التهاب

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
التهاب
حساسیت به آنتی بیوتیک Cefaclor.JPG
علائم اصلی التهاب عبارتند از: درد، گرما، قرمزی، تورم و از دست دادن عملکرد. برخی از این شاخص ها به دلیل یک واکنش آلرژیک در اینجا قابل مشاهده است.
تخصصایمونولوژی روماتولوژی
علائمگرما، درد، قرمزی، تورم
عوارضآسم ، پنومونی ، بیماری های خود ایمنی
مدت زمانحاد چند روز مزمن تا چندین ماه یا سال
عللعفونت ، آسیب فیزیکی ، اختلال خود ایمنی

التهاب (از لاتین : inflammatio ) بخشی از پاسخ بیولوژیکی پیچیده بافت‌های بدن به محرک‌های مضر مانند پاتوژن‌ها ، سلول‌های آسیب‌دیده یا محرک‌ها است [1] و یک پاسخ محافظتی است که شامل سلول‌های ایمنی ، رگ‌های خونی و واسطه‌های مولکولی می‌شود. عملکرد التهاب از بین بردن علت اولیه آسیب سلولی، پاکسازی سلول‌های نکروزه و بافت‌های آسیب‌دیده از توهین اولیه و فرآیند التهابی و شروع ترمیم بافت است.

پنج علامت اصلی عبارتند از: گرما، درد، قرمزی، تورم و از دست دادن عملکرد (لاتین calor ، dolor ، rubor ، تومور ، و functio laesa ). [1] التهاب یک پاسخ عمومی است و به همین دلیل در مقایسه با ایمنی تطبیقی ​​که برای هر پاتوژن خاص است، به عنوان مکانیسم ایمنی ذاتی در نظر گرفته می شود. [2]التهاب خیلی کم می تواند منجر به تخریب پیشرونده بافت توسط محرک های مضر (به عنوان مثال باکتری) شود و بقای ارگانیسم را به خطر بیندازد. در مقابل، التهاب بیش از حد، به شکل التهاب مزمن، با بیماری های مختلفی مانند تب یونجه ، بیماری پریودنتال ، تصلب شرایین و آرتروز همراه است.

التهاب را می توان به دو دسته حاد یا مزمن طبقه بندی کرد. التهاب حاد پاسخ اولیه بدن به محرک های مضر است و با افزایش حرکت پلاسما و لکوسیت ها (به ویژه گرانولوسیت ها ) از خون به بافت های آسیب دیده به دست می آید. مجموعه ای از رویدادهای بیوشیمیایی باعث انتشار و بلوغ پاسخ التهابی می شود که شامل سیستم عروقی محلی ، سیستم ایمنی و سلول های مختلف در بافت آسیب دیده می شود. التهاب طولانی مدت، که به عنوان التهاب مزمن شناخته می شود ، منجر به تغییر تدریجی نوع سلول های موجود در محل التهاب، مانند سلول های تک هسته ای می شود .، و با تخریب و بهبود همزمان بافت از فرآیند التهابی مشخص می شود.

بر اساس نوع سیتوکین ها و سلول های T کمکی (Th1 و Th2) التهاب نیز به عنوان نوع 1 و نوع 2 طبقه بندی شده است . [3]

التهاب مترادف عفونت نیست. عفونت تعامل بین عمل تهاجم میکروبی و واکنش واکنش التهابی بدن را توصیف می‌کند - این دو جزء در هنگام بحث درباره عفونت با هم در نظر گرفته می‌شوند و این کلمه برای دلالت بر یک علت تهاجمی میکروبی برای واکنش التهابی مشاهده‌شده استفاده می‌شود. از سوی دیگر، التهاب صرفاً پاسخ ایمنی عروقی بدن را توصیف می کند - علت هر چه باشد. اما به دلیل اینکه چقدر این دو با هم ارتباط دارند ، کلماتی که به پسوند -itis (که به التهاب اشاره دارد) ختم می‌شوند، گاهی اوقات به‌طور غیررسمی به عنوان اشاره به عفونت توصیف می‌شوند. به عنوان مثال، کلمه اورتریت صرفاً به معنای "التهاب مجرای ادرار" است، اما بالینیارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی معمولاً اورتریت را به عنوان یک عفونت مجرای ادرار در نظر می گیرند زیرا تهاجم میکروبی مجرای ادرار شایع ترین علت اورتریت است.

با این حال، تمایز التهاب-عفونت برای موقعیت‌هایی در پاتولوژی و تشخیص پزشکی که التهاب ناشی از تهاجم میکروبی نیست، مانند موارد آترواسکلروز ، تروما ، ایسکمی ، و بیماری‌های خودایمنی (از جمله حساسیت نوع III ) بسیار مهم می‌شود.

علل

فیزیکی:

بیولوژیکی:

شیمیایی: [4]

روانشناسی:

انواع

مقایسه التهاب حاد و مزمن:
حاد مزمن
عامل ایجاد کننده پاتوژن های باکتریایی، بافت های آسیب دیده التهاب حاد مداوم ناشی از پاتوژن های تجزیه ناپذیر، عفونت ویروسی، اجسام خارجی مداوم یا واکنش های خودایمنی
سلول های اصلی درگیر نوتروفیل ها (در درجه اول)، بازوفیل ها (پاسخ التهابی)، و ائوزینوفیل ها (واکنش به کرم ها و انگل های کرمی)، سلول های تک هسته ای (مونوسیت ها، ماکروفاژها) سلول های تک هسته ای (مونوسیت ها، ماکروفاژها، لنفوسیت ها، سلول های پلاسما)، فیبروبلاست ها
واسطه های اولیه آمین های وازواکتیو، ایکوزانوئیدها IFN-γ و سایر سایتوکاین ها، فاکتورهای رشد، گونه های فعال اکسیژن، آنزیم های هیدرولیتیک
شروع فوری با تاخیر
مدت زمان چند روز تا چندین ماه یا سال
عواقب رفع، تشکیل آبسه، التهاب مزمن تخریب بافت، فیبروز، نکروز

حاد

التهاب حاد بلافاصله پس از آسیب رخ می دهد و تنها چند روز طول می کشد. [7] سیتوکین ها و کموکاین ها مهاجرت نوتروفیل ها و ماکروفاژها را به محل التهاب تحریک می کنند. [7] پاتوژن ها، آلرژن ها، سموم، سوختگی ها و سرمازدگی برخی از علل معمول التهاب حاد هستند. [7] گیرنده های شبه تلفن (TLRs) پاتوژن های میکروبی را تشخیص می دهند. [7] التهاب حاد می تواند یک مکانیسم دفاعی برای محافظت از بافت ها در برابر آسیب باشد. [۷] التهابی که ۲ تا ۶ هفته طول می‌کشد، التهاب تحت حاد نامیده می‌شود. [7] [8]

مزمن

التهاب مزمن التهابی است که ماه ها یا سال ها طول می کشد. [8] ماکروفاژها، لنفوسیت‌ها و سلول‌های پلاسما در التهاب مزمن غالب هستند، برخلاف نوتروفیل‌هایی که در التهاب حاد غالب هستند. [8] دیابت ، بیماری قلبی عروقی ، آلرژی ، و بیماری مزمن انسدادی ریه (COPD) نمونه‌هایی از بیماری‌هایی هستند که با واسطه التهاب مزمن ایجاد می‌شوند. [8] چاقی ، سیگار کشیدن، استرس، رژیم غذایی ناکافی و رژیم غذایی نامناسب برخی از عواملی هستند که باعث التهاب مزمن می شوند. [8]یک مطالعه در سال 2014 گزارش داد که 60٪ از آمریکایی ها حداقل یک بیماری التهابی مزمن داشتند، در حالی که 42٪ بیش از یک بیماری داشتند. [8]

نشانه های اصلی

علائم و نشانه های کلاسیک التهاب حاد: [الف]
انگلیسی لاتین
سرخی روبور
تورم تومور
حرارت کالری
درد دولور
از دست دادن عملکرد Functio laesa [b]

التهاب حاد یک فرآیند کوتاه مدت است که معمولاً در عرض چند دقیقه یا چند ساعت ظاهر می شود و با حذف محرک آسیب رسان شروع به متوقف شدن می کند. [11] این شامل یک واکنش بسیج هماهنگ و سیستمیک به صورت موضعی از میانجی‌های مختلف ایمنی، غدد درون ریز و عصبی التهاب حاد است. در یک پاسخ سالم طبیعی، فعال می شود، پاتوژن را پاک می کند و فرآیند ترمیم را آغاز می کند و سپس متوقف می شود. [12] با پنج علامت اصلی مشخص می شود : [13]

نام های سنتی علائم التهاب از لاتین آمده است:

چهار مورد اول (علائم کلاسیک) توسط سلسوس (حدود 30 قبل از میلاد تا 38 پس از میلاد) توصیف شد، [15] در حالی که احتمالاً جالینوس بعداً از دست دادن عملکرد اضافه شد . [16] با این حال، اضافه شدن این علامت پنجم نیز به توماس سیدنهام [17] و ویرچو نسبت داده شده است. [11] [13]

قرمزی و گرما به دلیل افزایش جریان خون در دمای مرکزی بدن به محل ملتهب است. تورم ناشی از تجمع مایع است. درد ناشی از ترشح مواد شیمیایی مانند برادی کینین و هیستامین است که انتهای عصب را تحریک می کند. از دست دادن عملکرد دلایل متعددی دارد. [13]

التهاب حاد ریه (معمولاً در پاسخ به ذات الریه ) باعث درد نمی شود مگر اینکه التهاب پلور جداری را درگیر کند که دارای انتهای عصبی حساس به درد است . [13]

فرآیند حاد

فلوچارتی که رویدادهای التهاب حاد را نشان می دهد. [18]
میکروگراف نشان دهنده بافت دانه بندی است. لکه H&E .

فرآیند التهاب حاد توسط سلول‌های ایمنی ساکن در بافت درگیر، عمدتاً ماکروفاژهای ساکن ، سلول‌های دندریتیک ، هیستوسیت‌ها ، سلول‌های کوپفر و ماست سل‌ها آغاز می‌شود . این سلول‌ها گیرنده‌های سطحی به نام گیرنده‌های تشخیص الگو (PRRs) دارند که دو زیر کلاس مولکول را می‌شناسند: الگوهای مولکولی مرتبط با پاتوژن (PAMPs) و الگوهای مولکولی مرتبط با آسیب (DAMPs). PAMP ها ترکیباتی هستند که با پاتوژن های مختلف مرتبط هستند، اما از مولکول های میزبان قابل تشخیص هستند. DAMP ها ترکیباتی هستند که با آسیب های مربوط به میزبان و آسیب سلولی مرتبط هستند.

در شروع عفونت، سوختگی یا آسیب های دیگر، این سلول ها فعال می شوند (یکی از PRR ها PAMP یا DAMP را تشخیص می دهد) و واسطه های التهابی مسئول علائم بالینی التهاب را آزاد می کنند. اتساع عروق و در نتیجه افزایش جریان خون باعث قرمزی ( سایش ) و افزایش گرما ( کالری ) می شود. افزایش نفوذپذیری عروق خونی منجر به ترشح (نشت) پروتئین های پلاسما و مایع به داخل بافت ( ادم ) می شود که خود را به صورت تورم ( تومور ) نشان می دهد. برخی از واسطه های آزاد شده مانند برادی کینین حساسیت به درد را افزایش می دهند ( پردردی ، دلور ).). مولکول‌های واسطه همچنین رگ‌های خونی را تغییر می‌دهند تا اجازه مهاجرت لکوسیت‌ها، عمدتاً نوتروفیل‌ها و ماکروفاژها را برای خروج از رگ‌های خونی (برون‌روی) و به داخل بافت فراهم کنند. نوتروفیل ها در امتداد شیب کموتاکتیک ایجاد شده توسط سلول های محلی برای رسیدن به محل آسیب مهاجرت می کنند. [11] از دست دادن عملکرد ( functio laesa ) احتمالاً نتیجه یک رفلکس عصبی در پاسخ به درد است.

