حقوق صاحبان سهام بین نسلی

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
پدربزرگ و نوه
بدهی ملی ایالات متحده اغلب به عنوان نمونه ای از بی عدالتی بین نسلی ذکر می شود، زیرا نسل های آینده مسئولیت پرداخت آن را خواهند داشت. بدهی ملی ایالات متحده در چند دهه گذشته به طور قابل توجهی رشد کرده است. نسبت به کل تولید ناخالص داخلی، بار بدهی در چند سال گذشته بدتر شده است.

برابری بین نسلی در زمینه های اقتصادی، روانی و جامعه شناختی، مفهوم یا ایده انصاف یا عدالت بین نسل ها است. این مفهوم را می توان برای انصاف در پویایی بین کودکان ، جوانان ، بزرگسالان و سالمندان از نظر رفتار و تعامل به کار برد. همچنین می‌توان آن را برای عدالت بین نسل‌های فعلی و نسل‌های آینده به کار برد . [1]

گفتگوها در مورد برابری بین نسلی در چندین زمینه اتفاق می افتد. [2] اغلب در اقتصاد عمومی، به ویژه با توجه به اقتصاد در حال گذار ، [3] سیاست اجتماعی ، و بودجه سازی دولت مورد بحث قرار می گیرد . [4] بسیاری از بدهی های ملی فزاینده ایالات متحده به عنوان نمونه ای از نابرابری بین نسلی یاد می کنند، زیرا نسل های آینده عواقب آن را به دوش خواهند گرفت. برابری بین نسلی در نگرانی های زیست محیطی ، [5] از جمله توسعه پایدار ، [6] گرم شدن کره زمین و تغییرات آب و هوا مورد بررسی قرار می گیرد.. تداوم کاهش منابع طبیعی که در قرن گذشته رخ داده است، احتمالاً بار مهمی برای نسل‌های آینده خواهد بود. برابری بین نسلی با توجه به استانداردهای زندگی ، با تمرکز بر نابرابری در استانداردهای زندگی که توسط افراد در سنین و نسل های مختلف تجربه می شود ، مورد بحث قرار می گیرد . [7] [8] [9] مسائل برابری بین نسلی نیز در عرصه مراقبت از سالمندان و عدالت اجتماعی به وجود می آید .

استفاده از اقتصاد عمومی [ ویرایش ]

تاریخچه [ ویرایش ]

از زمان اولین صدور بدهی ثبت شده در سومریه در سال 1796 قبل از میلاد، [10] یکی از مجازات های عدم بازپرداخت وام، اسارت بدهی بوده است . در برخی موارد، این بازپرداخت بدهی مالی با نیروی کار شامل فرزندان بدهکار می‌شود که اساساً خانواده بدهکار را به بردگی دائمی محکوم می‌کند. حدود یک هزاره پس از ایجاد قراردادهای کتبی بدهی، مفهوم بخشش بدهی در عهد عتیق، به نام Jubilee ( لاویان 25)، و در قوانین یونان، زمانی که سولون Seisachtheia را معرفی کرد، ظاهر می شود . هر دوی این نمونه های تاریخی بخشش بدهی شامل رهایی کودکان از بردگی ناشی از بدهی والدینشان بود.

در حالی که امروزه برده داری در همه کشورها غیرقانونی است، کره شمالی سیاستی به نام "سه نسل مجازات" [11] دارد که توسط شین دونگ هیوک مستند شده و به عنوان الگوی اخلاقی برای تنبیه کودکان به خاطر اشتباهات والدین استفاده شده است. استنلی دراکن میلر و جفری کانادا این مفهوم را (که آن را "دزدی نسلی" [12] می نامند ) برای افزایش بزرگ بدهی دولت که توسط بیبی بومرها به فرزندانشان باقی مانده است، به کار برده اند.

