امپراطوری عثمانی

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

دولت متعالی عثمانی
دولت عليه عثمانیه Devlet
من'Alīye من'O بازدید کنندگان mānīye
1299-1922
Flag of Ottoman Empire
پرچم
(1844–1922)
Coat of arms of the Ottoman Empire (1882–1922).svg
نشان رسمی
(1882–1922)
شعار ملی:  دولت ابد مدت Devlet
من Ebed-müddet
( "دولت ابدی") [1]
سرود:  متنوع
Ottoman Empire 1683 (orthographic projection).svg
OttomanEmpireMain.png
امپراتوری عثمانی در سال 1683
وضعیتامپراتوری
سرمایه، پایتخت
زبان های رایج
دین
شیطان (ها)عثمانی
دولتسلطنت مطلقه
(1299-1876؛ 1878-1908؛ 1920-1922)
و خلافت (1517-1924 [11] )
سلطنت مشروطه
( 1876-1878 ؛ 1908-1920 )
سلطان 
•  c.1299–1323/1324 (اول)
عثمان اول
• 1918–1922 (آخرین)
محمد ششم
خلیفه 
• 1517–1520 (اول)
سلیم اول [12] [یادداشت 2]
• 1922–1924 (آخرین)
عبدالمجید دوم
وزیر اعظم 
• 1320–1331 (اول)
علاءالدین پاشا
• 1920–1922 (آخرین)
احمد توفیق پاشا
قوه مقننهمجمع عمومی
• مجلس علیای غیر منتخب
اتاق مشاهیر
• مجلس سفلی انتخاب شد
اتاق نمایندگان
تاریخ 
ج 1299
1402-1413
1453
1876-1878
1908-1920
23 ژانویه 1913
1 نوامبر 1922
29 اکتبر 1923
3 مارس 1924
حوزه
1451 [13]690000 کیلومتر 2 (270000 مایل مربع)
1521 [13]3400000 کیلومتر 2 (1300000 مایل مربع)
1683 [13] [14]5200000 کیلومتر 2 (2000000 مایل مربع)
1844 [15]2938365 کیلومتر 2 (1134509 مایل مربع)
جمعیت
• 1912 [16]
24,000,000
واحد پولمختلف: Akçe ، Para ، Sultani ، Kuruş ، Lira
قبل از
موفق شد توسط
سلطان نشین رام
بیلیک های آناتولی
امپراتوری بیزانس
پادشاهی بوسنی
دومین امپراتوری بلغارستان
استبداد صربستان
پادشاهی مجارستان
پادشاهی کرواسی
لیگ لژ
سلطنت ممالیک
پادشاهی حفصید
آق قویونلو
بیمارستان طرابلس
پادشاهی Tlemcen
امپراتوری ترابیزون
شاهزاده سامتسکه
مستبد موریا
زتا
شاهزاده تئودورو
بوقلمون
جمهوری یونان
نایب السلطنه قفقاز
بوسنی و هرزگوین
صربستان انقلابی
آلبانی
پادشاهی رومانی
شاهزاده بلغارستان
روملی شرقی
امارت اسیر
پادشاهی حجاز
OETA
عراق اجباری
الجزایر فرانسه
قبرس بریتانیا
تونس فرانسه
طرابلس ایتالیا
Cyrenaica ایتالیایی
شیخ نشین کویت
پادشاهی یمن
سلطان نشین مصر

امپراتوری عثمانی ( / ɒ تی ə متر ə N / ؛ ترکی عثمانی : دولت عليه عثمانيه Devleti'Alīye من'O بازدید کنندگان mānīye ، روشن ، بلندمرتبه عثمانی دولت '؛ ترکیه : ها Osmanlı İmparatorluğu یا ها Osmanlı Devleti ؛ فرانسه : امپراتوری عثمانی ) [یادداشت 5] [17] دولتی بود [یادداشت 6] که بخش زیادی از جنوب شرقی اروپا ، آسیای غربی وشمال آفریقا بین قرن 14 و اوایل قرن 20. در اواخر قرن سیزدهم در شمال غربی آناتولی در شهر سوغوت ( استان بیلجیک امروزی ) توسط رهبر قبیله ترکمان [18] [19] عثمان اول تأسیس شد . [20] پس از 1354، عثمانی عبور به اروپا و با فتح از بالکان ، عثمانی beylik را به یک امپراتوری قاره تبدیل شده است. عثمانی ها با فتح قسطنطنیه در سال 1453 توسط محمد فاتح به امپراتوری بیزانس پایان دادند .[21]

امپراتوری عثمانی در دوره سلیمان باشکوه ، اوج قدرت و شکوفایی خود و همچنین بالاترین پیشرفت نظام های حکومتی، اجتماعی و اقتصادی خود را نشان داد. [22] در آغاز قرن هفدهم، امپراتوری شامل 32 استان و چندین ایالت تابعه بود . برخی از آنها بعداً در امپراتوری عثمانی جذب شدند، در حالی که برخی دیگر در طول قرن‌ها به انواع مختلفی از خودمختاری اعطا شدند. [یادداشت 7]

با قسطنطنیه ( استانبول امروزی ) به عنوان پایتخت و کنترل سرزمین های اطراف حوزه مدیترانه ، امپراتوری عثمانی به مدت شش قرن در مرکز تعاملات بین جهان شرق و غرب بود. در حالی که زمانی تصور می شد که امپراتوری پس از مرگ سلیمان اعظم وارد دوره افول شده است ، این دیدگاه دیگر توسط اکثریت مورخان دانشگاهی پشتیبانی نمی شود. [23] امپراتوری به حفظ اقتصاد، جامعه و ارتش انعطاف‌پذیر و قوی در طول قرن هفدهم و بیشتر قرن هجدهم ادامه داد. [24]با این حال، طی یک دوره طولانی صلح از 1740 تا 1768، سیستم نظامی عثمانی از رقبای اروپایی خود، امپراتوری هابسبورگ و روسیه عقب افتاد . [25] در نتیجه عثمانی ها در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 متحمل شکست های نظامی شدید شدند. جنگ موفقیت آمیز استقلال یونان با استعمارزدایی پس از پروتکل لندن (1830) و معاهده قسطنطنیه (1832) به پایان رسید . این شکست و سایر شکست‌ها، دولت عثمانی را بر آن داشت تا روند جامع اصلاحات و نوسازی را به نام تنزیم آغاز کند.. بنابراین، در طول قرن نوزدهم، دولت عثمانی علیرغم متحمل شدن تلفات ارضی بیشتر، به ویژه در بالکان، جایی که تعدادی از دولت های جدید ظهور کردند، بسیار قدرتمندتر و سازماندهی شد. [26]

کمیته اتحاد و ترقی (CUP) تاسیس عصر مشروطه دوم در انقلاب ترک جوان در سال 1908، تبدیل امپراتوری به پادشاهی مشروطه، که انجام انتخابات چند حزبی رقابتی . چند سال بعد، حزب اتحاد و ترقی که اکنون رادیکال شده و ملی‌گرا شده بود ، در کودتای 1913 حکومت را به دست گرفت و یک رژیم تک حزبی ایجاد کرد. CUP امپراتوری را با آلمان متحد کرد که امیدوار بود از انزوای دیپلماتیک که به تلفات اخیر ارضی آن کمک کرده بود فرار کند و بنابراین در کنار قدرت های مرکزی به جنگ جهانی اول پیوست . [27]در حالی که امپراتوری می‌توانست تا حد زیادی در طول درگیری خود را حفظ کند، با مخالفت‌های داخلی، به ویژه با شورش عربی در مناطق عربی خود دست و پنجه نرم می‌کرد . در این زمان، نسل کشی توسط دولت عثمانی علیه ارامنه ، آشوری ها و یونانیان انجام شد . [28] شکست امپراتوری و اشغال بخشی از قلمرو آن توسط نیروهای متفقین در پی جنگ جهانی اول منجر به تقسیم آن و از دست دادن سرزمین های خاورمیانه آن شد که بین بریتانیا و فرانسه تقسیم شده بود . موفقجنگ استقلال ترکیه به رهبری مصطفی کمال آتاتورک علیه متفقین اشغالگر منجر به ظهور جمهوری ترکیه در قلب آناتولی و لغو سلطنت عثمانی شد . [29]

نام

یک نقشه هلندی از سال 1635 که به "امپراتوری ترکیه" ( TVRCICVM IMPERIVM ) اشاره دارد.

کلمه عثمانی تاریخی است انگلیسیسازی از نام عثمان اول ، بنیانگذار امپراتوری و حاکم خانه عثمان (همچنین به عنوان سلسله عثمانی شناخته می شود). نام عثمان به نوبه خود شکل ترکی نام عربی عثمان ( عثمان ) بود. در ترکی عثمانی ، امپراتوری به عنوان ارجاع شد Devleti'Alīye یی'O بازدید کنندگان mānīye ( دولت عليه عثمانیه[30] به معنای واقعی کلمه "عالی عثمانی دولت"، و یا معادل 'O بازدید کنندگان mānlı Devleti ( عثمانلى دولتى ). در ترکی مدرن، به عنوان Osmanlı İmparatorluğu ("امپراتوری عثمانی") یا Osmanlı Devleti ("دولت عثمانی") شناخته می شود.

کلمه ترکی برای "عثمانی" (به ترکی : Osmanlı ) در اصل به پیروان قبیله ای عثمان در قرن چهاردهم اطلاق می شود. این کلمه متعاقباً برای اشاره به نخبگان نظامی-اداری امپراتوری مورد استفاده قرار گرفت. در مقابل، اصطلاح «ترک» ( Türk ) برای اشاره به جمعیت دهقانان و قبیله‌ای آناتولی به کار می‌رفت و زمانی که برای افراد تحصیلکرده و شهری به کار می‌رفت به عنوان یک اصطلاح تحقیرآمیز تلقی می‌شد. [31] در اوایل دوره مدرن ، تحصیل کرده، شهری ساکن ترکیه و سخنران که عضو کلاس نظامی-اداری بود اغلب به خود نه به عنوان یک اشاره ها Osmanlı نه به عنوان یک ترک ، بلکه به عنوان یک رومی (رومی ‎)، یا «رومی»، به معنای ساکن قلمرو امپراتوری بیزانس سابق در بالکان و آناتولی. اصطلاح رومی برای اشاره به ترک زبانان دیگر مردم مسلمان امپراتوری و فراتر از آن نیز به کار می رفت. [32] همانطور که در مورد ترک زبانان عثمانی اطلاق می شود، این اصطلاح در اواخر قرن هفدهم از کار افتاد و به جای این کلمه به طور فزاینده ای با جمعیت یونانی امپراتوری مرتبط شد، معنایی که هنوز در آن وجود دارد. ترکیه امروز [33]

در اروپای غربی، نام‌های امپراتوری عثمانی ، امپراتوری ترکیه و ترکیه اغلب به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گرفتند و ترکیه به طور فزاینده‌ای در موقعیت‌های رسمی و غیررسمی مورد توجه قرار می‌گرفت . این دوگانگی رسمی در 1920-1923 به پایان رسید، زمانی که تازه تاسیس آنکارا مبتنی بر دولت ترکیه ترکیه به عنوان نام رسمی تنها انتخاب کرد. در حال حاضر، اکثر مورخان محقق به دلیل ویژگی چند ملیتی امپراتوری، از اصطلاحات «ترکیه»، «ترک» و «ترکی» به هنگام اشاره به عثمانی‌ها اجتناب می‌کنند. [34]

تاریخ

ظهور (حدود 1299-1453)

از آنجایی که سلطنت سلجوقیان روم در قرن سیزدهم افول کرد، آناتولی به مجموعه ای از شاهزادگان مستقل ترک معروف به بیلیک های آناتولی تقسیم شد . یکی از این بیلیک ها، در منطقه بیتینیا در مرز امپراتوری بیزانس، توسط رهبر قبیله ترک عثمان اول (متوفی 1323/4) رهبری می شد، شخصیتی با ریشه های مبهم که نام عثمانی از او گرفته شده است. [35] پیروان اولیه عثمان هم از گروه‌های قبیله‌ای ترک و هم از مرتدین بیزانسی تشکیل می‌شدند که بسیاری از آنها به اسلام گرویدند اما نه همه. [36] [37] عثمان با فتح شهرهای بیزانسی در امتداد رودخانه ساکاریا کنترل سلطنت خود را گسترش داد.. شکست بیزانس در نبرد بافئوس در سال 1302 به ظهور عثمان نیز کمک کرد. به خوبی درک نشده است که عثمانیان اولیه چگونه بر همسایگان خود تسلط یافتند، زیرا منابعی از این دوره باقی مانده است. پایان نامه غزه محبوب در طول قرن بیستم اعتبار موفقیت خود را به تجمع آنان از رزمندگان مذهبی برای مبارزه با آنها به نام اسلام ، اما آن است که دیگر به طور کلی پذیرفته شده است. هیچ فرضیه دیگری مورد پذیرش گسترده قرار نگرفته است. [38] [39]

نبرد نیکوپولیس در 1396، در یک تصویر کشیده نگارگری عثمانی از 1523.

در قرن پس از مرگ عثمان اول، حکومت عثمانی بر آناتولی و بالکان گسترش یافت . اولین درگیری‌ها در طول جنگ‌های بیزانس و عثمانی آغاز شد، در اواخر قرن سیزدهم در آناتولی پیش از ورود به اروپا در اواسط قرن چهاردهم، به دنبال آن جنگ‌های بلغارستان و عثمانی و جنگ‌های صربستان و عثمانی که از اواسط قرن چهاردهم آغاز شد. بیشتر این دوره با گسترش عثمانی به بالکان مشخص شد . پسر عثمان، اورهان ، شهر بورسا در شمال غربی آناتولی را تصرف کرددر سال 1326، آن را تبدیل به پایتخت جدید دولت عثمانی و جایگزینی کنترل بیزانس در منطقه کرد. شهر بندری مهم تسالونیکی در سال 1387 از ونیزی ها تسخیر و غارت شد. پیروزی عثمانی ها در کوزوو در سال 1389 عملاً پایان قدرت صربستان در منطقه بود و راه را برای گسترش عثمانی به اروپا هموار کرد. [40] نبرد نیکوپولیس برای بلغاری Tsardom ویدین در 1396، به طور گسترده ای به عنوان آخرین در مقیاس بزرگ در نظر گرفته صلیبی از قرون وسطی ، موفق به متوقف کردن پیش از پیروز ترکان عثمانی. [41]

با گسترش ترک ها به سمت بالکان، فتح قسطنطنیه به یک هدف مهم تبدیل شد. عثمانی‌ها قبلاً کنترل تقریباً تمام سرزمین‌های بیزانس سابق اطراف شهر را به دست گرفته بودند، اما دفاع قوی از موقعیت استراتژیک قسطنطنیه در تنگه بسفر ، فتح آن را دشوار می‌کرد. در سال 1402، زمانی که تیمور ، رهبر تورکو-مغول ، بنیانگذار امپراتوری تیموری ، از شرق به آناتولی عثمانی حمله کرد، بیزانسی ها به طور موقت آسوده شدند . در نبرد آنکارا در سال 1402، تیمور نیروهای عثمانی را شکست داد و سلطان بایزید اول را به اسارت گرفت و امپراتوری را به بی نظمی کشاند. جنگ داخلی متعاقب آنکه به نام فترت دیوری نیز شناخته می شود ، از سال 1402 تا 1413 به عنوان پسران بایزید بر سر جانشینی جنگیدند. زمانی پایان یافت که محمد اول به عنوان سلطان ظاهر شد و قدرت عثمانی را بازگرداند. [42]

سرزمین های بالکان از دست رفته توسط عثمانی ها پس از 1402، از جمله تسالونیکی، مقدونیه و کوزوو، بعداً توسط مراد دوم بین سال های 1430 و 1450 بازپس گرفت . در 10 نوامبر 1444، مراد با شکست ارتش مجارستان، لهستان و والاشی به رهبری ولادیسلاو سوم لهستان (همچنین پادشاه مجارستان) و جان هونیادی در نبرد وارنا ، جنگ صلیبی وارنا را دفع کرد ، اگرچه آلبانیایی‌ها تحت رهبری اسکندربیگ به مقاومت ادامه دادند. چهار سال بعد، جان هونیادی ارتش دیگری از نیروهای مجارستانی و والاشی را برای حمله به ترک ها آماده کرد، اما دوباره در نبرد دوم کوزوو در سال 1448 شکست خورد . [43]

گسترش و اوج (1453-1566)

ورود سلطان محمد فاتح به قسطنطنیه ; نقاشی فائوستو زونارو (1854–1929)

پسر مراد دوم، محمد فاتح ، دولت و ارتش را دوباره سازماندهی کرد و در 29 مه 1453 قسطنطنیه را فتح کرد و به امپراتوری بیزانس پایان داد. محمد به کلیسای ارتدکس شرقی اجازه داد تا در ازای پذیرش اقتدار عثمانی، خودمختاری و سرزمین خود را حفظ کند. [45] به دلیل تنش بین ایالات اروپای غربی و امپراتوری بیزانس بعدی، اکثریت جمعیت ارتدوکس حکومت عثمانی را به عنوان ارجح بر حکومت ونیزی پذیرفتند. [45] مقاومت آلبانی ها مانع بزرگی برای توسعه عثمانی در شبه جزیره ایتالیا بود. [46]

در قرون 15 و 16 امپراتوری عثمانی وارد دوره گسترش یافت . امپراتوری تحت حاکمیت سلسله سلاطین متعهد و مؤثر شکوفا شد . همچنین به دلیل کنترل مسیرهای تجاری زمینی اصلی بین اروپا و آسیا از نظر اقتصادی رونق گرفت. [47] [یادداشت 8]

سلطان سلیم اول (1512-1520) به طور چشمگیری مرزهای شرقی و جنوبی امپراتوری با شکست گسترش شاه اسماعیل از ایران صفوی ، در جنگ چالدران . [48] [49] سلیم اول با شکست دادن و ضمیمه کردن سلطنت ممالیک مصر، حکومت عثمانی را در مصر ایجاد کرد و یک حضور دریایی در دریای سرخ ایجاد کرد . پس از این گسترش عثمانی، رقابت بین امپراتوری پرتغال و امپراتوری عثمانی برای تبدیل شدن به قدرت مسلط در منطقه آغاز شد. [50]

سلیمان باشکوه (1520-1566) بلگراد را در 1521 تصرف کرد، بخش‌های جنوبی و مرکزی پادشاهی مجارستان را به عنوان بخشی از جنگ‌های عثمانی-مجارستان فتح کرد ، [51] [52] [ تأیید ناموفق ] و پس از پیروزی تاریخی خود در در نبرد موهاچ در سال 1526، او حکومت عثمانی را در قلمرو مجارستان کنونی (به جز بخش غربی) و دیگر مناطق اروپای مرکزی ایجاد کرد. سپس در سال 1529 وین را محاصره کرد ، اما نتوانست شهر را تصرف کند. [53] در سال 1532، او حمله دیگری به وین انجام داد، اما در محاصره اسلحه ها دفع شد.. [54] [55] ترانسیلوانیا ، والاچیا و به طور متناوب، مولداوی ، امپراتوری های خراجی امپراتوری عثمانی شدند. در شرق، ترکان عثمانی و جو در زمان بغداد را از ایرانیان در 1535، به دست آوردن کنترل بین النهرین و دسترسی دریایی به خلیج فارسی . در سال 1555، قفقاز برای اولین بار به طور رسمی بین صفویان و عثمانی ها تقسیم شد، وضعیت موجود تا پایان جنگ روسیه و ترکیه (1768-1774) باقی ماند . با این تقسیم قفقاز که در صلح آماسیا ، ارمنستان غربی، غربی امضا شد.کردستان و غرب گرجستان (شامل غرب سامتسخه ) سقوط به دست عثمانی، [56] در حالی که جنوب داغستان ، ارمنستان شرقی ، گرجستان شرقی و آذربایجان فارسی باقی مانده است. [57]

در سال 1539، یک ارتش 60000 نفری عثمانی پادگان اسپانیایی Castelnuovo را در سواحل آدریاتیک محاصره کرد . محاصره موفقیت آمیز 8000 تلفات برای عثمانی ها به همراه داشت، [58] اما ونیز در سال 1540 با شرایط موافقت کرد و بیشتر امپراتوری خود را در دریای اژه و موریا تسلیم کرد . فرانسه و امپراتوری عثمانی که با مخالفت متقابل با حکومت هابسبورگ متحد شده بودند، به متحدان قدرتمندی تبدیل شدند. فتوحات فرانسه در نیس (1543) و کورس (1553) به عنوان سرمایه گذاری مشترک بین نیروهای پادشاه فرانسه فرانسیس اول رخ داد.و سلیمان و توسط دریاسالاران عثمانی بارباروسا حیرالدین پاشا و تورگوت ریس فرماندهی می شدند . [59] یک ماه قبل از محاصره نیس، فرانسه با یک واحد توپخانه از عثمانی ها در طی فتح استرگوم در شمال مجارستان در سال 1543 توسط عثمانی ها حمایت کرد . پس از پیشروی‌های بیشتر ترک‌ها، فردیناند، فرمانروای هابسبورگ، در سال 1547 رسماً برتری عثمانی‌ها را در مجارستان به رسمیت شناخت. سلیمان اول به مرگ طبیعی در چادر خود در طی محاصره سیگتوار در سال 1566 درگذشت .

سلیمان باشکوه و همسرش حورم سلطان ، دو پرتره توسط نقاش ونیزی قرن شانزدهم، تیتیان .

در پایان سلیمان سلطنت است، امپراتوری انجامید حدود 877888 مایل مربع (2273720 کیلومتر 2 )، گسترش بیش از سه قاره. [60] علاوه بر این، امپراتوری به یک نیروی دریایی غالب تبدیل شد و بخش زیادی از دریای مدیترانه را تحت کنترل داشت . [61] در این زمان، امپراتوری عثمانی بخش عمده ای از حوزه سیاسی اروپا بود. زمانی که اسپانیا و پرتغال تحت اتحادیه ایبری متحد شدند، عثمانی ها درگیر جنگ های مذهبی چند قاره ای شدند.. عثمانی ها صاحب عنوان خلیفه بودند، به این معنی که رهبران همه مسلمانان جهان بودند. ایبری ها رهبران صلیبی های مسیحی بودند و بنابراین این دو درگیر درگیری جهانی شدند. شد مناطق عملیات در دریای مدیترانه وجود دارد [62] و اقیانوس هند ، [63] که در آن این Iberians circumnavigated آفریقا برای رسیدن به هند و، در راه خود، به جنگ بر عثمانی ها و متحدان مسلمان محلی خود را. به همین ترتیب، این Iberians طریق تازه مسیحی گذشت امریکا لاتین و اعزامی فرستاده بود که اقیانوس آرام طی به منظور عیسوی که قبلا مسلمان فیلیپین و استفاده از آن به عنوان پایگاهی برای حمله بیشتر مسلمانان را میتوان به شرق دور. [64] در این مورد، عثمانی ها ارتشی را برای کمک به شرقی ترین تابع و قلمرو خود، یعنی سلطان نشین آچه در جنوب شرقی آسیا فرستادند . [65] [66] در طول دهه 1600، درگیری جهانی بین خلافت عثمانی و اتحادیه ایبری به بن بست رسید زیرا هر دو قدرت در سطح جمعیت، فناوری و اقتصادی مشابهی بودند. با این وجود، موفقیت تشکیلات سیاسی و نظامی عثمانی با امپراتوری روم ، علیرغم تفاوت در وسعت قلمروهای مربوطه، توسط افرادی مانند فرانچسکو سانسوینو، محقق ایتالیایی معاصر و ژان بودین، فیلسوف سیاسی فرانسوی، مقایسه شد . [67]

رکود و اصلاحات (1566-1827)

شورش ها، واژگونی ها و احیا (1566-1683)

وسعت امپراتوری عثمانی در سال 1593
مینیاتور عثمانی در مورد لشکرکشی Szigetvár که سربازان عثمانی و تاتارها را آوانگارد نشان می دهد.

