ایلیاتی ها

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ایلیری ها ( یونانی باستان : Ἰλλυριοί , Illyrioi ؛ لاتین : Illyrii ) گروهی از مردمان هندواروپایی زبان بودند که در دوران باستان در غرب شبه جزیره بالکان ساکن بودند. آنها به همراه تراسیایی ها و یونانی ها یکی از سه جمعیت اصلی پالئوبالکان را تشکیل می دادند .

قلمرویی که ایلیاتی ها در آن سکونت داشتند برای نویسندگان یونانی و رومی بعدی به نام ایلیریا شناخته شد، که قلمرویی را مشخص کردند که مربوط به بیشتر آلبانی ، مونته نگرو ، کوزوو ، [یکی از] بخش بزرگی از کرواسی و بوسنی و هرزگوین ، غرب و مرکز صربستان و برخی از آنها است. بخش‌هایی از اسلوونی بین دریای آدریاتیک در غرب، رودخانه دراوا در شمال، رودخانه موراوا در شرق و در جنوب رودخانه آئوس ( وجوسا مدرن) یا احتمالاً کوه‌های سرائونی. [1] [2] اولین گزارش مردمان ایلیاتی به قرن ششم قبل از میلاد در آثار نویسنده یونانی باستان هکاتائوس اهل میلتوس برمی گردد.

نام "ایلیری ها"، همانطور که یونانیان باستان به همسایگان شمالی خود اطلاق می کردند، ممکن است به گروه وسیع و بد تعریفی از مردم اشاره داشته باشد. قبایل ایلیاتی هرگز به طور جمعی به عنوان "ایلیری" شناسایی نشدند، و بعید است که آنها اصلاً از نامگذاری جمعی استفاده کنند. [3] به نظر می رسد ایلیری ها نام یک قبیله خاص ایلیاتی باشد که از اولین کسانی بودند که در عصر برنز با یونانیان باستان روبرو شدند . [4] یونانی‌ها بعداً این اصطلاح Illyrians ، pars pro toto را برای همه مردم با زبان و آداب و رسوم مشابه به کار بردند. [5]

در مطالعات باستان‌شناسی، تاریخی و زبان‌شناختی، تحقیقات در مورد ایلیاتی‌ها، از اواخر قرن نوزدهم تا قرن بیست و یکم، از نظریه‌های پان ایلیریایی که حتی گروه‌های ایلیاتی را در شمال بالکان شناسایی می‌کردند، به گروه‌بندی‌های دقیق‌تری بر اساس علم شناسی ایلیاتی منتقل شده است. و انسان شناسی مادی از دهه 1960 به عنوان کتیبه های جدیدتر پیدا شد و سایت ها کاوش شد. دو ناحیه اصلی یونوماستیک ایلیاتی وجود دارد: ناحیه جنوبی و دالماسی-پانونی، با ناحیه داردانی به عنوان منطقه ای که بین این دو همپوشانی دارند. ناحیه سوم، در شمال آنها - که در ادبیات باستان معمولاً بخشی از ایلیریا شناخته می شد - بیشتر به ونتیک مرتبط بوده است.زبان نسبت به ایلیاتی استقرار ایلیاتی در ایتالیا به چند قبایل باستانی نسبت داده می‌شود که گمان می‌رود در امتداد سواحل آدریاتیک به شبه جزیره ایتالیا از «ایلیری» جغرافیایی مهاجرت کرده‌اند: داونی ، پئوکتی و مساپی (که در مجموع به نام Iapyges شناخته می‌شوند ).

اصطلاح "ایلیری ها" آخرین بار در اسناد تاریخی در قرن هفتم ظاهر شد و به یک پادگان بیزانسی اشاره دارد که در استان روم سابق ایلیریکوم فعالیت می کرد. [6]

نام ها و اصطلاحات

واژه‌های «ایلیری‌ها»، «ایلیری» و «ایلیریکوم» در طول تاریخ برای زمینه‌سازی‌های قومی و جغرافیایی که در طول زمان تغییر کرده‌اند، استفاده شده‌اند. متن‌سازی مجدد این اصطلاحات اغلب نویسندگان باستان و دانشمندان مدرن را گیج می‌کرد. تلاش های علمی قابل توجهی برای تحلیل و تبیین این تغییرات انجام شده است. [7]

اولین ذکر شناخته شده از ایلیاتی ها در اواخر قرن ششم و اوایل قرن پنجم قبل از میلاد در قطعاتی از هکاتائوس از میلتوس ، نویسنده Geneaλογίαι ( تبارشناسی ) و از Περίοδος Γῆς یا Περιήγησις ( شرح زمین یا Periegesis )، جایی که ایلیری ها هستند، رخ داد. به عنوان مردمی بربر توصیف می شود . [8] [9] [یادداشت 1] در تاریخ مقدونیه در طول قرن 6 و 5 قبل از میلاد، اصطلاح "ایلیری" معنای سیاسی کاملاً مشخصی داشت و به پادشاهی اشاره می کرد که در مرزهای شمال غربی مقدونیه علیا تأسیس شده بود . [12]از قرن پنجم قبل از میلاد به بعد، اصطلاح «ایلیری» قبلاً به یک گروه قومی بزرگ اطلاق می شد که قلمرو آنها تا اعماق سرزمین اصلی بالکان گسترش می یافت. [13] [نکته 2] یونانیان باستان به وضوح ایلیری ها را قومی کاملاً متمایز از تراکیان ( Θρᾷκες) و مقدونی ها (Μακεδόνες) می دانستند. [18]

اکثر محققان معتقدند که قلمروی که در ابتدا به عنوان "ایلیری" نامگذاری شده بود تقریباً در منطقه جنوب شرقی آدریاتیک ( آلبانی و مونته نگرو امروزی ) و مناطق داخلی آن قرار داشت، سپس به کل استان ایلیریکوم رومی که از شرق امتداد داشت گسترش یافت. آدریاتیک تا دانوب . [7] پس از اینکه ایلیاتی ها به دلیل نزدیکی به یونانیان به طور گسترده ای شناخته شدند، این نام قومی گسترش یافت و شامل اقوام دیگری شد که به دلایلی توسط نویسندگان باستان با آن مردمانی که در ابتدا به عنوان ایلیری نامیده می شدند مرتبط می دانستند. (Ἰλλυριοί, Illyrioi ). [13] [19]نام اصلی ممکن است در عصر برنز اتفاق افتاده باشد ، زمانی که قبایل یونانی زبان ممکن است همسایگان جنوبی ترین قبیله ایلیاتی آن زمان بوده باشند که در دشت زتا در مونته نگرو یا در دره مات در آلبانی زندگی می کردند ، و متعاقباً به عنوان یک عام استفاده شد. اصطلاح به افراد هم زبان و آداب. [4] [20] همچنین استنباط شده است که اگر جمعیت یونانی اولین تماس خود را با قبایل ایلیاتی در زمانی که دومی در اطراف اسکودر زندگی می‌کردند، داشتند، پس گسترش ایلیاتی به سمت جنوب در اوایل هزاره اول قبل از میلاد، قبل از رسیدن بعدی به Aous رخ داد. [21]برچسب Illyrians اولین بار توسط افراد خارجی، به ویژه یونانیان باستان ، در آغاز قرن هشتم قبل از میلاد استفاده شد. [ توضیحات لازم ] هنگامی که یونانی ها با استعمار کورسیرا شروع به تردد در سواحل شرقی آدریاتیک کردند ، شروع به کسب اطلاعات و برداشت هایی از مردمان بومی غرب بالکان کردند. [3]