مدیریت سرمایه گذاری [ ویرایش ]

در زمینه مدیریت سرمایه گذاری نهادی ، حقوق صاحبان سهام بین نسلی این اصل است که نرخ مخارج یک مؤسسه وقفی نباید از نرخ بازده مرکب پس از تورم آن تجاوز کند، به طوری که عواید سرمایه گذاری به طور مساوی برای اجزای فعلی و آتی دارایی های وقفی هزینه شود. این مفهوم در ابتدا توسط جیمز توبین اقتصاددان در سال 1974 مطرح شد که نوشت: "متولیان مؤسسات موقوفه نگهبانان آینده در برابر ادعاهای حال هستند. وظیفه آنها در مدیریت وقف حفظ عدالت در بین نسل ها است." [13] از نظر زمینه اقتصادی. حقوق صاحبان سهام بین نسلیاشاره به رابطه ای است که یک خانواده خاص با منابع دارد. به عنوان مثال، غیرنظامیان ساکن در جنگل در پاپوآ گینه نو، که برای نسل‌ها در قسمت خاصی از جنگل زندگی می‌کنند که به این ترتیب سرزمین آنها می‌شود. جمعیت بالغ درختان را به روغن نخل می فروشند تا پول در بیاورند. اگر نتوانند در مدیریت منابع خود توسعه پایداری داشته باشند، نسل بعدی یا آینده آنها این منبع را از دست خواهند داد.

بدهی ملی ایالات متحده [ ویرایش ]

یک بحث در مورد بدهی ملی مربوط به برابری بین نسلی است. به عنوان مثال، اگر یک نسل از مزایای برنامه‌های دولتی یا اشتغال ناشی از مخارج کسری و انباشت بدهی بهره مند شود، بدهی بالاتر در نتیجه تا چه حد خطرات و هزینه‌هایی را بر نسل‌های آینده تحمیل می‌کند؟ چندین عامل وجود دارد که باید در نظر گرفته شود:

  • به ازای هر دلار بدهی که توسط مردم نگهداری می شود، یک تعهد دولت (به طور کلی اوراق بهادار خزانه داری قابل فروش) وجود دارد که توسط سرمایه گذاران به عنوان دارایی محاسبه می شود. نسل‌های آینده به میزانی که این دارایی‌ها به آنها منتقل می‌شود، سود می‌برند، که طبق تعریف باید با سطح بدهی منتقل شده مطابقت داشته باشد. [14]
  • تا سال 2010، تقریباً 72 درصد از دارایی های مالی در اختیار 5 درصد ثروتمندترین جمعیت بود. [15] این یک سوال توزیع ثروت و درآمد را مطرح می کند، زیرا تنها بخشی از مردم در نسل های آینده اصل یا بهره را از سرمایه گذاری های مربوط به بدهی های متحمل شده امروز دریافت خواهند کرد.
  • تا جایی که بدهی ایالات متحده به سرمایه گذاران خارجی بدهکار است (تقریباً نیمی از "بدهی عمومی" در سال 2012)، اصل و بهره مستقیماً توسط وارثان آمریکایی دریافت نمی شود. [14]
  • سطوح بالاتر بدهی به معنای پرداخت بهره بالاتر است که هزینه هایی را برای مالیات دهندگان آینده ایجاد می کند (به عنوان مثال، مالیات های بیشتر، مزایای کمتر دولت، تورم بالاتر، یا افزایش خطر بحران مالی). [16]
  • تا جایی که وجوه قرض‌گرفته شده امروز برای بهبود بهره‌وری بلندمدت اقتصاد و کارگران آن سرمایه‌گذاری می‌شود، مانند پروژه‌های زیرساختی مفید، نسل‌های آینده ممکن است سود ببرند. [17]
  • به ازای هر دلار بدهی درون‌دولتی، تعهدی نسبت به دریافت‌کنندگان برنامه خاص، معمولاً اوراق بهادار غیرقابل عرضه مانند اوراقی که در صندوق امانی تأمین اجتماعی نگهداری می‌شوند، وجود دارد. تعدیل‌هایی که کسری‌های آتی را در این برنامه‌ها کاهش می‌دهند، ممکن است از طریق مالیات‌های بیشتر یا هزینه‌های کمتر برنامه، هزینه‌ها را برای نسل‌های آینده نیز اعمال کنند.