در نیمه دوم قرن شانزدهم، امپراتوری عثمانی تحت فشار فزاینده ای از تورم و افزایش سریع هزینه های جنگ قرار گرفت که هم اروپا و هم خاورمیانه را تحت تأثیر قرار می داد. این فشارها در حوالی سال 1600 به یک رشته بحران منجر شد و فشار زیادی بر سیستم حکومتی عثمانی وارد کرد. [68] امپراتوری در پاسخ به این چالش‌ها دستخوش یک سری دگرگونی‌ها در نهادهای سیاسی و نظامی خود شد، که این امپراتوری را قادر می‌سازد تا با شرایط جدید قرن هفدهم با موفقیت سازگار شود و هم از نظر نظامی و هم از نظر اقتصادی قدرتمند بماند. [23] [69] مورخان اواسط قرن بیستم زمانی این دوره را دوره ای از رکود و افول توصیف می کردند، اما این دیدگاه اکنون توسط اکثریت دانشگاهیان رد شده است. [23]

کشف مسیرهای تجاری دریایی جدید توسط کشورهای اروپای غربی به آنها اجازه داد تا از انحصار تجاری عثمانی دوری کنند. پرتغالی کشف دماغه امید نیک در 1488 آغاز یک سری از جنگ نیروی دریایی عثمانی پرتغالی در اقیانوس هند در سراسر قرن 16 است. علیرغم حضور فزاینده اروپا در اقیانوس هند، تجارت عثمانی با شرق همچنان شکوفا شد. قاهره، به ویژه، از ظهور قهوه یمن به عنوان یک کالای مصرفی محبوب سود برد. با ظهور قهوه‌خانه‌ها در شهرها و شهرک‌های سراسر امپراتوری، قاهره به مرکز اصلی تجارت خود تبدیل شد که به رونق مداوم آن در طول قرن هفدهم و بیشتر قرن هجدهم کمک کرد. [70]

در زمان ایوان چهارم (1533-1584)، تزاروم روسیه به هزینه خانات تاتار به منطقه ولگا و خزر گسترش یافت. در سال 1571، خان کریمه Devlet I Giray ، به فرماندهی عثمانی، مسکو را به آتش کشید . [71] سال بعد، تهاجم تکرار شد اما در نبرد مولودی دفع شد . امپراتوری عثمانی به حمله به اروپای شرقی در یک سری از حملات بردگان ادامه داد ، [72] و تا پایان قرن هفدهم یک قدرت مهم در اروپای شرقی باقی ماند. [73]

عثمانی ها تصمیم گرفتند قبرس ونیزی را فتح کنند و در 22 ژوئیه 1570، نیکوزیا محاصره شد. 50000 مسیحی مردند و 180000 به بردگی درآمدند. [74] در 15 سپتامبر 1570، سواره نظام عثمانی در مقابل آخرین دژ ونیزی در قبرس، فاماگوستا ظاهر شد. مدافعان ونیزی به مدت 11 ماه در برابر نیرویی که با 145 توپ به 200000 نفر می رسید مقاومت کردند. 163000 گلوله توپ قبل از سقوط به دست عثمانی در اوت 1571 به دیوارهای فاماگوستا اصابت کرد. محاصره فاماگوستا 50000 تلفات عثمانی را به دنبال داشت. [75] در همین حال، لیگ مقدس متشکل از ناوگان عمدتا اسپانیایی و ونیزی بر ناوگان عثمانی در نبرد لپانتو پیروز شد.(1571)، در جنوب غربی یونان؛ نیروهای کاتولیک بیش از 30000 ترک را کشتند و 200 کشتی آنها را منهدم کردند. [76] اگر بیشتر نمادین بود، [77] ضربه‌ای به تصویر شکست‌ناپذیری عثمانی، حیرت‌انگیز بود، تصویری که پیروزی شوالیه‌های مالت در برابر مهاجمان عثمانی در محاصره مالت در سال 1565 اخیراً آن را از بین برده بود. [78] این نبرد برای نیروی دریایی عثمانی در تلف کردن نیروی انسانی مجرب بسیار بیشتر از از دست دادن کشتی‌هایی بود که به سرعت جایگزین شدند. [79] نیروی دریایی عثمانی به سرعت بهبود یافت و ونیز را متقاعد کرد که یک معاهده صلح در سال 1573 امضا کند و به عثمانی ها اجازه داد تا موقعیت خود را در شمال آفریقا گسترش دهند و تحکیم کنند. [80]

در مقابل، مرز هابسبورگ تا حدودی حل شده بود، بن بست ناشی از سفت شدن دفاع هابسبورگ. [81] طولانی جنگ ترکیه علیه هابسبورگ اتریش (1593-1606) نیاز به تعداد بیشتری از پیاده نظام عثمانی مجهز به سلاح گرم ایجاد، و در نتیجه آرامش از سیاست های استخدام. این به مشکلات بی انضباطی و سرکشی آشکار در سپاه کمک کرد که هرگز به طور کامل حل نشد. [82] [ منبع منسوخ ] تیراندازان نامنظم ( Sekban ) نیز انتخاب شده بودند، و در محیطی صلح آمیز را به تبدیل راهزنی در شورش Jelali (1590-1610)، که هرج و مرج گسترده در بوجود آناتولیدر اواخر قرن 16 و اوایل قرن 17. [83] با رسیدن جمعیت امپراتوری به 30 میلیون نفر تا سال 1600، کمبود زمین فشار بیشتری بر دولت وارد کرد. [84] [ منبع منسوخ ] علیرغم این مشکلات، دولت عثمانی همچنان قوی باقی ماند و ارتش آن فروپاشید و شکست های سختی را متحمل نشد. تنها استثناء لشکرکشی ها علیه سلسله صفویه ایران بود که در آن بسیاری از استان های شرقی عثمانی، برخی برای همیشه از بین رفتند. این جنگ 1603-1618 در نهایت منجر به عهدنامه نصوح پاشا شد که کل قفقاز به جز غرب گرجستان را به تصرف ایرانیان صفوی واگذار کرد . [85]پیمان پایان دادن به جنگ کرت (1645-1669) بخش زیادی از دالماسی ، متصرفات آن در دریای اژه و کرت را به ونیز تمام کرد . (تلفات جنگ به 30985 سرباز ونیزی و 118754 سرباز ترک رسید.) [86]

مراد چهارم (1623-1640) در طول سلطنت کوتاه اکثریت خود، قدرت مرکزی را مجدداً تأیید کرد و عراق (1639) را از صفویان پس گرفت. [87] در نتیجه عهدنامه زهاب همان سال قاطعانه تقسیم قفقاز و مناطق مجاور میان این دو امپراتوری همسایه آن را به عنوان در حال حاضر در 1555 پیمان آماسیه تعریف شده است. [88] [89]

سلطنت زنان (1533-1656) که در آن دوره مادران سلاطین جوان قدرت به نمایندگی از فرزندان خود اعمال شد. بیشترین زنان برجسته این دوره بودند کوسم سلطان و دختر در قانون او تورهان خدیجه ، که رقابت سیاسی به اوج خود رسید در قتل Kösem در 1651. [90] در طول کوپرولو عصر (1656-1703)، کنترل موثر از امپراتوری اعمال می شد توسط سکانسی از وزیران بزرگ از خانواده کوپرولو . وزیر کوپرولو با احیای اقتدار در ترانسیلوانیا، فتح کرت در سال 1669 تکمیل شد، و گسترش به سمت جنوب اوکراین لهستان ، با دژهای مستحکم، شاهد موفقیت نظامی مجدد بود.خوتین ، و Kamianets-Podilskyi و قلمرو Podolia در سال 1676 به کنترل عثمانی واگذار شد. [91]

دوم محاصره وین در سال 1683، توسط فرانس Geffels (1624-1694)

این دوره قاطعیت مجدد در سال 1683 هنگامی که وزیر اعظم کارا مصطفی پاشا رهبری ارتش بزرگی را برای محاصره دوم عثمانی وین در جنگ بزرگ ترکیه 1683-1699 انجام داد، به پایان فاجعه‌باری رسید. حمله نهایی با تأخیر مرگبار، نیروهای عثمانی توسط نیروهای متحد هابسبورگ، آلمان و لهستان به رهبری پادشاه لهستان جان سوم سوبیسکی در نبرد وین از بین رفتند . اتحاد لیگ مقدس برتری شکست در وین را به پایان رساند و به معاهده کارلوویتز (26 ژانویه 1699) ختم شد که به جنگ بزرگ ترکیه پایان داد. [92]عثمانی ها کنترل مناطق قابل توجهی را که بسیاری از آنها برای همیشه بود تسلیم کردند. [93] مصطفی دوم (1695-1703) ضد حمله 1695-1696 علیه هابسبورگ ها در مجارستان را رهبری کرد، اما با شکست فاجعه بار در Zenta (در صربستان مدرن)، 11 سپتامبر 1697 شکست خورد . [94]

شکست های نظامی

گذشته از از دست دادن بنات و از دست دادن موقت بلگراد (1717-1739)، مرز عثمانی در دانوب و ساوا در طول قرن هجدهم پایدار ماند. با این حال، گسترش روسیه یک تهدید بزرگ و فزاینده بود. [95] بر این اساس، چارلز دوازدهم پادشاه سوئد به عنوان متحد در امپراتوری عثمانی پس از شکستش از روس ها در نبرد پولتاوا در سال 1709 در مرکز اوکراین (بخشی از جنگ بزرگ شمالی 1700-1721) مورد استقبال قرار گرفت. [95] چارلز دوازدهم سلطان احمد سوم عثمانی را متقاعد کرداعلان جنگ علیه روسیه، که منجر به پیروزی عثمانی در مبارزات رودخانه پروت 1710-1711، در مولداوی شد. [96]

نیروهای اتریشی به رهبری شاهزاده یوجین ساووی بلگراد را در سال 1717 تصرف کردند. کنترل اتریش در صربستان تا پیروزی ترکیه در جنگ اتریش-روسیه-ترکیه (1735-1739) ادامه داشت . با معاهده 1739 بلگراد ، امپراتوری عثمانی شمال بوسنی ، صربستان هابسبورگ (شامل بلگراد)، اولتنیا و بخش‌های جنوبی بنات تمسوار را بازپس گرفت .

پس از جنگ اتریش-ترکیه 1716-1718 ، معاهده پاساروویتز از دست دادن بانات، صربستان و "والاشیا کوچک" (اولتنیا) به اتریش را تایید کرد. این معاهده همچنین نشان داد که امپراتوری عثمانی در حالت تدافعی قرار دارد و بعید است که تجاوز بیشتری به اروپا ارائه کند. [97] اتریش و روسیه و ترکیه جنگ (1735-1739)، که توسط به پایان رسید پیمان بلگراد در سال 1739، منجر به بهبود عثمانی در شمال بوسنی ، هابسبورگ صربستان (از جمله بلگراد)، Oltenia و بخش های جنوبی از بنات تمسوار ; اما امپراتوری بندر آزوف را از دست داد، شمال شبه جزیره کریمه، به روس ها. پس از این معاهده، امپراتوری عثمانی توانست از نسلی از صلح برخوردار شود، زیرا اتریش و روسیه مجبور به مقابله با ظهور پروس شدند . [98]

اصلاحات آموزشی و فنی از جمله تأسیس مؤسسات آموزش عالی مانند دانشگاه فنی استانبول انجام شد . [99] در سال 1734 یک مدرسه توپخانه برای ارائه روش های توپخانه ای به سبک غربی تأسیس شد، اما روحانیون اسلامی با موفقیت به دلیل تئودیسه مخالفت کردند . [100] در سال 1754 مدرسه توپخانه به صورت نیمه مخفی بازگشایی شد. [100] در سال 1726، ابراهیم موتفریکا ، وزیر اعظم نوشهیرلی دامات ابراهیم پاشا ، مفتی اعظم را متقاعد کرد.و روحانیون در مورد کارآمدی چاپخانه، و متفریکا بعداً توسط سلطان احمد سوم مجوز انتشار کتابهای غیرمذهبی (علیرغم مخالفت برخی از خوشنویسان و بزرگان دین) را دریافت کرد. [101] مطبوعات Muteferrika اولین کتاب خود را در سال 1729 منتشر کرد و تا سال 1743، 17 اثر را در 23 جلد منتشر کرد که هر کدام بین 500 تا 1000 نسخه داشتند. [101] [102]

تلاش نیروهای عثمانی برای توقف پیشروی روس ها در طول محاصره اوچاکوف در سال 1788

در آفریقای شمالی عثمانی، اسپانیا اوران را از امپراتوری عثمانی فتح کرد (1732). بیگ یک سپاه عثمانی از Algiers دریافت کرد، اما موفق به پس گرفتن وهران ؛ این محاصره باعث مرگ 1500 اسپانیایی و حتی بیشتر الجزایری شد. اسپانیایی ها همچنین بسیاری از سربازان مسلمان را قتل عام کردند. [103] در سال 1792، اسپانیا اوران را رها کرد و آن را به امپراتوری عثمانی فروخت.

در سال 1768 ، هایداماکاس اوکراینی مورد حمایت روسیه ، با تعقیب کنفدراسیون های لهستانی، وارد بالتا ، شهری تحت کنترل عثمانی در مرز بیسارابی در اوکراین شد، شهروندانش را قتل عام کرد و شهر را به آتش کشید . این اقدام امپراتوری عثمانی را به جنگ روسیه و ترکیه در 1768-1774 برانگیخت . پیمان از Kucuk Kaynarca از 1774 جنگ به پایان رسید و آزادی عبادت برای شهروندان مسیحی از استان عثمانی تحت کنترل والاچیا و مولداوی ارائه شده است. [104] در اواخر قرن 18، پس از تعدادی شکست در جنگ با روسیه، برخی از مردم در امپراتوری عثمانی شروع به این نتیجه گرفتند که اصلاحات پتر کبیربه روس‌ها برتری داده بود و عثمانی‌ها برای جلوگیری از شکست‌های بیشتر مجبور بودند با فناوری غربی همگام شوند. [100]

سلیم سوم (1789-1807) اولین تلاش‌های عمده‌ای را برای نوسازی ارتش انجام داد ، اما اصلاحات او توسط رهبری مذهبی و سپاه جانیچری با مشکل مواجه شد. جانیچرها که به امتیازات خود حسادت می‌کردند و به شدت با تغییر مخالف بودند، شورش کردند . تلاش های سلیم به قیمت تاج و تخت و جانش تمام شد، اما به شکلی دیدنی و خونین توسط جانشین او، محمود دوم ، که سپاه جانیچر را در سال 1826 حذف کرد، حل شد.

سلیم سوم در حین حضور در دروازه سعادت، کاخ توپکاپی ، از افراد برجسته پذیرایی می کند . نقاشی کنستانتین کاپیداگلی .

انقلاب صربستان (1804-1815) مشخص شده آغاز عصر بیداری ملی در بالکان در طول سوال شرقی . در سال 1811 وهابی های بنیادگرای عربستان به رهبری خاندان آل سعود علیه عثمانی قیام کردند. قادر به شکست دادن شورشیان وهابی، باب عالی بود محمد علی پاشا از کاوالا از ولی (فرماندار) از Eyalet مصر ، موظف به بازپس گیری سعودی، که با تخریب به پایان رسید امارت درعیه در 1818. suzerainty صربستان به عنوان یک سلطنت موروثی تحت سلسله خود به رسمیت شناخته شدde jure در سال 1830. [105] [106] در سال 1821، یونانی ها به سلطان اعلام جنگ کردند . شورشی که در مولداوی به عنوان یک انحراف سرچشمه گرفت، انقلاب اصلی در پلوپونز را به دنبال داشت ، که همراه با بخش شمالی خلیج کورنت ، اولین بخش‌هایی از امپراتوری عثمانی بود که به استقلال دست یافتند (در سال 1829). در سال 1830، فرانسوی ها به الجزایر عثمانی حمله کردندکه به دست امپراتوری افتاد. بین 500000 تا 1000000 الجزایری کشته شدند، [107] [108] در حالی که نیروهای فرانسوی تنها 3336 کشته در عملیات متحمل شدند. [109] در سال 1831، محمد علی پاشا علیه سلطان قیام کردمحمود دوم به دلیل امتناع محمود دوم از اعطای فرمانداری های سوریه بزرگ و کرت که سلطان در ازای ارسال کمک نظامی برای سرکوب شورش یونان (1821-1829) که در نهایت با استقلال رسمی یونان به پایان رسید به او وعده داده بود. در سال 1830. این یک کار پرهزینه برای محمد علی پاشا بود که ناوگان خود را در نبرد ناوارینو در سال 1827 از دست داده بود. بدین ترتیب اولین جنگ مصر و عثمانی (1831-1831) آغاز شد ، که طی آن ارتش محمد علی توسط فرانسه آموزش دیده بود. پاشا به فرماندهی پسرش ابراهیم پاشا ، ارتش عثمانی را در حالی که به آناتولی می‌رفت شکست داد.در 320 کیلومتری (200 مایلی) پایتخت، قسطنطنیه ، به شهر کوتاهیا می رسد . [110] سلطان محمود دوم در ناامیدی از روسیه رقیب سنتی امپراتوری درخواست کمک کرد و از امپراتور نیکلاس اول خواست که یک نیروی اعزامی برای کمک به او بفرستد. [111] روسها در ازای امضای معاهده هونکار اسکلسی ، نیروی اعزامی را فرستادند که ابراهیم پاشا را از حرکت بیشتر به سمت قسطنطنیه باز داشت. [111] بر اساس شرایط کنوانسیون کوتهیه ، که در 5 مه 1833 امضا شد، محمد علی پاشا موافقت کرد که از لشکرکشی خود علیه سلطان چشم پوشی کند و در ازای آن ولیعهد شد.( والات ) کرت ، حلب ، طرابلس ، دمشق و صیدا (چهار مورد اخیر شامل سوریه و لبنان امروزی است ) و حق اخذ مالیات در آدانا به وی داده شد . [111] اگر مداخله روسیه نبود، سلطان محمود دوم می توانست با خطر سرنگونی روبرو شود و محمدعلی پاشا حتی می توانست سلطان جدید شود. این وقایع سرآغاز یک الگوی تکرارشونده بود که در آن پورت متعالی برای محافظت از خود به کمک قدرت های خارجی نیاز داشت. [112]

محاصره آکروپولیس در 1826-1827 در طول جنگ استقلال یونان

در سال 1839، پورت اعلای تلاش کرد آنچه را که از دست داده بود به ایالت خودمختار بالفعل ، اما به طور قانونی همچنان عثمانی ایالت مصر ، پس بگیرد، اما نیروهای آن در ابتدا شکست خوردند، که منجر به بحران شرقی 1840 شد . محمد علی پاشا روابط نزدیکی با فرانسه داشت و احتمال اینکه او سلطان مصر شود به طور گسترده به عنوان قرار دادن کل شام در حوزه نفوذ فرانسه تلقی می شد. [111] از آنجایی که پورت اعلای خود را در شکست دادن محمدعلی پاشا ناتوان کرده بود، امپراتوری بریتانیا و امپراتوری اتریش کمک نظامی کردند و دومیجنگ مصر و عثمانی (1839-1841) با پیروزی عثمانی و بازگرداندن فرمانروایی عثمانی بر مصر ایالت و شام به پایان رسید . [111]

در اواسط قرن نوزدهم، امپراتوری عثمانی " مرد بیمار اروپا " نامیده می شد. سه ایالت سوزراین - شاهزاده صربستان ، والاچیا و مولداوی - در طول دهه های 1860 و 1870 به سمت استقلال قانونی حرکت کردند .

افول و نوسازی (1828-1908)

نبرد در پل اسکیت، 9 نوامبر 1877 (توسط هنریک دمبیتسکی) : رومانی ( شبکه‌های متحد مولداوی و والاچیا ) که در طرف روسیه می‌جنگید ، پس از پایان جنگ روسیه و ترکیه در سال 1878 از امپراتوری عثمانی استقلال یافت .
شهدای بلغاری (1877) اثر کنستانتین ماکوفسکی ، یک تابلوی تبلیغاتی روسی که تجاوز به زنان بلغاری توسط باشی بازوک ها را در طی قیام آوریل با هدف بسیج حمایت عمومی از جنگ روسیه و ترکیه (1877-1878) به تصویر می کشد . [113] [114] باشی بازوک‌ها که توسط قوانینی که بر سربازان عادی ارتش عثمانی حکومت می‌کردند مهار نشدند و به خاطر شکار غیرنظامیان بدنام شدند. [115]
یورش نیروهای عثمانی به قلعه شفکتیل در طول جنگ کریمه 1853-1856
بلگراد، ج. سال 1865. در سال 1867، بریتانیا و فرانسه ارتش عثمانی به عقب نشینی از شمال صربستان مجبور، تامین امنیت آن عملا استقلال (پس از رسمی جنگ روسیه و ترکیه 1877-1878 و کنگره برلین در سال 1878.)
مراسم افتتاحیه اولین پارلمان عثمانی در کاخ دولما باغچه در سال 1876. دوره مشروطه اول تا سال 1878 تنها دو سال به طول انجامید. قانون اساسی و پارلمان عثمانی 30 سال بعد با انقلاب ترک های جوان در سال 1908 بازسازی شدند .
رفتن سلطان عبدالحمید دوم به نماز جمعه

در طول تنظیمات (Tanzimat) دوره (1839-1876)، سری دولت از اصلاحات قانون اساسی منجر به نسبتا مدرن ارتش خدمت ، بانکداری اصلاحات سیستم، جرم زدایی از همجنسگرایی، جایگزینی قانون مذهبی با قوانین سکولار [116] و اصناف با کارخانجات مدرن است. وزارت پست عثمانی در سال 1840 در استانبول تأسیس شد. مخترع آمریکایی ساموئل مورس در سال 1847 یک حق اختراع عثمانی برای تلگراف دریافت کرد که توسط سلطان عبدالمجد که شخصاً اختراع جدید را آزمایش کرد، صادر شد . [117] دوره اصلاح طلبی با مشروطه به اوج خود رسید که به آن « کانون عیسی» گفته شد . دوره اول مشروطه امپراتوریعمر کوتاهی داشت مجلس تنها دو سال دوام آورد تا اینکه سلطان آن را تعلیق کرد.

جمعیت مسیحی امپراتوری، به دلیل سطوح تحصیلات بالاتر، شروع به جلوتر از اکثریت مسلمان کردند، که منجر به خشم بسیاری از طرف دوم شد. [118] در سال 1861، 571 مدرسه ابتدایی و 94 مدرسه متوسطه برای مسیحیان عثمانی با 140000 دانش آموز در مجموع وجود داشت، رقمی که بسیار بیشتر از تعداد کودکان مسلمان در مدرسه در همان زمان بود، که با مقدار زمان صرف شده بیشتر مانع شدند. فراگیری الهیات عربی و اسلامی. [118] نویسنده نورمن استون همچنین پیشنهاد می کند که الفبای عربی، که ترکی تا سال 1928 با آن نوشته می شد ، برای انعکاس صداهای زبان ترکی (که ترکی است در مقابل زبان سامی) بسیار مناسب نبود. مشکل در کودکان ترک[118] به نوبه خود، سطوح تحصیلی بالاتر مسیحیان به آنها اجازه داد تا نقش بیشتری در اقتصاد ایفا کنند، با افزایش برجستگی گروه هایی مانند خانواده Sursock که نشان دهنده این تغییر در نفوذ است. [119] [118] در سال 1911، از 654 شرکت عمده فروشی در استانبول، 528 شرکت متعلق به یونانیان قومی بود. [118] در بسیاری از موارد، مسیحیان و همچنین یهودیان توانستند از کنسول‌ها و شهروندی اروپایی حمایت کنند، به این معنی که از قوانین عثمانی محافظت می‌شدند و مشمول مقررات اقتصادی مشابه همتایان مسلمان خود نبودند. [120]

جنگ کریمه (1853-1856) بخشی از یک مسابقه طولانی مدت بین قدرت های بزرگ اروپایی برای نفوذ بر قلمرو بود کاهش امپراتوری عثمانی . بار مالی از جنگ به رهبری دولت عثمانی به صدور وام های خارجی بالغ بر 5 میلیون پوند استرلینگ در 4 اوت 1854. [121] [122] جنگ باعث خروج از تاتارها کریمه ، در مورد 200،000 نفر از آنها به امپراتوری عثمانی منتقل در ادامه موج های مهاجرت [123] در اواخر جنگ های قفقاز ، 90٪ از چرکس ها پاکسازی قومی شدند [124]و از سرزمین خود در قفقاز تبعید و به امپراتوری عثمانی گریختند، [125] که نتیجه آن اسکان 500000 تا 700000 چرکس در ترکیه بود. [126] [ صفحه مورد نیاز ] [127] [128] برخی از سازمان‌های چرکس ارقام بسیار بالاتری را ارائه می‌دهند که در مجموع 1 تا 1.5 میلیون تبعید یا کشته شده‌اند. پناهندگان تاتار کریمه در اواخر قرن نوزدهم نقش ویژه ای در تلاش برای مدرن کردن آموزش عثمانی و در ابتدا ترویج پان ترکیسم و حس ناسیونالیسم ترک ایفا کردند . [129]

در این دوره، امپراتوری عثمانی فقط مقادیر کمی از بودجه عمومی را صرف آموزش می کرد. به عنوان مثال در سال های 1860-1861 تنها 0.2 درصد از کل بودجه در آموزش سرمایه گذاری شد. [130] از آنجایی که دولت عثمانی تلاش کرد زیرساخت‌ها و ارتش خود را در پاسخ به تهدیدات بیرونی مدرن‌سازی کند، خود را در برابر تهدید دیگری نیز گشود: تهدید طلبکاران. در واقع، همانطور که یوجین روگان مورخ نوشته است، "بزرگترین تهدید برای استقلال خاورمیانه" در قرن نوزدهم "ارتش های اروپا نبود بلکه بانک های آن بودند". [131] دولت عثمانی که با جنگ کریمه شروع به گرفتن بدهی کرده بود، در سال 1875 مجبور به اعلام ورشکستگی شد. [132]در سال 1881، امپراتوری عثمانی موافقت کرد که بدهی خود را توسط نهادی به نام اداره بدهی عمومی عثمانی ، شورایی متشکل از مردان اروپایی با ریاست متناوب بین فرانسه و بریتانیا کنترل کند. این نهاد بخش‌هایی از اقتصاد عثمانی را کنترل می‌کرد و از موقعیت خود برای اطمینان از ادامه نفوذ سرمایه‌های اروپایی به امپراتوری استفاده کرد که اغلب به ضرر منافع محلی عثمانی است. [132]

باشی بازوک‌های عثمانی قیام 1876 بلغارستان را به طرز وحشیانه‌ای سرکوب کردند و در این روند 100000 نفر را قتل عام کردند. [133] جنگ روسیه و عثمانی (1877-1878) با یک پیروزی قاطع برای روسیه به پایان رسید. در نتیجه، دارایی های عثمانی در اروپا به شدت کاهش یافت: بلغارستان به عنوان یک حکومت مستقل در داخل امپراتوری عثمانی تأسیس شد. رومانی به استقلال کامل دست یافت. و صربستان و مونته نگرو سرانجام استقلال کامل را به دست آوردند اما با قلمروهای کوچکتر. در سال 1878، اتریش-مجارستان یک جانبه اشغال استان عثمانی بوسنی و هرزگوین ونووی پازار .