علاوه بر واسطه های مشتق شده از سلول، چندین سیستم آبشاری بیوشیمیایی بدون سلول - متشکل از پروتئین های پلاسما از پیش ساخته شده - به موازات شروع و انتشار پاسخ التهابی عمل می کنند. اینها شامل سیستم کمپلمان فعال شده توسط باکتری ها و سیستم های انعقاد و فیبرینولیز فعال شده توسط نکروز (مانند سوختگی، تروما) می شود. [11]

التهاب حاد ممکن است به عنوان اولین خط دفاع در برابر آسیب در نظر گرفته شود. پاسخ التهابی حاد برای تداوم نیاز به تحریک مداوم دارد. واسطه های التهابی کوتاه مدت هستند و به سرعت در بافت تخریب می شوند. از این رو، پس از برداشته شدن محرک، التهاب حاد شروع به متوقف شدن می کند. [11]

جزء عروقی

اتساع عروق و افزایش نفوذپذیری

همانطور که تعریف شد، التهاب حاد یک پاسخ ایمنی عروقی به محرک های التهابی است. این بدان معنی است که التهاب حاد را می توان به طور کلی به یک فاز عروقی تقسیم کرد که ابتدا رخ می دهد و سپس یک فاز سلولی شامل سلول های ایمنی (به طور خاص گرانولوسیت های میلوئیدی در شرایط حاد) رخ می دهد. جزء عروقی التهاب حاد شامل حرکت مایع پلاسما ، حاوی پروتئین های مهم مانند فیبرین و ایمونوگلوبولین ها ( آنتی بادی ها ) به داخل بافت ملتهب است.

در تماس با PAMP، ماکروفاژهای بافتی و ماستوسیت ها آمین های وازواکتیو مانند هیستامین و سروتونین و همچنین ایکوزانوئیدهایی مانند پروستاگلاندین E2 و لکوترین B4 را برای بازسازی عروق محلی آزاد می کنند. ماکروفاژها و سلول های اندوتلیال اکسید نیتریک آزاد می کنند. این واسطه‌ها رگ‌های خونی را گشاد می‌کنند و نفوذپذیر می‌کنند، که منجر به توزیع خالص پلاسمای خون از رگ به فضای بافت می‌شود. افزایش تجمع مایع در بافت باعث تورم آن می شود ( ادم). این مایع بافتی تراوش شده حاوی واسطه‌های ضد میکروبی مختلف از پلاسما مانند کمپلمان ، لیزوزیم ، آنتی‌بادی‌ها است که می‌تواند بلافاصله به میکروب‌ها آسیب برساند و میکروب‌ها را برای آماده‌سازی فاز سلولی اپسونیز کند. اگر محرک التهابی یک زخم پارگی باشد، پلاکت‌های بیرون زده ، منعقد کننده‌ها ، پلاسمین و کینین‌ها می‌توانند ناحیه زخمی را لخته کرده و در اولین مرحله هموستاز را ایجاد کنند. این واسطه های انعقادی همچنین یک چارچوب مرحله بندی ساختاری در محل بافت التهابی به شکل یک شبکه فیبرین فراهم می کنند - همانطور که ساختداربست در یک محل ساخت و ساز - به منظور کمک به دبریدمان فاگوسیتیک و ترمیم زخم بعداً. مقداری از مایع بافت خارج شده نیز توسط غدد لنفاوی به غدد لنفاوی منطقه هدایت می‌شود و باکتری‌ها را در امتداد شستشو می‌دهد تا مرحله شناسایی و حمله سیستم ایمنی تطبیقی ​​را آغاز کند .

ناخن فرورفته عفونی که قرمزی و تورم مشخص مرتبط با التهاب حاد را نشان می دهد

التهاب حاد با تغییرات عروقی مشخص، از جمله اتساع عروق ، افزایش نفوذپذیری و افزایش جریان خون مشخص می شود، که توسط اعمال واسطه های التهابی مختلف ایجاد می شود. اتساع عروق ابتدا در سطح شریان رخ می دهد، به سطح مویرگی پیش می رود و باعث افزایش خالص در مقدار خون موجود می شود و باعث قرمزی و گرمای التهاب می شود. افزایش نفوذپذیری عروق منجر به حرکت پلاسما به داخل بافت ها می شود و در نتیجه ایستایی ناشی از افزایش غلظت سلول ها در خون - وضعیتی که با عروق بزرگ مملو از سلول ها مشخص می شود. استاز به لکوسیت ها اجازه می دهدحاشیه (حرکت) در امتداد اندوتلیوم ، فرآیندی که برای جذب آنها در بافت ها حیاتی است. جریان طبیعی خون از این امر جلوگیری می کند، زیرا نیروی برشی در امتداد حاشیه رگ ها سلول های خون را به سمت وسط رگ حرکت می دهد.

سیستم های آبشاری پلاسما

  • هنگامی که سیستم کمپلمان فعال می شود، آبشاری از واکنش های شیمیایی ایجاد می کند که باعث افزایش اپسونیزاسیون ، کموتاکسی و آگلوتیناسیون می شود و MAC را تولید می کند .
  • سیستم کینین پروتئین هایی تولید می کند که قادر به حفظ اتساع عروق و سایر اثرات التهابی فیزیکی هستند.
  • سیستم انعقادی یا آبشار لخته شدن ، که یک شبکه پروتئینی محافظ را بر روی محل‌های آسیب تشکیل می‌دهد.
  • سیستم فیبرینولیز که در تقابل با سیستم انعقادی عمل می کند ، برای متعادل کردن لخته شدن خون و تولید چندین واسطه التهابی دیگر عمل می کند.

واسطه های مشتق شده از پلاسما

* فهرست غیر جامع

نام تولید شده توسط شرح
برادی کینین سیستم کینین یک پروتئین وازواکتیو که قادر به القای اتساع عروق، افزایش نفوذپذیری عروق، انقباض عضلات صاف و القای درد است.
C3 سیستم مکمل برای تولید C3a و C3b می شکافد . C3a آزادسازی هیستامین توسط ماست سل ها را تحریک می کند و در نتیجه باعث اتساع عروق می شود. C3b قادر است به دیواره سلولی باکتری متصل شود و به عنوان یک اپسونین عمل کند که مهاجم را به عنوان هدف فاگوسیتوز مشخص می کند.
C5a سیستم مکمل ترشح هیستامین توسط ماست سل ها را تحریک می کند و در نتیجه باعث اتساع عروق می شود. همچنین می‌تواند به عنوان یک شیمی‌جذب عمل کند تا سلول‌ها را از طریق کموتاکسی به محل التهاب هدایت کند.
فاکتور دوازدهم ( عامل هاگمن ) کبد پروتئینی که به طور غیر فعال در گردش است، تا زمانی که توسط کلاژن، پلاکت ها یا غشای پایه در معرض از طریق تغییرات ساختاری فعال شود . هنگامی که فعال می شود، به نوبه خود می تواند سه سیستم پلاسمایی درگیر در التهاب را فعال کند: سیستم کینین، سیستم فیبرینولیز و سیستم انعقادی.
مجتمع حمله غشایی سیستم مکمل مجموعه ای از پروتئین های مکمل C5b ، C6 ، C7 ، C8 و چندین واحد از C9 . ترکیب و فعال شدن این طیف از پروتئین های مکمل ، کمپلکس حمله غشایی را تشکیل می دهد که قادر است به دیواره سلولی باکتری وارد شود و باعث لیز سلولی و در نتیجه مرگ باکتری شود.
پلاسمین سیستم فیبرینولیز قادر به شکستن لخته های فیبرین، شکافتن پروتئین C3 مکمل و فعال کردن فاکتور XII.
ترومبین سیستم انعقادی فیبرینوژن پروتئین محلول پلاسما را می شکند و فیبرین نامحلول تولید می کند که برای تشکیل لخته خون جمع می شود . ترومبین همچنین می تواند از طریق گیرنده PAR1 به سلول ها متصل شود تا چندین پاسخ التهابی دیگر مانند تولید کموکاین ها و اکسید نیتریک را تحریک کند .

جزء سلولی

جزء سلولی شامل لکوسیت‌ها می‌شود که معمولاً در خون قرار دارند و برای کمک به التهاب باید از طریق برون‌وازاسیون به داخل بافت ملتهب حرکت کنند . برخی به عنوان فاگوسیت عمل می کنند ، باکتری ها، ویروس ها و بقایای سلولی را می بلعند. برخی دیگر گرانول های آنزیمی آزاد می کنند که به مهاجمان بیماری زا آسیب می زند. لکوسیت ها همچنین واسطه های التهابی را آزاد می کنند که پاسخ التهابی را ایجاد و حفظ می کنند. به طور کلی، التهاب حاد توسط گرانولوسیت ها واسطه می شود ، در حالی که التهاب مزمن توسط سلول های تک هسته ای مانند مونوسیت ها و لنفوسیت ها ایجاد می شود .

برون خونی لکوسیت

نوتروفیل ها از طریق کموتاکسی از عروق خونی به بافت آلوده مهاجرت می کنند، جایی که پاتوژن ها را از طریق فاگوسیتوز و دگرانولاسیون حذف می کنند.
التهاب فرآیندی است که طی آن گلبول‌های سفید خون و موادی که تولید می‌کنند از ما در برابر عفونت با ارگانیسم‌های خارجی مانند باکتری‌ها و ویروس‌ها محافظت می‌کنند. سلول‌های سفید خون (فاگوسیت‌ها) یک پاسخ ایمنی غیراختصاصی هستند، به این معنی که به هر جسم خارجی حمله می‌کنند. با این حال، در برخی از بیماری‌ها، مانند آرتریت، سیستم دفاعی بدن، هنگامی که هیچ مهاجم خارجی برای مبارزه وجود نداشته باشد، سیستم ایمنی واکنش التهابی را تحریک می‌کند. در این بیماری‌ها که بیماری‌های خودایمنی نامیده می‌شوند، سیستم ایمنی معمولاً محافظ بدن باعث آسیب به بافت‌های خود می‌شود. بدن به گونه‌ای پاسخ می‌دهد که گویی بافت‌های طبیعی عفونی شده یا به نوعی غیرطبیعی هستند.