قبایل ایلیاتی ظاهراً هرگز به طور جمعی خود را ایلیاتی معرفی نکردند و بعید است که اصلاً از هیچ نامگذاری جمعی استفاده کرده باشند. [3] اکثر محققان مدرن مطمئن هستند که تمام مردمان بالکان غربی که در مجموع به عنوان "ایلیری" نامیده می شدند، موجودیت فرهنگی یا زبانی یکسانی نبودند. [22] [23] به عنوان مثال، برخی از قبایل مانند بریگ ها به عنوان ایلیاتی شناخته نمی شدند. [24] اینکه چه معیارهایی در ابتدا برای تعریف این گروه از مردمان استفاده شد یا اینکه چگونه و چرا اصطلاح «ایلیری ها» برای توصیف جمعیت بومی غرب بالکان به کار رفت، با قطعیت نمی توان گفت. [25]بحث‌های علمی برای یافتن پاسخی برای این سؤال مطرح شده است که آیا اصطلاح «ایلیری‌ها» (Ἰλλυριοί) از قبیله‌ای همنام گرفته شده است یا اینکه به دلایل خاص دیگری برای تعیین جمعیت بومی به عنوان یک اصطلاح عمومی به کار رفته است؟ [26]

Illyrii proprie dicti

نویسندگان روم باستان، پلینی بزرگ و پومپونیوس ملا ، از اصطلاح Illyrii proprie dicti («به درستی ایلیاتی نامیده می‌شود») برای تعیین مردمی که در سواحل آلبانی و مونته‌نگرو مدرن قرار داشتند، استفاده کردند. [26] بسیاری از محققان مدرن، «ایلیاتی‌ها را که به درستی نامیده می‌شوند» را نشانه‌ای از پادشاهی ایلیاتی می‌دانند که از قرن چهارم قبل از میلاد تا 167 قبل از میلاد در منابع شناخته شده است، پادشاهی که در زمان روم توسط Ardiaei و Labeatae اداره می‌شد. خلیج کوتور و دریاچه اسکادار . به گفته سایر محققان مدرن، اصطلاح Illyrii ممکن است در اصل فقط به یک قوم کوچک اشاره داشته باشددر منطقه بین Epidaurum و Lissus ، و Pliny و Mela ممکن است از یک سنت ادبی پیروی کرده باشند که قدمت آن به اوایل هکاتائوس از میلتوس باز می گردد. [8] [26] Illyrii proprie dicti که در آلبانی مرکزی قرار دارد، ممکن است اولین تماس روم با مردمان ایلی باشد. در آن صورت، منطقه اصلی را که ایلیاتی ها از آن گسترش یافته اند، نشان نمی دهد. [27] ناحیه Illyrii proprie dicti تا حد زیادی در زبانشناسی جدید در استان انوماستیک ایلیاتی جنوبی قرار دارد. [28]

ریشه ها

سایت هایی از پیش از تاریخ در ایلیریا (Wilkes 1992).

محققان مدت‌هاست که با توجه به ماهیت ناهمگون آن‌ها ، «مشکل در تولید یک نظریه واحد در مورد قوم‌شناسی ایلیاتی‌ها » را تشخیص داده‌اند. [29] پژوهش‌های مدرن نمی‌توانند از ایلیاتی‌ها به‌عنوان مردمی منحصربه‌فرد و فشرده یاد کنند و می‌پذیرند که آنها مجموعه‌ای از جوامع نامشخص بدون منشأ مشترک بودند که هرگز در یک موجود قومی ادغام نشدند. [29] به گفته زبان شناس رابرت السی ، "اصطلاح "ایلیری" احتمالاً در ابتدا به قبیله ای اطلاق می شود که یونانیان باستان برای اولین بار با آن تماس داشتند، اما بعداً به عنوان یک اصطلاح جمعی برای طیف گسترده ای از قبایل در منطقه استفاده شد. شاید از نظر فرهنگی یا زبانی اصلاً همگون نبوده باشند." [23]

تئوری های قدیمی پان ایلیریایی که در دهه 1920 ظهور کردند، ایلیاتی های اولیه را ساکنان اصلی منطقه بسیار بزرگی دانستند که به اروپای مرکزی می رسید. این نظریه‌ها، که امروزه عموماً توسط محققان رد شده‌اند، در سیاست‌های عصر و مفاهیم نژادپرستانه آن از نوردیسم و ​​آریایی‌گرایی مورد استفاده قرار گرفتند . [22] واقعیت اصلی که این نظریه ها سعی کردند به آن بپردازند، وجود آثاری از توپونوم ایلیاتی در بخش هایی از اروپا فراتر از غرب بالکان بود، موضوعی که هنوز منشأ آن نامشخص است. [30] نظریه‌های خاص تأیید باستان‌شناختی کمی پیدا کرده‌اند، زیرا هیچ مدرک قانع‌کننده‌ای برای جابجایی‌های مهم مهاجرت از فرهنگ لوزاتیان به غرب بالکان پیدا نشده است.[31] [32] در عوض، باستان شناسان از یوگسلاوی سابق بر تداوم بین عصر برنز و عصر آهن بعدی (به ویژه در مناطقی مانند Donja Dolina، بوسنی-گلاسیناک مرکزی، و شمال آلبانی (حوضه رودخانه Mat)) تاکید کردند، و در نهایت این امر را توسعه دادند. - به نام «نظریه اتکتونوس» پیدایش ایلیاتی. [32] مدل " خودکار " بیشتر توسط Alojz Benac و B. Čović توضیح داده شد. آنها استدلال کردند (به دنبال " فرضیه کورگان ") که "ایلیاتی های اولیه" خیلی زودتر، در عصر برنز به عنوان هندواروپایی های کوچ نشین از استپ آمده بودند. از آن نقطه، ایلیاتی شدن تدریجی رخ داداز غرب بالکان منتهی به ایلیاتی های تاریخی، بدون مهاجرت اولیه عصر آهن از شمال اروپا. او تأثیر فرهنگی جزئی از فرهنگ‌های ارنفیلد شمالی را انکار نکرد، با این حال، «این جنبش‌ها نه تأثیر عمیقی بر ثبات بالکان داشتند و نه بر قوم‌سازی قوم‌های ایلیاتی تأثیر گذاشتند». [33]

الکساندر استیپچویچ نگرانی‌های خود را در مورد سناریوی فراگیر بناک در مورد قوم زایی خودتخت مطرح کرد و سؤالات زیر را مطرح کرد: «آیا می‌توان مشارکت حاملان فرهنگ صحرایی را در قوم‌سازی قبایل ایلیاتی که در اسلوونی و کرواسی امروزی زندگی می‌کردند ، نفی کرد. یا «تأثیر هلنیستی و مدیترانه ای بر ایلیاتی های جنوبی و لیبورنیایی ها؟». [33] او نتیجه می‌گیرد که مدل Benac فقط برای گروه‌های ایلیاتی در بوسنی، غرب صربستان و بخشی از دالماسی، که در واقع تداوم استقرار و پیشرفت «بومی» توالی‌های سفالگری از عصر برنز وجود داشته، قابل استفاده است. به دنبال روندهای غالب در گفتمان درباره هویت در اروپای عصر آهن،لانگ دوره (دراز مدت) قوم زایی ایلیاتی ها، [34] حتی در جایی که می توان «تداوم باستان شناسی» را تا عصر برنز نشان داد. [35] آنها ظهور قبایل تاریخی ایلیاتی را پدیده ای جدیدتر می دانند - درست قبل از اولین گواهی آنها. [34] ایلیاتی‌های اولیه در طول مسیر استقرار خود در امتداد سواحل آدریاتیک و مناطق داخلی آن احتمالاً با جمعیت‌های زیر لایه ماقبل ایلیاتی ادغام شدند - مانند Enchelei - که منجر به تشکیل ایلیری‌های تاریخی شد که در زمان های بعد گفته شده است که اسطوره کادموس و هارمونیا ممکن است بازتابی در اساطیر آن دوران تاریخی باشد.[36]

