خودشیفتگی

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نرگس (1597-1599) اثر کاراواجو ؛ مردی که عاشق بازتاب خودش است

خودشیفتگی یک سبک شخصیتی خودمحور است که مشخصه آن علاقه مفرط به ظاهر بدنی و مشغولیت بیش از حد به نیازهای خود است که اغلب به هزینه دیگران تمام می شود. [1] [2]

این طبیعت انسان است که تا حدی خودخواه و خودپسند باشد و بین خودشیفته و خود شیفته بودن و مبتلایان به بیماری روانی یا آسیب شناسی اختلال شخصیت خودشیفته تفاوت معناداری وجود دارد . [3]

ریشه شناسی [ ویرایش ]

اسطوره سیزیف در مورد یک مرد مجازات برای خود می گوید hubristic اعتقاد به این که هوش و ذکاوت خود پیشی گرفته است که از زئوس خود را. او باید هر روز یک سنگ را به بالای کوه هل دهد، تا روز بعد دوباره کار را شروع کند.

اصطلاح "خودشیفتگی" از کتاب قرن اول (نوشته شده در سال 8 پس از میلاد) توسط اووید شاعر رومی آمده است . کتاب مسخ سوم اسطوره ای درباره دو شخصیت اصلی، نرگس و اکو است . نارسیس یک مرد جوان خوش تیپ است که پیشرفت بسیاری از عاشقان بالقوه را رد می کند. هنگامی که نرگس پوره اکو را که به این نام نامگذاری شده بود را رد می کند زیرا او نفرین شده بود که فقط صداهایی را که دیگران تولید می کردند بازتاب دهد، خدایان او را با وادار کردن او به عشق بازتاب خود در حوضچه ای از آب مجازات می کنند. وقتی نرگس متوجه می شود که هدف عشقش نمی تواند او را دوست داشته باشد، به آرامی از بین می رود و می میرد. [4]

مفهوم خودخواهی مفرط در طول تاریخ شناخته شده است. در یونان باستان، این مفهوم به عنوان غرور شناخته می شد . تنها از اواخر دهه 1800 است که خودشیفتگی در اصطلاحات روانشناختی تعریف شده است: [5]

  • هاولاک الیس (1898) اولین روان‌شناسی بود که از این اصطلاح استفاده کرد و این افسانه را به وضعیت یکی از بیمارانش مرتبط کرد. [5]
  • ارنست جونز (1913/1951) اولین کسی بود که خودشیفتگی شدید را یک نقص شخصیتی تعبیر کرد.
  • رابرت ویلدر (1925) اولین مطالعه موردی خودشیفتگی را منتشر کرد. بیمار او دانشمندی موفق با نگرش برتری، وسواس در پرورش احترام به خود و فقدان احساس گناه عادی بود. بیمار از دیگران جدا و مستقل بود و در همدلی با موقعیت های دیگران ناتوان بود و تمایلات جنسی خودخواهانه داشت. بیمار ویلدر نیز بیش از حد منطقی و تحلیلگر بود و به فکر فکری انتزاعی (تفکر به خاطر تفکر) بر کاربرد عملی دانش علمی اهمیت می داد.

مطالعه موردی ویلدر در نحوه تعریف خودشیفتگی و اختلال بالینی اختلال شخصیت خودشیفته امروزه بسیار تأثیرگذار بوده است [7]

خصوصیات [ ویرایش ]

خودشیفتگی به «الگوی فراگیر بزرگ‌نمایی» اشاره دارد که با احساس استحقاق و برتری، رفتارهای متکبرانه یا متکبرانه، و فقدان عمومی همدلی و توجه به دیگران مشخص می‌شود. [2] خودشیفتگی یک مؤلفه اساسی عزت نفس بالغ و ارزش خود اساسی است. [8] [9] [10]

در اصل، رفتار خودشیفته سیستمی از راهبردهای درون فردی و بین فردی است که به محافظت از عزت نفس اختصاص داده شده است. [11]

خودشیفتگی لزوماً «خوب» یا «بد» نیست، بستگی به زمینه‌ها و نتایجی دارد که اندازه‌گیری می‌شوند. در زمینه‌های اجتماعی خاص مانند آغاز روابط اجتماعی، و با متغیرهای نتیجه خاص، مانند احساس خوب نسبت به خود، خودشیفتگی سالم می‌تواند مفید باشد. در زمینه های دیگر، مانند حفظ روابط طولانی مدت و با متغیرهای نتیجه، مانند خودشناسی دقیق، خودشیفتگی سالم می تواند مفید نباشد. [12]

چهار بعد خودشیفتگی به عنوان یک متغیر شخصیتی مشخص شده است: رهبری/اقتدار، برتری/تکبر، خود جذبی/خودتحسینی و استثماری/استحقاق. [13]

پیشنهاد شده است که خودشیفتگی سالم با سلامت روانی خوب در ارتباط است. عزت نفس به عنوان میانجی بین خودشیفتگی و سلامت روانی عمل می کند. بنابراین، افراد خودشیفته به دلیل عزت نفس بالا که از درک خود از شایستگی و دوست داشتنی ناشی می شود، نسبتاً عاری از نگرانی و غم و اندوه هستند. [14]

سطوح مخرب خودشیفتگی [ ویرایش ]

خودشیفتگی، به خودی خود، یک ویژگی شخصیتی عادی است، با این حال، سطوح بالای رفتار خودشیفته می‌تواند آسیب‌رسان و خودشکسته‌کننده باشد. [15] خودشیفتگی مخرب نمایش مداوم چند ویژگی شدید است که معمولاً با اختلال شخصیت خودشیفته بیمارگونه مرتبط است. در یک طیف، خودشیفتگی مخرب افراطی‌تر از خودشیفتگی رایج است، اما نه به اندازه شرایط بیمارگونه. [16]

