طرفداری درون گروهی

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

طرفداری درون گروهی ، که گاهی اوقات به عنوان تعصب درون گروهی-برون گروهی ، تعصب درون گروهی ، تعصب درون گروهی ، یا ترجیح درون گروهی شناخته می شود، الگویی از طرفداری اعضای درون گروهی نسبت به اعضای بیرون گروه است. این را می توان در ارزیابی دیگران، در تخصیص منابع و به طرق دیگر بیان کرد. [1] [2]

این تأثیر توسط بسیاری از روانشناسان تحقیق شده است و با بسیاری از نظریه های مربوط به تعارض گروهی و تعصب مرتبط است. این پدیده در درجه اول از دیدگاه روانشناسی اجتماعی دیده می شود. مطالعات نشان داده است که طرفداری درون گروهی در نتیجه تشکیل گروه های فرهنگی به وجود می آید. [3] [4] این گروه‌های فرهنگی را می‌توان بر اساس ویژگی‌های به‌ظاهر قابل مشاهده بی‌اهمیت تقسیم کرد، اما با گذشت زمان، جمعیت‌ها رشد می‌کنند تا ویژگی‌های خاصی را با رفتار خاصی مرتبط کنند، و هم‌واریاسیون را افزایش می‌دهند. سپس این امر سوگیری درون گروهی را تحریک می کند.

دو رویکرد نظری برجسته به پدیده طرفداری درون گروهی، نظریه تعارض واقع گرایانه و نظریه هویت اجتماعی است . تئوری تعارض واقع گرایانه پیشنهاد می کند که رقابت بین گروهی، و گاهی اوقات تعارض بین گروهی، زمانی به وجود می آید که دو گروه ادعاهای متضادی در مورد منابع کمیاب داشته باشند. در مقابل، نظریه هویت اجتماعی یک انگیزه روانشناختی برای هویت‌های اجتماعی مثبت متمایز را به عنوان علت اصلی کلی رفتار طرفدار درون گروهی مطرح می‌کند.

خاستگاه سنت تحقیق

در سال 1906، ویلیام سامنر ، جامعه شناس، اظهار داشت که انسان ها گونه ای هستند که به دلیل ماهیت خود در گروه ها به هم می پیوندند. با این حال، او همچنین اظهار داشت که انسان ها تمایل ذاتی دارند که گروه خود را بر دیگران ترجیح دهند، و اعلام کرد که چگونه "هر گروهی غرور و غرور خود را تغذیه می کند، خود را برتر می بالد، در الوهیت خود وجود دارد، و به دیگران با تحقیر می نگرد". [5] این در سطح گروه با تعصب درون گروهی- برون گروهی دیده می شود. وقتی در گروه‌های بزرگ‌تری مانند قبایل، گروه‌های قومی یا ملت‌ها تجربه شود، به آن قوم‌گرایی گفته می‌شود .

توضیحات

مسابقه

تئوری تعارض واقع‌گرایانه (یا تعارض گروهی واقع‌گرایانه) بیان می‌کند که رقابت بین گروه‌ها برای منابع، علت سوگیری درون گروهی و برخورد منفی مربوطه با اعضای بیرون گروه است. آزمایش غار دزدان مظفر شریف شناخته شده ترین نمایش نظریه تعارض واقع گرایانه است. در این آزمایش، 22 پسر یازده ساله با پیشینه های مشابه در یک موقعیت کمپ تابستانی ساختگی مورد مطالعه قرار گرفتند و محققان به عنوان پرسنل کمپ معرفی شدند.

پسران به دو گروه مساوی تقسیم شدند و با هدف پرورش ذهنیت درون گروهی تشویق به پیوند شدند. سپس محققان مجموعه‌ای از فعالیت‌های رقابتی را معرفی کردند که گروه‌ها را در مقابل یکدیگر برای دریافت جایزه‌ای ارزشمند قرار دادند. خصومت و منفی بافی برون گروهی به وجود آمد. [6] در نهایت، محققان تلاش کردند تا با درگیر کردن پسران در موقعیت‌های وابستگی متقابل، خصومت را معکوس کنند، تلاشی که در نهایت منجر به هماهنگی نسبی بین دو گروه شد.

شریف از این آزمایش نتیجه گرفت که نگرش های منفی نسبت به گروه های بیرونی زمانی ایجاد می شود که گروه ها برای منابع محدود رقابت می کنند. [6] با این حال، او همچنین این نظریه را مطرح کرد که می‌توان اصطکاک‌های بین گروهی را کاهش داد و روابط مثبت ایجاد کرد، [6] اما تنها در صورت وجود یک هدف فراگیر که تنها با همکاری دو گروه می‌توان به آن دست یافت. [6] [1]

عزت نفس

بر اساس نظریه هویت اجتماعی ، یکی از عوامل کلیدی تعیین کننده سوگیری های گروهی، نیاز به بهبود عزت نفس است. میل به مثبت نگریستن به خود به گروه منتقل می‌شود و این تمایل را ایجاد می‌کند که گروه خود را با دیدی مثبت و در مقایسه با گروه‌های بیرونی با دیدی منفی ببیند. [7] یعنی افراد دلیلی هر چند ناچیز پیدا خواهند کرد تا به خود ثابت کنند که چرا گروه خودشان برتر هستند. این پدیده توسط هنری تاجفل ، روانشناس اجتماعی بریتانیایی که به ریشه روانشناختی تعصب درون گروهی/برون گروهی نگاه می کرد، پیشگام و گسترده ترین مطالعه را انجام داد. برای مطالعه این موضوع در آزمایشگاه، تاجفل و همکارانش گروه های حداقلی ایجاد کردند (به پارادایم گروه حداقل مراجعه کنید) زمانی رخ می دهد که "غریبه های کامل با استفاده از پیش پا افتاده ترین معیارهای قابل تصور به گروه هایی تبدیل شوند". در مطالعات تاجفل، شرکت‌کنندگان با چرخاندن یک سکه به گروه‌هایی تقسیم شدند، و سپس به هر گروه گفته شد که از سبک خاصی از نقاشی قدردانی کند، هیچ یک از شرکت‌کنندگان در زمان شروع آزمایش با آن آشنا نبودند. آنچه تاجفل و همکارانش کشف کردند این بود که - صرف نظر از این واقعیت که الف) شرکت کنندگان یکدیگر را نمی شناختند، ب) گروه های آنها کاملاً بی معنی بودند، و ج) هیچ یک از شرکت کنندگان تمایلی به این نداشتند که کدام "سبک" را بهتر دوست دارند. - شرکت کنندگان تقریباً همیشه "اعضای گروه خود را بهتر دوست داشتند و اعضای درون گروه خود را به احتمال زیاد دارای شخصیت های خوشایند ارزیابی کردند". با داشتن برداشت مثبت تر از افراد درون گروهی،افراد به عنوان اعضای آن گروه می توانند عزت نفس خود را تقویت کنند.[1]