انگیزه پیدایش گروه‌های منطقه‌ای بزرگ‌تر، مانند «یاپودها»، «لیبورنی‌ها»، «پانونی‌ها» و غیره، در افزایش تماس‌ها با «جهان‌های جهانی» مدیترانه و لاتن جستجو می‌شود. [37] این امر موجب «توسعه نهادهای سیاسی پیچیده‌تر و افزایش تفاوت‌ها بین جوامع فردی» شد. [38] نخبگان محلی نوظهور به طور گزینشی از الگوهای فرهنگی La Tène یا هلنیستی و بعداً رومی استفاده کردند "به منظور مشروعیت بخشیدن و تقویت سلطه در جوامع خود. آنها به شدت از طریق اتحاد یا درگیری و مقاومت در برابر گسترش روم رقابت می کردند. اتحادهای سیاسی پیچیده تری ایجاد کرد،[39]

در ادبیات یونان و روم باستان

نسخه های مختلفی از شجره نامه ایلیری ها، قبایل آنها و جد همنام آنها، ایلیریوس ، در دنیای باستان هم در ادبیات داستانی و هم در ادبیات یونانی-رومی غیر داستانی وجود داشته است. این واقعیت که نسخه های زیادی از داستان تبارشناسی ایلیریوس وجود دارد توسط آپیان مورخ یونان باستان (قرن اول تا دوم پس از میلاد) مشخص شد. با این حال، تنها دو نسخه از همه این داستان‌های نسب‌شناختی تأیید شده است. [40] [41] اولین نسخه - که افسانه کادموس و هارمونیا را گزارش می کند - توسط اوریپید و استرابون در گزارش هایی که به تفصیل ارائه می شود ثبت شده است.Bibliotheca of Pseudo-Apollodorus (قرن 1 تا 2 پس از میلاد). [42] نسخه دوم - که افسانه پولیفموس و گالاتیا را گزارش می کند - توسط آپیان (قرن اول تا دوم پس از میلاد) در ایلیریک او ثبت شده است. [40]

بر اساس نسخه اول ، ایلیریوس پسر کادموس و هارمونیا بود که انچله ای ها آنها را به عنوان رهبر خود انتخاب کرده بودند. او سرانجام بر ایلیریا حکومت کرد و جد همنام کل قوم ایلیاتی شد. [43] در یکی از این نسخه‌ها، ایلیریوس پس از اینکه کادموس او را در کنار رودخانه‌ای به نام ایلیریان رها کرد، به این نام خوانده شد ، جایی که مار او را پیدا کرد و بزرگ کرد. [42]

آپیان می نویسد که بسیاری از داستان های اساطیری هنوز در زمان او در گردش بودند، [44] و او نسخه خاصی را انتخاب کرد زیرا به نظر می رسید درست ترین نسخه باشد. شجره نامه اقوام آپیان کامل نیست زیرا می نویسد که قبایل دیگر ایلیاتی نیز وجود دارند که او آنها را درج نکرده است. [42] بر اساس سنت آپیان ، پولیفموس و گالاتیا سلتوس ، گالاس و ایلیریوس را به دنیا آوردند ، [45] سه برادر، اجداد سلت ها، غلاطیان و ایلیاتی ها. ایلیریوس چند پسر داشت: انچلئوس، اوتاریوس ، داردانوس، مایدوس، تاولاس .و Perrhaebus و دختران: Partho، Daortho، Dassaro و دیگران. از اینها، Taulantii ، Parthini ، Dardani ، Encheleae ، Autariates ، Dassaretii و Daorsi به وجود آمدند . اوتاریوس پسری پانونیوس یا پائون داشت و اینها پسرانی به نام اسکوردیسکو و تریبالوس داشتند . [5] شجره نامه آپیان ظاهراً در زمان رومیان نوشته شده است که شامل مردمان بربر غیر از ایلیاتی ها مانند سلت ها و غلاطیان می شود. [46]و انتخاب یک داستان خاص برای مخاطبان خود که شامل اکثر مردمانی بود که در ایلیریکوم عصر آنتونین زندگی می کردند . [44] با این حال، گنجاندن در شجره نامه او از Enchelei و Autariatae ، که قدرت سیاسی آنها بسیار ضعیف شده است، نشان دهنده وضعیت تاریخی پیش از روم است. [47] [یادداشت 3]

اساساً یونانیان باستان تمام مردمانی را که با آنها ارتباط نزدیک داشتند، در روایت های اساطیری خود گنجانده بودند. در زمان رومیان، رومیان باستان روابط اسطوره‌ای یا تبارشناسی بیشتری ایجاد کردند تا اقوام مختلف جدید را بدون توجه به تفاوت‌های قومی و فرهنگی بزرگشان در بر گیرند. شجره نامه آپیان اولین اقوام شناخته شده ایلیریا را در گوپ نسل اول فهرست می کند که عمدتاً از اقوام ایلیاتی جنوبی تشکیل شده است که ابتدا یونانیان با آنها برخورد کردند، که برخی از آنها انچله ای ها، تاولانتی ها، داسارتی ها و پارتین ها بودند . [48] ​​[49] برخی از مردمانی که در زمان های بعدی به بالکان آمدند مانند Scordisciدر گروهی که متعلق به نسل سوم است، فهرست شده اند. اسکوردیسکی ها قومی سلتی بودند که با جمعیت بومی ایلیاتی و تراکیا مخلوط شده بودند. پانونی ها برای یونانیان شناخته شده نبوده اند و به نظر می رسد که قبل از قرن دوم قبل از میلاد با رومی ها تماس نداشته اند. تقریباً تمام نویسندگان یونانی تا اواخر دوران روم از پانونی ها با نام Paeones یاد می کردند. اسکوردیسی ها و پانونی ها عمدتاً ایلیاتی محسوب می شدند زیرا از اوایل دوره امپراتوری روم به ایلیریکوم تعلق داشتند . [50]

ژنتیک

ماتیسون و همکاران مطالعه باستان شناسی 2018 شامل سه نمونه از دالماسیا بود : دو نمونه عصر مفرغ اولیه و میانی (1631-1521/1618-1513 سال قبل از میلاد) از ولیکی وانیک (نزدیک ورگوراچ ) و یک نمونه عصر آهن (805-761 دوره برنز ملی Jazinkaave C ) پارک . بر اساس تجزیه و تحلیل ADMIXTURE آنها تقریباً 60٪ کشاورزان اروپایی اولیه ، 33٪ گله داران استپ غربی و 7٪ اجداد مربوط به شکارچی-گردآورنده غربی داشتند. فرد مذکر از ولیکی وانیک حامل هاپلوگروه Y-DNA J2b2a1-L283 بود در حالی که هاپلوگروه mtDNA او و دو فرد ماده I1a1 بود .W3a1 و HV0e . [51] Freilich و همکاران (2021) نمونه های Veliki Vanik را به عنوان مربوط به فرهنگ Cetina (EBA-MBA بالکان غربی) شناسایی کردند. آنها نسب مشابهی با نمونه عصر مس از سایت Beli Manastir -Popova Zemlja ( فرهنگ اواخر Vučedol )، در شرق کرواسی دارند. همان مشخصات اتوزومی در نمونه عصر آهن از غار جاوینکا وجود دارد. [52]

