مترادف

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فهرست مترادف به خط میخی روی لوح گلی، دوره نو آشوری [1]

مترادف یک کلمه است، تکواژ ، یا عبارت که به معنای دقیقا یا تقریبا همان دیگری کلمه، تکواژ، یا عبارت در یک زبان داده شده است. به عنوان مثال، در زبان انگلیسی، کلمات شروع ، شروع ، شروع و آغاز همگی مترادف یکدیگر هستند: آنها مترادف هستند . آزمون استاندارد برای مترادف جایگزینی است: یک شکل را می توان با دیگری در یک جمله جایگزین کرد بدون اینکه معنای آن تغییر کند. کلمات فقط در یک معنای خاص مترادف در نظر گرفته می شوند : برای مثال، طولانی و طولانی در متن طولانی مدت یازمان طولانی مترادف هستند، اما طولانی را نمی توان در عبارت خانواده گسترده استفاده کرد . مترادف هایی که دقیقاً به یک معنا هستند، یک seme یا sememe deotational را دارند ، در حالی که آنهایی که دارای معانی غیردقیق مشابه هستند، یک sememe دلالتی یا معنایی وسیع تری دارند و بنابراین در یک حوزه معنایی همپوشانی دارند . گاهی اوقات اولی را مترادف شناختی و دومی را تقریباً مترادف، [2] واژه‌ای مضاعف [3] یا poecilonym می‌نامند. [4]

فرهنگ شناسی

برخی از فرهنگ‌نویسان ادعا می‌کنند که هیچ مترادفی دقیقاً معنی یکسانی (در همه زمینه‌ها یا سطوح اجتماعی زبان) ندارد ، زیرا ریشه‌شناسی ، املاء ، کیفیت‌های آوایی، دلالت‌ها ، معانی مبهم، کاربرد و غیره آنها را منحصر به فرد می‌کند. کلمات مختلف که از نظر معنی مشابه هستند معمولاً به دلایلی متفاوت هستند: گربه رسمی تر از گربه است . طولانی و گسترش تنها مترادف در یک استفاده و نه در دیگران (برای مثال، یک بازوی بلند است که همان نه بازوی طولانی ). مترادف ها نیز منبعی از تعبیرات هستند .

مجاز مرسل گاهی اوقات می تواند یک شکل از ترادف شود: کاخ سفید به عنوان مترادف استفاده می شود دولت در مراجعه به ایالات متحده قوه مجریه تحت رئيس جمهور است. [5] بنابراین یک کنایه یک نوع از مترادف است، و کلمه کنایه است hyponym از کلمه مترادف . [ نیازمند منبع ]

تجزیه و تحلیل مترادف، چند معنایی ، hyponymy و hypernymy ذاتی است طبقه بندی و هستی شناسی در اطلاعات علم حواس از آن اصطلاحات. [6] این برنامه در آموزش و یادگیری ماشین کاربرد دارد ، زیرا آنها بر ابهام زدایی با معنای کلمه تکیه دارند . [7]

ریشه شناسی

این کلمه از لاتین synōnymum و به نوبه خود از یونان باستان synōnymon ( συνώνυμον ) وام گرفته شده است ، متشکل از sýn ( σύν «با هم، مشابه، یکسان») و -ōnym- ( -ωνυμ- )، شکلی از onoma ( ὄνομα «نام» '). [8]

منابع مترادف

مترادف ها اغلب برخی از اقشار مختلف یک زبان هستند. برای مثال، در زبان انگلیسی، واژه‌های superstratum فرانسوی نورمن و کلمات substratum انگلیسی قدیمی به همزیستی ادامه می‌دهند. [9] بنابراین، امروز ما مترادف مانند نورمن مشتق مردم ، آزادی و کماندار و ساکسون مشتق محلی ، آزادی و بومن . برای مثال‌های بیشتر، به فهرست معادل‌های آلمانی و لاتینی در انگلیسی مراجعه کنید .

