ای که نظریه های روانشناختی اجتماعی قبلی چنین نمی کردند.[1] [2]

تأثیرات نظری

در حالی که نظریه هویت اجتماعی ، نظریه ناهماهنگی شناختی ، فرضیه جهان عادلانه ، نظریه تسلط اجتماعی ، و نظریه های مارکسیستی-فمینیستی ایدئولوژی ها بر نظریه توجیه سیستم تأثیر زیادی گذاشته است، این دیدگاه ها را نیز گسترش داده و انگیزه و رفتارهای توجیه نظام را در آنها ایجاد کرده است. .

نظریه ناهماهنگی شناختی

یکی از مشهورترین و معروف‌ترین نظریه‌های روان‌شناختی اجتماعی، نظریه ناهماهنگی شناختی توضیح می‌دهد که افراد برای حفظ یک تصویر مثبت از خود، نیاز به حفظ ثبات شناختی دارند. [3] [4] نظریه توجیه سیستم از چارچوب ناهماهنگی شناختی می‌سازد، به این معنا که افراد یک سیستم اجتماعی را توجیه می‌کنند تا تصویر مثبتی از آن سیستم اجتماعی حفظ کنند، به دلیل این واقعیت که آنها ذاتاً نقشی را ایفا می‌کنند. منفعل یا فعال) در تداوم آن. [2]

نظریه هویت اجتماعی

جوست و همکارانش نظریه هویت اجتماعی را این گونه تفسیر می کنند که وقتی افراد با تعارض بین گروهی مواجه می شوند که هویت گروه اجتماعی آنها را تهدید می کند، افراد رفتارهایی مانند کلیشه سازی و تبعیض علیه گروه های بیرونی را توجیه می کنند تا تصویر گروهی مثبت خود را حفظ کنند. [3] افرادی که طرفداری خارج از گروه دارند، نسبت به گروه هایی که به آنها تعلق دارند (گروه های درون گروهی) تصاویر مثبت بیشتری از سایر گروه ها (گروه های برون گروهی) اغلب دارای جایگاه بالاتر خواهند داشت. بنابراین، بحث این است که نظریه توجیه سیستمی بر پایه‌های نظریه هویت اجتماعی بنا می‌شود و در تلاش برای توجیه طرفداری برون گروهی مشاهده شده در بسیاری از اعضای گروه محروم است که نظریه هویت اجتماعی چنین نمی‌کند. [3] [5]

نظریه سلطه اجتماعی

این نظریه به طور گسترده ای با نظریه توجیه سیستم مقایسه شده است زیرا هر دو نظریه توجیه کننده سیستم هستند. نظریه تسلط اجتماعی بر انگیزه افراد برای حفظ تصویر گروهی مثبت از طریق حمایت کلی از نابرابری سلسله مراتبی در سطح گروه تمرکز دارد. افراد با جهت گیری تسلط اجتماعی بالا (SDO) افسانه هایی دارند که تمایل به افزایش سلسله مراتب دارند، که جایگاه درون گروهی و رابطه آن ها با آن را توجیه می کند. بنابراین، هم در نظریه تسلط اجتماعی و هم در نظریه توجیه سیستم، موضوعات مشترکی از مخالفت مبتنی بر گروه با برابری و توجیه حفظ نابرابری های بین گروهی از طریق هنجارهای سیستمی وجود دارد. [3] [6] [7]

اعتقاد به دنیای عادلانه

بر اساس فرضیه جهان عادل، مردم تمایل دارند باور کنند که جهان به طور کلی منصفانه است و نتایج رفتار مردم پس از آن مستحق است. [8]ایدئولوژی هایی که به اعتقاد به دنیای عادلانه مربوط می شوند، با حفظ حس کنترل شخصی و تمایل به درک جهان به عنوان غیر تصادفی ارتباط دارند. چنین ایدئولوژی هایی شامل اخلاق کاری پروتستان و اعتقاد به شایسته سالاری است. اساساً، اعتقاد به دنیای عادلانه، نیاز معرفتی به پیش بینی پذیری، نظم و ثبات در محیط خود را تغذیه می کند. نظریه توجیه سیستم، در حالی که این دیدگاه را حفظ می کند که مردم تمایل دارند جهان را عادلانه بدانند، نیازهای معرفتی زیربنایی ایدئولوژی جهان عادل را استخراج می کند و از آنها به عنوان پشتوانه برای اینکه چرا مردم برای حمایت از سیستم انگیزه دارند، استفاده می کند. به عبارت دیگر، ترجیح ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و درک کنترل شخصی بر شانس تصادفی، فرد را برمی‌انگیزد تا وضعیت موجود را منصفانه و مشروع ببیند. [3] با این حال، این می تواند یک مسئله باشد، زیرا افراد محروم می توانند به راحتی موقعیت پایین خود را درونی کنند و خود را برای "کاستی ها" یا عدم موفقیت "موفقیت" سرزنش کنند.