پترسون و همکاران مطالعه سال 2022، 18 نمونه را از عصر برنز میانه تا عصر آهن اولیه کرواسی، که بخشی از ایلیریا بود، مورد بررسی قرار داد. از 9 نمونه Y-DNA بازیابی شده، که با قلمرو تاریخی محل زندگی ایلیاتی ها منطبق است، تقریباً همه به خط پدری J2b2a1-L283 (> J-PH1602 > J-Y86930 و > J-Z1297 زیرشاخه) تعلق داشتند. یک R1b-L2 . هاپلوگروپ های mtDNA تحت زیرشاخه های مختلف H، H1، H3b، H5، J1c2، J1c3، T2a1a، T2b، T2b23، U5a1g، U8b1b1، HV0e قرار گرفتند. در یک مدل اختلاط سه طرفه، آنها تقریباً 49-59٪ EEF، 35-46٪ استپ و 2-10٪ نسب مربوط به WHG داشتند. [53]

آنلی و همکاران در سال 2022 مشخص شد که ایلیری‌های اولیه عصر آهن «بخشی از همان پیوستار مدیترانه‌ای» را با « جمهوری‌خواهان رومی خودمختار» تشکیل می‌دادند و با داونیایی‌ها ، بخشی از مردم یاپیگی در جنوب شرقی شبه‌جزیره ایتالیا ، که نمونه‌های مذکر آن‌ها نیز می‌شد، قرابت بالایی داشتند. متعلق به J-M241 > J-L283 در میان دیگران. [54] همچنین در تمدن نوراژیک عصر برنز ساردینیا ، [55] [56] در دو اتروسک و دو مرد قرن 7-8 از ونوسا و یک روم امپراتوری در ایتالیا یافت شد که DNA اتوزومال آنها گالی است. [57][58] [59] [56] [60] تا کنون قدیمی‌ترین نمونه J-L283 بالکان در منطقه موکرین در صربستان درعصر برنز اولیه (حدود 1950 پیش از میلاد)[61]

تاریخچه

عصر آهن

قبایل ایلیاتی در سده های 7-4 قبل از میلاد.

بسته به پیچیدگی جغرافیای فیزیکی متنوع بالکان ، کشاورزی زراعی و دامپروری (کشاورزی مختلط) اساس اقتصادی ایلیاتی ها را در عصر آهن تشکیل می داد. [ نیازمند منبع ]

در ایلیات جنوبی قلمروهای سازمان یافته زودتر از سایر نواحی این منطقه شکل گرفت. یکی از قدیمی‌ترین پادشاهی‌های ایلیاتی، پادشاهی انچله‌ای است که به نظر می‌رسد از قرن هشتم تا هفتم قبل از میلاد به اوج خود رسیده است، اما این پادشاهی در حدود قرن ششم قبل از میلاد از قدرت مسلط سقوط کرد. [62] به نظر می رسد که تضعیف پادشاهی Enchelae منجر به جذب و گنجاندن آنها در قلمرو تازه تأسیس ایلیاتی در اواخر قرن 5 قبل از میلاد شد، که نشان دهنده ظهور داسارتی ها بود، که به نظر می رسد جایگزین انچله ای ها در قرن بیستم شدند. منطقه دریاچه لیکنیدوس [63] [64] به گفته تعدادی از محققان مدرن سلسله ازبردلیس - اولین سلسله گواهی شده ایلیاتی - داسارتان بود. [65] [یادداشت 4]

تضعیف قلمرو انچلی نیز ناشی از تقویت پادشاهی دیگر ایلیاتی بود که در مجاورت آن تأسیس شد - پادشاهی تاولانتی - که مدتی همراه با پادشاهی انچلی وجود داشت. [69] Taulantii - مردم دیگری از گروه‌های باستانی شناخته شده‌تر از قبایل ایلیاتی - در سواحل آدریاتیک در جنوب ایلیریا ( آلبانی امروزی ) زندگی می‌کردند و در زمان‌های مختلف بر بیشتر دشت بین درین و آئوس تسلط داشتند و منطقه اطراف را شامل می‌شد. Epidamnus/Dyrrachium . [70] [یادداشت 5] در قرن هفتم قبل از میلاد، تاولانتی ها از کورسیرا کمک گرفتند .و کورنت در جنگ علیه لیبورنی ها . پس از شکست و اخراج از منطقه لیبورنی، کورکری ها در سال 627 قبل از میلاد در سرزمین اصلی ایلیری مستعمره ای به نام اپیدامنوس تأسیس کردند که گمان می رود نام یکی از پادشاهان بربر این منطقه باشد. [72] یک مرکز تجاری شکوفا پدید آمد و شهر به سرعت رشد کرد. تاولانتی‌ها بین قرن‌های پنجم و چهارم تا سوم پیش از میلاد، و به‌ویژه در تاریخ اپیدامنوس، هم به‌عنوان همسایگان و هم به‌عنوان بخشی از جمعیت آن، همچنان نقش مهمی در تاریخ ایلیاتی داشتند. به ویژه آنها در درگیری های داخلی بین اشراف و دموکرات ها بر امور تأثیر گذاشتند. [73] [74]به نظر می رسد پادشاهی تاولانتیان در زمان حکومت گلوکیاس در سال های بین 335 قبل از میلاد تا 302 قبل از میلاد به اوج خود رسیده است. [75] [76] [77]

پادشاهی‌های ایلیاتی اغلب با مقدونی‌های باستانی همسایه خود وارد درگیری می‌شدند و دزدان دریایی ایلیاتی نیز به عنوان تهدیدی مهم برای مردم همسایه تلقی می‌شدند. [78]

در دلتای نرتوا نفوذ هلنیستی قوی بر قبیله دائورس ایلیاتی وجود داشت . پایتخت آنها Daorson واقع در Ošanići در نزدیکی Stolac در هرزگوین بود که به مرکز اصلی فرهنگ کلاسیک ایلیاتی تبدیل شد. دائورسون، در قرن چهارم قبل از میلاد، توسط دیوارهای سنگی مگالیتیک به ارتفاع 5 متر احاطه شده بود که از بلوک‌های سنگ‌های ذوزنقه‌ای بزرگ تشکیل شده بود. دائورس ها همچنین سکه ها و مجسمه های برنزی منحصر به فردی ساختند . ایلیاتی ها حتی مستعمرات یونانی را در جزایر دالماسیا فتح کردند.

پس از اینکه فیلیپ دوم مقدونی بردیلیس را شکست داد (358 قبل از میلاد)، گرابائی ها تحت فرمان گرابوس دوم به قوی ترین ایالت در ایلیریا تبدیل شدند. [79] فیلیپ دوم در یک پیروزی بزرگ 7000 ایلیاتی را کشت و این قلمرو را تا دریاچه اوهرید ضمیمه کرد . سپس فیلیپ دوم گرابائی ها را کاهش داد و سپس به سراغ آردیایی ها رفت و تریبالی ها را شکست داد ( 339 قبل از میلاد) و با پلوریاس (337 قبل از میلاد) جنگید. [80]

ملکه Teuta از Ardieai دستور کشتن سفیران رومی را می دهد - نقاشی آگوستین میریس

در نیمه دوم قرن سوم قبل از میلاد، به نظر می رسد تعدادی از قبایل ایلیاتی متحد شده اند تا یک دولت اولیه را تشکیل دهند که از بخش مرکزی آلبانی کنونی تا رودخانه نرتوا در هرزگوین امتداد دارد. این نهاد سیاسی از دزدی دریایی تامین می شد و از سال 250 قبل از میلاد توسط پادشاه آگرون حکومت می کرد . حمله ایلیاتی تحت فرمان آگرون، علیه آئرولی ها که در 232 یا 231 قبل از میلاد انجام شد، توسط پولیبیوس توصیف شده است:

