پادشاهی بریتانیای کبیر

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
رفتن به ناوبری پرش به جستجو

بریتانیای کبیر

1707-1800
پرچم بریتانیا
موقعیت بریتانیای کبیر در 1789 با رنگ سبز تیره ؛  ایرلند ، جزایر مانش ، جزیره من و هانوفر با رنگ سبز روشن
موقعیت بریتانیای کبیر در 1789 با رنگ سبز تیره ؛ ایرلند ، جزایر مانش ، جزیره من و هانوفر با رنگ سبز روشن
سرمایه، پایتختلندن
51 ° 30′N 0 ° 7′W / 51.500 درجه شمالی 0.117 درجه غربی / 51.500؛ -0.117
زبان های رسمیانگلیسی
زبانهای منطقه ای شناخته شدهاسکاتلندی ، ولزی ، گالیک اسکاتلندی ، نورن ، کورنیش
دین
کلیسای انگلیس
کلیسای اسکاتلند
نام (ها)انگلیسی
دولت سلطنت مشروطه پارلمانی متحد
پادشاه 
• 1707–1714 [a]
آن
• 1714–1727
جورج اول
• 1727-1760
جورج دوم
• 1760-1800 [b]
جورج سوم
نخست وزیر 
• 1721-1742
رابرت والپول (اول)
• 1783-1800
ویلیام پیت جوانتر (آخرین بار در GB)
قوه مقننهپارلمان بریتانیای کبیر
مجلس اعیان
مجلس عوام
تاریخ 
22 ژوئیه 1706
1 مه 1707
1 ژانویه 1801
حوزه
جمع230977 کیلومتر 2 (89181 مایل مربع)
جمعیت
• 1707
7،000،000
• 1800
10،500،000
واحد پولپوند استرلینگ
قبل از
موفق شد
پادشاهی انگلستان
پادشاهی اسکاتلند
پادشاهی متحده بریتانیای کبیر و ایرلند
امروز بخشی ازانگلستان
  1. ^ پادشاه انگلستان و اسکاتلند از 1702 تا 1707.
  2. ^ تا سال 1820 به عنوان پادشاه بریتانیا ادامه یافت.

پادشاهی بریتانیا ، رسما به نام بریتانیا ، [1] یادآور شد دولت مستقل در غرب اروپا از 1707 مه 1 [2] به 1800 دسامبر 31 [ نیازمند منبع ] . این ایالت با پیمان اتحادیه 1706 ایجاد شد و با قوانین اتحادیه 1707 تصویب شد ، که پادشاهی های انگلستان (شامل ولز ) و اسکاتلند را متحد کرد و پادشاهی واحدی را در بر گرفت که کل جزیره بریتانیای کبیر و جزایر دورافتاده آن را شامل می شد. به استثنای جزیره منو جزایر کانال . دولت واحد توسط یک اداره می شد مجلس در کاخ وست مینستر ، اما نظام های حقوقی مجزا - قانون انگلیسی و قانون اسکاتلند - در استفاده باقی مانده است.

پادشاهی که قبلا جداگانه در بود اتحاد شخصی از 1603 " اتحادیه از تاج " که جیمز ششم اسکاتلند شد پادشاه انگلستان و پادشاه ایرلند . از زمان فرمانروایی جیمز ، که اولین کسی بود که از خود به عنوان "پادشاه بریتانیای کبیر" یاد می کرد ، اتحاد سیاسی بین دو پادشاهی سرزمین اصلی انگلیس بارها توسط پارلمان انگلستان و پارلمان اسکاتلند تلاش و لغو شده بود . ملکه آن ( r . 1702-1714 ) وارث پروتستان مشخصی نداشت و خط جانشینی را به خطر انداخت، با قوانین جانشینی در دو پادشاهی متفاوت و تهدید بازگشت به تاج و تخت اسکاتلند از خانه کاتولیک روم استوارت ، تبعید شده در انقلاب شکوهمند 1688.

پادشاهی حاصله از ابتدا در اتحادیه قانونی و شخصی با پادشاهی ایرلند بود ، اما پارلمان بریتانیای کبیر در برابر تلاش های اولیه برای گنجاندن ایرلند در اتحادیه سیاسی مقاومت کرد. سالهای اولیه پادشاهی تازه متحد با قیامهای یعقوبی ، به ویژه قیام یعقوبی در 1715 مشخص شد . ناتوانی یا ناتوانی نسبی پادشاهان هانوفر منجر به افزایش اختیارات پارلمان شد و نقش جدیدی به نام " نخست وزیر " در دوران شکوفایی رابرت والپول ظاهر شد . بحران اقتصادی "حباب دریای جنوبی" به دلیل شکست اولیه شرکت دریای جنوبی ایجاد شدشرکت سهامی . مبارزات ژاکوبیتیسم در سال 1746 با شکست استوارتز به شکست انجامید .

خط پادشاهان هانوفر نام خود را به دوران گرجستان گذاشتند و اصطلاح " گرجی " معمولاً در زمینه های تاریخ اجتماعی و سیاسی برای معماری گرجستان استفاده می شود . اصطلاح " ادبیات آگوستین " اغلب برای نمایشنامه های آگوستینی ، شعر آگوستینی و نثر آگوستینی در دوره 1700-1740 استفاده می شود. اصطلاح "آگوستن" به معنی پذیرش تأثیر لاتین کلاسیک از جمهوری روم باستان اشاره دارد . [3]

پیروزی در جنگ هفت ساله منجر به تسلط امپراتوری بریتانیا شد ، که قرار بود بیش از یک قرن به قدرت برتر جهان تبدیل شود. بریتانیای کبیر از طریق تجارت و گسترش نظامی شرکت هند شرقی در هند مستعمره بر شبه قاره هند تسلط خواهد یافت . در جنگهای علیه فرانسه ، کنترل بر کانادای فوقانی و تحتانی را به دست آورد و تا زمان شکست در جنگ استقلال آمریکا ، بر سیزده مستعمره نیز تسلط داشت . از سال 1787 ، بریتانیا استعمار نیو ساوت ولز را با خروج این کشور آغاز کرداولین ناوگان در روند انتقال کیفری به استرالیا . بریتانیا یک جنگجوی اصلی در جنگهای انقلاب فرانسه بود .

بریتانیای کبیر در 1 ژانویه 1801 با قوانین اتحادیه 1800 ، که توسط بریتانیای کبیر و ایرلند تصویب شد ، به پادشاهی متحده بریتانیای کبیر و ایرلند ادغام شد .

ریشه شناسی

نام بریتانیا فرود از نام لاتین این جزیره از بریتانیا، انگلیس و یا Brittānia ، زمین از انگلیسی ها از طریق قدیمی فرانسوی Bretaigne (از انجا نیز مدرن فرانسه Bretagne در ) و انگلیسی میانه Bretayne ، Breteyne . اصطلاح بریتانیای کبیر برای اولین بار به طور رسمی در سال 1474 استفاده شد. [4]

استفاده از کلمه "بزرگ" قبل از "بریتانیا" از زبان فرانسوی سرچشمه می گیرد که از برتاگن برای بریتانیا و بریتانی استفاده می کند . بنابراین فرانسوی بین این دو تمایز قائل می شود و بریتانیا را la Grande Bretagne می نامد ، تمایزی که به انگلیسی منتقل شد. [5]

در پیمان اتحادیه و اقدامات بعدی اتحادیه آمده بود که انگلستان و اسکاتلند باید "با نام بریتانیا در یک پادشاهی متحد شوند" ، [6] و به این ترتیب "بریتانیای کبیر" نام رسمی این ایالت بود ، به عنوان و همچنین در عناوینی مانند "پارلمان بریتانیا" استفاده می شود. [1] [7] [8] وب سایت های پارلمان اسکاتلند ، بی بی سی و دیگران ، از جمله انجمن تاریخی ، به ایالت ایجاد شده در 1 مه 1707 به عنوان پادشاهی متحده بریتانیا اشاره می کنند . [9] [10] [11] [12] [13]هم در قوانین و هم در معاهده این کشور به عنوان "یک پادشاهی" و "پادشاهی متحده" توصیف شده است ، که باعث شده برخی نشریات با این ایالت به عنوان "پادشاهی متحده" رفتار کنند. [14] [15] اصطلاح بریتانیا گاهی در طول قرن 18 برای توصیف این ایالت استفاده می شد. [16] [17] [18]

ساختار سیاسی

پادشاهی انگلستان و اسکاتلند ، هر دو از قرن نهم (با انگلستان که در قرن شانزدهم ولز را در بر می گیرد) ، ایالت های جداگانه ای بودند تا سال 1707. با این حال ، آنها در سال 1603 ، هنگامی که جیمز ششم اسکاتلند پادشاه شد ، به اتحادیه شخصی رسیدند. انگلستان با نام جیمز اول . این اتحادیه تاجها زیر نظر خانه استوارت بدین معنی بود که کل جزیره بریتانیای کبیر اکنون توسط یک پادشاه واحد اداره می شد ، که به دلیل داشتن تاج انگلیسی بر پادشاهی ایرلند نیز فرمانروایی می کرد . هر یک از سه پادشاهی مجلس و قوانین خود را حفظ کردند. جزایر کوچکتر مختلف در قلمرو پادشاه قرار داشت ، از جمله جزیره من و جزیره منجزایر کانال .

با اعمال قوانین اتحادیه 1707 ، با یک تاج متحد بریتانیای کبیر و یک پارلمان متحد ، این نگرش به طور چشمگیری تغییر کرد. [19] ایرلند به طور رسمی تا پارلمان اتحادیه 1800 با پارلمان خود جدا بود . اتحادیه 1707 جانشینی فقط پروتستانها را بر اساس قانون انگلستان در سال 1701 تنظیم کرد . به جای قانون امنیت اسکاتلند در سال 1704 و قانون صلح و جنگ 1703 ، که با لغو برخی از قوانین اسکاتلندی 1707 از بین رفت.به قانون حل و فصل مستلزم این بود که وارث تاج و تخت انگلیسی از نوادگان خانم سوفیا از هانوفر انتخاب کننده باشد و کاتولیک روم نباشد. این مورد آورده جانشینی Hanoverian از جورج من از بریتانیا در سال 1714.