سطوح پاتولوژیک خودشیفتگی [ ویرایش ]

سطوح بسیار بالای رفتار خودشیفتگی بیمارگونه تلقی می شود . وضعیت بیمارگونه خودشیفتگی، همانطور که فروید پیشنهاد کرد، یک تجلی بزرگ و افراطی از خودشیفتگی سالم است. ایده فروید از خودشیفتگی، آسیب شناسی را توصیف می کند که خود را در ناتوانی در دوست داشتن دیگران، فقدان همدلی، پوچی، بی حوصلگی و نیاز بی وقفه به جستجوی قدرت نشان می دهد، در حالی که فرد را در دسترس دیگران قرار نمی دهد. [15] نظریه‌پردازان بالینی ، کرنبرگ ، کوهوت و تئودور میلون، همگی خودشیفتگی بیمارگونه را نتیجه‌ای ممکن در پاسخ به تعاملات ناهماهنگ و ناسازگار دوران کودکی می‌دانستند. آنها پیشنهاد کردند که خودشیفته ها سعی کنند در روابط بزرگسالان جبران کنند. [17]کارن هورنای روانکاو آلمانی (1885-1952) نیز شخصیت خودشیفته را یک ویژگی خلقی می دانست که توسط نوع خاصی از محیط اولیه شکل گرفته است.

وراثت پذیری [ ویرایش ]

مطالعات وراثت‌پذیری با استفاده از دوقلوها نشان داده است که صفات خودشیفتگی، همانطور که با آزمایش‌های استاندارد اندازه‌گیری می‌شود، اغلب به ارث می‌رسد. مشخص شد که خودشیفتگی دارای امتیاز وراثت پذیری بالایی است (64/0) که نشان می دهد تطابق این صفت در دوقلوهای همسان به طور قابل توجهی تحت تأثیر ژنتیک در مقایسه با یک علت محیطی است. همچنین نشان داده شده است که یک سلسله یا طیفی از صفات خودشیفتگی از شخصیت عادی و بیمارگونه وجود دارد. [18]

نمونه هایی از رفتارهای خودشیفته [ ویرایش ]

خودشیفتگی جنسی [ ویرایش ]

خودشیفتگی جنسی به عنوان یک الگوی خودمحورانه از رفتار جنسی توصیف شده است که شامل یک احساس متورم از توانایی جنسی یا استحقاق جنسی، گاهی اوقات به شکل روابط خارج از ازدواج است. این می تواند جبران بیش از حد اعتماد به نفس پایین یا ناتوانی در حفظ صمیمیت واقعی باشد. [19]

در حالی که اعتقاد بر این است که این الگوی رفتاری در مردان شایع‌تر از زنان است، [20] [21] هم در مردان و هم در زنان رخ می‌دهد که با غرور بیش از حد یا وسواس در مورد مردانگی یا زنانگی خود، احساس نارسایی جنسی را جبران می‌کنند. [22]

برخی از کارشناسان معتقدند وضعیت بحث برانگیزی که از آن به عنوان " اعتیاد جنسی " یاد می شود، به جای یک رفتار اعتیاد آور، خودشیفتگی جنسی یا اجبار جنسی است. [23]

خودشیفتگی والدین [ ویرایش ]

والدین خودشیفته می توانند فرزندان خود را به عنوان امتداد خودشان ببینند و کودکان را تشویق کنند تا به گونه ای رفتار کنند که نیازهای عاطفی و عزت نفس والدین را پشتیبانی کند. [24] به دلیل آسیب پذیری کودکان، ممکن است به طور قابل توجهی تحت تأثیر این رفتار قرار گیرند. [25] برای برآوردن نیازهای والدین، کودک ممکن است خواسته ها و احساسات خود را قربانی کند. [26] کودکی که تحت این نوع تربیت قرار می گیرد ممکن است در بزرگسالی با روابط صمیمی خود دچار مشکل شود. [27]

در موقعیت‌های شدید، این سبک فرزندپروری می‌تواند منجر به روابط بیگانه با فرزندان، همراه با احساس رنجش و در برخی موارد، تمایلات خود ویرانگر شود. [24]

خودشیفتگی محل کار [ ویرایش ]