رابرت سیالدینی و تیم تحقیقاتی‌اش تعداد تی‌شرت‌هایی را که در محوطه‌های دانشگاهی پس از برد یا باخت در بازی فوتبال پوشیده می‌شد، بررسی کردند. آنها دریافتند که دوشنبه بعد از یک برد، به طور متوسط ​​تعداد تی شرت های پوشیده شده بیشتر از بعد از باخت بود. [1] [8]

در مجموعه دیگری از مطالعات، که در دهه 1980 توسط جنیفر کراکر و همکارانش با استفاده از الگوی گروهی حداقلی انجام شد، افراد با عزت نفس بالا که تهدیدی برای خودپنداره بودند، سوگیری های درون گروهی بیشتری را نسبت به افراد با عزت نفس پایین نشان دادند. تهدیدی برای خودپنداره [9] در حالی که برخی از مطالعات از این مفهوم از همبستگی منفی بین عزت نفس و سوگیری درون گروهی حمایت کرده اند، [10] دیگر محققان دریافته اند که افراد با عزت نفس پایین سوگیری بیشتری نسبت به درون گروه و برون گروه نشان می دهند. اعضا. [9] برخی از مطالعات حتی نشان داده‌اند که گروه‌های دارای عزت‌نفس بالا نسبت به گروه‌های دارای عزت‌نفس پایین تعصب بیشتری نشان دادند. [11]این تحقیق ممکن است نشان دهد که یک توضیح جایگزین و استدلال اضافی در مورد رابطه بین عزت نفس و سوگیری های درون گروهی/برون گروهی وجود دارد. از طرف دیگر، ممکن است محققان از نوع اشتباه معیارهای عزت نفس برای آزمایش ارتباط بین عزت نفس و سوگیری درون گروهی (عزت نفس شخصی جهانی به جای عزت نفس اجتماعی خاص) استفاده کرده باشند. [12]

مبنای بیولوژیکی به عنوان اثر اکسی توسین

در یک متاآنالیز و بررسی اثر اکسی توسین بر رفتار اجتماعی که توسط کارستن دی درو انجام شد ، تحقیق بررسی شده نشان می‌دهد که اکسی‌توسین باعث ایجاد اعتماد، به‌ویژه نسبت به افراد با ویژگی‌های مشابه - طبقه‌بندی شده به عنوان اعضای «در گروه» - می‌شود. همکاری و طرفداری نسبت به این گونه افراد. [13] این سوگیری حسن نیت ناشی از اکسی توسین نسبت به افرادی با ویژگی ها و ویژگی هایی که مشابه تلقی می شود ممکن است به عنوان پایه ای بیولوژیکی برای حفظ همکاری و حفاظت درون گروهی تکامل یافته باشد، که با بینش داروینی مطابقت دارد که اعمال از خودگذشتگی و همکاری کمک می کند. به عملکرد گروه و در نتیجه بهبود شانس بقا برای اعضای گروه مذکور. [13]

نژاد را می توان به عنوان نمونه ای از گرایش های درون گروهی و برون گروهی استفاده کرد زیرا جامعه اغلب افراد را بر اساس نژاد به گروه هایی (قفقازی، آفریقایی آمریکایی، لاتین تبار و غیره) دسته بندی می کند. یک مطالعه که نژاد و همدلی را مورد بررسی قرار داد نشان داد که شرکت‌کنندگانی که اکسی توسین از طریق بینی دریافت می‌کردند، نسبت به عکس‌های اعضای خارج از گروه با همان حالت، واکنش‌های قوی‌تری نسبت به عکس‌های اعضای درون گروهی داشتند که چهره‌ای دردناک داشتند. [14] این نشان می دهد که اکسی توسین ممکن است در توانایی ما برای همدردی با افراد نژادهای مختلف دخیل باشد، به طوری که افراد یک نژاد به طور بالقوه برای کمک به افراد یک نژاد نسبت به افراد نژاد دیگر در هنگام تجربه درد، سوگیری دارند.

اکسی توسین همچنین در دروغ گفتن دخیل است، زمانی که دروغگویی برای سایر اعضای گروه مفید است. در مطالعه‌ای که چنین رابطه‌ای مورد بررسی قرار گرفت، مشخص شد که وقتی به افراد اکسی‌توسین داده شد، میزان عدم صداقت در پاسخ‌های شرکت‌کنندگان برای اعضای درون گروهی افزایش می‌یابد، زمانی که نتیجه مفیدی برای گروهشان انتظار می‌رفت. [15] هر دوی این مثال ها تمایل به عمل به روش هایی را نشان می دهد که به نفع اعضای گروه است.

هویت خود و هویت اجتماعی

همانطور که در دو بررسی نظری اخیر اشاره شد، [16] مبنای نظری برای گنجاندن هویت خود در نظریه های کنش مستدل و رفتار برنامه ریزی شده شباهت های زیادی به نظریه هویت اجتماعی [17] و بسط آن، نظریه خود طبقه بندی دارد. [18]بر اساس نظریه هویت اجتماعی، یکی از مؤلفه‌های مهم خودپنداره از عضویت در گروه‌ها و دسته‌های اجتماعی ناشی می‌شود. هنگامی که افراد خود را بر اساس یک مقوله اجتماعی خود شامل (مثلاً جنس، طبقه، تیم) تعریف و ارزیابی می‌کنند، دو فرآیند وارد عمل می‌شوند: (1) طبقه‌بندی، که به طور ادراکی تفاوت‌های بین گروهی و بیرونی را برجسته می‌کند، و شباهت بین اعضای درون گروه (از جمله خود) در ابعاد کلیشه ای. و (2) خودسازی که چون خودپنداره بر حسب عضویت در گروه تعریف می‌شود، از نظر رفتاری و ادراکی به دنبال برتری دادن به درون گروه بر بیرون گروه است. هویت های اجتماعی از نظر شناختی به عنوان نمونه های اولیه گروهی نشان داده می شوند که باورها، نگرش ها،

به طور خاص، طبق نظریه هویت اجتماعی، پیوستاری بین تغییرات هویت فردی و اجتماعی در امتداد این پیوستار وجود دارد که تعیین می‌کند تا چه حد ویژگی‌های مرتبط با گروه یا شخصی بر احساسات و اعمال فرد تأثیر می‌گذارد. [19]اگر یک هویت اجتماعی خاص، مبنای برجسته‌ای برای خودپنداری باشد، آن‌گاه خود به نمونه اولیه درون گروهی درک می‌شود که می‌تواند به عنوان مجموعه‌ای از هنجارهای درون گروهی درک شده در نظر گرفته شود، مانند ادراک از خود، باورها، نگرش‌ها، احساسات و رفتارها بر اساس نمونه اولیه گروه تعریف می شوند. بنابراین، هویت اجتماعی باید از طریق نقش میانجی هنجارهای گروهی بر رفتار تأثیر بگذارد. اگر با هنجارهای عضویت گروهی مرتبط با رفتار مطابقت داشته باشد، افراد تمایل بیشتری به انجام یک رفتار خاص خواهند داشت، به ویژه اگر هویت مبنای برجسته ای برای تعریف خود باشد. اگر عضویت در گروه برجسته نباشد، رفتار و احساسات افراد باید با ویژگی‌های شخصی و خاص آنها مطابقت داشته باشد تا هنجارهای گروهی.

