تلفظ اشتباه

تلفظ اشتباه "polyglot"، گویی که "polyflot" نوشته شده است

در زبان‌شناسی ، تلفظ نادرست عبارت است از تلفظ نادرست یک کلمه. [1] [2] موضوع این که چه چیزی اشتباه تلفظ می‌شود یا نیست، بحثی است و در مورد میزان معنادار بودن این اصطلاح اختلاف نظر وجود دارد. زبان‌ها به روش‌های مختلفی توسط افراد مختلف تلفظ می‌شوند، بسته به عواملی مانند منطقه‌ای که در آن بزرگ شده‌اند، سطح تحصیلات و طبقه اجتماعی‌شان . حتی در گروه هایی از یک منطقه و طبقه، افراد مختلف می توانند روش های متفاوتی برای تلفظ کلمات خاص داشته باشند. [ نیازمند منبع ]

استانداردهای تلفظ

همه سخنرانان باید به برخی از استانداردهای تلفظ پایبند باشند تا برای دیگران قابل درک باشند. اما استانداردها در بین گروه‌ها متفاوت است، و میزان قدرت هر گروهی برای ادعای بهتر بودن استانداردشان، یا حتی اینکه آنها حق دارند چنین استانداردی را تحمیل کنند، اغلب منبع اصلی اختلاف است. [ نیازمند منبع ]

کسانی که در مورد تلفظ صحیح ادعا می کنند اغلب به فرهنگ لغت به عنوان مرجع خود استناد می کنند، و بنابراین در این مرحله خلاصه ای از اصولی که راهنمای تلفظ در فرهنگ لغت بر اساس آنها نوشته می شود ممکن است مفید باشد. ما با بحث در مورد دو دیدگاه متمایز شروع می کنیم که از آنها می توان استانداردهای تلفظ را مشاهده کرد. [ نیازمند منبع ]

نسخه در مقابل شرح

تقریباً هر حوزه ای از زبان شناسی را می توان به صورت تجویزی یا توصیفی بررسی کرد. نسخه، تدوین قوانینی است که توضیح می دهد کارها چگونه باید انجام شوند، در حالی که توصیف، تدوین قوانینی است که توضیح می دهد که چگونه کارها واقعاً انجام می شوند .

برای تلفظ، یک رویکرد تجویزی شامل گفتن به مردم است که این کلمه باید به این شکل تلفظ شود، آن کلمه باید به آن شکل تلفظ شود ، و غیره. برای مثال، می‌توان گفت که کلمه هسته‌ای باید ['njuːklɪəɹ] یا ['nuːklɪəɹ] تلفظ شود. برای تلفظ، یک رویکرد توصیفی شامل این است که به مردم بگوییم برخی افراد یک کلمه را به این شکل تلفظ می کنند، در حالی که دیگران یک کلمه را به آن شکل تلفظ می کنند . به عنوان مثال، می توان گفت که کلمه هسته ای توسط برخی افراد ['njuːklɪəɹ] و توسط برخی افراد دیگر ['nuːkjələɹ] تلفظ می شود. (به هسته رجوع کنید )

در ساده‌ترین حالت، رویکرد تجویزی به کار کمتری نیاز دارد، زیرا لزوماً به نحوه بیان واقعی کلمات بستگی ندارد. می توان به سادگی قوانین تلفظ خود را یادداشت کرد و یادداشتی اضافه کرد که این همان کاری است که دیگران نیز باید انجام دهند. در عمل، این امر پیچیده‌تر است، زیرا تجویزکننده معمولاً محدودیت‌های بیشتری را در رابطه با املا (شیوه نوشتن کلمات)، ریشه‌شناسی (طرز پیدایش کلمات) و عوامل دیگر اضافه می‌کند. از سوی دیگر، رویکرد توصیفی به کار میدانی بستگی دارد که در آن تفاوت‌های سیستم‌های تلفظ مورد استفاده در زندگی روزمره در بین افراد مختلف مورد تحقیق و فهرست‌بندی قرار می‌گیرد. [ نیازمند منبع ]