قدرت قانونگذاری در اختیار پارلمان بریتانیای کبیر بود که هم پارلمان انگلستان و هم پارلمان اسکاتلند را جایگزین کرد . [20] در عمل ، این ادامه پارلمان انگلیس بود که در همان مکان در وست مینستر نشسته بود و نمایندگی اسکاتلند را نیز شامل می شد. همانند پارلمان سابق انگلستان و پارلمان مدرن انگلستان ، پارلمان بریتانیای کبیر به طور رسمی از سه عنصر تشکیل شده بود: مجلس عوام ، مجلس لردها و تاج . حق همتایان انگلیسینشستن در مجلس لردها بدون تغییر باقی ماند ، در حالی که تعداد بسیار نامتناسبی از همسالان اسکاتلندی مجاز به ارسال شانزده همتای نماینده بودند که از بین تعداد آنها برای طول عمر هر پارلمان انتخاب شده بودند. به طور مشابه، اعضای انگلیسی کاخ سابق عوام به عنوان اعضای مجلس عوام انگلستان ادامه داد، اما به عنوان بازتابی از پایگاه های مالیاتی نسبی دو کشور تعداد نمایندگان اسکاتلند در تا 45. همسالان به تازگی ایجاد کاهش یافت اعیانی بریتانیای کبیر حق خودکار برای نشستن در لردها را داشت. [21]علیرغم پایان پارلمان جداگانه برای اسکاتلند ، این کشور قوانین و سیستم دادگاه های خود را حفظ کرد ، همچنین کلیسای پیشگامان تاسیس شده و مدارس خود را تحت کنترل داشت. ساختار اجتماعی بسیار سلسله مراتبی بود و همان طبقه حاکم پس از سال 1707 تحت کنترل باقی ماند. [22] اسکاتلند همچنان دانشگاههای خود را داشت و با جامعه فکری خود ، به ویژه در ادینبورگ ، روشنگری اسکاتلند تأثیر عمده ای بر بریتانیایی ها و آمریکایی ها داشت. و تفکر اروپایی [23] [24]

نقش ایرلند

در نتیجه قانون Poynings در سال 1495 ، پارلمان ایرلند تابع پارلمان انگلستان و پس از 1707 پارلمان بریتانیای کبیر بود. قانون اعلامیه پارلمان وست مینستر 1719 (همچنین وابستگی ایرلند به قانون بریتانیای کبیر 1719 نیز نامیده می شود) خاطرنشان کرد که مجلس اعیان ایرلند اخیراً "برای خود قدرت و صلاحیت بررسی ، تصحیح و اصلاح احکام دادگاه های ایرلند را به عهده گرفته و اعلام کرده است. که پادشاهی ایرلند تابع پادشاه بریتانیای کبیر و وابسته به آن بود، از طریق پارلمان بریتانیای کبیر ، "دارای قدرت و اختیار کامل برای وضع قوانین و اساسنامه هایی با اعتبار کافی برای پیوند پادشاهی و مردم ایرلند" بود. [25] این قانون با قانون لغو قانون تأمین وابستگی ایرلند 1782 لغو شد . [26] در همان سال ، قانون اساسی ایرلند 1782 یک دوره آزادی قانونگذاری ایجاد کرد. با این حال ، شورش ایرلند در سال 1798 ، که به دنبال پایان دادن به تابع و وابستگی کشور به تاج انگلیس و ایجاد جمهوری بود ، یکی از عواملی بود که منجر به تشکیل پادشاهی متحده بریتانیا و ایرلند در 1801 شد. . [27]

ادغام پارلمان های اسکاتلند و انگلیس

ملکه آن ، که در طول ادغام سلطنت کرد 1702-1714

ادغام سیاسی عمیق تر پادشاهی های او سیاست اصلی ملکه آن ، آخرین پادشاه استوارت انگلستان و اسکاتلند و اولین پادشاه بریتانیای کبیر بود. پیمان اتحادیه در سال 1706 موافقت شد، مذاکرات بین نمایندگان پارلمان انگلستان و اسکاتلند زیر، و هر مجلس پس از آن گذشت اعمال جداگانه از اتحادیه گرفت آن را امضا. این قوانین در 1 مه 1707 به اجرا درآمد و پارلمان های جداگانه را متحد کرد و دو پادشاهی را در پادشاهی به نام بریتانیای کبیر متحد کرد. آن اولین پادشاهی بود که تاج و تخت یکپارچه بریتانیا را اشغال کرد و مطابق با ماده 22 معاهده اتحادیه اسکاتلند و انگلستان هر یک اعضای خود را به مجلس جدید عوام بریتانیای کبیر اعزام کردند . [28][22] طبقات حاکم اسکاتلندی و انگلیسیقدرت خود را حفظ کردند و هر کشوری سیستم های قانونی و آموزشی خود و همچنین کلیسای مستقر خود را حفظ کرد. با متحد شدن ، آنها اقتصاد بزرگتری را تشکیل دادند و اسکاتلندی ها شروع به ارائه سربازان و مقامات استعماری به نیروهای جدید بریتانیا و امپراتوری کردند. [29] با این حال ، یک تفاوت قابل توجه در ابتدا این بود که اعضای جدید پارلمان اسکاتلند و نمایندگان همسال خود توسط پارلمان در حال خروج اسکاتلند انتخاب شدند ، در حالی که همه اعضای فعلی مجلس عوام و لردها در وست مینستر همچنان در سمت خود باقی ماندند.

ملکه آن ، 1702-1714

در طول جنگ جانشینی اسپانیا (1492-1702) انگلستان به سیاست خود برای ایجاد و تأمین مالی اتحادها ادامه داد ، به ویژه با جمهوری هلند و امپراتوری مقدس روم در برابر دشمن مشترک آنها ، پادشاه لویی چهاردهم فرانسه. [30] ملکه آن ، که سلطنت 1702-1714 را بر عهده داشت ، تصمیم گیرنده اصلی بود و با مشاوران خود ، به ویژه ژنرال ارشد بسیار موفق ، جان چرچیل ، دوک اول مارلبرو همکاری نزدیک داشت.به این جنگ یک تهدید مالی بود ، زیرا انگلیس باید متحدان خود را تأمین مالی می کرد و سربازان خارجی را استخدام می کرد. بن بست در میدان نبرد و خستگی جنگ در جبهه داخلی به پایان رسید. سیاستمداران توریسم ضد جنگ در سال 1710 کنترل پارلمان را به دست آوردند و صلح را اجبار کردند. نتیجه گیری معاهده اوترخت برای بریتانیا بسیار مناسب بود. اسپانیا امپراتوری خود را در اروپا از دست داد و به عنوان یک قدرت بزرگ از بین رفت ، در حالی که برای مدیریت بهتر مستعمرات خود در قاره آمریکا تلاش می کرد. اولین امپراتوری بریتانیا ، بر اساس دارایی های انگلیسی در خارج از کشور ، گسترش یافت. از فرانسه ، بریتانیای کبیر نیوفاندلند و آکادیا و از اسپانیا جبل الطارق و منورکا را به دست آوردندبه جبل الطارق به یک پایگاه اصلی دریایی تبدیل شد که به بریتانیای کبیر اجازه می داد ورودی از اقیانوس اطلس به مدیترانه را کنترل کند. [31] این جنگ تضعیف سلطه نظامی ، دیپلماتیک و اقتصادی فرانسه و ورود بریتانیا به عنوان یک قدرت اصلی امپریالیستی ، نظامی و مالی به صحنه جهانی است. [32] مورخ انگلیسی GM Trevelyan استدلال کرد:

این پیمان [اوترخت] ، که دوره پایدار و مشخص تمدن قرن هجدهم را آغاز کرد ، پایان خطر سلطنت قدیم فرانسه برای اروپا را مشخص کرد و تغییری را برای جهان به وجود آورد. برتری دریایی ، تجاری و مالی بریتانیای کبیر. [33]

جانشینی هانوفر: 1714-1760

در قرن 18 انگلستان و پس از 1707 بریتانیای کبیر ، به قدرت استعماری غالب جهان تبدیل شد و فرانسه به عنوان اصلی ترین رقیب خود در صحنه امپراتوری شناخته شد. [34] املاک برون مرزی انگلیسی قبل از 1707 ، هسته اولین امپراتوری بریتانیا شد .