از سوی دیگر، نظریه هویت خود بیان می کند که خود اغلب بازتابی از هنجارها و عملکردهای مورد انتظار در نقش اجتماعی یک فرد است. در مرکز آن این گزاره قرار دارد که خود از اجزای چندوجهی و متمایز تشکیل شده است که به شکلی سازمان یافته برای پرکردن نقش ها در جامعه وجود دارند. [20]افراد تنها از طریق گفتگو با دیگران قادر به ایجاد هویت برای خود هستند و اغلب نقش هایی که بر عهده می گیرند از گروهی به گروه دیگر متفاوت است. این نقش‌ها و موقعیت‌های متفاوتی که افراد پر می‌کنند، نتیجه تعامل آنها با دیگران است و هویت نقش نامیده می‌شود. هویت‌های نقش ممکن است خودآگاهی باشند، یا ممکن است حقایقی مانند مادر بودن، مددکار اجتماعی یا اهداکننده خون باشند. هویت نقش افراد را به دلیل انتظارات مفروض از نقش ها به شیوه های خاصی سوق می دهد. از آنجایی که در انجام انتظارات از نقش رضایت وجود دارد، اغلب در پشت ناتوانی در مطابقت با هویت خود که توسط هنجارهای اجتماعی تعریف شده است، ناراحتی وجود دارد. همچنین یک سلسله مراتب اهمیت برای نقش هایی که افراد به عهده می گیرند وجود دارد، و با توجه به جایگاه سلسله مراتبی نقش ها،

برجستگی هویت، احتمال استناد به هویت های نقشی در موقعیت های مختلف، نتیجه این است که هویت های نقش به صورت سلسله مراتبی در ترتیبات مختلف از فردی به فرد دیگر قرار می گیرند. افرادی که نقش‌های یکسانی دارند ممکن است متفاوت عمل کنند زیرا برخی از نقش‌ها بیش از دیگران ارزش دارند. [21] برای مثال، یک مادر شاغل ممکن است زمان کمتری برای گذراندن با فرزند خود داشته باشد در مقایسه با مادری که کار نمی کند. رفتارها منعکس کننده هویت هایی هستند که به صورت سلسله مراتبی توسط افراد بالاتر است، بنابراین افراد بر اساس این سلسله مراتب ها ارزش خود را نشان می دهند. [22]کسی که هویت روان‌شناس بودن را بالاتر از زبان‌شناس بودن می‌داند، متوجه می‌شود که اگرچه ممکن است در هنگام ملاقات با فرد دیگری که در روان‌شناسی بهتر از او است، رقابتی شود، اما اهمیتی نمی‌دهد که در تماس با کسی که در زبان شناس بودن بسیار بهتر از او است. به همین ترتیب، روابط اجتماعی نیز تحت تأثیر این برجستگی است. هویت خود اغلب افراد را در زمینه‌های اجتماعی قرار می‌دهد و تعهد به نقش در آن زمینه، بخش بزرگی از اجرای ایده خود است. همچنین افرادی را پیدا می‌کند که بیشتر با دیگران ارتباط دارند و هویت‌های مشابهی را در بالای سلسله مراتب خود دارند.

از آنجایی که افراد خودپنداره هایی دارند که از نقشی که برای خود در چارچوب یک گروه تعریف می کنند نشأت می گیرد، وقتی در نقش خود باقی می مانند، شباهت های بین گروهی بیشتر می شود در حالی که تفاوت های بین گروهی کاهش می یابد. [23] در تلاش برای جذب خود بر اساس تمایلات یک گروه، اغلب افراد بازنمایی یا هویت درون گروهی خود را دوباره پیکربندی می کنند. نمونه های اولیه خاصی در مورد این گروه ها شکل می گیرد که مجدداً قوانینی را تأیید می کند که اعضای گروه تشویق می شوند از آنها پیروی کنند. اطلاعات و دیدگاه‌های مشترک بیشتر از اطلاعات جدید و مشترک در یک گروه مورد بحث قرار می‌گیرند، بنابراین هنجاری ایجاد می‌شود که در آن دیدگاه‌های اکثریت تداوم می‌یابد و دیگران ساکت می‌شوند. [24]این هنجار سیال است و با توجه به زمینه‌های مختلف تغییر می‌کند، اما آنهایی که در درون گروه می‌خواهند در همه مسائل با دیدگاه‌های اکثریت همگام باشند، باید نقش فعالی در تأیید دیدگاه‌های درون گروهی در رقابت با گروه‌های بیرونی داشته باشند.

تکامل درون گروهی

تشکیل گروه های فرهنگی

مطالعات نشان داده است که طرفداری درون گروهی به طور درونزا و از طریق تشکیل گروه های فرهنگی به وجود می آید . [3] نشانگرهای نمادین در شرایط خاص می‌توانند منجر به ایجاد گروه‌های بی‌اهمیت به گروه‌های فرهنگی شوند. تشکیل چنین گروه های فرهنگی منجر به درجه بالاتری از طرفداری درون گروهی می شود.

Efferson، Lalive و Fehr چنین مطالعه ای را در سال 2008 منتشر کردند و از یک سری بازی های هماهنگی برای تقلید از همکاری بین افراد استفاده کردند. این مطالعه نشان داد که گروه‌های فرهنگی از طریق ایجاد ارتباط بین یک رفتار مرتبط با بازده و یک نشانگر غیرمرتبط با بازده، قادر به تشکیل درون‌زا هستند. متعاقباً، طرفداری درون گروهی در تعاملات اجتماعی متعاقب آن رخ داد. [3]

شرکت‌کنندگان ابتدا به یکی از چندین جمعیت 10 نفره تقسیم شدند و سپس به زیرجمعیت‌های 5 نفره تقسیم شدند. هر گروه بازده متفاوتی برای هماهنگی در یکی از 2 انتخاب، رفتار A یا رفتار B داشتند. در گروه 1، شرکت‌کنندگان 41 امتیاز دریافت کردند. برای هماهنگی (انتخاب A خود و انتخاب شرکت کننده دیگری که همچنین A را انتخاب کرده است) در A و 21 برای هماهنگی در B. سود در گروه 2 تغییر یافت. در هر دو گروه به شرکت کنندگان به دلیل عدم هماهنگی فقط 1 امتیاز تعلق گرفت. در طول هر نوبت، شرکت‌کنندگان مجاز به انتخاب یک نشانگر بی‌ربط (دایره یا مثلث) بودند. بازیکنان هر دو زیرجمعیت با هم ترکیب شدند تا مشکل هماهنگی ایجاد شود و در هر نوبت، یک بازیکن ناشناس از هر زیرجمعیت به‌طور تصادفی جابجا می‌شد.