لکوسیت های مختلف ، به ویژه نوتروفیل ها، در شروع و حفظ التهاب نقش مهمی دارند. این سلول ها باید بتوانند از محل معمول خود در خون به محل آسیب حرکت کنند، بنابراین مکانیسم هایی برای جذب و هدایت لکوسیت ها به محل مناسب وجود دارد. فرآیند حرکت لکوسیت ها از خون به بافت ها از طریق رگ های خونی به عنوان اکستروازاسیون شناخته می شود و می تواند به طور کلی به چند مرحله تقسیم شود:

  1. حاشیه لکوسیت ها و چسبندگی اندوتلیال: گلبول های سفید خون در داخل رگ ها که معمولا در مرکز قرار دارند به سمت دیواره رگ ها حرکت می کنند. [19] ماکروفاژهای فعال شده در بافت، سیتوکین‌هایی مانند IL-1 و TNFα را آزاد می‌کنند که به نوبه خود منجر به تولید کموکاین‌هایی می‌شود که به پروتئوگلیکان‌ها متصل می‌شوند و گرادیان تشکیل می‌دهند در بافت ملتهب و در امتداد دیواره اندوتلیال . سیتوکین های التهابی بیان فوری P- سلکتین را القا می کنندبر روی سطوح سلول های اندوتلیال و P-selectin ضعیف به لیگاندهای کربوهیدرات روی سطح لکوسیت ها متصل می شود و باعث می شود که آنها در امتداد سطح اندوتلیال با ایجاد و شکسته شدن پیوندها "غلط" کنند. سیتوکین های آزاد شده از سلول های آسیب دیده بیان E- selectin را در سلول های اندوتلیال القا می کنند که عملکردی مشابه با P-selectin دارد. سیتوکین ها همچنین بیان لیگاندهای اینتگرین مانند ICAM-1 و VCAM-1 را بر روی سلول های اندوتلیال القا می کنند که واسطه چسبندگی و کاهش بیشتر لکوسیت ها هستند. این لکوسیت‌های با اتصال ضعیف در صورت عدم فعال شدن توسط کموکاین‌های تولید شده در بافت آسیب دیده پس از انتقال سیگنال از طریق گیرنده‌های مرتبط با پروتئین G، آزاد می‌شوند.که اینتگرین ها را روی سطح لکوسیت برای چسبندگی محکم فعال می کند. چنین فعال‌سازی میل گیرنده‌های اینتگرین متصل به ICAM-1 و VCAM-1 را در سطح سلول‌های اندوتلیال افزایش می‌دهد و لکوسیت‌ها را محکم به اندوتلیوم متصل می‌کند.
  2. مهاجرت از طریق اندوتلیوم، که به عنوان انتقال شناخته می شود ، از طریق فرآیند دیاپدزیس : شیب کموکاین، لکوسیت های چسبیده را تحریک می کند تا بین سلول های اندوتلیال مجاور حرکت کنند. سلول های اندوتلیال جمع می شوند و لکوسیت ها از طریق غشای پایه به بافت اطراف با استفاده از مولکول های چسبنده مانند ICAM-1 عبور می کنند. [19]
  3. حرکت لکوسیت ها در داخل بافت از طریق کموتاکسی : لکوسیت هایی که به بین بافتی می رسند از طریق اینتگرین های بیان شده و CD44 به پروتئین های ماتریکس خارج سلولی متصل می شوند تا از خروج آنها از محل جلوگیری کنند. انواع مولکول‌ها مانند C3a یا C5 مانند C3a یا C5 مانند شیمی‌کشنده عمل می‌کنند و باعث می‌شوند که لکوسیت‌ها در امتداد شیب کموتاکتیک به سمت منبع التهاب حرکت کنند.

فاگوسیتوز

نوتروفیل های خارج شده در فاز سلولی با میکروب های بافت ملتهب در تماس هستند. فاگوسیت ها گیرنده های تشخیص الگوی اندوسیتی سطح سلولی (PRRs) را بیان می کنند که میل و کارایی در برابر الگوهای مولکولی مرتبط با میکروب غیر اختصاصی (PAMPs) دارند. بیشتر PAMPهایی که به PRR های اندوسیتی متصل می شوند و فاگوسیتوز را آغاز می کنند، اجزای دیواره سلولی هستند، از جمله کربوهیدرات های پیچیده مانند مانان ها و بتا گلوکان ها، لیپوپلی ساکاریدها (LPS)، پپتیدوگلیکان ها و پروتئین های سطحی. PRR های اندوسیتی روی فاگوسیت ها این الگوهای مولکولی را با لکتین نوع C منعکس می کنند.گیرنده هایی که به مانان ها و β-گلوکان ها متصل می شوند و گیرنده های پاک کننده که به LPS متصل می شوند.

پس از اتصال PRR درون سلولی، بازآرایی اسکلت سلولی اکتین - میوزین در مجاورت غشای پلاسمایی رخ می دهد به گونه ای که غشای پلاسمایی حاوی کمپلکس PRR-PAMP و میکروب را اندوسیتوز می کند. مسیرهای سیگنالینگ فسفاتیدیلینوزیتول و Vps34 - Vps15 - Beclin1 برای انتقال فاگوزوم اندوسیتوز شده به لیزوزوم های داخل سلولی نقش دارند ، جایی که ادغام فاگوزوم و لیزوزوم یک فاگولیزوزوم تولید می کند. گونه‌های فعال اکسیژن ، سوپراکسیدها و سفیدکننده‌های هیپوکلریت موجود در فاگولیزوزوم‌ها، میکروب‌های داخل فاگوسیت را از بین می‌برند .

اثر فاگوسیتیک را می توان با اپسونیزاسیون افزایش داد . مکمل C3b مشتق شده از پلاسما و آنتی بادی هایی که در طول فاز عروقی به بافت ملتهب تراوش می کنند، به آنتی ژن های میکروبی متصل شده و آنها را می پوشانند. فاگوسیت‌ها همچنین گیرنده‌های اپسونین Fc و گیرنده 1 مکمل (CR1) را که به ترتیب به آنتی‌بادی‌ها و C3b متصل می‌شوند، مانند PRR‌های درون‌سیتی ، بیان می‌کنند. تحریک همزمان PRR اندوسیتی و گیرنده اپسونین، کارایی فرآیند فاگوسیتی را افزایش می‌دهد و حذف لیزوزومی عامل عفونی را افزایش می‌دهد.

واسطه های مشتق از سلول

* فهرست غیر جامع

نام تایپ کنید منبع شرح
گرانول لیزوزوم آنزیم ها گرانولوسیت ها این سلول ها حاوی انواع زیادی از آنزیم ها هستند که تعدادی عملکرد را انجام می دهند. بسته به محتویات گرانول‌ها را می‌توان به‌عنوان خاص یا آزوروفیل طبقه‌بندی کرد و می‌توانند تعدادی از مواد را تجزیه کنند، که برخی از آنها ممکن است پروتئین‌های مشتق شده از پلاسما باشند که به این آنزیم‌ها اجازه می‌دهند به عنوان واسطه‌های التهابی عمل کنند.
GM-CSF گلیکوپروتئین ماکروفاژها، مونوسیت ها، سلول های T، سلول های B و سلول های ساکن بافت نشان داده شده است که افزایش GM-CSF به التهاب در آرتریت التهابی ، استئوآرتریت ، کولیت آسم ، چاقی و COVID-19 کمک می کند.
هیستامین مونوآمین ماست سل ها و بازوفیل ها هیستامین در گرانول های از پیش ساخته شده در پاسخ به تعدادی از محرک ها آزاد می شود. باعث اتساع شریان ها، افزایش نفوذپذیری وریدی و طیف گسترده ای از اثرات اختصاصی اندام می شود.
IFN-γ سیتوکین سلول های T، سلول های NK خواص ضد ویروسی، تنظیم کننده ایمنی و ضد تومور. این اینترفرون در ابتدا فاکتور فعال کننده ماکروفاژ نامیده می شد و به ویژه در حفظ التهاب مزمن مهم است.
IL-6 سیتوکین و میوکین ماکروفاژها، استئوبلاست‌ها، سلول‌های چربی و سلول‌های ماهیچه صاف (سیتوکین) سلول‌های ماهیچه‌ای اسکلتی (میوکین) سیتوکین پیش التهابی که توسط ماکروفاژها در پاسخ به الگوهای مولکولی مرتبط با پاتوژن (PAMPs) ترشح می شود. سیتوکین پیش التهابی که توسط سلول های چربی ترشح می شود، به ویژه در چاقی. میوکین ضد التهابی که توسط سلول‌های ماهیچه‌ای اسکلتی در پاسخ به ورزش ترشح می‌شود.
IL-8 کموکاین در درجه اول ماکروفاژها فعال سازی و جذب شیمیایی نوتروفیل ها با اثر ضعیف بر مونوسیت ها و ائوزینوفیل ها.
لوکوترین B4 ایکوزانوئید لکوسیت ها، سلول های سرطانی قادر به واسطه چسبندگی و فعال شدن لکوسیت ها است و به آنها اجازه می دهد به اندوتلیوم متصل شوند و در سراسر آن مهاجرت کنند. در نوتروفیل‌ها، همچنین یک شیمی‌جذب قوی است و می‌تواند باعث ایجاد گونه‌های فعال اکسیژن و آزادسازی آنزیم‌های لیزوزومی توسط این سلول‌ها شود.
LTC4 ، LTD4 ایکوزانوئید ائوزینوفیل ها ، ماست سل ها ، ماکروفاژها این سه لوکوترین حاوی سیستئین ، مجاری هوایی ریه را منقبض می‌کنند، نفوذپذیری میکروواسکولار را افزایش می‌دهند، ترشح مخاط را تحریک می‌کنند و التهاب مبتنی بر ائوزینوفیل را در ریه، پوست، بینی، چشم و سایر بافت‌ها تحریک می‌کنند.
5-oxo-eicosatetraenoic اسید ایکوزانوئید لکوسیت ها ، سلول های سرطانی محرک قوی کموتاکسی نوتروفیل، آزادسازی آنزیم لیزوزوم، و تشکیل گونه های اکسیژن فعال. کموتاکسی مونوسیت؛ و با کموتاکسی ائوزینوفیل، آزادسازی آنزیم لیزوزوم، و تشکیل گونه‌های اکسیژن فعال.
5-HETE ایکوزانوئید لکوسیت ها پیش ساز متابولیک اسید 5-Oxo-eicosatetraenoic، محرک کمتری برای کموتاکسی نوتروفیل ها، آزادسازی آنزیم لیزوزوم و تشکیل گونه های فعال اکسیژن است. کموتاکسی مونوسیت؛ و کموتاکسی ائوزینوفیل، آزادسازی آنزیم لیزوزوم، و تشکیل گونه‌های فعال اکسیژن.
پروستاگلاندین ها ایکوزانوئید ماست سل ها گروهی از لیپیدها که می توانند باعث اتساع عروق، تب و درد شوند.
اکسید نیتریک گاز محلول ماکروفاژها، سلول های اندوتلیال، برخی نورون ها گشاد کننده عروق قوی، عضلات صاف را شل می کند، تجمع پلاکتی را کاهش می دهد، به جذب لکوسیت کمک می کند، فعالیت ضد میکروبی مستقیم در غلظت های بالا.
TNF-α و IL-1 سیتوکینها در درجه اول ماکروفاژها هر دو بر طیف گسترده ای از سلول ها تأثیر می گذارند تا بسیاری از واکنش های التهابی مشابه را القا کنند: تب، تولید سیتوکین ها، تنظیم ژن اندوتلیال، کموتاکسی، چسبندگی لکوسیت ها، فعال شدن فیبروبلاست ها . مسئول اثرات سیستمیک التهاب، مانند کاهش اشتها و افزایش ضربان قلب است. TNF-α تمایز استئوبلاست را مهار می کند.
تریپتاز آنزیم ها ماست سل ها اعتقاد بر این است که این پروتئاز سرین منحصراً در ماست سل ها ذخیره می شود و همراه با هیستامین در طول فعال سازی ماست سل ترشح می شود. [20] [21] [22]

الگوهای مورفولوژیک

الگوهای خاصی از التهاب حاد و مزمن در شرایط خاصی که در بدن ایجاد می شود، مانند زمانی که التهاب در سطح اپیتلیال رخ می دهد ، یا باکتری های پیوژنیک درگیر می شوند، دیده می شود.

  • التهاب گرانولوماتوز: با تشکیل گرانولوم مشخص می شود ، آنها نتیجه تعداد محدود اما متنوعی از بیماری ها هستند که از جمله آنها می توان به سل ، جذام ، سارکوئیدوز و سیفلیس اشاره کرد.
  • التهاب فیبرینی: التهابی که منجر به افزایش زیاد نفوذپذیری عروقی می‌شود، به فیبرین اجازه می‌دهد از رگ‌های خونی عبور کند. اگر یک محرک پیش انعقاد مناسب ، مانند سلول های سرطانی وجود داشته باشد، [11] یک اگزودای فیبرینی رسوب می کند. این معمولاً در حفره‌های سروزی دیده می‌شود ، جایی که تبدیل اگزودای فیبرین به یک اسکار می‌تواند بین غشاهای سروزی رخ دهد و عملکرد آنها را محدود کند. رسوب گاهی اوقات یک ورقه شبه غشایی را تشکیل می دهد. در هنگام التهاب روده ( کولیت کاذب غشایی )، لوله های کاذب غشایی می توانند تشکیل شوند.
  • التهاب چرکی : التهابی که منجر به ایجاد مقدار زیادی چرک می شود که از نوتروفیل ها، سلول های مرده و مایع تشکیل شده است. عفونت توسط باکتری های پیوژنیک مانند استافیلوکوک ها از ویژگی های این نوع التهاب است. به مجموعه‌های بزرگ و موضعی چرک محصور در بافت‌های اطراف، آبسه می‌گویند .
  • التهاب سروزی: با ترشح فراوان مایع سروزی غیر چسبناک مشخص می شود که معمولاً توسط سلول های مزوتلیال غشاهای سروزی تولید می شود ، اما ممکن است از پلاسمای خون مشتق شود. تاول های پوستی نمونه ای از این الگوی التهاب هستند.
  • التهاب اولسراتیو: التهابی که در نزدیکی اپیتلیوم رخ می دهد می تواند منجر به از بین رفتن نکروزه بافت از سطح شود و لایه های زیرین را در معرض دید قرار دهد. حفاری بعدی در اپیتلیوم به عنوان زخم شناخته می شود .