هوشیاری کاذب

نظریه پردازان به منظور توضیح پدیده طرفداری برون گروهی که جزء اصلی توجیه سیستم است، به شدت از نظریه های مارکسیستی-فمینیستی در مورد ایدئولوژی های غالب به عنوان ابزاری برای حفظ نظام استخراج شده اند. به طور خاص، مفهوم آگاهی کاذب ، که در آن گروه مسلط در جامعه بر این باورند که تسلط آنها مقدر شده است، می تواند به این موضوع کمک کند که چرا برخی از اعضای گروه های محروم گاهی اوقات به طرفداری برون گروهی می پردازند. [3] علاوه بر این، توجیه سیستم تأکید می کند که کسانی که فاقد ابزار تولید مادی هستند (وضعیت پایین تر) تابع عقاید، (ارزش های فرهنگی، قوانین و آموزه های اجتماعی) گروه مسلط و کنترل کننده هستند.

جنبه های نظریه

منطقی سازی وضعیت موجود

یکی از جنبه های اصلی نظریه توجیه سیستم توضیح می دهد که افراد برای توجیه وضعیت موجود انگیزه دارند و آن را پایدار و مطلوب می دانند. تا این حد، نظریه پردازان فرضیه خاصی ارائه کرده اند که در آن عقلانی شدن وضعیت موجود می تواند آشکار شود. یکی از پیامدهای انگیزه توجیه‌کننده سیستم، منطقی‌سازی مطلوبیت رویدادهای محتمل در مقابل احتمال کم‌تر است.

از آنجایی که مردم تمایل دارند از مطابقت ترجیحاتشان با وضعیت موجود اطمینان حاصل کنند، در شرایط اجتناب ناپذیر، افراد به احتمال زیاد وضعیت موجود را به عنوان مکانیزمی برای مقابله با واقعیت های ناخوشایند تأیید می کنند. در اصل، مردم رویدادهایی را که احتمال بیشتری دارند، مطلوب تر از رویدادهایی که احتمال کمتری دارند، قضاوت می کنند. [1] [2]مطالعات منطقی‌سازی پیش‌بینی‌کننده که در طول انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 2000 انجام شد، نشان می‌دهد که چگونه تأیید و مطلوبیت نامزد آینده به احتمال پیروزی آن نامزد بستگی دارد. زمانی که به افراد هر دو حزب جمهوری خواه و دموکرات گفته شد، برای مثال، این احتمال وجود دارد که یک نامزد بر دیگری پیروز شود، مردم هر دو حزب تمایل داشتند که حمایت از برنده محتمل تر را توجیه کنند. توجیه سیستمی برای نتایج به ظاهر اجتناب ناپذیر و اجتناب ناپذیر به عنوان یک کاهش دهنده استرس/ناهماهنگی عمل می کند و تسلی روانی و عاطفی را فراهم می کند و همچنین به فرد اجازه می دهد تا احساس کنترل بر رویدادهای بیرونی داشته باشد.

راه دیگری که مردم وضعیت موجود را منطقی می کنند ، استفاده از کلیشه ها است . وقتی مردم تهدیدهایی را متوجه سیستم غالب می‌کنند، تمایل بیشتری به چسبیدن به ساختار موجود دارند و از آن حمایت می‌کنند ، و یکی از راه‌های انجام این کار، تأیید کلیشه‌هایی است که نابرابری را منطقی می‌کنند. اگر شخصی خود را عضوی از یک گروه موقعیت اجتماعی بالاتر (مقام اقتصادی، نژاد، جنسیت) بداند، کلیشه‌های مطلوبی در مورد گروه خود و کلیشه‌های مثبت کمتری نسبت به گروه‌های بیرونی با موقعیت پایین‌تر خواهد داشت. با افزایش مشروعیت سیستم یا تهدید علیه آن، اعضای گروه های محروم و محروم انگیزه بیشتری برای استفاده از کلیشه ها خواهند داشت.به عنوان توجیه های توجیهی (هرچقدر هم ضعیف) برای تفاوت های وضعیتی نابرابر. کسانی که به گروه‌های محروم تعلق دارند تمایل دارند ویژگی‌های مثبت (کلیشه‌های مطلوب) را به اعضای با موقعیت بالا مرتبط کنند و اعضای گروه با موقعیت پایین را هدایت کنند تا احساسات منفی در مورد وضعیت پایین خود را به حداقل برسانند. [2] بنابراین، تأیید کلیشه به عنوان توجیه سیستم توافقی است و یک کارکرد تسکین دهنده دارد. این برای هر دو گروه درون گروهی و برون گروهی صادق است. کلیشه ها همچنین سرزنش تفاوت های وضعیت ناعادلانه را از سیستم منحرف می کنند و در عوض، نابرابری را به صفات یا ویژگی های گروه نسبت می دهند. گفته می‌شود که چنین توجیهی برای نابرابری از طریق کلیشه‌سازی چیزی است که محافظه‌کاران سیاسی را بیشتر از لیبرال‌ها خوشحال می‌کند. در یک مطالعه تحقیقاتی اخیر در مورد ارتباط باورهای توجیه سیستم وتبعیض جنسی دوسوگرا ، محققان که باورهای تبعیض جنسی خیرخواه مربوط به بالاتر رضایت از زندگی از طریق توجیه سیستم. یعنی، هم مردان و هم زنان ممکن است انگیزه داشته باشند که عقاید جنسیت گرایی خیرخواهانه داشته باشند، زیرا چنین باورهایی ممکن است به ترویج این مفهوم که وضعیت موجود منصفانه است کمک کند، که به نوبه خود می تواند رضایت از زندگی را حفظ کند. [9]