100 لمبی با 5000 مرد در کشتی به سمت مدیون حرکت کردند. با لنگر انداختن در سپیده دم، به سرعت و مخفیانه از کشتی پیاده شدند. آنها سپس به ترتیبی که در کشورشان معمول بود تشکیل شدند و در چندین شرکت خود در برابر خطوط اتولی پیشروی کردند. دومی ها از ماهیت غیرمنتظره و جسارت حرکت غرق در حیرت بودند. اما مدت‌ها بود که اعتماد به‌نفس فوق‌العاده‌ای به آن‌ها الهام شده بود و اتکای کامل به نیروهای خودی چندان ناامید نبودند. آنها بخش بزرگی از هوپلیت ها و سواره نظام خود را در مقابل صف های خود در زمین هموار و با بخشی از سواره نظام و پیاده نظام سبک خود جمع کردند.آنها عجله کردند تا برخی از زمین های مرتفع را در مقابل اردوگاه خود که طبیعت آن را به راحتی قابل دفاع کرده بود، اشغال کنند. با این حال، تنها یک حمله ایلیری ها که تعداد و نظم دقیق آنها وزن غیرقابل مقاومتی به آنها می داد، برای بیرون راندن نیروهای مسلح سبک خدمت کرد و سواره نظام را که همراه آنها روی زمین بودند مجبور به عقب نشینی به سمت هوپلیت ها کرد. اما ایلیری‌ها که در زمین‌های مرتفع‌تر بودند و از آنجا به نیروهای اتولی تشکیل شده در دشت حمله می‌کردند، آنها را بدون مشکل شکست دادند. مدیونی ها با فرار از شهر و حمله به اتولی ها به این عمل پیوستند، بنابراین، پس از کشتن تعداد زیادی، و گرفتن تعداد بسیار بیشتری اسیر، و همچنین ارباب اسلحه و چمدان های خود، ایلیری ها، با اجرای دستورات. آگرون،[81]

پس از مرگ آگرون در سال 231 قبل از میلاد ، همسرش توتا جانشین او شد. [82]
قبایل ایلیاتی در شمال، مرکزی و پانونیا

پولیبیوس (قرن دوم قبل از میلاد) در اثر خود به نام «تاریخ » اولین تماس‌های دیپلماتیک بین رومیان و ایلیاتی‌ها را گزارش کرد. [83] در جنگ‌های ایلیاتی در سال‌های 229 قبل از میلاد، 219 پیش از میلاد و 168 پیش از میلاد، روم بر شهرک‌های ایلیاتی تسلط یافت و دزدی دریایی را که آدریاتیک را برای تجارت روم ناامن کرده بود، سرکوب کرد. [84] سه لشکرکشی انجام شد ، اولی علیه تئوتا ، دومی علیه دمتریوس فاروس و سومی علیه جنتیوس . [85] لشکرکشی اولیه در 229 قبل از میلاد اولین بار است که نیروی دریایی رومبرای تهاجم از دریای آدریاتیک گذشت. [86]

جمهوری روم در قرن دوم قبل از میلاد ایلیری ها را تحت سلطه خود در آورد. شورش ایلیاتی تحت فرمان آگوستوس سرکوب شد و در نتیجه ایلیریا در استان های پانونیا در شمال و دالماسی در جنوب تقسیم شد. [ نیاز به نقل از ] تصویرهای ایلیاتی که معمولاً به عنوان «بربرها» یا «وحشی‌ها» توصیف می‌شوند، در منابع یونانی و رومی به طور کلی منفی هستند. [87]

دوران روم و اواخر باستان

قبل از تسلط رومیان بر ایلیریا ، جمهوری روم گسترش قدرت و قلمرو خود را در سراسر دریای آدریاتیک آغاز کرده بود . با این وجود، رومیان وارد یک رشته درگیری با ایلیری ها شدند که به همان اندازه به عنوان جنگ های ایلیری شناخته می شود ، از سال 229 قبل از میلاد تا 168 قبل از میلاد آغاز شد، زیرا رومی ها جنتیوس را در اسکودرا شکست دادند . [88] قیام بزرگ ایلیاتی در ایالت روم ایلیریکوم در قرن اول پس از میلاد اتفاق افتاد که در آن اتحادی از مردم بومی علیه رومیان شورش کردند. منبع باستانی اصلی که این درگیری نظامی را توصیف می کند Velleius Paterculus استکه در کتاب دوم تاریخ روم گنجانده شد . یکی دیگر از منابع باستانی در مورد آن، زندگی نامه اکتاویوس آگوستوس توسط پلینی بزرگ است. [89] دو رهبر قیام باتو بروسی و باتو دازیت بودند . [ نیازمند منبع ]

از نظر جغرافیایی، نام "Illyria" به معنای ایلیریکوم رومی بود که از قرن چهارم تا قرن هفتم به معنای استان ایلیریکوم بود. بخش اعظم غرب و مرکز بالکان را پوشش می داد. پس از شکست شورش بزرگ ایلیاتی و تثبیت قدرت روم در بالکان، روند ادغام ایلیاتی ها در جهان روم آغاز شد. برخی از جوامع ایلیاتی در مکان‌های پیش از روم خود و تحت حاکمیت خود سازماندهی شدند . دیگران مهاجرت کردند یا به زور در مناطق مختلف اسکان داده شدند. برخی از گروه ها مانند ازلی ها پس از شورش بزرگ ایلیاتی از سرزمین خود به مناطق مرزی (شمال مجارستان) منتقل شدند. در داچیا ، جوامع ایلیاتی مانندPirustae که معدنچیان ماهری بودند در معادن طلای Alburnus Maior مستقر شدند و در آنجا جوامع خود را تشکیل دادند. در دوره تراژان ، این جابجایی‌های جمعیت احتمالاً بخشی از یک سیاست عمدی اسکان مجدد بود، در حالی که بعداً مهاجرت‌های آزاد را شامل می‌شد. در مناطق جدید خود، آنها کارگران حقوق بگیر رایگان بودند. کتیبه ها نشان می دهد که در آن دوران بسیاری از آنها تابعیت رومی را به دست آورده بودند. [90]

در قرن سوم پس از میلاد، جمعیت های ایلیاتی به شدت در امپراتوری روم ادغام شده بودند و جمعیت اصلی استان های بالکان آن را تشکیل می دادند. در طول بحران قرن سوم و استقرار حکومت سلطه ، یک جناح نخبه جدید از ایلیاتی ها که بخشی از ارتش روم در امتداد آهک های پانونی و دانوبی بودند در سیاست روم ظهور کردند. این گروه از اواخر قرن سوم تا ششم پس از میلاد امپراطوران زیادی تولید کرد که در مجموع به عنوان امپراتورهای ایلیری شناخته می شوند و شامل سلسله های کنستانتین ، والنتینیان و ژوستینیانوس می شوند. [91] [92] [93] [94] [95] گایوس مسیوس کوئینتوس ترایانوس دسیوساهالی سیرمیوم معمولاً به عنوان اولین امپراتور ایلیاتی در تاریخ نگاری شناخته می شود. [96] ظهور امپراتورهای ایلیاتی نشان دهنده افزایش نقش ارتش در سیاست امپراتوری و تغییر روزافزون مرکز سیاست امپراتوری از خود شهر روم به استان های شرقی امپراتوری است.