اختلالات

آسم یک اختلال ناشی از التهاب در نظر گرفته می شود. در سمت راست یک راه هوایی ملتهب به دلیل آسم وجود دارد.
کولیت (التهاب کولون) ناشی از بیماری کرون.

ناهنجاری های التهابی گروه بزرگی از اختلالات هستند که زمینه ساز انواع وسیعی از بیماری های انسانی هستند. سیستم ایمنی اغلب با اختلالات التهابی درگیر است، همانطور که در واکنش های آلرژیک و برخی از میوپاتی ها نشان داده شده است ، با بسیاری از اختلالات سیستم ایمنی که منجر به التهاب غیر طبیعی می شود. بیماری های غیر ایمنی با منشاء علت در فرآیندهای التهابی شامل سرطان، آترواسکلروز و بیماری ایسکمیک قلب هستند . [11]

نمونه هایی از اختلالات مرتبط با التهاب عبارتند از:

آترواسکلروز

آترواسکلروز که قبلاً به عنوان یک بیماری ذخیره چربی بی مزه در نظر گرفته می شد، در واقع شامل یک پاسخ التهابی مداوم است. پیشرفت‌های اخیر در علوم پایه نقش اساسی التهاب را در میانجیگری تمام مراحل آترواسکلروز از شروع تا پیشرفت و در نهایت عوارض ترومبوتیک ناشی از آن ایجاد کرده است. این یافته‌های جدید پیوندهای مهمی بین عوامل خطر و مکانیسم‌های آتروژنز ایجاد می‌کنند. مطالعات بالینی نشان داده است که این بیولوژی در حال ظهور التهاب در آترواسکلروز مستقیماً در مورد بیماران انسانی اعمال می شود. افزایش نشانگرهای التهاب، مستقل از آسیب میوکارد، پیامدهای بیماران مبتلا به سندرم حاد کرونری را پیش بینی می کند. علاوه بر این، التهاب مزمن با درجه پایین، همانطور که با سطوح نشانگر التهابی نشان داده می شودپروتئین واکنشی C به طور آینده نگر خطر عوارض آترواسکلروتیک را تعریف می کند، بنابراین به اطلاعات پیش آگهی ارائه شده توسط عوامل خطر سنتی اضافه می کند. علاوه بر این، درمان‌های خاصی که خطر عروق کرونر را کاهش می‌دهند، التهاب را نیز محدود می‌کنند. در مورد کاهش چربی با استاتین ها، به نظر نمی رسد اثر ضد التهابی با کاهش سطح لیپوپروتئین با چگالی کم ارتباط داشته باشد. این بینش های جدید در مورد التهاب به علت آترواسکلروز، و کاربردهای بالینی عملی در طبقه بندی خطر و هدف قرار دادن درمان برای آترواسکلروز کمک می کند. [23]

آلرژی

یک واکنش آلرژیک، که به طور رسمی به عنوان حساسیت نوع 1 شناخته می شود ، نتیجه یک پاسخ ایمنی نامناسب است که باعث التهاب، اتساع عروق و تحریک عصبی می شود. یک مثال متداول تب یونجه است که در اثر واکنش حساسیت بیش از حد ماست سل ها به آلرژن ها ایجاد می شود . ماست سل های از پیش حساس شده با گرانوله شدن واکنش نشان می دهند و مواد شیمیایی وازواکتیو مانند هیستامین آزاد می کنند. این مواد شیمیایی یک پاسخ التهابی بیش از حد را منتشر می کنند که با گشاد شدن رگ های خونی، تولید مولکول های پیش التهابی، آزادسازی سیتوکین و جذب لکوسیت ها مشخص می شود. [11] پاسخ التهابی شدید ممکن است به یک پاسخ سیستمیک معروف به بلوغ تبدیل شودآنافیلاکسی .

میوپاتی

میوپاتی های التهابی ناشی از حمله نامناسب سیستم ایمنی به اجزای عضله است که منجر به علائم التهاب عضلانی می شود. آنها ممکن است همراه با سایر اختلالات ایمنی، مانند اسکلروز سیستمیک ، و شامل درماتومیوزیت ، پلی میوزیت ، و میوزیت بدن انکلوژن رخ دهند. [11]

نقص لکوسیت

با توجه به نقش مرکزی لکوسیت ها در توسعه و انتشار التهاب، نقص در عملکرد لکوسیت اغلب منجر به کاهش ظرفیت دفاع التهابی و آسیب پذیری بعدی در برابر عفونت می شود. [11] لکوسیت‌های ناکارآمد ممکن است به دلیل جهش‌های گیرنده سطحی، هضم باکتری‌ها ( سندرم Chédiak-Higashi ) یا تولید میکروب‌کش‌ها ( بیماری گرانولوماتوز مزمن ) به درستی به رگ‌های خونی متصل نشوند. علاوه بر این، بیماری‌هایی که بر مغز استخوان تأثیر می‌گذارند ممکن است منجر به لکوسیت‌های غیرطبیعی یا کمی شوند.

فارماکولوژیک

برخی داروها یا ترکیبات شیمیایی اگزوژن بر التهاب تأثیر می گذارند. به عنوان مثال، کمبود ویتامین A باعث افزایش پاسخ های التهابی می شود، [24] و داروهای ضد التهابی به طور خاص با مهار آنزیم هایی که ایکوزانوئیدهای التهابی تولید می کنند، کار می کنند . علاوه بر این، برخی از داروهای غیرقانونی مانند کوکائین و اکستازی ممکن است برخی از اثرات مضر خود را با فعال کردن فاکتورهای رونویسی که مستقیماً با التهاب درگیر هستند اعمال کنند (مانند NF-kB ). [25] [26]

سرطان

التهاب ریزمحیط اطراف تومورها را تنظیم می کند و به تکثیر، بقا و مهاجرت کمک می کند. [27] سلول های سرطانی از سلکتین ها ، کموکاین ها و گیرنده های آنها برای تهاجم، مهاجرت و متاستاز استفاده می کنند. [28] از سوی دیگر، بسیاری از سلول های سیستم ایمنی به ایمونولوژی سرطان کمک می کنند و سرطان را سرکوب می کنند. [29] تقاطع مولکولی بین گیرنده های هورمون های استروئیدی، که اثرات مهمی بر رشد سلولی دارند، و فاکتورهای رونویسی که نقش کلیدی در التهاب دارند، مانند NF-kB ، ممکن است برخی از حیاتی ترین اثرات محرک های التهابی بر سلول های سرطانی را واسطه کنند. [30]این ظرفیت یک واسطه التهاب برای تأثیرگذاری بر اثرات هورمون های استروئیدی در سلول ها به احتمال زیاد بر سرطان زایی تأثیر می گذارد. از سوی دیگر، به دلیل ماهیت مدولار بسیاری از گیرنده های هورمونی استروئیدی، این تعامل ممکن است راه هایی را برای تداخل با پیشرفت سرطان، از طریق هدف قرار دادن یک دامنه پروتئینی خاص در یک نوع سلول خاص، ارائه دهد. چنین رویکردی ممکن است عوارض جانبی غیرمرتبط با تومور مورد نظر را محدود کند و ممکن است به حفظ عملکردهای حیاتی هموستاتیک و فرآیندهای رشدی در ارگانیسم کمک کند.

بر اساس یک بررسی در سال 2009، داده های اخیر نشان می دهد که التهاب مرتبط با سرطان (CRI) ممکن است منجر به تجمع تغییرات ژنتیکی تصادفی در سلول های سرطانی شود. [31]

نقش در سرطان

در سال 1863، رودولف ویرچو این فرضیه را مطرح کرد که منشاء سرطان در محل های التهاب مزمن است. [28] [32] در حال حاضر، تخمین زده می‌شود که التهاب مزمن در حدود 15 تا 25 درصد سرطان‌های انسان نقش داشته باشد. [32] [33]

واسطه ها و آسیب DNA در سرطان

یک واسطه التهابی پیام رسان است که روی رگ های خونی و/یا سلول ها عمل می کند تا پاسخ التهابی را تقویت کند. [34] واسطه های التهابی که به نئوپلازی کمک می کنند شامل پروستاگلاندین ها ، سایتوکین های التهابی مانند IL-1β ، TNF-α ، IL-6 و IL-15 و کموکاین هایی مانند IL-8 و GRO-alpha هستند. [35] [32] این واسطه‌های التهابی و دیگران، محیطی را تنظیم می‌کنند که تکثیر و بقا را تقویت می‌کند. [28] [35]

همچنین التهاب به دلیل القای گونه‌های اکسیژن فعال (ROS) توسط واسطه‌های التهابی داخل سلولی، باعث آسیب‌های DNA می‌شود. [28] [35] [32] علاوه بر این، لکوسیت‌ها و سایر سلول‌های فاگوسیتی که به محل التهاب جذب می‌شوند، از طریق تولید ROS و گونه‌های نیتروژن فعال (RNS) باعث آسیب DNA در سلول‌های در حال تکثیر می‌شوند. ROS و RNS به طور معمول توسط این سلول ها برای مبارزه با عفونت تولید می شوند. [28] ROS به تنهایی باعث بیش از 20 نوع آسیب DNA می شود. [36] آسیب های اکسیداتیو DNA باعث جهش [37] و تغییرات اپی ژنتیکی می شود. [38] [32][39] RNS همچنین باعث آسیب DNA جهش زا می شود. [40]

اگر یک سلول طبیعی در طول دوره های طولانی التهاب مزمن به طور مکرر در معرض آسیب DNA قرار گیرد، ممکن است سرطانزایی شود تا به سلول سرطانی تبدیل شود. آسیب های DNA ممکن است به دلیل تعمیر نادرست باعث جهش ژنتیکی شود . علاوه بر این، اشتباهات در فرآیند ترمیم DNA ممکن است باعث تغییرات اپی ژنتیکی شود. [32] [35] [39] جهش‌ها و تغییرات اپی ژنتیکی که تکرار می‌شوند و مزیت انتخابی در طول تکثیر سلول‌های سوماتیک ایجاد می‌کنند ممکن است سرطان‌زا باشند.