طرفداری برون گروهی

بر خلاف طرفداری درون گروهی ، که معتقد است افراد انگیزه دارند که به گروه های اجتماعی که به آنها تعلق دارند بیشتر از سایر گروه ها نگاه کنند، طرفداری برون گروهی زمانی است که افراد تمایل دارند به گروه هایی که به آنها تعلق ندارند بیشتر از گروه هایی که به آنها تعلق دارند نگاه کنند. آنها عضو هستند. [3]نظریه پردازان توجیه سیستم استدلال می کنند که این نمونه یا نمودی است از این که چگونه برخی افراد ناخودآگاه نابرابری های موجود را جذب کرده، پردازش کرده اند و تلاش کرده اند با آن کنار بیایند - به طور خاص، موقعیت نامطلوب خود در سلسله مراتب اجتماعی. از آنجایی که مردم تمایل دارند وضعیت موجود را توجیه کنند (که معمولاً شامل نابرابری بین گروه‌ها می‌شود) و معتقدند که این وضعیت منصفانه و مشروع است، افراد خاصی از گروه‌های پایین وضعیت نابرابری را می‌پذیرند، درونی می‌کنند و از این رو تداوم می‌یابند. [2]

انتقادات از طرفداری برون گروهی نشان می دهد که مشاهدات این امر در اعضای گروه محروم صرفاً تجلی ویژگی های تقاضای عمومی تر یا هنجارهای اجتماعی است که گروه های دارای موقعیت پایین را تشویق می کند تا گروه های دیگر را مثبت تر ارزیابی کنند. [2]در پاسخ به این، نظریه پردازان توجیه سیستم، معیارهای ضمنی و آشکار طرفداری برون گروهی را معرفی کردند. مشخص شد که اعضای گروه با وضعیت پایین همچنان طرفداری برون گروهی (یعنی ترجیح برای گروه های دیگر) را در هر دو معیار ضمنی و آشکار نشان می دهند، و آنها موارد بیشتری از طرفداری برون گروهی را در اقدامات ضمنی نسبت به اقدامات صریح (خود گزارش شده) نشان می دهند. در مقابل، مشخص شد که افراد از گروه‌های دارای موقعیت بالا، تمایلات درون گروهی را بیشتر در معیارهای ضمنی نشان می‌دهند. [2] [10]

بنابراین، انتظار می‌رود که وقتی انگیزه توجیه سیستم یا وضعیت موجود افزایش می‌یابد و مشروع‌تر تلقی می‌شود، اعضای گروه با موقعیت بالا نیز تمایل درون‌گروهی را افزایش می‌دهند، در حالی که اعضای گروه با وضعیت پایین تمایل بیشتری برون گروهی نشان می‌دهند. [2] محققان همچنین محافظه‌کاری سیاسی را با توجیه سیستمی مرتبط می‌دانند، زیرا محافظه‌کاری با حفظ سنت و مقاومت در برابر تغییر همراه است، که مشابه توجیه وضعیت موجود (یا وضعیت فعلی هنجارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است.). در طول این ورید، نظریه پردازان سیستم توجیه نگه که اعضای گروه وضعیت بالا در افزایش در گروه است پارتی بیشتر سیاسی محافظه کار هستند، در حالی که اعضای گروه جایگاه پایین نمایش داده خواهد شد افزایش برون پارتی سیاسی بیشتر درگیر خواهد شد محافظه کار هستند. [2]