  • حرفه ای ها. برخی از متخصصان مجبورند که دائماً شایستگی خود را ابراز کنند، حتی اگر اشتباه می کنند. [28] [29] خودشیفتگی حرفه‌ای می‌تواند منجر به گرفتار شدن افراد حرفه‌ای توانا و حتی استثنایی در دام‌های خودشیفتگی شود. "بیشتر متخصصان روی پرورش خودی کار می کنند که دارای اقتدار، کنترل، دانش، شایستگی و احترام باشد. این خودشیفتگی در همه ماست - ما از احمق یا نالایق جلوه دادن می ترسیم." [28]
  • مدیران اجرایی اغلب با محرک های بالقوه خودشیفتگی همراه هستند:
* بی جان – نمادهای وضعیت مانند اتومبیل های شرکت، گوشی های هوشمند تولید شده توسط شرکت ، یا دفاتر معتبر با نمای پنجره. و
* متحرک - چاپلوسی و توجه همکاران و زیردستان. [30] : 143 
خودشیفتگی با طیفی از مشکلات بالقوه رهبری از مهارت های انگیزشی ضعیف گرفته تا تصمیم گیری پرخطر و در موارد شدید، جنایت یقه سفید مرتبط است. [31] برخی از رهبران شرکت های بزرگ به معنای واقعی کلمه فقط یک چیز در ذهن خود دارند: سود . چنین تمرکز محدودی در واقع ممکن است مزایای کوتاه مدت مثبتی را به همراه داشته باشد، اما در نهایت کارمندان فردی و همچنین کل شرکت ها را به سمت پایین می کشاند. [32]
زیردستان ممکن است پیشنهادهای پشتیبانی روزمره را بیابند که به سرعت آنها را به منابع توانمند تبدیل کنند، مگر اینکه در حفظ مرزهای مناسب بسیار مراقب باشند. [30] : 143، 181 
مطالعاتی که به بررسی نقش شخصیت در ارتقاء رهبری می پردازد، نشان داده است که افرادی که به موقعیت های رهبری می رسند را می توان به عنوان افراد مسلط بین فردی، برونگرا و از نظر اجتماعی ماهر توصیف کرد. [31] هنگام بررسی همبستگی خودشیفتگی در ارتقای موقعیت‌های رهبری، خودشیفته‌هایی که غالباً از نظر بین فردی مسلط، برون‌گرا و از نظر اجتماعی ماهر هستند، احتمالاً به رهبری ارتقا می‌یابند، اما به احتمال زیاد در موقعیت‌هایی که به عنوان رهبر ظاهر می‌شوند، ظاهر می‌شوند. شناخته شده نبودند، مانند استخدام های خارجی (در مقابل ترفیعات داخلی). به طور متناقض، خودشیفتگی می تواند به عنوان ویژگی هایی ظاهر شود که ارتقاء یک فرد را به رهبری تسهیل می کند و در نهایت باعث می شود که فرد به دست آورد یا حتی شکست بخورد. [31]
  • نیروی کار عمومی . خودشیفتگی می تواند مشکلاتی را در نیروی کار عمومی ایجاد کند. به عنوان مثال، افرادی که در فهرست‌های خودشیفتگی بالا قرار دارند، به احتمال زیاد درگیر رفتارهای غیرمولد هستند که به سازمان‌ها یا سایر افراد در محل کار آسیب می‌زند. [33] رفتارهای پرخاشگرانه (و غیرمولد) زمانی ظاهر می شوند که عزت نفس تهدید می شود. [34] [35] افراد دارای خودشیفتگی بالا دارای عزت نفس شکننده هستند و به راحتی تهدید می شوند. یک مطالعه نشان داد که کارمندانی که به شدت خودشیفتگی دارند، نسبت به افرادی که از خودشیفتگی پایینی برخوردارند، بیشتر رفتارهای دیگران در محل کار را توهین آمیز و تهدیدآمیز می دانند. [36]

خودشیفتگی سلبریتی ها [ ویرایش ]

خودشیفتگی سلبریتی ها (گاهی اوقات به عنوان خودشیفتگی موقعیتی اکتسابی نیز شناخته می شود ) شکلی از خودشیفتگی است که در اواخر نوجوانی یا بزرگسالی ایجاد می شود و به واسطه ثروت، شهرت و دیگر ویژگی های افراد مشهور به وجود می آید . خودشیفتگی سلبریتی ها بعد از کودکی ایجاد می شود و توسط جامعه شیفته سلبریتی ها تحریک و حمایت می شود. طرفداران، دستیاران و رسانه های تبلوید همگی در این ایده نقش دارند که شخص واقعاً بسیار مهمتر از افراد دیگر است، و باعث ایجاد یک مشکل خودشیفتگی می شود که ممکن است فقط یک تمایل یا نهفته باشد و به آن کمک کند تا به یک اختلال شخصیتی تمام عیار تبدیل شود. " رابرت میل لن می گوید که چه اتفاقی می افتد به افراد مشهور است که آنها را به افرادی که به دنبال آنها استفاده می شود که آنها به دنبال متوقف کردن تماس در افراد دیگر است." [37]در شدیدترین تظاهرات و علائم آن، از اختلال شخصیت خودشیفته قابل تشخیص نیست و تنها در شروع دیررس و حمایت محیطی آن توسط تعداد زیادی از طرفداران متفاوت است. «فقدان هنجارهای اجتماعی، کنترل‌ها و افراد متمرکز بر آنها باعث می‌شود این افراد باور کنند که آسیب‌ناپذیر هستند» [38] به طوری که فرد ممکن است از روابط ناپایدار، سوء مصرف مواد یا رفتارهای نامنظم رنج ببرد.

خودشیفتگی جمعی [ ویرایش ]

خودشیفتگی جمعی نوعی خودشیفتگی است که در آن یک فرد نسبت به گروه خود عشق به خود دارد. [39] در حالی که تعریف کلاسیک خودشیفتگی بر فرد متمرکز است، خودشیفتگی جمعی ادعا می‌کند که می‌توان نظر بسیار بالایی نسبت به یک گروه داشت و یک گروه می‌تواند به عنوان یک موجود خودشیفتگی عمل کند. [39] خودشیفتگی جمعی با قوم گرایی مرتبط است . با این حال، قوم گرایی در درجه اول بر خود محوری در سطح قومی یا فرهنگی تمرکز دارد، در حالی که خودشیفتگی جمعی به هر نوع درون گروهی فراتر از فرهنگ ها و قومیت ها گسترش می یابد. [39] [40]

گرایش های خودشیفتگی در جامعه [ ویرایش ]

بر اساس نقدهای فرهنگی اخیر، نرگس جایگزین ادیپ به عنوان اسطوره زمان ما شده است. اکنون به نظر می‌رسد که خودشیفتگی ریشه همه چیز است، از عاشقانه‌های بدبخت با انقلاب خشونت‌آمیز گرفته تا مصرف انبوه هیجان‌انگیز محصولات پیشرفته و «سبک زندگی افراد ثروتمند و مشهور».