پل کروگمن ، اقتصاددان ، در مارس 2013 نوشت که با نادیده گرفتن سرمایه گذاری عمومی و ناتوانی در ایجاد شغل، آسیب بسیار بیشتری به نسل های آینده وارد می کنیم تا صرفاً بدهی: «سیاست مالی در واقع یک موضوع اخلاقی است و ما باید از آن خجالت بکشیم. کاری که ما با چشم‌انداز اقتصادی نسل آینده انجام می‌دهیم، اما گناه ما شامل سرمایه‌گذاری بسیار کم است، نه وام‌گیری زیاد.» کارگران جوان با بیکاری بالایی روبرو هستند و مطالعات نشان داده است که درآمد آنها ممکن است در طول حرفه خود عقب بماند. مشاغل معلمان کاهش یافته است که می تواند بر کیفیت آموزش و رقابت جوانان آمریکایی تأثیر بگذارد. [18]

کریستین میلن ، سیاستمدار استرالیایی ، اظهارات مشابهی را در پیش از لایحه لغو قیمت کربن در سال 2014 بیان کرد و از حزب ملی لیبرال (که در سال 2013 به پارلمان انتخاب شد) و ذاتا وزرای آن را به عنوان دزد بین نسلی معرفی کرد. بیانیه او بر اساس تلاش های حزب برای عقب انداختن سیاست تصاعدی مالیات بر کربن و تأثیری که این امر بر برابری بین نسلی نسل های آینده خواهد داشت بود.

تامین اجتماعی ایالات متحده [ ویرایش ]

سیستم تامین اجتماعی ایالات متحده سود خالص بیشتری را برای کسانی که نزدیک به اولین اجرای این سیستم به بازنشستگی رسیده اند، ارائه کرده است. این سیستم بدون بودجه است، یعنی سالمندانی که بلافاصله پس از اجرای این سیستم بازنشسته شدند، مالیاتی به سیستم تامین اجتماعی پرداخت نکردند، اما از مزایای آن بهره بردند. پروفسور مایکل دوران تخمین می‌زند که گروه‌هایی که قبل از سال 1938 متولد شده‌اند، مزایای بیشتری نسبت به پرداخت مالیات دریافت خواهند کرد، در حالی که عکس این موضوع در مورد گروه‌هایی که بعد از آن متولد شده‌اند صادق است. علاوه بر این، او اذعان می‌کند که ورشکستگی بلندمدت تأمین اجتماعی احتمالاً منجر به انتقال‌های بین نسلی غیرعمدی بیشتر خواهد شد. [19]با این حال، برود اذعان می کند که مزایای دیگری از طریق سیستم رفاه به جامعه ایالات متحده وارد شده است، مانند مدیکر و تحقیقات پزشکی با بودجه دولت، که به نفع گروه های سالمند فعلی و آینده است. [19]

استفاده از محیط زیست [ ویرایش ]

گرمایش جهانی نمونه ای از نابرابری بین نسلی است، عدالت اقلیمی را ببینید

برابری بین نسلی اغلب در زمینه های زیست محیطی نامیده می شود، زیرا گروه های سنی جوان تر به طور نامتناسبی پیامدهای منفی آسیب های زیست محیطی را تجربه می کنند. به عنوان مثال، تخمین زده می شود که کودکان متولد شده در سال 2020 (به عنوان مثال " نسل آلفا ") در مقایسه با افرادی که در سال 1960 تحت تعهدات سیاست های آب و هوایی فعلی در طول زندگی خود متولد شده اند، 2 تا 7 رویدادهای شدید آب و هوایی ، به ویژه امواج گرما را تجربه کنند. [20] [21]