استحقاق افسرده

تحقیقات در مورد اختلاف دستمزد بین مردان و زنان نشان داده است که زنان اغلب بر این باورند که دستمزد کمتری نسبت به مردان دریافت می‌کنند، زیرا مستحق حقوق برابر نیستند. [11] [12] این استحقاق افسرده ابتدا به عنوان تجلی زنان در درونی کردن موقعیت پایین جنسیت خود در مقایسه با مردان تصور شد. تحقیقات بعدی نشان می‌دهد که استحقاق افسرده در زمینه‌هایی اتفاق می‌افتد که جنسیت یک متغیر نبود. نظریه پردازان توجیه سیستم پیشنهاد کرده اند که استحقاق افسرده نمونه کلی دیگری است از اینکه چگونه افراد گروه های دارای موقعیت پایین حقارت خود را برای توجیه وضعیت موجود جذب می کنند . [3]به این ترتیب، توجیه سیستم معتقد است که اعضای گروه با وضعیت پایین بدون در نظر گرفتن زمینه، احتمال بیشتری دارد که مواردی از استحقاق افسرده را نسبت به اعضای گروه با موقعیت بالا نشان دهند. و این بیشتر در میان اعضای گروه با وضعیت پایین برای کارهای تکمیل شده در مقایسه با کارهایی که هنوز تکمیل نشده اند دیده می شود. [13]

انگیزه های توجیه نفس، گروه و سیستم

همانطور که قبلا گفته شد، مردم با میل به انگیزه نفس توجیه و گروه توجیه به مشاهده خود و گروه خود را مثبت (که می توانید از طریق احساسات آشکار عزت نفس و ارزش). [2] انگیزه توجیه سیستم، تمایل مردم به این است که نظام یا وضعیت موجود را در منظر مساعد مشروع و منصفانه ببینند. در میان اعضای گروه با موقعیت بالا، هر سه این انگیزه ها با یکدیگر همخوانی دارند. نیاز به اعتقاد به عادلانه و عادلانه بودن سیستم برای اعضای گروه های دارای جایگاه بالا آسان است زیرا آنها گروه هایی هستند که از سیستم و وضعیت موجود منتفع می شوند. بنابراین، به عنوان گروه‌های دارای امتیاز، توجه مثبت به خود و گروه به آسانی با مشروعیت وضع موجود مطابقت دارد.[3]

به طور خاص، با افزایش انگیزه های توجیه سیستم برای اعضای گروه با موقعیت بالا، دوسوگرایی درون گروهی کاهش می یابد، سطح عزت نفس افزایش می یابد و سطوح افسردگی و روان رنجوری کاهش می یابد. [2] برای گروه‌های دارای موقعیت پایین، انگیزه‌های توجیه نفس و توجیه گروهی با انگیزه توجیه سیستم در تضاد هستند. اگر اعضای گروه با موقعیت پایین تمایل داشته باشند که وضع موجود و سیستم حاکم را منصفانه و مشروع بدانند، آنگاه این با انگیزه این افراد برای حفظ تصاویر مثبت از خود و گروه در تضاد است. نظریه پردازان معتقدند که این تعارض انگیزه های توجیه، نگرش های متضاد یا مختلط ایجاد می کنددر گروه‌های با وضعیت پایین به دلیل قرار گرفتن در گروه محروم که لزوماً از وضعیت موجود بهره نمی‌برند. [3] [14]

با افزایش انگیزه‌های توجیه سیستمی برای اعضای گروه با وضعیت پایین، دوسوگرایی درون گروهی افزایش می‌یابد و در سطوح قوی‌تری نسبت به گروه‌های دارای وضعیت بالا رخ می‌دهد، سطح عزت نفس کاهش می‌یابد و سطوح افسردگی و روان رنجوری افزایش می‌یابد. علاوه بر این، محققان پیشنهاد می‌کنند که وقتی انگیزه‌های توجیه گروهی و ایگو به طور خاص کاهش می‌یابد، انگیزه‌های توجیه سیستم افزایش می‌یابد. [14]

توجیه سیستم پیشرفته در میان افراد محروم

بر اساس نظریه ناهماهنگی شناختی که افراد را به کاهش ناهماهنگی و حفظ سازگاری شناختی نیاز دارند، نظریه توجیه سیستم توضیح می دهد که مردم انگیزه دارند تا مصادیق نابرابری را به منظور حفظ و دفاع از مشروعیت نظام توجیه کنند. [3] از آنجایی که مردم این نیاز را دارند که معتقد باشند نظام حاکم کنونی مشروع است و به دلایلی چنین است، وقتی مواردی ارائه می شود که ممکن است تهدیدی برای آن باشد، مردم گاهی اوقات با توجیهات بیشتری برای حفظ مشروعیت سیستم یا وضعیت پاسخ می دهند. موجود است. [2]