مورخ WA Speck می نویسد: "در سال 1714 طبقه حاکم آنقدر تلخ بود که بسیاری از آنها نگران بودند که با مرگ ملکه آن جنگ داخلی رخ دهد." [35] چند صد نفر از ثروتمندترین طبقه حاکم و خانواده های نجیب صاحب منصب مجلس را کنترل می کردند ، اما عمیقا شکافته شده بودند ، و توری ها به مشروعیت استوارت "مدعی قدیمی" ، سپس در تبعید متعهد بودند . ویگها به شدت از هانوفرها حمایت کردند تا جانشین پروتستان را تضمین کنند. پادشاه جدید ، جورج اول یک شاهزاده خارجی بود و یک ارتش کوچک انگلیسی برای حمایت از او داشت ، با پشتیبانی نظامی از زادگاهش هانوفر و متحدانش در هلند. در قیام یعقوبی در سال 1715 ، مستقر در اسکاتلند ،ارل مار هجده همسالان یعقوبی و 10 هزار مرد را هدایت کرد ، با هدف سرنگونی پادشاه جدید و بازگرداندن استوارتز. ضعیف سازماندهی شده ، قاطعانه شکست خورد. تعدادی از رهبران اعدام شدند ، بسیاری دیگر سرزمین خود را محروم کردند و حدود 700 پیرو برجسته به کار اجباری در مزارع قند در غرب هند تبعید شدند. یک تصمیم کلیدی ، امتناع مدعی از تغییر دین خود از کاتولیک رومی به انگلیکن بود ، که می توانست عناصر توری را بیشتر بسیج کند. ویگها تحت رهبری جیمز استنهاپ ، چارلز تاونشند ، ارل ساندرلند و روبرت والپول به قدرت رسیدند.به بسیاری از محافظه کاران از دولت ملی و محلی بیرون رانده شدند و قوانین جدیدی برای اعمال کنترل بیشتر ملی تصویب شد. حق habeas corpus محدود شد. برای کاهش بی ثباتی در انتخابات ، قانون سپتنیال 1715 حداکثر عمر یک پارلمان را از سه سال به 7 سال افزایش داد. [36] [37] [38] [39]

جورج اول: 1714–1727

در دوران سلطنت خود ، جورج اول تنها نیمی از زمان خود را در خارج از کشور به عنوان ویلیام سوم گذراند ، که همچنین سیزده سال پادشاهی کرد. [40] جرمی بلک استدلال می کند که جورج می خواست زمان بیشتری را در هانوفر بگذراند: "بازدیدهای او در 1716 ، 1719 ، 1720 ، 1723 و 1725 طولانی بود و در مجموع بخش قابل توجهی از سلطنت خود را در خارج از کشور گذراند. این ملاقاتها هم بهانه ای برای مذاکرات مهم و هم برای تبادل اطلاعات و نظرات بود. ... انگلیسی صحبت می کند و همه اسناد مربوطه از وزیران بریتانیایی او برای وی به فرانسه ترجمه شده است. ...[41]

جورج اول از اخراج توری ها از قدرت حمایت کرد. آنها تا زمانی که نوه بزرگش جورج سوم در سال 1760 به قدرت رسید و در حال جایگزینی ویگز با توریست بود ، در بیابان سیاسی باقی ماندند. [42] جورج اول اغلب در کتابهای تاریخ کاریکاتور شده است ، اما به گفته زندگینامه نویس او راگنیلهد هاتون :

... در کل او با بریتانیای کبیر خوب عمل کرد و کشور را با آرامش و مسئولیت در سالهای سخت پس از جنگ و تهاجمات مکرر یا تهاجمات تهدیدآمیز هدایت کرد ... او از کارآمدی و تخصص خوشش می آمد و تجربه طولانی در اداره یک دولت منظم را داشت. او از کیفیت وزیران و افسرانش ، ارتش و نیروی دریایی خود مراقبت می کرد و قدرت نیروی دریایی در کشتی های سریع در زمان فرمانروایی او افزایش یافت ... وی در نحوه استفاده از قدرت بریتانیا در اروپا بینش و توانایی سیاسی خود را نشان داد. به [43]

عصر والپول: 1721–1742

والپول ، اثر آرتور پوند

رابرت والپول (1676-1745) پسر افراد نجیب زمینی بود که از 1721 تا 1742 در مجلس عوام قدرت زیادی یافت. او اولین "نخست وزیر" شد ، اصطلاحی که تا سال 1727 مورد استفاده قرار گرفت. در 1742 ، او ارل اورفورد ایجاد شد و دو نفر از پیروانش ، هنری پلهام (1743-1454) و برادر پلهام ، دوک نیوکاسل (1754-1762) به عنوان نخست وزیر جانشین وی شدند . [44] کلیتون رابرتز عملکردهای جدید والپول را خلاصه می کند:

او مشاوره های پادشاه را در انحصار خود داشت ، از نزدیک بر اداره نظارت می کرد ، حمایت بی رحمانه را تحت کنترل داشت و حزب غالب را در پارلمان رهبری می کرد. [45]

حباب دریای جنوبی

سهام شرکتها پدیده جدیدی بود که به خوبی درک نشده بود ، به جز شایعات قوی بین سرمایه گذاران مبنی بر اینکه می توان ثروت را یک شبه به دست آورد. شرکت دریای جنوبی ، اگرچه در ابتدا برای تجارت با امپراتوری اسپانیا تأسیس شد ، اما به سرعت بیشتر توجه خود را به تأمین مالی با ریسک بسیار بالا ، شامل 30 میلیون پوند ، حدود 60 درصد از کل بدهی ملی بریتانیا ، معطوف کرد. این طرح طرحی را ایجاد کرد که از صاحبان سهام دعوت می کرد تا گواهی سهام خود را در شرکت با ارزش اسمی 100 پوند تحویل دهند - ایده این بود که آنها با افزایش قیمت سهام خود سود خواهند برد. همه افرادی که ارتباطات خود را با بونانزا دنبال می کردند ، و بسیاری از طرح های عجیب و غریب دیگر ، گیرندگان ساده لوحی را پیدا کردند. قیمت دریای جنوبی در 25 ژوئن 1720 به 1060 پوند رسید. سپس حباب ترکید و در پایان ماه سپتامبر به 150 پوند کاهش یافت. صدها نفر از مردان برجسته برای خرید سهام بالا وام گرفته بودند.سود ظاهری آنها از بین رفته بود ، اما آنها می توانستند کل وام را بازپرداخت کنند. بسیاری ورشکست شدند و بسیاری دیگر ثروت خود را از دست دادند.[46]

اعتماد به کل سیستم مالی و سیاسی ملی از بین رفت. پارلمان تحقیق کرد و به این نتیجه رسید که تقلب گسترده ای توسط مدیران شرکت و فساد در کابینه صورت گرفته است. در میان اعضای کابینه دخیل بودند رئیس خزانه از postmaster استفاده عمومی و وزیر امور خارجه، و همچنین دو مرد منجر دیگر، خداوند استانهوپ و خداوند ساندرلند . والپول خودش در گمانه زنی ها دخیل بود اما بازیگر اصلی نبود. او به عنوان اولین ارباب جدید خزانه داری با این چالش روبرو شد، برای حل بحران مالی و سیاسی. اساساً اقتصاد سالم بود و وحشت پایان یافت. با همکاری سرمایه گذاران ، او با موفقیت اعتماد به سیستم را بازیابی کرد. با این حال ، افکار عمومی ، همانطور که بسیاری از مردان برجسته ای که به سرعت پول زیادی از دست داده بودند شکل گرفت ، خواستار انتقام شد. والپول بر این فرایند نظارت داشت و همه 33 مدیر شرکت را برکنار کرد و به طور متوسط ​​82 درصد از ثروت آنها را از بین برد. [47]این پول به قربانیان واریز شد. دولت سهام شرکت دریای جنوبی را به قیمت 33 پوند خریداری کرد و به بانک انگلستان و شرکت هند شرقی فروخت ، تنها دو شرکت دیگر که به اندازه کافی برای مقابله با این چالش بزرگ بودند. والپول مطمئن شد که پادشاه جورج و معشوقه هایش خجالت نمی کشند و با اختلاف سه رأی چندین مقام کلیدی دولت را از استیضاح نجات داد. [46]

والپول هافتون سالن قرار دارد مجموعه والپول

استنهاپ و ساندرلند به دلایل طبیعی درگذشتند و والپول را به عنوان شخصیت غالب در سیاست بریتانیا تنها گذاشت. عموم مردم او را نجات دهنده سیستم مالی خواندند و مورخان نجات دولت ویگ و در واقع سلسله هانوفر را از ننگ کامل خواندند. [48] [47]

حمایت و فساد

والپول و پلهم و لرد نیوکاسل در استفاده م effectiveثر از حمایت ، استاد بودند. آنها هریک به کار اعطای جایگاه های عالی به متحدان سیاسی خود ، مستمری مادام العمر ، افتخارات ، قراردادهای دولت پردرآمد و کمک در زمان انتخابات توجه زیادی داشتند. به نوبه خود دوستان آنها را قادر کردند که پارلمان را کنترل کنند. [49] بنابراین در سال 1742 ، بیش از 140 نماینده پارلمان تا حدی به لطف والپول دارای موقعیت های قدرتمندی بودند ، از جمله 24 نفر در دربار سلطنتی ، 50 نفر در آژانس های دولتی و بقیه با اقدامات ناخوشایند.یا سایر حقوق های زیبا ، اغلب در محدوده 500 تا 1000 پوند در سال. معمولاً کار کمی وجود داشت یا هیچ کاری در آن دخیل نبود. والپول همچنین قرارهای کلیسایی بسیار جذابی را توزیع کرد. هنگامی که دادگاه در سال 1725 نظم جدیدی از جوانمردی ، نظم حمام را وضع کرد ، والپول بلافاصله از این فرصت استفاده کرد. او اطمینان حاصل کرد که اکثر 36 نفر از افتخارات جدید همسالان و نمایندگان مجلس بودند که ارتباطات مفیدی را برای او فراهم می کردند. [50] والپول خود بسیار ثروتمند شد و سرمایه گذاری زیادی در املاک خود در Houghton Hall و مجموعه بزرگ نقاشی های اصلی اروپایی آن انجام داد. [51]

روش های والپول پس از پیروزی باعث پیروزی او شد ، اما مخالفان خشمگین را برانگیخت. مورخ JH Plumb نوشت:

سیاست والپول باعث ایجاد بی اعتمادی و نفرت از روش های او شده بود. بارها و بارها سیاست وی در پارلمان تنها به دلیل کنترل مطلق دولت بر اعضای اسکاتلندی در مجلس عوام و اسقف در لردها موفق بود. وی به فریاد مخالفان مبنی بر این که سیاست والپول برخلاف خواسته ملت است ، اشاره کرد ، سیاستی که با استفاده فاسد از حقوق بازنشستگی و مکان تحمیل شد. [52]