واژه‌های قرضی منبع غنی دیگری از مترادف‌ها هستند که اغلب از زبان فرهنگ غالب یک منطقه است. بنابراین بیشتر زبان های اروپایی از لاتین و یونان باستان وام گرفته اند، به ویژه برای اصطلاحات فنی، اما اصطلاحات بومی همچنان در زمینه های غیر فنی استفاده می شوند. در آسیای شرقی ، وام گرفتن از چینی در ژاپنی ، کره ای و ویتنامی اغلب اصطلاحات بومی را دو برابر می کند. در فرهنگ‌های اسلامی، عربی و فارسی منابع بزرگی از وام‌های مترادف هستند.

برای مثال، در ترکی، کارا و سیاه هر دو متوسط "سیاه" که اولی کلمه ای بومی ترکی، و دومی بودن استقراض از فارسی. در ترکی عثمانی اغلب سه مترادف وجود داشت: آب می تواند su (ترکی)، âb (فارسی) یا (عربی) باشد: "چنین سه گانه مترادف در عثمانی برای هر معنی وجود دارد، بدون استثنا". مثل همیشه با مترادف ها، تفاوت های ظریف و سایه هایی از معنا یا کاربرد وجود دارد. [10]

در انگلیسی، به طور مشابه، ما اغلب اصطلاحات لاتین و یونانی مترادف با اصطلاحات آلمانی داریم: فکر ، مفهوم (L)، ایده (Gk). حلقه ، دایره (L)، چرخه (Gk). انگلیسی اغلب از اصطلاح آلمانی فقط به عنوان اسم استفاده می کند، اما دارای صفت های لاتین و یونانی است: hand , manual (L)، chiral (Gk). گرما ، حرارتی (L)، کالری (Gk). گاهی اوقات اصطلاح آلمانی نادر شده است یا به معانی خاصی محدود می شود: جزر و مد ، زمان / زمانی ، مزمن . [11][12]

بسیاری از تکواژهای صحافی شده در زبان انگلیسی از لاتین و یونانی وام گرفته شده اند و مترادف کلمات یا تکواژهای بومی هستند: fish ، pisci- (L)، ichthy- (Gk).

یکی دیگر از منابع مترادف ها سکه است که ممکن است انگیزه خالص گرایی زبانی باشد. بنابراین پیشگفتار انگلیسی برای جایگزینی پیشگفتار عاشقانه ابداع شد . در ترکی، okul به جای برگرفته از زبان عربی ابداع شد mektep و mederese ، اما این واژه همچنان در برخی از زمینه های استفاده می شود. [13]

استفاده از مترادف ها

مترادف اغلب بیان نکات دقیق وظریف معنا و یا در مختلف استفاده می شود ثبت بیان یا نوشتن.

زمینه های فنی مختلف ممکن است مترادف هایی را برای معانی فنی خاص مناسب کنند.

برخی از نویسندگان از تکرار یک کلمه در مجاورت خودداری می کنند و ترجیح می دهند از مترادف استفاده کنند: این تغییر ظریف نامیده می شود . بسیاری از راهنماهای سبک مدرن از این موضوع انتقاد می کنند.

مثالها

مترادف ها می توانند هر بخشی از گفتار باشند ، تا زمانی که هر دو کلمه متعلق به یک بخش از گفتار باشند. مثال ها:

  • اسم: نوشیدنی و نوشیدنی
  • فعل: خرید و خرید
  • صفت: بزرگ و بزرگ
  • قید: به سرعت و به سرعت
  • حرف اضافه: روی و بعد

مترادف ها با توجه به معانی خاصی از کلمات تعریف می شوند: مردمک به عنوان روزنه در عنبیه چشم مترادف با دانش آموز نیست . به همین ترتیب، او منقضی شده است یعنی همان که او فوت کرده است ، اما پاسپورت من منقضی شده است را نمی توان با پاسپورت من مرده جایگزین کرد .