واژه ایلیاتی آخرین بار در اسناد تاریخی قرن هفتم پس از میلاد در Miracula Sancti Demetrii آمده است که به یک پادگان بیزانسی اشاره دارد که در استان روم سابق ایلیریکوم فعالیت می کرد. [6] [97] با این حال، در اعمال شورای دوم نیکیه از سال 787، نیکفوروس از دورس خود را به عنوان "Episcopus of Durrës، استان ایلیریان" امضا کرد. [98] از قرون وسطی، اصطلاح "ایلیری" عمدتاً در ارتباط با آلبانیایی ها استفاده می شد، اگرچه تا قرن 19 برای توصیف جناح غربی اسلاوهای جنوبی نیز استفاده می شد، [99]به ویژه در دوران سلطنت هابسبورگ احیا شد . [100] [101] در ادبیات بیزانسی، ارجاعات به ایلیریا به عنوان یک منطقه تعریف شده از نظر اداری پس از سال 1204 به پایان می رسد و این اصطلاح به طور خاص فقط به قلمرو آلبانیایی محدودتر اشاره می کند. [102]

جامعه

سازمان اجتماعی و سیاسی

ساختار جامعه ایلیاتی در دوران باستان کلاسیک با انبوهی از قبایل متعدد و قلمروهای کوچکی که توسط نخبگان جنگجو اداره می شد مشخص می شد، وضعیتی که در اکثر جوامع دیگر در آن زمان مشابه بود. توسیدید در تاریخ جنگ پلوپونز (قرن 5 پیش از میلاد) سازمان اجتماعی قبایل ایلیاتی را از طریق سخنانی که به براسیداس نسبت می دهد ، می پردازد و در آن نقل می کند که شیوه حکومت در میان قبایل ایلیاتی، سلسله است - که توسیدید از آن استفاده می کرد. با اشاره به آداب و رسوم خارجی - نه دموکراتیک و نه الیگارشی. براسیداس سپس به توضیح آن در سلسله ادامه می دهدحاکم "به هیچ وسیله ای جز با برتری در جنگ" به قدرت رسید. [103] Pseudo-Scymnus (قرن 2 قبل از میلاد) با اشاره به سازمان اجتماعی قبایل ایلیاتی در زمان های قبل از دورانی که در آن زندگی می کرد، بین سه شیوه سازماندهی اجتماعی تمایز قائل شد. بخشی از ایلیاتی ها تحت پادشاهی های موروثی سازماندهی شده بودند، بخش دوم زیر نظر روسایی که انتخاب می شدند اما هیچ قدرت موروثی نداشتند و برخی از ایلیاتی ها در جوامع خودمختار که بر اساس قوانین قبیله ای داخلی خود اداره می شدند سازماندهی شدند. در این جوامع هنوز طبقه بندی اجتماعی پدیدار نشده بود. [104]

جنگ

تاریخ جنگ و تسلیحات ایلیاتی از حدود قرن 10 قبل از میلاد تا قرن 1 پس از میلاد در منطقه ای که توسط مورخان یونان و روم باستان به عنوان Illyria تعریف شده بود، ادامه داشت . این مربوط به درگیری های مسلحانه قبایل ایلیاتی و پادشاهی های آنها در شبه جزیره بالکان و شبه جزیره ایتالیا و همچنین فعالیت دزدان دریایی آنها در دریای آدریاتیک در دریای مدیترانه است . [ نیازمند منبع ]

ایلیری ها مردمی دریانورد بدنام بودند که به دزدی دریایی شهرت زیادی داشتند، به ویژه در زمان سلطنت پادشاه آگرون و بعدها ملکه توتا . [105] [106] آنها از کشتی‌های سریع و قابل مانور از انواع معروف به لمبوس و لیبورنا استفاده کردند که متعاقباً توسط مقدونی‌ها و رومی‌های باستان مورد استفاده قرار گرفت . [107] لیوی ایلیاتی ها را در امتداد لیبورنی ها و ایستریایی ها به عنوان ملت های وحشی توصیف کرد که به طور کلی به دلیل دزدی دریایی شهرت داشتند. [108]

ایلیریا از قرن چهارم قبل از میلاد در تاریخ نگاری یونانی-رومی ظاهر می شود . یونانیان و رومی ها ایلیاتی ها را خونخوار، غیرقابل پیش بینی، آشفته و جنگ طلب می دانستند. [109] آنها به عنوان وحشی در لبه دنیای خود دیده می شدند. [87] پولیبیوس (قرن 3 قبل از میلاد) نوشت: "رومیان یونانیان را از شر دشمنان همه بشریت آزاد کرده بودند". [110] به گفته رومیان، ایلیاتی ها قد بلند و خوش اندام بودند. [111] هرودیانوس می نویسد که " پانونی ها قدبلند و قوی هستند همیشه آماده مبارزه و رویارویی با خطر، اما کند هوش". [112] فرمانروایان ایلیاتی گشتاورهای برنزی را بر گردن خود می بستند.[113]

جدای از کشمکش ها بین ایلیاتی ها و ملل و قبایل همسایه، جنگ های متعددی نیز در میان قبایل ایلیاتی ثبت شده است. [ نیازمند منبع ]

فرهنگ

زبان

پلاک کمربند برنز کرومولیتوگرافی Vače ، اسلوونی فرهنگ هالشتات

زبان‌هایی که قبایل ایلیاتی صحبت می‌کنند، یک گروه زبانی هندواروپایی منقرض شده و ضعیف است و مشخص نیست که آیا این زبان‌ها متعلق به گروه سنتوم بوده یا ساتم . ایلیاتی ها در معرض درجات مختلفی از سلتی شدن ، هلنی شدن ، رومی شدن و بعداً اسلاوی شدن بودند که احتمالاً منجر به انقراض زبان های آنها شد. [114] [115] [116]در تحقیقات مدرن، استفاده از مفاهیمی مانند «هلنی‌سازی» و «رومی‌سازی» کاهش یافته است، زیرا به عنوان مفاهیمی ساده‌گرایانه مورد انتقاد قرار گرفته‌اند که نمی‌توانند فرآیندهای واقعی را که از طریق آن توسعه مادی از مراکز مدیترانه باستان به پیرامون آن منتقل شده است، توصیف کنند. [87]

اکثریت قریب به اتفاق دانش ایلیاتی مبتنی بر زبان مساپی است ، در صورتی که زبان دوم یکی از لهجه های ایلیاتی در نظر گرفته شود . [117] [ مشکوک ] شهادتهای غیر مساپی از ایلیاتی بیش از حد متقاطع هستند که اجازه نمی‌دهند نتیجه‌گیری کنیم که آیا مساپی باید بخشی از زبان ایلیاتی در نظر گرفته شود، اگرچه عموماً تصور می‌شود که مساپی با ایلیاتی مرتبط بوده است. یک زبان هند و اروپایی منقرض شده ، Messapian زمانی در Messapia در جنوب شرقی شبه جزیره ایتالیا صحبت می شد . این توسط سه قبیله یاپیگی منطقه، Messapians ، theداونی و پئوکتی . [ نیازمند منبع ]

در هر دو طرف در منطقه مرزی بین ایلیریای جنوبی و شمال اپیروس، تماس بین زبان های ایلیاتی و یونانی باعث ایجاد منطقه ای از دوزبانگی بین این دو شد، اگرچه مشخص نیست که چگونه تأثیر یک زبان بر زبان دیگر به دلیل کمبود زبان ایجاد شده است. مواد باستان شناسی موجود با این حال، این امر در هر دو طرف در یک سطح اتفاق نیفتاد، زیرا ایلیاتی ها تمایل بیشتری به پذیرش زبان یونانی معتبرتر داشتند. [118] [119] تحقیقات در حال انجام ممکن است دانش بیشتری در مورد این تماس ها فراتر از منابع محدود فعلی ارائه دهد. [119] ایلیاتی ها نه تنها در معرض یونانی دوریک و اپیروتی بودند، بلکه در معرض آتیک-یونی نیز بودند. [119]