مخالفان خواستار "میهن پرستی" بودند و به شاهزاده ولز به عنوان "پادشاه میهن پرست" آینده نگاه می کردند. طرفداران والپول اصطلاح "میهن پرست" را مسخره کردند. [53]

" حزب کشور " اپوزیسیون بی وقفه به والپول حمله کرد و در درجه اول حامیان را هدف قرار داد ، که آنها آن را فساد غیر اخلاقی دانستند. والپول به نوبه خود سانسور را بر تئاتر لندن اعمال کرد و به نویسندگان مانند ویلیام آرنال و دیگران که به اتهام فساد سیاسی شیطانی با این استدلال که فساد شرط جهانی انسان است ، اعتراض کردند ، یارانه پرداخت . علاوه بر این ، آنها استدلال کردند که تفرقه افکنی سیاسی نیز جهانی است و به دلیل اشتیاق خودخواهانه ای که در طبیعت انسان ضروری است اجتناب ناپذیر است. آرنال استدلال کرد که دولت باید به اندازه کافی قوی باشد تا درگیری ها را کنترل کند ، و از این نظر والپول کاملاً موفق بود. این سبک از لفاظی های سیاسی "درباری" تا قرن 18 ادامه یافت. [54] لرد کبهام، یک سرباز پیشرو ، از روابط خود برای ایجاد مخالفت پس از 1733 استفاده کرد. ویلیام پیت جوان و جورج گرنویل به جناح کبهام پیوستند - آنها "توله های کبهام" نامیده می شدند. آنها به دشمنان اصلی والپول تبدیل شدند و هر دو بعداً نخست وزیر شدند. [55]

تا سال 1741 ، والپول با انتقادات فزاینده ای در زمینه سیاست خارجی روبرو شد - او متهم شد که انگلیس را در جنگی بیهوده با اسپانیا درگیر کرده است - و ادعاهای فساد را افزایش داد. در 13 فوریه 1741 ، ساموئل ساندیس ، متحد سابق ، خواستار برکناری وی شد. [56] او گفت:

رفتار رابرت والپول در رابطه با امور خارجی چنین بوده است: او متحدان ما را ترک کرده ، دشمنان ما را بزرگ کرده ، به تجارت ما خیانت کرده و مستعمرات ما را به خطر انداخته است. و با این حال این کم جنایتکارترین بخش وزارت او است. از دست دادن متحدان برای بیگانگی مردم از دولت ، یا کاهش تجارت به منظور از بین بردن آزادی های ما چیست؟ [57]

متحدان والپول با 209 رأی موافق و 106 رأی مخالفت را رد کردند ، اما ائتلاف والپول در انتخابات 1741 کرسی های خود را از دست داد و سرانجام در اوایل سال 1742 او با قدرت کنار رفت. [58] [59]

سیاست خارجی والپول

والپول با سیاست اجتناب از جنگ از حمایت گسترده برخوردار شد. [60] او از نفوذ خود برای جلوگیری از ورود جورج دوم به جنگ جانشینی لهستان در 1733 استفاده کرد ، زیرا این اختلاف بین بوربون ها و هابسبورگ ها بود. وی با افتخار گفت: "امسال 50،000 مرد در اروپا کشته شده اند ، و نه یک انگلیسی." [61] والپول خودش به دیگران ، به ویژه برادر شوهرش لرد تاونشند اجازه داد، تا حدود 1726 سیاست خارجی را اداره کرد ، سپس مسئولیت را بر عهده گرفت. یک چالش بزرگ برای دولت او نقش پادشاهی به عنوان فرمانروای همزمان هانوفر بود ، یک ایالت کوچک آلمان که با برتری پروس مخالف بود. جورج اول و جورج دوم اتحاد فرانسه را بهترین راه برای خنثی سازی پروس می دانستند. آنها سیاست خارجی انگلیس را که قرن ها فرانسه را بزرگترین دشمن انگلستان می دانستند ، واژگون کردند. [62] با این حال ، پادشاه جنگ طلب لویی چهاردهم در 1715 درگذشت و نایب السلطنه ای که فرانسه را اداره می کردند ، مشغول امور داخلی بودند. پادشاه لویی پانزدهم در 1726 و وزیر ارشد ارشدش کاردینال فلوری به بلوغ رسیدبرای جلوگیری از یک جنگ بزرگ و حفظ صلح به طور غیر رسمی با والپول همکاری کرد. هر دو طرف خواهان صلح بودند که به هردو کشور امکان صرفه جویی هنگفت در هزینه ها و بهبودی از جنگ های گران را می داد. [63]

هنری پیلهام در سال 1744 نخست وزیر شد و سیاست های والپول را ادامه داد. او برای پایان دادن به جنگ جانشینی اتریش تلاش کرد . [64] هنگامی که صلح در سال 1748 امضا شد ، سیاست مالی وی موفقیت بزرگی بود. او نیروهای مسلح را از کار انداخت و هزینه های دولت را از 12 میلیون پوند به 7 میلیون پوند کاهش داد. او بدهی ملی خود را دوباره تأمین کرد و نرخ بهره را از 4 درصد به 3 درصد در سال کاهش داد مالیاتها برای پرداخت جنگ افزایش یافته بود ، اما در سال 1752 مالیات زمین را از چهار شیلینگ به دو شیلینگ در پوند کاهش داد: یعنی از 20 ٪ تا 10٪ [65] [66]

بدهی و مالیات کمتر

با اجتناب از جنگ ، والپول می تواند مالیات را کاهش دهد. او بدهی ملی را با صندوق غرق شدن و با مذاکره بر نرخ های بهره کمتر کاهش داد. او مالیات زمین را از چهار شیلینگ در 1721 ، به 3 در 1728 ، 2s در 1731 و در نهایت به 1s (یعنی 5٪) در 1722. کاهش داد. هدف بلند مدت او جایگزینی مالیات بر زمین بود که توسط محلی پرداخت می شد. افراد ملکی ، با مالیاتهای غیر مستقیم و گمرکی ، که توسط تجار و در نهایت توسط مصرف کنندگان پرداخت می شد. والپول به شوخی گفت افراد جوان فرود آمده شبیه خوک ها هستند که هر وقت کسی دست آنها را می گرفت با صدای بلند فریاد می زد. وی گفت ، در مقابل ، تجار مانند گوسفند بودند و پشم خود را بدون شکایت تسلیم می کردند. [67] این شوخی در سال 1733 هنگامی که او در نبردی بزرگ برای اعمال مالیات غیر مستقیم بر شراب و دخانیات شکست خورد ، نتیجه عکس داد.به برای کاهش تهدید قاچاق ، مالیات باید نه در بنادر بلکه در انبارها اخذ می شد. با این حال ، این پیشنهاد جدید بسیار مورد استقبال عموم قرار نگرفت و مخالف تجار را به دلیل نظارت بر آن برانگیخت. والپول شکست خورد زیرا قدرت وی در پارلمان یک درجه کاهش یافت. [68]

شهرت والپول

کاریکاتور 1740 سیاسی که والپول بلند را به عنوان کولوس رودز نشان می دهد .

مورخان رکورد والپول را بسیار مورد توجه قرار می دهند ، گرچه اخیراً تمایل به اشتراک گذاری اعتبار بیشتر بین متحدان وی وجود داشته است. WA Speck نوشت که دوره بی وقفه والپول به مدت 20 سال به عنوان نخست وزیر

به درستی به عنوان یکی از شاهکارهای مهم تاریخ سیاسی بریتانیا در نظر گرفته می شود ... معمولاً توضیحاتی در زمینه مدیریت تخصصی وی در زمینه نظام سیاسی پس از 1720 ارائه می شود ، [و] ترکیب منحصر به فرد او از قدرتهای باقی مانده از تاج با افزایش نفوذ از عوام [69]

وی یک ویگ از طبقه نجیب بود که برای اولین بار در سال 1701 وارد پارلمان شد و بسیاری از پست های ارشد را بر عهده داشت. او یک سرباز کشوری بود و به دنبال پایگاه سیاسی خود به آقایان کشور بود. فرانک اوگورمن ، مورخ ، گفت رهبری وی در پارلمان منعکس کننده "خطابه معقول و متقاعد کننده ، توانایی او در تحریک احساسات و ذهن افراد ، و بیش از همه ، اعتماد به نفس فوق العاده" است. [70] جولیان هاپیت گفت سیاست های والپول میانه روی می طلبد: او برای صلح تلاش کرد ، مالیات را کاهش داد ، صادرات را افزایش داد و برای مخالفان پروتستان کمی تحمل بیشتری قائل شد. او از مشاجره و اختلافات شدید پرهیز کرد ، زیرا راه میانی او اعتدال گرایان هر دو اردوگاه ویگ و توری را به خود جلب کرد. [71] HT Dickinson نقش تاریخی خود را خلاصه کرد:

والپول یکی از بزرگترین سیاستمداران تاریخ بریتانیا بود. او نقش مهمی در حفظ حزب ویگ ، حفاظت از جانشینی هانوفر و دفاع از اصول انقلاب شکوهمند (1688) ایفا کرد ... او یک برتری سیاسی پایدار برای حزب ویگ ایجاد کرد و به وزیران بعدی آموزش داد که چگونه می توانند یک م effectiveثر را ایجاد کنند. روابط کاری بین تاج و پارلمان [72]