جسیکا بنجامین (2000)، «معمای ادیپی»، ص. 233 [41]

برخی از منتقدان ادعا می کنند که مردم آمریکا از پایان جنگ جهانی دوم به طور فزاینده ای خودشیفته تر شده اند. [42] [43] [44] [45] مردم به شدت برای جلب توجه رقابت می کنند. در موقعیت‌های اجتماعی، آن‌ها تمایل دارند که مکالمه را از دیگران و به سمت خود هدایت کنند. انبوه ادبیات عامه پسند درباره «گوش دادن» و «مدیریت کسانی که دائماً درباره خودشان صحبت می کنند» نشان از فراگیر شدن آن در زندگی روزمره دارد. [46] این ادعا با رشد برنامه‌های « تلویزیون واقعیت »، [42] رشد یک فرهنگ آنلاین که در آن رسانه‌های دیجیتال، رسانه‌های اجتماعی و تمایل به شهرت در حال ایجاد «عصر جدیدی از خودشیفتگی عمومی» هستند، اثبات می‌شود.[47]

همچنین حمایت از این ادعا که فرهنگ آمریکایی خودشیفته تر شده است، تجزیه و تحلیل اشعار آهنگ های محبوب ایالات متحده بین سال های 1987 و 2007 است. این نشان دهنده رشد استفاده از ضمایر اول شخص مفرد است که نشان دهنده تمرکز بیشتر بر خود و همچنین ارجاعات است. رفتار ضد اجتماعی؛ در همان دوره، کلماتی که تمرکز بر دیگران، احساسات مثبت و تعاملات اجتماعی را منعکس می‌کرد، کاهش یافت. [48] [49] الگوهای مشابهی از تغییر در تولید فرهنگی در سایر کشورهای غربی نیز قابل مشاهده است. تحلیل زبانی روزنامه نروژی پرتیراژ نشان داد که استفاده از اصطلاحات متمرکز بر خود و فردگرایانه بین سال‌های 1984 تا 2005 69 درصد افزایش یافت در حالی که اصطلاحات جمع‌گرایانه 32 درصد کاهش یافت.[50] ارجاع به خودشیفتگی و عزت نفس در رسانه های چاپی محبوب آمریکایی از اواخر دهه 1980 تورم زیادی را تجربه کرده است. [49] بین سال‌های 1987 و 2007، اشاره‌های مستقیم به عزت نفس در روزنامه‌ها و مجلات برجسته ایالات متحده تا 4540 درصد افزایش یافت، در حالی که خودشیفتگی، که تقریباً در مطبوعات در طول دهه 1970 وجود نداشت، بیش از 5000 بار بین سال‌های 2002 و 2002 ذکر شد. 2007. [49]

سوروکوفسکی و همکاران (2015) نشان داد که خودشیفتگی با فراوانی ارسال تصاویر سلفی در رسانه های اجتماعی مرتبط است . مطالعه سوروکوفسکی نشان داد که این رابطه در بین مردان قوی تر از زنان است. [51]

یک مطالعه به تفاوت در محصولات تبلیغاتی بین فرهنگ فردگرایانه آمریکا و فرهنگ جمعی کره جنوبی پرداخت. در تبلیغات مجلات آمریکایی، مشخص شد که تمایل بیشتری برای تأکید بر متمایز بودن و منحصر به فرد بودن شخص وجود دارد. برعکس، کره جنوبی بر اهمیت انطباق و هماهنگی اجتماعی تأکید کردند. [50] این مشاهده برای یک تحلیل بین فرهنگی در طیف وسیعی از بروندادهای فرهنگی که در آن فرهنگ های ملی فردگرا محصولات فرهنگی فردگرایانه تری تولید می کنند و فرهنگ های ملی جمع گرا محصولات ملی جمع گرایانه تری تولید می کنند صادق است. این تأثیرات فرهنگی بیشتر از تأثیرات تفاوت های فردی در فرهنگ های ملی بود. [50]

تأثیر بر تکامل [ ویرایش ]

خودشیفتگی از طریق فرآیند جفت گیری گروهی یا انتخاب غیر تصادفی یک شریک برای اهداف تولید مثل در تکامل نقش دارد .

انسان ها از نظر سن، ضریب هوشی، قد، وزن، ملیت، سطح تحصیلات و شغل، ویژگی های فیزیکی و شخصیتی، و وابستگی خانوادگی به طور اجمالی با هم جفت می شوند. [52] در فرضیه «مثل خود جویی»، افراد ناخودآگاه به دنبال «تصویر آینه ای» از خود در دیگران می گردند، و معیارهای زیبایی یا تناسب تولیدمثلی را در چارچوب خودارجاعی جستجو می کنند. آلوارز و همکاران دریافت که شباهت چهره بین زوج‌ها یک نیروی محرکه قوی در میان مکانیسم‌های جفت‌گیری ترکیبی است: زوج‌های انسانی به طور قابل‌توجهی بیشتر از آنچه که از تشکیل جفت تصادفی انتظار می‌رود شبیه یکدیگر هستند. [53] از آنجایی که مشخص است ویژگی‌های چهره ارثی هستند، مکانیسم «مثل خودجویانه» ممکن است تولیدمثل بین زوج‌های مشابه ژنتیکی را تقویت کند و به تثبیت ژن‌های حمایت‌کننده رفتار اجتماعی، بدون هیچ رابطه‌ی خویشاوندی بین آنها کمک کند.