حرکت از نسخه به شرح

قبل از ظهور روش علمی مدرن ، محققان در اروپا عمدتاً به فیلسوفان یونان باستان برای انجام کارها نگاه می کردند. ارسطو هنوز در بسیاری از زمینه های دانش به عنوان برترین مرجع در نظر گرفته می شد. قوانین منطقی او به‌عنوان نسخه‌ای برای اندیشه (به جای توصیف) در نظر گرفته شده بود ، و رفتاری مشابه در سایر زمینه‌های زندگی به کار می‌رفت. این نگرش غالب بود که راه رسیدن به دانش از طریق مطالعه متون کهن و استدلال در مورد آنها به صورت منفصل است. پس از تولد علم ، مشاهدات دقیق از چگونگی کارکرد چیزها به جای آن مورد حمایت قرار گرفت. با این حال، این روش شناسی مدت زیادی طول کشید تا در زبان اعمال شود.

در انگلستان ، محققان از چگونگی توسعه زبان‌ها بی‌اطلاع بودند و زبان‌های مدرن را صرفاً فساد زبان‌های قدیمی می‌دانستند. آنها کوشیدند انگلیسی را در امتداد خطوط لاتین بازسازی کنند و در نتیجه قواعد دلبخواهی مانند رد مصدر تقسیم را ابداع کردند . با این حال، در قرن هجدهم، ویلیام جونز مقایسه دقیقی از چندین زبان، از جمله زبان‌های لاتین ، یونانی ، سانسکریت و زبان‌های ژرمنی انجام داد و پیشنهاد کرد که ممکن است از یک زبان ریشه مشترک، شاید منقرض شده باشند. (به زبان هند و اروپایی مراجعه کنید .)

این مطالعه اغلب به عنوان تولد زبان شناسی مدرن در نظر گرفته می شود . پس از آن، توجه بیشتری به مقایسه‌های دقیق زبان‌ها معطوف شد و بسیاری از مکانیسم‌های تکامل زبان‌ها مورد بررسی قرار گرفت. روشن شد که از زمان شروع زبان، زبان ها دائماً در حال تغییر، تقسیم و واگرایی بوده اند. عمدتاً در نتیجه این امر، در قرن‌های 20 و 21، گرایشی به سمت پذیرفتن تنوع در زبان‌ها به عنوان پیامد طبیعی تکامل زبان وجود داشته است و تلاش‌های بیشتری برای مطالعه تنوع انجام شده است تا تلاش فعال برای کاهش آن.

با این حال، این بدان معنا نیست که یکنواختی زبانی خالی از فایده نیست. اگر همه با یک استاندارد مشترک گرامر ، واژگان ، املا و تلفظ موافق باشند ، آنگاه ارتباط آسان‌تر می‌شود. از سوی دیگر، تنوع زیادی از بین می رود و مطالعه زبان شناسی بسیاری از مطالب موضوعی خود را از دست می دهد. اینکه کدام مهمتر است قابل بحث است. [ نیازمند منبع ]