عصر جورج سوم ، 1760-1820

پیروزی در جنگ هفت ساله ، 1756-1763

جنگ هفت ساله ، که در 1756 آغاز شد، اولین جنگ به راه انداخته در مقیاس جهانی و دیدم دخالت بریتانیا در اروپا، هند ، شمال امریکا، کارائیب، فیلیپین، و ساحلی آفریقا است. نتایج برای بریتانیا بسیار مطلوب و برای فرانسه یک فاجعه بزرگ بود. تصمیمات کلیدی عمدتا در دست ویلیام پیت بزرگتر بود . جنگ بد شروع شد. بریتانیا در سال 1756 جزیره مینورکا را از دست داد و در آمریکای شمالی چندین شکست را متحمل شد. پس از سالها شکست و نتایج متوسط ​​، شانس بریتانیایی ها در "سال معجزه" ("Annus Mirabilis") سال 1759 تغییر کرد. انگلیسی ها سالی نگران حمله فرانسه بودند.، اما تا پایان سال ، آنها در همه سینماها پیروز شدند. در آمریکا، آنها را دستگیر فورت Ticonderoga (نوازنده سنتور) ، خارج فرانسه از اوهایو کشور سوار ، اسیر شهر کبک در کانادا به عنوان یک نتیجه از تعیین نبرد در دشت آبراهام ، و اسیر جزیره قند غنی از جزیره گوادلوپ در غرب هند در هند ، شرکت جان نیروهای فرانسوی مدرس را محاصره کرد . در اروپا ، نیروهای انگلیسی در پیروزی قاطع متفقین در نبرد میندن شرکت کردند . پیروزی بر نیروی دریایی فرانسه در نبرد لاگوس و نبرد سرنوشت ساز خلیج کیوبرونبه تهدیدات حمله فرانسه پایان داد و شهرت بریتانیا را به عنوان قدرت برتر دریایی جهان تأیید کرد. [73] معاهده پاریس از 1763 مشخص شده اند نقطه بالایی از اولین امپراطوری بریتانیا. آینده فرانسه در آمریکای شمالی به پایان رسید ، زیرا فرانسه جدید (کبک) تحت کنترل انگلیس قرار گرفت. در هند ، سومین جنگ جنبشی باعث شد که فرانسه هنوز کنترل چندین منطقه کوچک را در دست داشته باشد ، اما با محدودیت های نظامی و تعهد به حمایت از کشورهای مشتری انگلیس ، عملاً آینده هند را به بریتانیای کبیر واگذار کرد. بنابراین پیروزی بریتانیا بر فرانسه در جنگ هفت ساله ، بریتانیای کبیر را به عنوان قدرت استعماری غالب جهان در آورد و فرانسه تلخ تشنه انتقام بود. [74]

دین انجیلی و اصلاحات اجتماعی

جنبش انجیلی در داخل و خارج کلیسای انگلستان در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 قدرت گرفت. این جنبش حساسیت مذهبی سنتی را که بر کد شرافت برای طبقه بالا و رفتار مناسب برای دیگران تأکید می کرد ، همراه با رعایت وفادار آیین ها ، به چالش کشید. جان وسلی (1703-1791) و پیروانش دین احیاگر را تبلیغ می کردند و سعی می کردند افراد را از طریق خواندن کتاب مقدس ، دعای منظم و به ویژه تجدید حیات به رابطه شخصی با مسیح تبدیل کنند. وسلی خود 52000 بار موعظه کرد و از زنان و مردان خواست "زمان را فدا کنند" و روح خود را نجات دهند. وسلی همیشه در داخل کلیسای انگلستان فعالیت می کرد ، اما با مرگ او ، این موسسه در خارج از موسسات تاسیس شدکلیسای متدیست . [75] این کلیسا در کنار کلیساهای سنتی غیر متعارف ، پیشگامان ، جماعت گرایان ، باپتیست ها ، یونیتاری ها و کواکرها ایستاد. با این حال ، کلیساهای غیرمتعارف کمتر تحت تأثیر احیاگرایی قرار گرفتند. [76]

کلیسای انگلستان همچنان غالب بود ، اما جناح رو به رشد انجیلی و احیاگر "کلیسای پست" داشت. رهبران آن شامل ویلیام ویلبرفورس و هانا مور بودند . از طریق فرقه Clapham به طبقه بالا رسید . این به دنبال اصلاحات سیاسی نبود ، بلکه فرصتی برای نجات جان افراد از طریق اقدامات سیاسی با آزادی بردگان ، لغو دوئل ، ممنوعیت ظلم به کودکان و حیوانات ، توقف قمار ، جلوگیری از بی پروایی در روز شنبه بود. آنها هر روز کتاب مقدس را می خوانند. از نظر خدا همه روحها برابر بودند ، اما همه بدنها ، بنابراین انجیلی ها ساختار سلسله مراتبی جامعه انگلیسی را به چالش نمی کشیدند. [77]

اولین امپراتوری بریتانیا

اولین امپراتوری بریتانیا ، عمدتا در سرزمین اصلی آمریکای شمالی و هند غربی ، با حضور فزاینده در هند مستقر بود. مهاجرت از بریتانیا بیشتر به سیزده مستعمره و هند غربی ، و برخی به نیوفاندلند و نو اسکوشیا رفت. تعداد کمی از مهاجران دائمی به بریتیش هند رفتند ، اگرچه بسیاری از مردان جوان به امید کسب درآمد و بازگشت به خانه به آنجا رفتند. [78]

سیاست تجاری بازرگانی

مرکانتیلیسم سیاست اساسی بود که بریتانیای کبیر بر املاک خود در خارج از کشور تحمیل کرد. [79]تجارت گرایی به این معنا بود که دولت و تجار با هدف افزایش قدرت سیاسی و ثروت خصوصی ، بدون در نظر گرفتن امپراتوریهای دیگر ، شریک شدند. دولت از بازرگانان خود محافظت می کرد - و دیگران را از این طریق - با موانع تجاری ، مقررات و یارانه به صنایع داخلی محافظت می کرد تا حداکثر صادرات و واردات به قلمرو را به حداقل برساند. دولت مجبور بود با قاچاق مبارزه کند - این روش در قرن هجدهم به عنوان یک تکنیک مورد علاقه آمریکا برای دور زدن محدودیت های تجارت با فرانسوی ، اسپانیایی یا هلندی شناخته شد. هدف مرکانتیلیسم ایجاد مازاد تجاری بود تا طلا و نقره به لندن سرازیر شود. دولت سهم خود را از طریق عوارض و مالیات گرفت و مابقی به تجار در لندن و دیگر بنادر بریتانیا تعلق گرفت. دولت بخش اعظم درآمد خود را صرف نیروی دریایی سلطنتی عالی کرد ،که نه تنها از مستعمرات انگلیس محافظت می کرد بلکه مستعمرات دیگر امپراتوری ها را نیز تهدید می کرد و گاهی آنها را تصرف می کرد. بنابراین نیروی دریایی سلطنتی تسخیر شدنیو آمستردام (بعداً نیویورک) در 1664. مستعمرات بازارهای اسیر صنعت بریتانیا بودند و هدف غنی سازی کشور مادر بود. [80]

از دست دادن 13 مستعمره آمریکا

در طول دهه های 1760 و 1770 ، روابط با سیزده مستعمره از غفلت خوشایند به شورش آشکار تبدیل شد ، عمدتا به دلیل اصرار پارلمان بریتانیا بر مالیات گرفتن از مستعمره نشینان بدون رضایت آنها برای جبران خسارات ناشی از محافظت از استعمارگران آمریکایی در طول جنگ فرانسه و هند (1754-1763). ) در سال 1775 ، جنگ انقلابی آمریکا آغاز شد ، زیرا آمریکایی ها ارتش بریتانیا را در بوستون به دام انداختند و وفاداران حامی تاج را سرکوب کردند. در 1776 آمریکایی ها استقلال ایالات متحده آمریکا را اعلام کردند . تحت رهبری نظامی ژنرال جورج واشنگتنو ایالات متحده با کمک اقتصادی و نظامی فرانسه ، جمهوری هلند و اسپانیا ، حملات پی در پی بریتانیا را متوقف کرد. آمریکایی ها دو ارتش اصلی انگلیس را در 1777 و 1781 تسخیر کردند. پس از آن شاه جورج سوم کنترل پارلمان را از دست داد و نتوانست جنگ را ادامه دهد. این قرارداد با پیمان پاریس به پایان رسید که بر اساس آن بریتانیا سیزده مستعمره را واگذار کرد و ایالات متحده را به رسمیت شناخت . جنگ گران بود ، اما انگلیس با موفقیت آن را تأمین کرد. [81]

امپراتوری دوم بریتانیا

از دست دادن سیزده مستعمره نشان دهنده گذار بین امپراتوری های "اول" و "دوم" بود که در آن انگلیس توجه خود را از قاره آمریکا به آسیا ، اقیانوس آرام و بعداً آفریقا معطوف کرد. [82] آدام اسمیت را ثروت ملل ، در سال 1776 منتشر شده است، استدلال کرده بود که مستعمرات کار برکنار شده بود، و تجارت آزاد باید جای قدیمی مرکانتیلیستی سیاست هایی که از دوره اول از گسترش استعماری مشخص بود، که قدمت آن به حمایت از تولیدات اسپانیا و کشور پرتغال. رشد تجارت بین ایالات متحده و بریتانیای کبیر تازه استقلال یافته پس از 1781 [83] نظر اسمیت را تأیید کرد که کنترل سیاسی برای موفقیت اقتصادی ضروری نیست.

