انقلاب روسیه

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
رفتن به ناوبری پرش به جستجو

انقلاب روسیه
بخشی از پیامدهای جنگ جهانی اول و انقلابهای 1917-1923
19170704 شورش در Nevsky prosp Petrograd.jpg
در روزهای ژوئیه در پتروگراد ، 17 ژوئیه 1917 ، یک شورش به راه می افتد
اسم بومیРеволюция 1917-го
(انقلاب 1917)
تاریخ8 مارس 1917 - 16 ژوئن 1923
(6 سال و 3 ماه و 8 روز)
مدت زمان
محلامپراتوری سابق روسیهامپراتوری روسیه
شركت كنندگان
نتیجه

انقلاب روسیه یک دوره بود سیاسی و انقلاب اجتماعی که در سابق اتفاق افتاد امپراتوری روسیه و در طول شروع جنگ جهانی اول . شروع در سال 1917 و سقوط خاندان رومانوف و نتیجه گیری در سال 1923 با بلشویک استقرار از اتحاد جماهیر شوروی (در پایان از جنگ داخلی روسیه )، انقلاب روسیه یک سری از دو انقلاب بود: اولین بار است که سرنگون دولت شاهنشاهی و دومی بلشویک ها را در قدرت قرار دادند.

با آغاز انقلاب فوریه در سال 1917 ، اولین شورش در پتروگراد پایتخت آن زمان ( سن پترزبورگ کنونی ) و اطراف آن متمرکز شد . پس از تلفات بزرگ نظامی در طول جنگ ، ارتش روسیه به شورش بازگشت. در پاسخ ، اعضای پارلمان روسیه (به نام دوما ) کنترل این کشور را در دست گرفتند و سپس دولت موقت روسیه را تشکیل دادند . این دولت با منافع برجسته میانهی میدان بود سرمایه داران ، و همچنین به عنوان اشراف روسیه و اشراف .

رهبری ارتش معتقد بودند که آنها ابزار سرکوب انقلاب را ندارند و این باعث شد تزار امپراتوری روسیه ، نیکلاس دوم ، از تخت خود کناره گیری کند. اجتماعات عمومی (تحت عنوان شوروی ) ، تحت سلطه سربازان و پرولتاریاهای صنعتی شهری ، در ابتدا به دولت موقت جدید اجازه داد تا فرمانروایی کند ، اما آنها برای نفوذ بر دولت و کنترل شبه نظامیان مختلف بر امتیاز (امتیاز) اصرار داشتند. دوره ای از قدرت دوگانه آغاز شد ، جایی که دولت موقت قدرت دولتی را در دست داشت در حالی که شبکه شوراها ، به رهبری سوسیالیست ها ، از طبقات فرودست و همچنین به طور فزاینده ای وفادار بودند.طبقه متوسط ​​شهری چپ گرا .

در این دوره آشفته ، شورش ها ، اعتراضات و اعتصابات مکرر وجود داشت. بسیاری از سازمانهای سیاسی سوسیالیستی درگیر مبارزه روزمره بودند و برای نفوذ در دوما و اتحاد جماهیر شوروی مبارزه می کردند که در میان آنها بلشویکها ("اکثریت") به رهبری ولادیمیر لنین قرار داشتند . او برای پایان فوری مشارکت روسیه در جنگ ، اعطای زمین به دهقانان و تهیه نان به کارگران شهری مبارزه کرد. وقتی دولت موقت ادامه جنگ با آلمان را انتخاب کرد ، بلشویک ها و دیگر جناح های سوسیالیستی از بی احترامی عملاً به تلاش های جنگی به عنوان توجیهی برای پیشبرد بیشتر انقلاب استفاده کردند. بلشویکها شبه نظامیان کارگری تحت کنترل خود را بهگارد سرخ (بعداً ارتش سرخ ) ، که کنترل مهمی را بر آنها اعمال می کرد. [1]

اوضاع با انقلاب اکتبر در سال 1917 ، قیام مسلحانه به رهبری بلشویک توسط کارگران و سربازان در پتروگراد به اوج خود رسید که دولت موقت را با موفقیت سرنگون کرد و تمام اختیارات خود را به شوروی واگذار کرد. آنها به زودی پایتخت ملی را به مسکو منتقل کردند. بلشویک ها از حمایت قوی در داخل اتحاد جماهیر شوروی برخوردار شده بودند و به عنوان حزب حاکم عالی ، یک دولت فدرال تأسیس کردند که به سازماندهی مجدد امپراتوری سابق در اولین دولت سوسیالیستی جهان اختصاص داده بود ، تا از دموکراسی شوروی در مقیاس ملی و بین المللی استفاده کند. وعده آنها برای پایان دادن به مشارکت روسیه در جنگ جهانی اول زمانی محقق شد که رهبران بلشویک معاهده برست-لیتوفسک را امضا کردندبا آلمان در مارس 1918. برای تأمین امنیت بیشتر دولت جدید ، بلشویکها چکا را تأسیس کردند ، یک پلیس مخفی که به عنوان یک سرویس امنیتی انقلابی عمل می کرد تا کسانی را که در مبارزات خود "دشمن مردم" تلقی می شدند آگاهانه از بین ببرد ، اعدام یا مجازات کند. مدل در کسانی که از انقلاب فرانسه .

بلافاصله پس از آن ، جنگ داخلی بین "قرمزها" (بلشویک ها) ، " سفیدها " ( ضد انقلابیون ) ، جنبش های استقلال طلبی و دیگر جناح های سوسیالیستی مخالف بلشویک ها آغاز شد. این امر چندین سال ادامه داشت و طی آن بلشویک ها هم سفیدها و هم سوسیالیست های رقیب را شکست دادند. آنها با پیروزی ، خود را به عنوان حزب کمونیست بازسازی کردند . آنها همچنین قدرت شوروی را در جمهوری های تازه مستقل ارمنستان ، آذربایجان ، بلاروس ، گرجستان و اوکراین برقرار کردند . آنها این حوزه های قضایی را به وحدت رساندندتحت اتحادیه جمهوری های سوسیالیستی شوروی (اتحاد جماهیر شوروی) در سال 1922. در حالی که بسیاری از رویدادهای تاریخی قابل توجه در مسکو و پتروگراد رخ داده است ، تغییرات عمده ای نیز در شهرهای سراسر ایالت ، و در میان اقلیت های ملی در سراسر امپراتوری و مناطق روستایی رخ داده است ، جایی که دهقانان تصرف کرد و زمین را توزیع کرد

زمینه

انقلاب سال 1905 روسیه عاملی عمده به علت انقلاب های سال 1917. حوادث بود یکشنبه خونین باعث تظاهرات سراسری و شورش سرباز . در این هرج و مرج ، شورای کارگران به نام شوروی سن پترزبورگ ایجاد شد. [2] در حالی که انقلاب 1905 در نهایت له شد و رهبران شوروی سن پترزبورگ دستگیر شدند ، این زمینه را برای شوروی پتروگراد و دیگر جنبش های انقلابی در طول سالهای 1917 فراهم کرد. انقلاب 1905 نیز منجر به ایجاد دوما (پارلمان) ، که بعداً در فوریه 1917 دولت موقت را تشکیل می دهد. [3]

عملکرد ضعیف روسیه در سالهای 1914-1915 باعث افزایش شکایات علیه تزار نیکلاس دوم و خانواده رومانوف شد . موج کوتاهی از ناسیونالیسم میهنی در مواجهه با شکست ها و شرایط بد در جبهه شرقی جنگ جهانی اول به پایان رسید . تزار با در دست گرفتن کنترل شخصی ارتش شاهنشاهی روسیه در سال 1915 اوضاع را بدتر کرد ، چالشی که بسیار فراتر از مهارت های او بود. او اکنون مسئول ادامه شکست ها و باخت های روسیه بود. علاوه بر این ، تسارینا الکساندراکه در زمان فرماندهی تزار در جبهه باقی ماند ، آلمانی به دنیا آمد و منجر به مشکوک بودن تبانی شد ، اما شایعات مربوط به رابطه او با عارف بحث برانگیز گریگوری راسپوتین ، او را تشدید کرد . نفوذ راسپوتین منجر به انتصابات فاجعه بار وزیران و فساد شد و در نتیجه اوضاع در روسیه بدتر شد. [3]

پس از ورود امپراتوری عثمانی به طرف قدرت های مرکزی در اکتبر 1914 ، روسیه از یک مسیر تجاری عمده به دریای مدیترانه محروم شد که بحران اقتصادی و کمبود مهمات را بدتر کرد. در همین حال ، آلمان توانست مقادیر زیادی مهمات تولید کند ، در حالی که دائماً در دو جبهه اصلی جنگ می جنگید. [4]

شرایط در طول جنگ منجر به از دست دادن روحیه ویرانگر در ارتش روسیه و عموم مردم خود روسیه شد. این امر به ویژه در شهرها به دلیل کمبود غذا در پاسخ به اختلال کشاورزی آشکار بود. کمبود غذا به یک مشکل قابل توجه در روسیه تبدیل شده بود ، اما علت این امر در شکست محصولات برداشت نشده ، که در زمان جنگ به طور قابل توجهی تغییر نکرده بود. دلیل غیر مستقیم این بود که دولت برای تأمین مالی جنگ میلیون ها روبل چاپ کردتوجه داشته باشید ، و تا سال 1917 ، تورم باعث شده است قیمت ها تا چهار برابر سال 1914 افزایش یابد. در نتیجه کشاورزان با هزینه زندگی بالاتری روبرو شدند ، اما درآمد کمی داشتند. در نتیجه ، آنها تمایل به احتکار غلات خود و بازگشت به کشاورزی معیشتی داشتند . بنابراین شهرها مدام از نظر غذایی کمبود داشتند. در همان زمان ، افزایش قیمت منجر به افزایش دستمزد در کارخانه ها شد و در ژانویه و فوریه 1916 ، تبلیغات انقلابی ، تا حدی با کمک آلمان ، منجر به اعتصابات گسترده شد. این منجر به انتقاد فزاینده ای از دولت شد ، از جمله افزایش مشارکت کارگران در احزاب انقلابی.

احزاب لیبرال نیز از بستر بیشتری برای ابراز شکایات خود برخوردار بودند ، زیرا شور اولیه جنگ منجر به ایجاد دولت های تزاری در سازمان های مختلف سیاسی شد. در ژوئیه 1915 ، یک کمیته صنایع جنگی مرکزی به ریاست یک اکتبریست برجسته ، الکساندر گوچکوف (1862-1936) ، شامل ده نماینده کارگر تأسیس شد . منشویک های پتروگراد با وجود اعتراض رهبران خود در خارج ، موافقت کردند که به آن بپیوندند. همه این فعالیت ها انگیزه های جدیدی را برای جاه طلبی های سیاسی ایجاد کرد و در سپتامبر 1915 ترکیبی از Octobrists و Kadets در دوما خواستار تشکیل یک دولت مسئول شدند که تزار آن را رد کرد. [5]

همه این عوامل باعث از بین رفتن شدید اعتماد به نفس در رژیم حتی در طبقه حاکم شده است که در طول جنگ افزایش یافته است. در اوایل سال 1916 ، گوچکوف با افسران ارشد ارتش و اعضای کمیته صنایع جنگ مرکزی در مورد کودتای احتمالی برای اجبار به کناره گیری تزار گفتگو کرد. در ماه دسامبر ، گروه کوچکی از اشراف راسپوتین را ترور کردند و در ژانویه 1917 ، پسر عموی تزار ، دوک بزرگ نیکلاس ، به طور غیرمستقیم توسط شاهزاده لووف پرسیده شد که آیا وی آماده تصاحب تاج و تخت از برادرزاده اش ، تزار نیکلاس دوم است. هیچ یک از این حوادث به خودی خود عامل فوری انقلاب فوریه نبودند ، اما به توضیح اینکه چرا پادشاهی تنها چند روز پس از وقوع آن زنده ماند ، کمک می کند.[5]