این آزمایش موقعیتی را ایجاد کرد که در آن شرکت کنندگان به شدت برانگیخته شدند تا حس رفتارهای مورد انتظار را در زیرجمعیت خود ایجاد کنند، اما گاهی اوقات خود را در موقعیت کاملاً جدیدی می یابند که در آن رفتارهای آنها مطابق با هنجارهای اجتماعی نبود . [3]

نتایج نشان داد که بازیکنان به طور کلی تمایل به جفت کردن رفتار با یک نشانگر دارند، به خصوص اگر منجر به بازده مثبت شده باشد. با افزایش پیوندها در سطح فردی، تغییرات کمکی (نشانگر و رفتار) در سطح کل نیز افزایش می‌یابد. در این آزمایش، افزایش قابل توجهی در شرکت‌کنندگانی وجود داشت که با پیشرفت آن، شریک‌هایی با انتخاب هم‌شکل درخواست می‌کردند، اگرچه انتخاب اولیه شکل تأثیری بر بازده نداشت. در پایان آزمایش، این عدد به میزان قابل توجهی 87 درصد رسید که نشان دهنده وجود علاقه مندی درون گروهی است.

مطالعه آنها از این فرضیه حمایت می کند که تشکیل گروه های فرهنگی فشار انتخابی افراد را تغییر می دهد و بنابراین منجر به سودمند بودن برخی از ویژگی های رفتاری می شود. [4] [3] بنابراین، اگر چنین فشارهای انتخابی در تمدن های گذشته وجود داشته باشد، جایی که عضویت در یک گروه خاص با یک هنجار رفتاری خاص در ارتباط است، ظهور سوگیری های درون گروهی در جایی که رفتار به شیوه های متفاوت برای اعضا مفید است، وجود داشته باشد. از همان گروه قطعا قابل قبول است. [3]

تفاوت های جنسیتی

سوگیری خودکار برای جنسیت شخصی

رودمن و گودوین تحقیقی در مورد سوگیری جنسیتی انجام دادند که ترجیحات جنسیتی را بدون پرسش مستقیم از شرکت کنندگان اندازه گیری می کرد. آزمودنی‌های دانشگاه پردو و راتگرز در کارهای رایانه‌ای شرکت کردند که نگرش‌های خودکار را براساس سرعت طبقه‌بندی ویژگی‌های خوشایند و ناخوشایند در هر جنسیت اندازه‌گیری می‌کردند. چنین کاری برای کشف اینکه آیا مردم کلمات خوشایند (خوب، شاد و آفتاب) را با زنان مرتبط می‌کنند و کلمات ناخوشایند (بد، دردسر و درد) را با مردان مرتبط می‌دانند. [25]

این تحقیق نشان داد که در حالی که زنان و مردان دیدگاه های مطلوب تری نسبت به زنان دارند، سوگیری های درون گروهی زنان 4.5 برابر قوی تر از مردان بود [25] و تنها زنان (نه مردان) تعادل شناختی را در بین سوگیری های درون گروهی، هویت، و عزت نفس، نشان می دهد که مردان فاقد مکانیزمی هستند که ترجیحات خودکار برای جنسیت خود را تقویت کند. [25]

مسابقه

Van Vugt، De Cremer و Janssen با استفاده از یک بازی عمومی-کالا، دریافتند که مردان در مواجهه با رقابت بیرونی از گروه دیگر، کمک بیشتری به گروه خود می کنند. هیچ تفاوت مشخصی بین مشارکت زنان وجود نداشت. [26]

طرفداری مبتنی بر قومیت

فرشتمن و گیزی در سال 2001 دریافتند که مردان در یک بازی «اعتماد» بر اساس قومیت، تعصبات درون گروهی نشان می‌دهند، در حالی که این تمایل در زنان وجود نداشت. [27] این مطالعه با هدف شناسایی تبعیض قومیتی در جامعه یهودی اسرائیل انجام شد و بر روی 996 دانشجوی کارشناسی اسرائیلی انجام شد. گروه ها بر اساس اینکه نام شرکت کننده معمولاً از نظر قومی شرقی یا اشکنازی بود از هم جدا شدند . مشابه بازی دیکتاتوری، به آزمودنی ها دستور داده شد که مبلغی را تقسیم کنند (20 NIS) بین خود و بازیکن دیگر. به بازیکن الف گفته شد که هر پولی که به بازیکن B ارسال شود سه برابر خواهد شد و بازیکن B جزئیات آزمایش از جمله نام بازیکن A و مبلغ انتقالی را دریافت خواهد کرد. متعاقباً، بازیکن B می‌تواند انتخاب کند که آیا پولی را پس بدهد یا نه.

این آزمایش نشان داد که علیرغم اشتراک گذاری مقادیر میانگین انتقال مشابه (10.63 برای زنان و 11.42 برای مردان)، زنان تعصبات درون گروهی قابل توجهی را در مورد دریافت کنندگان با نام های اشکنازی یا شرقی نشان ندادند. با این حال، تعصبی علیه نام‌های شرقی در میان مردان وجود داشت. [27]

علاوه بر این، مردان برای مردان اشکنازی در مقایسه با زنان تعصب بیشتری نشان دادند، اما برعکس در مورد نام‌های شرقی صادق بود. [27] این نتیجه ممکن است غیر شهودی به نظر برسد، زیرا به نظر می‌رسد که شرکت‌کنندگان اگر هر دو مرد بودند، اشتراکات بیشتری دارند. بنابراین، ما انتظار داریم که زنان شرقی بیشتر به حاشیه رانده شوند، اما در واقع با سایر مطالعاتی که تبعیض علیه زنان آفریقایی-آمریکایی را مورد مطالعه قرار دادند، سازگار است. [28]

سن رشد

در سال 2008، Fehr، Bernhard و Rockenbach در مطالعه‌ای که بر روی کودکان انجام شد، دریافتند که پسران از سنین 3 تا 8 سالگی طرفداری درون گروهی نشان می‌دهند، در حالی که دختران چنین تمایلاتی را نشان نمی‌دهند. [29] این آزمایش شامل استفاده از "بازی حسادت"، نسخه اصلاح شده بازی دیکتاتور بود . توضیح احتمالی ارائه شده توسط محققان بر مبنای تکاملی تکیه داشت. [29]