دو دیدگاه را می توان در مورد آنچه باید برای بهبود برابری بین نسلی زیست محیطی انجام داد: دیدگاه " پایداری ضعیف " و دیدگاه "پایداری قوی". از منظر «ضعیف»، عدالت بین نسلی حاصل می‌شود که زیان‌های وارده به محیط‌زیست که نسل‌های آینده با آن مواجه می‌شوند با پیشرفت‌های اقتصادی جبران شود (مثلاً اگر این به طور گسترده استانداردهای زندگی را افزایش دهد و فقط از طریق راه‌هایی که به محیط زیست آسیب می‌رسانند قابل دستیابی باشد). از منظر "قوی"، هیچ مقدار پیشرفت اقتصادی نمی تواند توجیه کننده باقی گذاشتن نسل های آینده با محیطی تخریب شده باشد. به گفته پروفسور شارون بدر، دیدگاه "ضعیف" به دلیل عدم آگاهی از آینده تضعیف می شود.همانطور که نمی دانیم کدام منابع ذاتا با ارزش نمی توانند با فناوری جایگزین شوند.[22] ما همچنین نمی دانیم که آسیب زیست محیطی تا چه حد غیرقابل برگشت است. علاوه بر این، نمی توان از آسیب بیشتر به بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری جلوگیری کرد. [22] سایر محققان دیدگاه بدر را به چالش می کشند. پروفسور ویلفرد بکرمن اصرار دارد که «پایداری قوی» از نظر اخلاقی منفور است، به ویژه زمانی که دیگر نگرانی‌های اخلاقی در مورد زنده‌های امروزی را نادیده می‌گیرد. [23] بکرمن اصرار دارد که انتخاب بهینه برای جامعه، اولویت دادن به رفاه نسل‌های کنونی بر نسل‌های آینده است. او پیشنهاد می‌کند در هنگام محاسبه ارزش ویژه نسل‌ها، نرخ تنزیل بر نتایج برای نسل‌های آینده اعمال شود. [23] بکرمن به طور گسترده توسط برایان بری [24] و نیکلاس وروسالیس مورد انتقاد قرار می گیرد.. [25]

دعوی حقوقی مربوط به آب و هوا [ ویرایش ]

در سپتامبر 2015، گروهی از فعالان محیط زیست جوان از دولت فدرال ایالات متحده به دلیل حمایت ناکافی در برابر تغییرات آب و هوایی شکایت کردند، این دعوی به نام جولیانا علیه ایالات متحده شناخته می شود . بیانیه آنها بر هزینه نامتناسب آسیب های مرتبط با آب و هوا که نسل های جوان متحمل خواهند شد، تأکید کرد. [26]در این بیانیه آمده است: «شاکیان جوانان نماینده جوانترین نسل زنده، ذینفعان اعتماد عمومی هستند. شاکیان جوان در حفاظت از جو، سایر منابع طبیعی حیاتی، کیفیت زندگی، منافع دارایی و آزادی های خود، منافع اساسی، مستقیم و فوری دارند. آنها همچنین علاقه مند هستند که سیستم آب و هوایی به اندازه کافی پایدار بماند تا حقوق قانونی خود را برای زندگی، آزادی و دارایی تضمین کنند، حقوقی که به آینده قابل زندگی بستگی دارد. [27]در نوامبر 2016، پس از آن که قاضی دادگاه منطقه ای ایالات متحده، آن آیکن، درخواست دولت فدرال برای رد پرونده را رد کرد، به این پرونده اجازه دادرسی داده شود. او در نظر و دستور خود گفت: "با اعمال "قضاوت مستدل" خود، شک ندارم که حق داشتن یک سیستم اقلیمی که بتواند حیات بشری را حفظ کند، برای یک جامعه آزاد و منظم اساسی است." [28] از آوریل 2017. دادگاه با توقف متوقف شد. حوزه نهم در نوامبر 2017 استدلال شفاهی در مورد توقف را شنید و انتظار می رود در فوریه 2018 حکم صادر شود.

استانداردهای استفاده از زندگی [ ویرایش ]