اختلافات [ ویرایش ]

در 10 سال گذشته علاقه به خودشیفتگی و اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) افزایش یافته است. حوزه‌هایی از بحث‌های اساسی وجود دارد که پیرامون این موضوع وجود دارد، از جمله:

  • به وضوح تفاوت بین خودشیفتگی طبیعی و بیمارگونه
  • درک نقش عزت نفس در خودشیفتگی،
  • دستیابی به اجماع در طبقه‌بندی و تعاریف زیرشاخه‌هایی مانند «ابعاد بزرگ» و «ابعاد آسیب‌پذیر» یا انواعی از آنها،
  • درک ویژگی ها/ویژگی های مرکزی در مقابل محیطی، اولیه و ثانویه خودشیفتگی،
  • تعیین اینکه آیا توصیف توافقی وجود دارد،
  • توافق بر سر عوامل اتیولوژیک،
  • تصمیم گیری در مورد اینکه خودشیفتگی باید توسط چه رشته یا رشته ای مورد مطالعه قرار گیرد،
  • توافق در مورد چگونگی ارزیابی و اندازه گیری آن، و
  • توافق در مورد نمایندگی آن در کتاب های درسی و کتابچه راهنمای طبقه بندی. [54]

این گستره از بحث و جدل در سال‌های 2010-2013 زمانی که کمیته اختلالات شخصیت برای ویرایش پنجم (2013) راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی حذف شخصیت خودشیفته از این کتابچه راهنمای کاربر را توصیه کرد، در معرض دید عموم قرار گرفت . یک بحث سه ساله بحث برانگیز در جامعه بالینی با یکی از تندترین منتقدان پروفسور جان گاندرسون، MD ، شخصی که کمیته اختلالات شخصیت DSM را برای ویرایش چهارم این کتابچه راهنما رهبری می کرد، آشکار شد. [55]

در فرهنگ عامه [ ویرایش ]

  • بازی تاج و تخت سری و اقتباس تلویزیونی از RR جورج مارتین را نغمه ای از یخ و آتش :
    • لنیستر "خانواده از narcissists" اند تلقی شده است. [56] مشاور بهداشت روان دارای مجوز (LMHC) کالین جردن گفته است که دوقلوهای محارم سرسی و جیمی دارای ترکیبی از اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت خودشیفته هستند و برادر کوچکتر آنها تیریون یک خودشیفته الکلی است. [57] [56]علاوه بر این، یک روانشناس بالینی با عنوان Redditor Rain12913 پست کرد: "به نظر می رسد مردم در دام فکر می کنند که سرسی واقعاً برادرش و فرزندانش را دوست دارد. ممکن است به نظر برسد که رفتار او نشان می دهد که او این کار را می کند، بسیار بعید است که چنین شخصیت خودشیفته ای قادر به عشق واقعی باشد." [58] درباره پدرسالار خانواده، جردن مشاهده می کند که " تایوین لنیستر در واقع بدترین آنهاست". [56]
    • جردن درباره لرد پتیر بیلیش (ملقب به "لیتل فینگر") می گوید: "اگر به لیتلفینگر نگاه کنید، می دانیم که او از راه دور شخصاً به لیزا علاقه مند نیست، اما توجه او را دوست دارد. و او به او نیاز دارد. خودشیفته ها از افراد برای عملکرد استفاده می کنند، که او انجام می دهد. ". [56]
  • سوزان استون-مارتو ، شخصیت نیکول کیدمن در فیلم To Die For (1995)، می خواهد به هر قیمتی در تلویزیون ظاهر شود، حتی اگر این کار شامل قتل شوهرش باشد. یک ارزیابی روانپزشکی از شخصیت او خاطرنشان کرد که "او به عنوان یک فرد خودشیفته نمونه اولیه توسط ارزیاب ها دیده می شود: او به طور متوسط ​​8 معیار از 9 معیار اختلال شخصیت خودشیفته را برآورده می کند ... اگر از نظر اختلالات شخصیت ارزیابی شده بود، تشخیص داده می شد. اختلال شخصیت خودشیفته». [59]
  • جی گتسبی ، شخصیت همنام رمان گتسبی بزرگ (1925) اثر اف. اسکات فیتزجرالد ، "کهن الگوی مردان آمریکایی خودساخته ای که به دنبال پیوستن به جامعه عالی هستند "، به عنوان یک "خود شیفته بیمارگونه" توصیف شده است که برای او " ایگو-ایده‌آل » «متورم و ویرانگر» شده است و «دروغ‌های بزرگ، حس ضعیف واقعیت، احساس استحقاق، و رفتار استثمارگرانه با دیگران» برای نابودی خودش توطئه می‌کنند. [60]
  • Maisie Farange، در رمان هنری جیمز What Maisie Knew (1897) مورد غفلت والدین بیهوده و خود شیفته اش قرار گرفته است. پس از طلاق والدینش، یافتن شرکای جدید، و در نهایت خیانت مجدد به شریک جدید خود، Maisie در نهایت تصمیم می گیرد با خدمتکار خانواده از نظر اخلاقی قوی نقل مکان کند.