در همین حال ، رهبران انقلاب سوسیالیستی در تبعید ، که بسیاری از آنها در سوئیس زندگی می کردند ، تماشاگران زبده سقوط همبستگی سوسیالیستی بین المللی بودند. سوسیال دموکراتهای فرانسوی و آلمانی به تلاشهای جنگی دولتهای متبوع خود رأی مثبت داده بودند. جورجی پلخانف در پاریس موضع خشونت آمیز ضد آلمان را اتخاذ کرد ، در حالی که الکساندر پارووس از تلاش های جنگی آلمان به عنوان بهترین وسیله برای تضمین انقلاب در روسیه حمایت کرد. منشویک ها تا حد زیادی معتقد بودند که روسیه حق دارد از خود در برابر آلمان دفاع کند ، اگرچه جولیوس مارتوف(یک منشویک برجسته) ، که اکنون در سمت چپ گروه خود قرار دارد ، خواستار پایان جنگ و حل و فصل بر اساس سرنوشت ملی ، بدون ضمیمه و غرامت شد. [5]

این است که این دیدگاه مارتوف بود که در بیانیه توسط کشیده غالب لئون تروتسکی (در آن زمان یک منشویک) در یک کنفرانس در زیمروالد ، 35 رهبران سوسیالیست در سپتامبر 1915. به ناچار ولادیمیر لنین، پشتیبانی شده توسط حضور زینوویف و رادک ، به شدت اعتراض آنها نگرش آنها به چپ زیمر والد معروف شدبه لنین هم دفاع از روسیه و هم فریاد صلح را رد کرد. از پاییز 1914 ، او اصرار داشت که "از نظر طبقه کارگر و توده های زحمتکش ، شرارت کمتر شکست پادشاهی تزاری خواهد بود". جنگ باید به یک جنگ داخلی سربازان پرولتاریا علیه دولتهای خود تبدیل شود و اگر از روسیه پیروزی پرولتاریایی حاصل شود ، وظیفه آنها این است که یک جنگ انقلابی برای آزادی توده ها در سراسر اروپا انجام دهند. [6]

تغییرات اقتصادی و اجتماعی

سربازان داوطلب دولت موقت ، میدان کاخ پتروگراد را با ماشین زرهی آستین ، تابستان 1917 تأمین می کنند

یک نظریه ابتدایی درباره مالکیت ، که توسط بسیاری از دهقانان معتقد بود ، این بود که زمین باید متعلق به کسانی باشد که در آن کار می کنند. در همان زمان ، زندگی و فرهنگ دهقانی به طور مداوم در حال تغییر بود. تغییر با حرکت فیزیکی تعداد فزاینده ای از دهقانان روستایی که به محیط های صنعتی و شهری مهاجرت کرده بودند ، تسهیل شد ، اما همچنین با معرفی فرهنگ شهری به روستا از طریق کالاهای مادی ، مطبوعات و دهان به دهان. [nb 1]

کارگران همچنین دلایل خوبی برای نارضایتی خود داشتند: مسکن شلوغ با شرایط بهداشتی اغلب اسفناک ، ساعات طولانی کار (در آستانه جنگ ، یک روز کاری 10 ساعته شش روز در هفته متوسط ​​بود و بسیاری از آنها 11 تا 12 ساعت در روز کار می کردند. تا سال 1916) ، خطر مداوم صدمه و مرگ ناشی از شرایط بد ایمنی و بهداشتی ، نظم و انضباط شدید (نه تنها قوانین و جریمه ، بلکه مشت کارگران کارخانه) و دستمزد ناکافی (که پس از سال 1914 با افزایش شدید هزینه های زندگی در زمان جنگ بدتر شد). درعین حال ، زندگی صنعتی شهری مزایای خود را داشت ، اگرچه اینها می توانند به همان اندازه سختی ها (از نظر ثبات اجتماعی و سیاسی) خطرناک باشند. تشویق های زیادی برای انتظار بیشتر از زندگی وجود داشت. کسب مهارت های جدید به بسیاری از کارگران حس احترام و اعتماد به نفس می بخشد و انتظارات و خواسته ها را افزایش می دهد. زندگی در شهرها ،کارگران با کالاهای مادی مواجه شدند که هرگز در روستاها ندیده بودند. از همه مهمتر ، کارگران ساکن شهرها در معرض ایده های جدیدی در مورد نظم اجتماعی و سیاسی قرار گرفتند.[شماره 2]

علل اجتماعی انقلاب روسیه را می توان از قرن ها از ظلم و ستم از طبقات پایین توسط رژیم تزاری و شکست نیکلاس در جنگ جهانی اول به دست آمده در حالی که دهقانان کشاورزی روستایی شده بود آزاد از سرواژ در سال 1861، آنها هنوز هم متنفر پرداخت پرداخت رستگاری به ایالت ، و خواستار مناقصه عمومی زمینی که کار می کردند ، شد. شکست در اصلاحات ارضی سرگئی ویته در اوایل قرن بیستم بیشتر شد. افزایش اغتشاشات دهقانی و گاهی اوقات شورش های واقعی با هدف تأمین مالکیت زمینی که کار می کردند رخ داد. روسیه عمدتاً شامل دهقانان فقیر کشاورز و نابرابری قابل ملاحظه در مالکیت زمین بود ، به طوری که 1.5 درصد از مردم 25 درصد از زمین را در اختیار داشتند. [7]

صنعتی شدن سریع روسیه نیز در شهری منجر ازدحام بیش از حدو شرایط بد برای کارگران صنعتی شهری (همانطور که در بالا ذکر شد). بین سالهای 1890 و 1910 ، جمعیت پایتخت ، سن پترزبورگ ، از 1.033.600 به 1.905.600 افزایش یافت و مسکو نیز رشد مشابهی را تجربه کرد. این یک "پرولتاریا" جدید ایجاد کرد که به دلیل شلوغی در شهرها ، احتمال اعتراض و اعتصاب بسیار بیشتر از دهقانان در زمانهای قبل بود. در یک نظرسنجی در سال 1904 مشخص شد که به طور متوسط ​​16 نفر در هر آپارتمان در سن پترزبورگ با 6 نفر در هر اتاق مشترک بودند. همچنین آب جاری وجود نداشت و انبوهی از زباله های انسانی تهدیدی برای سلامت کارگران بود. شرایط بد فقط اوضاع را تشدید کرد ، به طوری که تعداد اعتصابات و حوادث بی نظمی عمومی در سالهای کمی قبل از جنگ جهانی اول به سرعت افزایش یافت. به دلیل دیر صنعتی شدن ،کارگران روسیه بسیار متمرکز بودند. تا سال 1914 ، 40 از کارگران روسی در کارخانه های 1000+ کارگر مشغول به کار بودند (32 in در 1901). 42٪ در 100-1000 شرکت کارگری ، 18٪ در 1-100 مشاغل کارگری کار می کردند (در ایالات متحده ، 1914 ، این ارقام به ترتیب 18 ، 47 و 35 بود).[8]

سال ها متوسط ​​اعتصابات سالانه [9]
1862–69 6
1870–84 20
1885–94 33
1895–1905 176

جنگ جهانی اول بر هرج و مرج افزود. سربازی اجباری در سراسر روسیه منجر به اعزام شهروندان ناخواسته به جنگ شد. تقاضای فراوان برای تولید کارخانه در زمینه تجهیزات و کارگران جنگ ، منجر به شورش ها و اعتصابات کارگری بیشتر شد. سربازی اجباری کارگران ماهر را از شهرها بیرون کرد ، که باید با دهقانان غیر ماهر جایگزین می شدند. وقتی قحطی به دلیل ضعف سیستم راه آهن شروع شد ، کارگران دسته جمعی به دنبال غذا شهرها را ترک کردند. سرانجام ، خود سربازان ، که از کمبود تجهیزات و حفاظت از عناصر رنج می بردند ، شروع به چرخیدن علیه تزار کردند. این امر عمدتا به این دلیل بود که با پیشرفت جنگ ، بسیاری از افسران وفادار به تزار کشته شدند و سربازان وظیفه ناراضی از شهرهای بزرگ که وفاداری چندانی به تزار نداشتند جایگزین شدند.

مسائل سیاسی

بسیاری از مناطق کشور دلیل داشتند که از خودکامگی موجود ناراضی باشند. نیکلاس دوم یک حاکم عمیقا محافظه کار بود و یک سیستم اقتدارگرا سخت داشت. انتظار می رفت افراد و جامعه به طور کلی خویشتن داری ، فداکاری نسبت به اجتماع ، احترام به سلسله مراتب اجتماعی و احساس وظیفه نسبت به کشور را نشان دهند. ایمان مذهبی همه این اصول را به عنوان منبع آسایش و اطمینان در مواجهه با شرایط دشوار و به عنوان وسیله ای برای اقتدار سیاسی که از طریق روحانیت اعمال می شود ، به هم پیوند داد. شاید بیش از هر پادشاه مدرن دیگری ، نیکلاس دوم سرنوشت خود و آینده سلسله خود را به تصور حاکم به عنوان یک پدر مقدس و معصوم به مردم خود پیوند داد. [شماره 3]

این دیدگاه پادشاهی رومانوف او را از وضعیت کشورش بی خبر کرد. نیکلاس با اعتقاد راسخ که قدرت فرمانروایی او را حق الهی اعطا کرده است ، فرض کرد که مردم روسیه با وفاداری بی چون و چرا به او وقف شده اند. این اعتقاد مضحک نیکلاس را مایل به اجازه اصلاحات پیشرونده ای نداد که ممکن است رنج مردم روسیه را کاهش دهد. حتي پس از انقلاب 1905 كه تزار را بر آن داشت تا حقوق مدني محدود و نمايندگي دموکراتيک را تصويب کند ، او حتي اين آزاديها را نيز محدود کرد تا قدرت نهايي تاج را حفظ کند. [شماره 3]

علیرغم سرکوب مداوم ، تمایل مردم برای مشارکت دموکراتیک در تصمیمات دولت قوی بود. از زمان عصر روشنگری ، روشنفکران روسی آرمانهای روشنگری مانند عزت فرد و درست بودن نمایندگی دموکراتیک را ترویج کرده بودند. این آرمانها بیشترین صدا را لیبرالهای روسیه داشتند ، هرچند پوپولیستها ، مارکسیستها و آنارشیستها نیز مدعی حمایت از اصلاحات دموکراتیک بودند. یک جنبش مخالف فزاینده شروع کرده بود تا سلطنت رومانوف را آشکارا قبل از آشوب جنگ جهانی اول به چالش بکشد.

نارضایتی از خودکامگی روسیه با ناآرامی بزرگ ملی پس از کشتار یکشنبه خونین ژانویه 1905 به اوج خود رسید ، که در آن صدها معترض غیر مسلح توسط نیروهای تزار مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. کارگران به این قتل عام با اعتصاب عمومی فلج کننده واکنش نشان دادند و نیکلاس را مجبور کردند تا مانیفست اکتبر را که یک پارلمان منتخب دموکراتیک ( دومای ایالتی ) ایجاد کرد ، مطرح کند. اگرچه تزار یک سال بعد قوانین اساسی دولت 1906 را پذیرفت ، اما بعداً دو دومای اول را که بی همکاری بودند ، رد کرد. امیدهای برآورده نشده دموکراسی به ایده های انقلابی و طغیان های خشونت آمیز علیه پادشاهی دامن زد.

یکی از دلایل اصلی تزار برای به خطر انداختن جنگ در سال 1914 میلادی وی تمایل به بازگرداندن اعتبار بود که روسیه در بحبوحه جنگهای روسیه و ژاپن (1905-1904) از دست داده بود. نیکلاس همچنین در پی تقویت احساس وحدت ملی با جنگ با دشمن مشترک و قدیمی بود. امپراتوری روسیه مجموعه ای از اقوام مختلف بود که در سالهای قبل از جنگ جهانی اول نشانه های قابل توجهی از ناهماهنگی را نشان داده بود. نیکلاس تا حدی معتقد بود که خطر و مصیبت مشترک یک جنگ خارجی ، ناآرامی های اجتماعی را در مورد مسائل دائمی فقر ، نابرابری و شرایط غیرانسانی کار کاهش می دهد. جنگ جهانی اول به جای بازیابی موقعیت سیاسی و نظامی روسیه منجر به کشتار سربازان روسی و شکست های نظامی شد که هم پادشاهی و هم جامعه روسیه را تا حد فروپاشی تضعیف کرد.