کانادا

پس از مجموعه ای از "جنگهای فرانسه و هند" ، بریتانیاییها بیشتر عملیات فرانسه آمریکای شمالی را در 1763 به دست گرفتند . فرانسه جدید کبک شد . سیاست بریتانیای کبیر این بود که به کاتولیک کبک و همچنین سیستم های حقوقی ، اقتصادی و اجتماعی نیمه فئودالی آن احترام بگذارد. با قانون کبک در 1774 ، استان کبک بزرگ شد و شامل مناطق غربی مستعمرات آمریکا شد. در جنگ انقلاب آمریکا ، هالیفاکس ، نوا اسکوشیا به پایگاه اصلی بریتانیا برای عملیات دریایی تبدیل شد. آنها حمله انقلابی آمریکا در 1776 را دفع کردند ، اما در سال 1777 ارتش تهاجم بریتانیا در نیویورک تصرف شد و فرانسه را تشویق کرد که وارد جنگ شود. [84]

پس از پیروزی آمریکا ، بین 40،000 تا 60،000 وفادار شکست خورده مهاجرت کردند ، برخی برده های خود را آوردند. [85] برای جبران خسارات وارده به اکثر خانواده ها زمین رایگان داده شد. چندین هزار سیاه پوستان رایگان نیز وارد شدند. بیشتر آنها بعداً به سیرالئون در آفریقا رفتند . [86] 14000 وفادار که به دره های سنت جان و سنت کروکس ، که در آن زمان بخشی از نوا اسکوشیا بود ، رفتند ، مورد استقبال مردم محلی قرار نگرفت. بنابراین ، در 1784 انگلیسی ها نیوبرانزویک را جدا کردندبه عنوان مستعمره جداگانه قانون اساسی 1791 ، استانهای کانادای بالایی (عمدتا انگلیسی زبان) و کانادای سفلی (عمدتا فرانسوی زبان) را برای کاهش تنش بین جوامع فرانسوی و انگلیسی زبان ایجاد کرد و سیستمهای دولتی مشابه آنهایی را که در بریتانیا کار می کردند ، پیاده کرد. به قصد تأیید اقتدار شاهنشاهی و اجازه ندادن نوع کنترل مردمی دولت که تصور می شد منجر به انقلاب آمریکا شده است. [87]

استرالیا

در سال 1770 ، جیمز کوک ، کاشف انگلیسی ، سواحل شرقی استرالیا را در حالی که در یک سفر علمی به جنوب اقیانوس آرام بود ، کشف کرده بود . در سال 1778 ، جوزف بنکس ، گیاه شناس کوک در سفر ، شواهدی را در مورد مناسب بودن خلیج گیاه شناسی برای ایجاد یک حل و فصل کیفری به دولت ارائه کرد. استرالیا آغاز امپراتوری دوم بریتانیا است. این برنامه توسط دولت در لندن برنامه ریزی شد و به عنوان جایگزینی برای مستعمرات از دست رفته آمریکا طراحی شد. [88] وفادار آمریکایی جیمز ماترادر سال 1783 "پیشنهادی برای ایجاد شهرک در نیو ساوت ولز" نوشت و پیشنهاد ایجاد مستعمره ای متشکل از وفاداران آمریکایی ، جزایر چینی و جزایر دریای جنوبی (اما محکومان) را نداد. [89] ماترا استدلال کرد که این زمین برای کشت شکر ، پنبه و تنباکو مناسب است. چوب نیوزلند و شاهدانه یا کتان می توانند کالاهای ارزشمندی را اثبات کنند. می تواند پایه ای برای تجارت اقیانوس آرام باشد. و می تواند جبران مناسبی برای وفاداران آواره آمریکایی باشد. به پیشنهاد لرد سیدنی ، وزیر امور خارجه ، ماترا پیشنهاد خود را مبنی بر قرار دادن محکومان به عنوان شهرک نشین اصلاح کرد ، با توجه به این که این امر هم به نفع "اقتصاد برای عموم مردم و هم انسانیت برای افراد" است. دولت اصول اولیه طرح ماترا را در 1784 تصویب کرد ،و هزینه اسکان محکومین را تأمین کرد.[90]

در سال 1787 ناوگان اول به کشتی رفت و اولین محموله محکومین را به مستعمره منتقل کرد. در ژانویه 1788 وارد شد.

هند

لرد کلایو از شرکت هند شرقی پس از پیروزی قاطع در نبرد پلاسی در 1757 با متحد خود میر جعفر ملاقات کرد.

هند مستقیماً توسط دولت بریتانیا اداره نمی شد ، در عوض بخشهای خاصی توسط شرکت شرق هند ، یک شرکت خصوصی و انتفاعی ، با ارتش خود تصرف شد . "شرکت جان" (همانطور که نام مستعار داشت) کنترل مستقیم نیمی از هند را در دست گرفت و با نیمی دیگر روابط دوستانه برقرار کرد ، که توسط شاهزادگان محلی متعدد کنترل می شد. هدف آن تجارت و سود هنگفت برای مقامات شرکت بود نه ساختمان امپراتوری بریتانیا. منافع شرکت در طول قرن 18 گسترش یافت و کنترل قلمرو را شامل شد زیرا امپراتوری مغول قدیمی قدرت خود را از دست داد و شرکت هند شرقی برای غنایم با شرکت هند شرقی فرانسه ( Compagnie française des Indes orientales ) در طول جنگ مبارزه کرد.جنگهای کارناتیک در دهه 1740 و 1750. پیروزی در نبرد پلاسی و نبرد بوکسار توسط رابرت کلایو کنترل شرکت بر بنگال را به دست آورد و آن را به قدرت اصلی نظامی و سیاسی در هند تبدیل کرد. در دهه های بعد به تدریج وسعت مناطق تحت کنترل خود را افزایش داد ، که مستقیم یا با همکاری شاهزادگان محلی حکمرانی می کرد. اگرچه خود بریتانیا فقط یک ارتش کوچک دائمی داشت ، این شرکت دارای یک نیروی بزرگ و آموزش دیده ، ارتش های ریاست جمهوری ، با افسران انگلیسی فرماندهی سربازان بومی هند (که سپوها نامیده می شوند ) بود. [91] [92]

نبرد با انقلاب فرانسه و ناپلئون

سخنرانی پیت در مجلس عوام در 1793

با تجاوز مجدد پادشاه لویی شانزدهم در 1793 ، انقلاب فرانسه نشان دهنده مسابقه ایدئولوژی بین بریتانیا محافظه کار ، سلطنت طلب و فرانسه رادیکال جمهوری خواه بود. [93] جنگهای تلخ طولانی با فرانسه 1793-1815 ، باعث شد که ضد کاتولیک به عنوان چسبی که سه پادشاهی را در کنار هم نگه داشت ظاهر شد. از طبقات بالا تا طبقات پایین ، پروتستانها از انگلستان ، اسکاتلند و ایرلند دور هم جمع شدند و نسبت به همه چیز فرانسوی بی اعتمادی و بیزار بودند. آن ملت دشمن به دلیل ناتوانی ذاتی خود در برطرف کردن تاریکی خرافات کاتولیک و دستکاری روحانیون ، به عنوان خانه طبیعی بدبختی و ستم به تصویر کشیده شد. [94] [95]

ناپلئون

نه تنها موضع انگلیس در عرصه جهانی تهدید شد: ناپلئون ، كه در سال 1799 به قدرت رسید ، حمله به خود بریتانیای كبیر را تهدید كرد و همراه با آن ، سرنوشتی شبیه به كشورهای قاره اروپا كه ارتش او بر آن غلبه كرد. بنابراین جنگهای ناپلئونی جنگهایی بودند که در آن بریتانیایی ها تمام پول و انرژی را که می توانست جمع آوری کند سرمایه گذاری کردند. بنادر فرانسه توسط نیروی دریایی سلطنتی محاصره شد . [96] [97]

ایرلند

انقلاب فرانسه نارضایتی های مذهبی و سیاسی را در ایرلند احیا کرد . در سال 1798 ، ملی گرایان ایرلندی ، تحت رهبری پروتستان ، طغیان ایرلند 1798 را طراحی کردند و معتقد بودند که فرانسوی ها در سرنگونی انگلیسی ها به آنها کمک خواهند کرد. [98] [99] آنها به حمایت قابل توجهی از فرانسه امیدوار بودند ، که هرگز به دست نیامد. این قیام بسیار ضعیف سازماندهی شد و به سرعت توسط نیروهای بسیار قوی تر انگلیس سرکوب شد. با احتساب بسیاری از اقدامات تلافی جویانه خونین ، تعداد کل کشته ها بین 10 تا 30 هزار نفر بود. [100]

ویلیام پیت جوان ، نخست وزیر بریتانیا ، قاطعانه معتقد بود که تنها راه حل این مشکل اتحاد بریتانیا و ایرلند است. اتحادیه با قانون اتحادیه 1800 تأسیس شد . جبران خسارت و حمایت حمایت پارلمان ایرلند را تضمین کرد . بریتانیای کبیر و ایرلند در 1 ژانویه 1801 به طور رسمی متحد شدند. پارلمان ایرلند تعطیل شد. [101]

پارلمان بریتانیای کبیر

پارلمان بریتانیای کبیر شامل مجلس لردها ( مجلس فوق منتخب روحانیان و موقت لردها ) و مجلس عوام ، مجلس تحتانی بود که به صورت دوره ای انتخاب می شد. در انگلستان و ولز حوزه های پارلمانی در طول وجود پارلمان بدون تغییر باقی ماند. [102]

پادشاهان

پادشاهان نمادها
نشان ارتش خانه استوارت
اسلحه استوارت در اسکاتلند استفاده می شود
نشان ارتش مجلس هانوفر
اسلحه هانوفر در اسکاتلند استفاده می شود

خانه استوارت

آن از سال 1702 ملکه انگلستان ، ملکه اسکاتلند و ملکه ایرلند بود .

خانه هانوفر

جورج تا زمان مرگش در سال 1820 به عنوان پادشاه انگلستان ادامه داد.

همچنین ببینید

یادداشت ها

  1. ^ نشان انگلیسی در سمت چپ در انگلستان و ولز استفاده می شد. نسخه سمت راست در اسکاتلند استفاده شد.

