پان اسلاویسم

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نقشه معاصر کشورهای اسلاوی زبان اروپا . اسلاوهای جنوبی به رنگ سبز تیره، اسلاوهای شرقی به رنگ سبز و اسلاوهای غربی به رنگ سبز روشن ظاهر می شوند.

پان اسلاویسم ، جنبشی که در اواسط قرن نوزدهم متبلور شد، ایدئولوژی سیاسی است که به پیشرفت یکپارچگی و وحدت برای مردم اسلاو مربوط می شود. تأثیر اصلی آن در بالکان رخ داد ، جایی که امپراتوری‌های غیر اسلاو برای قرن‌ها بر اسلاوهای جنوبی حکومت می‌کردند. اینها عمدتاً امپراتوری بیزانس ، اتریش-مجارستان ، امپراتوری عثمانی و ونیز بودند.

ریشه ها

پان اسلاویسم گسترده بسیار شبیه پان ژرمنیسم آغاز شد ، که هر دو از حس وحدت و ناسیونالیسمی که در درون گروه های قومی پس از انقلاب فرانسه و متعاقب آن جنگ های ناپلئونی علیه سلطنت های اروپایی تجربه شد، رشد کردند. مانند دیگر جنبش‌های ملی‌گرای رمانتیک ، روشنفکران و دانشمندان اسلاو در زمینه‌های در حال توسعه تاریخ ، زبان شناسی و فولکلور به طور فعال شور هویت و اصل و نسب مشترک خود را تشویق کردند. پان اسلاویسم نیز با استقلال اسلاوی جنوبی همزیستی داشت.

نمادهای رایج جنبش پان اسلاویک رنگ های پان اسلاوی (آبی، سفید و قرمز) و سرود پان اسلاو، هی، اسلاوها بودند .

اولین پان اسلاویست ها نویسنده کروات قرن شانزدهم وینکو پریبویویچ و الکساندر کومولوویچ قرن هفدهم ، بارتول کاشیچ ، ایوان گوندولیچ و یوراج کریژانیچ مبلغ کاتولیک کروات بودند . [1] [2] [3] برخی از اولین تجلیات تفکر پان اسلاوی در سلطنت هابسبورگ به آدام فرانتس کولار و پاول جوزف شافاریک نسبت داده شده است . [4] جنبش پس از پایان جنگ های ناپلئونی در سال 1815 آغاز شد. پس از آن، رهبران اروپا به دنبال بازگرداندن دوران قبل از جنگ بودند.وضعیت موجود در کنگره وین ، نماینده اتریش، شاهزاده فون مترنیخ ، تهدیدی برای وضعیت موجود در اتریش احساس کرد که ملی گرایان خواستار استقلال از امپراتوری هستند. در حالی که اتباع آن‌ها از گروه‌های قومی متعددی (مانند ایتالیایی‌ها ، رومانیایی‌ها ، مجارها و غیره) تشکیل شده بودند، اکثر رعایا اسلاو بودند.

اولین کنگره پان اسلاو، پراگ، 1848

پرچم اسلاو پیشنهاد شده توسط کنوانسیون پان اسلاو [5] در پراگ در سال 1848

اولین کنگره پان اسلاو در پراگ ، بوهمیا در ژوئن 1848 در جریان جنبش انقلابی 1848 برگزار شد . چک ها از فرستادن نمایندگانی به مجمع فرانکفورت امتناع کرده بودند و احساس می کردند که اسلاوها منافعی متمایز از آلمان ها دارند. Austroslav ، František Palacký ، ریاست این رویداد را بر عهده داشت. اکثر نمایندگان چک و اسلواکی بودند. پالاکی خواستار همکاری هابسبورگ ها شد و همچنین سلطنت هابسبورگ را به عنوان تشکیلات سیاسی که به احتمال زیاد از مردم اروپای مرکزی محافظت می کند تأیید کرده بود.. هنگامی که آلمانی ها از او خواستند که خود را به نفع تمایل آنها برای اتحاد ملی اعلام کند، او پاسخ داد که این کار باعث تضعیف دولت هابسبورگ نمی شود: «در واقع، اگر اتریش مدت ها وجود نداشت، لازم بود، منافع اروپا ، به نفع خود بشریت ، ایجاد آن.»