اصطلاحنامه یا مترادف فرهنگ لغت لیست کلمات مشابه و یا مرتبط؛ اینها اغلب، اما نه همیشه، مترادف هستند. [14]

  • کلمه poecilonym مترادف نادر کلمه مترادف است . این است که در اغلب واژه نامه عمده وارد نشده و کنجکاوی یا قطعه ای از چیزهای بی اهمیت برای بودن است کلمه autological این دلیل از آن متا کیفیت به عنوان مترادف مترادف .
  • متضاد کلماتی هستند با معانی متضاد یا تقریباً متضاد. به عنوان مثال: گرم سرد ، بزرگ کوچک ، ضخیم نازک ، مترادف متضاد
  • Hypernyms و hyponyms کلماتی را که، به ترتیب، یک رده بندی کلی و یک نمونه خاص از آن دسته مراجعه کنید. به عنوان مثال، وسیله نقلیه یک ابرنام ماشین است ، و ماشین یک مترادف خودرو است .
  • هموفون ها کلماتی هستند که تلفظ یکسان اما معانی متفاوتی دارند. به عنوان مثال، witch و که در اکثر لهجه ها همفون هستند (چون آنها یکسان تلفظ می شوند).
  • هوموگراف ها کلماتی هستند که املای یکسانی دارند اما معانی متفاوتی دارند. به عنوان مثال، می توان ضبط یک آهنگ و یا نگه داشتن یک رکورد از اسناد.
  • هم آوا کلماتی را که همان تلفظ و املای اما معانی متفاوت است. به عنوان مثال، رز (نوعی گل) و رز (زمان گذشته خیزش ) همنام هستند.

همچنین ببینید

منابع

  1. ^ K.4375
  2. Stanojević، Maja (2009)، "مترادف شناختی: یک نمای کلی" (PDF) ، Facta Universitatis، Linguistics and Literature Series ، 7 (2): 193-200.
  3. دیمارکو، کریسان و گریم هرست. "یادداشت های استفاده به عنوان مبنایی برای نمایش تقریباً مترادف برای انتخاب واژگانی." مجموعه مقالات نهمین کنفرانس سالانه مرکز دانشگاه واترلو برای فرهنگ لغت و پژوهش متن انگلیسی جدید آکسفورد. 1993.
  4. ^ گرامبز، دیوید. فرهنگ لغت انگلیسی در معرض خطر: کلمات جسورانه که فرهنگ لغت شما فراموش کرده است. WW Norton & Company، 1997.
  5. "تصاویر معماری جهان - کاخ سفید" . www.essential-architecture.com . بازیابی شده در 2019-12-09 .
  6. ^ هرست، گریم. " هستی شناسی و واژگان ." کتابچه راهنمای هستی شناسی ها. Springer, Berlin, Heidelberg, 2009. 269-292.
  7. Turney، Peter D. (2008). "رویکردی یکسان به قیاس ها، مترادف ها، متضادها و تداعی ها" . مجموعه مقالات بیست و دومین کنفرانس بین المللی زبانشناسی محاسباتی - جلد 1 . COLING '08. استرودزبورگ، PA، ایالات متحده آمریکا: انجمن زبانشناسی محاسباتی: 905-912. arXiv : 0809.0124 . شابک 978-1-905593-44-6.
  8. دیکشنری انگلیسی آکسفورد ، ویرایش اول، 1919، sv
  9. بردلی، هنری (1922). ساخت زبان انگلیسی . مک میلان و شرکت، محدود.
  10. ضیا گوکالپ، اصول ترکیسم ، 1968، ص. 78
  11. ↑ پاسخ استاوروس ماکراکیس و آنجلوس تسیروموکوس به «آیا کلماتی در زبان انگلیسی وجود دارد که مترادف باشند اما منشأ یونانی باستان و لاتین جداگانه داشته باشند و کلمه لاتین از نظر ریشه‌شناسی مشتق از یونان باستان قدیمی‌تر نیست؟» در Quora.com [1]
  12. کارل دارلینگ باک، فرهنگ لغت مترادف های منتخب در زبان های اصلی هند و اروپایی ، 1949، تجدید چاپ با شماره ISBN 0226079376 
  13. جفری لوئیس، اصلاح زبان ترکی: موفقیت فاجعه‌بار ، 1999، شابک 0198238568 ، ص. 44، 70، 117 
  14. ^ "کلمات و عبارات فرهنگ لغت مترادف" . www.allacronyms.com . بازیابی شده در 2018-04-27 .

پیوندهای خارجی