زمانی تصور می شد که زبان های ایلیاتی به زبان ونتیک در شبه جزیره ایتالیا مرتبط هستند، اما این دیدگاه کنار گذاشته شد. [120] محققان دیگر آنها را با زبان تراکایی مجاور پیوند داده‌اند که یک ناحیه همگرایی میانی یا پیوستار گویش را فرض می‌کند ، اما این دیدگاه نیز به طور کلی پشتیبانی نمی‌شود. همه این زبانها احتمالاً در قرن پنجم پس از میلاد منقرض شده اند، اگرچه به طور سنتی، زبان آلبانیایی به عنوان نسل گویش های ایلیاتی شناخته می شود که در مناطق دورافتاده بالکان در قرون وسطی باقی مانده است.اما شواهد «برای ما بسیار ناچیز و متناقض است که بدانیم آیا اصطلاح ایلیاتی حتی به یک زبان اشاره دارد یا خیر». [121] [122]

گویش های نیاکان زبان آلبانیایی در امتداد مرز نفوذ زبانی لاتین و یونان باستان ، یعنی خط Jireček ، باقی مانده اند . مورخان و زبان شناسان مدرن مختلفی وجود دارند که معتقدند زبان آلبانیایی مدرن ممکن است از یک گویش ایلیاتی جنوبی نشات گرفته باشد، در حالی که یک فرضیه جایگزین معتقد است که آلبانیایی از زبان تراکیا نشأت گرفته است. [123] [121] از زبان باستانی اطلاعات کافی برای اثبات یا رد کامل هر یک از فرضیه ها وجود ندارد، به منشاء آلبانی ها مراجعه کنید. [124]

شواهد زبانی و زیر گروه بندی

مطالعات جدید در مورد علم شناسی ایلیاتی، رشته اصلی که ایلیاتی ها از طریق آن از نظر زبانی مورد بررسی قرار گرفته اند، زیرا هیچ سند مکتوب یافت نشده است، در دهه 1920 آغاز شد و در پی آن بود که قبایل ایلیاتی، اشتراکات، روابط و تفاوت های بین یکدیگر را با دقت بیشتری تعریف کنند. مشروط به عوامل فرهنگی، اکولوژیکی و اقتصادی محلی خاص، که آنها را بیشتر به گروه های مختلف تقسیم می کند. [29] [125] این رویکرد در تحقیقات معاصر منجر به تعریف سه استان شناسی اصلی شده است که در آنها اسامی شخصی ایلیاتی به طور انحصاری در مواد باستان شناسی هر استان آمده است. استان ایلیاتی جنوبی یا جنوب شرقی دالماسی ناحیه ایلیریان خاص (که هسته مرکزی آن قلمرو بود.Illyrii proprie dicti از نویسندگان کلاسیک، واقع در آلبانی مدرن) و بیشتر آلبانی ، مونته نگرو و مناطق داخلی آنها را شامل می شود. این منطقه در امتداد سواحل آدریاتیک از دره Aous [28] در جنوب، تا و فراتر از دره Neretva در شمال گسترش یافته است. [28] [126] دومین استان آنوماستیک، استان مرکزی ایلیاتی یا دالماسی-پنونین میانی از شمال آن شروع شد و مساحت وسیع تری را نسبت به استان جنوبی پوشش داد. در امتداد سواحل آدریاتیک بین رودخانه‌های کرکا و سیتینا امتداد داشت و بخش زیادی از بوسنی (به جز مناطق شمالی آن) و مرکز دالماسی را پوشش می‌داد.لیکا ) و مناطق داخلی آن در بالکان مرکزی شامل غرب صربستان و ساندژاک بود. سومین استان آنوماستیک در شمال که به عنوان منطقه آدریاتیک شمالی تعریف شده است شامل لیبورنیا و منطقه لیوبلیانای مدرن در اسلوونی است. این بخشی از یک منطقه زبانی بزرگتر متفاوت از زبان ایلیاتی است که شامل ونتیک و انواع ایستریایی آن نیز می شود. این مناطق به طور دقیق از نظر جغرافیایی تعریف نشده اند زیرا بین آنها همپوشانی وجود دارد. [127] [128] [126] منطقه داردانی (کوزوو امروزی، بخش‌هایی از شمال مقدونیه شمالی، بخش هایی از شرق صربستان) شاهد همپوشانی استان های یونوماستیک ایلیاتی جنوبی و دالماسی بود. انسان‌شناسی محلی ایلیاتی نیز در این منطقه یافت می‌شود. [129]

در علم شناسی خود، ایلیاتی جنوبی (یا دالماسی جنوب شرقی) روابط نزدیکی با مساپیک دارد. بیشتر این روابط با منطقه مرکزی دالماسی مشترک است. [130] در تحقیقات قدیمی‌تر (Crossland (1982))، برخی از نام‌ها در یونان مرکزی و شمالی ویژگی‌های آوایی را نشان می‌دهند که [ بر اساس چه کسی؟ ] نشان می دهد که ایلیری ها یا مردمان نزدیک به هم قبل از معرفی زبان یونانی در آن مناطق ساکن بوده اند . [ مشکوک ] [131]با این حال، چنین دیدگاه‌هایی عمدتاً بر شهادت‌های ذهنی باستانی تکیه می‌کنند و توسط قدیمی‌ترین شواهد (نسخه نگاری و غیره) پشتیبانی نمی‌شوند. [132]

دین

ایلیاتی ها، به عنوان اکثر تمدن های باستانی، مشرک بودند و خدایان و خدایان بسیاری را می پرستیدند که از قدرت های طبیعت توسعه یافته بودند . پرشمارترین آثار - که هنوز به اندازه کافی مورد مطالعه قرار نگرفته - از اعمال مذهبی دوران پیش از روم، مواردی است که به نمادگرایی مذهبی مربوط می شود. نمادها در انواع تزئینات به تصویر کشیده می شوند و نشان می دهند که هدف اصلی آیین ماقبل تاریخ ایلیاتی ها خورشید بود ، [133] [134] که در یک سیستم مذهبی گسترده و پیچیده پرستش می شد. [133] خدای خورشیدی به عنوان یک شکل هندسی مانند مارپیچ به تصویر کشیده شددایره متحدالمرکز و صلیب شکسته ، یا به عنوان یک شکل حیوانی مانند پرندگان ، مارها و اسبها . [135] [134] نمادهای پرندگان آبی و اسب در شمال رایج تر بود، در حالی که مار بیشتر در جنوب رایج بود. [134] خدایان ایلیاتی در کتیبه های مجسمه ها، بناهای تاریخی و سکه های دوره روم ذکر شده اند ، و برخی توسط نویسندگان باستان از طریق دین تطبیقی ​​تفسیر شده است . [136] [137]به نظر می رسد که برجسته ترین خدای واحدی برای همه اقوام ایلیاتی وجود نداشته باشد ، و تعدادی از خدایان ظاهراً فقط در مناطق خاصی ظاهر می شوند. [136]