کنگره پان اسلاو در جریان ناآرامی های انقلابی 1848 تشکیل شد. ساکنان جوان پراگ به خیابان ها ریخته بودند و در درگیری، یک گلوله سرگردان همسر فیلد مارشال آلفرد اول، شاهزاده ویندیش گراتز ، فرمانده ارتش را به قتل رساند. نیروهای اتریشی در پراگ Windischgrätz خشمگین شهر را تصرف کرد، کنگره را منحل کرد و حکومت نظامی را در سراسر بوهم برقرار کرد.

پان اسلاویسم در سرزمین های چک و اسلواکی

کارت پستال پان اسلاوی که سیریل و متدیوس را به تصویر می کشد ، با متن "خدا/پروردگار ما، مراقب میراث ما/سرزمین پدربزرگ ما باش" به 9 زبان اسلاوی.

اولین کنوانسیون پان اسلاوی در پراگ در 2 تا 16 ژوئن 1848 برگزار شد. [6] نمایندگان کنگره به طور خاص هم ضد اتریش و هم ضد روسیه بودند. هنوز "راست" - جناح نسبتا لیبرال کنگره - تحت رهبری فرانتیشک پالاکی (1798-1876)، مورخ و سیاستمدار چک، [7] و پاول یوزف شافاریک (1795-1861)، فیلولوژیست، مورخ اسلواکی. و باستان شناس، [8] طرفدار خودمختاری سرزمین های اسلاو در چارچوب سلطنت اتریش (هابسبورگ) بود. [9] در مقابل "چپ" - جناح رادیکال کنگره - تحت رهبری کارل سابینا(1813-1877)، نویسنده و روزنامه نگار چک، یوزف واسلاو فریچ ، ناسیونالیست چک، کارول لیبلت (1817-1861)، نویسنده و سیاستمدار لهستانی، و دیگران، برای اتحاد نزدیک با جنبش انقلابی-دمکراتیک در حال اجرا فشار آوردند. در آلمان و مجارستان در سال 1848. [9]

یک تولد دوباره ملی در "سرزمین بالا" مجارستان (در حال حاضر اسلواکی ) در نوری کاملاً جدید بیدار شد، چه قبل از قیام اسلواکی در سال 1848 و چه پس از آن. نیروی محرکه این جنبش تولد دوباره نویسندگان و سیاستمداران اسلواکی بودند که خود را اشتوروفچی، پیروان Ľudovít Štúr می نامیدند . همانطور که اشراف اسلواکی مجیاریزه شدندو اکثر اسلواکی ها فقط کشاورز یا کشیش بودند، این جنبش نتوانست توجه زیادی را به خود جلب کند. با این وجود، این کارزار موفقیت آمیز بود زیرا همکاری برادرانه بین کروات ها و اسلواکی ها در طول جنگ به ثمر نشست. با این حال، اکثر نبردهای بین اسلواکی ها و مجارستانی ها به نفع اسلواکی ها که از نظر لجستیکی توسط اتریش ها حمایت می شدند، انجام نشد، اما نه به اندازه کافی. کمبود نیروی انسانی نیز تعیین کننده بود.

در طول جنگ، شورای ملی اسلواکی خواسته های خود را به امپراتور جوان اتریش، فرانتس جوزف اول ، ارائه کرد، که به نظر می رسید آن را یادداشت کرده و قول حمایت از اسلواکی ها را در برابر مجارهای رادیکال انقلابی می داد. با این حال، لحظه ای که انقلاب به پایان رسید، خواسته های اسلواکی فراموش شد. این خواسته ها شامل یک سرزمین خودمختار در داخل امپراتوری اتریش به نام "Slovenský kraj" بود که در نهایت توسط یک شاهزاده صرب رهبری می شد. این اقدام جهل امپراطور، نخبگان اسلواکی و چک را متقاعد کرد که مفهوم استروسلاویسم را مرده اعلام کردند.