درمان تلفظ در لغت نامه ها

لغت نامه های اولیه ، مانند فرهنگ لغت ساموئل جانسون در انگلستان و بعداً نوح وبستر در ایالات متحده نقش زیادی در یکنواخت کردن املا داشتند. وقتی دیکشنری ها شروع به اضافه کردن راهنماهای تلفظ کردند، نقش مشابهی در آنجا داشتند. در ابتدا، لغت نامه های آمریکایی (حداقل) تمایل داشتند از فهرست کردن تلفظ هایی که آنها را غیر استاندارد می دانستند اجتناب کنند، و بنابراین نقش تجویزی ایفا کردند (سنت بریتانیایی بسیار توصیفی تر است). با این حال، به دنبال روند عمومی در زبان شناسی، لغت نامه های آمریکایی در حال حاضر توصیفی تر می شوند در حالی که فرهنگ لغت های بریتانیایی کمتر می شوند (در حالی که لغت نامه های استرالیایی در بین آنها باقی مانده اند). این مورد در موارد دیگر و همچنین در مورد تلفظ است. به عنوان مثال، تلفظ کلمه هسته ای به گونه ای که گویی nucular نوشته شده است ، از جمله مواردی است که برخی با آن مخالفت می کنند، اما تلفظ آن در برخی لغت نامه ها ذکر شده است. با این حال، در نظر گرفتن این به این معنا که تلفظ یا «صحیح» یا «نادرست» در نظر گرفته می‌شود، به معنای درک نادرست نقشی است که این فرهنگ‌ها بازی می‌کنند. آنها به سادگی استفاده فعلی را گزارش می کنند. [ نیازمند منبع ]

تغییر تلفظ

موارد زیر نمونه‌هایی از فرآیندهایی هستند که توسط آن‌ها می‌توان تلفظ را تغییر داد، همراه با توضیحاتی در مورد اینکه چرا سخنرانان برخی تلفظ‌ها را «اشتباه» تلفظ می‌کنند. لازم به ذکر است که هر دو زبان انگلیسی رسمی و عامیانه ممکن است اشتباه تلفظ شوند.

حذف واج ها

نمونه‌های زیادی از واژه‌ها وجود دارد که ریشه‌شناسی آنها نشان می‌دهد واج‌ها ( صداهای همخوان یا مصوت ) را در جایی از تاریخچه‌شان گم کرده‌اند . به عنوان مثال، k خاموش در شروع بسیاری از کلمات در زبان انگلیسی در ابتدا تلفظ می شد. کلمه شوالیه از کلمه cniht در انگلیسی باستان گرفته شده است . در اینجا، دو صدای همخوان از بین رفته است: نه تنها c ، بلکه h نیز به صدا درآمده است، دومی یک اصطکاکی بی صدا است . چنین تغییراتی در طول تاریخ اتفاق افتاده است، و تعداد کمی به طور جدی پیشنهاد می کنند که همه آنها را معکوس کنیم و شوالیه را به عنوان cniht تلفظ کنیم . با این حال، هنگامی که همین اتفاق در امروز رخ می دهد، فرم های ساده شده به طور گسترده به عنوان "نادرست" برچسب گذاری می شوند. به عنوان مثال، کلمه قطب جنوب از نظر ریشه شناسی از کلمه Arctic ("ARK-tik") گرفته شده است و در اصل هر دو c در کلمه قبلی تلفظ می شدند، همانطور که در دومی ("ant-ARK-tik") تلفظ می شد. این هنوز هم تلفظ معمول کلمه است. با این حال، برخی از بلندگوها اولین صدای c را از قطب جنوب حذف می‌کنند ، که منجر به تلفظ ("ant-AR-tik") می‌شود که برخی آن را تایید نمی‌کنند. خود کلمه قطب شمال دستخوش تغییر مشابهی شده است، با تغییر متناظر در املا. دیدن کلمه Artic ("AR-tik") در نام پارک ها و مناطق پرجمعیت غیرعادی نیست . [ نیازمند منبع ]

انطباق با زبانی دیگر

پذیرش کلمات و نام‌ها از زبانی به زبان دیگر نیز فرآیندی است که از زمان‌های بسیار قدیم در جریان بوده است، اگرچه مشکلاتی را ایجاد می‌کند که به‌طور قطع واج‌شناسی زبان مبدأ با زبان مقصد متفاوت خواهد بود. و بنابراین جهش تلفظ اجتناب ناپذیر است. این شاید حتی بیشتر از نمونه های بالا از تغییر در یک زبان مشکل ساز باشد، زیرا این احتمال وجود دارد که گویشوران زبان مبدأ از چیزی که ممکن است به عنوان درهم ریختگی زبان خود بدانند ناراحت شوند.