نخست وزیر بریتانیا بنیامین دیزرائیلی حمایت برای بازگرداندن سرزمین های عثمانی در شبه جزیره بالکان در طول کنگره برلین ، و در عوض، بریتانیا اداره فرض قبرس در سال 1878. [134] بریتانیا بعد از سربازان به ارسال مصر در سال 1882 به از بین بردن URABI شورش - سلطان عبدالحمید دومبرای بسیج ارتش خود بسیار پارانوئید بود، زیرا می ترسید که این امر منجر به کودتا شود - عملاً کنترل هر دو منطقه را به دست آورد. عبدالحمید دوم که به دلیل ظلم و پارانویا به «عبدالحمید ملعون» معروف بود، چنان از تهدید کودتا می ترسید که به ارتش خود اجازه انجام بازی های جنگی را نمی داد، مبادا این امر به عنوان پوششی برای یک کودتا باشد. کودتا، اما او نیاز به بسیج نظامی را دید. در سال 1883، یک مأموریت نظامی آلمانی به فرماندهی ژنرال بارون کولمار فون در گلتز برای آموزش ارتش عثمانی وارد شد که منجر به به اصطلاح "نسل گولتز" افسران آموزش دیده آلمانی شد که قرار بود نقش قابل توجهی در سیاست سال های گذشته ایفا کنند. از امپراتوری [135]

از سال 1894 تا 1896، بین 100000 تا 300000 ارمنی ساکن در سراسر امپراتوری در آنچه به قتل عام حمیدیان معروف شد کشته شدند . [136]

در سال 1897 جمعیت 19 میلیون نفر بود که 14 میلیون نفر (74 درصد) مسلمان بودند. 20 میلیون نفر دیگر در استان هایی زندگی می کردند که تحت فرمانروایی اسمی سلطان باقی مانده بودند اما کاملاً خارج از قدرت واقعی او بودند. پورت یکی یکی اقتدار اسمی خود را از دست داد. مصر، تونس، بلغارستان، قبرس، بوسنی و هرزگوین و لبنان بودند. [137]

با کوچک شدن تدریجی امپراتوری عثمانی، حدود 7 تا 9 میلیون مسلمان از قلمروهای سابق آن در قفقاز، کریمه ، بالکان و جزایر مدیترانه به آناتولی و تراکیه شرقی مهاجرت کردند . [138] پس از شکست امپراتوری در جنگ اول بالکان (1912-1913)، تمام قلمروهای بالکان خود را به جز تراکیه شرقی (ترکیه اروپایی) از دست داد. این امر منجر به فرار حدود 400000 مسلمان همراه با ارتش عثمانی در حال عقب نشینی شد (بسیاری از آنها بر اثر وبا که سربازان آورده بودند جان خود را از دست دادند) و حدود 400000 غیرمسلمان از قلمروی که هنوز تحت سلطه عثمانی بود فرار کردند. [139] جاستین مک کارتیتخمین می زند که در طول دوره 1821 تا 1922، 5.5 میلیون مسلمان در جنوب شرقی اروپا جان خود را از دست دادند و 5 میلیون نفر را اخراج کردند. [140] [141] [142]

تکامل سرزمینی امپراتوری عثمانی (1299-1922)

شکست و انحلال (1908-1922)

محمد پنجم پس از انقلاب ترکان جوان به عنوان سلطان امپراتوری عثمانی معرفی شد .

جنبش ترک های جوان

شکست و فروپاشی امپراطوری عثمانی (1908-1922) با شروع مشروطه دوم ، یک لحظه امید و با تاسیس انقلاب ترک جوان . قانون اساسی 1876 عثمانی را احیا کرد و سیاست چند حزبی را با سیستم انتخاباتی دو مرحله ای ( قانون انتخابات ) تحت پارلمان عثمانی وارد کرد.. قانون اساسی با آزاد کردن شهروندان امپراتوری برای مدرنیزه کردن نهادهای دولت، تجدید قوا و توانمندسازی آن در برابر قدرت های خارجی، امید ایجاد کرد. ضمانت آزادی های آن نوید می داد که تنش های بین جمعی را از بین ببرد و امپراتوری را به مکانی هماهنگ تر تبدیل کند. [143] در عوض، این دوره به داستان مبارزه گرگ و میش امپراتوری تبدیل شد.

اعلامیه انقلاب ترک جوان توسط رهبران عثمانی ارزن در سال 1908

اعضای جنبش ترک های جوان که زمانی مخفی شده بودند، اکنون احزاب خود را تأسیس کردند. [144] از جمله « کمیته اتحاد و ترقی » و « حزب آزادی و توافق » احزاب اصلی بودند. در سوی دیگر این طیف احزاب قومی بودند که شامل پوله صهیون ، الفتات و جنبش ملی ارمنی بود که زیر نظر فدراسیون انقلابی ارمنی سازماندهی شده بودند . اتریش-مجارستان با سود از درگیری های داخلی، بوسنی و هرزگوین را رسماً در سال 1908 ضمیمه کرد. آخرین سرشماری عثمانی در سال 1914 انجام شد . با وجود اصلاحات نظامیکه ارتش مدرن عثمانی را بازسازی کرد ، امپراتوری سرزمین های شمال آفریقا و دودکانیز خود را در جنگ ایتالیا-ترکیه (1911) و تقریباً تمام سرزمین های اروپایی خود را در جنگ های بالکان (1912-1913) از دست داد. امپراتوری در سال های منتهی به جنگ جهانی اول با ناآرامی های مستمری مواجه شد ، از جمله حادثه 31 مارس و دو کودتای دیگر در سال های 1912 و 1913 .

جنگ جهانی اول

دریاسالار ویلهلم سوچون ، فرمانده یورش دریای سیاه در 29 اکتبر 1914 و افسرانش در لباس نیروی دریایی عثمانی.

امپراتوری عثمانی در کنار قدرت های مرکزی وارد جنگ جهانی اول شد و در نهایت شکست خورد. مشارکت عثمانی در جنگ با حمله غافلگیرانه ترکیبی آلمان و عثمانی به سواحل دریای سیاه امپراتوری روسیه در 29 اکتبر 1914 آغاز شد. پس از این حمله، امپراتوری روسیه (2 نوامبر 1914) [145] و متحدانش فرانسه (5) نوامبر 1914) [145] و امپراتوری بریتانیا (5 نوامبر 1914) [145] به امپراتوری عثمانی اعلام جنگ کردند (همچنین در 5 نوامبر 1914، دولت بریتانیا وضعیت خدیوات مصر را تغییر داد وقبرس ، که به لحاظ قانونی عثمانی سرزمین قبل از جنگ، به عنوان تحت الحمایه بریتانیا .)

عثمانی‌ها با موفقیت از تنگه داردانل در جریان لشکرکشی گالیپولی (1915-1916) دفاع کردند و در دو سال اول مبارزات بین‌النهرین ، پیروزی‌های اولیه‌ای را علیه نیروهای بریتانیایی به دست آوردند ، مانند محاصره کوت (1915-1916). اما شورش اعراب (1916-1918) جریان را علیه عثمانی ها در خاورمیانه تغییر داد. در مبارزات انتخاباتی قفقاز ، با این حال، نیروهای روسی دست بالا از همان آغاز، به ویژه پس از حال نبرد ساریقمیش (1914-1915). نیروهای روسی به سمت شمال شرقی آناتولی پیشروی کردند و شهرهای بزرگ آنجا را تا زمانی که از جنگ جهانی اول عقب نشینی کردند کنترل کردند.معاهده برست لیتوفسک پس از انقلاب روسیه در سال 1917.

نسل کشی ارمنی در نتیجه دولت عثمانی بود اخراج و پاکسازی قومی سیاست های مربوط به آن ارمنی شهروندان پس از نبرد ساریقمیش (1914-1915) و فروپاشی جبهه قفقاز در برابر ارتش شاهنشاهی روسیه و واحدهای داوطلب ارمنی در طول جنگ جهانی اول . حدود 600000 تا بیش از 1 میلیون، [146] یا تا 1.5 میلیون [147] [148] [149] نفر کشته شدند.
نسل کشی ها

در سال 1915 دولت عثمانی و قبایل کرد منطقه شروع به نابودی جمعیت ارمنی قومی آن کردند که منجر به کشته شدن 1.5 میلیون ارمنی در نسل کشی ارامنه شد . [150] [151] این نسل کشی در طول جنگ جهانی اول و پس از آن انجام شد و در دو مرحله اجرا شد: کشتار عمده جمعیت مرد توانمند از طریق قتل عام و انقیاد سربازان ارتش به کار اجباری و به دنبال آن تبعید زنان. کودکان، سالمندان و ناتوانان در راهپیمایی مرگ منتهی به صحرای سوریه . اخراج شدگان توسط اسکورت نظامی به جلو رانده شدند و از غذا و آب محروم شدند و مورد سرقت دوره ای، تجاوز جنسی و قتل عام سیستماتیک قرار گرفتند.[152] [153] قتل‌عام‌های گسترده‌ای نیز علیهاقلیت‌های یونانی و آشوری امپراتوری بهعنوان بخشی از همین کارزار پاکسازی قومی انجام شد. [154]

شورش اعراب

شورش اعراب در سال 1916 با پشتیبانی از بریتانیا آغاز شد. جریان را علیه عثمانی ها در جبهه خاورمیانه تغییر داد، جایی که به نظر می رسید آنها در دو سال اول جنگ دست برتر را داشتند. بر اساس مکاتبات مک ماهون و حسین ، توافقی بین دولت بریتانیا و حسین بن علی، شریف مکه ، شورش رسماً در 10 ژوئن 1916 در مکه آغاز شد. [یادداشت 9] هدف ملی گرایان عرب ایجاد یک واحد واحد بود. کشور عربی یکپارچه و مستقل از حلب در سوریه تا عدن در یمن امتداد دارد که انگلیسی ها قول به رسمیت شناختن آن را داده بودند.

ارتش شریفیان توسط حسین و منجر خاندان هاشمی با حمایت نظامی از بریتانیا مصر نیروی اعزامی ، موفقیت مبارزه و حضور نظامی عثمانی را از بسیاری از اخراج حجاز و اردن . شورش سرانجام دمشق را گرفت و یک سلطنت کوتاه مدت به رهبری فیصل ، پسر حسین، ایجاد کرد.

پس از توافق سایکس-پیکو ، خاورمیانه بعداً توسط بریتانیا و فرانسه به مناطق تحت فرمان تقسیم شد . هیچ کشور عربی واحدی وجود نداشت که باعث خشم ملی گرایان عرب شد.

معاهده سور و جنگ استقلال ترکیه
محمد ششم ، آخرین سلطان امپراتوری عثمانی، در حال خروج از کشور پس از الغای سلطنت عثمانی، 17 نوامبر 1922

امپراتوری عثمانی که در هر جبهه شکست خورده بود، آتش بس مودروس را در 30 اکتبر 1918 امضا کرد . قسطنطنیه توسط نیروهای ترکیبی بریتانیا، فرانسوی، ایتالیایی و یونانی اشغال شد. در ماه مه 1919، یونان نیز کنترل منطقه اطراف Smyrna (ازمیر کنونی) را به دست گرفت.

پارتیشن امپراتوری عثمانی تحت شرایط از 1920 نهایی شد معاهده سور . این معاهده، همانطور که در کنفرانس لندن طراحی شد ، به سلطان اجازه داد تا موقعیت و عنوان خود را حفظ کند. وضعیت آناتولی با توجه به نیروهای اشغال شده مشکل ساز بود.

در جنبش ملی ترکیه یک اپوزیسیون ملی گرا به وجود آمد . این کشور در جنگ استقلال ترکیه (1919-1923) به رهبری مصطفی کمال (که بعدها نام خانوادگی "آتاتورک" نامیده شد) پیروز شد . سلطنت در 1 نوامبر 1922 منسوخ شد و آخرین سلطان، محمد ششم (1918-1922 سلطنت کرد)، در 17 نوامبر 1922 کشور را ترک کرد. جمهوری ترکیه به جای آن در 29 اکتبر 1923 در پایتخت جدید تأسیس شد. از آنکارا . خلافت در 3 لغو شد مارس 1924. [156]

بحث تاریخی درباره دولت عثمانی

چندین مورخ مانند مورخ بریتانیایی ادوارد گیبون و مورخ یونانی دیمیتری کیتسیکیس استدلال کرده‌اند که پس از سقوط قسطنطنیه، دولت عثمانی ماشین‌های دولت بیزانس (روم) را در اختیار گرفت و در اصل، امپراتوری عثمانی ادامه‌ای از امپراتوری روم شرقی تحت پوشش مسلمانان ترک . [157] مورخ آمریکایی Speros Vryonis نوشت که دولت عثمانی بر "پایگاه بیزانسی-بالکان با روکش زبان ترکی و دین اسلام " متمرکز بود . [158] مورخ آمریکایی هیث لوریو کیتسیکیس معتقدند که دولت اولیه عثمانی یک کنفدراسیون غارتگر بود که هم برای مسیحیان بیزانس و هم برای مسلمانان ترک، که هدف اصلی آنها دستیابی به غنیمت و بردگان بود، به جای گسترش اسلام، و تنها بعداً اسلام به ویژگی اصلی امپراتوری تبدیل شد. [159] [160] [161] مورخان دیگر از پاول ویتک مورخ اتریشی پیروی کردند که بر ویژگی اسلامی دولت اولیه عثمانی تأکید کرد و دولت عثمانی را یک " دولت جهاد " می دانست که برای گسترش جهان اسلام اختصاص یافته است . [158] بسیاری از مورخان به رهبری مورخ ترک در سال 1937 مهمت فوات کوپرولو از تز غازی حمایت کردند.که دولت اولیه عثمانی را ادامه دهنده شیوه زندگی قبایل ترک کوچ نشین می دانست که از شرق آسیا از طریق آسیای مرکزی و خاورمیانه در مقیاسی بسیار بزرگتر به آناتولی آمده بودند. آنها استدلال می کردند که مهمترین تأثیرات فرهنگی بر دولت عثمانی از ایران بوده است . [162]

نورمن استون مورخ بریتانیایی تداوم‌های زیادی را بین امپراتوری روم شرقی و عثمانی پیشنهاد کرد، مانند مالیات زئوگاریون بیزانس که به مالیات Resm-i çift عثمانی تبدیل شد ، سیستم مالکیت زمینی pronoia که مقدار زمینی که شخص در اختیار داشت با توانایی فرد برای جمع‌آوری پیوند می‌داد. سواره نظام به سیستم تیمار عثمانی تبدیل شد ، و اندازه گیری عثمانی برای زمین dönüm همان استریم بیزانس بود . استون همچنین اشاره کرد که علیرغم این واقعیت که اسلام سنی مذهب دولتی بود، کلیسای ارتدکس شرقیتحت حمایت و کنترل دولت عثمانی قرار گرفت و در ازای پذیرش این کنترل به بزرگترین مالک زمین در امپراتوری عثمانی تبدیل شد. علیرغم شباهت ها، استون استدلال کرد که یک تفاوت اساسی این است که اعطای زمین تحت سیستم تیمار در ابتدا ارثی نبوده است. حتی پس از اینکه اعطای زمین تحت سیستم تیمار موروثی شد، مالکیت زمین در امپراتوری عثمانی به شدت ناامن باقی ماند و سلطان می‌توانست هر زمان که بخواهد اعطای زمین را لغو کند. استون استدلال می‌کرد که این ناامنی در زمین‌داری تیماریوت‌ها را از تلاش برای توسعه بلندمدت سرزمین خود منصرف کرد و در عوض تیماریوت‌ها را رهبری کرد.اتخاذ استراتژی استثمار کوتاه مدت که در نهایت اثرات زیانباری بر اقتصاد عثمانی داشت. [163]

اکثر سلاطین عثمانی به تصوف پایبند بودند و از دستورات صوفیانه پیروی می کردند و تصوف را راه صحیح رسیدن به خدا می دانستند. [164] از آنجا که مسائل فقهی و شرعی، امور دولتی بود، سلطه مذهبی صوفیانه تحت حمایت دولت وارد عمل شد. مسلمانان و اعراب غیر صوفی مورد غفلت قرار گرفتند و هیچ مقامی در حجاز به آنها داده نشد. [165]

دولت

سفیران در کاخ توپکاپی

قبل از اصلاحات قرن 19 و 20، تشکیلات دولتی امپراتوری عثمانی سیستمی بود با دو بعد اصلی، مدیریت نظامی و اداره مدنی. سلطان در بالاترین مقام نظام بود. نظام مدنی مبتنی بر واحدهای اداری محلی بر اساس ویژگی های منطقه بود. دولت بر روحانیون کنترل داشت. برخی از سنت‌های ترک قبل از اسلام که پس از اتخاذ رویه‌های اداری و حقوقی از ایران اسلامی باقی مانده بود، همچنان در محافل اداری عثمانی مهم باقی ماند. [166]بر اساس درک عثمانی، مسئولیت اصلی دولت دفاع و گسترش سرزمین مسلمانان و تضمین امنیت و هماهنگی در داخل مرزهای خود در چارچوب کلی عمل اسلامی ارتدکس و حاکمیت خاندان بود . [167]

امپراتوری عثمانی یا به عنوان یک نهاد سلسله ای، خانه عثمان، در جهان اسلام به اندازه و مدت زمانش بی سابقه و بی نظیر بود. [168] در اروپا فقط خانه هابسبورگبه همین ترتیب یک سلسله ناگسستنی از حاکمان (پادشاهان/امپراطوران) از یک خانواده داشت که برای مدت طولانی، و در همان دوره، بین اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن بیستم، حکومت کردند. سلسله عثمانی در اصل ترک بود. در یازده مورد، سلطان برکنار شد (سلطان دیگری از سلسله عثمانی که یا برادر، پسر یا برادرزاده سلطان سابق بودند) جایگزین شد، زیرا دشمنانش او را تهدیدی برای دولت می‌دانستند. تنها دو تلاش در تاریخ عثمانی برای سرنگونی سلسله حاکم عثمانی صورت گرفت که هر دو با شکست مواجه شدند، که نشان دهنده یک سیستم سیاسی است که برای مدت طولانی قادر بود انقلاب های خود را بدون بی ثباتی غیرضروری مدیریت کند. [167] به این ترتیب، آخرین سلطان عثمانی، محمد ششم (1918-1922) از نوادگان مستقیم پدری (از خط مرد) بود.از اولین سلطان عثمانی عثمان اول (متوفی 4/1323) که هم در اروپا (مثلاً نسل مردان خاندان هابسبورگ در سال 1740 منقرض شد) و هم در جهان اسلام بی نظیر بود. هدف اولیه حرمسرای امپراتوری تضمین تولد وارثان مرد تاج و تخت عثمانی و تضمین تداوم قدرت مستقیم پدرسالاری (خط مرد) سلاطین عثمانی در نسل‌های آینده بود.

داخل حرم، اقامتگاه خصوصی سلطان در کاخ توپکاپی

بالاترین مقام در اسلام، یعنی خلافت ، از زمان مراد اول ، [12] که به عنوان خلافت عثمانی تأسیس شد ، توسط سلاطین مدعی شد . سلطان عثمانی، پادیشاه یا "ارباب پادشاهان" به عنوان تنها نایب السلطنه امپراتوری خدمت می کرد و به عنوان مظهر حکومت آن در نظر گرفته می شد، اگرچه او همیشه کنترل کامل را اعمال نمی کرد. حرمسرا یکی از مهم ترین قدرت های دربار عثمانی بود. توسط ولیده سلطان اداره می شد . در مواردی، ولید سلطان درگیر سیاست دولتی می شد. برای مدتی، زنان حرمسرا عملاً دولت را تحت کنترل داشتند که « سلطنه زنان » نامیده می شد.. «سلاطین جدید همیشه از فرزندان سلطان قبلی انتخاب شدند. [ مشکوک ] نظام آموزشی قوی از کاخ مدرسه . بشود شد در جهت نابودی جانشین بالقوه نامناسب و ایجاد پشتیبانی در میان نخبگان حاکم برای جانشین مدارس کاخ ، که همچنین مدیران آینده دولت آموزش، شد یک مسیر واحد اول، مدرسه ( Medrese ) برای مسلمانان تعیین شده بود، و دانشمندان و مقامات دولتی تحصیل با توجه به سنت اسلامی است. بار مالی از Medrese شد توسط وکیف ها، به فرزندان خانواده های فقیر اجازه می دهد تا به سطوح اجتماعی و درآمد بالاتر بروند. [169]مسیر دوم رایگان بود مدرسه شبانه روزی برای مسیحیان، Enderûn ، [170] که 3000 دانش آموزان در سال از پسران مسیحی بین هشت تا بیست سال از یک در چهل خانواده در میان جوامع مستقر در استخدام روملی و یا بالکان، یک فرایند شناخته شده به عنوان Devshirme ( Devşirme ). [171]

اگرچه سلطان عالی ترین پادشاه بود، اما اختیارات سیاسی و اجرایی به سلطان تفویض شد. سیاست دولت تعدادی مشاور و وزیر را در اطراف شورایی به نام دیوان جمع کرده بود . دیوان، در سالهایی که دولت عثمانی هنوز بیلیک بود، از بزرگان قبیله تشکیل شده بود. ترکیب آن بعداً به گونه‌ای اصلاح شد که شامل افسران نظامی و نخبگان محلی (مانند مشاوران مذهبی و سیاسی) می‌شد. بعدها، در آغاز سال 1320، وزیر بزرگی برای بر عهده گرفتن برخی از مسئولیت های سلطان منصوب شد. وزیر بزرگ استقلال قابل توجهی از سلطان با اختیارات تقریباً نامحدود در انتصاب، عزل و نظارت داشت. از اواخر قرن شانزدهم، سلاطین از سیاست کناره گیری کردند و وزیر اعظمعملا رئیس دولت [172]

یوسف ضیا پاشا ، سفیر عثمانی در ایالات متحده، در واشنگتن ، 1913

در طول تاریخ عثمانی، موارد بسیاری وجود داشت که حکام محلی به طور مستقل و حتی در مخالفت با حاکم عمل می کردند. پس از انقلاب ترک های جوان در سال 1908، دولت عثمانی به یک سلطنت مشروطه تبدیل شد. سلطان دیگر قدرت اجرایی نداشت. مجلسی تشکیل شد که نمایندگانی از استان ها انتخاب شدند. نمایندگان دولت امپراتوری امپراتوری عثمانی را تشکیل دادند .