تجزیه و تحلیل‌های گسترده ژنوم بافت‌های سرطانی انسان نشان می‌دهد که یک سلول سرطانی معمولی ممکن است تقریباً 100 جهش در مناطق کدکننده داشته باشد که 10 تا 20 تای آن «جهش‌های محرک» هستند که به توسعه سرطان کمک می‌کنند. [32] با این حال، التهاب مزمن همچنین باعث تغییرات اپی ژنتیکی مانند متیلاسیون DNA می شود که اغلب از جهش ها شایع تر است. به طور معمول، چند صد تا هزاران ژن در یک سلول سرطانی متیله می شوند (به متیلاسیون DNA در سرطان مراجعه کنید ). مکان‌های آسیب اکسیداتیو در کروماتین می‌توانند کمپلکس‌هایی را جذب کنند که حاوی DNA متیل ترانسفرازها (DNMTs)، هیستون داستیلاز ( SIRT1 ) وهیستون متیل ترانسفراز (EZH2) و در نتیجه متیلاسیون DNA را القا می کند. [32] [41] [42] متیلاسیون DNA یک جزیره CpG در ناحیه پروموتر ممکن است باعث خاموش شدن ژن پایین دست آن شود (به سایت CpG و تنظیم رونویسی در سرطان مراجعه کنید). ژن‌های ترمیم‌کننده DNA، به‌ویژه، اغلب با متیلاسیون در سرطان‌های مختلف غیرفعال می‌شوند (به هیپرمتیلاسیون ژن‌های ترمیم‌کننده DNA در سرطان مراجعه کنید). گزارش 2018 [43]اهمیت نسبی جهش و تغییرات اپی ژنتیکی در پیشرفت به دو نوع مختلف سرطان را ارزیابی کرد. این گزارش نشان داد که تغییرات اپی ژنتیک بسیار مهمتر از جهش در ایجاد سرطان معده (مرتبط با التهاب) است. [44] با این حال، جهش‌ها و تغییرات اپی ژنتیکی تقریباً در ایجاد سرطان‌های سلول سنگفرشی مری (مرتبط با مواد شیمیایی تنباکو و استالدئید ، محصول متابولیسم الکل) از اهمیت یکسانی برخوردار بودند.

HIV و ایدز

مدتهاست که مشخص شده است که عفونت با HIV نه تنها با ایجاد نقص ایمنی عمیق ، بلکه با التهاب پایدار و فعال شدن سیستم ایمنی مشخص می شود. [45] [46] [47] مجموعه قابل‌توجهی از شواهد نشان می‌دهد که التهاب مزمن به عنوان عامل اصلی اختلال عملکرد سیستم ایمنی، ظهور زودرس بیماری‌های مرتبط با پیری و کمبود ایمنی است. [45] [48] بسیاری در حال حاضر عفونت HIV را نه تنها به عنوان یک نقص ایمنی ناشی از ویروس در حال تکامل، بلکه به عنوان یک بیماری التهابی مزمن نیز در نظر می گیرند. [49] حتی پس از معرفی درمان موثر ضد رتروویروسی(ART) و سرکوب موثر ویرمی در افراد آلوده به HIV، التهاب مزمن ادامه دارد. مطالعات حیوانی همچنین از رابطه بین فعال‌سازی ایمنی و نقص ایمنی سلولی پیشرونده حمایت می‌کند: عفونت SIV sm میزبان‌های نخستی طبیعی غیرانسانی آن، مانگابی دوده ، باعث تکثیر ویروسی در سطح بالا می‌شود اما شواهد محدودی از بیماری وجود دارد. [50] [51] این عدم بیماری زایی با فقدان التهاب، فعال شدن سیستم ایمنی و تکثیر سلولی همراه است. در مقابل، عفونت تجربی SIV sm ماکاک رزوس باعث فعال شدن سیستم ایمنی و بیماری شبیه ایدز می شود که شباهت های زیادی با عفونت HIV انسانی دارد. [52]

تشریح چگونگی کاهش سلول‌های CD4 T و چگونگی ایجاد التهاب مزمن و فعال‌سازی سیستم ایمنی، در مرکز درک پاتوژنز HIV قرار دارد - یکی از اولویت‌های اصلی تحقیقات HIV توسط دفتر تحقیقات ایدز، مؤسسه ملی بهداشت . مطالعات اخیر نشان داده است که پیروپتوز با واسطه کاسپاز 1 ، شکل بسیار التهابی مرگ برنامه ریزی شده سلولی، باعث کاهش سلول های T CD4 و التهاب توسط HIV می شود. [53] [54] [55] این دو رویداد مشخصی هستند که پیشرفت بیماری HIV را به سمت ایدز سوق می‌دهند .. به نظر می‌رسد پیروپتوز یک چرخه معیوب بیماری‌زا ایجاد می‌کند که در آن سلول‌های CD4 T در حال مرگ و سایر سلول‌های ایمنی (از جمله ماکروفاژها و نوتروفیل‌ها) سیگنال‌های التهابی آزاد می‌کنند که سلول‌های بیشتری را به بافت‌های لنفاوی آلوده جذب می‌کنند تا بمیرند. ماهیت پیش‌خور این پاسخ التهابی باعث ایجاد التهاب مزمن و آسیب بافتی می‌شود. [56] شناسایی پیروپتوز به عنوان مکانیسم غالبی که باعث کاهش سلول های T CD4 و التهاب مزمن می شود، فرصت های درمانی جدیدی را فراهم می کند، یعنی کاسپاز-1 که مسیر پیروپتوتیک را کنترل می کند. در این راستا، پیروپتوز سلول های CD4 T و ترشح سایتوکاین های پیش التهابی مانند IL-1β و IL-18می‌توان با افزودن مهارکننده کاسپاز-1 VX-765، در بافت‌های لنفاوی انسانی آلوده به HIV مسدود شد، [53] که قبلاً در آزمایش‌های بالینی فاز II انسانی بی‌خطر بوده و به خوبی قابل تحمل است. [57] این یافته‌ها می‌تواند به توسعه یک کلاس کاملاً جدید از درمان‌های «ضد ایدز» کمک کند که به جای ویروس، میزبان را هدف قرار می‌دهند. چنین عواملی تقریباً به طور قطع در ترکیب با ART استفاده می شوند. با ترویج "تحمل" ویروس به جای سرکوب تکثیر آن، VX-765 یا داروهای مرتبط ممکن است راه حل های تکاملی را تقلید کنند که در چندین میزبان میمون (مانند دوده مانگابی) آلوده به لنتی ویروس های گونه ای خاص که منجر به فقدان بیماری شده است را تقلید کنند. بدون کاهش تعداد سلول های CD4 T و بدون التهاب مزمن.

وضوح

پاسخ التهابی باید به طور فعال خاتمه یابد، زمانی که دیگر مورد نیاز نیست تا از آسیب غیرضروری "نظاره گر" به بافت ها جلوگیری شود. [11] عدم انجام این کار منجر به التهاب مزمن، و تخریب سلولی می شود. رفع التهاب با مکانیسم های مختلف در بافت های مختلف اتفاق می افتد. مکانیسم هایی که برای پایان دادن به التهاب عمل می کنند عبارتند از: [11] [58]

التهاب حاد معمولاً با مکانیسم هایی برطرف می شود که تا حدودی مبهم مانده اند. شواهد نوظهور اکنون نشان می‌دهد که یک برنامه فعال و هماهنگ حل‌وفصل در چند ساعت اول پس از شروع یک پاسخ التهابی آغاز می‌شود. گرانولوسیت‌ها پس از ورود به بافت‌ها، سوئیچ پروستاگلاندین‌های مشتق از اسید آراشیدونیک و لکوترین‌ها را به لیپوکسین‌ها ارتقا می‌دهند که توالی خاتمه را آغاز می‌کنند. بنابراین جذب نوتروفیل متوقف می شود و مرگ برنامه ریزی شده توسط آپوپتوز درگیر می شود. این رویدادها همزمان با بیوسنتز، از اسیدهای چرب غیراشباع امگا 3 ، رزولوین ها و پروتتین ها است.که با شروع آپوپتوز دوره نفوذ نوتروفیل ها را به شدت کوتاه می کند. در نتیجه، نوتروفیل‌های آپوپتوز تحت فاگوسیتوز توسط ماکروفاژها قرار می‌گیرند که منجر به پاکسازی نوتروفیل‌ها و آزادسازی سایتوکاین‌های ضدالتهابی و ترمیمی مانند فاکتور رشد -β1 می‌شود. برنامه ضد التهابی با خروج ماکروفاژها از طریق غدد لنفاوی به پایان می رسد . [69]

-  چارلز سرهان

ارتباط با افسردگی

شواهدی برای ارتباط بین التهاب و افسردگی وجود دارد. [70] فرآیندهای التهابی می‌توانند توسط شناخت‌های منفی یا پیامدهای آن مانند استرس، خشونت، یا محرومیت ایجاد شوند. بنابراین، شناخت های منفی می تواند باعث التهاب شود که به نوبه خود می تواند منجر به افسردگی شود. [71] [72] [ مشکوک ] بعلاوه، شواهد فزاینده ای وجود دارد که نشان می دهد التهاب می تواند به دلیل افزایش سیتوکین ها باعث افسردگی شود و مغز را در حالت "بیماری" قرار دهد. [73]علائم کلاسیک بیماری جسمی، مانند بی حالی، همپوشانی زیادی را در رفتارهای مشخص کننده افسردگی نشان می دهد. سطح سیتوکین ها در طول دوره های افسردگی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی به شدت افزایش می یابد و در طول دوره بهبودی کاهش می یابد. [74] علاوه بر این، در کارآزمایی‌های بالینی نشان داده شده است که داروهای ضد التهابی که علاوه بر داروهای ضد افسردگی مصرف می‌شوند، نه تنها علائم را به طور قابل‌توجهی بهبود می‌بخشند، بلکه نسبت پاسخ مثبت افراد به درمان را نیز افزایش می‌دهند. [۷۵] التهاب‌هایی که منجر به افسردگی جدی می‌شوند می‌توانند ناشی از عفونت‌های رایج مانند عفونت‌های ناشی از ویروس، باکتری یا حتی انگل باشند. [76]

ارتباط با هذیان

شواهدی مبنی بر ارتباط بین التهاب و هذیان بر اساس نتایج یک مطالعه طولی اخیر در مورد بررسی CRP در بیماران COVID-19 وجود دارد. [77]

اثرات سیستمیک

یک ارگانیسم عفونی می تواند از طریق سیستم گردش خون یا سیستم لنفاوی از محدوده بافت فوری فرار کند ، جایی که ممکن است به سایر قسمت های بدن گسترش یابد. اگر یک ارگانیسم تحت تأثیر التهاب حاد قرار نگیرد، ممکن است از طریق عروق لنفاوی مجاور به سیستم لنفاوی دسترسی پیدا کند . عفونت عروق لنفاوی به عنوان لنفانژیت شناخته می شود و عفونت غدد لنفاوی به عنوان لنفادنیت شناخته می شود . وقتی غدد لنفاوی نتوانند همه پاتوژن ها را از بین ببرند، عفونت بیشتر گسترش می یابد. یک پاتوژن می تواند از طریق تخلیه لنفاوی به سیستم گردش خون به جریان خون دسترسی پیدا کند.

هنگامی که التهاب بر میزبان غلبه کند، سندرم پاسخ التهابی سیستمیک تشخیص داده می شود. هنگامی که به دلیل عفونت باشد ، اصطلاح سپسیس به کار می رود، با اصطلاحات باکتریمی به طور خاص برای سپسیس باکتریایی و ویرمی به طور خاص برای سپسیس ویروسی به کار می رود. اتساع عروق و اختلال عملکرد ارگان مشکلات جدی مرتبط با عفونت گسترده است که ممکن است منجر به شوک سپتیک و مرگ شود. [78]

پروتئین های فاز حاد

التهاب همچنین سطوح بالای سیستمیک پروتئین های فاز حاد . در التهاب حاد، این پروتئین ها مفید هستند. با این حال، در التهاب مزمن، آنها می توانند به آمیلوئیدوز کمک کنند . [11] این پروتئین‌ها شامل پروتئین واکنش‌گر C ، آمیلوئید A سرم و آمیلوئید P سرم هستند که باعث ایجاد طیفی از اثرات سیستمیک از جمله:

تعداد لکوسیت ها

التهاب اغلب بر تعداد لکوسیت های موجود در بدن تأثیر می گذارد:

اینترلوکین ها و چاقی

با کشف اینترلوکین ها (IL)، مفهوم التهاب سیستمیک توسعه یافت. اگرچه فرآیندهای درگیر با التهاب بافتی یکسان هستند، اما التهاب سیستمیک به بافت خاصی محدود نمی شود، بلکه اندوتلیوم و سایر سیستم های اندام را درگیر می کند.