جنگ جهانی اول

شروع جنگ در آگوست 1914 در ابتدا باعث خاموش كردن اعتراضات اجتماعي و سياسي متمركز شد و بر دشمنان خارجي مشترك متمركز شد ، اما اين وحدت وطني مدت زيادي دوام نياورد. با طولانی شدن بی وقفه جنگ ، خستگی جنگ به تدریج جان خود را از دست داد. اگرچه بسیاری از روس های عادی در چند هفته اول جنگ به تظاهرات ضد آلمان پیوستند ، اما خصومت با قیصر و تمایل به دفاع از سرزمین و جان آنها لزوماً به شور و شوق تزار یا دولت تبدیل نشد. [10] [11] [12]

اولین نبرد بزرگ روسیه در جنگ یک فاجعه بود. در نبرد تاننبرگ در سال 1914 ، بیش از 30،000 سرباز روسی کشته یا زخمی و 90،000 اسیر شدند ، در حالی که آلمان فقط 12000 کشته داشت. با این حال ، نیروهای اتریش-مجارستان متحد آلمان تا پایان سال به اعماق منطقه گالیسیا رانده شدند . در پاییز 1915 ، نیکلاس فرماندهی مستقیم ارتش را بر عهده گرفت و شخصاً بر تئاتر اصلی جنگ روسیه نظارت داشت و همسر بلندپرواز اما ناتوان خود الکساندرا را به عنوان مسئول دولت گذاشت. گزارشات مربوط به فساد و بی کفایتی در دولت شاهنشاهی ظاهر شد و نفوذ فزاینده گریگوری راسپوتین در خانواده شاهنشاهی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.

در سال 1915 ، وقتی آلمان تمرکز حمله خود را به جبهه شرقی تغییر داد ، اوضاع بدتر شد. ارتش برتر آلمان  -با رهبری بهتر ، آموزش بیشتر و تأمین بهتر-در برابر نیروهای مجهز روسی کاملاً م effectiveثر بود و روس ها را از گالیسیا و همچنین لهستان روسیه در طول کمپین تهاجمی گورلیچه-ترنوف بیرون راند . در پایان اکتبر 1916 ، روسیه بین 1.600.000 تا 1.800.000 سرباز خود را از دست داده بود ، با 2،000،000 اسیر جنگی اضافی و 1،000،000 مفقود ، که در مجموع تقریباً 5،000،000 نفر را تشکیل می دادند.

این ضررهای سرسام آور نقش مهمی در شورشها و شورشهای شروع شده داشت. در سال 1916 ، گزارش هایی مبنی بر برادری با دشمن منتشر شد. سربازان گرسنه ماندند ، فاقد کفش ، مهمات و حتی سلاح بودند. نارضایتی شدید روحیه را پایین آورد ، که با یک سری شکست های نظامی بیشتر تضعیف شد.

سربازان روس در سنگر منتظر حمله آلمان هستند

میزان تلفات زنده ترین نشانه این فاجعه بود. در پایان سال 1914 ، تنها در 5 ماه جنگ ، حدود 390،000 مرد روسی جان خود را از دست دادند و نزدیک به 1،000،000 نفر زخمی شدند. خیلی زودتر از آنچه انتظار می رفت ، از نیروهای استخدام نشده برای آموزش وظیفه دعوت شد ، روندی که در طول جنگ با افزایش تلفات سرسام آور تکرار شد. کلاس افسران نیز تغییرات قابل توجهی را مشاهده کرد ، به ویژه در رده های پایین ، که به سرعت پر از سربازانی شد که در صفوف بالا می رفتند. این افراد که معمولاً دارای پیشینه دهقانی یا طبقه کارگر بودند ، نقش مهمی در سیاست زدایی سربازان در سال 1917 ایفا کردند.

ارتش به سرعت اسلحه و مهمات (و همچنین لباس فرم و غذا) از دست داد و تا اواسط سال 1915 ، افرادی بدون سلاح به جبهه اعزام شدند. امید می رفت که آنها بتوانند خود را به سلاح های بدست آمده از سربازان افتاده ، از هر دو طرف ، در جبهه های جنگ مجهز کنند. سربازان احساس نمی کردند که ارزشمند هستند ، بلکه احساس می کردند که قابل استفاده هستند.

در بهار 1915 ، ارتش در حال عقب نشینی مداوم بود ، که همیشه منظم نبود. فرار ، غارت و پرواز آشفته غیر معمول نبود. با این حال ، تا سال 1916 ، وضعیت از بسیاری جهات بهبود یافته بود. سربازان روس عقب نشینی خود را متوقف کردند و حتی برخی از موفقیت های اندک در حملاتی که در آن سال انجام شد ، هرچند با تلفات جانی بزرگ ، به دست آمد. همچنین ، مشکل کمبودها تا حد زیادی با تلاش عمده برای افزایش تولید داخلی حل شد. با این وجود ، تا پایان سال 1916 ، روحیه سربازان حتی بدتر از عقب نشینی بزرگ 1915 بود.به ثروت جنگ ممکن است بهبود یافته باشد ، اما واقعیت جنگ باقی ماند که پیوسته جان روسیه را گرفت. بحران روحیه (همانطور که توسط آلن وایلدمن ، مورخ برجسته ارتش روسیه در جنگ و انقلاب استدلال شد) "اساساً در احساس ناامیدی مطلق ریشه داشت که کشتار هرگز پایان نخواهد یافت و هر چیزی که شبیه پیروزی باشد می تواند به دست آید." [13]

جنگ فقط سربازان را نابود نکرد. در پایان سال 1915 ، علائم متعددی وجود داشت که نشان می داد اقتصاد تحت فشار شدید تقاضای زمان جنگ در حال سقوط است. مشکلات اصلی کمبود غذا و افزایش قیمت بود. تورم درآمدها را با سرعتی هشداردهنده پایین کشید و کمبودها باعث می شود که فرد نتواند خود را حفظ کند. این کمبودها به ویژه در پایتخت ، سن پترزبورگ ، جایی که فاصله از منابع و شبکه های حمل و نقل ضعیف اوضاع را بدتر کرده بود ، مشکل ساز بود. مغازه ها به دلیل کمبود نان ، شکر ، گوشت و سایر مواد غذایی زودهنگام یا به طور کامل بسته شدند و خطوط باقی مانده نیز بسیار طولانی شد. شرایط تهیه غذا و تهیه آن از نظر فیزیکی به طور فزاینده ای دشوار شد.

اعتصابات از اواسط سال 1915 به طور پیوسته افزایش یافت و جنایت نیز افزایش یافت ، اما در بیشتر موارد ، مردم رنج می بردند و تحمل می کردند و شهر را برای غذا تمیز می کردند. گفته می شود زنان طبقه کارگر در سن پترزبورگ حدود چهل ساعت در هفته را در خطوط غذایی صرف می کردند ، التماس می کردند ، به روسپی گری یا جنایت روی می آوردند ، حصارهای چوبی را برای گرم نگه داشتن اجاق گازها خراب می کردند و همچنان از غنی ثروتمندان ناراحت می شدند.

مقامات دولتی مسئول نظم عمومی نگران این هستند که صبر مردم تا کجا ادامه خواهد داشت. در گزارشی از شاخه پلیس امنیت سن پترزبورگ ، اوخرانا ، در اکتبر 1916 ، به صراحت هشدار داده شد "احتمال وقوع شورش در طبقات فرودست امپراتوری در آینده نزدیک خشمگین است." [14]

تزار نیکلاس مسئول همه این بحران ها بود و حمایت کمی که از او باقی مانده بود در حال فروپاشی بود. با افزایش نارضایتی ها ، دومای ایالتی در نوامبر 1916 به نیکلاس هشدار داد و اعلام کرد که بدون ایجاد یک حکومت مشروطه ، یک فاجعه وحشتناک کشور را فرا خواهد گرفت. نیکلاس این هشدارها را نادیده گرفت و رژیم تزاری روسیه چند ماه بعد در جریان انقلاب فوریه 1917 فروپاشید. یک سال بعد ، تزار و تمام خانواده اش اعدام شدند.

انقلاب فوریه

اعتراض انقلابیون در فوریه 1917
راهپیمایی سربازان در پتروگراد ، مارس 1917
دیدار سربازان روسی با نیروهای آلمانی در سرزمین هیچکس
ملاقات قبل از درگیری های سیم روسی

در آغاز ماه فوریه ، کارگران پتروگراد چندین اعتصاب و تظاهرات را آغاز کردند. در 7 مارس [ سیستم عامل 22 فوریه] ، کارگران پوتیلوف ، بزرگترین کارخانه صنعتی پتروگراد با اعتصاب تعطیل شدند. [15] روز بعد ، مجموعه ای از جلسات و تجمعات برای روز جهانی زن برگزار شد که به تدریج به گردهمایی های اقتصادی و سیاسی تبدیل شد. تظاهرات برای مطالبه نان سازماندهی شد و نیروهای کارگری صنعتی از آنها حمایت کردند و آنها را دلیل تداوم اعتصابات دانستند. زنان کارگر به کارخانه های نزدیک راهپیمایی کردند و بیش از 50 هزار کارگر را در اعتصاب ترک کردند. [16] تا 10 مارس [ سیستم عامل25 فوریه] ، تقریباً هر شرکت صنعتی در پتروگراد به همراه بسیاری از شرکت های تجاری و خدماتی تعطیل شده بود. دانش آموزان ، کارگران یقه سفید و معلمان در خیابان ها و در جلسات عمومی به کارگران پیوستند. [17]

تزار برای سرکوب شورش ها به ارتش نگاه کرد. حداقل 180،000 سرباز در پایتخت در دسترس بودند ، اما بیشتر آنها یا آموزش ندیده بودند یا مجروح شده بودند. یان بکت ، مورخ ، معتقد است که حدود 12000 نفر می توانند معتبر تلقی شوند ، اما حتی این افراد تمایلی به جابجایی در جمعیت ندارند ، زیرا تعداد زیادی از زنان را شامل می شود. به همین دلیل بود که در 11 مارس [ OS 26 فوریه] ، هنگامی که تزار به ارتش دستور داد تا شورش را به زور سرکوب کنند ، نیروها شروع به شورش کردند. [18]اگرچه تعداد کمی به طور فعال به شورش پیوستند ، بسیاری از افسران یا تیرباران شدند یا مخفی شدند. توانایی پادگان برای مهار اعتراضات به کلی خنثی شد ، نمادهای رژیم تزاری به سرعت در اطراف شهر پاره شد و اقتدار دولتی در پایتخت سقوط کرد - این امر به این دلیل که نیکلاس صبح روز دوما را به تعویق انداخته بود ، کمکی نکرد ، بدون اجازه قانونی برای اقدام. پاسخ دوما ، که از سوی بلوک لیبرال درخواست شد ، ایجاد یک کمیته موقت برای برقراری نظم و قانون بود. در همین حال ، احزاب سوسیالیستی شوروی پتروگراد را برای نمایندگی کارگران و سربازان تأسیس کردند. واحدهای وفادار باقی مانده روز بعد بیعت کردند. [19]

تزار قطار سلطنتی را به طرف پتروگراد بازگرداند ، که در 14 مارس [ OS 1 مارس] ، [18] توسط گروهی از انقلابیون در مالایا ویشرا متوقف شد . هنگامی که سرانجام تزار به پسکوف رسید ، رئیس ارتش نیکولای روزسکی و نمایندگان دوما الکساندر گوچکوف و واسیلی شولگین به طور همزمان پیشنهاد کردند که او از تخت سلطنت کناره گیری کند. او این کار را در 15 مارس [ OS 2 March] به نمایندگی از خود انجام داد و سپس ، از طرف پسرش تسارویچ مشاوره گرفت . نیکلاس برادر خود ، دوک بزرگ مایکل الکساندرویچ را نامزد کرد، برای جانشینی او اما دوک بزرگ متوجه شد که از حمایت کمی برخوردار خواهد بود ، بنابراین در 16 مارس [ OS 3 March] تاج را نپذیرفت ، [18] و اظهار داشت که تنها در صورت اجماع اقدامات دموکراتیک از آن استفاده خواهد کرد. [20] شش روز بعد ، نیکلاس ، که دیگر تزار نبود و با تحقیر نگهبانان "نیکلاس رومانوف" ، با خانواده اش در کاخ الکساندر در تسارسكوی سلو متحد شد . [21] وی توسط دولت موقت با خانواده اش در حبس خانگی قرار گرفت.