کلیشه های جبرانی

تحقیقات نشان داده است که کلیشه های جبرانی ممکن است منجر به افزایش توجیه وضعیت موجود شود. یعنی کلیشه‌هایی که دارای اجزایی هستند که جنبه‌های منفی کلیشه‌ها را خنثی می‌کنند، به مردم این امکان را می‌دهند که نابرابری سیستم غالب را راحت‌تر توضیح یا توجیه کنند. [2] یکی از نمونه های رایج تر، کلیشه جبرانی «فقیر اما شاد» یا «ثروتمند اما بدبخت» است. [15] کلیشه هایی مانند اینها که جنبه مثبتی را برای متعادل کردن جنبه منفی در خود جای می دهند، مردم را به افزایش توجیه وضعیت موجود سوق می دهد. یافته‌های دیگر نشان می‌دهد که این کلیشه‌های جبران‌کننده توسط کسانی که ایدئولوژی‌های سیاسی چپ‌تری دارند ترجیح داده می‌شوند.در حالی که آنهایی که ایدئولوژی های سیاسی گرایش به راست تری داشتند ، کلیشه های غیر مکمل را ترجیح می دادند که صرفاً نابرابری را به جای جبران نابرابری عقلانی می کرد. [16] اما به طور کلی، محافظه کاران بیشتر از لیبرال ها تمایلات توجیه سیستم را افزایش می دادند . [17] [18]

پیامدهای توجیه سیستم

پیامدهای انگیزه مردم برای مشروعیت بخشیدن به وضعیت موجود بسیار گسترده است. نیاز به این باور که سیستم های فعلی یا حاکم منصفانه و عادلانه هستند، منجر به توجیه نابرابری های موجود در آن توسط مردم می شود. [2] تحقیقات در مورد نظریه توجیه سیستم در بسیاری از زمینه های مختلف اجتماعی و سیاسی اعمال شده است که نشان می دهد این نظریه دارای پیامدهایی برای تغییرات عمومی اجتماعی ، سیاست های اجتماعی و جوامع خاص است . تحقیقات نشان داده است که مردم با افزایش انگیزه سیستم توجیه مقاوم در برابر تغییر هستند، و در نتیجه مفهوم از این خواهد بود بیشتر مشکل به حرکت بسوی سیاست ، دولت ، اقتدار ارقام وسلسله مراتبی که منعکس کننده برابری هستند . [19]

تحقیقات نشان می‌دهد که انگیزه‌های توجیه سیستمی ناراحتی عاطفی را در افراد کاهش می‌دهد که در غیر این صورت منجر به درخواست‌هایی برای اصلاح بی‌عدالتی‌ها یا نابرابری‌های درک شده می‌شود . به طور خاص، خشم اخلاقی ، احساس گناه و سرخوردگی زمانی کاهش می یابد که انگیزه های توجیه سیستم افزایش یابد. نشان داده است که این امر منجر به حمایت کمتر از سیاست های اجتماعی که منابع را با هدف برابری مجدد توزیع می کنند، می شود . [20] [21]

در کشورهای در حال توسعه، که در آنها نابرابری های گروهی بیشتر مشهود است، محققان علاقه مند به آزمایش ادعای نظریه توجیه سیستم بودند که وقتی نابرابری ها بیشتر قابل مشاهده باشند، این امر منجر به توجیه بیشتر وضعیت موجود می شود. [22] محققان از فقیرترین مناطق بولیوی بازدید کردند و دریافتند که کودکان (10 تا 15 ساله) که اعضای گروه‌های دارای موقعیت پایین بودند، به دولت بولیوی مشروعیت می‌دادند که به اندازه کافی نیازهای مردم را بیشتر از کودکان گروه‌های دارای موقعیت بالا برآورده می‌کرد. مشاهده انگیزه‌های توجیه سیستمی در گروه‌های دارای موقعیت پایین واقع در یکی از فقیرترین کشورها نشان می‌دهد که حمایت کمتری از تغییر اجتماعی در کشوری که قابل بحث به آن نیاز دارد، کمتر خواهد بود .[22]

پس از طوفان کاترینا در سال 2005، واکنش‌های متفاوتی نسبت به ویرانی‌هایی که برای جوامع به بار آورد و همچنین تلاش‌های امدادی دولت وجود داشت . محققانی که این واکنش‌ها را مطالعه کرده‌اند، دریافتند که واکنش آهسته و ناکارآمد تلاش‌های امدادی توسط برخی برای افشای «کاستی‌های دولتی، زیر سؤال بردن مشروعیت رهبری آژانس‌ها، و برجسته کردن نابرابری نژادی در آمریکا » درک شده است. [23] این تصورات به طور غیرمستقیم تهدیدی برای مشروعیت دولت ایالات متحده (یعنی سیستم) به همراه داشت. در نتیجه این تهدید سیستم، محققان دریافتند که مردم تمایل دارند با استفاده از سیستم مشروعیت را به سیستم بازگردانند.کلیشه ها و سرزنش قربانی . [2] به ویژه، از آنجایی که اکثر جوامع متاثر از طوفان کاترینا عموماً کم درآمد بودند و عمدتاً از اقلیت ها تشکیل شده بودند ، برخی افراد از کلیشه ها استفاده کردند تا قربانیان را برای بدبختی خود مقصر بدانند و مشروعیت را به دولت بازگردانند . [23] محققان توضیح دادند که چگونه این می تواند عواقبی برای قربانیان و بازسازی خانه ها و جوامع آنها داشته باشد. افزایش توجیه سیستم و افزایش سرزنش قربانیان می تواند در تامین منابع مورد نیاز قربانیان برای کار در جهت ترمیم خسارت ناشی از طوفان کاترینا مضر باشد .[23]