این مدیریت التقاطی حتی در مکاتبات دیپلماتیک امپراتوری که در ابتدا به زبان یونانی در غرب انجام می شد، آشکار بود . [173]

طغرا ترجمه نمی خوشنویسی، یا امضا، از سلاطین عثمانی، که از 35. حک شده در مهر و موم سلطان وجود دارد، آنها نام سلطان و پدرش با مته سوراخ بود. بیان و دعای «همیشه پیروز» نیز در بیشتر وجود داشت. قدیمی ترین متعلق به اورهان گازی بود. ornately تلطیف طغرا باعث شاخه ای از عثمانی و ترکیه خوشنویسی .

قانون

نظام حقوقی عثمانی قوانین دینی را بر رعایای خود پذیرفت . در همان زمان قانون (یا کانون )، قانون سلسله ای، با قوانین دینی یا شریعت وجود داشت . [174] [175] امپراتوری عثمانی همیشه حول یک سیستم قضایی محلی سازماندهی شده بود . اداره حقوقی در امپراتوری عثمانی بخشی از یک طرح بزرگتر برای ایجاد تعادل بین قدرت مرکزی و محلی بود. [176] قدرت عثمانی به طور اساسی حول مدیریت حقوق زمین می چرخید، که فضایی را برای مقامات محلی فراهم می کرد تا نیازهای ارزن محلی را توسعه دهد . [176]هدف از پیچیدگی حوزه قضایی امپراتوری عثمانی اجازه دادن به ادغام گروه های مختلف فرهنگی و مذهبی بود. [176] سیستم عثمانی دارای سه نظام دادگاه بود: یکی برای مسلمانان، دیگری برای غیر مسلمانان، که شامل یهودیان و مسیحیان منصوبی بود که بر جوامع مذهبی مربوطه خود حکومت می کردند و «دادگاه تجارت». کل سیستم از بالا با استفاده از اداری تنظیم شده بود ، قانون ، یعنی، قوانین، یک سیستم بر اساس ترک YASSA و پاره ، که در دوران پیش از اسلام توسعه یافته بودند. [ نیازمند منبع ]

محاکمه عثمانی، 1877

با این حال، این دسته های دادگاه کاملاً انحصاری نبودند. برای مثال، دادگاه‌های اسلامی که دادگاه‌های اولیه امپراتوری بودند، می‌توانستند برای حل و فصل یک درگیری تجاری یا اختلافات بین اصحاب دعوی با مذاهب مختلف نیز مورد استفاده قرار گیرند و یهودیان و مسیحیان اغلب برای گرفتن حکم قاطع‌تر در مورد یک موضوع به آنها مراجعه می‌کردند. دولت عثمانی با وجود داشتن صدای قانونی از طریق حاکمان محلی، تمایلی به مداخله در سیستم‌های حقوق مذهبی غیرمسلمان نداشت. نظام شریعت اسلامی از ترکیبی از قرآن ایجاد شده بود . حدیث یا سخنان پیامبر محمد ؛ اجماع و یا اجماع اعضای جامعه مسلمانان ؛ قیاسسیستم استدلال قیاسی از سوابق قبلی. و آداب و رسوم محلی هر دو سیستم در دانشکده های حقوق امپراتوری، که در استانبول و بورسا بودند، تدریس می شدند .

زنی ناراضی از ناتوانی شوهرش که در یک مینیاتور عثمانی به تصویر کشیده شده است به قادی شکایت می کند.

نظام حقوقی اسلامی عثمانی متفاوت از دادگاه‌های سنتی اروپایی تنظیم شد. رياست دادگاههاي اسلامي يك قاضي يا قاضي خواهد بود. از زمان بسته شدن اجتهاد یا دروازه تفسیر، قادیها در سرتاسر امپراتوری عثمانی کمتر بر روی پیشینه قانونی تمرکز کردند و بیشتر به آداب و سنن محلی در مناطقی که اداره می کردند توجه داشتند. [176] با این حال، سیستم دادگاه عثمانی فاقد ساختار استینافی بود، که منجر به راهبردهای قضایی قضایی شد که در آن شاکیان می‌توانستند اختلافات خود را از یک سیستم دادگاهی به سیستم دادگاهی دیگر ببرند تا زمانی که به حکمی به نفع خود دست یابند.

در اواخر قرن نوزدهم، نظام حقوقی عثمانی شاهد اصلاحات اساسی بود. این روند نوسازی حقوقی با فرمان گلهانه 1839 آغاز شد. [177] این اصلاحات شامل «محاکمه [های] عادلانه و علنی همه متهمان بدون توجه به مذهب»، ایجاد سیستمی از «صلاحیت های جداگانه، مذهبی و مدنی» بود. «، و تصدیق شهادت بر غیر مسلمانان. [178] قوانین خاص زمین (1858)، قوانین مدنی (1869-1876)، و یک قانون آیین دادرسی مدنی نیز تصویب شد. [178]

این اصلاحات عمدتاً مبتنی بر مدل‌های فرانسوی بود، همانطور که با اتخاذ یک سیستم دادگاه سه‌لایه نشان داد. این سیستم که نظامیه نامیده می شود ، با انتشار نهایی Mecelle ، قانون مدنی که ازدواج، طلاق، نفقه، وصیت و سایر موارد احوال شخصیه را تنظیم می کرد، به سطح قاضی محلی گسترش یافت . [178] در تلاش برای روشن شدن تقسیم صلاحیت های قضایی، یک شورای اداری مقرر کرد که امور دینی باید توسط دادگاه های دینی رسیدگی شود و امور اساسنامه باید توسط دادگاه های نظامیه رسیدگی شود. [178]

نظامی

سپاهیان عثمانی در نبرد با در دست داشتن پرچم هلال (نوشته جوزف برانت )
سلیم سوم در حال تماشای رژه ارتش جدید خود، سربازان نظام سدید (نظم جدید)، در سال 1793
خلبانان عثمانی در اوایل سال 1912

اولین واحد نظامی دولت عثمانی ارتشی بود که توسط عثمان اول از قبایل ساکن در تپه های آناتولی غربی در اواخر قرن سیزدهم سازماندهی شد. سیستم نظامی با پیشروی امپراتوری به یک سازمان پیچیده تبدیل شد. ارتش عثمانی سیستم پیچیده ای از استخدام و نگهبانی بود. سپاه اصلی ارتش عثمانی شامل ینی چری، سپاهی ، Akıncı و Mehterân . ارتش عثمانی زمانی یکی از پیشرفته ترین نیروهای جنگی در جهان بود و یکی از اولین نیروهایی بود که از تفنگ و توپ استفاده کرد. ترک‌های عثمانی در طول محاصره قسطنطنیه شروع به استفاده از شاهین‌ها کردند که توپ‌های کوتاه اما عریض بودند.. سواره نظام عثمانی به جای زره ​​سنگین به سرعت و تحرک بالا وابسته بود و از کمان و شمشیرهای کوتاه بر روی اسب های تندرو ترکمن و عرب (پدرهای اسب مسابقه اصیل ) استفاده می کرد [179] [180] و اغلب از تاکتیک هایی مشابه تاکتیک های مغول استفاده می کرد. امپراتوری ، مانند تظاهر به عقب نشینی در حالی که نیروهای دشمن را در یک آرایش هلالی شکل محاصره می کند و سپس حمله واقعی را انجام می دهد. عثمانی ارتش ادامه داد: برای اینکه نیروی نظامی موثر در سراسر هفدهم و اوایل قرن هجدهم، [181] سقوط از پشت رقبای اروپایی امپراتوری تنها در طول یک دوره طولانی از صلح از 1740 به 1768. [25]

نوسازی امپراتوری عثمانی در قرن نوزدهم با ارتش آغاز شد. در سال 1826 سلطان محمود دوم سپاه جانیچری را منسوخ کرد و ارتش مدرن عثمانی را تأسیس کرد. او آنها را به نام نظام سدید (نظم جدید) نامید . ارتش عثمانی همچنین اولین نهادی بود که کارشناسان خارجی را استخدام کرد و افسران خود را برای آموزش به کشورهای اروپای غربی فرستاد. در نتیجه، جنبش ترک های جوان زمانی آغاز شد که این مردان نسبتاً جوان و تازه آموزش دیده با تحصیلات خود بازگشتند.

نیروی دریایی عثمانی بسیار به گسترش سرزمین های امپراتوری را در قاره اروپا کمک کرده است. این آغازگر فتح شمال آفریقا با اضافه شدن الجزایر و مصر به امپراتوری عثمانی در سال 1517 بود. با از دست دادن یونان در سال 1821 و الجزایر در سال 1830، قدرت دریایی عثمانی و کنترل بر مناطق دوردست امپراتوری در خارج از کشور رو به کاهش گذاشت. سلطان عبدالعزیز (سلطنت ۱۸۶۱–۱۸۷۶) تلاش کرد تا نیروی دریایی قوی عثمانی را بازسازی کند و بزرگترین ناوگان پس از بریتانیا و فرانسه را بسازد. کارخانه کشتی سازی در بارو، انگلستان، اولین زیردریایی خود را در سال 1886 برای امپراتوری عثمانی ساخت. [182]

کارت پستال آلمانی که نیروی دریایی عثمانی را در شاخ طلایی در مراحل اولیه جنگ جهانی اول نشان می دهد . در بالا سمت چپ پرتره سلطان محمد پنجم است .

با این حال، اقتصاد در حال فروپاشی عثمانی نتوانست قدرت ناوگان را برای مدت طولانی حفظ کند. سلطان عبدالحمید دوم به دریاسالارانی که در کنار میدحات پاشا اصلاح‌طلب بودند بی‌اعتماد بود و مدعی شد که ناوگان بزرگ و گران قیمت در جنگ روسیه و ترکیه هیچ فایده‌ای علیه روس‌ها ندارد. او بیشتر ناوگان را در داخل شاخ طلایی قفل کرد ، جایی که کشتی‌ها برای 30 سال بعد از بین رفتند. پس از انقلاب ترک های جوان در سال 1908، کمیته اتحاد و ترقی به دنبال ایجاد نیروی دریایی قوی عثمانی بود. بنیاد نیروی دریایی عثمانی در سال 1910 برای خرید کشتی جدید را از طریق کمک های مردمی تاسیس شد.

تأسیس هوانوردی نظامی عثمانی بین ژوئن 1909 تا ژوئیه 1911 برمی گردد. [183] [184] امپراتوری عثمانی آماده سازی اولین خلبان ها و هواپیماهای خود را آغاز کرد و با تأسیس مدرسه هوانوردی ( Tayyare Mektebi ) در Yeşilköy در 3 ژوئیه شروع به کار کرد. در سال 1912، امپراتوری شروع به آموزش افسران پرواز خود کرد. تأسیس مدرسه هوانوردی پیشرفت در برنامه هوانوردی نظامی را تسریع کرد، تعداد افراد استخدام شده در آن را افزایش داد و به خلبانان جدید نقش فعالی در ارتش و نیروی دریایی عثمانی داد. در ماه مه 1913، اولین برنامه آموزشی تخصصی شناسایی در جهان توسط دانشکده هوانوردی آغاز شد و اولین بخش شناسایی جداگانه تأسیس شد. [نیاز به منبع ]در ژوئن 1914 یک آکادمی نظامی جدید به نام مدرسه هوانوردی نیروی دریایی (بحریه طیاره مکتبی) تأسیس شد. با شروع جنگ جهانی اول، روند مدرن سازی به طور ناگهانی متوقف شد. اسکادران حمل و نقل هوایی عثمانیدر بسیاری از جبهه در طول جنگ جهانی اول جنگیده، ازگالیسیادر غرب به قفقاز در شرق ویمندر جنوب.

تقسیمات اداری

ایالت در سال 1795

امپراتوری عثمانی برای اولین بار در اواخر قرن چهاردهم به استان ها، به معنای واحدهای سرزمینی ثابت با فرماندارانی که توسط سلطان منصوب می شد، تقسیم شد. [185]

Eyalet (همچنین Pashalik یا Beylerbeylik ) قلمرو دفتر یک بود بیگلربیگی ( "الارباب» یا فرماندار)، و بیشتر در تقسیم شدند Sanjaks . [186]

تقسیمات اداری در سال 1317 هجری قمری، 1899 میلادی

ولایت با اعلام از "قانون ولایت» (معرفی شدند Teskil من ولایت Nizamnamesi ) [187] در سال 1864، به عنوان بخشی از اصلاحات تنظیمات (Tanzimat). [188] ولایت،: بر خلاف سیستم eyalet قبلی، قانون 1864 یک سلسله مراتب واحد های اداری تاسیس LIVA / سنجاک ، KAZA و روستا شورای ، که قانون ولایت 1871 اضافه nahiye . [189]

اقتصاد

دولت عثمانی عمداً سیاستی را برای توسعه بورسا، ادیرنه و استانبول، پایتخت‌های متوالی عثمانی، به مراکز تجاری و صنعتی عمده دنبال کرد، با توجه به اینکه بازرگانان و صنعتگران در ایجاد یک کلان شهر جدید ضروری بودند. [190] به همین منظور، محمد و جانشین او بایزید، مهاجرت یهودیان از مناطق مختلف اروپا را که در استانبول و شهرهای بندری دیگر مانند سالونیکا مستقر شده بودند، تشویق و استقبال کردند. در بسیاری از نقاط اروپا، یهودیان از سوی همتایان مسیحی خود، مانند اسپانیا، پس از پایان یافتن Reconquista، از آزار و اذیت رنج می بردند. بردباری ترک ها با استقبال مهاجران مواجه شد.

مدال برنز اروپا از دوره سلطان محمد فاتح ، 1481

ذهن اقتصادی عثمانی ارتباط تنگاتنگی با مفاهیم اساسی دولت و جامعه در خاورمیانه داشت که در آن هدف نهایی یک دولت تثبیت و گسترش قدرت حاکم بود و راه رسیدن به آن نیز دستیابی به منابع درآمدی غنی بود. شکوفایی طبقات تولیدی [191] هدف نهایی افزایش درآمدهای دولت بدون آسیب رساندن به رفاه رعایا برای جلوگیری از ظهور نابسامانی اجتماعی و حفظ سازمان سنتی جامعه بود. اقتصاد عثمانی در اوایل دوره مدرن بسیار گسترش یافت، به ویژه در نیمه اول قرن هجدهم نرخ رشد بالایی داشت. درآمد سالانه امپراتوری بین سال‌های 1523 تا 1748 چهار برابر شد، با توجه به تورم. [192]

سازمان خزانه داری و صدارتخانه در زمان امپراتوری عثمانی بیش از هر حکومت اسلامی دیگری توسعه یافت و تا قرن هفدهم، سازمانی پیشرو در میان تمامی هم عصران خود بود. [172] این سازمان یک بوروکراسی کاتبان (معروف به "مردان قلم") را به عنوان یک گروه متمایز، علما تا حدی بسیار آموزش دیده ایجاد کرد که به یک بدن حرفه ای تبدیل شد. [172] اثربخشی این نهاد مالی حرفه ای پشت موفقیت بسیاری از دولتمردان بزرگ عثمانی است. [193]

بانک عثمانی در سال 1856 در قسطنطنیه تاسیس شد. در 26 اوت 1896، بانک توسط اعضای فدراسیون انقلابی ارمنستان اشغال شد .

مطالعات مدرن عثمانی نشان می دهد که تغییر در روابط بین ترکان عثمانی و اروپای مرکزی ناشی از باز شدن مسیرهای دریایی جدید بوده است. می توان کاهش اهمیت مسیرهای زمینی به شرق را مشاهده کرد زیرا اروپای غربی مسیرهای اقیانوسی را که خاورمیانه و مدیترانه را دور می زد به موازات زوال خود امپراتوری عثمانی باز کرد. [194] [ تأیید نشد ] عثمانی انگلیس پیمان ، همچنین به عنوان شناخته شده پیمان بالتا لیمان که بازارهای عثمانی به طور مستقیم به زبان انگلیسی و فرانسه رقبای باز، می تواند به عنوان یکی از پست های مرحله بندی همراه با این توسعه دیده می شود.

دولت با توسعه مراكز و مسيرهاي تجاري، تشويق مردم به گسترش مساحت زمينهاي كشت شده در كشور و تجارت بين المللي از طريق قلمروهاي خود، كاركردهاي اقتصادي اساسي را در امپراتوري انجام داد. اما در همه اینها، منافع مالی و سیاسی دولت غالب بود. در درون نظام اجتماعی و سیاسی که در آن زندگی می کردند، مدیران عثمانی نمی توانستند مطلوبیت پویایی و اصول اقتصاد سرمایه داری و بازرگانی در حال توسعه در اروپای غربی را ببینند. [195]

مورخ اقتصادی پل بایروخ استدلال می کند که تجارت آزاد به صنعتی زدایی در امپراتوری عثمانی کمک کرد. برخلاف حمایت‌گرایی چین، ژاپن و اسپانیا، امپراتوری عثمانی سیاست تجاری لیبرالی داشت که به روی واردات خارجی باز بود. منشأ این امر در تسلیم امپراتوری عثمانی است که به اولین معاهدات تجاری امضا شده با فرانسه در سال 1536 برمی گردد و با تسلیم شدن در سال های 1673 و 1740 که عوارض واردات و صادرات را به 3 درصد کاهش داد، ادامه یافت . سیاست های لیبرال عثمانی توسط اقتصاددانان بریتانیایی، مانند جی آر مک کالوچ در فرهنگ لغت تجارت خود ستایش شد.(1834)، اما بعداً توسط سیاستمداران بریتانیایی مانند نخست وزیر بنیامین دیزرائیلی مورد انتقاد قرار گرفت، که امپراتوری عثمانی را "نمونه ای از آسیب ناشی از رقابت بی بند و بار" در بحث قوانین ذرت در سال 1846 ذکر کرد . [196]

جمعیت شناسی

برآورد جمعیت برای امپراطوری 11692480 برای دوره 1520-1535 با شمارش خانوار در عثمانی عشر ثبت، و ضرب این عدد 5. به دست آمد [197] به دلایل نامشخص، جمعیت در قرن 18 کمتر از که در بود قرن شانزدهم [198] برآورد 7,230,660 نفر برای اولین سرشماری که در سال 1831 برگزار شد، کم شماری جدی محسوب می شود، زیرا این سرشماری فقط برای ثبت نام سربازان احتمالی انجام شده بود. [197]

اسمیرنا تحت سلطه عثمانی در سال 1900

سرشماری سرزمین های عثمانی تنها در اوایل قرن نوزدهم آغاز شد. ارقام مربوط به سال 1831 به بعد به عنوان نتایج رسمی سرشماری موجود است، اما سرشماری ها کل جمعیت را در بر نمی گیرد. به عنوان مثال، سرشماری 1831 فقط مردان را شمارش کرد و کل امپراتوری را در بر نگرفت. [84] [197] برای دوره های قبلی، برآورد اندازه و توزیع جمعیت بر اساس الگوهای جمعیتی مشاهده شده است. [199]

با این حال، تا سال 1800 به 25 تا 32 میلیون رسید، با حدود 10 میلیون در استان های اروپایی (عمدتاً در بالکان)، 11 میلیون در استان های آسیایی، و حدود 3 میلیون در استان های آفریقایی. تراکم جمعیت در استان های اروپایی بیشتر بود، دو برابر آناتولی، که به نوبه خود سه برابر تراکم جمعیت عراق و سوریه و پنج برابر تراکم جمعیت عربستان بود. [200]

نمای گالاتا ( Karaköy ) و پل گالاتا در شاخ طلایی , c.  1880-1893

در اواخر عمر امپراتوری، امید به زندگی 49 سال بود، در مقایسه با اواسط دهه بیست در صربستان در آغاز قرن 19. [201] بیماری های همه گیر و قحطی باعث اختلال عمده و تغییرات جمعیتی شد. در سال 1785 حدود یک ششم جمعیت مصر در اثر طاعون جان باختند و حلب شاهد کاهش بیست درصدی جمعیت آن در قرن هجدهم بود. شش قحطی به تنهایی بین سال‌های 1687 و 1731 به مصر رسید و آخرین قحطی که به آناتولی رسید، چهار دهه بعد بود. [202]

ظهور شهرهای بندری شاهد خوشه‌بندی جمعیت بود که ناشی از توسعه کشتی‌های بخار و راه‌آهن بود. شهرنشینی از 1700 تا 1922 افزایش یافت و شهرها و شهرها در حال رشد بودند. بهبود در بهداشت و بهداشت آنها را برای زندگی و کار جذاب تر کرد. شهرهای بندری مانند سالونیکا در یونان شاهد افزایش جمعیت از 55000 نفر در سال 1800 به 160000 نفر در سال 1912 و ازمیر با جمعیت 150000 نفری در سال 1800 به 30019 نفر افزایش یافت. . [203] [204] می افتد بلگراد برخی مناطق جمعیت برعکس حال افت جمعیت آن را از 25000 به 8000 عمدتا به دلیل درگیری های سیاسی را دیدم. [203]

مهاجرت های اقتصادی و سیاسی در سراسر امپراتوری تأثیر گذاشت. به عنوان مثال، الحاق روسیه و اتریش-هابسبورگ به مناطق کریمه و بالکان به ترتیب شاهد هجوم زیادی از پناهندگان مسلمان بود - 200000 تارتار کریمه که به دوبروجا گریختند. [205] بین سال‌های 1783 و 1913، تقریباً 5 تا 7 میلیون پناهنده به امپراتوری عثمانی سرازیر شدند که حداقل 3.8 میلیون نفر از آنها از روسیه بودند. برخی از مهاجرت ها نشانه های پاک نشدنی مانند تنش سیاسی بین بخش هایی از امپراتوری (مثلا ترکیه و بلغارستان) بر جای گذاشتند، در حالی که اثرات گریز از مرکز در مناطق دیگر مشاهده شد، جمعیت های ساده تری که از جمعیت های مختلف پدید آمدند. اقتصادها نیز تحت تأثیر از دست دادن صنعتگران، بازرگانان، تولیدکنندگان و کشاورزان قرار گرفتند. [206]از قرن نوزدهم، بخش بزرگی از مردم مسلمان بالکان به ترکیه کنونی مهاجرت کردند. به این افراد محاسر می گویند . [207] زمانی که امپراتوری عثمانی در سال 1922 به پایان رسید، نیمی از جمعیت شهری ترکیه از مهاجران مسلمان روسیه بودند. [118]

زبان

تقویم عثمانی 1911 به چندین زبان مختلف مانند: ترکی عثمانی، یونانی، ارمنی، عبری، بلغاری و فرانسوی نشان داده شده است.

ترکی عثمانی زبان رسمی امپراتوری بود. این یک زبان ترکی اوغوزی بود که بسیار تحت تأثیر فارسی و عربی بود ، اگرچه ثبت‌های پایین‌تر که مردم عادی به آن صحبت می‌کردند در مقایسه با گونه‌های بالاتری که توسط طبقات بالا و مقامات دولتی استفاده می‌شد، تأثیرات کمتری از سایر زبان‌ها داشتند. [208] ترکی، در نوع عثمانی آن، از روزهای آغازین عثمانی، زبان نظامی و اداری بود. قانون اساسی عثمانی در سال 1876 وضعیت رسمی امپراتوری ترک را به طور رسمی تثبیت کرد. [209]

عثمانی ها چندین زبان تأثیرگذار داشتند: ترکی که اکثریت مردم آناتولی و اکثریت مسلمانان بالکان به جز در آلبانی ، بوسنی [210] و نانتی ساکن مگلنو-رومانیایی به آن صحبت می کنند . [211] فارسی که فقط تحصیل کرده ها صحبت می کنند. [210] عربی که عمدتاً در مصر، شام ، عربستان ، عراق، شمال آفریقا، کویت و بخش‌هایی از شاخ آفریقا و بربر صحبت می‌شود.در شمال آفریقا در دو قرن اخیر، استفاده از اینها محدود شد، اما مشخص شد: فارسی عمدتاً به عنوان یک زبان ادبی برای تحصیلکردگان خدمت می کرد، [210] در حالی که عربی برای نمازهای اسلامی استفاده می شد. در دوره پس از تنظيم ، زبان فرانسه به زبان متداول غرب در ميان تحصيلكردگان تبديل شد. [10]

به دلیل نرخ کم سواد در میان مردم (حدود 2 تا 3 درصد تا اوایل قرن نوزدهم و فقط حدود 15 درصد در پایان قرن نوزدهم)، مردم عادی مجبور بودند کاتبان را به عنوان « درخواست‌نویسان ویژه» استخدام کنند ( arzuhâlci s ) بتواند با دولت ارتباط برقرار کند. [212] برخی از گروه های قومی در ادامه به درون خانواده ها و محله (خود صحبت می کنند mahalles ) با زبان خود، هر چند بسیاری از اقلیت های غیر مسلمان مانند یونانی ها و ارمنی تنها ترکیه صحبت کرد. [213] در روستاهایی که دو یا چند جمعیت با هم زندگی می کردند، ساکنان اغلب به زبان یکدیگر صحبت می کردند. در شهرهای جهان وطنی، مردم اغلب به زبان خانواده خود صحبت می کردند. بسیاری از کسانی که قومی ترک نبودندترکی را به عنوان زبان دوم صحبت می کرد. [ نیازمند منبع ]

دین

عبدالمجید دوم آخرین خلیفه اسلام و از اعضای خاندان عثمانی بود .