تأثیر فوری انقلاب فوریه جو گسترده ای از شادی و هیجان در پتروگراد بود. [22] در 16 مارس [ سیستم عامل 3 مارس] ، دولت موقت اعلام شد. چپ میانه از نمایندگی خوبی برخوردار بود و دولت در ابتدا توسط اشراف زاده لیبرال ، شاهزاده گئورگی یوگنیویچ لووف ، از اعضای حزب دموکراتیک مشروطه (KD) ریاست می شد . [23] سوسیالیست ها نهاد رقیب خود ، شوروی پتروگراد (یا شورای کارگران) را چهار روز قبل تشکیل داده بودند. شوروی پتروگراد و دولت موقت برای قدرت بر روسیه رقابت کردند.

دوویلاستیه

قدرت م effectiveثر دولت موقت با اقتدار نهادی که ادعا می کرد نماینده اراده کارگران و سربازان است و در واقع می تواند این گروه ها را در ماه های اولیه انقلاب بسیج و کنترل کند - شورای کارگران شوروی پتروگراد - به چالش کشیده شد. 'نمایندگان الگوی شوروی شوراهای کارگری بود که در بسیاری از شهرهای روسیه در جریان انقلاب 1905 ایجاد شده بود. در فوریه 1917 ، کارگران اعتصابی نمایندگان خود را به نمایندگی از آنها انتخاب کردند و فعالان سوسیالیست شروع به تشکیل شورای شهر کردند تا این نمایندگان را با نمایندگان احزاب سوسیالیست متحد کند. در 27 فوریه ، نمایندگان سوسیالیست دوما ، عمدتا منشویک ها و انقلابیون سوسیالیست ، رهبری سازماندهی شورای شهر را بر عهده گرفتند. شوروی پتروگراد در کاخ تورید ملاقات کرد، همان ساختمانی که دولت جدید در آن در حال شکل گیری بود. [24]

رهبران شوروی پتروگراد معتقد بودند که آنها نماینده طبقات خاصی از مردم هستند ، نه کل ملت. آنها همچنین معتقد بودند روسیه آمادگی سوسیالیسم را ندارد. آنها نقش خود را محدود به تحت فشار قرار دادن "بورژوازی" مردد برای حکومت و ایجاد اصلاحات دموکراتیک گسترده در روسیه (جایگزینی رژیم سلطنتی با جمهوری ، تضمین حقوق شهروندی ، پلیس و ارتش دموکراتیک ، لغو تبعیض مذهبی و قومی ، آماده سازی انتخابات مجلس م constسسان و غیره). آنها در همان ساختمان دولت موقت در حال ظهور ملاقات کردند تا نه برای رقابت با کمیته دوما برای قدرت دولتی ، بلکه برای اعمال بهترین فشار بر دولت جدید و به عبارت دیگر به عنوان یک لابی دموکراتیک مردمی. [25]

روابط بین این دو قدرت اصلی از ابتدا پیچیده بود و سیاست 1917 را شکل می داد. نمایندگان دولت موقت موافقت کردند "نظرات نمایندگان کارگران اتحاد جماهیر شوروی را در نظر بگیرند" ، هرچند آنها همچنین مصمم به جلوگیری از تداخلی که وضعیت غیرقابل قبول قدرت دوگانه را ایجاد می کند. در حقیقت ، این دقیقاً همان چیزی بود که ایجاد می شد ، اگرچه این "قدرت دوگانه" (dvoyevlastiye) نتیجه اقدامات یا نگرش رهبران این دو نهاد بیشتر از اقدامات خارج از کنترل آنها بود ، به ویژه جنبش اجتماعی در حال وقوع. در خیابانهای شهرهای روسیه ، کارخانه ها ، مغازه ها ، پادگانها ، روستاها و در سنگرها. [26]

دومین گردان مرگ زنان مسکو از کاخ زمستانی به عنوان آخرین نگهبانان سنگر محافظت می کند.

مجموعه ای از بحران های سیاسی - زمان بندی زیر را ببینید - در رابطه بین جمعیت و دولت و بین دولت موقت و شوروی (که به جنبشی سراسری با رهبری ملی تبدیل شد). کمیته اجرایی مرکزی اتحاد جماهیر شوروی (VTsIK) اقتدار دولت موقت و همچنین رهبران میانه رو سوسیالیست شوروی را تضعیف کرد. اگرچه رهبری اتحاد جماهیر شوروی در ابتدا از شرکت در دولت موقت "بورژوایی" خودداری کرد ، اما الکساندر کرنسکی ، وکیل جوان و محبوب و عضو حزب انقلاب سوسیالیستی(SRP) ، با پیوستن به کابینه جدید موافقت کرد و به طور فزاینده ای به یک شخصیت اصلی دولت تبدیل شد و سرانجام رهبری دولت موقت را بر عهده گرفت. کرنسکی به عنوان وزیر جنگ و بعداً نخست وزیر ، آزادی بیان را ترویج داد ، هزاران زندانی سیاسی را آزاد کرد ، به تلاش های جنگی ادامه داد ، حتی حمله دیگری را ترتیب داد (که ، با این حال ، موفق تر از پیشینیان خود نبود). با این وجود ، کرنسکی هنوز با چندین چالش بزرگ روبرو بود ، که توسط سربازان ، کارگران شهری و دهقانان برجسته شد و ادعا کردند که آنها هیچ چیزی از انقلاب به دست نیاورده اند:

  • گروههای سیاسی دیگر سعی داشتند او را تضعیف کنند.
  • تلفات سنگین نظامی در جبهه متحمل می شد.
  • سربازان ناراضی و بی روح بودند و شروع به فرار کردند. (هنگام بازگشت به روسیه ، این سربازان یا زندانی شدند یا مستقیماً به جبهه فرستاده شدند.)
  • نارضایتی شدید از دخالت روسیه در جنگ وجود داشت و بسیاری خواهان پایان آن بودند.
  • کمبود زیادی در غذا و منابع وجود داشت که به دلیل شرایط اقتصادی زمان جنگ ، جبران آن مشکل بود.

گروه سیاسی که برای کرنسکی مشکل ساز شد و سرانجام او را سرنگون کرد ، حزب بلشویک بود که توسط ولادیمیر لنین رهبری می شد . لنین در تبعید در سوئیس بی طرف زندگی می کرد و به دلیل دموکراتیزه شدن سیاست پس از انقلاب فوریه ، که احزاب سیاسی سابق ممنوعه را قانونی کرد ، این فرصت را برای مارکسیست خود درک کرد.انقلاب اگرچه بازگشت به روسیه به یک احتمال تبدیل شده بود ، اما جنگ آن را از نظر لجستیکی دشوار کرد. سرانجام ، مقامات آلمانی ترتیب دادند که لنین از خاک آنها عبور کند ، به این امید که فعالیت های وی روسیه را تضعیف کند یا حتی - در صورت روی کار آمدن بلشویک ها - منجر به خروج روسیه از جنگ شود. با این حال ، لنین و همکارانش مجبور شدند با یک قطار مهر و موم شده به روسیه سفر کنند : آلمان این شانس را نخواهد داشت که او در آلمان انقلاب ایجاد کند. پس از عبور از جبهه ، در آوریل 1917 به پتروگراد رسید.

در راه روسیه ، لنین تزهای آوریل را آماده کرد که سیاستهای بلشویک مرکزی را ترسیم می کرد. این موارد شامل این بود که شوروی قدرت را در دست بگیرد (همانطور که در شعار "تمام قدرت به شوروی مشهود است") و محکومیت لیبرال ها و انقلابیون اجتماعی در دولت موقت ، ممنوعیت همکاری با آن. با این حال ، بسیاری از بلشویک ها از دولت موقت حمایت کردند ، از جمله لو کامنف . [27]

حمله انقلابیون به پلیس تزاری در روزهای اولیه انقلاب فوریه.

با ورود لنین ، محبوبیت بلشویک ها به طور پیوسته افزایش یافت. در طول بهار ، نارضایتی عمومی از دولت موقت و جنگ ، به ویژه در میان کارگران ، سربازان و دهقانان ، این گروه ها را به احزاب رادیکال سوق داد. علیرغم حمایت روزافزون از بلشویکها ، با استفاده از اصطلاحاتی که مشهورترین آنها "تمام قدرت شوروی" بود ، این حزب قدرت واقعی کمی در شوروی پتروگراد تحت سلطه متوسط ​​داشت. در واقع مورخانی مانند شیلا فیتزپاتریکادعا کرده اند که تشویق های لنین برای به دست گرفتن قدرت شوروی به منظور برانگیختن خشم هم از سوی دولت موقت ، که سیاست های آن محافظه کارانه تلقی می شد ، و هم خود شوروی ، که به عنوان خادمان دولت محافظه کار تلقی می شدند. به گفته برخی مورخان دیگر ، لنین و پیروانش آمادگی این را نداشتند که چگونه حمایت های آنها ، به ویژه در میان گروه های سرباز و کارگران با نفوذ ، در تابستان 1917 به قدرت واقعی تبدیل شود.

در 18 ژوئن ، دولت موقت حمله ای را علیه آلمان آغاز کرد که به طرز فجیعی شکست خورد. بلافاصله پس از آن ، دولت به سربازان دستور داد به جبهه بروند و از قول خود وفا کردند. سربازان از پیروی از دستورات جدید خودداری کردند. ورود ملوانان رادیکال کرونشتات - که بسیاری از افسران ، از جمله یک دریاسالار را محاکمه و اعدام کرده بودند - فضای انقلابی رو به رشد را بیشتر کرد. ملوانان و سربازان به همراه کارگران پتروگراد در اعتراض خشونت آمیز به خیابان ها آمدند و خواستار "تمام قدرت به شوروی" شدند. با این حال ، شورش توسط لنین و رهبران بلشویک رد شد و ظرف چند روز از بین رفت. [28] پس از آن ، لنین با تهدید دستگیری به فنلاند فرار کرد در حالی که تروتسکی ، در میان دیگر بلشویک های برجسته ، دستگیر شد. اینروزهای ژوئیه محبوبیت بلشویک های رادیکال ضد جنگ را تأیید کرد ، اما عدم آمادگی آنها در زمان قیام یک گاف شرم آور بود که حمایت آنها را در میان گروه های اصلی تشکیل دهنده آنها: سربازان و کارگران از دست داد.

شکست بلشویک در روزهای ژوئیه موقت بود. بلشویک ها رشد چشمگیری در عضویت خود داشتند. در حالی که ، در فوریه 1917 ، بلشویک ها تنها به 24000 عضو محدود می شدند ، تا سپتامبر 1917 تعداد 200.000 عضو جناح بلشویک وجود داشت. [29] پیش از این ، بلشویک ها در دو شهر برجسته روسیه - سنت. پترزبورگ و مسکو در پشت منشویک ها و انقلابیون سوسیالیست ، تا سپتامبر بلشویک ها در هر دو شهر اکثریت داشتند. [30] علاوه بر این ، دفتر منطقه ای مسکو که تحت کنترل بلشویک ها است ، سازمانهای حزب 13 استان اطراف مسکو را نیز تحت کنترل داشت. این 13 استان 37 درصد از جمعیت روسیه و 20 درصد از اعضای جناح بلشویک را در اختیار داشتند. [30]

در ماه آگوست ، ارتباطات ضعیف و گمراه کننده باعث شد ژنرال لاور کورنیلوف ، فرمانده عالی نیروهای نظامی روسیه که اخیراً منصوب شده بود ، معتقد شود که دولت پتروگراد قبلاً توسط رادیکال ها تصرف شده بود یا در خطر جدی قرار داشت. [ مشکوک کنید] در پاسخ ، او به نیروهای خود دستور داد تا به شهر پتروگراد برسند تا شهر را آرام کنند. برای تأمین موقعیت خود ، کرنسکی مجبور شد از بلشویک ها کمک بخواهد. او همچنین از شوروی پتروگراد کمک گرفت ، که از گارد قرمز مسلح خواسته بود "از انقلاب دفاع کند". ماجرای کورنیلوفبه دلیل تلاش بلشویک ها ، که تأثیر آنها بر کارگران راه آهن و تلگراف در توقف حرکت سربازان حیاتی بود ، تا حد زیادی شکست خورد. با شکست کودتا ، کورنیلوف تسلیم شد و از موقعیت خود رهایی یافت. نقش بلشویک ها در توقف تلاش برای کودتا موقعیت آنها را بیشتر تقویت کرد.