همچنین ببینید [ ویرایش ]

منابع [ ویرایش ]

  1. «فرهنگ لغت یادگیرنده آکسفورد» . oxfordlearnersdictionaries.com . انتشارات دانشگاه آکسفورد . بازبینی شده در 14 سپتامبر 2021 .
  2. ^ a b " فرهنگ لغت روانشناسی APA " . dictionary.apa.org . انجمن روانشناسی آمریکا . بازبینی شده در 14 سپتامبر 2021 .
  3. نازاریو، دکتر، برونیلدا. "اختلال شخصیت خودشیفته" . webmd.com . وب MD . بازبینی شده در 18 ژوئن 2020 .
  4. «اساطیر یونانی نرگس» . britannica.com . بریتانیا . بازبینی شده در 14 سپتامبر 2021 .
  5. ^ a b c Millon, Theodore; گروسمن، ست؛ میلیون، کری. میاگر، سارا؛ رامنات، روونا (2004). اختلالات شخصیت در زندگی مدرن (PDF) . وایلی. پ. 343. شابک  978-0471237341.
  6. زورن، جان دیوید (1998)، «فروید: در مورد خودشیفتگی» ، CriticaLink ، دانشگاه هاوایی.
  7. برگمان، مارتین اس (1987).آناتومی عشق؛ جستجوی انسان برای اینکه بداند من چه چیزی را دوست دارم . کتاب های بالانتین. شابک 978-0449905531.
  8. فدرن، ارنست (1972). "سی و پنج سال با فروید: به افتخار صدمین سالگرد پل فدرن، دکتر" مجله روانشناسی بالینی . 32 : 18–34 - از طریق کتابخانه آنلاین Wiley.
  9. بکر، ارنست (1973). "انکار مرگ" (PDF) . مطبوعات آزاد . بازیابی شده در 04-11-2020 .
  10. کوهوت، هاینز (1966). "اشکال و دگرگونی خودشیفتگی" (PDF) . توانبخشی سوء استفاده از خودشیفتگی . مجله انجمن روانکاوی آمریکا . بازیابی شده در 04-11-2020 .
  11. ^ هورتون، رابرت اس؛ بلو، جف؛ دروکی، برایان. "پرونده شدن نرگس: پیوندهای بین فرزندپروری و خودشیفتگی چیست؟" (PDF) . کالج واباش . بازبینی شده در 15 سپتامبر 2021 .
  12. ^ کمبل، دبلیو کیث؛ فاستر، جاشوا دی (2007). "خود خودشیفته: پیشینه، یک مدل آژانس گسترده و مناقشات در حال انجام". در سدیکید، کنستانتین; اسپنسر، استیون جی. خود . مرزهای روانشناسی اجتماعی. انتشارات روانشناسی. شابک 978-1841694399.
  13. ^ هورتون، آر اس؛ بلو، جی. دروکی، بی (2006). "پرونده شدن نرگس: چه پیوندهایی بین فرزندپروری و خودشیفتگی وجود دارد؟" (PDF) . مجله شخصیت . 74 (2): 345-76. CiteSeerX 10.1.1.526.7237 . doi : 10.1111/j.1467-6494.2005.00378.x . PMID 16529580 .   رجوع به ص. 347.
  14. ^ سدیکیدس، سی. رودیچ، EA; گرگ، AP; کوماشیرو، ام ال. Rusbult، C. (2004). "آیا خودشیفته های عادی از نظر روانی سالم هستند؟: عزت نفس مهم است" (PDF) . مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 87 (3): 400-16. doi : 10.1037/0022-3514.87.3.400 . hdl : 1871/17274 . PMID 15382988 .  
  15. ^ a b Kohut (1971). تجزیه و تحلیل خود. رویکردی سیستماتیک برای درمان روانکاوانه اختلالات شخصیت خودشیفته . لندن: انتشارات دانشگاه شیکاگو.
  16. براون، نینا دبلیو، الگوی خودشیفتگی مخرب، 1998
  17. ^ مورف، کارولین سی. رودوالت، فردریک (2001). "کشف پارادوکس های خودشیفتگی: یک مدل پردازش خود تنظیمی پویا" . تحقیق روانشناسی . 12 (4): 177-96. doi : 10.1207/S15327965PLI1204_1 . S2CID 2004430 . 
  18. Livesley WJ، Jang KL، Jackson DN، Vernon PA (دسامبر 1993). "مشارکت ژنتیکی و محیطی در ابعاد اختلال شخصیت". ام جی روانپزشکی . 150 (12): 1826-31. doi : 10.1176/ajp.150.12.1826 . PMID 8238637 . 
  19. ^ Hurlbert، DF; Apt, C. (1991). " خودشیفتگی جنسی و مرد آزارگر ". مجله روابط جنسی و زناشویی . 17 (4): 279-92. doi : 10.1080/00926239108404352 . PMID 1815094 . 
  20. ^ Hurlbert، DF; آپت، سی. گسار، س. ویلسون، NE; مورفی، ی (1994). " خودشیفتگی جنسی: یک مطالعه اعتبار سنجی". مجله روابط جنسی و زناشویی . 20 (1): 24-34. doi : 10.1080/00926239408403414 . PMID 8169963 . 
  21. ^ رایان، KM; ویکل، ک. Sprechini، G. (2008). "تفاوت های جنسیتی در خودشیفتگی و خشونت خواستگاری در زوج های قرار". نقش های جنسی . 58 (11-12): 802-13. doi : 10.1007/s11199-008-9403-9 . S2CID 19749572 . 
  22. Schoenewolf، G. (2013). مرکز روانکاوی: مقالات گردآوری شده از یک روانکاو نئوکلاسیک . انتشارات مرکز زندگی.