بحث‌های برابری بین نسلی در استانداردهای زندگی به تفاوت‌های بین افراد در سنین مختلف و همچنین تفاوت‌های بین افراد نسل‌های مختلف اشاره دارد. دو دیدگاه در مورد برابری بین نسلی در استانداردهای زندگی توسط رایس، تمپل و مک دونالد متمایز شده است. دیدگاه اول - یک دیدگاه "مقطعی" - بر استانداردهای زندگی در یک مقطع زمانی خاص تمرکز دارد و اینکه چگونه این استانداردهای زندگی بین افراد در سنین مختلف متفاوت است. موضوع مربوطه میزان برخورداری افراد در سنین مختلف از استانداردهای زندگی برابر است. دیدگاه دوم - یک دیدگاه "همگروهی" - بر استانداردهای زندگی در طول عمر و اینکه چگونه این استانداردهای زندگی بین افراد نسل های مختلف متفاوت است، تمرکز دارد. برای برابری بین نسلی،موضوع مربوطه میزان برخورداری مردم از نسل های مختلف از استانداردهای زندگی برابر در طول زندگی خود است.[9] سه شاخص برابری بین نسلی در جریان های اقتصادی، مانند درآمد، توسط D'Albis، Badji، El Mekkaoui و Navaux پیشنهاد شده است. اولین شاخص آنها از دیدگاه مقطعی سرچشمه می گیرد و وضعیت نسبی یک گروه سنی (بازنشستگان) را با توجه به وضعیت گروه سنی دیگر (جوانان) توصیف می کند. شاخص دوم آنها از دیدگاه همگروهی سرچشمه می گیرد و استانداردهای زندگی نسل های متوالی در همان سن را با هم مقایسه می کند. شاخص سوم D'Albis، Badji، El Mekkaoui و Navaux ترکیبی از دو معیار قبلی است و هم یک شاخص بین سنی و هم یک شاخص بین نسلی است. [8]

در استرالیا، برابری قابل توجهی در استانداردهای زندگی، که با مصرف اندازه گیری می شود، در بین افراد بین 20 تا 75 سال به دست آمده است. با این حال، نابرابری‌های قابل توجهی بین نسل‌های مختلف وجود دارد، به طوری که نسل‌های قدیمی‌تر استانداردهای زندگی پایین‌تری را در سنین خاص نسبت به نسل‌های جوان‌تر تجربه می‌کنند. یکی از راه‌های نشان دادن این نابرابری‌ها این است که ببینیم چه مدت طول کشیده تا نسل‌های مختلف به سطح مصرف 30000 دلار در سال (10-2009 دلار استرالیا) دست یابند. در یک افراط، افرادی که در سال 1935 متولد شده اند، به طور متوسط ​​در سن 50 سالگی به این سطح از مصرف دست یافتند. از سوی دیگر، هزاره‌های متولد سال 1995 تا سن 10 سالگی به این میزان مصرف دست یافته بودند. [9]

ملاحظاتی از این قبیل باعث شده است که برخی از محققان استدلال کنند که استانداردهای زندگی در بیشتر کشورها با پیشرفت توسعه و فناوری تمایل به افزایش نسل در نسل دارد. با در نظر گرفتن این موضوع، نسل‌های جوان ممکن است امتیازات ذاتی نسبت به نسل‌های قدیمی‌تر داشته باشند، که ممکن است توزیع مجدد ثروت به نسل‌های قدیمی‌تر را جبران کند. [29]

استفاده از مراقبت از سالمندان [ ویرایش ]

برخی از محققان تغییر روندهای فرهنگی را که جامعه را از هنجار مراقبت کودکان بزرگسال از والدین مسن دور می کند، موضوعی برابری بین نسلی می دانند. نسل بزرگتر باید از والدین خود و همچنین فرزندان خود مراقبت می کردند، در حالی که نسل جوان فقط باید از فرزندان خود مراقبت کنند. این امر به ویژه در کشورهایی که سیستم تامین اجتماعی ضعیفی دارند صادق است. پروفسور سانگ هیوپ لی حضور این پدیده را در کره جنوبی توصیف می کند و توضیح می دهد که در حال حاضر سالمندان فعلی بالاترین نرخ فقر را در بین کشورهای توسعه یافته دارند. او خاطرنشان می کند که این امر به ویژه ناامید کننده است زیرا افراد مسن معمولاً سرمایه گذاری زیادی برای تحصیل فرزندان خود می کنند و اکنون احساس می کنند به آنها خیانت شده است. [30]