در نظام امپراتوری عثمانی، حتی با وجود اینکه قدرت هژمونیک کنترل مسلمانان بر جمعیت های غیرمسلمان وجود داشت، جوامع غیرمسلمان در سنت اسلامی به رسمیت شناخته شده بودند و از آنها حمایت می شد. [214] حکومت رسمی پذیرفته شده دین ( مذهب ) عثمانی سنی بود ( فقه حنفی ). [215]

تا نیمه دوم قرن پانزدهم، امپراتوری دارای اکثریت مسیحی و تحت حکومت اقلیت مسلمان بود. [176] در اواخر قرن نوزدهم، جمعیت غیرمسلمان امپراتوری به طور قابل توجهی کاهش یافت، نه تنها به دلیل جدایی، بلکه به دلیل جنبش های مهاجرت. [214] نسبت مسلمانان در دهه 1820 به 60 درصد رسید که به تدریج در دهه 1870 به 69 درصد و سپس در دهه 1890 به 76 درصد افزایش یافت. [214] تا سال 1914، تنها 19.1 درصد از جمعیت امپراتوری غیرمسلمان بودند که عمدتاً از یهودیان و یونانیان مسیحی، آشوری‌ها و ارمنی‌ها تشکیل می‌شدند. [214]

اسلام

اقوام ترک قبل از پذیرفتن اسلام، انواع شمنیسم را انجام می دادند. نفوذ عباسیان در آسیای مرکزی از طریق فرآیندی که با فتح ماوراءالنهر توسط مسلمانان تسهیل شد، تضمین شد . بسیاری از قبایل مختلف ترک - از جمله ترک‌های اوغوز که اجداد سلجوقیان و عثمانی‌ها بودند - به تدریج به اسلام گرویدند و از قرن یازدهم این دین را با خود به آناتولی آوردند. از زمان تاسیس امپراتوری عثمانی، عثمانی به دنبال Maturidi عقیده (مدرسه الهیات اسلامی) و حنفی Madhab به (مدرسه فقه اسلامی). [216] [217] [218]

فرقه‌های مسلمان بدعت‌گذار مانند دروزی‌ها ، اسماعیلیان ، علویان و علوی‌ها در رتبه‌های پایین‌تر از یهودیان و مسیحیان قرار داشتند. [219] دروزی ها توسط عثمانی ها مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، [220] و عثمانی ها اغلب به حکم دینی ابن تیمیه برای توجیه آزار و اذیت دروزی ها تکیه کرده اند. [221] در سال 1514، سلطان سلیم اول دستور کشتار 40000 علویان آناتولی ( قزلباش ) را صادر کرد که آنها را ستون پنجم امپراتوری رقیب صفوی در نظر گرفت. سلیم همچنین مسئول گسترش بی‌سابقه و سریع امپراتوری عثمانی به خاورمیانه، به‌ویژه از طریق او بود.فتح کل سلطنت ممالیک مصر . سلیم با این فتوحات، ادعای عثمانی‌ها را برای خلافت اسلامی بودن بیشتر کرد، اگرچه سلاطین عثمانی از قرن چهاردهم و با شروع مراد اول (حکومت 1362 تا 1389) مدعی عنوان خلیفه بودند. [12] خلافت برای بقیه مدت این منصب در اختیار سلاطین عثمانی باقی ماند که با لغو آن در 3 مارس 1924 توسط مجلس بزرگ ملی ترکیه و تبعید آخرین خلیفه، عبدالمجید دوم ، به فرانسه پایان یافت.

مسیحیت و یهودیت

در امپراتوری عثمانی، مطابق با نظام ذمی مسلمانان ، مسیحیان دارای آزادی های محدودی (مانند حق عبادت) بودند. آنها از حمل سلاح یا سوار شدن بر اسب منع شده بودند. خانه‌های آنها نمی‌توانست خانه‌های مسلمانان را نادیده بگیرد، علاوه بر محدودیت‌های قانونی دیگر. [222] بسیاری از مسیحیان و یهودیان برای به دست آوردن موقعیت کامل در جامعه تغییر دین دادند. با این حال، بیشتر آنها بدون محدودیت به انجام ادیان قدیمی خود ادامه دادند. [223]

در نظام ارزن ، افراد غیر مسلمان تابع امپراتوری محسوب می‌شدند، اما تابع دین اسلام یا قانون مسلمانان نبودند. به عنوان مثال، ارزن ارتدکس هنوز به طور رسمی مشمول قانون ژوستینیانوس بود که به مدت 900 سال در امپراتوری بیزانس وجود داشت. همچنین، به عنوان بزرگترین گروه از اتباع غیرمسلمان (یا ذمی ) دولت اسلامی عثمانی، ملت ارتدکس از امتیازات ویژه ای در زمینه های سیاسی و بازرگانی برخوردار بود و مجبور بود مالیات بیشتری نسبت به اتباع مسلمان بپردازد. [224] [225]

ارزن های مشابهی برای جامعه یهودی عثمانی که تحت اقتدار حهام باشی یا خاخام اعظم عثمانی بودند تأسیس شد . حواری ارمنی جامعه، که تحت اقتدار یک اسقف سر بود. و تعدادی دیگر از جوامع دینی نیز. [226] برخی استدلال می کنند که نظام ارزن نمونه ای از پلورالیسم دینی پیشامدرن است . [227]

ساختار اجتماعی-سیاسی-مذهبی

جامعه، دولت و مذهب بین مربوط به روش های پیچیده پس از حدود 1800، در یک همپوشانی پیچیده، سیستم ناکارآمد که آتاتورک سیستماتیک برچیده پس از سال 1922. شد [228] [229] دولت سکولار: در قسطنطنیه، سلطان دو حوزه مجزا حکومت و سلسله مراتب مذهبی مقامات مذهبی علما را تشکیل دادند که کنترل آموزه های دینی و الهیات و همچنین سیستم قضایی امپراتوری را در دست داشتند و به آنها صدای عمده ای در امور روزمره در جوامع سراسر امپراتوری (اما نه از جمله گروه های غیر مسلمان) دادند. آنها به اندازه کافی قدرتمند بودند که اصلاحات نظامی پیشنهاد شده توسط سلطان سلیم سوم را رد کنند . جانشین او سلطان محمود دوم (حک 1808-1839) ابتدا پیش از پیشنهاد اصلاحات مشابه، مورد تأیید علما قرار گرفت.[230] برنامه سکولاریزاسیون توسط آتاتورک به علما و مؤسسات آنها پایان داد. خلافت منسوخ شد، مدارس تعطیل شد و دادگاه های شرعی منسوخ شد. او حروف لاتین را جایگزین الفبای عربی کرد، به نظام مدارس دینی پایان داد و به زنان برخی حقوق سیاسی داد. بسیاری از سنت گرایان روستایی هرگز این سکولاریزاسیون را نپذیرفتند و در دهه 1990 آنها خواستار نقش بزرگتر اسلام بودند. [231]

نقشه قومی امپراتوری عثمانی در سال 1917. سیاه = بلغارها و ترکها. قرمز = یونانی. زرد روشن = ارمنی. آبی = کرد. نارنجی = تنبل. زرد تیره = اعراب. سبز = نسطوریان.

جانیچرها در سالهای اولیه یک واحد نظامی بسیار قدرتمند بودند، اما با مدرنیزه کردن فن آوری سازماندهی نظامی اروپای غربی، ینیچرها به نیرویی ارتجاعی تبدیل شدند که در برابر هر تغییری مقاومت می کرد. به طور پیوسته قدرت نظامی عثمانی منسوخ شد، اما هنگامی که جانیچرها احساس کردند امتیازات آنها در معرض تهدید است، یا خارجی ها می خواستند آنها را مدرن کنند، یا ممکن است توسط سواره نظام جانشین آنها شوند، شورش کردند. شورش‌ها از هر دو طرف به شدت خشونت‌آمیز بود، اما زمانی که جانیچرها سرکوب شدند، برای قدرت نظامی عثمانی برای رسیدن به غرب خیلی دیر شده بود. [232] [233] نظام سیاسی با نابودی جانیچرها در واقعه فرخنده دگرگون شد.در سال 1826، که یک نیروی نظامی/دولتی/پلیس بسیار قدرتمند بود که شورش کرد. سلطان محمود دوم شورش را سرکوب کرد و رهبران را اعدام کرد و سازمان بزرگ را منحل کرد. این امر زمینه را برای روند آهسته نوسازی کارکردهای دولت فراهم کرد، زیرا دولت با موفقیتی متفاوت در پی اتخاذ عناصر اصلی بوروکراسی غربی و فناوری نظامی بود.

شهر صفرانبولو در سال 1994 به دلیل خانه ها و معماری دوران عثمانی که به خوبی حفظ شده بود به فهرست میراث جهانی یونسکو اضافه شد . [234]

جانیچرها از مسیحیان و سایر اقلیت ها استخدام شده بودند. لغو آنها باعث ظهور نخبگان ترک برای کنترل امپراتوری عثمانی شد. مشکل این بود که عنصر ترکی بسیار ضعیف بود، فاقد هرگونه مدرسه عالی بود، و در زبان ترکی که از الفبای عربی استفاده می‌کرد که مانع یادگیری گسترده‌تر می‌شد، قفل شده بود. تعداد زیادی از اقلیت‌های قومی و مذهبی در حوزه‌های مجزای جداگانه خود به نام ارزن تحمل می‌شدند. [235] آنها عمدتاً یونانی ، ارمنی یا یهودی بودند. در هر منطقه، آنها بر خود حکومت می کردند، به زبان خود صحبت می کردند، مدارس، مؤسسات فرهنگی و مذهبی خود را اداره می کردند و مالیات تا حدودی بالاتری می پرداختند. آنها هیچ قدرتی در خارج از ارزن نداشتند. دولت شاهنشاهی از آنها محافظت کرد و از درگیری های خشونت آمیز عمده بین گروه های قومی جلوگیری کرد. با این حال، ارزن ها وفاداری بسیار کمی به امپراتوری نشان دادند. ناسیونالیسم قومی، مبتنی بر مذهب و زبان متمایز، نیرویی مرکزگرا فراهم کرد که در نهایت امپراتوری عثمانی را نابود کرد. [236]علاوه بر این، اقوام مسلمان که بخشی از نظام ملیت نبودند، به ویژه اعراب و کردها، خارج از فرهنگ ترک بودند و ناسیونالیسم جداگانه خود را توسعه دادند. بریتانیا در جنگ جهانی اول از ناسیونالیسم عربی حمایت کرد و در ازای حمایت اعراب وعده ایجاد یک کشور مستقل عربی را داد. اکثر اعراب از سلطان حمایت کردند، اما نزدیکان مکه به وعده انگلیسی ها ایمان آوردند و از آن حمایت کردند. [237]

کلیسای اصلی سنت آنتونی پادوا، استانبول در سال 1725 توسط جامعه محلی ایتالیایی استانبول ساخته شد، اما بعدا تخریب شد و با ساختمان فعلی که در همان مکان ساخته شده بود جایگزین شد.

در سطح محلی، قدرت خارج از کنترل سلطان در اختیار «آیان» یا سرشناسان محلی بود. آیاان مالیات جمع آوری می کردند، ارتش های محلی را برای رقابت با دیگر افراد برجسته تشکیل می دادند، نسبت به تغییرات سیاسی یا اقتصادی نگرش ارتجاعی داشتند و اغلب از سیاست های سلطان سرپیچی می کردند. [238]

نظام اقتصادی پیشرفت چندانی نداشت. چاپ تا قرن هجدهم به دلیل ترس از آلوده شدن اسناد مخفی اسلام ممنوع بود. با این حال، ارزن‌ها با استفاده از زبان‌های یونانی، عبری، ارمنی و سایر زبان‌ها که به شدت ناسیونالیسم را تسهیل می‌کرد، به مطبوعات خود اجازه داشتند. ممنوعیت دینی دریافت سود بیشتر مهارت‌های کارآفرینی را در میان مسلمانان سلب کرد، اگرچه در میان یهودیان و مسیحیان شکوفا شد.

پس از قرن هجدهم، امپراتوری عثمانی به وضوح در حال کوچک شدن بود، زیرا روسیه فشار زیادی را وارد کرد و به سمت جنوب آن گسترش یافت. مصر در سال 1805 عملاً مستقل شد و انگلیسی ها بعداً همراه با قبرس آن را تصرف کردند. یونان مستقل شد، و صربستان و سایر مناطق بالکان به شدت ناآرام شدند، زیرا نیروی ناسیونالیسم علیه امپریالیسم فشار آورد. فرانسوی ها الجزایر و تونس را تصرف کردند. اروپایی ها همه فکر می کردند که امپراتوری مردی بیمار است که به سرعت در حال زوال است. فقط آلمانی ها مفید به نظر می رسیدند و حمایت آنها منجر به پیوستن امپراتوری عثمانی به قدرت های مرکزی در سال 1915 شد و در نتیجه آنها به عنوان یکی از سنگین ترین بازندگان جنگ جهانی اول در سال 1918 ظاهر شدند. [239]

فرهنگ

Depiction of a hookah shop in Lebanon, Ottoman Empire

The Ottomans absorbed some of the traditions, art, and institutions of cultures in the regions they conquered and added new dimensions to them. Numerous traditions and cultural traits of previous empires (In fields such as architecture, cuisine, music, leisure, and government) were adopted by the Ottoman Turks, who developed them into new forms, resulting in a new and distinctively Ottoman cultural identity. Although the predominant literary language of the Ottoman Empire was Turkish, Persian was the preferred vehicle for the projection of an imperial image.[240]

New Mosque and Eminönü bazaar, Constantinople, c. 1895

Slavery was a part of Ottoman society,[241] with most slaves employed as domestic servants. Agricultural slavery, such as that which was widespread in the Americas, was relatively rare. Unlike systems of chattel slavery, slaves under Islamic law were not regarded as movable property, and the children of female slaves were born legally free. Female slaves were still sold in the Empire as late as 1908.[242] During the 19th century the Empire came under pressure from Western European countries to outlaw the practice. Policies developed by various Sultans throughout the 19th century attempted to curtail the Ottoman slave trade but slavery had centuries of religious backing and sanction and so slavery was never abolished in the Empire.[226]

Plague remained a major scourge in Ottoman society until the second quarter of the 19th century. "Between 1701 and 1750, 37 larger and smaller plague epidemics were recorded in Istanbul, and 31 between 1751 and 1801."[243]

Ottomans adopted Persian bureaucratic traditions and culture. The sultans also made an important contribution in the development of Persian literature.[244]

Education

Beyazıt State Library was founded in 1884.

In the Ottoman Empire, each millet established a schooling system serving its members.[245] Education, therefore, was largely divided on ethnic and religious lines: few non-Muslims attended schools for Muslim students and vice versa. Most institutions that did serve all ethnic and religious groups taught in French or other languages.[246]

Literature

The two primary streams of Ottoman written literature are poetry and prose. Poetry was by far the dominant stream. Until the 19th century, Ottoman prose did not contain any examples of fiction: there were no counterparts to, for instance, the European romance, short story, or novel. Analog genres did exist, though, in both Turkish folk literature and in Divan poetry.

Ottoman Divan poetry was a highly ritualized and symbolic art form. From the Persian poetry that largely inspired it, it inherited a wealth of symbols whose meanings and interrelationships—both of similitude (مراعات نظير mura'ât-i nazîr / تناسب tenâsüb) and opposition (تضاد tezâd) were more or less prescribed. Divan poetry was composed through the constant juxtaposition of many such images within a strict metrical framework, thus allowing numerous potential meanings to emerge. The vast majority of Divan poetry was lyric in nature: either gazels (which make up the greatest part of the repertoire of the tradition), or kasîdes. There were, however, other common genres, most particularly the mesnevî, a kind of verse romance and thus a variety of narrative poetry; the two most notable examples of this form are the Leyli and Majnun of Fuzûlî and the Hüsn ü Aşk of Şeyh Gâlib. The Seyahatnâme of Evliya Çelebi (1611–1682) is an outstanding example of travel literature.

Ahmet Nedîm Efendi, one of the most celebrated Ottoman poets

Until the 19th century, Ottoman prose did not develop to the extent that contemporary Divan poetry did. A large part of the reason for this was that much prose was expected to adhere to the rules of sec (سجع, also transliterated as seci), or rhymed prose,[247] a type of writing descended from the Arabic saj' and which prescribed that between each adjective and noun in a string of words, such as a sentence, there must be a rhyme. Nevertheless, there was a tradition of prose in the literature of the time, though exclusively non-fictional in nature. One apparent exception was Muhayyelât ("Fancies") by Giritli Ali Aziz Efendi, a collection of stories of the fantastic written in 1796, though not published until 1867. The first novel published in the Ottoman Empire was by an Armenian named Vartan Pasha. Published in 1851, the novel was entitled The Story of Akabi (Turkish: Akabi Hikyayesi) and was written in Turkish but with Armenian script.[248][249][250][251]

Due to historically close ties with France, French literature came to constitute the major Western influence on Ottoman literature throughout the latter half of the 19th century. As a result, many of the same movements prevalent in France during this period also had their Ottoman equivalents; in the developing Ottoman prose tradition, for instance, the influence of Romanticism can be seen during the Tanzimat period, and that of the Realist and Naturalist movements in subsequent periods; in the poetic tradition, on the other hand, it was the influence of the Symbolist and Parnassian movements that became paramount.

Many of the writers in the Tanzimat period wrote in several different genres simultaneously; for instance, the poet Namık Kemal also wrote the important 1876 novel İntibâh ("Awakening"), while the journalist İbrahim Şinasi is noted for writing, in 1860, the first modern Turkish play, the one-act comedy "Şair Evlenmesi" ("The Poet's Marriage"). An earlier play, a farce entitled "Vakâyi'-i 'Acibe ve Havâdis-i Garibe-yi Kefşger Ahmed" ("The Strange Events and Bizarre Occurrences of the Cobbler Ahmed"), dates from the beginning of the 19th century, but there remains some doubt about its authenticity. In a similar vein, the novelist Ahmed Midhat Efendi wrote important novels in each of the major movements: Romanticism (Hasan Mellâh yâhud Sırr İçinde Esrâr, 1873; "Hasan the Sailor, or The Mystery Within the Mystery"), Realism (Henüz on Yedi Yaşında, 1881; "Just Seventeen Years Old"), and Naturalism (Müşâhedât, 1891; "Observations"). This diversity was, in part, due to the Tanzimat writers' wish to disseminate as much of the new literature as possible, in the hopes that it would contribute to a revitalization of Ottoman social structures.[252]

Media

Architecture

Ottoman architecture was influenced by Persian, Byzantine Greek and Islamic architectures. During the Rise period (The early or first Ottoman architecture period), Ottoman art was in search of new ideas. The growth period of the Empire became the classical period of architecture when Ottoman art was at its most confident. During the years of the Stagnation period, Ottoman architecture moved away from this style, however. During the Tulip Era, it was under the influence of the highly ornamented styles of Western Europe; Baroque, Rococo, Empire and other styles intermingled. Concepts of Ottoman architecture concentrate mainly on the mosque. The mosque was integral to society, city planning, and communal life. Besides the mosque, it is also possible to find good examples of Ottoman architecture in soup kitchens, theological schools, hospitals, Turkish baths, and tombs.

Examples of Ottoman architecture of the classical period, besides Istanbul and Edirne, can also be seen in Egypt, Eritrea, Tunisia, Algiers, the Balkans, and Romania, where mosques, bridges, fountains, and schools were built. The art of Ottoman decoration developed with a multitude of influences due to the wide ethnic range of the Ottoman Empire. The greatest of the court artists enriched the Ottoman Empire with many pluralistic artistic influences, such as mixing traditional Byzantine art with elements of Chinese art.[253]

Decorative arts

Ottoman miniature lost its function with the Westernization of Ottoman culture.
Selimiye Mosque calligraphy

The tradition of Ottoman miniatures, painted to illustrate manuscripts or used in dedicated albums, was heavily influenced by the Persian art form, though it also included elements of the Byzantine tradition of illumination and painting.[citation needed] A Greek academy of painters, the Nakkashane-i-Rum, was established in the Topkapi Palace in the 15th century, while early in the following century a similar Persian academy, the Nakkashane-i-Irani, was added. Surname-i Hümayun (Imperial Festival Books) were albums that commemorated celebrations in the Ottoman Empire in pictorial and textual detail.

Ottoman illumination covers non-figurative painted or drawn decorative art in books or on sheets in muraqqa or albums, as opposed to the figurative images of the Ottoman miniature. It was a part of the Ottoman Book Arts together with the Ottoman miniature (taswir), calligraphy (hat), Islamic calligraphy, bookbinding (cilt) and paper marbling (ebru). In the Ottoman Empire, illuminated and illustrated manuscripts were commissioned by the Sultan or the administrators of the court. In Topkapi Palace, these manuscripts were created by the artists working in Nakkashane, the atelier of the miniature and illumination artists. Both religious and non-religious books could be illuminated. Also, sheets for albums levha consisted of illuminated calligraphy (hat) of tughra, religious texts, verses from poems or proverbs, and purely decorative drawings.

The art of carpet weaving was particularly significant in the Ottoman Empire, carpets having an immense importance both as decorative furnishings, rich in religious and other symbolism and as a practical consideration, as it was customary to remove one's shoes in living quarters.[254] The weaving of such carpets originated in the nomadic cultures of central Asia (carpets being an easily transportable form of furnishing), and eventually spread to the settled societies of Anatolia. Turks used carpets, rugs, and kilims not just on the floors of a room but also as a hanging on walls and doorways, where they provided additional insulation. They were also commonly donated to mosques, which often amassed large collections of them.[255]

Music and performing arts

Ottoman classical music was an important part of the education of the Ottoman elite. A number of the Ottoman sultans have accomplished musicians and composers themselves, such as Selim III, whose compositions are often still performed today. Ottoman classical music arose largely from a confluence of Byzantine music, Armenian music, Arabic music, and Persian music. Compositionally, it is organized around rhythmic units called usul, which are somewhat similar to meter in Western music, and melodic units called makam, which bear some resemblance to Western musical modes.

The instruments used are a mixture of Anatolian and Central Asian instruments (the saz, the bağlama, the kemence), other Middle Eastern instruments (the ud, the tanbur, the kanun, the ney), and—later in the tradition—Western instruments (the violin and the piano). Because of a geographic and cultural divide between the capital and other areas, two broadly distinct styles of music arose in the Ottoman Empire: Ottoman classical music and folk music. In the provinces, several different kinds of folk music were created. The most dominant regions with their distinguished musical styles are Balkan-Thracian Türküs, North-Eastern (Laz) Türküs, Aegean Türküs, Central Anatolian Türküs, Eastern Anatolian Türküs, and Caucasian Türküs. Some of the distinctive styles were: Janissary Music, Roma music, Belly dance, Turkish folk music.

The traditional shadow play called Karagöz and Hacivat was widespread throughout the Ottoman Empire and featured characters representing all of the major ethnic and social groups in that culture.[256][257] It was performed by a single puppet master, who voiced all of the characters, and accompanied by tambourine (def). Its origins are obscure, deriving perhaps from an older Egyptian tradition, or possibly from an Asian source.

Cuisine

Enjoying coffee at the harem
Turkish women baking bread, 1790

Ottoman cuisine refers to the cuisine of the capital, Constantinople (Istanbul), and the regional capital cities, where the melting pot of cultures created a common cuisine that most of the population regardless of ethnicity shared. This diverse cuisine was honed in the Imperial Palace's kitchens by chefs brought from certain parts of the Empire to create and experiment with different ingredients. The creations of the Ottoman Palace's kitchens filtered to the population, for instance through Ramadan events, and through the cooking at the Yalıs of the Pashas, and from there on spread to the rest of the population.