  23. ^ آپت، سی. Hurlbert، DF (1995). " خودشیفتگی جنسی: اعتیاد یا آناکرونیسم؟". مجله خانواده . 3 (2): 103-07. doi : 10.1177/1066480795032003 . S2CID 143630223 . 
  24. ^ a b راپورت، آلن، دکترا. خودشیفتگی مشترک: چگونه با والدین خودشیفته سازگار می شویم. درمانگر، 2005 .
  25. ^ ویلسون، سیلیا؛ Durbin, C. Emily (نوامبر 2011). "تعامل والد-کودک دیادیک در دوران اولیه کودکی: مشارکت ویژگی های شخصیتی والدین و کودک". مجله شخصیت . 80 (5): 1313–1338. doi : 10.1111/j.1467-6494.2011.00760.x . ISSN 0022-3506 . PMID 22433002 .  
  26. جیمز آی. کپنر، فرآیند بدن (1997) ص. 73
  27. C. Bailey-Rug, It's Not You, It's Them (2016) صفحات 80–81
  28. ^ a b Banja، جان، خطاهای پزشکی و خودشیفتگی پزشکی، 2005
  29. بانجا، جان، (به گفته اریک رنگوس) جان بانجا : مصاحبه با متخصص اخلاق بالینی
  30. ^ a b A. J. DuBrin (2012). خودشیفتگی در محل کار .
  31. ^ a b c Brunell, AB; جنتری، WA; کمبل، دبلیو. هافمن، بی جی; کوهنرت، KW; DeMarree، KG (2008). "ظهور رهبر: مورد رهبر خودشیفته" (PDF) . بولتن شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 34 (12): 1663-76. doi : 10.1177/0146167208324101 . PMID 18794326 . S2CID 28823065 . بایگانی شده از نسخه اصلی (PDF) در 05-06-2020.   
  32. هیل، ویکتور (2005) خودشیفتگی شرکتی در شرکت‌های حسابداری استرالیا، کتاب‌های پنگوس استرالیا
  33. ^ قاضی، TA; LePine، JA; ریچ، BL (2006). "خود را به وفور دوست داشته باشید: رابطه شخصیت خودشیفته با خود و سایر ادراکات از انحراف در محل کار، رهبری، و وظیفه و عملکرد متنی". مجله روانشناسی کاربردی . 91 (4): 762-76. doi : 10.1037/0021-9010.91.4.762 . PMID 16834504 . 
  34. ^ بوشمن، بی جی؛ باومایستر، RF (1998). "خودپرستی تهدید، خودشیفتگی، عزت نفس، و پرخاشگری مستقیم و جابجا شده: آیا عشق به خود یا نفرت از خود منجر به خشونت می شود؟" مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 75 (1): 219-29. CiteSeerX 10.1.1.337.396 . doi : 10.1037/0022-3514.75.1.219 . PMID 9686460 .  
  35. ^ پنی، LM؛ اسپکتور، PE (2002). "خودشیفتگی و رفتار کاری غیرمولد: آیا منیت های بزرگتر به معنای مشکلات بزرگتر است؟" مجله بین المللی انتخاب و ارزیابی . 10 (1-2): 126-34. doi : 10.1111/1468-2389.00199 .
  36. ^ Wislar، JS؛ ریچمن، جی. فندریچ، ام. فلاهرتی، جی (2002). "آزار جنسی، سوء استفاده عمومی در محل کار و پیامدهای الکل: نقش آسیب پذیری شخصیت". مجله مسائل دارویی . 32 (4): 1071-88. doi : 10.1177/002204260203200404 . S2CID 145170557 . 
  37. سیمون کرامپتون، همه چیز درباره من (لندن 2007) ص. 171
  38. ^ کرومپتون، ص. 171
  39. ^ a b c Golec de Zavala, A, et al. خودشیفتگی جمعی و پیامدهای اجتماعی آن. مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی 97.6 (2009): 1074-96. مقالات روانشناسی EBSCO . وب 26 مارس 2011.
  40. بیزومیک، بوریس و جان داکیت. "گروه منلیاقتمن را ندارد": خودشیفتگی و قوم گرایی." روانشناسی سیاسی 29.3 (2008): 437-53. مجموعه علوم روانشناسی و رفتاری. EBSCO. وب. 9 آوریل 2011.
  41. بنجامین، جسیکا (2000). "معمای ادیپی". در دو گی، پل; ایوانز، جسیکا؛ ردمن، پیتر (ویرایش‌ها). خواننده هویت . لندن: سیج. ص 231-47.به نقل از Tyler, Imogen (سپتامبر 2007). "از "دهه من" تا "هزاره من": تاریخ فرهنگی خودشیفتگی". مجله بین المللی مطالعات فرهنگی . 10 (3): 343-63. doi : 10.1177/1367877907080148 . S2CID 143701814 . 
  42. ^ a b لورنزن، جاستین (2007). "فرهنگ(های) خودشیفتگی: همزمانی و دهه شصت روانگردان" . در گایتانیدیس، آناستاسیوس; کورک، پولونا (ویرایش‌ها). خودشیفتگی - یک خواننده انتقادی . لندن: کتاب های کارناک. پ. 127. شابک 978-1855754539.
  43. لاش، کریستوفر (1979). فرهنگ خودشیفتگی: زندگی آمریکایی در عصر کاهش انتظارات . کتاب های وارنر شابک 978-0446321044.
  44. لورنزن، جاستین (2007). "فرهنگ(های) خودشیفتگی: همزمانی و دهه شصت روانگردان" . در گایتانیدیس، آناستاسیوس; کورک، پولونا (ویرایش‌ها). خودشیفتگی - یک خواننده انتقادی . لندن: کتاب های کارناک. پ. 129. شابک 978-1855754539.