در اوایل سپتامبر ، شوروی پتروگراد تمام بلشویک های زندانی را آزاد کرد و تروتسکی رئیس شوروی پتروگراد شد. تعداد فزاینده ای از سوسیالیست ها و روس های طبقه پایین دولت را کمتر به عنوان نیرویی در حمایت از نیازها و منافع خود در نظر می گرفتند. بلشویکها به عنوان تنها حزب اصلی سازمان یافته مخالف که از سازش با دولت موقت خودداری کرده بود ، سود بردند و از سرخوردگی و حتی انزجار روزافزون از احزاب دیگر ، مانند منشویکها و انقلابیون سوسیالیست ، که سرسختانه از شکستن ایده وحدت ملی در تمام طبقات

یک جلسه ی انقلابی از سربازان روسیه در ماه مارس سال 1917 در Dalkarby از Jomala ، آلند

در فنلاند ، لنین روی کتاب دولت و انقلاب خود کار کرده بود و همچنان رهبری حزب خود را بر عهده داشت و مقالات روزنامه ها و فرمانهای خط مشی را نوشت. [31] تا اکتبر ، او به پتروگراد (سن پترزبورگ امروزی) بازگشت ، در حالی که آگاه بود شهر فزاینده ای که به طور فزاینده ای برای او خطر قانونی ایجاد نمی کند و دومین فرصت برای انقلاب است. لنین با تشخیص قدرت بلشویکها ، فشارها را برای سرنگونی فوری دولت کرنسکی توسط بلشویکها آغاز کرد. لنین بر این عقیده بود که به دست گرفتن قدرت باید هم در سن پترزبورگ و هم در مسکو اتفاق بیفتد ، و با پرانتز بیان کرد که فرقی نمی کند که کدام شهر اولین شهر به وجود آمد ، اما نظر خود را بیان کرد که مسکو ممکن است ابتدا قیام کند. [32] کمیته مرکزی بلشویک با تهیه قطعنامه ای خواستار انحلال دولت موقت به نفع شوروی پتروگراد شد. این قطعنامه 10-2 تصویب شد ( لو کامنف و گریگوری زینویف به طور واضح مخالف بودند) که انقلاب اکتبر را ترویج می کرد .

انقلاب اکتبر

انقلاب اکتبر ، شب تا چهارشنبه 7 نوامبر 1917 مطابق تقویم میلادی مدرن و شب تا چهارشنبه 25 اکتبر طبق تقویم جولیان در آن زمان در روسیه تزاری ، توسط حزب بلشویک سازماندهی شد. لنین هیچ نقشی مستقیم در انقلاب نداشت و به دلیل امنیت شخصی خود را مخفی می کرد. کمیته نظامی انقلابی که توسط حزب بلشویک تأسیس شد ، شورش را سازماندهی می کرد و لئون تروتسکی رئیس آن بود. با این حال ، لنین نقش مهمی در بحث رهبری حزب بلشویک برای شورش انقلابی ایفا کرد ، زیرا حزب در پاییز 1917 اکثریت شوراها را به دست آورد. متحدی در جناح چپ حزب انقلابی-سوسیالیستبا حمایت عظیم دهقانان مخالف شرکت روسیه در جنگ ، از شعار "تمام قدرت به شوروی" حمایت کردند. [33]

نیروهای لیبرال و سلطنت طلب ، که به آرامی در ارتش سفید سازماندهی شده بودند ، بلافاصله به جنگ ارتش سرخ بلشویک ها رفتند ، در یک سری نبردها که به جنگ داخلی روسیه معروف شد. این در سال 1917 اتفاق نیفتاد. جنگ داخلی در اوایل 1918 با مقابله نیروهای داخلی ضد بلشویک با ارتش سرخ نوپا آغاز شد. در پاییز 1918 کشورهای متفقین باید دسترسی آلمان به منابع روسی را مسدود کنند. آنها نیروهایی را برای حمایت از "سفیدپوستان" با تأمین سلاح ، مهمات و تجهیزات لجستیکی که از کشورهای اصلی غربی ارسال می شد ، فرستادند ، اما این امر به هیچ وجه هماهنگ نبود. آلمان در جنگ داخلی شرکت نکرد زیرا تسلیم متفقین شد. [34]

دولت موقت با ائتلاف دوم و سوم خود توسط جناح راست حزب سوسیالیست-انقلابی ، SR رهبری می شد. این دولت موقت غیر منتخب با اجتناب از انتخابات در دومای ایالتی با وضعیت انقلابی و روحیه فزاینده در برابر جنگ روبرو شد. با این حال ، انقلاب اکتبر احزاب سیاسی پشت دولت موقت تازه منحل شده را مجبور به حرکت و حرکت سریع برای انتخابات فوری کرد. همه چیز آنقدر سریع اتفاق افتاد که جناح چپ SR وقت نداشت که دست دراز کند و در آرای حزب SR که بخشی از ائتلاف دولت موقت بود نمایندگی کند. این دولت غیر منتخب از ادامه جنگ در کنار نیروهای متفق حمایت کرد.بنابراین انتخابات دومای ایالتی 25 نوامبر 1917 وضعیت سیاسی واقعی دهقانان را منعکس نکرد ، حتی اگر ما نمی دانیم اگر جناح SR چپ ضد جنگ فرصتی عادلانه برای به چالش کشیدن رهبران حزب داشته باشد ، نتیجه چگونه خواهد بود. در انتخابات ، حزب بلشویک 25 درصد و سوسیالیست-انقلابیون 58 درصد آرا را به دست آوردند. ممکن است جناح چپ جمهوری خواه شانس خوبی برای دستیابی به بیش از 25 درصد آرا داشته باشد و از این طریق انقلاب اکتبر را مشروع کند ، اما ما فقط می توانیم حدس بزنیم.ممکن است جناح چپ جمهوری خواه شانس خوبی برای دستیابی به بیش از 25 درصد آرا داشته باشد و از این طریق انقلاب اکتبر را مشروع کند ، اما ما فقط می توانیم حدس بزنیم.ممکن است جناح چپ جمهوری خواه شانس خوبی برای دستیابی به بیش از 25 درصد آرا داشته باشد و از این طریق انقلاب اکتبر را مشروع کند ، اما ما فقط می توانیم حدس بزنیم.

لنین به عنوان کارل مارکس معتقد نبود که یک انقلاب سوسیالیستی مستلزم یک اقتصاد سرمایه داری توسعه یافته است و نه در یک کشور نیمه سرمایه داری به عنوان روسیه. روسیه عقب افتاده بود ، اما نه چندان عقب مانده ، با جمعیت طبقه کارگر بیش از 4-5 درصد از جمعیت. [ نیازمند منبع ]

اگرچه لنین رهبر حزب بلشویک بود ، اما استدلال شده است که از آنجا که لنین در زمان تصرف واقعی کاخ زمستان حضور نداشت ، این واقعا سازمان و جهت تروتسکی بود که انقلاب را هدایت کرد ، فقط با انگیزه ای که لنین در خود ایجاد کرد. مهمانی - جشن. منتقدان راست مدتهاست استدلال می کنند که کمک مالی و لجستیکی اطلاعات آلمان از طریق عامل اصلی آنها ، الکساندر پارووس نیز جزء کلیدی بوده است ، هرچند مورخان اختلاف نظر دارند ، زیرا شواهد کمی در حمایت از این ادعا وجود دارد. [35]

انحلال مجلس مituسسان در 6 ژانویه 1918. کاخ تورید توسط تروتسکی ، سوردلوف ، زینوویف و لاشویچ قفل و محافظت می شود .

عضویت شوروی در ابتدا آزادانه انتخاب می شد ، اما بسیاری از اعضای حزب انقلابی سوسیالیست ، آنارشیست ها و دیگر چپ ها از طریق خود شوروی با بلشویک ها مخالفت کردند. انتخابات به مجلس مؤسسان روسیه جای زمان 25 نوامبر 1917. بلشویکها 25 درصد از آرا را به دست آورد. وقتی مشخص شد که بلشویک ها در خارج از مناطق صنعتی سن پترزبورگ و مسکو از حمایت کمی برخوردارند ، آنها فقط عضویت غیر بلشویک ها را در شوروی ممنوع کردند. بلشویک ها در ژانویه 1918 مجلس مentسسان را منحل کردند. [36] [37]

جنگ داخلی روسیه

نیروهای آمریکایی ، انگلیسی و ژاپنی با پشتیبانی مسلحانه از ارتش سفید از طریق ولادیوستوک رژه می روند

جنگ داخلی روسیه که در سال 1918 بلافاصله پس از انقلاب اکتبر آغاز شد ، منجر به مرگ و رنج میلیون ها نفر بدون در نظر گرفتن جهت گیری سیاسی آنها شد. جنگ عمدتا بین ارتش سرخ ("قرمزها") ، شامل اکثریت قیام به رهبری اقلیت بلشویک ، و "سفیدپوستان"  - افسران ارتش و قزاقها ، "بورژوازی" و گروههای سیاسی اعم از راست افراطی انجام شد. ، به انقلابیون سوسیالیستی که مخالف تجدید ساختار شدید بلشویک ها در پی فروپاشی دولت موقت بودند ، به شوروی (تحت سلطه آشکار بلشویک). [38] [39] سفیدپوستان از کشورهای دیگر مانند انگلستان حمایت می کردند، فرانسه ، ایالات متحده و ژاپن ، در حالی که قرمزها از حمایت داخلی برخوردار بودند ، که بسیار مثرتر بود. اگرچه کشورهای متفق با استفاده از دخالت های خارجی ، کمک های نظامی قابل توجهی به نیروهای ضد بلشویک انجام دادند ، اما در نهایت شکست خوردند. [38]

بلشویک ها ابتدا قدرت خود را در پتروگراد به دست گرفتند و حکومت خود را به بیرون گسترش دادند. آنها سرانجام چهار سال پس از شروع جنگ به ساحل عید پاک سیبری روسیه در ولادیوستوک رسیدند ، اشغالی که تصور می شود به تمام عملیات های نظامی مهم در این کشور پایان داده است. کمتر از یک سال بعد ، آخرین منطقه تحت کنترل ارتش سفید ، ناحیه ایانو-مایسکی ، مستقیماً در شمال منطقه شامل ولادیوستوک ، هنگامی که ژنرال آناتولی پپلیایف در سال 1923 تسلیم شد ، واگذار شد.

در اواخر جنگ چندین شورش علیه بلشویک ها و ارتش آنها آغاز شد ، به ویژه شورش کرونشتات . این یک شورش دریایی بود که توسط ملوانان بالتیک شوروی ، سربازان سابق ارتش سرخ و مردم کرونشتات طراحی شده بود . این قیام مسلحانه علیه سیاست های اقتصادی مخالف بلشویک که کشاورزان در معرض آن بودند ، از جمله تصرف محصولات غلات توسط کمونیست ها ، انجام شد. [40] همه اینها به نارضایتی در مقیاس وسیع می انجامد. هنگامی که نمایندگان نمایندگان دریانوردان کرونشتات برای مذاکره به پتروگراد آمدند ، 15 درخواست را مطرح کردند که در درجه اول مربوط به حق آزادی روسیه بود. [41]دولت شورش ها را محکوم کرد و این درخواستها را به عنوان یادآوری انقلابیون اجتماعی ، یک حزب سیاسی که قبل از لنین در شوروی محبوب بود ، اما از همکاری با ارتش بلشویک امتناع کرد ، برچسب زد. سپس دولت با سرکوب مسلحانه این شورش ها واکنش نشان داد و قبل از ورود به شهر کرونشتات ده هزار نفر کشته شد. [42] این امر به سرعت به شورش ها پایان داد و باعث شد بسیاری از شورشیان به دنبال تبعید سیاسی فرار کنند. [43]

در طول جنگ داخلی ، نستور ماخنو یک جنبش آنارشیستی اوکراینی را رهبری کرد ، ارتش سیاه سه بار با بلشویک ها متحد شد ، یکی از قدرتهایی که هر بار به اتحاد پایان می داد. با این حال ، هنگامی که ماخنوویست ها از ادغام در ارتش سرخ خودداری کردند ، یک نیروی بلشویک تحت فرماندهی میخائیل فرونزه جنبش ماخنوویست را نابود کرد . علاوه بر این ، به اصطلاح " ارتش سبز " (دهقانانی که از اموال خود در برابر نیروهای مخالف دفاع می کردند) نقش ثانویه در جنگ ، عمدتا در اوکراین ، ایفا کردند.