آنها این نظریه را مطرح کردند که منطقه گرایی و طرفداری از اعضای یک گروه ممکن است به ویژه سودمند بوده باشد زیرا موقعیت گروه افراد را در درگیری های بین گروهی تقویت می کند. [29] از آنجایی که مردان در گذشته مکرراً در خط مقدم چنین درگیری‌هایی قرار داشتند و در نتیجه اکثر هزینه‌های درگیری‌ها را از نظر جراحت یا مرگ متحمل می‌شدند، تکامل ممکن است حساسیت بیشتری را در مردان در موقعیت‌هایی فراهم کند که منجر به بازده سودمندی برای درون گروه آنها شد. بنابراین، همانطور که در آزمایش مشهود بود، مردان از سنین پایین‌تر نسبت به زنان تمایل به نشان دادن تعصبات درون گروهی داشتند. [29]

نمونه های دنیای واقعی

انکار نسل کشی ارامنه

یک مطالعه در سال 2013 نشان داد که ترک‌هایی که تعصب درون گروهی قوی‌تری دارند، کمتر احتمال دارد که مسئولیت درون گروهی نسل‌کشی ارامنه را بپذیرند . [30]

انتخابات ریاست جمهوری 2008 ایالات متحده

مطالعه ای که در طول انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 انجام شد نشان داد که هویت های گروهی چگونه پویا هستند. [31] این مطالعه در میان 395 دموکرات از کمبریج، MA، با استفاده از یک بازی دیکتاتور اقتصاد انجام شد. به آزمودنی ها 6 دلار داده شد تا بین خود و شخص دیگری تقسیم کنند. دریافت کنندگان ناشناس ماندند، جدا از اینکه از کدام نامزد در انتخابات مقدماتی دموکرات حمایت کردند .

داده ها در سه دوره مجزا جمع آوری شد. 10 تا 18 ژوئن (پس از سخنرانی امتیازی هیلاری کلینتون در 7 ژوئن)؛ 9 تا 14 اوت، قبل از کنوانسیون ملی دمکراتیک در 25; و از 2 تا 5 سپتامبر، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری. نتایج نشان داد که مردان از ژوئن تا DNC در ماه آگوست، طرفداری قابل توجهی در درون گروه نشان دادند. با این حال، این سوگیری درون گروهی در ماه سپتامبر وجود نداشت. زنان در سرتاسر این مدت هیچ گونه علاقه مندی درون گروهی نشان ندادند.

این آزمایش نشان داد که هویت های گروهی انعطاف پذیر هستند و می توانند در طول زمان تغییر کنند. [31] محققان این نظریه را مطرح کردند که سوگیری درون گروهی در ماه ژوئن قوی بود، زیرا رقابت برای نامزدی دموکرات ها در انتخابات هنوز جدید و در نتیجه برجسته بود. فقدان درگیری انتخاباتی واقعی (علیه جمهوری خواهان ) باعث شد که درک گروه های برجسته در ماه اوت باقی بماند. [31] تنها در ماه سپتامبر، طرفداری درون گروهی فروکش کرد زیرا اکنون یک هدف مافوق مشترک بین گروه ها وجود داشت.

ویکی پدیا

تحقیقی که در مورد 35 درگیری بین گروهی (مثلاً جنگ فالکلند ) با مقایسه نسخه‌های زبانی مربوط به ویکی‌پدیا (مثلاً انگلیسی، اسپانیایی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، شواهدی برای طرفداری درون گروهی یافت: در حالی که « داخل گروه » به‌طور سیستماتیک ترجیح داده می‌شد و ارائه شد. در منظر مطلوب تر، " برون گروه " به عنوان غیراخلاقی تر و مسئول تر درگیری معرفی شد. [32] با این حال، بین درگیری‌ها، تفاوت‌های اساسی وجود داشت، و تحلیل‌های اضافی نشان داد که طرفداری درون گروهی در درگیری‌های اخیر و در مقالاتی که عمدتاً توسط اعضای «داخل گروه» نوشته شده‌اند، آشکارتر است. [32]

در مقابل منفی بودن بیرون گروه

روانشناسان اجتماعی مدت هاست که بین طرفداری درون گروهی و منفی گرایی برون گروهی تمایز قائل شده اند، که در آن منفی گرایی برون گروهی عمل تنبیه یا بارگذاری بر گروه است. [19] در واقع، مجموعه قابل توجهی از تحقیقات وجود دارد که تلاش می کند رابطه بین طرفداری درون گروهی و منفی بودن برون گروهی و همچنین شرایطی را که منجر به منفی بودن برون گروهی می شود، شناسایی کند. [33] [34] [35] برای مثال، استروخ و شوارتز از پیش‌بینی‌های نظریه تطابق باورها حمایت کردند. [36] نظریه تطابق باورها به میزان شباهت در باورها، نگرش ها و ارزش های درک شده مربوط می شود.بین افراد وجود داشته باشد. این نظریه همچنین بیان می کند که عدم تشابه باعث افزایش جهت گیری های منفی نسبت به دیگران می شود. وقتی در مورد تبعیض نژادی به کار می رود ، نظریه تطابق باورها استدلال می کند که عدم تشابه باورها بیشتر از خود نژاد بر تبعیض نژادی تأثیر دارد.

تحقیقات شواهدی از سوگیری درون گروهی در تحقیقات پلیس [37] و تصمیمات قضایی پیدا می کند. [38]

رابطه بیولوژیکی

اکسی توسین نه تنها با ترجیحات افراد برای ارتباط با اعضای گروه خود مرتبط است، بلکه در هنگام درگیری بین اعضای گروه های مختلف نیز مشهود است. در طول درگیری، افرادی که اکسی توسین از طریق بینی تجویز می‌شوند، پاسخ‌های با انگیزه دفاعی بیشتری نسبت به اعضای درون گروهی نسبت به اعضای بیرون گروه نشان می‌دهند. علاوه بر این، اکسی توسین با تمایل شرکت‌کنندگان برای محافظت از اعضای آسیب‌پذیر درون گروه، علی‌رغم دلبستگی آن فرد به درگیری، مرتبط بود. [39] به طور مشابه، نشان داده شده است که وقتی اکسی توسین تجویز می شود، افراد ترجیحات ذهنی خود را تغییر می دهند تا با ایده آل های درون گروهی نسبت به ایده آل های بیرون گروهی هماهنگ شوند. [40] این مطالعات نشان می دهد که اکسی توسین با پویایی بین گروهی مرتبط است.