التهاب مزمن به طور گسترده در چاقی مشاهده می شود . [79] [80] افراد چاق معمولاً نشانگرهای التهابی زیادی دارند، از جمله: [81] [82]

التهاب مزمن درجه پایین با افزایش دو تا سه برابری در غلظت سیستمیک سیتوکین هایی مانند TNF-α، IL-6 و CRP مشخص می شود. [85] دور کمر به طور قابل توجهی با پاسخ التهابی سیستمیک مرتبط است. [86]

از دست دادن بافت چربی سفید سطح نشانگرهای التهابی را کاهش می دهد. [79] ارتباط التهاب سیستمیک با مقاومت به انسولین و دیابت نوع 2 و آترواسکلروز تحت تحقیقات اولیه است، اگرچه آزمایشات بالینی دقیقی برای تأیید چنین روابطی انجام نشده است. [87]

پروتئین واکنشی C (CRP) در سطح بالاتری در افراد چاق تولید می شود و ممکن است خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی را افزایش دهد . [88]

نتایج

نتیجه در یک شرایط خاص با بافتی که آسیب در آن رخ داده است - و عامل آسیب‌رسانی که باعث آن شده است، تعیین می‌شود. در اینجا پیامدهای احتمالی التهاب وجود دارد: [11]

  1. رزولوشن
    بازگرداندن کامل بافت ملتهب به حالت عادی. اقدامات التهابی مانند اتساع عروق، تولید مواد شیمیایی و نفوذ لکوسیت متوقف می شود و سلول های پارانشیمی آسیب دیده بازسازی می شوند. معمولاً زمانی که التهاب محدود یا کوتاه مدت رخ داده است، چنین نتیجه ای حاصل می شود.
  2. فیبروز
    مقادیر زیادی از تخریب بافتی، یا آسیب در بافت هایی که قادر به بازسازی نیستند، نمی توانند به طور کامل توسط بدن بازسازی شوند. اسکار فیبریدر این نواحی آسیب دیده ایجاد می‌شود و زخمی را تشکیل می‌دهد که عمدتاً از کلاژن تشکیل شده است. اسکار حاوی هیچ ساختار تخصصی مانند سلول های پارانشیمی نخواهد بود، بنابراین ممکن است اختلال عملکردی ایجاد شود.
  3. تشکیل آبسه
    حفره ای حاوی چرک تشکیل می شود، مایعی مات حاوی گلبول های سفید مرده و باکتری ها با بقایای کلی سلول های تخریب شده.
  4. التهاب مزمن
    در التهاب حاد، اگر عامل آسیب رسان ادامه یابد، التهاب مزمن ایجاد می شود. این فرآیند، که با التهاب مشخص می شود که روزها، ماه ها یا حتی سال ها طول می کشد، ممکن است منجر به تشکیل یک زخم مزمن شود. التهاب مزمن با حضور غالب ماکروفاژها در بافت آسیب دیده مشخص می شود. این سلول‌ها عوامل دفاعی قدرتمندی برای بدن هستند، اما سمومی که آزاد می‌کنند - از جمله گونه‌های فعال اکسیژن - برای بافت‌های خود ارگانیسم و ​​همچنین عوامل مهاجم مضر هستند. در نتیجه، التهاب مزمن تقریباً همیشه با تخریب بافت همراه است.

مثالها

همانطور که در زیر نشان داده شده است، معمولاً با اضافه کردن پسوند " itis " نشان داده می شود. با این حال، برخی از شرایط، مانند آسم و پنومونی ، از این قرارداد پیروی نمی کنند. نمونه‌های بیشتر در فهرست انواع التهاب موجود است.

همچنین ببینید

یادداشت ها

  1. ^ همه این علائم ممکن است در موارد خاصی مشاهده شوند، اما بالطبع هیچ علامت واحدی نباید وجود داشته باشد. [9] اینها علائم اصلی یا اصلی التهاب هستند. [9]
  2. ^ Functio laesa یک مفهوم قدیمی است، زیرا منحصر به التهاب نیست و مشخصه بسیاری از حالات بیماری است. [10]