Much of the cuisine of former Ottoman territories today is descended from a shared Ottoman cuisine, especially Turkish, and including Greek, Balkan, Armenian, and Middle Eastern cuisines.[258] Many common dishes in the region, descendants of the once-common Ottoman cuisine, include yogurt, döner kebab/gyro/shawarma, cacık/tzatziki, ayran, pita bread, feta cheese, baklava, lahmacun, moussaka, yuvarlak, köfte/keftés/kofta, börek/boureki, rakı/rakia/tsipouro/tsikoudia, meze, dolma, sarma, rice pilaf, Turkish coffee, sujuk, kashk, keşkek, manti, lavash, kanafeh, and more.

Science and technology

Ottoman Imperial Museum, today the Istanbul Archaeology Museums
Girl Reciting the Qurān (Kuran Okuyan Kız), an 1880 painting by the Ottoman polymath Osman Hamdi Bey, whose works often showed women engaged in educational activities.[259]

Over the course of Ottoman history, the Ottomans managed to build a large collection of libraries complete with translations of books from other cultures, as well as original manuscripts.[55] A great part of this desire for local and foreign manuscripts arose in the 15th century. Sultan Mehmet II ordered Georgios Amiroutzes, a Greek scholar from Trabzon, to translate and make available to Ottoman educational institutions the geography book of Ptolemy. Another example is Ali Qushji – an astronomer, mathematician and physicist originally from Samarkand – who became a professor in two madrasas and influenced Ottoman circles as a result of his writings and the activities of his students, even though he only spent two or three years in Constantinople before his death.[260]

Taqi al-Din built the Constantinople observatory of Taqi al-Din in 1577, where he carried out observations until 1580. He calculated the eccentricity of the Sun's orbit and the annual motion of the apogee.[261] However, the observatory's primary purpose was almost certainly astrological rather than astronomical, leading to its destruction in 1580 due to the rise of a clerical faction that opposed its use for that purpose.[262] He also experimented with steam power in Ottoman Egypt in 1551, when he described a steam jack driven by a rudimentary steam turbine.[263]

In 1660 the Ottoman scholar Ibrahim Efendi al-Zigetvari Tezkireci translated Noël Duret's French astronomical work (written in 1637) into Arabic.[264]

Şerafeddin Sabuncuoğlu was the author of the first surgical atlas and the last major medical encyclopaedia from the Islamic world. Though his work was largely based on Abu al-Qasim al-Zahrawi's Al-Tasrif, Sabuncuoğlu introduced many innovations of his own. Female surgeons were also illustrated for the first time.[265] Since, the Ottoman Empire is credited with the invention of several surgical instruments in use such as forceps, catheters, scalpels and lancets as well as pincers.[266]

An example of a watch that measured time in minutes was created by an Ottoman watchmaker, Meshur Sheyh Dede, in 1702.[267]

In the early 19th century, Egypt under Muhammad Ali began using steam engines for industrial manufacturing, with industries such as ironworks, textile manufacturing, paper mills and hulling mills moving towards steam power.[268] Economic historian Jean Batou argues that the necessary economic conditions existed in Egypt for the adoption of oil as a potential energy source for its steam engines later in the 19th century.[268]

In the 19th century, Ishak Efendi is credited with introducing the then current Western scientific ideas and developments to the Ottoman and wider Muslim world, as well as the invention of a suitable Turkish and Arabic scientific terminology, through his translations of Western works.

Sports

Members of Beşiktaş J.K. in 1903
Members of Galatasaray S.K. (football) in 1905

The main sports Ottomans were engaged in were Turkish wrestling, hunting, Turkish archery, horseback riding, equestrian javelin throw, arm wrestling, and swimming. European model sports clubs were formed with the spreading popularity of football matches in 19th century Constantinople. The leading clubs, according to timeline, were Beşiktaş Gymnastics Club (1903), Galatasaray Sports Club (1905), Fenerbahçe Sports Club (1907), MKE Ankaragücü (formerly Turan Sanatkaragücü) (1910) in Constantinople. Football clubs were formed in other provinces too, such as Karşıyaka Sports Club (1912), Altay Sports Club (1914) and Turkish Fatherland Football Club (later Ülküspor) (1914) of İzmir.

See also

Notes

  1. ^ In Ottoman Turkish, the city was known by various names, among which were Kostantiniyye (قسطنطينيه‎) (replacing the suffix -polis with the Arabic nisba), Dersaadet (در سعادت‎) and Istanbul (استانبول‎). Names other than Istanbul became obsolete in Turkish after the proclamation of the Republic of Turkey in 1923,[5] and after Turkey's transition to Latin script in 1928, the Turkish government in 1930 requested that foreign embassies and companies use Istanbul, and that name became widely accepted internationally.[6] Eldem Edhem, author of an entry on Istanbul in Encyclopedia of the Ottoman Empire, stated that the majority of the Turkish people circa 2010, including historians, believe using "Constantinople" to refer to the Ottoman-era city is "politically incorrect" despite any historical accuracy.[5]
  2. ^ The sultan from 1512 to 1520.
  3. ^ Mehmed VI, the last Sultan, was expelled from Constantinople on 17 November 1922.
  4. ^ The Treaty of Sèvres (10 August 1920) afforded a small existence to the Ottoman Empire. On 1 November 1922, the Grand National Assembly (GNAT) abolished the sultanate and declared that all the deeds of the Ottoman regime in Constantinople were null and void as of 16 March 1920, the date of the occupation of Constantinople under the terms of the Treaty of Sèvres. The international recognition of the GNAT and the Government of Ankara was achieved through the signing of the Treaty of Lausanne on 24 July 1923. The Grand National Assembly of Turkey promulgated the Republic on 29 October 1923, which ended the Ottoman Empire in history.
  5. ^ "Sublime Ottoman State" was not used in minority languages for Christians and Jews, nor in French,[17] the common Western language among the educated in the late Ottoman Empire.[10] Minority languages, which use the same name in French:[17]
    • Western Armenian: Օսմանյան տերութիւն (Osmanean Têrut´iwn, meaning "Ottoman Authority/Governance/Rule"), Օսմանյան պետութիւն (Osmanean Petut‘iwn, meaning "Ottoman State"), and Օսմանյան կայսրություն (Osmanean Kaysrut, meaning "Ottoman Empire")
    • Bulgarian: Османска империя (Otomanskata Imperiya), and Отоманска империя is an archaic version. Definite article forms: Османската империя and Османска империя were synonymous
    • Greek: Оθωμανική Επικράτεια (Othōmanikē Epikrateia) and Оθωμανική Αυτοκρατορία (Othōmanikē Avtokratoria)
    • Ladino: Imperio otomano
  6. ^ The Ottoman dynasty also held the title "caliph" from the Ottoman victory over the Mamluk Sultanate of Cairo in the Battle of Ridaniya in 1517 to the abolition of the Caliphate by the Turkish Republic in 1924.
  7. ^ The empire also temporarily gained authority over distant overseas lands through declarations of allegiance to the Ottoman Sultan and Caliph, such as the declaration by the Sultan of Aceh in 1565, or through temporary acquisitions of islands such as Lanzarote in the Atlantic Ocean in 1585, Turkish Navy Official Website: "Atlantik'te Türk Denizciliği"
  8. ^ A lock-hold on trade between western Europe and Asia is often cited as a primary motivation for Isabella I of Castile to fund Christopher Columbus's westward journey to find a sailing route to Asia and, more generally, for European seafaring nations to explore alternative trade routes (e.g., K.D. Madan, Life and travels of Vasco Da Gama (1998), 9; I. Stavans, Imagining Columbus: the literary voyage (2001), 5; W.B. Wheeler and S. Becker, Discovering the American Past. A Look at the Evidence: to 1877 (2006), 105). This traditional viewpoint has been attacked as unfounded in an influential article by A.H. Lybyer ("The Ottoman Turks and the Routes of Oriental Trade", English Historical Review, 120 (1915), 577–588), who sees the rise of Ottoman power and the beginnings of Portuguese and Spanish explorations as unrelated events. His view has not been universally accepted (cf. K.M. Setton, The Papacy and the Levant (1204–1571), Vol. 2: The Fifteenth Century (Memoirs of the American Philosophical Society, Vol. 127) (1978), 335).
  9. ^ Although his sons 'Ali and Faisal had already initiated operations at Medina starting on 5 June[155]