سایر محققان در مورد اینکه کدام نسل واقعاً از نظر مراقبت از سالمندان آسیب دیده است، نظرات متفاوتی را بیان می کنند. پروفسور استیون ویزنسیل بار سنگینی را که بر دوش بزرگسالان در سن کار فعلی در اقتصادهای توسعه یافته است، توضیح می دهد که باید برای مدت طولانی تری از والدین و بستگان مسن مراقبت کنند. این مشکل با مشارکت روزافزون زنان در نیروی کار و با کاهش نرخ باروری تشدید می‌شود و بار مراقبت از والدین و همچنین خاله‌ها، عمه‌ها و مادربزرگ‌ها بر دوش فرزندان کمتری گذاشته می‌شود. [31]

استفاده از عدالت اجتماعی [ ویرایش ]

گفتگوها در مورد برابری بین نسلی به عرصه های عدالت اجتماعی نیز مربوط می شود، جایی که موضوعاتی مانند مراقبت های بهداشتی [32] از نظر اهمیت با حقوق جوانان و صدای جوانان مبرم و فوری هستند. در جامعه حقوقی علاقه شدیدی به استفاده از برابری بین نسلی در قانون وجود دارد. [33]

گروه های مدافع [ ویرایش ]

Generation Squeeze یک سازمان غیرانتفاعی کانادایی است که از برابری بین نسلی حمایت می کند.

همچنین ببینید [ ویرایش ]

منابع [ ویرایش ]