از سیاست امپراتور منزجر شده بود، در سال 1849، Ľudovít Štúr، شخصی که اولین زبان رسمی اسلواکی را مدون کرد ، کتابی نوشت که نام آن را اسلاویسم و ​​جهان آینده گذاشت. این کتاب به عنوان یک مانیفست عمل کرد که در آن او خاطرنشان کرد که آستروسلاویسم دیگر راهی برای رفتن نیست. او همچنین جمله ای نوشت که اغلب تا به امروز به عنوان یک نقل قول عمل می کند: "هر ملتی زمان خود را در زیر خورشید خدا دارد، و نمدار [نماد اسلاوها] در حال شکوفه دادن است، در حالی که بلوط [نماد توتون ها] مدت ها شکوفا شده است . پیش." [10]

او به امپراتوری روسیه ابراز اطمینان کرد ، اما این کشور تنها کشور اسلاوها بود که تحت سلطه هیچ کس دیگری نبود، اما یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان بود. او غالباً اسلاوها را به عنوان یک درخت نماد می‌کرد، با کشورهای «فرعی» اسلاوی که شاخه‌هایی بودند در حالی که تنه درخت روسی بود. دیدگاه‌های پان اسلاوی او در این کتاب آشکار شد، جایی که او اظهار داشت که سرزمین اسلواکی‌ها باید به امپراتوری تزار ملحق شود و در نهایت، می‌توان جمعیت را نه تنها روسی‌سازی کرد، بلکه به آیین ارتدکس تبدیل کرد ، مذهب در ابتدا گسترش یافت. توسط سیریل و متدیوس در زمان موراویای بزرگ که به عنوان مخالفت با کاتولیک ها عمل می کرد.مبلغان از فرانک ها پس از تهاجم مجارستان به پانونیا ، مجارها به مذهب کاتولیک گرویدند ، که به طور مؤثر بر اسلاوهای ساکن در پانونیا و در سرزمین جنوب لچ تأثیر گذاشت.

با این حال، امپراتوری روسیه اغلب ادعای پان اسلاویسم را به عنوان توجیهی برای تحرکات تهاجمی خود در شبه جزیره بالکان اروپا علیه امپراتوری عثمانی داشت، که سرزمین اسلاوها را برای قرن ها فتح و در اختیار داشت. این امر در نهایت منجر به لشکرکشی امپراتوری روسیه به بالکان شد که منجر به آزادسازی کل بالکان از امپراتوری عثمانی با کمک و ابتکار امپراتوری روسیه شد. [11] پان اسلاویسم در میان سیاستمداران چک و اسلواکی، به ویژه در میان سیاستمداران ناسیونالیست و راست افراطی، مانند حزب مردم - اسلواکی ما، طرفدارانی دارد.

در طول جنگ جهانی اول ، از سربازان اسلاوی اسیر خواسته شد تا علیه "ظلم در امپراتوری اتریش" مبارزه کنند. در نتیجه، برخی چنین کردند. (به لژیون های چکسلواکی مراجعه کنید )

ایجاد چکسلواکی مستقل ، آرمان های قدیمی پان اسلاویسم را نابهنگام کرد. روابط با سایر دولت‌های اسلاو متفاوت بود، گاهی اوقات چنان پرتنش بود که به یک درگیری مسلحانه تبدیل می‌شد، مانند جمهوری دوم لهستان که درگیری‌های مرزی بر سر سیلسیا منجر به یک درگیری خصمانه کوتاه شد، جنگ لهستان و چکسلواکی . حتی تنش بین چک و اسلواکی قبل و در طول جنگ جهانی دوم ظاهر شده بود.

پان اسلاویسم در میان اسلاوهای جنوبی

پان اسلاویسم در جنوب اغلب برای حمایت به روسیه روی می آورد. [12] جنبش اسلاوی جنوبی از استقلال مردم اسلاو در امپراتوری اتریش-مجارستان ، جمهوری ونیز و امپراتوری عثمانی حمایت کرد . برخی از روشنفکران صرب به دنبال این بودند که تمامی اسلاوهای جنوبی، بالکان، اعم از کاتولیک ( کرواسی ، اسلوونیمسلمان ( بوسنیایی ، پوماکی )، یا ارتدکس ( صرب‌ها ، بلغارها ) را به عنوان یک "ملت اسلاوی جنوبی با سه دین" متحد کنند.