منابع

  1. Ferrero-Miliani L، Nielsen OH، Andersen PS، Girardin SE (فوریه 2007). "التهاب مزمن: اهمیت NOD2 و NALP3 در نسل اینترلوکین-1بتا" . ایمونولوژی بالینی و تجربی . 147 (2): 227-35. doi : 10.1111/j.1365-2249.2006.03261.x . PMC  1810472 . PMID  17223962 .
  2. عباس AB، لیختمن ق (2009). "فصل 2 مصونیت ذاتی". در ساندرز (الزویر) (ویرایش). ایمونولوژی پایه. عملکردها و اختلالات سیستم ایمنی (ویرایش سوم). شابک 978-1-4160-4688-2.
  3. Berger A (اوت 2000). "پاسخ های Th1 و Th2: آنها چه هستند؟" . بی ام جی . 321 (7258): 424. doi : 10.1136/bmj.321.7258.424 . PMC 27457 . PMID 10938051 .  
  4. ^ a b c d Hall J (2011). کتاب درسی فیزیولوژی پزشکی گایتون و هال (ویرایش دوازدهم). فیلادلفیا، پا.: ساندرز/الزویر. پ. 428. شابک 978-1-4160-4574-8.
  5. Granger DN، Senchenkova E (2010). "چسبندگی لکوسیت- سلول اندوتلیال" . التهاب و میکروسیرکولاسیون فیزیولوژی سیستم های یکپارچه - از سلول تا عملکرد. Morgan & Claypool Life Sciences.
  6. ^ Piira OP، Miettinen JA، Hautala AJ، Huikuri HV، Tulppo MP (اکتبر 2013). "پاسخ های فیزیولوژیکی به هیجان عاطفی در افراد سالم و بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر". عصب شناسی اتونومیک . 177 (2): 280-5. doi : 10.1016/j.autneu.2013.06.001 . PMID 23916871 . S2CID 19823098 .  
  7. ^ a b c d e f Hannoodee S, Nasuruddin DN (2020). "پاسخ التهابی حاد" . StatPearls _ PMID 32310543 . 
  8. ^ a b c d e f Pahwa R, Goyal A, Bansal P, Jialal I (2020). "التهاب مزمن" . StatPearls _ PMID 29630225 . 
  9. ^ a b فرهنگ لغت پزشکی استدمن (ویرایش بیست و پنجم). ویلیامز و ویلکینز 1990.
  10. ^ به جای LJ (مارس 1971). "اختلال عملکرد (functio laesa): پنجمین علامت اصلی التهابی که توسط جالینوس به چهار علامت اصلی سلسوس اضافه شده است. بولتن آکادمی پزشکی نیویورک . 47 (3): 303-22. PMC 1749862 . PMID 5276838 .  
  11. ^ a b c d e f g h i j k l m n o p q r Robbins SL, Cotran RS, Kumar V, Collins T (1998). اساس پاتولوژیک بیماری رابینز . فیلادلفیا: شرکت WB Saunders. شابک 978-0-7216-7335-6.
  12. Kumar R، Clermont G، Vodovotz Y، Chow CC (سپتامبر 2004). "دینامیک التهاب حاد". مجله زیست شناسی نظری . 230 (2): 145-55. arXiv : q-bio/0404034 . Bibcode : 2004PhDT.......405K . doi : 10.1016/j.jtbi.2004.04.044 . PMID 15321710 . S2CID 16992741 .  
  13. ^ a b c d Chandrasoma P، Taylor CR (2005). "بخش الف. "آسیب شناسی عمومی"، بخش دوم. "پاسخ میزبان به آسیب"، فصل 3. "پاسخ التهابی حاد"، بخش فرعی "علائم بالینی اصلی"" . آسیب شناسی مختصر (ویرایش سوم). McGraw-Hill. ISBN 978-0-8385-1499-3. OCLC  150148447 . بازیابی شده در 5 نوامبر 2008 .
  14. ^ ورنر آر (2009). راهنمای ماساژ درمانگر برای آسیب شناسی (ویرایش چهارم). ولترز کلوور شابک 978-0781769198.
  15. Vogel WH، Berke A (2009). تاریخچه مختصر بینایی و چشم پزشکی . انتشارات کوگلر. پ. 97. شابک 978-90-6299-220-1.
  16. ^ پورث سی (2007). ملزومات پاتوفیزیولوژی: مفاهیم حالات سلامتی تغییر یافته Hagerstown، MD: Lippincott Williams & Wilkins. پ. 270. شابک 978-0-7817-7087-3.
  17. Dormandy T (2006). بدترین بلاها: مبارزه انسان با درد . نیوهیون، کان: انتشارات دانشگاه ییل. ص  22 . شابک 978-0-300-11322-8.
  18. رابینز اس، کوتران آر، کومار وی، عباس آ، آستر جی (2020). مبنای پاتولوژیک بیماری (ویرایش دهم). فیلادلفیا، PA: ساندرز الزویر.
  19. ^ a b هرینگتون اس (2014). کتاب درسی آسیب شناسی مویر (ویرایش پانزدهم). مطبوعات CRC. پ. 59. شابک 978-1444184990.
  20. Carstens E، Akiyama T، Cevikbas F، Kempkes C، Buhl T، Mess C، Buddenkotte J، Steinhoff M (2014). "نقش اینترلوکین-31 و انکوستاتین M در خارش و ارتباطات عصبی". در Carstens M, Akiyama T (ویرایش‌ها). خارش: مکانیسم ها و درمان مرزها در علوم اعصاب بوکا راتون (FL): CRC Press/Taylor & Francis. شابک 9781466505438. PMID  24830021 .
  21. ^ Caughey GH (ژوئن 2007). "تریپتازها و کیمازهای ماست سل در التهاب و دفاع میزبان" . بررسی های ایمونولوژیک 217 (1): 141-54. doi : 10.1111/j.1600-065x.2007.00509.x . PMC 2275918 . PMID 17498057 .  
  22. ^ Caughey GH (مه 2016). "پروتئازهای ماست سل به عنوان اهداف دارویی" . مجله اروپایی فارماکولوژی . مدولاسیون فارماکولوژیک ماست سل ها و بازوفیل ها. 778 : 44-55. doi : 10.1016/j.ejphar.2015.04.045 . PMC 4636979 . PMID 25958181 .  
  23. لیبی پی (19–26 دسامبر 2002). "التهاب در آترواسکلروز". طبیعت . 420 (6917): 868-74. Bibcode : 2002Natur.420..868L . doi : 10.1038/nature01323 . PMID 12490960 . S2CID 407449 .  
  24. Wiedermann U، Chen XJ، Enerbäck L، Hanson LA، Kahu H، Dahlgren UI (دسامبر 1996). "کمبود ویتامین A پاسخ های التهابی را افزایش می دهد". مجله ایمونولوژی اسکاندیناوی . 44 (6): 578-84. doi : 10.1046/j.1365-3083.1996.d01-351.x . PMID 8972739 . S2CID 3079540 .  
  25. Hargrave BY، Tiangco DA، Lattanzio FA، Beebe SJ (2003). کوکائین، نه مورفین، باعث تولید گونه‌های فعال اکسیژن و فعال‌سازی NF-kappaB در سلول‌های قلب هم‌ترانسفکت شده می‌شود. سم شناسی قلب و عروق . 3 (2): 141-51. doi : 10.1385/CT:3:2:141 . PMID 14501032 . S2CID 35240781 .  
  26. Montiel-Duarte C، Ansorena E، López-Zabalza MJ، Cenarruzabeitia E، Iraburu MJ (مارس 2004). "نقش گونه های فعال اکسیژن، گلوتاتیون و NF-kappaB در آپوپتوز ناشی از 3،4-متیلن دی اکسی مت آمفتامین ("اکستازی") بر روی سلول های ستاره ای کبد". فارماکولوژی بیوشیمیایی . 67 (6): 1025-33. doi : 10.1016/j.bcp.2003.10.020 . PMID 15006539 . 
  27. Ungefroren H، Sebens S، Seidl D، Lehnert H، Hass R (سپتامبر 2011). "تعامل سلول های تومور با ریزمحیط" . ارتباطات سلولی و سیگنالینگ . 9 : 18. doi : 10.1186/1478-811X-9-18 . PMC 3180438 . PMID 21914164 .  
  28. ^ a b c d e Coussens LM, Werb Z (2002). "التهاب و سرطان" . طبیعت . 420 (6917): 860-7. Bibcode : 2002Natur.420..860C . doi : 10.1038/nature01322 . PMC 2803035 . PMID 12490959 .  
  29. Gunn L، Ding C، Liu M، Ma Y، Qi C، Cai Y، و همکاران. (سپتامبر 2012). "نقش های متضاد برای جزء مکمل C5a در پیشرفت تومور و ریزمحیط تومور" . مجله ایمونولوژی . 189 (6): 2985-94. doi : 10.4049/jimmunol.1200846 . PMC 3436956 . PMID 22914051 .  
  30. Copland JA، Sheffield-Moore M، Koldzic-Zivanovic N، Gentry S، Lamprou G، Tzortzatou-Stathopoulou F، و همکاران. (ژوئن 2009). "گیرنده های استروئیدی جنسی در تمایز اسکلتی و نئوپلازی اپیتلیال: آیا مداخله ویژه بافت ممکن است؟" مقاله های زیستی . 31 (6): 629-41. doi : 10.1002/bies.200800138 . PMID 19382224 . S2CID 205469320 .  
  31. Colotta F، Allavena P، Sica A، Garlanda C، Mantovani A (ژوئیه 2009). "التهاب مرتبط با سرطان، هفتمین نشانه سرطان: ارتباط با بی ثباتی ژنتیکی" . سرطان زایی (مروری). 30 (7): 1073-81. doi : 10.1093/carcin/bgp127 . PMID 19468060 . 
  32. ^ a b c d e f g h Chiba T، Marusawa H، Ushijima T (سپتامبر 2012). "توسعه سرطان مرتبط با التهاب در اندام های گوارشی: مکانیسم ها و نقش های مدولاسیون ژنتیکی و اپی ژنتیکی" (PDF) . گوارش . 143 (3): 550-563. doi : 10.1053/j.gastro.2012.07.009 . hdl : 2433/160134 . PMID 22796521 .  
  33. Mantovani A, Allavena P, Sica A, Balkwill F (ژوئیه 2008). "التهاب مرتبط با سرطان" (PDF) . طبیعت . 454 (7203): 436-44. Bibcode : 2008Natur.454..436M . doi : 10.1038/nature07205 . hdl : 2434/145688 . PMID 18650914 . S2CID 4429118 .   
  34. لارسن جی ال، هنسون پی ام (۱۹۸۳). "واسطه های التهاب". بررسی سالانه ایمونولوژی . 1 : 335-59. doi : 10.1146/annurev.iy.01.040183.002003 . PMID 6399978 . 
  35. ^ a b c d Shacter E, Weitzman SA (فوریه 2002). "التهاب مزمن و سرطان". انکولوژی . 16 (2): 217-26، 229، بحث 230-2. PMID 11866137 . 
  36. Yu Y، Cui Y، Niedernhofer LJ، Wang Y (دسامبر 2016). "وقوع، پیامدهای بیولوژیکی، و ارتباط سلامت انسان آسیب DNA ناشی از استرس اکسیداتیو" . تحقیقات شیمیایی در سم شناسی . 29 (12): 2008-2039. doi : 10.1021/acs.chemrestox.6b00265 . PMC 5614522 . PMID 27989142 .  
  37. Dizdaroglu M (دسامبر 2012). آسیب DNA ناشی از اکسیداسیون: مکانیسم ها، ترمیم و بیماری. نامه های سرطان . 327 (1-2): 26-47. doi : 10.1016/j.canlet.2012.01.016 . PMID 22293091 . 
  38. نیشیدا ان، کودو ام (2013). "استرس اکسیداتیو و بی ثباتی اپی ژنتیک در سرطان کبد انسان" . بیماری های گوارشی . 31 (5-6): 447-53. doi : 10.1159/000355243 . PMID 24281019 . 
  39. ^ a b Ding N، Maiuri AR، O'Hagan HM (2017). "نقش در حال ظهور اصلاح کننده های اپی ژنتیک در ترمیم آسیب DNA مرتبط با بیماری های التهابی مزمن" . تحقیقات جهش . 780 : 69-81. doi : 10.1016/j.mrrev.2017.09.005 . PMC 6690501 . PMID 31395351 .  
  40. ^ Kawanishi S، Ohnishi S، Ma N، Hiraku Y، Oikawa S، Murata M (2016). "آسیب DNA نیتراتیو و اکسیداتیو در سرطان زایی مرتبط با عفونت در رابطه با سلول های بنیادی سرطانی" . ژن و محیط . 38 : 26. doi : 10.1186/s41021-016-0055-7 . PMC 5203929 . PMID 28050219 .  
  41. O'Hagan HM، Wang W، Sen S، Destefano Shields C، Lee SS، Zhang YW، و همکاران. (نوامبر 2011). "آسیب اکسیداتیو کمپلکس های حاوی متیل ترانسفرازهای DNA، SIRT1 و اعضای پلی کامب را به جزایر پروموتر CpG هدف قرار می دهد. " سلول سرطانی 20 (5): 606-19. doi : 10.1016/j.ccr.2011.09.012 . PMC 3220885 . PMID 22094255 .  
  42. ^ Maiuri AR، Peng M، Podicheti R، Sriramkumar S، Kamplain CM، Rusch DB، و همکاران. (ژوئیه 2017). "پروتئین های ترمیم کننده عدم تطابق باعث ایجاد تغییرات اپی ژنتیکی در طول تومورزایی ناشی از التهاب می شوند" . تحقیقات سرطان . 77 (13): 3467-3478. doi : 10.1158/0008-5472.CAN-17-0056 . PMC 5516887 . PMID 28522752 .  
  43. ^ یاماشیتا اس، کیشینو تی، تاکاهاشی تی، شیمازو تی، چاروات اچ، کاکوگاوا ای، و همکاران. (فوریه 2018). «تغییرات ژنتیکی و اپی ژنتیکی در بافت‌های طبیعی تأثیرات متفاوتی بر خطر سرطان در بین بافت‌ها دارد» . مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا . 115 (6): 1328–1333. doi : 10.1073/pnas.1717340115 . PMC 5819434 . PMID 29358395 .  
  44. رضا ی، خان ا.، فاروقی ا.، مبارک م، فاسیستا، اختر اس اس، و همکاران. (اکتبر 2014). "آسیب اکسیداتیو DNA به عنوان یک نشانگر زیستی اولیه بالقوه سرطان زایی مرتبط با هلیکوباکتر پیلوری". تحقیقات پاتولوژی و انکولوژی . 20 (4): 839-46. doi : 10.1007/s12253-014-9762-1 . PMID 24664859 . S2CID 18727504 .  
  45. ^ a b Deeks SG (1 ژانویه 2011). "عفونت HIV، التهاب، ایمنی، و پیری" . بررسی سالانه پزشکی . 62 : 141-55. doi : 10.1146/annurev-med-042909-093756 . PMC 3759035 . PMID 21090961 .  
  46. Klatt NR، Chomont N، Douek DC، Deeks SG (ژوئیه ۲۰۱۳). "فعال شدن سیستم ایمنی و تداوم HIV: پیامدهایی برای رویکردهای درمانی عفونت HIV" . بررسی های ایمونولوژیک 254 (1): 326-42. doi : 10.1111/imr.12065 . PMC 3694608 . PMID 23772629 .  
  47. سالازار-گونزالس جی اف، مارتینز-مازا او، نیشانیان پی، عزیز ان، شن ال پی، گروسر اس، و همکاران. (اوت 1998). "افزایش فعال سازی ایمنی قبل از نقطه عطف سلول های CD4 T و افزایش بار ویروس سرم در عفونت ویروس نقص ایمنی انسانی است . " مجله بیماریهای عفونی . 178 (2): 423-30. doi : 10.1086/515629 . PMID 9697722 . 