دادگاه های انقلاب

دادگاه های انقلاب در جریان انقلاب و جنگ داخلی حضور داشتند که به منظور مبارزه با نیروهای ضد انقلاب طراحی شده بود. در اوج جنگ داخلی ، گزارش شده است که بیش از 200،000 پرونده توسط تقریباً 200 دادگاه مورد بررسی قرار گرفته است. [44] این دادگاه ها بیشتر از چکا خود را به عنوان یک نیروی معتدل تر که زیر پرچم عدالت انقلابی عمل می کرد ، تثبیت کردند ، نه اینکه از نیروی سختگیرانه شدید مانند سابق استفاده کنند. با این حال ، این دادگاه ها مجموعه ای از ناکارآمدی های خود را داشتند ، مانند پاسخ دادن به پرونده ها در عرض چند ماه و نداشتن تعریف مشخصی از " ضد انقلاب " که به صورت موردی تعیین شد. [44]"فرمان دادگاه های انقلاب" که توسط کمیسر خلق دادگستری استفاده می شود ، در ماده 2 بیان می کند که "در تعیین مجازات ، دادگاه انقلاب باید با توجه به شرایط پرونده و دستورات وجدان انقلابی هدایت شود." [45] دادگاه های انقلاب در نهایت نشان دادند که هنوز نوعی عدالت در جامعه روسیه رایج است ، جایی که دولت موقت روسیه شکست خورد. این امر تا حدی باعث تحول سیاسی انقلاب اکتبر و جنگ داخلی پس از آن شد.

اعدام خانواده شاهنشاهی

اعدام خانواده رومانوف ، Le Petit Journal

بلشویک ها تزار و خانواده اش را در 16 ژوئیه 1918 اعدام کردند. [46] در اوایل ماه مارس ، دولت موقت نیکلاس و خانواده اش را در کاخ اسکندر در تسارسکوی سلو ، 24 کیلومتری جنوب پتروگراد ، در حصر خانگی قرار داد . اما در آگوست 1917 ، آنها رومانوفها را به توبولسک در اورال منتقل کردند تا از موج انقلاب رو به افزایش محافظت کنند. پس از روی کار آمدن بلشویک ها در اکتبر 1917 ، شرایط زندان آنها سخت تر شد و صحبت درباره محاکمه نیکلاس افزایش یافت. در آوریل و مه 1918 ، جنگ داخلی پیش رو بلشویک ها را وادار کرد تا خانواده خود را به سنگر یکاترینبورگ منتقل کنند .

صبح زود 16 ژوئیه ، نیکلاس ، الکساندرا ، فرزندانشان ، پزشک آنها و چندین خدمتکار به زیرزمین منتقل شدند و مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. به گفته ادوارد رادزینسکی و دیمیتری ولکوگونوف ، این دستور مستقیماً از لنین و یاکوف سوردلوف در مسکو آمده است. مدتهاست اعتقاد بر این است که دستور از بالا آمده است ، اگرچه شواهد محکمی وجود ندارد. اعدام ممکن است به ابتکار مقامات بلشویک محلی انجام شده باشد ، یا ممکن است در صورت نزدیک شدن نیروهای سفیدپوست به یکاترینبورگ ، گزینه ای از پیش تعیین شده در مسکو باشد. رادزینسکی خاطرنشان کرد که محافظ لنین شخصاً تلگرام دستور اعدام را تحویل داده و به او دستور داده شده است که شواهد را از بین ببرد. [47] [48]

نمادگرایی

نقاشی شوروی ولادیمیر لنین ، اثر ایزاک برودسکی .

انقلاب روسیه محلی برای بسیاری از نمادهای نمادین ، چه فیزیکی و چه غیر فیزیکی شد. نمادگرایی کمونیستی شاید مهمترین مورد در این دوره زمانی باشد ، مانند اولین چکش و داسی نمادین به عنوان نمایشی از انقلاب اکتبر در 1917 ، در نهایت در سال 1924 به نماد رسمی اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شد. تجربه سیاسی ، نمایش آنها از خود انقلاب به عنوان یک نظم سیاسی و نمادین منجر به نمایش کمونیسم به عنوان یک ایمان مسیحایی شد ، که رسماً به عنوان مسیحیت کمونیستی شناخته می شود. [49]به تصویر کشیدن چهره های انقلابی برجسته ای مانند لنین با روش های شمایل نگاری انجام می شد و آنها را مشابه شخصیت های مذهبی می دانست ، اگرچه خود دین در اتحاد جماهیر شوروی ممنوع بود و گروه هایی مانند کلیسای ارتدکس روسیه مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند. [49]

انقلاب و جهان

این انقلاب در نهایت منجر به استقرار اتحاد جماهیر شوروی در آینده به عنوان ایدئوکراسی شد . با این حال ، ایجاد چنین دولتی به عنوان یک پارادوکس ایدئولوژیک مطرح شد ، زیرا ایده آل های مارکس در مورد چگونگی ایجاد یک دولت سوسیالیستی بر اساس طبیعی بودن شکل گیری و نه تحریک مصنوعی (یعنی از طریق انقلاب) است. [50] لئون تروتسکی گفت که هدف سوسیالیسم در روسیه بدون موفقیت انقلاب جهانی محقق نمی شود . موج انقلابی ناشی از انقلاب روسیه به طول انجامید تا 1923، اما با وجود امیدهای اولیه برای موفقیت در انقلاب آلمان 1918-1919 ، کوتاه مدت جمهوری شوروی مجارستان، و دیگران مانند آن ، هیچ جنبش مارکسیستی دیگری در آن زمان موفق نشد قدرت را در دست خود نگه دارد.

این موضوع مشمول دیدگاه های متضاد در مورد تاریخ کمونیستی توسط گروه ها و احزاب مختلف مارکسیستی است. یوزف استالین بعداً این ایده را رد کرد و اظهار داشت که سوسیالیسم در یک کشور امکان پذیر است .

سردرگمی در مورد موضع گیری استالین در مورد این مسئله ناشی از این واقعیت است که پس از مرگ لنین در سال 1924 ، او با موفقیت از استدلال لنین استفاده کرد - این استدلال که موفقیت سوسیالیسم برای تحقق نیاز به حمایت کارگران دیگر کشورها دارد - برای شکست رقبای خود در داخل. آنها را متهم به خیانت به لنین و بنابراین آرمانهای انقلاب اکتبر کرد.

سایر انقلاب های کمونیستی

انقلاب روسیه از دیگر جنبش های کمونیستی در سراسر جهان در مناطقی مانند جنوب آسیا ، آسیای جنوب شرقی و آمریکای لاتین الهام گرفت .

چین

انقلاب کمونیستی چین در سال 1946 آغاز شد و بخشی از در حال انجام جنگ چینی عمران . مارکس تصور می کرد که انقلابهای اروپایی در اواسط قرن نوزدهم با انقلابهای آسیایی آمیخته می شوند با مقاله 1853 خود در نیویورک تریبون ، "انقلاب در چین و اروپا" ، که در آن از چینی ها به عنوان افرادی در "تشنج انقلابی" یاد می کند که توسط کنترل اقتصادی انگلیس [51] مه جنبش چهارم در نظر گرفته است که در آن نقطه عطف کمونیسم ریشه در زمان جامعه چین به ویژه در میان روشنفکران،. [52] چین در 1 اکتبر 1949 رسماً به عنوان یک کشور کمونیستی شناخته شد و در نتیجه این کشور تاسیس شدجمهوری خلق چین (که هنوز هم هنوز باقی مانده است) با رئیس مائو تسه تونگ در رأس آن. رهبران کنونی چین معتقدند که مائو " نظریه سوسیالیسم انقلابی " را توسعه داد در حالی که دنگ شیوپنگ اصلاح طلب "نظریه ایجاد سوسیالیسم با ویژگی های چینی را توسعه داد ." [53]

کوبا

کوبا انقلاب کمونیستی خود را نیز تجربه کرد ، معروف به انقلاب کوبا ، که در ژوئیه 1953 تحت رهبری انقلابی فیدل کاسترو آغاز شد . جنبش 26 ژوئیه کاسترو و انقلاب کوبا ، قیام گروهبان در کوبا در سال 1933 را دنبال کرد ، مشابه انقلاب 1905 در روسیه قبل از انقلاب اکتبر. [54] جنبش کاسترو به دنبال "دموکراسی سیاسی ، ملی گرایی سیاسی و اقتصادی ، اصلاحات کشاورزی ، صنعتی شدن ، امنیت اجتماعی و آموزش" بود. [54]مشابه انقلاب اکتبر ، انقلاب کوبا رژیم سنتی و سلسله مراتبی را با هدف ایجاد برابری کلی بیشتر ، به ویژه در برکناری رئیس جمهور مستبد سابق فولگنسیو باتیستا ، حذف کرد . انقلاب کوبا به تشدید تنش ها بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ سرد کمک کرد ، مانند حمله ناموفق سیا به خلیج خوک ها توسط تبعیدیان کوبا در آوریل 1961 و بحران موشکی کوبا در اکتبر 1962. [55] امروز ، کوبا بیشتر در حال حرکت است. به سمت سرمایه داری و اقتصاد بازار آزادهمانطور که مرکز دموکراسی در قاره آمریکا (CDA) معتقد است سیاست های کاسترو در دوران حکومت او "پذیرش این نکته را که نیروهای بازار می توانند در سیاست های اقتصادی نقش داشته باشند و رشد اقتصادی باید معیار اصلی برای قضاوت موفقیت اقتصادی باشد" را تقویت کرد. [56]

ویتنام

انقلاب اوت در تاریخ 14 اوت 1945 توسط رهبر انقلابی منجر هوشی مین با کمک خود ویتنام مین . در طول جنگ جهانی دوم ، فاشیست های فرانسوی و ژاپنی در هندوچین فرانسه (امروزه به عنوان آسیای جنوب شرقی شناخته می شوند ) شروع به مقاومت چشمگیری در برابر سلطه استعمار خود کردند. با توجه به این واقعیت که فرانسه و ژاپن درگیر جنگ جهانی دوم بودند ، مردم ویتنام فرصتی را برای قیام در نظر گرفتند ، که منجر به قیام خونین اوت شد و به حکومت استعماری در ویتنام پایان داد. [57]مارکسیسم در ویتنام به عنوان اوایل بهار سال 1925 آشکار شد که ویتنامی انقلاب لیگ جوانان تاسیس شد، با لیگ به عنوان "سازمان برای اولین بار واقعا مارکسیستی در هندوچین" توصیف [58] اثر دومینو باعث نگرانی بیشتر در میان کشورهای غربی در رابطه با کمونیسم در جنوب شرقی آسیا یک تفسیر از دخالت ایالات متحده در جنگ ویتنام است "امریکا یک جنگ چریکی در آسیا، از دست دادن ناشی از عدم درک تفاوت های ظریف از دست داده بود ضد شورش جنگ است." [59] از زمان سقوط سایگون در 30 آوریل 1975 ، ویتنام یک کشور کمونیستی باقی ماند.