  1. «The Big Read: Generation Wars» . هرالد اسکاتلند 5 آگوست 2017.
  2. ^ (nd) ارزش‌های EPE: اخلاق بین نسلی در 03/07/2010 دروب‌سایت Wayback Machine Earth و Peace Education Associates بین‌المللی بایگانی شد .
  3. ^ (2005) "اقتصاد برابری بین نسلی در اقتصادهای در حال گذار" بایگانی شده در 02-10-2011 در ماشین Wayback 10-11 مارس 2005.
  4. ^ تامپسون، جی. (2003) مقاله پژوهشی شماره. 7 2002-03 برابری بین نسلی: مسائل اصولی در تخصیص منابع اجتماعی بین این نسل و نسل بعدی . گروه سیاست اجتماعی برای پارلمان استرالیا.
  5. ^ Gosseries، A. (2008) "نظریه های عدالت بین نسلی: خلاصه". SAPIEN.S. 1 (1)
  6. ^ (2005) درک توسعه پایدار بایگانی شده در 24/05/2012 درانتشارات دانشگاه کمبریج ماشین Wayback .
  7. ^ d'Albis، Hippolyte و Ikpidi Badji (2017) "نابرابری های بین نسلی در استانداردهای زندگی در فرانسه" ، Economie et Statistique / اقتصاد و آمار ، 491-492: 71-92.
  8. a b d'Albis، Hippolyte، Ikpidi Badji، Najat El Mekkaoui and Julien Navaux (2017) "درآمد دارایی های خصوصی در فرانسه: آیا بین سال های 1979 و 2011 سهام بین نسلی شکسته شده است؟" , مجله اقتصاد پیری .
  9. ^ a b c رایس، جیمز ام، جرومی بی تمپل و پیتر اف مک دونالد (2017) "مصرف خصوصی و عمومی در سراسر نسل ها در استرالیا" ، مجله استرالیایی در مورد پیری ، 36 (4): 279-285.
  10. ^ گوتزمن، ویلیام. "تامین مالی تمدن" . viking.som.yale.edu . بایگانی شده از نسخه اصلی در 20 مارس 2018 . بازبینی شده در 14 آوریل 2018 .
  11. ^ اردوگاه توقیف کائچون
  12. ^ "WSJ" . وال استریت ژورنال . 15 فوریه 2013 . بازیابی شده در 14 آوریل 2018 - از طریق online.wsj.com.
  13. ^ توبین، جیمز. (1974) " درآمد دائمی وقف چیست؟ "
  14. ^ a b "بدهی (بیشتر) پولی است که به خود بدهکاریم" . nytimes.com . 28 دسامبر 2011 . بازبینی شده در 14 آوریل 2018 .
  15. «چه کسی بر آمریکا حکومت می کند: ثروت، درآمد و قدرت» . www2.ucsc.edu . بازبینی شده در 14 آوریل 2018 .
  16. هانتلی، جاناتان (27 ژوئیه 2010). "بدهی فدرال و خطر یک بحران مالی" . دفتر بودجه کنگره: بخش تحلیل اقتصاد کلان. بازیابی شده در 2 فوریه 2011.
  17. ^ بیکر، دین. "دیوید بروکس دوباره اغراق خود را نشان می دهد" . cepr.net . بازبینی شده در 14 آوریل 2018 .
  18. کروگمن، پل (28 مارس 2013). "نظر - فریب دادن فرزندانمان" . نیویورک تایمز . بازبینی شده در 14 آوریل 2018 .
  19. ^ ب مایکل دوران (2008). «برابری بین نسلی در اصلاح سیاست مالی». بررسی قانون مالیات. 61: 241-293
  20. گراملینگ، کارولین (1 اکتبر 2021). "کودکان 2020 ممکن است تا هفت برابر بیشتر از کودکان دهه 1960 از امواج گرمای شدید رنج ببرند . " اخبار علمی . بازبینی شده در 18 اکتبر 2021 .
  21. ^ تیری، ویم؛ لانگ، استفان؛ روگلج، جوری؛ شلئوسنر، کارل-فریدریش; گودموندسون، لوکاس؛ سنویراتنه، سونیا آی. آندریویچ، مارینا؛ فریلر، کاتیا؛ امانوئل، کری؛ گایگر، توبیاس؛ برش، دیوید ن. ژائو، نیش؛ ویلنر، سون ن. بوشنر، ماتیاس؛ Volkholz, Jan; بائر، نیکو؛ چانگ، جین فنگ؛ سیایس، فیلیپ؛ دوری، ماری؛ فرانسوا، لویی؛ گریلاکیس، مانولیس؛ گاسلینگ، سایمون ان. هاناساکی، نائوتا؛ هیکلر، توماس؛ هوبر، ورونیکا؛ ایتو، آکیهیکو؛ یاگرمایر، جوناس؛ خاباروف، نیکولای؛ کوترولیس، آریستیدیس؛ لیو، ونفنگ؛ لوتز، ولفگانگ؛ منگل، ماتیاس؛ مولر، کریستوف؛ استبرگ، سباستین؛ رییر، کریستوفر پی. استک، توبیاس؛ وادا، یوشیهیده (8 اکتبر 2021). "نابرابری های بین نسلی در مواجهه با شرایط آب و هوایی شدید" . علم . 374(6564): 158-160. doi : 10.1126/science.abi7339 . PMID  34565177 .
  22. ^ a b شارون بدر، "هزینه سازی زمین: برابری، توسعه پایدار و اقتصاد محیطی"، مجله حقوق محیط زیست نیوزلند، 4، 2000، صفحات 227-243.
  23. ^ ب بکرمن، ویلفرد. "توسعه پایدار": آیا این یک مفهوم مفید است؟ ارزش های زیست محیطی 3، شماره. 3، (1994): 191-209. doi : 10.3197/096327194776679700 .
  24. برایان بری، «پایداری و عدالت بین نسلی»، در دابسون (1999) (ویرایش) عدالت و آینده.
  25. نیکلاس وروسالیس، 'عدالت بین نسلی: یک آغازگر'، نهادها برای نسل های آینده، Gosseries، A. & I. Gonzalez (ویرایشگران)، انتشارات دانشگاه آکسفورد 2016، صفحات 49-64.
  26. Chemerinsky، Erwin (11 ژوئیه 2016). "شهروندان حق دارند برای اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی شکایت کنند" . نیویورک تایمز . بازبینی شده در 28 آوریل 2017 .
  27. جولیانا وی. ایالات متحده، اولین شکایت اصلاح شده برای امداد اعلامی و دستوری دادگاه منطقه ای ایالات متحده، ناحیه اورگان - بخش یوجین ثبت شده در 15/9/10
  28. جولیانا پنجم ایالات متحده، نظر و حکم در دادگاه منطقه ای ایالات متحده برای بخش یوجین ناحیه اورگان صادر شده 16/10/11
  29. گروبر، جاناتان (2016). مالیه عمومی و سیاست عمومی ویرایش پنجم (ج) 2016 . ماساچوست، ایالات متحده: موسسه فناوری ماساچوست. شابک 978-0716786559.
  30. ویلیان، کارولین (27 مارس 2017). "سانگ هیوپ لی در دام درآمد متوسط ​​و بحران جمعیتی در شرق آسیا". آسیا کارشناسان انجمن .
  31. دکتراستیون ک. ویسنسیل (2005) جوامع پیری و مسائل برابری بین نسلی، مجله خانواده درمانی فمینیستی، 17:3-4، 79-103، doi : 10.1300/J086v17n03_05
  32. ویلیامز، ای. (1997) "برابری بین نسلی: کاوشی در مورد استدلال "عوامل منصفانه". اقتصاد سلامت. 6 (2): 117-32.
  33. ^ O'Brein، M. (nd) نه، "آیا جبران ناپذیر است؟" اما، "آیا غیر ضروری است؟" افکاری در مورد یک محدودیت عملی برای کت و شلوارهای سهام بین نسلی. یوجین، OR: بنیاد حقوق اساسی.