  45. نلسون، کریستینا (2004). خودشیفتگی در وفاداری بالا . لینکلن: iUniverse. ص 1-2. شابک 978-0595318049.
  46. چارلز، دربر (15 ژوئن 2000). پیگیری توجه: قدرت و منیت در زندگی روزمره نسخه دوم (ویرایش دوم). انتشارات دانشگاه آکسفورد . شابک 978-0195135497.
  47. مارشال، دیوید پی (نوامبر 2004). "حرکت همیشگی شهرت" . مجله M/C . 7 (5). doi : 10.5204/mcj.2401 . بازبینی شده در 7 فوریه 2013 .
  48. ^ دیوال، سی. ناتان؛ پوند جونیور، ریچارد اس. کمبل، دبلیو کیث; Twenge، Jean M. (اوت 2011). "تغییر روانشناختی: نشانگرهای زبانی ویژگی ها و احساسات روانی در طول زمان در اشعار آهنگ محبوب ایالات متحده". روانشناسی زیبایی شناسی، خلاقیت و هنر . 5 (3): 200-07. CiteSeerX 10.1.1.684.1672 . doi : 10.1037/a0023195 . 
  49. ^ a b c Twenge, Jean M. (2011). کمبل، دبلیو کیث; میلر، جاشوا دی. کتاب راهنمای خودشیفتگی و اختلال شخصیت خودشیفته: رویکردهای نظری، یافته‌های تجربی و درمان‌ها . هوبوکن نیوجرسی: جان وایلی و پسران. پ. 203. شابک 9781118029268.
  50. ^ a b c Twenge, Jean M. (2011). کمبل، دبلیو کیث; میلر، جاشوا دی. کتاب راهنمای خودشیفتگی و اختلال شخصیت خودشیفته: رویکردهای نظری، یافته‌های تجربی و درمان‌ها . هوبوکن نیوجرسی: جان وایلی و پسران. پ. 202. شابک 9781118029268.
  51. ^ سوروکوفسکی، پ. سوروکوفسکا، ا. اولزکیویچ، ا. فراکویاک، تی. هاک، ا. پیسانسکی، ک (2015). "رفتارهای ارسال سلفی با خودشیفتگی در بین مردان مرتبط است." شخصیت و تفاوت های فردی . 85 : 123-27. doi : 10.1016/j.paid.2015.05.004 .
  52. Buston & Emlen 2003, Buss 1989, Epstein & Guttman 1984, Garrison et al. 1968، Ho 1986، Jaffe & Chacon 1995، Spuhler 1968، Rushton 1989
  53. ^ آلوارز، ال (2005). "راهنماهای خودشیفتگی همسر انتخاب: انسان همسر assortatively، به عنوان شباهت صورت نشان داد، زیر یک الگوریتم از 'به دنبال خود مانند : " . روانشناسی تکاملی . 2 : 177-94. بایگانی شده از نسخه اصلی در 18 ژوئن 2006.
  54. ^ میلر؛ لینام؛ Hyatt; کمبل (8 مه 2017). "جنجال ها در خودشیفتگی" . بررسی سالانه روانشناسی بالینی . 13 : 291-315. doi : 10.1146/annurev-clinpsy-032816-045244 .
  55. زانور، چارلز. "سرنوشتی که خودشیفته ها از آن متنفر خواهند بود: نادیده گرفته شدن" . نیویورک تایمز . بازیابی شده در 9 نوامبر 2010 .
  56. ^ a b c d Rosenfield, Kat (30 آوریل 2015). "یک درمانگر توضیح می دهد که چرا همه افراد در "بازی تاج و تخت" مشکلات جدی دارند: وستروس اساساً یک راهنمای زندگی و تنفس برای بیماری های روانی است . " MTV اخبار .
  57. ناتاشا (25 مه 2015). "سلامت روان و "بازی تاج و تخت": خودشیفته ها اوه من!" . کانادا داروسازی پادشاه .
  58. بارتلیت، لری (6 ژوئیه 2016). "یک روانشناس بالینی سرسی لنیستر بازی تاج و تخت را مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته تشخیص داد . " NME.com .
  59. ^ هسه، مورتن؛ Schliewe S; تامسن RR (2005). "رده بندی ویژگی های اختلال شخصیت در شخصیت های محبوب فیلم" . روانپزشکی BMC . 5 (1): 45. doi : 10.1186/1471-244X-5-45 . PMC 1325244 . PMID 16336663 .  
  60. ^ میچل، گیلز. "نارسیست بزرگ: مطالعه گتسبی فیتزجرالد، اثر گیلز میچل" . fitzgerald.narod.ru . بازبینی شده در 22 اکتبر 2017 .

ادامه مطلب [ ویرایش ]

  • بلکبرن، سایمون ، آینه، آینه: کاربردها و سوء استفاده‌ها از عشق به خود (پرینستون، نیوجرسی: انتشارات دانشگاه پرینستون ، 2014)
  • تونگه، ژان ام. کمپبل، دبلیو، کیت اپیدمی خودشیفتگی: زندگی در عصر حق (2009)
  • هوچ کیس، سندی؛ مسترسون، جیمز اف ، چرا همیشه درباره شماست؟ : The Seven Deadly Sins of Narcissism (2003)
  • براون، نینا دبلیو، فرزندان خود جذب شده: راهنمای بزرگسالان برای غلبه بر والدین خودشیفته (2008)
  • مک فارلین، دین، جایی که ایگوها جرات می کنند: حقیقت ناگفته درباره رهبران خودشیفته - و چگونه از آنها زنده بمانیم (2002)
  • براون، نینا دبلیو، الگوی خودشیفتگی مخرب (1998)
  • گلومب، ایلان، به دام افتاده در آینه - کودکان بزرگسال خودشیفته در مبارزه برای خود (1995)