این موضوع به ویژه پیچیده است، زیرا روش‌های مختلفی وجود دارد که می‌توان یک کلمه اصلی خارجی را در یک زبان، بسته به میزان ادغام آن، در یک زبان استفاده کرد، و این میزان به طور پیوسته از این که کلمه به عنوان بخشی واقعی در نظر گرفته نمی‌شود، متفاوت است. این زبان به قدری بخشی از زبان تلقی می شود که تعداد کمی از کسانی که زبان شناسی را مطالعه نکرده اند حتی می دانند که هرگز خارجی بوده است.

بسیاری از کلمات ( مثلاً کلمات beef و pocket ) پس از فتح 1066 از زبان نورمن وارد زبان انگلیسی شدند. آنها به قدری در زبان ادغام شده اند که به طور کلی خارجی در نظر گرفته نمی شوند و از قوانین معمول پیروی می کنند. فونتیک انگلیسی کاملا. تلفظ فعلی آنها به طور کلی با تلفظ های اصلی تغییر کرده است، اما هیچ کس آنها را اشتباه تلفظ نمی کند، زیرا این کلمات خیلی وقت پیش پذیرفته شده بودند.

واژه‌های دیگر ( مثلاً کلمه فرانسوی née ، به معنای "متولد" و استفاده از نام‌های دخترانه ) اخیراً مورد استفاده قرار گرفته‌اند، و هنوز هم به عنوان خارجی در نظر گرفته می‌شوند و نشانه‌های خود را حفظ کرده‌اند و اغلب با حروف مورب نوشته می‌شوند تا وضعیت خارجی خود را نشان دهند. با این حال، آنها معمولاً به روش انگلیسی تلفظ می شوند ( مثلاً "nay"، با یک دوفتونگ به جای یک صدای مصوت منفرد)، و غیرمعمول است که آنها را به عنوان تلفظ نادرست برچسب گذاری کنند.

با این حال کلمات دیگر، از جمله اسامی خاص مانند نام افراد و مکان ها، نه تنها به عنوان کلمات خارجی نوشته می شوند، بلکه اغلب به تلفظ اصلی آنها نیز می پردازند. برای مثال، اصطلاح فرانسوی mange tout (نوعی نخود ) اغلب با مصوت بینی تلفظ می شود. انجام در غیر این صورت، به خصوص با یک اسم خاص، اغلب به عنوان تلفظ نادرست در نظر گرفته می شود.

البته لازم به ذکر است که این امر در مورد تفاوت های تلفظی بین گویش های یک زبان صدق نمی کند. به عنوان مثال، یک آمریکایی با نام خانوادگی کارتر احتمالاً از شنیدن تلفظ یک انگلیسی نام در تلفظ دریافتی ، به عنوان /kɑːtə/ ناراحت نمی شود ، و همچنین یک انگلیسی با نام خانوادگی کارتر از شنیدن یک آمریکایی که این نام را به صورت روتیک تلفظ می کند آزرده نمی شود. لهجه ، به عنوان /kɑɹtɚ/ . [ نیازمند منبع ]