نقد

بحث نظریه هویت اجتماعی

این بحث از نظریه پردازان هویت اجتماعی ناشی شد که با نقد نظریه هویت اجتماعی توسط نظریه پردازان توجیه سیستم مقابله کردند. نظریه پردازان توجیه سیستم استدلال کردند که مفهوم نظری نظریه توجیه سیستم تا حدی از محدودیت های نظریه هویت اجتماعی ناشی می شود. [2] [3] به طور خاص، نظریه پردازان توجیه سیستم استدلال کرده اند که نظریه هویت اجتماعی به طور کامل طرفداری برون گروهی را توضیح نمی دهد، و این که بیشتر قادر به توضیح طرفداری درون گروهی است. طرفداران نظریه هویت اجتماعی استدلال کرده اند که این نقد بیشتر ناشی از عدم تحقیق در مورد طرفداری برون گروهی است تا محدودیت چارچوب نظری نظریه هویت اجتماعی. [6]

ارتباط با سوگیری وضعیت موجود

انتقاد دیگر این است که SJT بیش از حد شبیه و غیرقابل تشخیص با سوگیری وضعیت موجود است . با توجه به اینکه هر دو مستقیماً به حفظ و مشروعیت بخشیدن به وضع موجود می پردازند، این نقد بی اساس نیست. اما نظریه توجیه سیستمی با سوگیری وضعیت موجود تفاوت دارد زیرا عمدتا انگیزشی است تا شناختی.. به طور کلی، سوگیری وضعیت موجود به تمایل به ترجیح گزینه پیش فرض یا تعیین شده هنگام انتخاب اشاره دارد. در مقابل، توجیه سیستمی این را مطرح می کند که مردم نیاز دارند و می خواهند نظام های اجتماعی غالب را منصفانه و عادلانه ببینند. مؤلفه انگیزشی توجیه سیستم به این معنی است که تأثیرات آن زمانی تشدید می شود که افراد در معرض تهدید روانی هستند یا زمانی که احساس می کنند نتایج آنها به ویژه به سیستمی که توجیه می شود وابسته است، تشدید می شود. [24]

تحقیقات فعلی

مطابق با گرایش گسترده تر به سمت علوم اعصاب ، تحقیقات کنونی در مورد توجیه سیستم آزمایش کرده اند تا ببینند چگونه این امر در مغز ظاهر می شود . یافته‌های محققان نشان داده است که افراد با ایدئولوژی‌های محافظه‌کارانه‌تر در ساختارهای مغزی خاص متفاوت هستند که با حساسیت به درگیری تهدید و پاسخ مرتبط است. [25] به طور خاص، کسانی که محافظه کارتر بودند ، در مقایسه با افرادی که لیبرال تر بودند، «با حساسیت عصبی بیشتر به تهدید و حجم آمیگدال بزرگتر ، و همچنین حساسیت کمتر به درگیری پاسخ و حجم سینگوله قدامی کمتر مرتبط بودند».. این تحقیق در حال حاضر اکتشافی است و هنوز جهت ارتباط با ایدئولوژی و ساختارهای مغزی را مشخص نکرده است. [25]

یافته‌های اخیر محققان نشان داده است که انگیزه‌های توجیه سیستمی برای مشروعیت بخشیدن به وضعیت موجود در کودکان خردسال یافت شده است. [26] با استفاده از تئوری و داده‌های روان‌شناختی رشد ، کودکان در سن 5 سالگی متوجه شدند که درک اساسی از درون گروهی و وضعیت درون گروهی خود دارند. انگیزه‌های توجیه سیستمی نیز در آن مشاهده شد که کودکان از گروه‌های دارای وضعیت پایین، طرفداری ضمنی برون گروهی را نشان می‌دهند. [26] تحقیقات در مورد توجیه سیستم در کودکان خردسال همچنان یک روند فعلی است.