علاوه بر این، اکسی توسین بر پاسخ افراد در یک گروه خاص به پاسخ های گروه دیگر تأثیر می گذارد. تعصب درون گروهی در گروه های کوچکتر مشهود است. با این حال، می توان آن را به گروه هایی به بزرگی کل کشور نیز تعمیم داد که منجر به گرایش شدید غیرت ملی می شود. مطالعه ای که در هلند انجام شد نشان داد که اکسی توسین باعث افزایش علاقه مندی درون گروهی ملت آنها شد و در عین حال پذیرش سایر قومیت ها و خارجی ها را کاهش داد. [41] مردم همچنین نسبت به پرچم کشور خود محبت بیشتری نشان می دهند در حالی که در مواجهه با اکسی توسین نسبت به سایر اشیاء فرهنگی بی تفاوت می مانند. [42] بنابراین فرض شده است که این هورمون ممکن است عامل بیگانه هراسی باشدتمایلات ثانویه به این اثر. بنابراین، به نظر می‌رسد که اکسی توسین در سطح بین‌المللی بر افراد تأثیر می‌گذارد، جایی که درون گروه به یک کشور «خانه» خاص تبدیل می‌شود و گروه بیرونی رشد می‌کند تا همه کشورهای دیگر را شامل شود.

انصراف درون گروهی

مطالعات بین‌فرهنگی نشان داده‌اند که تحقیر درون گروهی، تمایل به انتقاد شدیدتر از اعضای گروه یا فرهنگ خود نسبت به اعضای گروه‌های بیرونی، در میان اعضای گروه‌های محروم و اقلیت بیشتر از اعضای اکثریت یا گروه مسلط است. . به گفته ما-کلامز، اسپنسر-راجرز و پنگ، نظریه توجیه سیستم به دنبال توضیح این است که چرا "اقلیت ها گاهی اوقات دیدگاه های توجیه کننده سیستم گروه خود را تایید می کنند". آنها گفتند که تحقیقات آنها در مورد طرفداری و انحراف درون گروهی تا حدی از این نظریه پشتیبانی می کند، اما این نظریه نتوانسته است به تمام نکات ظریف توجه کند. [43]

ما-کلامز و همکاران همچنین دریافتند که در مقایسه با فرهنگ‌های فردگرا، افرادی از فرهنگ‌های جمع‌گرا، مانند فرهنگ‌های آسیای شرقی ، تمایل کمتری به قضاوت اعضای گروه خود نسبت به افراد خارجی داشتند، در حالی که افراد فرهنگ‌های فردگرا تمایل داشتند اعضای گروه خود را به نحو مطلوب‌تری قضاوت کنند. نسبت به قضاوت خارجی ها [43] نظریه هویت اجتماعی [ نیاز به منبع ] و نظریه پردازان فرویدی ، انحراف درون گروهی را به عنوان نتیجه یک تصویر منفی از خود توضیح می دهند ، که معتقدند سپس به گروه تعمیم داده می شود. [43]ما-کلامز و همکاران این نظریه را ارائه کرد که "تحریف درون گروهی ممکن است از نظر فرهنگی هنجاری تر باشد و برای آسیای شرقی ها کمتر آزاردهنده باشد" همانطور که مشهود این واقعیت است که شرق آسیایی ها نیز احتمالا سطوح بالایی از عاطفه مثبت (احساسات) را نسبت به اعضای درون گروه خود گزارش می دهند که نشان دهنده دوسوگرایی نسبت به ویژگی های نامطلوبی که آنها در مورد درون گروه خود تصدیق کرده بودند. به گفته Ma-Kellam و همکاران، نگرش‌ها و باورهای ریشه‌دار فرهنگی، به جای عزت نفس پایین، ممکن است در انحراف درون گروهی فرهنگ‌های جمع‌گرایانه نقش داشته باشند، به دلیل توانایی آنها در تحمل داشتن دیدگاه‌های به ظاهر متناقض. [43]