اتریش می ترسید که پان اسلاویست ها امپراتوری را به خطر بیندازند. در اتریش-مجارستان، اسلاوهای جنوبی در میان چندین نهاد توزیع شده اند: اسلوونیایی ها در بخش اتریش ( کارنیولا ، اشتایریا ، کارینتیا ، گوریزیا و گرادیسکا ، تریست ، ایستریا (همچنین کروات ها ))، کروات ها و صرب ها در بخش مجارستانی در قلمرو خودمختار کرواتی . - اسلاونی و در بخش اتریش در داخل پادشاهی خودمختار دالماسیا و در بوسنی و هرزگوین، تحت کنترل مستقیم وین. به دلیل موقعیت متفاوت در اتریش-مجارستان، چندین هدف مختلف در میان اسلاوهای جنوبی اتریش-مجارستان برجسته بود. یک جایگزین قوی برای پان اسلاویسم، استروسلاویسم [ 13] بود، به ویژه در میان کروات ها و اسلوونیایی ها. از آنجایی که صرب ها در چندین منطقه پراکنده بودند و با توجه به اینکه آنها با دولت ملی مستقل پادشاهی صربستان پیوند داشتند، از قوی ترین حامیان استقلال اسلاوهای جنوبی از اتریش-مجارستان و اتحاد در یک کشور مشترک تحت حاکمیت صربستان بودند. سلطنت

در سال 1863، انجمن فیلولوژی صربستان مرگ سیریل را هزار سال قبل گرامی داشت، رئیس آن دیمیتریه ماتیچ ، در مورد ایجاد یک قوم اسلاو "پاک" از نظر قومی صحبت کرد: "به کمک خدا، باید یک مردم اسلاو کاملاً وجود داشته باشد. چهره‌های اسلاوونی و کاملاً اسلاوونی» [14]

پس از جنگ جهانی اول، ایجاد پادشاهی یوگسلاوی ، تحت حاکمیت صرب‌ها از خاندان Karađorđević ، اکثر کشورهای اسلاوی زبان جنوبی را بدون توجه به مذهب و پیشینه فرهنگی متحد کرد. تنها کسانی که با آنها متحد نشدند بلغارها بودند. با این حال، در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم ، پیشنهادهایی برای الحاق بلغارستان به یوگسلاوی بزرگ وجود داشت و بدین ترتیب همه کشورهای جنوب اسلاوی زبان در یک دولت متحد شدند. [15] این ایده پس از انشعاب بین یوسیپ بروز تیتو و جوزف استالین کنار گذاشته شددر سال 1948. این منجر به برخی احساسات تلخ بین مردم یوگسلاوی و بلغارستان پس از آن شد.

در پایان جنگ جهانی دوم، رهبر پارتیزان ها ، یوسیپ بروز تیتو ، کروات، رئیس جمهور یوگسلاوی شد و کشور به یک جمهوری سوسیالیستی تبدیل شد، با شعار " برادری و اتحاد " بین مردمان مختلف اسلاو.

پان اسلاویسم در لهستان

به استثنای روسیه، ملت لهستان در میان دیگر مردمان اسلاو از استقلال به عنوان بخشی از نهادهای مختلف برای چندین قرن قبل از ظهور پان اسلاویسم برخوردار است.

پس از سال 1795، فرانسه انقلابی و ناپلئونی بر بسیاری از لهستانی ها تأثیر گذاشته بود، زیرا آنها به عنوان قهرمانی برای بازسازی کشور موجود خود تلقی می شدند - به ویژه از آنجایی که این کشور دشمن متقابل اتریش، پروس و همچنین روسیه بود که لفاظی پان اسلاوی آن در آزادی همه کشورهای دیگر بود. اسلاوها لهستانی ها را نگران کرده بودند. به این منظور، پان اسلاویسم به جز در دوره اولیه از زمان پیدایش اولیه خود، به طور کامل در میان لهستانی ها پذیرفته نشد. با این وجود، لهستان با کشورهای اسلاوی خود که تحت ظلم و ستم قرار گرفته بودند و به دنبال استقلال بودند ابراز همبستگی کرد.

در حالی که پان اسلاویسم به عنوان یک ایدئولوژی برای منافع اتریش-مجارستان مضر بود ، لهستانی ها در عوض خودمختاری گسترده ای را در داخل دولت پذیرفتند و موضع وفاداری را نسبت به هابسبورگ ها اتخاذ کردند. در داخل دولت اتریش-مجارستان، آنها توانستند فرهنگ ملی خود را توسعه دهند و زبان لهستانی را حفظ کنند، که هر دو در هر دو امپراتوری آلمان و روسیه در معرض تهدید بودند . یک فدراسیون پان اسلاو پیشنهاد شد، اما به شرطی که امپراتوری روسیه از چنین نهادی حذف شود. پس از اینکه لهستان استقلال خود را (از آلمان، اتریش و روسیه) در سال 1918 به دست آورد، هیچ جناح داخلی پان اسلاویسم را به عنوان جایگزینی در نظر نگرفت و پان اسلاویسم را روسی سازی تلقی کرد.. در دوران کمونیستی لهستان، اتحاد جماهیر شوروی از پان اسلاویسم به عنوان یک ابزار تبلیغاتی برای توجیه کنترل خود بر کشور استفاده کرد. موضوع پان اسلاویسم بخشی از جریان اصلی سیاست فعلی نبود و به طور گسترده به عنوان ایدئولوژی امپریالیسم روسیه تلقی می شود.