همچنین ببینید

منابع

  1. ^ a b c Jost, John T.; بناجی، مهزارین ر. (1373). "نقش کلیشه سازی در توجیه سیستم و تولید آگاهی کاذب" . مجله روانشناسی اجتماعی بریتانیا . 33 : 1-27. doi : 10.1111/j.2044-8309.1994.tb01008.x . S2CID  144875248 .
  2. ^ a b c d e f g h i j k l m n o p q r Jost, John T.; مهزارین ر. بناجی; Brain A. Nosek (2004). "یک دهه نظریه توجیه سیستم: شواهد انباشته از تقویت آگاهانه و ناخودآگاه وضعیت موجود". روانشناسی سیاسی . 25 (6): 881-919. doi : 10.1111/j.1467-9221.2004.00402.x .
  3. ^ a b c d e f g h i j k l m Jost, John T.; Orsolya Hunyady (2002). "روانشناسی توجیه سیستم و کارکرد تسکین دهنده ایدئولوژی" . بررسی اروپایی روانشناسی اجتماعی . 13 : 111-153. doi : 10.1080/10463280240000046 . S2CID 1328491 . 
  4. ^ جوست، جان تی. برت دبلیو. پلهام; الیور شلدون؛ بیلیان سالیوان (2003). "نابرابری اجتماعی و کاهش ناهماهنگی ایدئولوژیک از جانب سیستم: شواهدی از توجیه سیستمی تقویت شده در میان محرومان". مجله اروپایی روانشناسی اجتماعی . 33 (1): 13-36. doi : 10.1002/ejsp.127 .
  5. جوست، جان تی (2001). "طرفداری برون گروهی و نظریه توجیه سیستم: الگویی برای بررسی اثرات موفقیت اجتماعی-اقتصادی بر محتوای کلیشه ای" (PDF) . در مسکوویتز، گوردون بی. (ویرایش). روانشناسی اجتماعی شناختی: سمپوزیوم پرینستون در مورد میراث و آینده شناخت اجتماعی . صص 89-102. شابک  9780805834147. بایگانی شده از نسخه اصلی (PDF) در 07-09-2015.
  6. ^ a b Mark, Rubin; مایلز هیوستون (2004). "هویت اجتماعی، توجیه سیستم و تسلط اجتماعی: تفسیری بر رایچر، جوست و همکاران، و سیدانیوس و همکاران" . روانشناسی سیاسی . 25 (6): 823-844. doi : 10.1111/j.1467-9221.2004.00400.x . hdl : 1959.13/27347 . S2CID 144929890 . 
  7. ^ سیدانیوس، جیم؛ فلیسیا پرتو؛ کولت ون لار; شانا لوین (2004). "نظریه سلطه اجتماعی: دستور کار و روش آن" . روانشناسی سیاسی . 25 (6): 845-880. doi : 10.1111/j.1467-9221.2004.00401.x . S2CID 143967408 . 
  8. لرنر، ملوین جی (2003). "انگیزه عدالت: روانشناسان اجتماعی کجا آن را پیدا کردند، چگونه آن را از دست دادند و چرا ممکن است دوباره آن را پیدا نکنند". بررسی روانشناسی شخصیت و اجتماعی . 7 (4): 388-399. doi : 10.1207/S15327957PSPR0704_10 . PMID 14633474 . S2CID 40532419 .  
  9. ^ کانلی، ک. هیساکر، ام (2012). "چرا جنسیت خیرخواهانه جذاب است؟ ارتباط با توجیه سیستم و رضایت از زندگی". فصلنامه روانشناسی زنان . 36 (4): 432-443. doi : 10.1177/0361684312456369 . S2CID 143442302 . 
  10. ^ جوست، جان؛ برت پلهام; مائوریسیو کاروالو (2002). "اشکال غیرآگاهانه توجیه سیستم: ترجیحات ضمنی و رفتاری برای گروه های دارای وضعیت بالاتر". مجله روانشناسی اجتماعی تجربی . 38 (6): 586-602. doi : 10.1016/S0022-1031(02)00505-X .
  11. ^ هاف، مریم؛ Janice D. Yoder (2003). «نقش جایگاه در ایجاد استحقاق افسرده در تخصیص حقوق زنان و مردان». فصلنامه روانشناسی زنان . 27 (4): 330-337. doi : 10.1111/1471-6402.00113 . S2CID 144161408 . 
  12. سرگرد، برندا (1994). "از نابرابری اجتماعی تا استحقاق شخصی: نقش مقایسه های اجتماعی، ارزیابی مشروعیت و عضویت در گروه". در Zanna، Mark P. (ویرایش). پیشرفت در روانشناسی اجتماعی تجربی . 26 . صص 293-355. doi : 10.1016/s0065-2601(08)60156-2 . شابک 9780120152261.
  13. ^ بلانتون، هارت؛ گرگ جورج؛ جنیفر کراکر (2001). "زمینه های توجیه سیستم و ارزیابی سیستم: بررسی استراتژی های مقایسه اجتماعی کارگر زن قانع (هنوز)". فرآیندهای گروهی و روابط بین گروهی . 4 (2): 126-137. doi : 10.1177/1368430201004002004 . S2CID 145377608 . 