ادامه مطلب [ ویرایش ]

  • بیشاپ، آر (1978) "گونه های در معرض انقراض و عدم قطعیت: اقتصاد یک حداقل استاندارد ایمن"، مجله آمریکایی اقتصاد کشاورزی ، 60 ص 10-18.
  • براون ویس، ای (1989) در عدالت به نسل های آینده: حقوق بین الملل، میراث مشترک و برابری بین نسلی. Dobbs Ferry، NY: Transitional Publishers, Inc.، برای دانشگاه ملل متحد، توکیو.
  • دالی، اچ. (1977) اقتصاد حالت پایدار: اقتصاد تعادل بیوفیزیکی و رشد اخلاقی. سانفرانسیسکو: WH Freeman and Co.
  • Frischmann, B. (2005) "برخی افکار در مورد کوتاه بینی و برابری بین نسلی" ، مجله حقوقی دانشگاه لویولا شیکاگو، 36 .
  • گلدبرگ، ام (1989) در مورد تعادل سیستمی: انعطاف پذیری و ثبات در سیستم های اجتماعی، اقتصادی و محیطی. نیویورک: پراگر.
  • Howarth, R. & Norgaard, RB (1990) "حقوق منابع بین نسلی، کارایی و بهینه اجتماعی"، اقتصاد زمین، 66 (1) p1-11.
  • Laslett, P. & Fishkin, J. (1992) عدالت بین گروه های سنی و نسل ها. نیوهیون، سی تی: انتشارات دانشگاه ییل.
  • پورتنی، پی و ویانت، جی پی (1999) تنزیل و سهام بین نسلی. واشنگتن دی سی: منابعی برای مطبوعات آینده.
  • مک‌لین، دی. «برابری بین نسلی» در وایت، جی . پلنوم پرس.
  • Sikora, RI & Barry, B. (1978) تعهدات به نسل های آینده. فیلادلفیا، PA: انتشارات دانشگاه تمپل.
  • Tabellini، G. (1991) "سیاست بازتوزیع بین نسلی"، مجله اقتصاد سیاسی، 99 (2) p335-358.
  • تامپسون، دنیس اف (2011) "نمایندگی نسل های آینده: حال سیاسی و امانتداری دموکراتیک"، در دموکراسی، برابری، و عدالت ، ویرایش. مت ماتراورز و لوکاس مایر، صفحات 17-37. شابک 978-0-415-59292-5 
  • وروسالیس، ن. (2016). "عدالت بین نسلی: آغازگر". در Gosseries and Gonzalez (2016) (ویرایش). نهادهایی برای نسل های آینده انتشارات دانشگاه آکسفورد، 49-64
  • ویس-براون، مارگارت. "فصل 12. برابری بین نسلی: چارچوب قانونی برای تغییرات جهانی محیطی" در Wiess-Brown, M. (1992) تغییرات محیطی و حقوق بین الملل: چالش ها و ابعاد جدید . انتشارات دانشگاه ملل متحد.
  • ویلتز، دی (2010). نیشگون گرفتن: چگونه بیبی بومرها آینده فرزندان خود را گرفتند و چرا باید آن را پس بدهند. لندن: کتاب آتلانتیک.

پیوندهای خارجی [ ویرایش ]