همچنین ببینید

منابع

  1. ^ a b c d Aronson, E., Wilson, TD, & Akert, R. (2010). روانشناسی اجتماعی . ویرایش هفتم رودخانه زین بالایی: سالن پرنتیس.
  2. ^ تیلور، دونالد ام. دوریا، جانت آر (آوریل 1981). "سوگیری خود خدمتی و گروهی در انتساب". مجله روانشناسی اجتماعی . 113 (2): 201-211. doi : 10.1080/00224545.1981.9924371 .
  3. ^ a b c d e f Efferson, Charles; لالیو، رافائل؛ فهر، ارنست (26-09-2008). "تکامل گروه های فرهنگی و علاقه مندی درون گروهی" (PDF) . علم . 321 (5897): 1844–1849. Bibcode : 2008Sci...321.1844E . doi : 10.1126/science.1155805 . PMID 18818361 . S2CID 32927015 .   
  4. ^ a b فو، فنگ; تارنیتا، کورینا ای. کریستاکیس، نیکلاس آ. وانگ، لانگ؛ رند، دیوید جی. نواک، مارتین آ. (2012-06-21). "تکامل طرفداری درون گروهی" . گزارش های علمی 2 : 460. Bibcode : 2012NatSR...2E.460F . doi : 10.1038/srep00460 . PMC 3380441 . PMID 22724059 .  
  5. سامنر، ویلیام گراهام، 1840-1910. (23 سپتامبر 2014). عامیانه: مطالعه اهمیت جامعه شناختی کاربردها، آداب، آداب و رسوم، آداب و اخلاق (Reprint, 2014 ed.). پ. 13. شابک 978-1-5024-6917-5. OCLC  1003045387 .{{cite book}}: CS1 maint: چندین نام: فهرست نویسندگان ( پیوند )
  6. ^ a b c d Sherif, M.; هاروی، OJ; سفید، بی جی؛ هود، دبلیو و شریف، سی دبلیو (1961). درگیری و همکاری بین گروهی: آزمایش غار دزدان . نورمن، اوکی: تبادل کتاب دانشگاه. صص 155-184.
  7. ^ بیلیگ، مایکل؛ تاجفل، هانری (1973). "دسته بندی اجتماعی و شباهت در رفتار بین گروهی". مجله اروپایی روانشناسی اجتماعی . 3 (1): 27-52. doi : 10.1002/ejsp.2420030103 .
  8. ^ سیالدینی، رابرت بی. بوردن، ریچارد جی. تورن، آوریل؛ واکر، مارکوس راندال؛ فریمن، استفان؛ اسلون، لوید رینولدز (1974). "Basking in Reflected Glory: سه (فوتبال) مطالعات میدانی" . مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 34 (3): 366-375. doi : 10.1037/0022-3514.34.3.366 . S2CID 13191936 . 
  9. ^ a b کراکر، جنیفر; تامپسون، لی ال. مک گراو، کاتلین ام. اینگرمن، سیندی (مه 1987). "مقایسه رو به پایین، تعصب و ارزیابی دیگران: اثرات عزت نفس و تهدید". مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 52 (5): 907-916. doi : 10.1037/0022-3514.52.5.907 . PMID 3585702 . 
  10. ^ آبرامز، دومینیک؛ هاگ، مایکل A. (1988). "نظراتی درباره وضعیت انگیزشی عزت نفس در هویت اجتماعی و تبعیض بین گروهی". مجله اروپایی روانشناسی اجتماعی . 18 (4): 317-334. doi : 10.1002/ejsp.2420180403 .
  11. ^ ساچدف، ایتش؛ Bourhis, Richard Y. (سپتامبر 1987). "تفاوت های وضعیت و رفتار بین گروهی". مجله اروپایی روانشناسی اجتماعی . 17 (3): 277-293. doi : 10.1002/ejsp.2420170304 .
  12. ^ روبین، مارک؛ هیوستون، مایلز (فوریه 1998). "فرضیه عزت نفس نظریه هویت اجتماعی: مروری و چند پیشنهاد برای شفاف سازی". بررسی روانشناسی شخصیت و اجتماعی . 2 (1): 40-62. doi : 10.1207/s15327957pspr0201_3 . hdl : 1959.13/930907 . PMID 15647150 . S2CID 40695727 .  
  13. ^ a b De Dreu، Carsten KW (2012). "اکسی توسین همکاری و رقابت بین گروه ها را تعدیل می کند: یک برنامه بررسی و تحقیق یکپارچه". هورمون ها و رفتار 61 (3): 419-428. doi : 10.1016/j.yhbeh.2011.12.009 . PMID 22227278 . S2CID 140120921 .  
  14. شنگ اف، لیو وای، ژو بی، ژو دبلیو، هان اس (فوریه 2013). "اکسی توسین تعصب نژادی را در پاسخ های عصبی به رنج دیگران تعدیل می کند." روانشناسی زیستی . 92 (2): 380-6. doi : 10.1016/j.biopsycho.2012.11.018 . PMID 23246533 . S2CID 206109148 .  
  15. Shalvi S, De Dreu CK (آوریل 2014). "اکسی توسین باعث ترویج عدم صداقت در خدمت گروهی می شود. " مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا . 111 (15): 5503-7. Bibcode : 2014PNAS..111.5503S . doi : 10.1073/pnas.1400724111 . PMC 3992689 . PMID 24706799 .  
  16. ^ هاگ، مایکل ای. تری، دبورا جی. وایت، کاترین ام. (1995). «داستان دو نظریه: مقایسه انتقادی نظریه هویت با نظریه هویت اجتماعی». فصلنامه روانشناسی اجتماعی . 58 (4): 255-269. doi : 10.2307/2787127 . JSTOR 2787127 . 
  17. تاجفل، هنری (01-04-1974). "هویت اجتماعی و رفتار بین گروهی". اطلاعات علوم اجتماعی . 13 (2): 65-93. doi : 10.1177/053901847401300204 . S2CID 143666442 . 
  18. ترنر، جان سی. (1985). «دسته‌بندی اجتماعی و خودپنداره: یک نظریه شناختی اجتماعی رفتار گروهی». در Lawler، EJ (ویرایش). پیشرفت در فرآیندهای گروهی: نظریه و تحقیق، جلد 2 . گرینویچ، CT: JAI. صص 77-122. شابک 9780892325245. OCLC  925165493 .
  19. ^ الف ب تاجفل، هانری; ترنر، جان سی (1979). "نظریه یکپارچه تعارض بین گروهی". در آستین، WG; Worchel, S. (ویرایش‌ها). روانشناسی اجتماعی روابط بین گروهی . بروکس-کول. صص 33-47. شابک 9780818502781.
  20. ^ استرایکر، شلدون؛ سرپ، ریچارد تی (1982). "تعهد، برجستگی هویت و رفتار نقشی: نظریه و نمونه تحقیق". در آیکس، ویلیام; ناولز، اریک اس. (ویرایشگران). شخصیت، نقش ها و رفتار اجتماعی . اسپرینگر نیویورک. صص 199-218. doi : 10.1007/978-1-4613-9469-3_7 . شابک 978-1-4613-9471-6.
  21. ^ ناتبروک، لری؛ فرویدگر، پاتریشیا (1991). "برجستگی هویت و مادر بودن: آزمونی از نظریه استرایکر". فصلنامه روانشناسی اجتماعی . 54 (2): 146-157. doi : 10.2307/2786932 . JSTOR 2786932 . 
  22. Callero، Peter L. (1985). «برجستگی نقش-هویت». فصلنامه روانشناسی اجتماعی . 48 (3): 203-215. doi : 10.2307/3033681 . JSTOR 3033681 . 
  23. تاجفل، ح. (1959). «قضاوت کمی در ادراک اجتماعی». مجله روانشناسی بریتانیا . 50 (1): 16-29. doi : 10.1111/j.2044-8295.1959.tb00677.x . PMID 13628966 . 
  24. ^ لارسون، جیمز آر. فاستر فیشمن، پنی جی. کیز، کریستوفر بی (1994). "بحث اطلاعات اشتراکی و مشترک در گروه های تصمیم گیری". مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 67 (3): 446-461. doi : 10.1037/0022-3514.67.3.446 .