  14. ^ a b Jost, John; دایانا برگس (2000). "دوسوگرایی نگرشی و تضاد بین انگیزه های توجیه گروهی و سیستمی در گروه های با وضعیت پایین". بولتن شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 26 (3): 293-305. doi : 10.1177/0146167200265003 . S2CID 143976942 . 
  15. ^ کی، هارون؛ جان جوست (2003). «عدالت تکمیلی: تأثیر نمونه‌های کلیشه‌ای «فقیر اما شاد» و «فقیر اما صادق» بر توجیه سیستم و فعال‌سازی ضمنی انگیزه عدالت» . مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 85 (5): 823-837. doi : 10.1037/0022-3514.85.5.823 . PMID 14599247 . S2CID 14509306 .  
  16. ^ کی، آرون سی. Czapliński، Szymon; جوست، جان تی (2009). "تفاوت های ایدئولوژیک چپ و راست در توجیه سیستم به دنبال مواجهه با نمونه های کلیشه ای مکمل در مقابل غیر مکمل" . مجله اروپایی روانشناسی اجتماعی . 39 (2): 290-298. doi : 10.1002/ejsp.500 . S2CID 51825186 . 
  17. ^ جوست، جان؛ برایان ای. نوسک; ساموئل دی گاسلینگ (2008). "ایدئولوژی: تجدید حیات آن در روانشناسی اجتماعی، شخصیتی و سیاسی" . دیدگاه های علم روانشناسی . 3 (2): 126-136. doi : 10.1111/j.1745-6916.2008.00070.x . PMID 26158879 . S2CID 15877726 .  
  18. ^ جوست، جان؛ جک گلیزر؛ آری دبلیو کروگلانسکی; فرانک سولووی (2003). «محافظه کاری سیاسی به مثابه شناخت اجتماعی با انگیزه». بولتن روانشناسی . 129 (3): 339-375. doi : 10.1037/0033-2909.129.3.339 . PMID 12784934 . 
  19. ^ بلاسی، گری؛ جان جوست (2006). "نظریه و تحقیق توجیه سیستم: پیامدهای قانون، وکالت حقوقی و عدالت اجتماعی" . نقد و بررسی قانون کالیفرنیا . 94 (4): 1119-1168. doi : 10.2307/20439060 . JSTOR 20439060 . 
  20. ^ جوست، جان؛ Orsola Hunyady (2005). "پیشایند و پیامدهای ایدئولوژی های توجیه کننده سیستم" . رهنمودهای فعلی در علوم روانشناسی . 14 (5): 260-265. doi : 10.1111/j.0963-7214.2005.00377.x . S2CID 13892856 . 
  21. ^ واکسلاک، شریل؛ جان تی جوست; تام آر تایلر; Emmeline S. Chen (2007). "خشم اخلاقی اثر تضعیف کننده توجیه سیستم بر حمایت از سیاست های اجتماعی بازتوزیعی را واسطه می کند" . علم روانشناسی . 18 (3): 267-274. doi : 10.1111/j.1467-9280.2007.01887.x . PMID 17444925 . S2CID 18703996 .  
  22. ^ a b هنری، پی جی. آندره آ سائول (2006). "توسعه توجیه سیستم در جهان در حال توسعه". تحقیق عدالت اجتماعی . 19 (3): 365-378. doi : 10.1007/s11211-006-0012-x . S2CID 144436708 . 
  23. ^ a b c Napier, Jaime L.; Anesu N. Mandisodza; سوزان ام. اندرسن; جان تی جوست (2006). "توجیه سیستم در پاسخ به فقرا و آواره ها در پی طوفان کاترینا" . تحلیل مسائل اجتماعی و سیاست عمومی . 6 (1): 57-73. doi : 10.1111/j.1530-2415.2006.00102.x . S2CID 27547108 . 
  24. ^ کی، آرون سی. گوچر، دانیل؛ هلو، جنیفر ام. لورین، کریستین؛ فریسن، جاستین؛ زانا، مارک پی . اسپنسر، استیون جی (2009). "نابرابری، تبعیض، و قدرت وضعیت موجود: شواهد مستقیم برای انگیزه دیدن اوضاع و احوال آنگونه که باید باشند" . مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 97 (3): 421-434. doi : 10.1037/a0015997 . PMID 19685999 . S2CID 15906336 .  
  25. ^ a b Jost, John; دیوید آمودیو (2012). "ایدئولوژی سیاسی به عنوان شناخت اجتماعی با انگیزه: شواهد رفتاری و عصب‌شناسی". انگیزه و عاطفه . 36 (1): 55-64. doi : 10.1007/s11031-011-9260-7 . S2CID 10675844 . 
  26. ^ a b بارون، اندرو؛ مهزارین بناجی (1388). "شواهد توجیه سیستم در کودکان خردسال" . قطب نما روانشناسی اجتماعی و شخصیتی . 3 (6): 918-926. doi : 10.1111/j.1751-9004.2009.00214.x . S2CID 27494627 . 

کتابشناسی