مراجع

  1. ^ a b "پس از اتحاد سیاسی انگلستان و اسکاتلند در سال 1707 ، نام رسمی این کشور به" بریتانیای کبیر "تبدیل شد" ، The American Pageant ، جلد 1 ، آموزش یادگیری (2012)
  2. ^ پارلمان پادشاهی انگلستان ، "اتحادیه با قانون اسکاتلند ماده 1706 ماده اول" ، νομοθεσία.gov.uk ، که دو پادشاهی انگلستان و اسکاتلند در روز اول ماه مه در سال هزار و هفتصد و هفت و برای همیشه در یک پادشاهی با نام بریتانیای کبیر متحد شوند ... "
  3. ^ لوند ، راجر دی (2013) ، "فصل 1" ، تمسخر ، دین و سیاست عقل در آگوستان انگلستان ، اشگیت
  4. ^ هی ، دنیس (1968). اروپا: ظهور یک ایده . انتشارات دانشگاه ادینبورگ پ. 138 .
  5. ^ مانت ، فرانسوا ژیل پیر (1934) ، Histoire de la petite Bretagne ou Bretagne armorique (به فرانسوی) ، ص. 74
  6. ^ "معاهده (قانون) اتحادیه پارلمان 1706" . تاریخچه اسکاتلندی آنلاین . بازبینی شده در 18 جولای 2011 .
    "اتحاد با انگلستان قانون 1707" . آرشیو ملی . بازبینی شده در 18 جولای 2011 .
    "اتحادیه با قانون اسکاتلند 1706" . بازبینی شده در 18 جولای 2011 .:
    هر دو قانون و پیمان در ماده 1 بیان می کنند: که دو پادشاهی اسکاتلند و انگلستان ، پس از تاریخ 1 مه بعدی ، پس از آن و برای همیشه پس از آن ، در یک پادشاهی به نام بریتانیا بزرگ متحد خواهند شد .
  7. ^ استنفورد، هارولد ملوین (1921). کار مرجع استاندارد: برای خانه ، مدرسه و کتابخانه . 3 . از سال 1707 تا 1801 بریتانیای کبیر به عنوان پادشاهی انگلستان و اسکاتلند به عنوان رسمی تعیین شد
  8. ^ ایالات متحده کنگره مجموعه سریال ، 10 ، 1895، در سال 1707، در اتحاد با اسکاتلند، 'بریتانیا "نام رسمی پادشاهی بریتانیا تبدیل شد، و تا زمانی که اتحاد با ایرلند در سال 1801 ادامه داد.
  9. ^ "انگلستان - مشخصات" . بی بی سی 10 فوریه 2011.
  10. ^ "همه پرسی اسکاتلند: 50 حقیقت جالب که باید در مورد اسکاتلند بدانید (به حقیقت 27 مراجعه کنید)" . telegraph.co.uk . 11 ژانویه 2012.
  11. ^ "اتحاد پادشاهی؟" به nationalarchives.gov.uk . بازبینی شده در 31 دسامبر 2010 .
  12. ^ "اتحادیه از مجالس 1707" . یادگیری و آموزش اسکاتلند . 2 ژانویه 2012. بایگانی شده از نسخه اصلی در 2 سپتامبر 2010.
  13. ^ "ایجاد انگلستان بریتانیا در 1707" . انجمن تاریخی . 15 مه 2011. بایگانی شده از اصل در 30 ژانویه 2011.
  14. ^ "همه پرسی اسکاتلند: 50 حقیقت جالب که باید در مورد اسکاتلند بدانید" . telegraph.co.uk . 11 ژانویه 2012. اسکاتلند بیش از سیصد سال بخشی از بریتانیا بوده است
  15. ^ "بی بی سی - تاریخچه - تاریخچه بریتانیا در عمق: اعمال اتحادیه: ایجاد انگلستان" .
  16. ^ گاسکوین ، بامبر . "تاریخ بریتانیا (از 1707)" . جهان تاریخ . بازبینی شده در 18 جولای 2011 .
  17. ^ برنز ، ویلیام ای . تاریخ مختصر بریتانیای کبیر . پ. XXI .
  18. ^ "گزارش از انگلستان بریتانیا و ایرلند شمالی" (PDF) . نهمین کنفرانس سازمان ملل متحد در مورد استانداردسازی اسامی جغرافیایی (بند 4 دستور کار موقت ، گزارش دولتها در مورد وضعیت کشورها و پیشرفتهای صورت گرفته در استانداردسازی اسامی جغرافیایی از هشتمین کنفرانس . نیویورک. 21 تا 30 آگوست 2007
  19. ^ قانون اتحادیه 1707 ، ماده 1.
  20. ^ قانون اتحادیه 1707 ، ماده 3.
  21. ^ ویلیامز 1962 ، صص 11-43.
  22. ^ a b ویلیامز 1962 ، صص 271–287.
  23. ^ Broadie، الکساندر ، اد. (2003) ، همراه کمبریج به روشنگری اسکاتلند ، ISBN 978-1-139-82656-3
  24. ^ هرمان ، آرتور (2001) ، چگونه اسکاتلندی ها دنیای مدرن را اختراع کردند: داستان واقعی چگونگی ایجاد جهان ما توسط فقیرترین ملت اروپای غربی و همه چیز در آن ، شابک 978-0-609-60635-3
  25. ^ کاستین ، WC ؛ واتسون ، جی استیون ، ویراستاران. (1952) ، قانون و کار قانون اساسی: اسناد 1660-1914 ، I: 1660-1783 ، A. & C. Black ، صص 128-129
  26. ^ کاستین و واتسون 1952 ، ص. 147.
  27. ^ ویلیامز 1962 ، صص 287-306.
  28. ^ معاهده یا قانون اتحادیه scotshistoryonline.co.uk ، دسترسی 2 نوامبر 2008
  29. ^ آلن ، دیوید (2001). اسکاتلند در قرن هجدهم: اتحاد و روشنگری . شابک 9780582382473به
  30. ^ فالکنر ، جیمز (2015). جنگ جانشینی اسپانیا 1701-1714 . قلم و شمشیر. صص  22-25 . شابک 9781781590317به
  31. ^ Hoppit 2000 ، فصل 4 ، 8.
  32. ^ لودز ، دیوید ، ویرایش. (2003) ، راهنمای خوانندگان تاریخ بریتانیا ، 2 ، صص 1219–1221
  33. ^ Trevelyan، GM (1942)، A shorted history of England ، p. 363
  34. ^ آنتونی ، پاگدن (2003). مردم و امپراتوری ها: تاریخ کوتاهی از مهاجرت ، اکتشاف و فتح اروپا ، از یونان تا به امروز . کتابخانه مدرن پ. 90
  35. ^ اسپک 1977 ، صص 146-149.
  36. ^ مارشال 1974 ، صص 72-89.
  37. ^ ویلیامز 1962 ، صص 150-165.
  38. ^ Hoppit 2000 ، صص 392–398.
  39. ^ اسپک 1977 ، صص 170-187.
  40. G گیبز ، GC (21 مه 2009). "جورج اول". فرهنگنامه بیوگرافی ملی آکسفورد . 1 (ویرایش آنلاین). انتشارات دانشگاه آکسفورد. doi : 10.1093/ref: odnb/10538 . (اشتراک یا عضویت در کتابخانه عمومی انگلستان الزامی است.)
  41. ^ سیاه، جرمی (2016). سیاست و سیاست خارجی در عصر جورج اول ، 1714-1727 . صص  44-45 . شابک 9781317078548به
  42. ^ ویلیامز 1962 ، صص 11-44.
  43. ^ هاتون ، راگنیلد (1983) ، "نور تازه بر جورج اول" ، در باکستر ، استفان بی. (ویرایش) ، ظهور انگشت به انگلستان ، ص. 213-255 ، به نقل از ص. 241 ، شابک 9780520045729
  44. ^ ویلیامز 1962 ، صص 180-212.
  45. ^ تیلور ، استفان (ژانویه 2008). "والپول ، رابرت ، اولین ارل اورفورد (1676-1745)" . فرهنگنامه بیوگرافی ملی آکسفورد (2004 ویرایش آنلاین). انتشارات دانشگاه آکسفورد . بازبینی شده در 15 سپتامبر 2017 . (اشتراک یا عضویت در کتابخانه عمومی انگلستان الزامی است.)
  46. ^ a b Cowles، Virginia (1960). کلاهبرداری بزرگ: داستان حباب دریای جنوبی . نیویورک: هارپر.
  47. ^ a b Kleer، Richard (2014). "سوار بر موج نقش شرکت در حباب دریای جنوبی" (PDF) . انجمن تاریخ اقتصادی . دانشگاه رجینا پ. 2 . بازیابی شده در 16 ژانویه 2020 .
  48. ^ مارشال 1974 ، صص 127-130.
  49. ^ براونینگ ، نی (1975). دوک نیوکاسل . صص  254-260 . شابک 9780300017465به
  50. ^ هانهم ، اندرو (2016) ، "سیاست جوانمردی: سر رابرت والپول ، دوک مونتاگو و درجه حمام" ، تاریخ پارلمانی ، 35 (3): 262-297
  51. ^ رابرتز ، کلیتون ؛ و همکاران (1985) ، تاریخ انگلستان ، 2 ، 1688 تا به امروز (ویرایش سوم) ، ص. 449-450 ، شابک 9780133899740
  52. ^ Plumb 1950 ، ص. 68
  53. ^ کارتا ، وینسنت (2007). جورج سوم و طنزپردازان از هوگارت تا بایرون . صص  44-51 . شابک 9780820331249به
  54. ^ هورن ، توماس (اکتبر تا دسامبر 1980) ، "سیاست در یک جامعه فاسد: دفاع ویلیام آرنال از رابرت والپول" ، مجله تاریخ ایده ها ، 41 (4) ، صص 601-614 ، doi : 10.2307/2709276 ، JSTOR 2709276 
  55. Leon لئونارد ، دی (2010). نخست وزیران قرن هجدهم: والپول تا پیت جوانتر . پ. 94 . شابک 9780230304635به
  56. ^ کلنر ، پیتر (2011). دموکراسی: 1000 سال در تعقیب بریتانیا آزادی . پ. 264 . شابک 9781907195853به
  57. ^ وینر ، جوئل اچ. ، ویرایش. (1983) ، بریتانیای کبیر: شیر در خانه: تاریخ مستند سیاست داخلی ، 1689-1973 ، 1
  58. ^ لانگفورد 1989 ، صص  54–57 .
  59. ^ مارشال 1974 ، صص 183-191.
  60. ^ بلک ، جرمی (1984) ، "سیاست خارجی در عصر والپول" ، سیاه ، جرمی (ویرایش) ، بریتانیا در عصر والپول ، ص 144-169 ، شابک 978-0-333-36863-3
  61. Robert رابرتسون 1911 ، ص. 66 .
  62. ^ سیاه 2016 .
  63. ^ ویلسون ، آرتور مک کندلس (1936) ، سیاست خارجی فرانسه در دوران مدیریت کاردینال فلوری ، 1726-1743: مطالعه ای در دیپلماسی و توسعه تجاری
  64. ^ ویلیامز 1962 ، صص 259-270.
  65. ^ Brumwell، استفان؛ اسپک ، WA (2001) ، همراه کاسل در قرن هجدهم بریتانیا ، ص. 288 ، شابک 978-0-304-34796-4
  66. ^ مارشال 1974 ، صص 221-227.
  67. ^ AW Ward؛ و همکاران ، ویرایش ها (1909). تاریخ مدرن کمبریج . ششم: قرن هجدهم. پ. 46 . شابک 9780521078146به
  68. ^ لانگفورد 1989 ، صص 28–33.
  69. ^ اسپک 1977 ، ص. 203.
  70. ^ O'Gorman، فرانک (1997)، طولانی قرن هجدهم: انگلیسی سیاسی و تاریخ اجتماعی 1688-1832 ، ص. 71
  71. ^ هاپیت 2000 ، ص. 410.
  72. ^ دیکنسون ، اچ پی (2003) ، لودز ، دیوید (ویراستار) ، "والپول ، سر رابرت" ، راهنمای خوانندگان تاریخ بریتانیا ، 2 (1338)
  73. ^ فرانک مک لین ، 1759: سالی که بریتانیا استاد جهان شد (2005).
  74. ^ فرد اندرسون ، جنگی که آمریکا را ساخت: تاریخ کوتاهی از جنگ فرانسه و هند (2006)
  75. ^ آنتونی آرمسترانگ ، کلیسای انگلستان: متدیست ها و جامعه ، 1700-1850 (1973).
  76. ^ بریگز، آسا (1959). عصر بهبود ، 1783-1867 . لانگمن. صص 66-73.
  77. ^ جان رول ، مردم آلبیون: انجمن انگلیسی 1714-1815 (1992) فصل 2–6
  78. ^ برندان ماجول، سه پیروزی و یک شکست: ظهور و سقوط از اول امپراتوری بریتانیا (2008). برخط
  79. ^ حداکثر Savelle، دانه آزادی: پیدایش ذهن آمریکایی (2005) صص 204-211
  80. ^ ویلیام آر نستر ، جنگ مرزی بزرگ: بریتانیا ، فرانسه و مبارزه شاهنشاهی برای آمریکای شمالی ، 1607-1755 ( پریگر ، 2000) ص. 54
  81. ^ سیاه، جرمی (1991)، جنگ برای امریکا: مبارزه برای استقلال، 1775-1783 ، ISBN 978-0-862-99725-0
  82. ^ آنتونی ، پاگدن (1998). منشاء امپراتوری ، تاریخ آکسفورد امپراتوری بریتانیا . انتشارات دانشگاه آکسفورد. پ. 92
  83. ^ جیمز ، لارنس (2001). ظهور و سقوط امپراتوری بریتانیا . چرتکه پ. 119
  84. ^ رید ، جان جی. مانک ، الیزابت (2008). "از فرایندهای جهانی تا استراتژی های قاره ای: ظهور بریتانیا در آمریکای شمالی تا 1783" . در باکنر ، فیلیپ (ویرایش). کانادا و امپراتوری بریتانیا . انتشارات دانشگاه آکسفورد. شابک 9780199271641به
  85. ^ مایا جاسانوف ، تبعیدیان آزادی: وفاداران آمریکایی در جهان انقلابی (2012)
  86. ^ شکلک، رابین (1997). سیاه پوستان در کانادا: تاریخچه . مطبوعات مک گیل کوئین شابک 9780773566682به
  87. ^ مورتون ، دزموند (2001). تاریخچه کوتاهی از کانادا . مک کللند و استوارت. شابک 9780771065088به
  88. ^ Deryck Schreuder and Stuart Ward، eds.، Empire of Empire ( The Oxford History of the British Companion Series) (2010) ، فصل 1
  89. ^ هارولد B. کارتر، "بانک ها، کوک و سنت قرن هجدهم تاریخ طبیعی"، در تونی Delamotte و کارل پل، EDS،. شفاهی استرالیا: درک بریتانیا استرالیا از سال 1788 ، (لندن، سر رابرت مرکز منزیس مطالعات استرالیا، 1988) ، صص 4 تا 23.
  90. ^ آلن اتکینسون ، "اولین برنامه ها برای اداره ولز نیوساوت ، 1786-87" ، مطالعات تاریخی استرالیا ، 24#94 (1990) ، صص22-40، ص 31.
  91. ^ فیلیپ لاوسون، کمپانی هند شرق: تاریخچه (راتلج، 2014).
  92. Phil فیلیپ جی استرن ، "تاریخ و تاریخ نگاری شرکت هند شرقی انگلیسی: گذشته ، حال و آینده !." History Compass 7.4 (2009): 1146-1180.
  93. R راجر نایت ، بریتانیا در برابر ناپلئون: سازمان پیروزی ، 1793-1815 (2013) صص 61-62.
  94. ^ مارژول آن دروری ، "ضد کاتولیک در آلمان ، بریتانیا و ایالات متحده: بررسی و نقد بورسیه تحصیلی اخیر" تاریخ کلیسا (2001) 70#1
  95. ^ لیندا Colley در، انگلیسی: واحد فورج و ملت 1707-1837 (1992) صص 35، 53-54.
  96. ^ دیوید Andress، وحشی طوفان: بریتانیا در آستانه در عصر ناپلئون (2012)
  97. ^ ماجول، برندان (1998). "بریتانیا و ناپلئون". مجله تاریخی . 41 (3): 885-894. doi : 10.1017/S0018246X98008048 . JSTOR 2639908 . 
  98. ^ "تاریخ انگلستان - در 1،798 ایرلندی شورش" . بی بی سی 5 نوامبر 2009 . بازبینی شده در 23 آوریل 2010 .
  99. ^ گاهان ، دانیل (1998). شورش!: ایرلند در 1798 . شابک 9780862785413به
  100. ^ رز ، جی هلند (1911). ویلیام پیت و جنگ بزرگ . صص 339–364.
  101. ^ Ehrman، جان (1996). پیت جوانتر: مبارزه مصرف کننده . صص 158–196.
  102. ^ کریس کوک و جان استیونسون ، حقایق تاریخی بریتانیا 1760-1830 (مطبوعات مک میلان ، 1980)