References

  1. ^ McDonald, Sean; Moore, Simon (20 October 2015). "Communicating Identity in the Ottoman Empire and Some Implications for Contemporary States". Atlantic Journal of Communication. 23 (5): 269–283. doi:10.1080/15456870.2015.1090439. ISSN 1545-6870. S2CID 146299650.
  2. ^ Stanford Shaw, History of the Ottoman Empire and Modern Turkey (Cambridge: University Press, 1976), vol. 1 p. 13
  3. ^ Atasoy & Raby 1989, p. 19–20.
  4. ^ a b "In 1363 the Ottoman capital moved from Bursa to Edirne, although Bursa retained its spiritual and economic importance." Ottoman Capital Bursa. Official website of Ministry of Culture and Tourism of the Republic of Turkey. Retrieved 26 June 2013.
  5. ^ a b Edhem, Eldem. "Istanbul." In: Ágoston, Gábor, and Bruce Alan Masters. Encyclopedia of the Ottoman Empire. Infobase Publishing, 21 May 2010. ISBN 1-4381-1025-1, 9781438110257. Start and CITED: p. 286. "With the collapse of the Ottoman Empire and the establishment of the Republic of Turkey, all previous names were abandoned and Istanbul came to designate the entire city."
  6. ^ (Stanford and Ezel Shaw (27 May 1977): History of the Ottoman Empire and Modern Turkey. Cambridge: Cambridge University Press. Vol II, ISBN 0-521-29166-6, 9780521291668. p. 386; Robinson (1965), The First Turkish Republic, p. 298 and Society (4 March 2014). "Istanbul, not Constantinople". National Geographic Society. Retrieved 28 March 2019.)
  7. ^ Flynn, Thomas O. (7 August 2017). The Western Christian Presence in the Russias and Qājār Persia, c.1760–c.1870. BRILL. ISBN 978-90-04-31354-5.
  8. ^ * Learning to Read in the Late Ottoman Empire and the Early Turkish Republic, B. Fortna, page 50;"Although in the late Ottoman period Persian was taught in the state schools...."
    • Persian Historiography and Geography, Bertold Spuler, page 68, "On the whole, the circumstance in Turkey took a similar course: in Anatolia, the Persian language had played a significant role as the carrier of civilization.[..]..where it was at time, to some extent, the language of diplomacy...However Persian maintained its position also during the early Ottoman period in the composition of histories and even Sultan Salim I, a bitter enemy of Iran and the Shi'ites, wrote poetry in Persian. Besides some poetical adaptations, the most important historiographical works are: Idris Bidlisi's flowery "Hasht Bihist", or Seven Paradises, begun in 1502 by the request of Sultan Bayazid II and covering the first eight Ottoman rulers.."
    • Picturing History at the Ottoman Court, Emine Fetvacı, page 31, "Persian literature, and belles-lettres in particular, were part of the curriculum: a Persian dictionary, a manual on prose composition; and Sa'dis "Gulistan", one of the classics of Persian poetry, were borrowed. All these titles would be appropriate in the religious and cultural education of the newly converted young men.
    • Persian Historiography: History of Persian Literature A, Volume 10, edited by Ehsan Yarshater, Charles Melville, page 437;"...Persian held a privileged place in Ottoman letters. Persian historical literature was first patronized during the reign of Mehmed II and continued unabated until the end of the 16th century.
  9. ^ Ayşe Gül Sertkaya (2002). "Şeyhzade Abdurrezak Bahşı". In György Hazai (ed.). Archivum Ottomanicum. 20. pp. 114–115. As a result, we can claim that Şeyhzade Abdürrezak Bahşı was a scribe lived in the palaces of Sultan Mehmed the Conqueror and his son Bayezid-i Veli in the 15th century, wrote letters (bitig) and firmans (yarlığ) sent to Eastern Turks by Mehmed II and Bayezid II in both Uighur and Arabic scripts and in East Turkestan (Chagatai) language.
  10. ^ a b c Strauss, Johann (2010). "A Constitution for a Multilingual Empire: Translations of the Kanun-ı Esasi and Other Official Texts into Minority Languages". In Herzog, Christoph; Malek Sharif (eds.). The First Ottoman Experiment in Democracy. Würzburg: Orient-Institut Istanbul. pp. 21–51. (info page on book at Martin Luther University) // CITED: p. 26 (PDF p. 28): "French had become a sort of semi-official language in the Ottoman Empire in the wake of the Tanzimat reforms.[...]It is true that French was not an ethnic language of the Ottoman Empire. But it was the only Western language which would become increasingly widespread among educated persons in all linguistic communities."
  11. ^ Finkel, Caroline (2005). Osman's Dream: The Story of the Ottoman Empire, 1300–1923. New York: Basic Books. pp. 110–1. ISBN 978-0-465-02396-7.
  12. ^ a b c Lambton, Ann; Lewis, Bernard (1995). The Cambridge History of Islam: The Indian sub-continent, South-East Asia, Africa and the Muslim west. 2. Cambridge University Press. p. 320. ISBN 978-0-521-22310-2.
  13. ^ a b c Rein Taagepera (September 1997). "Expansion and Contraction Patterns of Large Polities: Context for Russia". International Studies Quarterly. 41 (3): 498. doi:10.1111/0020-8833.00053. JSTOR 2600793.
  14. ^ Turchin, Peter; Adams, Jonathan M.; Hall, Thomas D (December 2006). "East-West Orientation of Historical Empires". Journal of World-Systems Research. 12 (2): 223. ISSN 1076-156X. Retrieved 12 September 2016.
  15. ^ Dimitrov, Nikola; Markoski, Blagoja; Radevski, Ivan (2017). "Bitola–from Eyalet capital to regional centre in the Republic of Macedonia". Urban Development Issues. 55 (3): 67. doi:10.2478/udi-2018-0006. ISSN 2544-6258. S2CID 134681055.
  16. ^ Erickson, Edward J. (2003). Defeat in Detail: The Ottoman Army in the Balkans, 1912–1913. Greenwood Publishing Group. p. 59. ISBN 978-0-275-97888-4.
  17. ^ a b c Strauss, Johann (2010). "A Constitution for a Multilingual Empire: Translations of the Kanun-ı Esasi and Other Official Texts into Minority Languages". In Herzog, Christoph; Malek Sharif (eds.). The First Ottoman Experiment in Democracy. Würzburg: Orient-Institut Istanbul. pp. 21–51. (info page on book at Martin Luther University) // CITED: p. 36 (PDF p. 38/338).
  18. ^ A ́goston, Ga ́bor; Masters, Bruce Alan (2008). Encyclopedia of the Ottoman Empire. Infobase Publishing, NY. p. 444. ISBN 978-0-8160-6259-1. "Osman was simply one among a number Turkoman tribal leaders operating in the Sakarya region."
  19. ^ "Osman I". Encyclopedia Britannica. Osman I, also called Osman Gazi, (born c. 1258—died 1324 or 1326), ruler of a Turkmen principality in northwestern Anatolia who is regarded as the founder of the Ottoman Turkish state.
  20. ^ Finkel, Caroline (13 February 2006). Osman's Dream: The Story of the Ottoman Empire, 1300–1923. Basic Books. pp. 2, 7. ISBN 978-0-465-02396-7.
  21. ^ Quataert, Donald (2005). The Ottoman Empire, 1700–1922 (2 ed.). Cambridge University Press. p. 4. ISBN 978-0-521-83910-5.
  22. ^ "Ottoman Empire". Oxford Islamic Studies Online. 6 May 2008. Retrieved 26 August 2010.
  23. ^ a b c Hathaway, Jane (2008). The Arab Lands under Ottoman Rule, 1516–1800. Pearson Education Ltd. p. 8. ISBN 978-0-582-41899-8. historians of the Ottoman Empire have rejected the narrative of decline in favor of one of crisis and adaptation
    • Tezcan, Baki (2010). The Second Ottoman Empire: Political and Social Transformation in the Early Modern Period. Cambridge University Press. p. 9. ISBN 978-1-107-41144-9. Ottomanist historians have produced several works in the last decades, revising the traditional understanding of this period from various angles, some of which were not even considered as topics of historical inquiry in the mid-twentieth century. Thanks to these works, the conventional narrative of Ottoman history – that in the late sixteenth century the Ottoman Empire entered a prolonged period of decline marked by steadily increasing military decay and institutional corruption – has been discarded.
    • Woodhead, Christine (2011). "Introduction". In Christine Woodhead (ed.). The Ottoman World. p. 5. ISBN 978-0-415-44492-7. Ottomanist historians have largely jettisoned the notion of a post-1600 'decline'
  24. ^ Ágoston, Gábor (2009). "Introduction". In Ágoston, Gábor; Bruce Masters (eds.). Encyclopedia of the Ottoman Empire. p. xxxii.
    • Faroqhi, Suraiya (1994). "Crisis and Change, 1590–1699". In İnalcık, Halil; Donald Quataert (eds.). An Economic and Social History of the Ottoman Empire, 1300–1914. 2. Cambridge University Press. p. 553. ISBN 978-0-521-57456-3. In the past fifty years, scholars have frequently tended to view this decreasing participation of the sultan in political life as evidence for "Ottoman decadence", which supposedly began at some time during the second half of the sixteenth century. But recently, more note has been taken of the fact that the Ottoman Empire was still a formidable military and political power throughout the seventeenth century, and that noticeable though limited economic recovery followed the crisis of the years around 1600; after the crisis of the 1683–1699 war, there followed a longer and more decisive economic upswing. Major evidence of decline was not visible before the second half of the eighteenth century.
  25. ^ a b Aksan, Virginia (2007). Ottoman Wars, 1700–1860: An Empire Besieged. Pearson Education Ltd. pp. 130–135. ISBN 978-0-582-30807-7.
  26. ^ Quataert, Donald (1994). "The Age of Reforms, 1812–1914". In İnalcık, Halil; Donald Quataert (eds.). An Economic and Social History of the Ottoman Empire, 1300–1914. 2. Cambridge University Press. p. 762. ISBN 978-0-521-57456-3.
  27. ^ Findley, Carter Vaughn (2010). Turkey, Islam, Nationalism and Modernity: A History, 1789–2007. New Haven: Yale University Press. p. 200. ISBN 978-0-300-15260-9.
  28. ^
     • Quataert, Donald (2005). The Ottoman Empire, 1700–1922. Cambridge University Press (Kindle edition). p. 186.
     • Schaller, Dominik J; Zimmerer, Jürgen (2008). "Late Ottoman genocides: the dissolution of the Ottoman Empire and Young Turkish population and extermination policies – introduction". Journal of Genocide Research. 10 (1): 7–14. doi:10.1080/14623520801950820. S2CID 71515470.
  29. ^ Howard, Douglas A. (2016). A History of the Ottoman Empire. Cambridge University Press. p. 318. ISBN 978-1-108-10747-1.
  30. ^ "Ottoman banknote with Arabic script". Archived from the original on 28 March 2017. Retrieved 26 August 2010.
  31. ^ Ágoston, Gábor (2009). "Introduction". In Ágoston, Gábor; Bruce Masters (eds.). Encyclopedia of the Ottoman Empire. p. xxvi.
    • Imber, Colin (2009). The Ottoman Empire, 1300–1650: The Structure of Power (2 ed.). New York: Palgrave Macmillan. p. 3. By the seventeenth century, literate circles in Istanbul would not call themselves Turks, and often, in phrases such as 'senseless Turks', used the word as a term of abuse.
  32. ^ Kafadar, Cemal (2007). "A Rome of One's Own: Cultural Geography and Identity in the Lands of Rum". Muqarnas. 24: 11.
  33. ^ Greene, Molly (2015). The Edinburgh History of the Greeks, 1453 to 1768. p. 51.
  34. ^ Soucek, Svat (2015). Ottoman Maritime Wars, 1416–1700. Istanbul: The Isis Press. p. 8. ISBN 978-975-428-554-3. The scholarly community specializing in Ottoman studies has of late virtually banned the use of "Turkey", "Turks", and "Turkish" from acceptable vocabulary, declaring "Ottoman" and its expanded use mandatory and permitting its "Turkish" rival only in linguistic and philological contexts.
  35. ^ Kermeli, Eugenia (2009) [2008]. "Osman I". In Ágoston, Gábor; Masters, Bruce (eds.). Encyclopedia of the Ottoman Empire. Infobase Publishing. p. 444. ISBN 978-1-4381-1025-7.
  36. ^ Lowry, Heath (2003). The Nature of the Early Ottoman State. SUNY Press. p. 59. ISBN 9780791456361.
  37. ^ Kafadar, Cemal (1995). Between Two Worlds: The Construction of the Ottoman State. p. 127.
  38. ^ Finkel, Caroline (2005). Osman's Dream: The History of the Ottoman Empire. Basic Books. pp. 5, 10. ISBN 978-0-465-00850-6.
  39. ^ Lindner, Rudi Paul (2009). "Anatolia, 1300–1451". In Fleet, Kate (ed.). The Cambridge History of Turkey. 1, Byzantium to Turkey, 1071–1453. Cambridge: Cambridge University Press. p. 104.
  40. ^ Elsie, Robert (2004). Historical Dictionary of Kosova. Scarecrow Press. pp. 95–96. ISBN 978-0-8108-5309-6.
  41. ^ Nicolle, David (1999). Nicopolis 1396: The Last Crusade. Osprey Publishing. ISBN 978-1-85532-918-8.
  42. ^ Ágoston, Gábor; Bruce Alan Masters (2009) [2008]. Encyclopedia of the Ottoman Empire. Infobase Publishing. p. 363. ISBN 978-1-4381-1025-7.
  43. ^ Uyar, Mesut; Edward J. Erickson (2009). A Military History of the Ottomans: From Osman to Atatürk. ABC-CLIO. p. 29. ISBN 978-0-275-98876-0.
  44. ^ Lokman (1588). "Battle of Mohács (1526)". Archived from the original on 29 May 2013.
  45. ^ a b Stone, Norman (2005). "Turkey in the Russian Mirror". In Mark Erickson, Ljubica Erickson (ed.). Russia War, Peace And Diplomacy: Essays in Honour of John Erickson. Weidenfeld & Nicolson. p. 94. ISBN 978-0-297-84913-1.
  46. ^ Hodgkinson 2005, p. 240
  47. ^ Karpat, Kemal H. (1974). The Ottoman state and its place in world history. Leiden: Brill. p. 111. ISBN 978-90-04-03945-2.
  48. ^ Alan Mikhail, God's Shadow: Sultan Selim, His Ottoman Empire, and the Making of the Modern World (2020) excerpt
  49. ^ Savory, R. M. (1960). "The Principal Offices of the Ṣafawid State during the Reign of Ismā'īl I (907–930/1501–1524)". Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London. 23 (1): 91–105. doi:10.1017/S0041977X00149006. JSTOR 609888.
  50. ^ Hess, Andrew C. (January 1973). "The Ottoman Conquest of Egypt (1517) and the Beginning of the Sixteenth-Century World War". International Journal of Middle East Studies. 4 (1): 55–76. doi:10.1017/S0020743800027276. JSTOR 162225.
  51. ^ "Origins of the Magyars". Hungary. Britannica Online Encyclopedia. Retrieved 26 August 2010.
  52. ^ "Encyclopædia Britannica". Britannica Online Encyclopedia. Archived from the original on 25 December 2012. Retrieved 26 August 2010.
  53. ^ Imber, Colin (2002). The Ottoman Empire, 1300–1650: The Structure of Power. Palgrave Macmillan. p. 50. ISBN 978-0-333-61386-3.
  54. ^ Thompson, Bard (1996). Humanists and Reformers: A History of the Renaissance and Reformation. Wm. B. Eerdmans Publishing. p. 442. ISBN 978-0-8028-6348-5.
  55. ^ a b Ágoston and Alan Masters, Gábor and Bruce (2009). Encyclopedia of the Ottoman Empire. Infobase Publishing. p. 583. ISBN 978-1-4381-1025-7.
  56. ^ The Reign of Suleiman the Magnificent, 1520–1566, V.J. Parry, A History of the Ottoman Empire to 1730, ed. M.A. Cook (Cambridge University Press, 1976), 94.
  57. ^ A Global Chronology of Conflict: From the Ancient World to the Modern Middle East, Vol. II, ed. Spencer C. Tucker, (ABC-CLIO, 2010). 516.
  58. ^ Revival: A History of the Art of War in the Sixteenth Century (1937). Routledge. 2018.
  59. ^ Imber, Colin (2002). The Ottoman Empire, 1300–1650: The Structure of Power. Palgrave Macmillan. p. 53. ISBN 978-0-333-61386-3.
  60. ^ Ágoston, Gábor (2009). "Süleyman I". In Ágoston, Gábor; Bruce Masters (eds.). Encyclopedia of the Ottoman Empire. p. 545.
  61. ^ Mansel, Philip (1997). Constantinople: City of the World's Desire, 1453–1924. London: Penguin Books. p. 61. ISBN 978-0-14-026246-9.
  62. ^ Crowley, Roger Empires of the Sea: The siege of Malta, the battle of Lepanto and the contest for the center of the world, Random House, 2008
  63. ^ "The Ottoman 'Discovery' of the Indian Ocean in the Sixteenth Century: The Age of Exploration from an Islamic Perspective". historycooperative.org. Archived from the original on 29 July 2019. Retrieved 11 September 2019.
  64. ^ Charles A. Truxillo (2012), Jain Publishing Company, "Crusaders in the Far East: The Moro Wars in the Philippines in the Context of the Ibero-Islamic World War".
  65. ^ Palabiyik, Hamit, Turkish Public Administration: From Tradition to the Modern Age, (Ankara, 2008), 84.
  66. ^ Ismail Hakki Goksoy. Ottoman-Aceh Relations According to the Turkish Sources (PDF). Archived from the original (PDF) on 19 January 2008. Retrieved 16 December 2018.
  67. ^ Deringil, Selim (September 2007). "The Turks and 'Europe': The Argument from History". Middle Eastern Studies. 43 (5): 709–723. doi:10.1080/00263200701422600. S2CID 144606323.
  68. ^ Faroqhi, Suraiya (1994). "Crisis and Change, 1590–1699". In İnalcık, Halil; Donald Quataert (eds.). An Economic and Social History of the Ottoman Empire, 1300–1914. 2. Cambridge University Press. pp. 413–414. ISBN 978-0-521-57456-3.
  69. ^ Şahin, Kaya (2013). Empire and Power in the Reign of Süleyman: Narrating the Sixteenth-Century Ottoman World. Cambridge University Press. p. 10. ISBN 978-1-107-03442-6.
  70. ^ Faroqhi, Suraiya (1994). "Crisis and Change, 1590–1699". In İnalcık, Halil; Donald Quataert (eds.). An Economic and Social History of the Ottoman Empire, 1300–1914. 2. Cambridge University Press. pp. 507–508. ISBN 978-0-521-57456-3.
  71. ^ Davies, Brian L. (2007). Warfare, State and Society on the Black Sea Steppe: 1500–1700. Routledge. p. 16. ISBN 978-0-415-23986-8.
  72. ^ Orest Subtelny (2000). Ukraine. University of Toronto Press. p. 106. ISBN 978-0-8020-8390-6. Retrieved 11 February 2013.
  73. ^ Matsuki, Eizo. "The Crimean Tatars and their Russian-Captive Slaves" (PDF). Mediterranean Studies Group at Hitotsubashi University. Archived from the original (PDF) on 15 January 2013. Retrieved 11 February 2013.
  74. ^ Christian-Muslim Relations. A Bibliographical History. Volume 10 Ottoman and Safavid Empires (1600–1700). BRILL. p. 67.
  75. ^ Tucker, Spencer C. (2019). Middle East Conflicts from Ancient Egypt to the 21st Century: An Encyclopedia and Document Collection [4 volumes]. p. 328.
  76. ^ Hanlon, Gregory. The Twilight Of A Military Tradition: Italian Aristocrats And European Conflicts, 1560–1800. Routledge. p. 24.
  77. ^ Kinross 1979, p. 272.
  78. ^ Fernand Braudel, The Mediterranean and the Mediterranean World in the Age of Philip II, vol. II ( University of California Press: Berkeley, 1995).
  79. ^ Kunt, Metin; Woodhead, Christine (1995). Süleyman the Magnificent and His Age: the Ottoman Empire in the Early Modern World. Longman. p. 53. ISBN 978-0-582-03827-1.
  80. ^ Itzkowitz 1980, p. 67.
  81. ^ Itzkowitz 1980, p. 71.
  82. ^ Itzkowitz 1980, pp. 90–92.
  83. ^ Halil İnalcık (1997). An Economic And Social History of the Ottoman Empire, Vol. 1 1300–1600. Cambridge University Press. p. 24. ISBN 978-0-521-57456-3.
  84. ^ a b Kinross 1979, p. 281.
  85. ^ Ga ́bor A ́goston, Bruce Alan Masters Encyclopedia of the Ottoman Empire pp. 23 Infobase Publishing, 1 January 2009 ISBN 1-4381-1025-1
  86. ^ Paoletti, Ciro (2008). A Military History of Italy. p. 33.
  87. ^ Itzkowitz 1980, p. 73.
  88. ^ Herzig, Edmund; Kurkchiyan, Marina (10 November 2004). Armenians: Past and Present in the Making of National Identity. ISBN 978-1-135-79837-6. Retrieved 30 December 2014.
  89. ^ Rubenstein, Richard L. (2000). Genocide and the Modern Age: Etiology and Case Studies of Mass Death. ISBN 978-0-8156-2828-6. Retrieved 30 December 2014.
  90. ^ Itzkowitz 1980, pp. 74–75.
  91. ^ Itzkowitz 1980, pp. 80–81.
  92. ^ Kinross 1979, p. 357.
  93. ^ Itzkowitz 1980, p. 84.
  94. ^ Itzkowitz 1980, pp. 83–84.
  95. ^ a b Kinross 1979, p. 371.
  96. ^ Kinross 1979, p. 372.
  97. ^ Kinross 1979, p. 376.
  98. ^ Kinross 1979, p. 392.
  99. ^ "History". Istanbul Technical University. Archived from the original on 18 June 2012. Retrieved 6 November 2011.
  100. ^ a b c Stone, Norman (2005). "Turkey in the Russian Mirror". In Mark Erickson, Ljubica Erickson (ed.). Russia War, Peace And Diplomacy: Essays in Honour of John Erickson. Weidenfeld & Nicolson. p. 97. ISBN 978-0-297-84913-1.
  101. ^ a b "Presentation of Katip Çelebi, Kitâb-i Cihân-nümâ li-Kâtib Çelebi". Utrecht University Library. 5 May 2009. Archived from the original on 12 February 2013. Retrieved 11 February 2013.
  102. ^ Watson, William J. (1968). "Ibrahim Muteferrika and Turkish Incunabula". Journal of the American Oriental Society. 88 (3): 435–441. doi:10.2307/596868. JSTOR 596868.
  103. ^ Middle East and Africa: International Dictionary of Historic Places. Routledge. 2014. p. 559.
  104. ^ Kinross 1979, p. 405.
  105. ^ "Liberation, Independence And Union of Serbia And Montenegro". Serb Land of Montenegro. Retrieved 26 August 2010.
  106. ^ Berend, Tibor Iván (2003). History Derailed: Central and Eastern Europe in the Long 19th Century. University of California Press. p. 127. ISBN 978-0-520-93209-8.
  107. ^ Jalata, Asafa (2016). Phases of Terrorism in the Age of Globalization: From Christopher Columbus to Osama bin Laden. Palgrave Macmillan US. pp. 92–93. ISBN 978-1-137-55234-1. Within the first three decades, the French military massacred between half a million to one million from approximately three million Algerian people.
  108. ^ Kiernan, Ben (2007). Blood and Soil: A World History of Genocide and Extermination from Sparta to Darfur. Yale University Press. pp. 364–ff. ISBN 978-0-300-10098-3. In Algeria, colonization and genocidal massacres proceeded in tandem. From 1830 to 1847, its European settler population quadrupled to 104,000. Of the native Algerian population of approximately 3 million in 1830, about 500,000 to 1 million perished in the first three decades of French conquest.
  109. ^ Bennoune, Mahfoud (22 August 2002). The Making of Contemporary Algeria, 1830–1987. ISBN 978-0-521-52432-2.
  110. ^ Karsh, Effraim Islamic Imperialism A History, New Haven: Yale University Press, 2006 p. 95.
  111. ^ a b c d e Karsh, Effraim Islamic Imperialism A History, New Haven: Yale University Press, 2006 p. 96.
  112. ^ Karsh, Effraim Islamic Imperialism A History, New Haven: Yale University Press, 2006 pp. 95–96.
  113. ^ Repin, Volume 1; Igor Emanuilovich Grabar'; 1948; p.391 (in Russian)
  114. ^ Bulgaria today: Volume 15, Issue 4; 1966; p.35
  115. ^ Chisholm, Hugh, ed. (1911). "Bashi-Bazouk" . Encyclopædia Britannica. 3 (11th ed.). Cambridge University Press. p. 465.
  116. ^ Ishtiaq, Hussain. "The Tanzimat: Secular Reforms in the Ottoman Empire" (PDF). Faith Matters.
  117. ^ Yakup Bektas, "The sultan's messenger: Cultural constructions of ottoman telegraphy, 1847–1880." Technology and Culture 41.4 (2000): 669–696.
  118. ^ a b c d e f Stone, Norman (2005). "Turkey in the Russian Mirror". In Mark Erickson, Ljubica Erickson (ed.). Russia War, Peace And Diplomacy: Essays in Honour of John Erickson. Weidenfeld & Nicolson. p. 95. ISBN 978-0-297-84913-1.
  119. ^ "Sursock House". Retrieved 29 May 2018.
  120. ^ Rogan 2011, p. 93.
  121. ^ V. Necla Geyikdagi (2011). Foreign Investment in the Ottoman Empire: International Trade and Relations 1854–1914. I.B.Tauris. p. 32. ISBN 978-1-84885-461-1.
  122. ^ Douglas Arthur Howard (2001). The History of Turkey. Greenwood Publishing Group. p. 71. ISBN 978-0-313-30708-9. Retrieved 11 February 2013.
  123. ^ Williams, Bryan Glynn (2000). "Hijra and forced migration from nineteenth-century Russia to the Ottoman Empire". Cahiers du Monde Russe. 41 (1): 79–108. doi:10.4000/monderusse.39.
  124. ^ Memoirs of Miliutin, "the plan of action decided upon for 1860 was to cleanse [ochistit'] the mountain zone of its indigenous population", per Richmond, W. The Northwest Caucasus: Past, Present, and Future. Routledge. 2008.
  125. ^ Richmond, Walter (2008). The Northwest Caucasus: Past, Present, Future. Taylor & Francis US. p. 79. ISBN 978-0-415-77615-8. the plan of action decided upon for 1860 was to cleanse [ochistit'] the mountain zone of its indigenous population
  126. ^ Amjad M. Jaimoukha (2001). The Circassians: A Handbook. Palgrave Macmillan. ISBN 978-0-312-23994-7.
  127. ^ Charlotte Mathilde Louise Hille (2010). State building and conflict resolution in the Caucasus. BRILL. p. 50. ISBN 978-90-04-17901-1.
  128. ^ Daniel Chirot; Clark McCauley (2010). Why Not Kill Them All?: The Logic and Prevention of Mass Political Murder (New in Paper). Princeton University Press. p. 23. ISBN 978-1-4008-3485-3.
  129. ^ Stone, Norman "Turkey in the Russian Mirror" pp. 86–100 from Russia War, Peace and Diplomacy edited by Mark & Ljubica Erickson, Weidenfeld & Nicolson: London, 2004 p. 95.
  130. ^ Baten, Jörg (2016). A History of the Global Economy. From 1500 to the Present. Cambridge University Press. p. 50. ISBN 978-1-107-50718-0.
  131. ^ Rogan 2011, p. 105.
  132. ^ a b Rogan 2011, p. 106.
  133. ^ Jelavich, Charles; Jelavich, Barbara (1986). The Establishment of the Balkan National States, 1804–1920. p. 139. ISBN 978-0-295-80360-9.
  134. ^ Taylor, A.J.P. (1955). The Struggle for Mastery in Europe, 1848–1918. Oxford: Oxford University Press. pp. 228–254. ISBN 978-0-19-822101-2.
  135. ^ Akmeșe, Handan Nezir The Birth of Modern Turkey The Ottoman Military and the March to World I, London: I.B Tauris page 24
  136. ^ Akçam, Taner (2006). A Shameful Act: The Armenian Genocide and the Question of Turkish Responsibility. New York: Metropolitan Books. p. 42. ISBN 978-0-8050-7932-6.
  137. ^ Shaw, History of the Ottoman Empire 2:236.
  138. ^ Kemal H Karpat (2004). Studies on Turkish politics and society: selected articles and essays. Brill. ISBN 978-90-04-13322-8.
  139. ^ "Greek and Turkish refugees and deportees 1912–1924" (PDF). NL: Universiteit Leiden: 1. Archived from the original (PDF) on 16 July 2007. Cite journal requires |journal= (help)
  140. ^ Justin McCarthy (1995). Death and exile: the ethnic cleansing of Ottoman Muslims, 1821–1922. Darwin Press. ISBN 978-0-87850-094-9.
  141. ^ Carmichael, Cathie (2012). Ethnic Cleansing in the Balkans: Nationalism and the Destruction of Tradition. Routledge. p. 21. ISBN 978-1-134-47953-5. During the period from 1821 to 1922 alone, Justin McCarthy estimates that the ethnic cleansing of Ottoman Muslims led to the death of several million individuals and the expulsion of a similar number.
  142. ^ Buturovic, Amila (2010). Islam in the Balkans: Oxford Bibliographies Online Research Guide. Oxford University Press. p. 9. ISBN 978-0-19-980381-1.
  143. ^ Reynolds 2011, p. 1
  144. ^ (Erickson 2013, p. 32)
  145. ^ a b c Timeline: Ottoman Empire (c. 1285 - 1923). Oxford Reference. 2012. ISBN 9780191737640.
  146. ^ "Armenian Genocide". Encyclopædia Britannica. Retrieved 23 April 2015.
  147. ^ "Fact Sheet: Armenian Genocide". University of Michigan. Archived from the original on 21 November 2010. Retrieved 15 July 2010.
  148. ^ Freedman, Jeri (2009). The Armenian genocide (1st ed.). New York: Rosen Pub. Group. ISBN 978-1-4042-1825-3.
  149. ^ Totten, Samuel, Paul Robert Bartrop, Steven L. Jacobs (eds.) Dictionary of Genocide. Greenwood Publishing Group, 2008, p. 19. ISBN 0-313-34642-9.
  150. ^ Bijak, Jakub; Lubman, Sarah (2016). "The Disputed Numbers: In Search of the Demographic Basis for Studies of Armenian Population Losses, 1915–1923". The Armenian Genocide Legacy. Palgrave Macmillan UK. p. 39. ISBN 978-1-137-56163-3.
  151. ^ Peter Balakian (2009). The Burning Tigris. HarperCollins. p. xvii. ISBN 978-0-06-186017-1.
  152. ^ Walker, Christopher J. (1980), Armenia: The Survival of A Nation, London: Croom Helm, pp. 200–203
  153. ^ Bryce, Viscount James; Toynbee, Arnold (2000), Sarafian, Ara (ed.), The Treatment of Armenians in the Ottoman Empire, 1915–1916: Documents Presented to Viscount Grey of Falloden (uncensored ed.), Princeton: Gomidas Institute, pp. 635–649, ISBN 978-0-9535191-5-6
  154. ^ Schaller, Dominik J; Zimmerer, Jürgen (2008). "Late Ottoman genocides: the dissolution of the Ottoman Empire and Young Turkish population and extermination policies – introduction" (PDF). Journal of Genocide Research. 10 (1): 7–14. doi:10.1080/14623520801950820. S2CID 71515470. Archived from the original (PDF) on 3 November 2013. The genocidal quality of the murderous campaigns against Greeks and Assyrians is obvious
  155. ^ Eliezer Tauber, The Arab Movements in World War I, Routledge, 2014 ISBN 978-1-135-19978-4 p. 80-81
  156. ^ Hakan Özoğlu (2011). From Caliphate to Secular State: Power Struggle in the Early Turkish Republic. ABC-CLIO. p. 8. ISBN 978-0-313-37957-4.
  157. ^ Norman Stone, "Turkey in the Russian Mirror" pp. 86–100 from Russia War, Peace and Diplomacy edited by Mark & Ljubica Erickson, Weidenfeld & Nicolson: London, 2004 pp. 92–93
  158. ^ a b Stone, pp. 86–100
  159. ^ Heath W. Lowry, The nature of the early Ottoman state (SUNY Press, 2003).
  160. ^ Dariusz Kołodziejczyk, "Khan, caliph, tsar and imperator: the multiple identities of the Ottoman sultan" in Peter Fibiger Bang, and Dariusz Kolodziejczyk, eds. Universal Empire: A Comparative Approach to Imperial Culture and Representation in Eurasian History (Cambridge University Press, 2012) pp. 175–193.
  161. ^ Sinan Ed Kuneralp, ed. A Bridge Between Cultures (2006) p. 9.
  162. ^ Ronald C. Jennings, "Some thoughts on the Gazi-thesis." Wiener Zeitschrift für die Kunde des Morgenlandes 76 (1986): 151–161 online.
  163. ^ Stone, pp. 94–95.
  164. ^ Yılmaz, Hüseyin (8 January 2018). Caliphate Redefined: The Mystical Turn in Ottoman Political Thought. Princeton University Press. ISBN 978-1-4008-8804-7.
  165. ^ "The Uthmani State – Shaykh Nasir al-Fahd – E M A A N L I B R A R Y . C O M ............ ا لسلف ا لصا لح". E M A A N L I B R A R Y . C O M ............ ا لسلف ا لصا لح. Retrieved 7 April 2020.
  166. ^ Itzkowitz 1980, p. 38.
  167. ^ a b Naim Kapucu; Hamit Palabiyik (2008). Turkish Public Administration: From Tradition to the Modern Age. USAK Books. p. 77. ISBN 978-605-4030-01-9. Retrieved 11 February 2013.
  168. ^ Black, Antony (2001). The History of Islamic Political Thought: From the Prophet to the Present. Psychology Press. p. 199. ISBN 978-0-415-93243-1.
  169. ^ Lewis, Bernard (1963). Istanbul and the Civilization of the Ottoman Empire. University of Oklahoma Press. p. 151. ISBN 978-0-8061-1060-8. Retrieved 11 February 2013.
  170. ^ "The Ottoman Palace School Enderun and the Man with Multiple Talents, Matrakçı Nasuh". Journal of the Korea Society of Mathematical Education, Series D. Research in Mathematical Education. 14 (1): 19–31. March 2010.
  171. ^ Karpat, Kemal H. (1973). Social Change and Politics in Turkey: A Structural-Historical Analysis. Brill. p. 204. ISBN 978-90-04-03817-2.
  172. ^ a b c Black, Antony (2001). The History of Islamic Political Thought: From the Prophet to the Present. Psychology Press. p. 197. ISBN 978-0-415-93243-1.
  173. ^ Naim Kapucu; Hamit Palabiyik (2008). Turkish Public Administration: From Tradition to the Modern Age. USAK Books. p. 78. ISBN 978-605-4030-01-9. Retrieved 12 February 2013.
  174. ^ "Balancing Sharia: The Ottoman Kanun". BBC. Archived from the original on 9 October 2013. Retrieved 5 October 2013.
  175. ^ Washbrook, D. and Cohn, H., Law in the Ottoman Empire: Shari'a Law, Dynastic Law, Legal Institutions.
  176. ^ a b c d e Benton, Lauren (3 December 2001). Law and Colonial Cultures: Legal Regimes in World History, 1400–1900. Cambridge University Press. pp. 109–110. ISBN 978-0-521-00926-3. Retrieved 11 February 2013.
  177. ^ Selçuk Akşin Somel. "Review of "Ottoman Nizamiye Courts. Law and Modernity"" (PDF). Sabancı Üniversitesi. p. 2.
  178. ^ a b c d Epstein, Lee; O'Connor, Karen; Grub, Diana. "Middle East" (PDF). Legal Traditions and Systems: an International Handbook. Greenwood Press. pp. 223–224. Archived from the original (PDF) on 25 May 2013.
  179. ^ Milner, Mordaunt (1990). The Godolphin Arabian: The Story of the Matchem Line. Robert Hale Limited. pp. 3–6. ISBN 978-0-85131-476-1.
  180. ^ Wall, John F. Famous Running Horses: Their Forebears and Descendants. p. 8. ISBN 978-1-163-19167-5.
  181. ^ Murphey, Rhoads (1999). Ottoman Warfare, 1500–1700. UCL Press. p. 10.
    • Ágoston, Gábor (2005). Guns for the Sultan: Military Power and the Weapons Industry in the Ottoman Empire. Cambridge University Press. pp. 200–02.
  182. ^ "Petition created for submarine name". Ellesmere Port Standard. Archived from the original on 23 April 2008. Retrieved 11 February 2013.
  183. ^ "Story of Turkish Aviation". Turkey in the First World War. Archived from the original on 12 May 2012. Retrieved 6 November 2011.
  184. ^ "Founding". Turkish Air Force. Archived from the original on 7 October 2011. Retrieved 6 November 2011.
  185. ^ Imber, Colin (2002). "The Ottoman Empire, 1300–1650: The Structure of Power" (PDF). pp. 177–200. Archived from the original (PDF) on 26 July 2014.
  186. ^ Raymond Detrez; Barbara Segaert (2008). Europe and the historical legacies in the Balkans. Peter Lang. p. 167. ISBN 978-90-5201-374-9.
  187. ^ Naim Kapucu; Hamit Palabiyik (2008). Turkish Public Administration: From Tradition to the Modern Age. USAK Books. p. 164. ISBN 978-605-4030-01-9. Retrieved 1 June 2013.
  188. ^ Maḥmūd Yazbak (1998). Haifa in the Late Ottoman Period 1864–1914: A Muslim Town in Transition. BRILL. p. 28. ISBN 978-90-04-11051-9.
  189. ^ Mundy, Martha; Smith, Richard Saumarez (2007). Governing Property, Making the Modern State: Law, Administration and Production in Ottoman Syria. I.B.Tauris. p. 50. ISBN 978-1-84511-291-2.
  190. ^ İnalcık, Halil (1970). "The Ottoman Economic Mind and Aspects of the Ottoman Economy". In Cook, M. A. (ed.). Studies in the Economic History of the Middle East: from the Rise of Islam to the Present Day. Oxford University Press. p. 209. ISBN 978-0-19-713561-7.
  191. ^ İnalcık, Halil (1970). "The Ottoman Economic Mind and Aspects of the Ottoman Economy". In Cook, M. A. (ed.). Studies in the Economic History of the Middle East: from the Rise of Islam to the Present Day. Oxford University Press. p. 217. ISBN 978-0-19-713561-7.
  192. ^ Darling, Linda (1996). Revenue-Raising and Legitimacy: Tax Collection and Finance Administration in the Ottoman Empire, 1560–1660. E.J. Brill. pp. 238–239. ISBN 978-90-04-10289-7.
  193. ^ İnalcık, Halil; Quataert, Donald (1971). An Economic and Social History of the Ottoman Empire, 1300–1914. p. 120.
  194. ^ Donald Quataert, The Ottoman Empire 1700–1922 (2005) p 24
  195. ^ İnalcık, Halil (1970). "The Ottoman Economic Mind and Aspects of the Ottoman Economy". In Cook, M. A. (ed.). Studies in the Economic History of the Middle East: from the Rise of Islam to the Present Day. Oxford University Press. p. 218. ISBN 978-0-19-713561-7.
  196. ^ Paul Bairoch (1995). Economics and World History: Myths and Paradoxes. University of Chicago Press. pp. 31–32.
  197. ^ a b c Kabadayı, M. Erdem (28 October 2011). "Inventory for the Ottoman Empire / Turkish Republic" (PDF). Istanbul Bilgi University. Archived from the original (PDF) on 28 October 2011.
  198. ^ Leila Erder and Suraiya Faroqhi (October 1979). "Population Rise and Fall in Anatolia 1550–1620". Middle Eastern Studies. 15 (3): 322–345. doi:10.1080/00263207908700415.
  199. ^ Shaw, S. J. (1978). The Ottoman Census System and Population, 1831–1914. International Journal of Middle East Studies. Cambridge University Press. p. 325. The Ottomans developed an efficient system for counting the empire's population in 1826, a quarter of a century after such methods were introduced in Britain, France and America.
  200. ^ Quataert & Spivey 2000, pp. 110–111.
  201. ^ Quataert & Spivey 2000, p. 112.
  202. ^ Quataert & Spivey 2000, p. 113.
  203. ^ a b Quataert & Spivey 2000, p. 114.
  204. ^ Pamuk, S (August 1991). "The Ottoman Empire and the World Economy: The Nineteenth Century". International Journal of Middle East Studies. Cambridge University Press. 23 (3).
  205. ^ Quataert & Spivey 2000, p. 115.
  206. ^ Quataert & Spivey 2000, p. 116.
  207. ^ McCarthy, Justin (1995). Death and exile: the ethnic cleansing of Ottoman Muslims, 1821–1922. Darwin Press. p. [page needed]. ISBN 978-0-87850-094-9.
  208. ^ Davison, Roderic H. (31 December 1964). Reform in the Ottoman Empire, 1856-1876. doi:10.1515/9781400878765. ISBN 9781400878765. There was the ruling Ottoman group, now largely concentrated in the bureaucracy centered on the Sublime Porte, and the mass of the people, mostly peasants. The efendi looked down on "the Turk," which was a term of opprobrium indicating boorishness, and preferred to think of himself as an Osmanli. His country was not Turkey, but the Ottoman State. His language was also "Ottoman"; though he might also call it "Turkish," in such a case he distinguished it from kaba türkçe, or coarse Turkish, the common speech. His writing included a minimum of Turkish words, except for particles and auxiliary verbs.
  209. ^ "The Ottoman Constitution, promulgated the 7th Zilbridge, 1293 (11/23 December 1876)". The American Journal of International Law. 2 (4): 376. 1908. JSTOR 2212668.
  210. ^ a b c Bertold Spuler (2003). Persian Historiography And Geography. Pustaka Nasional Pte Ltd. p. 69. ISBN 978-9971-77-488-2.
  211. ^ Kahl, Thede (2006). "The Islamisation of the Meglen Vlachs (Megleno-Romanians): The Village of Nânti (Nótia) and the "Nântinets" in Present-Day Turkey". Nationalities Papers. 34 (1). pp. 71–90. doi:10.1080/00905990500504871.
  212. ^ Kemal H. Karpat (2002). Studies on Ottoman Social and Political History: Selected Articles and Essays. Brill. p. 266. ISBN 978-90-04-12101-0.
  213. ^ Davison 1964, p. 62It was true also that there was a partial linguistic amalgam of the peoples in the empire. Many Greeks and Armenians did not know their national languages and spoke Turkish alone, though they wrote it in Greek and Armenian characters.
  214. ^ a b c d İçduygu, Ahmet; Toktaş, Şule; Ali Soner, B. (1 February 2008). "The politics of population in a nation-building process: emigration of non-Muslims from Turkey". Ethnic and Racial Studies. 31 (2): 358–389. doi:10.1080/01419870701491937. hdl:11729/308. S2CID 143541451.
  215. ^ Gunduz, Sinasi Change And Essence: Dialectical Relations Between Change And Continuity in the Turkish Intellectual Traditions Cultural Heritage and Contemporary Change. Series IIA, Islam, V. 18, pp. 104–05
  216. ^ Change And Essence: Dialectical Relations Between Change And Continuity in the Turkish Intellectual Traditions Cultural Heritage and Contemporary Change. Series IIA, Islam, V. 18, p.104-105
  217. ^ Middle East Institute: "Salafism Infiltrates Turkish Religious Discourse" By Andrew Hammond – Middle East Policy Fellow – European Council on Foreign Relations 22 July 2015,
  218. ^ The National Interest: "Turkey's 200-Year War against 'ISIS'" by Selim Koru 24 July 2015,
  219. ^ "Why there is more to Syria conflict than sectarianism". BBC News. Retrieved 5 June 2013.
  220. ^ C. Tucker, Spencer C. (2019). Middle East Conflicts from Ancient Egypt to the 21st Century: An Encyclopedia and Document Collection [4 volumes]. ABC-CLIO. pp. 364–366. ISBN 978-1-4408-5353-1.
  221. ^ S. Swayd, Samy (2009). The Druzes: An Annotated Bibliography. University of Michigan Press. p. 25. ISBN 978-0-9662932-0-3.
  222. ^ Akçam, Taner (2006). A shameful act: the Armenian genocide and the question of Turkish responsibility. New York: Metropolitan Books. p. 24. ISBN 978-0-8050-7932-6.
  223. ^ "Ottoman Empire". Encyclopædia Britannica.
  224. ^ Krummerich, Sean (1998–1999). "The Divinely-Protected, Well-Flourishing Domain: The Establishment of the Ottoman System in the Balkan Peninsula". The Student Historical Journal. Loyola University New Orleans. 30. Archived from the original on 10 June 2009. Retrieved 11 February 2013.
  225. ^ "Turkish Toleration". The American Forum for Global Education. Archived from the original on 20 March 2001. Retrieved 11 February 2013.
  226. ^ a b Syed, Muzaffar Husain (2011). A Concise History of Islam. New Delhi: Vij Books India. p. 97. ISBN 978-93-81411-09-4.
  227. ^ Sachedina, Abdulaziz Abdulhussein (2001). The Islamic Roots of Democratic Pluralism. Oxford University Press. pp. 96–97. ISBN 978-0-19-513991-4. The millet system in the Muslim world provided the pre-modern paradigm of a religiously pluralistic society by granting each religious community an official status and a substantial measure of self-government.
  228. ^ Philip D. Curtin, The World and the West: The European Challenge and the Overseas Response in the Age of Empire (2002), pp. 173–192.
  229. ^ Fatma Muge Gocek, Rise of the Bourgeoisie, Demise of Empire: Ottoman Westernization and Social Change (1996) pp 138–42
  230. ^ Kemal H. Karpat, "The transformation of the Ottoman State, 1789–1908." International Journal of Middle East Studies 3#3 (1972): 243–281. online
  231. ^ Amit Bein (2011). Ottoman Ulema, Turkish Republic: Agents of Change and Guardians of Tradition. Stanford University Press. p. 141. ISBN 978-0-8047-7311-9.
  232. ^ Peter Mansfield, A History of the Middle East (1991) p. 31.
  233. ^ Oleg Benesch, "Comparing Warrior Traditions: How the Janissaries and Samurai Maintained Their Status and Privileges During Centuries of Peace." Comparative Civilizations Review 55.55 (2006): 6:37–55 Online.
  234. ^ "City of Safranbolu". UNESCO World Heritage Convention. Retrieved 3 February 2017.
  235. ^ Karen Barkey, and George Gavrilis, "The Ottoman millet system: non-territorial autonomy and its contemporary legacy." Ethnopolitics 15.1 (2016): 24–42.
  236. ^ Quataert 1983.
  237. ^ Youssef M. Choueiri, Arab Nationalism: A History: Nation and State in the Arab World (2001), pp. 56–100.
  238. ^ Gábor Ágoston and Bruce Alan Masters (2010). Encyclopedia of the Ottoman Empire. Infobase. p. 64. ISBN 978-1-4381-1025-7.
  239. ^ Naci Yorulmaz, Arming the Sultan: German Arms Trade and Personal Diplomacy in the Ottoman Empire Before World War I (IB Tauris, 2014).
  240. ^ "HISTORIOGRAPHY xiv. THE OTTOMAN EMPIRE". Iranica.
  241. ^ Halil Inalcik. "Servile Labor in the Ottoman Empire". Michigan State University. Archived from the original on 11 September 2009. Retrieved 26 August 2010.
  242. ^ "Islam and slavery: Sexual slavery". BBC. Retrieved 26 August 2010.
  243. ^ Faroqhi, Suraiya (1998). "Migration into Eighteenth-century 'Greater Istanbul' as Reflected in the Kadi Registers of Eyüp". Turcica. Louvain: Éditions Klincksieck. 30: 165. doi:10.2143/TURC.30.0.2004296.[permanent dead link]
  244. ^ Halil İnalcık, "Has-bahçede 'Ayş u Tarab", İş Bankası Kültür Yayınları (2011)
  245. ^ Strauss, Johann. "Language and power in the Late Ottoman Empire" (Chapter 7). In: Murphey, Rhoads (editor). Imperial Lineages and Legacies in the Eastern Mediterranean: Recording the Imprint of Roman, Byzantine and Ottoman Rule (Volume 18 of Birmingham Byzantine and Ottoman Studies). Routledge, 7 July 2016. ISBN 1-317-11844-8, 9781317118442. Google Books PT194-PT195.
  246. ^ Strauss, Johann. "Language and power in the late Ottoman Empire" (Chapter 7). In: Murphey, Rhoads (editor). Imperial Lineages and Legacies in the Eastern Mediterranean: Recording the Imprint of Roman, Byzantine and Ottoman Rule (Volume 18 of Birmingham Byzantine and Ottoman Studies). Routledge, 7 July 2016. ISBN 1-317-11844-8, 9781317118442. Google Books PT195.
  247. ^ Murat Belge (2005). Osmanlı'da kurumlar ve kültür. İstanbul Bilgi Üniversitesi Yayınları. p. 389. ISBN 978-975-8998-03-6.
  248. ^ Mignon, Laurent (2005). Neither Shiraz nor Paris: papers on modern Turkish literature. Istanbul: ISIS. p. 20. ISBN 978-975-428-303-7. Those words could have been readily adopted by Hovsep Vartanyan (1813–1879), the author, who preferred to remain anonymous, of The Story of Akabi (Akabi Hikyayesi), the first novel in Turkish, published with Armenian characters in the same year as Hisarian's novel.
  249. ^ Masters, Bruce; Ágoston, Gábor (2009). Encyclopedia of the Ottoman Empire. New York: Facts On File. p. 440. ISBN 978-1-4381-1025-7. Written in Turkish using the Armenian alphabet, the Akabi History (1851) by Vartan Pasha is considered by some to be the first Ottoman novel.
  250. ^ Pultar, Gönül (2013). Imagined identities: identity formation in the age of globalism (First ed.). [S.l.]: Syracuse University Press. p. 329. ISBN 978-0-8156-3342-6. In fact, one of the first Turkish works of fiction in Western-type novel form, Akabi Hikayesi (Akabi's Story), was written in Turkish by Vartan Pasha (born Osep/Hovsep Vartanian/Vartanyan, 1813–1879) and published in Armenian characters in 1851.
  251. ^ Gürçaglar, Şehnaz; Paker, Saliha; Milton, John (2015). Tradition, Tension, and Translation in Turkey. John Benjamins Publishing Company. p. 5. ISBN 978-90-272-6847-1. It is interesting that the first Ottoman novel in Turkish, Akabi Hikayesi (1851, Akabi's Story), was written and published in Armenian letters (for Armenian communities who read in Turkish) by Hovsep Vartanyan (1813–1879), known as Vartan Paşa, a leading Ottoman man of letters and journalist.
  252. ^ Moran, Berna (1997). Türk Romanına Eleştirel Bir Bakış Vol. 1. p. 19. ISBN 978-975-470-054-1.
  253. ^ Eli Shah. "The Ottoman Artistic Legacy". Israel Ministry of Foreign Affairs. Archived from the original on 13 February 2009. Retrieved 26 August 2010.
  254. ^ Faroqhi, Suraiya (2005). Subjects of the Sultan: culture and daily life in the Ottoman Empire (New ed.). London: I.B. Tauris. p. 152. ISBN 978-1-85043-760-4.
  255. ^ Faroqhi, Suraiya (2005). Subjects of the Sultan: culture and daily life in the Ottoman Empire (New ed.). London: I.B. Tauris. p. 153. ISBN 978-1-85043-760-4.
  256. ^ "Karagöz and Hacivat, a Turkish shadow play". All About Turkey. 20 November 2006. Retrieved 20 August 2012.
  257. ^ Emin Şenyer. "Karagoz, Traditional Turkish Shadow Theatre". Karagoz.net. Archived from the original on 31 January 2013. Retrieved 11 February 2013.
  258. ^ Bert Fragner, "From the Caucasus to the Roof of the World: a culinary adventure", in Sami Zubaida and Richard Tapper, A Taste of Thyme: Culinary Cultures of the Middle East, London, Prague and New York, p. 52
  259. ^ "Artist Feature: Who Was Osman Hamdi Bey?". How To Talk About Art History. 27 April 2017. Retrieved 13 June 2018.
  260. ^ Ragep, F. J. (2005). "Ali Qushji and Regiomontanus: eccentric transformations and Copernican Revolutions". Journal for the History of Astronomy. Science History Publications Ltd. 36 (125): 359–371. Bibcode:2005JHA....36..359R. doi:10.1177/002182860503600401. S2CID 119066552.
  261. ^ Sevim Tekeli (1997). "Taqi al-Din". Encyclopaedia of the history of science, technology and medicine in non-western cultures. Encyclopaedia of the History of Science. Kluwer. Bibcode:2008ehst.book.....S. ISBN 978-0-7923-4066-9.
  262. ^ El-Rouayheb, Khaled (2015). Islamic Intellectual History in the Seventeenth Century: Scholarly Currents in the Ottoman Empire and the Maghreb. Cambridge University Press. pp. 18–19. ISBN 978-1-107-04296-4.
  263. ^ Ahmad Y Hassan (1976), Taqi al-Din and Arabic Mechanical Engineering, p. 34–35, Institute for the History of Arabic Science, University of Aleppo
  264. ^ Ben-Zaken, Avner (2004). "The Heavens of the Sky and the Heavens of the Heart: the Ottoman Cultural Context for the Introduction of Post-Copernican Astronomy". The British Journal for the History of Science. Cambridge University Press. 37: 1–28. doi:10.1017/S0007087403005302. S2CID 171015647.
  265. ^ Bademci, G. (2006). "First illustrations of female Neurosurgeons in the fifteenth century by Serefeddin Sabuncuoglu". Neurocirugía. 17 (2): 162–165. doi:10.4321/S1130-14732006000200012. PMID 16721484.
  266. ^ "Ottoman Empire". History.com. Retrieved 26 August 2010. “Additionally, some of the greatest advances in medicine were made by the Ottomans. They invented several surgical instruments that are still used today, such as forceps, catheters, scalpels, pincers and lancets”
  267. ^ Horton, Paul (July–August 1977). "Topkapi's Turkish Timepieces". Saudi Aramco World: 10–13. Archived from the original on 22 November 2008. Retrieved 12 July 2008.
  268. ^ a b Jean Batou (1991). Between Development and Underdevelopment: The Precocious Attempts at Industrialization of the Periphery, 1800–1870. Librairie Droz. pp. 193–196. ISBN 978-2-600-04293-2.