تاریخ نگاری

تعداد کمی از وقایع در تحقیقات تاریخی به اندازه انقلاب اکتبر با تأثیرات سیاسی مشروط شده اند. تاریخنگاری دیدگاه شوروی مارکسیستی،: انقلاب به طور کلی به سه اردوگاه تقسیم غربی - تمامیت خواه مشاهده و اصلاح دیدگاه. [60] از زمان سقوط کمونیسم (و اتحاد جماهیر شوروی) در روسیه در سال 1991 ، دیدگاه توتالیتر غربی دوباره مسلط شد و دیدگاه مارکسیستی شوروی عملاً از بین رفت. [61] در حالی که دیدگاه مارکسیستی اتحاد جماهیر شوروی تا حد زیادی بی اعتبار شده است ، نسخه " ضد استالینیستی " آن سعی می کند بین "دوره لنین" (1917-1923) و "دوره استالین" (1923-53) تمایزی قائل شود. به [62]

روبرت سرویس ، زندگینامه نویس لنین ، اظهار می کند که "پایه های دیکتاتوری و قانون گریزی را پایه گذاری کرد. لنین اصل نفوذ دولت در کل جامعه ، اقتصاد و فرهنگ آن را تحکیم داده بود. لنین ترور را تمرین می کرد و از آمورالیسم انقلابی حمایت می کرد." [63]

تصویرسازی فرهنگی

رمان کلاسیک جورج اورول مزرعه حیوانات تمثیلی از انقلاب روسیه و پیامدهای آن است. در آن دیکتاتور جوزف استالین به عنوان یک گراز بزرگ برکشایر به نام "ناپلئون" توصیف می شود. تروتسکی با خوکی به نام گلوله برفی نشان داده می شود که گوینده درخشانی است و سخنرانی های باشکوهی انجام می دهد. با این حال ، ناپلئون گلوله برفی را سرنگون می کند ، زیرا استالین تروتسکی را سرنگون می کند و ناپلئون مزرعه ای را که حیوانات در آن زندگی می کنند ، تصاحب می کند. ناپلئون مستبد می شود و از زور و تبلیغ برای سرکوب حیوانات استفاده می کند ، در حالی که از نظر فرهنگی به آنها می گوید که آنها آزاد هستند. [64]

فیلم

انقلاب روسیه در بسیاری از فیلم ها به تصویر کشیده شده یا به عنوان پس زمینه به کار گرفته شده است. در میان آنها ، به ترتیب تاریخ انتشار:

بازی های ویدئویی

انقلاب روسیه به عنوان یک پس زمینه مستقیم برای بازی های ویدیویی انتخابی مورد استفاده قرار گرفته است. در میان آنها ، به ترتیب تاریخ انتشار:

  • Assassin's Creed Chronicles ، 2016. از بین چندین پس زمینه تاریخی ، بازیکنان می توانند نقش قاتل تخیلی ، نیکولای اورلوف را بر عهده بگیرند. مأموریت او تهیه مصنوعی از خانه تزار در دوران پس از انقلاب اکتبر در سال 1918 است. [65]
  • میدان جنگ 1 ، ها به نام تزار محتویات قابل دانلود پک (DLC)، منتشر اکتبر 2017. بازیکن می تواند به نبرد برای اهداف به صورت بلشویک ارتش سرخ و ارتش شاهنشاهی سفید در دو محل مختلف را انتخاب کنید از: رودخانه ولگا و Tsaritsyn ( اکنون ولگوگراد). [66]

همچنین ببینید

پانویسها و منابع

  1. ^ ادبیات علمی در مورد دهقانان اکنون گسترده است. کریستین وروبک ، روسیه دهقانی: خانواده و جامعه در دوره پس از رهایی (پرینستون ، 1955). Frank and Steinberg، eds.، Cultures in Flux (Princeton، 1994)؛ باربارا آلپرن انگل ، بین زمینه ها و شهر: زنان ، کار و خانواده در روسیه ، 1861-1914 (کمبریج ، 1994) ؛ جفری بارس ، رویاهای دهقانی و سیاست بازار (پیتسبورگ ، 1998) ؛ استفان فرانک ، جنایت ، تضاد فرهنگی و عدالت در روستاهای روسیه ، 1856–1914 (برکلی ، 1999).
  2. ^ در میان بسیاری از آثار علمی درباره کارگران روسی ، به ویژه رجینالد زلنیک  [ pl ] ، کار و جامعه در روسیه تزاری: کارگران کارخانه سن پترزبورگ ، 1855-1870 (استنفورد ، 1971) مراجعه کنید. ویکتوریا بونل ، ریشه های شورش: سیاست ها و سازمان های کارگری در سن پترزبورگ و مسکو ، 1900–1914 (برکلی ، 1983).
  3. ^ a b نگاه کنید به ویژه دومینیک لیون ، نیکلاس دوم: امپراتور همه روسیه (لندن ، 1993) ؛ اندرو ورنر ، بحران خودکامگی روسیه: نیکلاس دوم و انقلاب 1905 (پرینستون ، 1990) ؛ مارک استاینبرگ و ولادیمیر خروستالف ، سقوط رومانوف ها: رویاهای سیاسی و مبارزات شخصی در زمان انقلاب (نیوهیون ، 1995) ؛ ریچارد وورتمن ، سناریوهای قدرت ، جلد. 2 (پرینستون ، 2000) ؛ اورلاندو فیگز ، تراژدی مردم: انقلاب روسیه 1891-1924 ، قسمت اول.

یادداشت

  1. ^ اورلاندو فیگز ، تراژدی مردم ، ص. 370
  2. ^ وود ، ریشه های انقلاب روسیه ، 1861-1917 . لندن: روتلج. 1979. ص. 18
  3. ^ a b کامل ؛ رایان ؛ سوینی (2016). بازسازی روسیه . کالینگ وود: انجمن معلمان تاریخ ویکتوریا. شابک 9781875585052به
  4. ^ چوب، 1979. ص 24
  5. ^ a b c Wood، 1979. p. 25
  6. ^ چوب، 1979. ص 26
  7. ^ "انقلاب روسیه | تاریخ جهان بیکران" . course.lumenlearning.com . بازیابی شده در 3 مارس 2021 .
  8. Jo جوئل کارمایکل ، تاریخ کوتاهی از انقلاب روسیه ، صص 23-24
  9. ^ ابراهیم اشر ، انقلاب 1905: تاریخ کوتاهی ، صفحه 6
  10. ^ آلن وایلدمن ، پایان ارتش شاهنشاهی روسیه ، جلد. 1 (پرینستون ، 1980): 76-80
  11. ^ هوبرتوس جان ، فرهنگ میهنی در روسیه در جنگ جهانی اول (ایتاکا ، 1995)
  12. ^ فایجیز، تراژدی مردمی ، 257-258.
  13. ^ Wildman: پایان ارتش شاهنشاهی روسیه (I) ، ص 85-89 ، 99-105 ، 106 (نقل قول).
  14. ^ "Doklad petrogradskogo okhrannogo otdeleniia osobomu otdelu departamenta politsii" ["گزارش پتروگراد اوخرانا به بخش ویژه اداره پلیس"] ، اکتبر 1916 ، Krasnyi arkhiv 17 (1926) ، 4-35 (نقل قول 4).
  15. ^ خدمات ، 2005. ص. 32
  16. ^ هنگامی که زنان روسیه را به آتش کشیدند ، پنجم بین المللی 11 جولای 2007.
  17. ^ ادوارد نیکلایویچ Burdzhalov، انقلاب دوم روسیه: فوریه 1917 قیام در پتروگراد (ایندیانا UP، 1987).
  18. ^ a b c Beckett، 2007. p. 523.
  19. ^ وید ، 2005. صص 40-43.
  20. ^ برودر و کرنسکی، 1961. ص 116
  21. ^ تامس ، 1972.
  22. Mal مالون ، 2004. ص. 91
  23. ^ خدمات ، 2005. ص. 34
  24. ^ دانیل اورلوفسکی ، "شرکتگرایی یا دموکراسی: دولت موقت روسیه در سال 1917". بررسی شوروی و پس از شوروی 24.1 (1997): 15-25.
  25. ^ NN سوخانوف ، انقلاب روسیه: یک پرونده شخصی ، ویرایش. و ترانس جوئل کارمایکل (آکسفورد ، 1955 ؛ در ابتدا به زبان روسی در 1922 منتشر شد) ، 101-108.
  26. ^ تسویوشی هاسگاوا ، انقلاب فوریه ، پتروگراد ، 1917: پایان رژیم تزاری و تولد قدرت دوگانه (بریل ، 2017).
  27. ^ اسمل ، جاناتان (2017). جنگهای داخلی "روسیه" ، 1916-1926 . آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد. پ. 27
  28. Len لنین ، ولادیمیر (27 سپتامبر 1964) [1917]. آپرسیان ، استفان (ویرایش). یکی از سوالات اساسی انقلاب (به زبان روسی). 25 . جیم ریوردان (ویرایش چهارم). مسکو: ناشران پیشرفت. صص 370–77.
  29. Step استفان کوهن ، بخارین و انقلاب بلشویک: بیوگرافی سیاسی 1888-1938 (انتشارات دانشگاه آکسفورد: لندن ، 1980) ص. 46
  30. ^ a b استفان کوهن ، بخارین و انقلاب بلشویک: بیوگرافی سیاسی 1888–1938 ، ص. 46
  31. ^ VI لنین ، "دولت و انقلاب" موجود در مجموعه آثار لنین: جلد 25 (ناشران پیشرفت: مسکو ، 1974) صص 3395-487.
  32. ^ VI لنین ، "بلشویک ها باید قدرت را در دست بگیرند" موجود در مجموعه آثار لنین: جلد 26 (ناشران پیشرفت: مسکو ، 1972) ص. 21
  33. ^ رابرت V. دانیلز، اکتبر سرخ: انقلاب بلشویکی 1917 (مک میلان، 1967).
  34. ^ "جنگ نیروهای متفقین در روسیه، 1918-1922" . www.criticalenquiry.org .
  35. ^ ایزاک دویچر پیامبر مسلح
  36. ^ ویلیام ا. داندو ، "نقشه ای از انتخابات مجلس مituسسان روسیه در سال 1917". Slavic Review 25.2 (1966): 314-319 بصورت آنلاین .
  37. ^ الکساندر رابینوویچ ، بلشویک ها در قدرت: اولین سال حکومت شوروی در پتروگراد (ایندیانا UP ، 2008).
  38. ^ a b Riasanovsky ، Nichlas V .؛ استاینبرگ ، مارک دی (2005). تاریخ روسیه (ویرایش 7). انتشارات دانشگاه آکسفورد. شابک 978-0195153941به
  39. ^ مقاله "جنگ داخلی و مداخله نظامی در روسیه 1918-20" ، دائرclالمعارف بزرگ شوروی ، چاپ سوم (30 جلد) ، 1969-78
  40. ^ "یادداشتهای شورش کرونشتات در مورد اورلاندو فیگز ، تراژدی مردم (1996)"
  41. ^ پتروگراد در آستانه افزایش کرونشتات 1921 بایگانی شد 15 ژوئیه 2012 در archive.today . Flag.blackened.net (10 مارس 1921). بازیابی در 26 جولای 2013.
  42. ^ اورلاندو فیگز ، تراژدی مردم: انقلاب روسیه 1891–1924 (نیویورک: وایکینگ پرس 1997) ، 767.
  43. ^ Kronstadtin kapina 1921 ja sen perilliset Suomessa (شورش Kronstadt 1921 و فرزندان آن در فنلاند) توسط Erkki Wessmann.
  44. ^ a b Rendle، Matthew (25 نوامبر 2016). "کمیابی ضد انقلاب: آمار قانونی و عدالت انقلابی در طول جنگ داخلی روسیه ، 1917-1922". مطالعات اروپا، آسیا . 68 (10): 1672–1692. doi : 10.1080/09668136.2016.1255310 . ISSN 0966-8136 . S2CID 152131615 .  
  45. ^ عدالت ، کمیسر مردم. "فرمان دادگاه های انقلاب" . www.marxists.org . بازبینی شده در 26 نوامبر 2018 .
  46. ^ رابرت کی مسی (2012). رومانف: در فصل آخر . خانه تصادفی. صص 3-24. شابک 9780307873866به
  47. ^ دیمیتری ولکوگونوف ، لنین: بیوگرافی جدید (نیویورک: مطبوعات آزاد ، 1994).
  48. ^ ادوارد رادزینسکی، آخرین تزار: زندگی و مرگ نیکلای دوم (نیویورک: ناف، 1993).
  49. ^ a b Wydra، Harald (سپتامبر 2012). "قدرت نمادها - کمونیسم و ​​فراتر از آن". مجله بین المللی سیاست ، فرهنگ و جامعه . 25 (1-3): 49-69. doi : 10.1007/s10767-011-9116-x . ISSN 0891-4486 . S2CID 145251624 .  
  50. ^ "Qualls، کارل D.،" روسیه انقلاب: تاثیر و محدودیت ها از نفوذ غرب "(2003). دیکنسون کالج دانشکده انتشارات کاغذ 8. (2): وب 2018 نوامبر 14" .
  51. ^ مارکس ، کارل. "کارل مارکس در نیویورک دیلی تریبیون" . www.marxists.org . بازبینی شده در 26 نوامبر 2018 .
  52. ^ Zhongping Chen (28 دسامبر 2010). "جنبش چهارم مه و جنگ سالاران استانی: تجدید نظر". چین مدرن . 37 (2): 135-169. doi : 10.1177/0097700410391964 . ISSN 0097-7004 . S2CID 220605013 .  
  53. ^ کین ، توماس (ژانویه 2001). "مبانی چین: اصول راهنمای سیاست خارجی چین". استراتژی مقایسه ای . 20 (1): 45-55. doi : 10.1080/01495930150501106 . ISSN 0149-5933 . S2CID 56428023 .  
  54. ^ a b Gil ، Federico G. (1962). "پیشینیان انقلاب کوبا". بررسی صدساله . 6 (3): 373-393. JSTOR 23737883 . 
  55. ^ ساحل ، آبی ، ساحل قرمز و ساحل سبز. "تهاجم خلیج خوک ها". Northwoods and Garden Plot 32. 32 ، 42.
  56. ^ لی ، برایانا. روابط آمریکا و کوبا " شورای روابط خارجی (2014). 6
  57. ^ چین ، ترونگ. انقلاب مرداد . انتشارات زبانهای خارجی ، 1958. 12-13.
  58. ^ Duiker ، William J. (جولای 1972). "لیگ جوانان انقلابی: مهد کمونیسم در ویتنام." فصلنامه چین . 51 .
  59. ^ سامرز ، هری ج. درباره استراتژی: تحلیل انتقادی از جنگ ویتنام . Presidio Press، 2009. xiii.
  60. ^ Acton ، Critical Companion ، 5-7.
  61. ^ ادوارد اکتون، اد. همراه انتقادی انقلاب روسیه ، 1914–1921 (انتشارات دانشگاه ایندیانا ، 1997) ، صص 3-17.
  62. Nor نوربرت فرانسیس ، " انقلاب در روسیه و چین : 100 سال" ، مجله بین المللی مطالعات روسیه 6 (جولای 2017): 130-143.
  63. ^ رابرت سرویس ، "لنین" در ادوارد اکتون ؛ و همکاران (1997). همراه انتقادی انقلاب روسیه ، 1914–1921 . انتشارات دانشگاه ایندیانا پ. 159. شابک 978-0253333339به
  64. ^ رابرت دبلیو Menchhofer (1990). مزرعه حیوانات . مطبوعات آموزشی لورنز صص 1-8. شابک 9780787780616به
  65. ^ "Assassin's Creed Chronicles" . Ubisoft.com . بازبینی شده در 26 نوامبر 2018 .
  66. ^ "میدان جنگ 1 - به نام تزار - سایت رسمی میدان نبرد" . میدان جنگ . بازبینی شده در 26 نوامبر 2018 .