منابع

خواندن بیشتر

تاریخ نگاری

  • بلک ، جرمی (1987). "سیاست خارجی انگلیس در قرن هجدهم: یک بررسی". مجله مطالعات بریتانیایی . 26 (1): 26-53. doi : 10.1086/385878 . JSTOR  175553 .
  • دیورو ، سیمون (2009). "تاریخ نگاری دولت انگلستان در طول" قرن هجدهم طولانی ": بخش اول - دیدگاه های غیر متمرکز". قطب نما تاریخ . 7 (3): 742-764. doi : 10.1111/j.1478-0542.2009.00591.x .
  • —— (2010). "تاریخ نگاری دولت انگلستان در طول" قرن هجدهم طولانی "قسمت دوم - مالی - دیدگاه های نظامی و ناسیونالیستی". قطب نما تاریخ . 8 (8): 843-865. doi : 10.1111/j.1478-0542.2010.00706.x .
  • جانسون ، ریچارد آر. (1978). "سیاست بازتعریف شد: ارزیابی نوشته های اخیر در دوره استوارت اواخر تاریخ انگلیسی ، 1660 تا 1714". فصلنامه ویلیام و مری . 35 (4): 691-732. doi : 10.2307/1923211 . JSTOR  1923211 .
  • اوگورمن ، فرانک (1986). "تاریخ نگاری اخیر رژیم هانوفر" (PDF) . مجله تاریخی . 29 (4): 1005-1020. doi : 10.1017/S0018246X00019178 .
  • اسلاتر ، ریچارد ، ویراستار. (1984). دیدگاههای اخیر در تاریخ بریتانیا: مقالاتی در مورد نگارش تاریخی از سال 1966 . صص 167-254.
  • سیمز ، برندان ؛ Riotte ، Torsten ، ویراستاران. (2007). ابعاد هانوفر در تاریخ بریتانیا ، 1714-1837 . شابک 978-0521154628به

پیوندهای خارجی

قبل از
پادشاهی انگلستان
12 ژوئیه 927 - 1 مه 1707
پادشاهی اسکاتلند
c. 843 - 1 مه 1707
پادشاهی بریتانیای کبیر
1 مه 1707 - 31 دسامبر 1800
جانشین
بریتانیا و بریتانیا و ایرلند
1 ژانویه 1801 - 6 دسامبر 1922