  48. Ipp H، Zemlin A (فوریه 2013). پارادوکس پاسخ ایمنی در عفونت HIV: زمانی که التهاب مضر می شود. Clinica Chimica Acta; مجله بین المللی شیمی بالینی . 416 : 96-9. doi : 10.1016/j.cca.2012.11.025 . PMID 23228847 . 
  49. Nasi M، Pinti M، Mussini C، Cossarizza A (اکتبر 2014). "التهاب مداوم در عفونت HIV: مفاهیم تثبیت شده، دیدگاه های جدید". نامه ایمونولوژی . 161 (2): 184-8. doi : 10.1016/j.imlet.2014.01.008 . PMID 24487059 . 
  50. ^ Milush JM، Mir KD، Sundaravaradan V، Gordon SN، Engram J، Cano CA، و همکاران. (مارس 2011). "فقدان ایدز بالینی در مانگابی های دوده ای آلوده به SIV با از دست دادن قابل توجه سلول های CD4 + T با سلول های T دو منفی مرتبط است . " مجله تحقیقات بالینی . 121 (3): 1102-10. doi : 10.1172/JCI44876 . PMC 3049370 . PMID 21317533 .  
  51. Rey-Cuillé MA، Berthier JL، Bomsel-Demontoy MC، Chaduc Y، Montagnier L، Hovanessian AG، Chakrabarti LA (مه 1998). "ویروس نقص ایمنی سیمیان به سطوح بالایی در مانگابی های دوده ای بدون ایجاد بیماری تکثیر می شود . " مجله ویروس شناسی . 72 (5): 3872-86. doi : 10.1128/JVI.72.5.3872-3886.1998 . PMC 109612 . PMID 9557672 .  
  52. Chahroudi A, Bosinger SE, Vanderford TH, Paiardini M, Silvestri G (مارس 2012). "میزبان طبیعی SIV: نشان دادن درب ایدز" . علم . 335 (6073): 1188-93. Bibcode : 2012Sci...335.1188C . doi : 10.1126/science.1217550 . PMC 3822437 . PMID 22403383 .  
  53. ^ a b Doitsh G، Galloway NL، Geng X، Yang Z، Monroe KM، Zepeda O، و همکاران. (ژانویه 2014). "مرگ سلولی توسط پیروپتوز باعث کاهش سلول های CD4 T در عفونت HIV-1 می شود . " طبیعت . 505 (7484): 509-14. Bibcode : 2014Natur.505..509D . doi : 10.1038/nature12940 . PMC 4047036 . PMID 24356306 .  
  54. Monroe KM، Yang Z، Johnson JR، Geng X، Doitsh G، Krogan NJ، Greene WC (ژانویه ۲۰۱۴). "سنسور DNA IFI16 برای مرگ سلول‌های CD4 T لنفوئیدی که ناقص آلوده به HIV هستند، مورد نیاز است . " علم . 343 (6169): 428-32. Bibcode : 2014Sci...343..428M . doi : 10.1126/science.1243640 . PMC 3976200 . PMID 24356113 .  
  55. Galloway NL، Doitsh G، Monroe KM، Yang Z، Muñoz-Arias I، Levy DN، Greene WC (سپتامبر ۲۰۱۵). "انتقال سلول به سلول HIV-1 برای شروع مرگ پیروپتوتیک سلول های CD4 T مشتق از بافت لنفاوی مورد نیاز است. " گزارش های سلولی 12 (10): 1555-1563. doi : 10.1016/j.celrep.2015.08.011 . PMC 4565731 . PMID 26321639 .  
  56. Doitsh G، Greene WC (مارس 2016). "تشخیص چگونگی از بین رفتن سلول های CD4 T در طول عفونت HIV" . میزبان سلولی و میکروب . 19 (3): 280-91. doi : 10.1016/j.chom.2016.02.012 . PMC 4835240 . PMID 26962940 .  
  57. "مطالعه VX-765 در افراد مبتلا به صرع جزئی مقاوم به درمان - نمای متن کامل - ClinicalTrials.gov" . Clinicaltrials.gov . 19 دسامبر 2013 . بازبینی شده در 21 مه 2016 .
  58. ^ Eming SA، Krieg T، Davidson JM (مارس 2007). "التهاب در ترمیم زخم: مکانیسم های مولکولی و سلولی" . مجله درماتولوژی تحقیقی . 127 (3): 514-25. doi : 10.1038/sj.jid.5700701 . PMID 17299434 . 
  59. ^ اشکرافت جی اس، یانگ ایکس، گلیک AB، واینستین ام، لتریو جی ال، میزل دی، و همکاران. (سپتامبر 1999). موش‌های فاقد Smad3 بهبود سریع زخم و اختلال در پاسخ التهابی موضعی را نشان می‌دهند. زیست شناسی سلولی طبیعت . 1 (5): 260-6. doi : 10.1038/12971 . PMID 10559937 . S2CID 37216623 .  
  60. اشکرافت GS (دسامبر 1999). "تنظیم دو جهته عملکرد ماکروفاژها توسط TGF-beta" . میکروب ها و عفونت . 1 (15): 1275-82. doi : 10.1016/S1286-4579(99)00257-9 . PMID 10611755 . 
  61. ^ Werner F، Jain MK، Feinberg MW، Sibinga NE، Pellacani A، Wiesel P، و همکاران. (نوامبر 2000). "تغییر فاکتور رشد-بتا 1 مهار فعال سازی ماکروفاژها از طریق Smad3 انجام می شود. " مجله شیمی بیولوژیکی . 275 (47): 36653-8. doi : 10.1074/jbc.M004536200 . PMID 10973958 . 
  62. ساتو وای، اوشیما تی، کوندو تی (نوامبر ۱۹۹۹). "نقش تنظیمی اینترلوکین 10 درون زا در پاسخ التهابی پوستی ترمیم زخم موش". ارتباطات تحقیقات بیوشیمیایی و بیوفیزیکی . 265 (1): 194-9. doi : 10.1006/bbrc.1999.1455 . PMID 10548513 . 
  63. Serhan CN (اوت 2008). "کنترل رفع التهاب حاد: یک جنس جدید از میانجی‌های ضد التهابی و پیش‌حل‌کننده دوگانه". مجله پریودنتولوژی . 79 (8 Suppl): 1520-6. doi : 10.1902/jop.2008.080231 . PMID 18673006 . 
  64. Headland SE, Norling LV (مه 2015). "حل التهاب: اصول و چالش ها". سمینارهای ایمونولوژی 27 (3): 149-60. doi : 10.1016/j.smim.2015.03.014 . PMID 25911383 . 
  65. Greenhalgh DG (سپتامبر 1998). "نقش آپوپتوز در بهبود زخم". مجله بین المللی بیوشیمی و زیست شناسی سلولی . 30 (9): 1019-30. doi : 10.1016/S1357-2725(98)00058-2 . PMID 9785465 . 
  66. جیانگ دی، لیانگ جی، فن جی، یو اس، چن اس، لو یو و همکاران. (نوامبر 2005). "تنظیم آسیب ریه و ترمیم توسط گیرنده های Toll مانند و هیالورونان". طب طبیعت . 11 (11): 1173-9. doi : 10.1038/nm1315 . PMID 16244651 . S2CID 11765495 .  
  67. ^ تدر پی، واندیویر آر دبلیو، جیانگ دی، لیانگ جی، کوهن ال، پوره ای، و همکاران. (آوریل 2002). "رفع التهاب ریه توسط CD44". علم . 296 (5565): 155-8. Bibcode : 2002Sci...296..155T . doi : 10.1126/science.1069659 . PMID 11935029 . S2CID 7905603 .  
  68. McQuibban GA، Gong JH، Tam EM، McCulloch CA، Clark-Lewis I، Overall CM (اوت 2000). "التهاب خنثی شده توسط ژلاتیناز شکاف مونوسیت شیمی‌جذب پروتئین-3". علم . 289 (5482): 1202-6. Bibcode : 2000Sci...289.1202M . doi : 10.1126/science.289.5482.1202 . PMID 10947989 . 
  69. Serhan CN، Savill J (دسامبر 2005). "رفع التهاب: آغاز، پایان را برنامه ریزی می کند". ایمونولوژی طبیعت . 6 (12): 1191-7. doi : 10.1038/ni1276 . PMID 16369558 . S2CID 22379843 .  
  70. Berk M، Williams LJ، Jacka FN، O'Neil A، Pasco JA، Moylan S، و همکاران. (سپتامبر 2013). بنابراین افسردگی یک بیماری التهابی است، اما التهاب از کجا می آید؟ . BMC Medicine . 11 : 200. doi : 10.1186/1741-7015-11-200 . PMC 3846682 . PMID 24228900 .  
  71. ^ Cox WT، Abramson LY، Devine PG، Hollon SD (سپتامبر 2012). "کلیشه ها، تعصب، و افسردگی: دیدگاه یکپارچه". دیدگاه های علم روانشناسی . 7 (5): 427-49. doi : 10.1177/1745691612455204 . PMID 26168502 . S2CID 1512121 .  
  72. Kiecolt-Glaser JK، Derry HM، Fagundes CP (نوامبر ۲۰۱۵). "التهاب: افسردگی شعله های آتش را می افزاید و در گرما جشن می گیرد" . مجله آمریکایی روانپزشکی . 172 (11): 1075-91. doi : 10.1176/appi.ajp.2015.15020152 . PMC 6511978 . PMID 26357876 .  
  73. ویلیامز سی (4 ژانویه 2015). "آیا افسردگی نوعی واکنش آلرژیک است؟" . نگهبان .
  74. Brietzke E، Stertz L، Fernandes BS، Kauer-Sant'anna M، Mascarenhas M، Escosteguy Vargas A، و همکاران. (اوت 2009). "مقایسه سطح سیتوکین در بیماران افسرده، مانیک و اتیمیک مبتلا به اختلال دوقطبی". مجله اختلالات عاطفی . 116 (3): 214-7. doi : 10.1016/j.jad.2008.12.001 . PMID 19251324 . 
  75. مولر N، شوارتز MJ، Dehning S، Douhe A، Cerovecki A، Goldstein-Müller B، و همکاران. (ژوئیه 2006). "سلکوکسیب مهارکننده سیکلواکسیژناز-2 دارای اثرات درمانی در افسردگی شدید است: نتایج یک مطالعه آزمایشی دوسوکور، تصادفی، کنترل شده با دارونما و افزودنی به ریبوکستین" . روانپزشکی مولکولی . 11 (7): 680-4. doi : 10.1038/sj.mp.4001805 . PMID 16491133 . 
  76. Canli T (2014). "مفهوم مجدد اختلال افسردگی اساسی به عنوان یک بیماری عفونی" . زیست شناسی اختلالات خلقی و اضطرابی . 4 : 10. doi : 10.1186/2045-5380-4-10 . PMC 4215336 . PMID 25364500 .  
  77. ساینی، امان. اوه، ته هیون؛ غانم، دوری آنتونی; کاسترو، مگان؛ باتلر، متیو؛ سین فای لام، چون چیانگ; پوسپورلیس، سوتیریس؛ لوئیس، گلین؛ دیوید، آنتونی اس. راجرز، جاناتان پی (15 اکتبر 2021). نشانگرهای التهابی و گاز خون هذیان COVID-19 در مقایسه با هذیان غیرCOVID-19: یک مطالعه مقطعی . سالمندی و سلامت روان : 1-8. doi : 10.1080/13607863.2021.1989375 . ISSN 1360-7863 . PMID 34651536 . S2CID 238990849 .   
  78. رامانلل، رضی؛ گوپتا، ویکاس (2021)، "فیزیولوژی، اتساع عروق" ، StatPearls ، جزیره گنج (FL): StatPearls Publishing، PMID 32491494 ، بازیابی شده در 22 سپتامبر 2021 
  79. ^ a b Parimisetty A، Dorsemans AC، Awada R، Ravanan P، Diotel N، Lefebvre d'Hellencourt C (مارس 2016). "گفتگوی پنهانی بین بافت چربی و سیستم عصبی مرکزی از طریق عوامل ترشحی - یک مرز در حال ظهور در تحقیقات عصبی" . مجله التهاب عصبی (مرور). 13 (1): 67. doi : 10.1186/s12974-016-0530-x . PMC 4806498 . PMID 27012931 .  
  80. Kershaw EE، Flier JS (ژوئن 2004). "بافت چربی به عنوان یک اندام غدد درون ریز" . مجله غدد درون ریز و متابولیسم بالینی . 89 (6): 2548-56. doi : 10.1210/jc.2004-0395 . PMID 15181022 . 
  81. ^ Bastard JP، Jardel C، Bruckert E، Blondy P، Capeau J، Laville M، و همکاران. (سپتامبر 2000). افزایش سطح اینترلوکین 6 در سرم و بافت چربی زیر جلدی زنان چاق پس از کاهش وزن کاهش می یابد. مجله غدد درون ریز و متابولیسم بالینی . 85 (9): 3338-42. doi : 10.1210/jc.85.9.3338 . PMID 10999830 . 
  82. Mohamed-Ali V، Flower L، Sethi J، Hotamisligil G، Gray R، Humphries SE، و همکاران. (دسامبر 2001). "تنظیم بتا آدرنرژیک انتشار IL-6 از بافت چربی: مطالعات in vivo و in vitro". مجله غدد درون ریز و متابولیسم بالینی . 86 (12): 5864-9. doi : 10.1210/jc.86.12.5864 . PMID 11739453 . 
  83. ^ a b c d e f g Loffreda S، Yang SQ، Lin HZ، Karp CL، Brengman ML، Wang DJ، و همکاران. (ژانويه 1998). لپتین پاسخ های ایمنی پیش التهابی را تنظیم می کند. مجله FASEB . 12 (1): 57-65. doi : 10.1096/fasebj.12.1.57 . PMID 9438411 . 
  84. ^ a b c d e f g Esposito K، Nappo F، Marfella R، Giugliano G، Giugliano F، Ciotola M، و همکاران. (اکتبر 2002). "غلظت سیتوکین های التهابی به شدت توسط هیپرگلیسمی در انسان افزایش می یابد: نقش استرس اکسیداتیو" . گردش . 106 (16): 2067-72. doi : 10.1161/01.CIR.0000034509.14906.AE . PMID 12379575 . 
  85. Petersen AM، Pedersen BK (آوریل 2005). "اثر ضد التهابی ورزش". مجله فیزیولوژی کاربردی . 98 (4): 1154-62. doi : 10.1152/japplphysiol.00164.2004 . PMID 15772055 . S2CID 4776835 .  
  86. Rogowski O، Shapira I، Bassat OK، Chundadze T، Finn T، Berliner S، Steinvil A (ژوئیه 2010). "دور کمر به عنوان عامل اصلی پاسخ ریز التهابی در سندرم متابولیک: یک مطالعه مقطعی" . مجله التهاب . 7 : 35. doi : 10.1186/1476-9255-7-35 . PMC 2919526 . PMID 20659330 .  
  87. Goldfine AB, Shoelson SE (ژانویه ۲۰۱۷). "رویکردهای درمانی برای هدف قرار دادن التهاب برای دیابت و خطرات قلبی عروقی مرتبط" . مجله تحقیقات بالینی . 127 (1): 83-93. doi : 10.1172/jci88884 . PMC 5199685 . PMID 28045401 .  
  88. ^ چوی جی، جوزف ال، خلبان ال (مارس 2013). "چاقی و پروتئین واکنشی C در جمعیت های مختلف: مروری سیستماتیک و متاآنالیز". بررسی چاقی 14 (3): 232-44. doi : 10.1111/obr.12003 . PMID 23171381 . S2CID 206227739 .  

پیوندهای خارجی