خواندن بیشتر

  • اکتون ، ادوارد ، ولادیمیر چرنیایف و ویلیام G. روزنبرگ ، ویراستاران. یک همراه انتقادی برای انقلاب روسیه ، 1914–1921 (بلومینگتون ، 1997).
  • اشر ، ابراهیم. انقلاب روسیه: راهنمای مبتدی (انتشارات Oneworld ، 2014)
  • بکت ، یان FW (2007). جنگ بزرگ (2 ویرایش). لانگمن. شابک 978-1-4058-1252-8به
  • برنتون ، تونی. آیا انقلاب اجتناب ناپذیر بود؟: نقاط عطف انقلاب روسیه (آکسفورد UP ، 2017).
  • کمبریج تاریخ روسیه ، جلد. 2-3 ، انتشارات دانشگاه کمبریج. شابک 0-521-81529-0 (جلد 2) شابک 0-521-81144-9 (جلد 3).  
  • چمبرلین ، ویلیام هنری. انقلاب روسیه ، جلد اول: 1917-1918: از سرنگونی تزار تا به دست گرفتن قدرت توسط بلشویک ها ؛ انقلاب روسیه ، جلد دوم: 1918-1921: از جنگ داخلی تا تحکیم قدرت (1935) ، کلاسیک معروف
  • فیگز ، اورلاندو (1996). تراژدی مردم: انقلاب روسیه: 1891-1924 . پیملیکو شابک 9780805091311به به صورت آنلاین وام رایگان
  • دالی ، جاناتان و لئونید تروفیموف ، ویراستاران. " روسیه در جنگ و انقلاب ، 1914-1922: تاریخ مستند ". (ایندیاناپولیس و کمبریج ، MA: شرکت انتشارات Hackett ، 2009). شابک 978-0-87220-987-9 . 
  • فیتزپاتریک ، شیلا. انقلاب روسیه . 199 صفحه. انتشارات دانشگاه آکسفورد؛ (ویرایش دوم 2001). شابک 0-19-280204-6 . 
  • هاسگاوا ، تسویوشی. انقلاب فوریه ، پتروگراد ، 1917: پایان رژیم تزاری و تولد قدرت دوگانه (بریل ، 2017).
  • لینکلن ، دبلیو بروس. گذر از آرماگدون: روسها در جنگ و انقلاب ، 1914-1918 . (نیویورک ، 1986).
  • مالون ، ریچارد (2004). تجزیه و تحلیل انقلاب روسیه . انتشارات دانشگاه کمبریج. پ. 67. شابک 978-0-521-54141-1به
  • مارپلز ، انقلاب دیوید لنین: روسیه ، 1917–1921 (روتلج ، 2014).
  • مودسلی ، ایوان. جنگ داخلی روسیه (2007). 400p
  • پالات ، مدهوان ک. ، هویت های اجتماعی در روسیه انقلابی ، چاپ. (مک میلان ، پالگریو ، انگلستان و سنت مارتینز پرس ، نیویورک ، 2001).
  • پایپر ، جسیکا. رویدادهایی که مسیر تاریخ را تغییر داد: داستان انقلاب روسیه 100 سال بعد (شرکت انتشارات آتلانتیک ، 2017).
  • پایپز ، ریچارد . انقلاب روسیه (نیویورک ، 1990)
  • پایپز ، ریچارد (1997). سه "چرا" از انقلاب روسیه . کتابهای پرنعمت. شابک 978-0-679-77646-8به
  • رابینوویچ ، اسکندر. بلشویک ها در قدرت: اولین سال حکومت شوروی در پتروگراد (ایندیانا UP ، 2008).
  • راپاپورت ، هلن. گرفتار در انقلاب: پتروگراد ، روسیه ، 1917 - جهانی در لبه (مک میلان ، 2017).
  • Riasanovsky ، Nicholas V. and Mark D. Steinberg A History of Russia (7th ed.) (انتشارات دانشگاه آکسفورد 2005).
  • روبنشتاین ، جاشوا. ( 2013) گزیده لئون تروتسکی: یک زندگی انقلابی (2013)
  • سرویس ، رابرت (2005). استالین: بیوگرافی . کمبریج: چاپ بلکناپ. شابک 0-674-01697-1 بصورت آنلاین وام رایگان . 
  • سرویس ، رابرت. لنین: بیوگرافی (2000) ؛ یک جلد از سه جلد زندگینامه علمی وی
  • سرویس ، رابرت (2005). تاریخچه روسیه مدرن از نیکلاس دوم تا ولادیمیر پوتین . انتشارات دانشگاه هاروارد شابک 978-0-674-01801-3به
  • سرویس ، رابرت (1993). انقلاب روسیه ، 1900-1927 . بیسینگ استوک: مک میلان. شابک 978-0333560365به
  • شوکمن ، هارولد ، ویراست. مقالات دائرclالمعارف بلکول از انقلاب روسیه (1998) توسط بیش از 40 متخصص
  • اسمل ، جاناتان. جنگهای داخلی "روسیه" ، 1916-1926: ده سالی که جهان را تکان داد (آکسفورد UP ، 2016).
  • استاینبرگ ، مارک. انقلاب روسیه ، 1905-1921 (آکسفورد UP ، 2017). همچنین در ترجمه روسی موجود است: Velikaia russkaia revoliutsiia ، 1905-1921 (مسکو: انتشارات موسسه Gaidar ، 2018)
  • استوف ، لوری اس. آنها برای سرزمین مادری جنگیدند: سربازان زن روسیه در جنگ جهانی اول و انقلاب (2006) 294pp
  • سوین ، جفری. تروتسکی و انقلاب روسیه (روتلج ، 2014)
  • تامس ، ریچارد (1972). آخرین تزارها . لندن: Pan Books Ltd. ISBN 978-0-330-02902-5به
  • وید ، رکس ا. (2005). انقلاب روسیه ، 1917 . انتشارات دانشگاه کمبریج. شابک 978-0-521-84155-9به
  • وایت ، جیمز دی لنین: تمرین و نظریه انقلاب (2001) 262 ص
  • وولف ، برترام دی (1948) سه نفر که انقلاب کردند: تاریخچه بیوگرافی لنین ، تروتسکی و استالین (1948) به صورت آنلاین وام رایگان
  • وود ، آلن (1993). ریشه های انقلاب روسیه ، 1861-1917 . لندن: روتلج. شابک 978-0415102322به

تاریخ نگاری

  • گاترل ، پیتر. "روسیه تزاری در جنگ: نمای از بالا ، 1914 تا فوریه 1917" مجله تاریخ مدرن 87#4 (2015) 668-700 آنلاین
  • هاینز ، مایک و جیم ولفریس ، (ویرایش). تاریخ و انقلاب: رد تجدیدنظرطلبی . Verso Books ، 2007. ISBN 978-1844671502 
  • لیاندرس ، سمیون و آندری بوریسویچ نیکولایف. "بورسیه معاصر روسیه در مورد انقلاب فوریه در پتروگراد: برخی مشاهدات صدساله." روسیه انقلابی 30.2 (2017): 158-181.
  • اسمیت ، SA "تاریخ نگاری انقلاب روسیه در 100 سال بعد." کریتیکا: اکتشافات در تاریخ روسیه و اوراسیا 16.4 (2015): 733-749.
  • اسمیت ، استیو. "نوشتن تاریخ انقلاب روسیه پس از سقوط کمونیسم." مطالعات اروپا و آسیا 46.4 (1994): 563-578.
  • سانی ، رونالد گریگور ، ویراستار. پرچم قرمز پهن نشده: تاریخ ، مورخان و انقلاب روسیه (نیویورک: ورسو ، 2017) گزیده
  • ترشچوک ، آندری V. "آخرین خودکامه در حال ارزیابی مجدد نیکلاس دوم" مطالعات روسی در تاریخ 50#4 (2012) صص 3-6. DOI 10.2753/RSH1061-1983500400
  • وید ، رکس A. "انقلاب در صد: مسائل و روندها در تاریخ نگاری زبان انگلیسی انقلاب روسیه در سال 1917". مجله تاریخ و تاریخ نگاری روسیه 9.1 (2016): 9–38.
  • وارت ، روبرت دی. "درباره تاریخ نگاری انقلاب روسیه." Slavic Review 26.2 (1967): 247-264.

حساب های شرکت کنندگان

منابع اولیه

لینک های خارجی

رسانه های مربوط به انقلاب روسیه در سال 1917 در Wikimedia Commons