  25. ^ a b c رودمن، لوری ا. گودوین، استفانی ای. (2004). "تفاوت های جنسیتی در سوگیری خودکار درون گروهی: چرا زنان زنان را بیشتر از مردان دوست دارند؟" (PDF) . مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 87 (4): 494-509. doi : 10.1037/0022-3514.87.4.494 . PMID 15491274 . بایگانی شده (PDF) از نسخه اصلی در 18 ژوئیه 2014 . بازبینی شده در 2 سپتامبر 2016 .  
  26. ون وگت، مارک؛ دی کرمر، دیوید؛ یانسن، دیرک پی (2007). "تفاوت های جنسیتی در همکاری و رقابت: فرضیه مرد-جنگجو". علم روانشناسی . 18 (1): 19-23. doi : 10.1111/j.1467-9280.2007.01842.x . PMID 17362372 . S2CID 3566509 .  
  27. ^ ا ب ج فرشتمان، چایم; گیزی، اوری (2001). "تبعیض در یک جامعه تقسیم بندی شده: یک رویکرد تجربی" . فصلنامه اقتصاد . 116 (1): 351-377. doi : 10.1162/003355301556338 . S2CID 10389797 . 
  28. اپستاین، سینتیا فوکس (1973). "اثرات مثبت چندگانه منفی: توضیح موفقیت زنان حرفه ای سیاه پوست" . مجله جامعه شناسی آمریکا . 78 (4): 912-935. doi : 10.1086/225410 . JSTOR 2776611 . S2CID 144493603 .  
  29. ^ a b c d Fehr, Ernst; برنهارد، هلن؛ راکنباخ، بتینا (2008). "برابری طلبی در کودکان خردسال" (PDF) . طبیعت . 454 (7208): 1079-1083. Bibcode : 2008Natur.454.1079F . doi : 10.1038/nature07155 . PMID 18756249 . S2CID 4430780 .   
  30. بلالی، رضاتا (1392). «روایت ملی و تأثیرات روان‌شناختی اجتماعی در انکار ترک‌ها از کشتار جمعی ارامنه به‌عنوان نسل‌کشی: درک انکار». مجله مسائل اجتماعی . 69 (1): 16-33. doi : 10.1111/josi.12001 .جالب توجه است که تمجید درون گروهی و تهدید درک شده به طور متفاوتی برداشت ترک‌ها از آسیب وارد شده در جریان خشونت‌های جمعی را پیش‌بینی می‌کردند. ستایش درون گروهی ارتکاب درون گروهی را به حداقل رساند (یعنی آسیب کمتر درک شده توسط ترک ها را پیش بینی کرد)، در حالی که تهدید درون گروهی قربانی شدن درک شده درون گروهی را افزایش داد. این نتایج با این ایده که تمجید درون گروهی با انگیزه های تقویت کننده هویت هدایت می شود (یعنی درک درون گروهی در یک نور مثبت از طریق به حداقل رساندن ارتکاب درون گروهی) مطابقت دارد.
  31. ^ a b c رند، دیوید جی. فایفر، توماس؛ دربر، آنا؛ شکتوف، راشل دبلیو. ورنرفلت، نیلز سی. بنکلر، یوچای (14-04-2009). "بازسازی پویا تعصب درون گروهی در طول انتخابات ریاست جمهوری 2008" . مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم . 106 (15): 6187-6191. Bibcode : 2009PNAS..106.6187R . doi : 10.1073/pnas.0811552106 . PMC 2664153 . PMID 19332775 .  
  32. ^ a b اوبرست، آیلین; بک، اینا؛ ماتسکه، کریستینا؛ ایهمه، تونی الکساندر؛ کرس، اولریک (دسامبر 2019). "بازنمایی های سوگیری جمعی از گذشته: تعصب درون گروهی در مقالات ویکی پدیا درباره درگیری های بین گروهی" . مجله روانشناسی اجتماعی بریتانیا . 59 (4): 791-818. doi : 10.1111/bjso.12356 . ISSN 0144-6665 . PMID 31788823 .  
  33. ^ بورهیس، ریچارد ی. گانیون، آندره (2003). «جهت گیری های اجتماعی در پارادایم گروه حداقلی». در براون، آر. Gaertner, SL (ویرایشگران). Blackwell Handbook of Social Psychology: Processes Intergroup . آکسفورد، انگلستان: Blackwell Publishers Ltd. pp. 89-111. doi : 10.1002/9780470693421.ch5 . شابک 978-0-470-69342-1.
  34. ^ مومندی، آملی؛ اوتن، سابین (2003). "تبعیض بد". در براون، آر. Gaertner, SL (ویرایشگران). Blackwell Handbook of Social Psychology: Processes Intergroup . آکسفورد، انگلستان: Blackwell Publishers Ltd. pp. 112-132. doi : 10.1002/9780470693421.ch6 . شابک 978-0-470-69342-1.
  35. ^ ترنر، جان سی. رینولدز، کاترین جی (2003). "دیدگاه هویت اجتماعی در روابط بین گروهی: نظریه ها، مضامین و مناقشات". در براون، آر. Gaertner, SL (ویرایشگران). Blackwell Handbook of Social Psychology: Processes Intergroup . آکسفورد، انگلستان: Blackwell Publishers Ltd. pp. 133-152. doi : 10.1002/9780470693421.ch7 . شابک 978-0-470-69342-1.
  36. ^ استروچ، نائومی؛ شوارتز، شالوم اچ. (مارس 1989). "پرخاشگری بین گروهی: پیش بینی کننده ها و تمایز آن از تعصب درون گروهی" . مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 56 (3): 364-373. doi : 10.1037/0022-3514.56.3.364 . PMID 2926634 . S2CID 7328410 .  
  37. وست، جرمی (فوریه 2018). "سوگیری نژادی در تحقیقات پلیس" (PDF) . کاغذ کار .
  38. ^ دیپیو، بریگز؛ ارن، اوزکان; موکان، ناچی (2017). "قضات، نوجوانان و تعصب درون گروهی" (PDF) . مجله حقوق و اقتصاد . 60 (2): 209-239. doi : 10.1086/693822 . S2CID 147631237 .  
  39. De Dreu CK، Shalvi S، Greer LL، Van Kleef GA، Handgraaf MJ (2012). "اکسی توسین باعث عدم همکاری در درگیری بین گروهی برای محافظت از اعضای آسیب پذیر درون گروهی می شود . " PLOS ONE . 7 (11): e46751. Bibcode : 2012PLoSO...746751D . doi : 10.1371/journal.pone.0046751 . PMC 3492361 . PMID 23144787 .  
  40. Stallen M، De Dreu CK، Shalvi S، Smidts A، Sanfey AG (2012). "هورمون گله: اکسی توسین انطباق درون گروهی را تحریک می کند . " علم روانشناسی . 23 (11): 1288-92. doi : 10.1177/0956797612446026 . PMID 22991128 . S2CID 16255677 .  
  41. De Dreu CK، Greer LL، Van Kleef GA، Shalvi S، Handgraaf MJ (ژانویه 2011). "اکسی توسین باعث ترویج قوم گرایی انسان می شود" . مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا . 108 (4): 1262-6. Bibcode : 2011PNAS..108.1262D . doi : 10.1073/pnas.1015316108 . PMC 3029708 . PMID 21220339 .  
  42. ^ Ma X، Luo L، Geng Y، Zhao W، Zhang Q، Kendrick KM (2014). "اکسی توسین علاقه مردم و پرچم ملی یک کشور را افزایش می دهد، اما نه برای سایر نمادهای فرهنگی یا محصولات مصرفی . " مرزها در علوم اعصاب رفتاری . 8 : 266. doi : 10.3389/fnbeh.2014.00266 . PMC 4122242 . PMID 25140135 .  
  43. ^ a b c d Ma-Kelams, Christine; اسپنسر راجرز، جولی؛ پنگ، کایپینگ (2011). "من علیه ما هستم؟ باز کردن تفاوت های فرهنگی در مورد علاقه درون گروهی از طریق دیالکتیک" . بولتن شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 37 (1): 15-27. doi : 10.1177/0146167210388193 . PMID 21084525 . S2CID 18906927 .