اصطلاحات اشتباه تلفظ

تلفظ نادرست Launceston (نام شهری در تاسمانی) که به معنای واقعی کلمه از املای کلمه پیروی می کند.
  • تلفظ املا : تلفظ غلط یک کلمه با توجه به املای نادرست یا مبهم آن.
  • آفسیس : انداختن صدا در ابتدای کلمه. [ نیازمند منبع ]
  • Aspiration : به صدا در آمدن صدای "h" در ابتدای یک کلمه، چه نیاز باشد یا نه. به عنوان مثال، "h" در افتخار (انگلیسی: honour) به صدا در نمی آید، اما در "شاد" است. مانند تمام "قوانین" تلفظ، قراردادهای مربوط به "H" آسپیره شده از منطقه ای به منطقه دیگر متفاوت است. در بخش‌هایی از ایالات متحده، مرسوم است که "هرب" را بدون صدای اولیه "h" تلفظ می‌کنند، در حالی که در بریتانیا، "h" اولیه را آسپیره می‌کنند. در " بانوی زیبای من "، پروفسور هنری هیگینز آنهایی را که "در میدان سوهو پایین هستند، همه جا درد می کشند" سرزنش می کند. [ نیازمند منبع ]
  • کاکوپی ، متضاد ارتوپی
  • Epenthesis : افزودن یک یا چند صدا به یک کلمه، به ویژه به درون یک کلمه (در ابتدا از prothesis و در پایان پاراگوج معمولا استفاده می شود). اپنتزیس را می توان به دو نوع تقسیم کرد: خروجی ، برای افزودن یک صامت ، و آناپتیکسی برای افزودن یک مصوت . [ نیازمند منبع ]
  • Metathesis : معکوس کردن حروف در یک کلمه، مانند تلفظ "iron" به عنوان "iorn". [ نیازمند منبع ]
  • Shibboleth : هر عمل متمایز کننده ای که نشان دهنده منشاء اجتماعی یا منطقه ای فرد باشد، معمولاً به ویژگی های زبان اشاره دارد، و به ویژه به کلمه ای که تلفظ آن گوینده آن را به عنوان عضو یا غیر عضو یک گروه خاص مشخص می کند. [ نیازمند منبع ]
  • Spoonerism : مبادله (معمولاً) ناخواسته حروف یا هجاها بین دو کلمه یا حتی در یک کلمه، اغلب با نتایج کمیک - به ویژه زمانی که نتیجه معنای مورد نظر گوینده را تغییر می دهد. این اصطلاح از نام کشیش ویلیام اسپونر ، روحانی و دانشگاهی قرن نوزدهم، که ظاهراً مستعد این ویژگی بود، نامگذاری شده است. از جمله مصادیق منسوب به وی عبارت است از: «دو کرم را چشیده‌ای» به معنای «دو دوره را هدر دادی». [ نیازمند منبع ]

تشخیص خودکار

با استفاده از تکنیک های محاسباتی، مانند یادگیری ماشین ، می توان به طور خودکار تلفظ های نادرست را در گفتار ضبط شده تشخیص داد. [3] [4]

منابع

  1. "MISPRONUNCIATION | معنی انگلیسی - دیکشنری کمبریج". فرهنگ لغات کمبریج . بایگانی شده از نسخه اصلی در 24 اکتبر 2015 . بازبینی شده در 30 اکتبر 2022 .
  2. ^ "اشتباه تلفظ". فرهنگ لغت رایگان . بایگانی شده از نسخه اصلی در 18 آوریل 2005 . بازبینی شده در 30 اکتبر 2022 .
  3. ^ لی، آن; گلس، جیمز (2012). "رویکردی مبتنی بر مقایسه برای تشخیص اشتباه تلفظ" (PDF) . کارگاه آموزشی فناوری زبان گفتاری IEEE (SLT) 2012 . صص 382-387. doi :10.1109/SLT.2012.6424254. hdl : 1721.1/75660. شابک 978-1-4673-5126-3. S2CID  6006518.
  4. ^ هو، ونپینگ؛ کیان، یائو؛ سونگ، فرانک کی. وانگ، یونگ (2015-03-01). "تشخیص اشتباه تلفظ با مدل های آکوستیک آموزش دیده با شبکه عصبی عمیق و طبقه بندی کننده های رگرسیون لجستیک مبتنی بر یادگیری انتقال بهبود یافته" . ارتباط گفتاری . 67 : 154-166. doi :10.1016/j.specom.2014.12.008. ISSN  0167-6393.

همچنین ببینید

Retrieved from "https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Mispronunciation&oldid=1179425441"