جوزف کنراد در یادداشت هایی درباره زندگی و نامه ها:
"... بین پولونیسم و ​​اسلاونیسم آنقدر نفرت وجود ندارد که یک ناسازگاری کامل و غیرقابل نابودی." ... کنراد استدلال می کند که «هیچ چیز بیگانه تر از آنچه در جهان ادبی اسلاوونیسم نامیده می شود برای حساسیت فردی او و کل ذهنیت لهستانی نیست» [16]

پان اسلاویسم در روسیه

در زمان اتحاد جماهیر شوروی ، آموزه های بلشویکی پان اسلاویسم را عنصری ارتجاعی می دانست که قبلاً توسط امپراتوری روسیه استفاده می شد . [17] در نتیجه، بلشویک ها آن را برخلاف ایدئولوژی مارکسیستی خود می دانستند. پانسلاویست‌ها حتی در جریان سرکوب‌های استالینیستی در اتحاد جماهیر شوروی با آزار و اذیت مواجه شدند (به پرونده اسلاویست‌ها مراجعه کنید ).

با وجود این، هنوز یک روند گسترده روسی سازی در رابطه با کشورهای اشغال شده وجود داشت، که اعمال تبعیض آمیز امپراتوری روسیه را ادامه داد و انگیزه های اقتصادی و اجتماعی را برای گرایش مردم به فرهنگ روسی اعمال کرد. دنیای روسیه را ببینید .

تحولات امروزی

ایده اصیل اتحاد مردم اسلاو پس از جنگ جهانی اول ، زمانی که اصل " ورسای و تریانون به تمام اسلاویسم ها پایان داده اند" [18] ناپدید شد و سرانجام با سقوط کمونیسم در مرکز و مرکز به پایان رسید. اروپای شرقی در اواخر دهه 1980. با تجزیه کشورهای فدرال مانند چکسلواکی و یوگسلاویو مشکل تسلط روسیه در هر سازمان تماما اسلاوی پیشنهادی، ایده وحدت پان اسلاوی در جهان غرب عمدتا مرده تلقی می شود. امروزه روابط متفاوتی بین کشورهای اسلاو وجود دارد. آنها از احترام متقابل در شرایط مساوی و همدردی با یکدیگر از طریق بیزاری و دشمنی سنتی تا بی تفاوتی را شامل می شوند. هیچ کدام، به جز سازمان های فرهنگ و میراث گرا، در حال حاضر به عنوان نوعی نزدیکی میان کشورهای با منشاء اسلاو در نظر گرفته نمی شوند. احزاب سیاسی که پانسلاویسم را به عنوان بخشی از برنامه خود می‌گنجانند، معمولاً در حاشیه طیف سیاسی زندگی می‌کنند (مثلاً در لهستان، نامزدهای Związek Słowiański بیش از چند هزار رأی کسب نکردند). در دوران مدرن، درخواست های پان اسلاویسم اغلب در بلاروس ، روسیه انجام می شود، صربستان و اسلواکی . [19]

ایجاد زبان های پان اسلاوی

شباهت زبان های اسلاوی بسیاری از مردم را برای ایجاد زبان های پان اسلاوی ، یعنی زبان های کمکی منطقه ای برای همه مردم اسلاو برای برقراری ارتباط با یکدیگر الهام بخشید. چندین مورد از این زبان ها در گذشته ایجاد شده بودند، اما به دلیل اینترنت، بسیاری از زبان های پان اسلاوی در عصر دیجیتال ایجاد شدند . محبوب ترین زبان پان اسلاوی مدرن بین اسلاوی است . [ نیازمند منبع ]

