معادله شخصی

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

اصطلاح معادله شخصی ، در علم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ، به این ایده اشاره دارد که هر ناظر فردی در هنگام اندازه گیری ها و مشاهدات ، یک سوگیری ذاتی دارد .

نجوم

این اصطلاح در نجوم سرچشمه گرفت ، زمانی که کشف شد که رصدگران متعددی که مشاهدات همزمان انجام می‌دهند مقادیر کمی متفاوت را ثبت می‌کنند (مثلاً در ثبت زمان دقیق عبور یک ستاره از سیم‌های یک شبکه در تلسکوپ )، که برخی از آنها عبارت بودند از به اندازه کافی تفاوت قابل توجهی برای مشکلات در محاسبات بزرگتر است. [1] وجود این اثر برای اولین بار زمانی کشف شد که در سال 1796، ستاره شناس سلطنتی نویل ماسکلین، دستیار خود کینبروک را برکنار کرد، زیرا او نمی توانست خطای مشاهدات خود را نسبت به ارزش های خود ماسکلین بهتر کند. [2]این مشکل فراموش شد و تنها دو دهه بعد توسط فردریش ویلهلم بسل در رصدخانه Königsberg در پروس تجزیه و تحلیل شد . بسل و یک دستیار آزمایشی را برای مقایسه مقادیر تنظیم کردند، زمان هایی را که در آن چندین ستاره از سیم های یک شبکه در شب های مختلف عبور می کردند، اندازه گیری کردند. بسل در مقایسه با دستیارش، بیش از یک ثانیه جلوتر بود.

در پاسخ به این درک، ستاره شناسان به طور فزاینده ای نسبت به نتایج سایر ستاره شناسان و دستیاران خود مشکوک شدند و برنامه های سیستماتیکی را برای یافتن راه هایی برای حذف یا کاهش اثرات آغاز کردند. اینها شامل تلاش برای خودکارسازی مشاهدات (توسل به عینیت مفروض ماشین‌ها)، آموزش ناظران برای جلوگیری از برخی خطاهای شناخته شده (مانند خطاهای ناشی از کمبود خواب )، توسعه ماشین‌هایی بود که می‌توانند به چندین ناظر اجازه دهند تا مشاهداتی را انجام دهند. در عین حال، گرفتن داده‌های اضافی و استفاده از تکنیک‌هایی مانند روش حداقل مربعات برای استخراج مقادیر ممکن از آن‌ها و تلاش برای کمی کردن سوگیری‌های تک تک کارگران به طوری که بتوان آنها را از داده‌ها کم کرد. [3]این موضوع در روانشناسی تجربی نیز به موضوع اصلی تبدیل شد و انگیزه اصلی برای توسعه روش هایی برای مقابله با خطا در نجوم بود.

جیمز و یونگ

ویلیام جیمز به انتقال مفهوم معادله شخصی از نجوم به علوم اجتماعی کمک کرد، با این استدلال که پیش فرض‌های نظری و دانش شخصی می‌توانند محققین را به تفاسیر وحشی بر اساس معادلات شخصی خود هدایت کنند. [4]

کارل یونگ این ایده را در کتاب « انواع روان‌شناختی » خود مطرح کرد و استدلال کرد که در روان‌شناسی «کسی آنچه را که می‌تواند خودش را به بهترین شکل ببیند، می‌بیند». [5] او در نوشته‌های بعدی به مبارزه با مشکلات تنهایی روان‌شناختی و پسرفت بی‌نهایت که این بالقوه به وجود می‌آمد، ادامه داد، [6] و معتقد بود که هر درمانگر باید حداقل دانش کاری خوبی از معادله شخصی خود داشته باشد. [7]

همچنین مشاهده کنید

منابع

  1. شافر، سیمون (1988). "اخترشناسان علامت زمان: نظم و معادله شخصی". علم در زمینه 2 : 101-131. Bibcode : 1988SciCo...2..115S . doi : 10.1017/S026988970000051X .
  2. Duncombe, RL (1945). "معادله زمان در نجوم". ستاره شناسی محبوب . 53 : 2.
  3. ^ شفر
  4. شمداسانی، سونو (1386). یونگ و ساخت روانشناسی مدرن . صص 34-6.
  5. به نقل از شمداسانی، ص. 75
  6. شمداسانی، ص 76–83
  7. شمداسانی