Sources


Further reading

General surveys

  • The Cambridge History of Turkey online
    • Volume 1: Kate Fleet ed., "Byzantium to Turkey 1071–1453." Cambridge University Press, 2009.
    • Volume 2: Suraiya N. Faroqhi and Kate Fleet eds., "The Ottoman Empire as a World Power, 1453–1603." Cambridge University Press, 2012.
    • Volume 3: Suraiya N. Faroqhi ed., "The Later Ottoman Empire, 1603–1839." Cambridge University Press, 2006.
    • Volume 4: Reşat Kasaba ed., "Turkey in the Modern World." Cambridge University Press, 2008.
  • Agoston, Gabor and Bruce Masters, eds. Encyclopedia of the Ottoman Empire (2008)
  • Faroqhi, Suraiya. The Ottoman Empire: A Short History (2009) 196pp
  • Finkel, Caroline (2005). Osman's Dream: The Story of the Ottoman Empire, 1300–1923. Basic Books. ISBN 978-0-465-02396-7.
  • Hathaway, Jane (2008). The Arab Lands under Ottoman Rule, 1516–1800. Pearson Education Ltd. ISBN 978-0-582-41899-8.
  • Howard, Douglas A. (2017). A History of the Ottoman Empire. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-72730-3.
  • Arthur Arnold (1877), The promises of Turkey (1st ed.), Westminster: The Eastern Question Association, Wikidata Q19097235
  • Koller, Markus (2012), Ottoman History of South-East Europe, EGO - European History Online, Mainz: Institute of European History, retrieved: March 25, 2021 (pdf).
  • Imber, Colin (2009). The Ottoman Empire, 1300–1650: The Structure of Power (2 ed.). New York: Palgrave Macmillan. ISBN 978-0-230-57451-9.
  • İnalcık, Halil; Donald Quataert, eds. (1994). An Economic and Social History of the Ottoman Empire, 1300–1914. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-57456-3. Two volumes.
  • Kia, Mehrdad, ed. The Ottoman Empire: A Historical Encyclopedia (2 vol 2017)
  • McCarthy, Justin. The Ottoman Turks: An Introductory History to 1923. (1997) Questia.com Archived 8 July 2012 at the Wayback Machine
  • Mikaberidze, Alexander. Conflict and Conquest in the Islamic World: A Historical Encyclopedia (2 vol 2011)
  • Miller, William. The Ottoman Empire and its successors, 1801–1922 (2nd ed 1927) online, strong on foreign policy
  • Quataert, Donald. The Ottoman Empire, 1700–1922. 2005. ISBN 0-521-54782-2.
  • Şahin, Kaya. "The Ottoman Empire in the Long Sixteenth Century." Renaissance Quarterly (2017) 70#1: 220–234 online
  • Somel, Selcuk Aksin. Historical Dictionary of the Ottoman Empire (2003). pp. 399 excerpt
  • Stavrianos, L. S. The Balkans since 1453 (1968; new preface 1999) online
  • Tabak, Faruk. The Waning of the Mediterranean, 1550–1870: A Geohistorical Approach (2008)

Early Ottomans

  • Kafadar, Cemal (1995). Between Two Worlds: The Construction of the Ottoman State. U of California Press. ISBN 978-0-520-20600-7.
  • Lindner, Rudi P. (1983). Nomads and Ottomans in Medieval Anatolia. Bloomington: Indiana University Press. ISBN 978-0-933070-12-7.
  • Lowry, Heath (2003). The Nature of the Early Ottoman State. Albany: SUNY Press. ISBN 978-0-7914-5636-1.

Diplomatic and military

  • Ágoston, Gábor (2014). "Firearms and Military Adaptation: The Ottomans and the European Military Revolution, 1450–1800". Journal of World History. 25: 85–124. doi:10.1353/jwh.2014.0005. S2CID 143042353.
  • Aksan, Virginia (2007). Ottoman Wars, 1700–1860: An Empire Besieged. Pearson Education Limited. ISBN 978-0-582-30807-7.
  • Aksan, Virginia H. "Ottoman Military Matters." Journal of Early Modern History 6.1 (2002): 52–62, historiography; online
  • Aksan, Virginia H. "Mobilization of Warrior Populations in the Ottoman Context, 1750–1850." in Fighting for a Living: A Comparative Study of Military Labour: 1500–2000 ed. by Erik-Jan Zürcher (2014)online.
  • Aksan, Virginia. "Breaking the spell of the Baron de Tott: Reframing the question of military reform in the Ottoman Empire, 1760–1830." International History Review 24.2 (2002): 253–277 online.
  • Aksan, Virginia H. "The Ottoman military and state transformation in a globalizing world." Comparative Studies of South Asia, Africa and the Middle East 27.2 (2007): 259–272 online.
  • Aksan, Virginia H. "Whatever happened to the Janissaries? Mobilization for the 1768–1774 Russo-Ottoman War." War in History 5.1 (1998): 23–36 online.
  • Albrecht-Carrié, René. A Diplomatic History of Europe Since the Congress of Vienna (1958), 736pp; a basic introduction, 1815–1955 online free to borrow
  • Çelik, Nihat. "Muslims, Non-Muslims and Foreign Relations: Ottoman Diplomacy." International Review of Turkish Studies 1.3 (2011): 8–30. online
  • Fahmy, Khaled. All the Pasha's Men: Mehmed Ali, His Army and the Making of Modern Egypt (Cambridge University Press. 1997)
  • Gürkan, Emrah Safa (2011), Christian Allies of the Ottoman Empire, EGO - European History Online, Mainz: Institute of European History, retrieved: March 25, 2021 (pdf).
  • Hall, Richard C. ed. War in the Balkans: An Encyclopedic History from the Fall of the Ottoman Empire to the Breakup of Yugoslavia (2014)
  • Hurewitz, Jacob C. "Ottoman diplomacy and the European state system." Middle East Journal 15.2 (1961): 141–152. online
  • Merriman, Roger Bigelow. Suleiman the Magnificent, 1520–1566 (Harvard University Press, 1944) online
  • Miller, William. The Ottoman Empire and its successors, 1801–1922 (2nd ed 1927) online, strong on foreign policy
  • Nicolle, David. Armies of the Ottoman Turks 1300–1774 (Osprey Publishing, 1983)
  • Palmer, Alan. The Decline and Fall of the Ottoman Empire (1994).
  • Rhoads, Murphey (1999). Ottoman Warfare, 1500–1700. Rutgers University Press. ISBN 978-1-85728-389-1.
  • Soucek, Svat (2015). Ottoman Maritime Wars, 1416–1700. Istanbul: The Isis Press. ISBN 978-975-428-554-3.
  • Uyar, Mesut; Erickson, Edward (2009). A Military History of the Ottomans: From Osman to Atatürk. ISBN 978-0-275-98876-0.

Specialty studies

  • Baram, Uzi and Lynda Carroll, editors. A Historical Archaeology of the Ottoman Empire: Breaking New Ground (Plenum/Kluwer Academic Press, 2000)
  • Barkey, Karen. Empire of Difference: The Ottomans in Comparative Perspective. (2008) 357pp Amazon.com, excerpt and text search
  • Davison, Roderic H. Reform in the Ottoman Empire, 1856–1876 (New York: Gordian Press, 1973)
  • Deringil, Selim. The well-protected domains: ideology and the legitimation of power in the Ottoman Empire, 1876–1909 (London: IB Tauris, 1998)
  • Findley, Carter V. Bureaucratic Reform in the Ottoman Empire: The Sublime Porte, 1789–1922 (Princeton University Press, 1980)
  • McMeekin, Sean. The Berlin-Baghdad Express: The Ottoman Empire and Germany's Bid for World Power (2010)
  • Mikhail, Alan. God's Shadow: Sultan Selim, His Ottoman Empire, and the Making of the Modern World (2020) excerpt on Selim I (1470–1529)
  • Pamuk, Sevket. A Monetary History of the Ottoman Empire (1999). pp. 276
  • Stone, Norman "Turkey in the Russian Mirror" pp. 86–100 from Russia War, Peace and Diplomacy edited by Mark & Ljubica Erickson, Weidenfeld & Nicolson: London, 2004 ISBN 0-297-84913-1.
  • Yaycioglu, Ali. Partners of the empire: The crisis of the Ottoman order in the age of revolutions (Stanford University Press, 2016), covers 1760–1820 online review.

Historiography

  • Aksan, Virginia H. "What's Up in Ottoman Studies?" Journal of the Ottoman and Turkish Studies Association 1.1–2 (2014): 3–21. online
  • Aksan, Virginia H. "Ottoman political writing, 1768–1808." International Journal of Middle East Studies 25.1 (1993): 53–69 online.
  • Finkel, Caroline. "Ottoman history: whose history is it?." International Journal of Turkish Studies 14.1/2 (2008).
  • Gerber, Haim. "Ottoman Historiography: Challenges of the Twenty-First Century." Journal of the American Oriental Society, 138#2 (2018), p. 369+. online
  • Hartmann, Daniel Andreas. "Neo-Ottomanism: The Emergence and Utility of a New Narrative on Politics, Religion, Society, and History in Turkey" (PhD Dissertation, Central European University, 2013) online.
  • Eissenstat, Howard. "Children of Özal: The New Face of Turkish Studies" Journal of the Ottoman and Turkish Studies Association 1#1 (2014), pp. 23–35 DOI: 10.2979/jottturstuass.1.1-2.23 online
  • Kayalı, Hasan (December 2017). "The Ottoman Experience of World War I: Historiographical Problems and Trends". The Journal of Modern History. 89 (4): 875–907. doi:10.1086/694391. ISSN 0022-2801. S2CID 148953435.
  • Lieven, Dominic. Empire: The Russian Empire and its rivals (Yale University Press, 2002), comparisons with Russian, British, & Habsburg empires. excerpt
  • Mikhail, Alan; Philliou, Christine M. "The Ottoman Empire and the Imperial Turn," Comparative Studies in Society & History (2012) 54#4 pp. 721–745. Comparing the Ottomans to other empires opens new insights about the dynamics of imperial rule, periodisation, and political transformation
  • Olson, Robert, "Ottoman Empire" in Kelly Boyd, ed. (1999). Encyclopedia of Historians and Historical Writing vol 2. Taylor & Francis. pp. 892–896. ISBN 978-1-884964-33-6.
  • Quataert, Donald. "Ottoman History Writing and Changing Attitudes towards the Notion of 'Decline.'" History Compass 1 (2003): 1–9.
  • Yaycıoğlu, Ali. "Ottoman Early Modern." Journal of the Ottoman and Turkish Studies Association 7.1 (2020): 70–73 online.
  • Yılmaz, Yasir. "Nebulous Ottomans vs. Good Old Habsburgs: A Historiographical Comparison." Austrian History Yearbook 48 (2017): 173–190. Online

External links

Listen to this article
(2 parts, 1 hour and 15 minutes)
Spoken Wikipedia icon
These audio files were created from a revision of this article dated 29 March 2008 (2008-03-29), and do not reflect subsequent edits.