همچنین ببینید

منابع

  1. جان ام. لتیچه و باسیل دمیتریشین: «دولت روسیه: سیاست ایوری کریژانیچ»، آکسفورد و نیویورک، 1985
  2. ایوو باناک : «مسئله ملی در یوگسلاوی: ریشه ها، تاریخ، سیاست» ، انتشارات دانشگاه کرنل، 1988، ص 71
  3. قرن هجدهم: کتابشناسی کنونی . انجمن آمریکایی برای مطالعات قرن هجدهم. 1992. ص. 162. شابک 9780001610996. ... کار برخی از ایدئولوگ های اولیه «پانسلاوی» در شانزدهم (پریبویویچ) و هفدهم (گوندولیک، کومولوویچ، کاسیچ،...)
  4. رابرت جان وستون ایوانز، فصل "ملیت در اروپای شرقی مرکزی: درک و تعریف قبل از 1848". اتریش، مجارستان و هابسبورگ ها: مقالاتی درباره اروپای مرکزی، حدود 1683-1867. 2006.
  5. ویلینباخوف . В. Государственная геральдика в России: Теория и روش (به روسی)
  6. به یادداشت 134 در صفحه 725 از مجموعه آثار کارل مارکس و فردریک انگلس: جلد 14 (ناشران بین المللی: نیویورک، 1980) مراجعه کنید.
  7. به یادداشت بیوگرافی در صفحه 784 مجموعه آثار کارل مارکس و فردریک انگلس مراجعه کنید: جلد 14 .
  8. ^ به یادداشت بیوگرافی در صفحه 787 مجموعه آثار کارل مارکس و فردریک انگلس مراجعه کنید: جلد 14
  9. ^ a b رجوع کنید به یادداشت 134 در صفحه 725 مجموعه آثار کارل مارکس و فردریک انگلس: جلد 14 .
  10. ^ ( اسلواکی : Každý národ má svoj čas pod Božím slnkom, a lipa kvitne až dub už dávno odkvitol. ) Slovanstvo a svet budúcnosti. براتیسلاوا 1993، s. 59 .
  11. فردریک انگلس، "آلمان و پان اسلاویسم" موجود در مجموعه آثار کارل مارکس و فردریک انگلس: جلد 14 ، صفحات 156-158.
  12. ^ یاووس، م. هاکان؛ اسلاگلت، پیتر (2011). جنگ و دیپلماسی: جنگ روسیه و ترکیه 1877-1878 و معاهده برلین . سالت لیک سیتی: دانشگاه یوتا. ص 1-2. شابک 978-1607811503.
  13. ^ ماگوسی، رابرت؛ پاپ، ایوان، ویرایش. (2005)، "اتریش-اسلاویسم"، دایره المعارف تاریخ و فرهنگ روسین ، تورنتو: انتشارات دانشگاه تورنتو، ص. 21
  14. انجمن فیلولوژی صربستان: Hiljadugodišnja 1863:4
  15. ^ رامت، سابرینا پی. سه یوگسلاوی: دولت سازی و مشروعیت، 1918-2005 . انتشارات دانشگاه ایندیانا ، 2006 ISBN 0-253-34656-8 
  16. ^ یادداشت هایی در مورد زندگی و نامه ها
  17. "Панславизм / Большая советская энциклопедия" . www.gatchina3000.ru . بازیابی شده در 2022-02-01 .
  18. مطالعات اسلاوی تطبیقی ​​جلد 6، نوشته رومن یاکوبسون
  19. ^ «به عبارت دیگر، نارضایتی پان اسلاوی ها برای اوراسیائیست های روسی عجیب نیست، با این حال، غالباً به فضای پس از شوروی محدود می شود. تفاوت بین اوراسیائی ها و ناسیونالیست های رادیکال روسی در نگرش معاصر آنها به پان- شوروی در همین است. اسلاویسم: ناسیونالیست های رادیکال تنها کسانی هستند که سنت و پیام ایده آل پان اسلاویسم اروپای مرکزی و جنوبی روسیه تزاری را دنبال می کنند. پان اسلاویسم ابزار آنها برای نشان دادن نگرش های قاطع ضد غربی و به عنوان یک فولکلور "تاریخی" به کار رفته در نبردهای داخلی-سیاسی، که در گوش روس ها بسیار شیرین به نظر می رسد. ایده های پان اسلاویسم فقط با بخشی از برخی ناسیونالیست های صرب و تا حدی اسلواکی "الکساندر دولبا" بازتاب پیدا می کند.از سلطه تا شراکت - چشم اندازهای روابط روسیه- اروپای مرکزی-شرقی، گزارش نهایی بهبرنامه کمک هزینه پژوهشی ناتو ، 1996-1998 [1]

ادامه مطلب

پیوندهای خارجی