در ایلیریس ، دی پاتروس خدایی بود که به عنوان پدر آسمان پرستش می شد ، پرنده الهه عشق و همسر خدای رعد و برق پرندی ، ان یا انجی خدای آتش بود، مشتری پارتینوس خدای اصلی پارتینی ها بود. ردون خدای سرپرست ملوانان بود که بر روی کتیبه‌های بسیاری در شهرهای ساحلی لیسوس ، دائورسون ، اسکودرا و دیرهاکیوم ظاهر می‌شد ، در حالی که مدوروس خدای محافظ ریسینیوم بود ، با مجسمه‌ی سواره‌رویی که از آکروپولیس بر شهر تسلط داشت. در دالماسیاو پانونیا یکی از محبوب‌ترین سنت‌های آیینی در طول دوره روم، پرستش خدای سرپرست رومی از طبیعت سیلوانوس ، جنگل‌ها و مزارع بود که با شمایل‌نگاری پان به تصویر کشیده شده بود. خدای رومی شراب، باروری و آزادی لیبر با صفات سیلوانوس و ترمینوس ، خدای محافظ مرزها پرستش می شد. تادنوس یک خدای دالماسی بود که هویت یا لقب آپولو را در کتیبه‌هایی که در نزدیکی سرچشمه رودخانه بوسنا یافت شده بود، داشت. Delmatae همچنین آرماتوس را به عنوان خدای جنگ در Delminium داشتند. Silvanae، جمع مؤنث Silvanus، در بسیاری از وقف‌ها در سراسر پانونیا به نمایش درآمد. در چشمه‌های آب گرم توپوسکو ( پانونیا برتر )، محراب‌های قربانی به ویداسوس و تانا (که با سیلوانوس و دیانا شناخته می‌شوند ) تقدیم می‌شدند که نام‌هایشان همیشه به‌عنوان همراهان در کنار هم قرار دارند. Aecorna یا Arquornia یک الهه سرپرست دریاچه یا رودخانه بود که منحصراً در شهرهای Nauportus و Emona پرستش می شد ، جایی که او مهمترین خدایی در کنار مشتری بود. لابوروس همچنین یک خدای محلی بود که در ایمونا پرستش می شد، شاید خدایی که از قایقرانان قایقرانی محافظت می کرد. [ نیازمند منبع ]

به نظر می رسد که ایلیاتی ها کیهان شناسی یکسانی ایجاد نکرده اند که اعمال مذهبی خود را بر آن متمرکز کنند. [134] تعدادی از نام‌های ایلیاتی و انسان‌نام‌ها برگرفته از نام جانوران و منعکس‌کننده عقاید حیوانات به‌عنوان نیاکان و محافظان اساطیری است. [138] مار یکی از مهم ترین توتم های حیوانات بود. [139] ایلیاتی ها به نیروی طلسم و چشم بد ، به قدرت جادویی حرزهای محافظ و مفید که می تواند چشم بد یا نیت بد دشمنان را دفع کند، اعتقاد داشتند. [133] [136]فداکاری انسان نیز در زندگی ایلیاتی ها نقش داشت. [140] آرین رئیس کلیتوس ایلیاتی را به عنوان قربانی سه پسر، سه دختر و سه قوچ یادداشت می کند که درست قبل از نبرد با اسکندر مقدونی . [141] رایج‌ترین نوع تدفین در میان ایلیاتی‌های عصر آهن ، تدفین تومولوسی یا تپه‌ای بود. اقوام اولین تومول ها در اطراف آن دفن شده اند و هر چه جایگاه افراد در این گورها بالاتر باشد، تپه بالاتر می رود. باستان شناسیدر داخل این تومول ها آثار فراوانی مانند اسلحه، زیور آلات، لباس و ظروف سفالی پیدا کرده است. طیف غنی در باورهای مذهبی و آیین های تدفین که در ایلیریا، به ویژه در دوره روم پدیدار شد، ممکن است منعکس کننده تنوع هویت های فرهنگی در این منطقه باشد. [142]

باستان شناسی

جزئیات مجموعه کلیسای جامع قدیمی قدیمی در بیلیس ، آلبانی و دریای آدریاتیک در دوردست.
دیوارهای دائورسون باستانی ، واقع در Ošanići در نزدیکی Stolac در بوسنی و هرزگوین .

بقایای کمی برای ارتباط با عصر برنز با ایلیاتی های بعدی در بالکان غربی وجود دارد. علاوه بر این، به استثنای قابل توجه Pod در نزدیکی Bugojno در دره بالایی رودخانه Vrbas ، چیزی از سکونتگاه های آنها در دست نیست. برخی سکونتگاه‌های تپه‌ای در غرب صربستان شناسایی شده‌اند، اما شواهد اصلی از گورستان‌هایی به دست می‌آید که معمولاً از تعداد کمی تپه‌های تدفین ( تومولی ) تشکیل شده‌اند. در گورستان‌های Belotić و Bela Crkva ( sr )، آداب نبش قبر و سوزاندن ، با اسکلت‌هایی در کیست‌های سنگی و سوزاندن سوزاندن درکوزه . ادوات فلزی در اینجا در کنار وسایل سنگی ظاهر می شوند. بیشتر بقایای آن متعلق به عصر برنز میانه کاملاً توسعه یافته است. [ نیازمند منبع ]

در طول قرن هفتم قبل از میلاد، آغاز عصر آهن، ایلیاتی ها به عنوان یک گروه قومی با فرهنگ و هنر متمایز ظهور کردند. قبایل مختلف ایلیاتی تحت تأثیر فرهنگ هالشتات از شمال ظاهر شدند و مراکز منطقه ای خود را سازمان دادند. [143] آیین مردگان نقش مهمی در زندگی ایلیاتی ها داشت که در تدفین و تشریفات تدفین دقیق آنها و همچنین غنای مکان های دفن دیده می شود. در بخش‌های شمالی بالکان، سنت دیرینه سوزاندن و دفن در گورهای کم عمق وجود داشت، در حالی که در بخش‌های جنوبی، مرده‌ها را در سنگ‌های بزرگ یا تومول‌های خاکی (که در اصل به آن گرومیل می‌گویند ) دفن می‌کردند .به اندازه های به یاد ماندنی، بیش از 50 متر عرض و 5 متر ارتفاع می رسید. قبیله Japodian (که از ایستریا در کرواسی تا بیهاچ در بوسنی یافت می‌شود ) با گردنبندهای سنگین و بزرگ از خمیر شیشه‌ای زرد، آبی یا سفید و فیبول‌های بزرگ برنزی و همچنین دستبندهای مارپیچی، دیادم‌ها و کلاه‌های ایمنی به تزئینات علاقه‌مند بوده‌اند. از برنز [ نیاز به نقل از ] مجسمه‌های کوچکی از یشم به شکل پلاستیک باستانی یونی نیز مشخصاً جاپودی هستند. مجسمه های به یاد ماندنی متعددی و همچنین دیوارهای قلعه Nezakcij در نزدیکی پولا ، یکی از شهرهای متعدد ایستری حفظ شده است.عصر آهن . سران ایلیاتی مانند سلت ها گشتاورهای برنزی بر گردن خود می بستند . [144] ایلیاتی ها در بسیاری از جنبه های فرهنگی و مادی تحت تأثیر سلت ها بودند و برخی از آنها سلتی شده بودند ، به ویژه قبایل در دالماسیا [145] و پانونی ها . [146] در اسلوونی، Vače situla در سال 1882 کشف شد و به ایلیاتی ها نسبت داده شد. بقایای ماقبل تاریخ بیش از میانگین قد را نشان نمی دهد، نر 165 سانتی متر (5 فوت 5 اینچ)، ماده 153 سانتی متر (5 فوت 0 اینچ). [112]

قرون وسطی اولیه

همچنین مشهود است که در منطقه ای که از سواحل جنوبی دالماسیا، مناطق داخلی آن، مونته نگرو، شمال آلبانی تا کوزوو و داردانیا امتداد دارد ، جدای از یکنواختی در علم شناسی، شباهت های باستان شناسی نیز وجود داشت. با این حال، نمی توان تعیین کرد که آیا این قبایل ساکن در آنجا یک وحدت زبانی نیز تشکیل داده اند یا خیر. [147]

فرهنگ کومانی-کروجا یک فرهنگ باستان‌شناسی است که از اواخر دوران باستان تا قرون وسطی در آلبانی مرکزی و شمالی، جنوب مونته‌نگرو و مکان‌های مشابه در بخش‌های غربی مقدونیه شمالی به اثبات رسیده است. این شهر شامل سکونتگاه هایی است که معمولاً در زیر تپه ها در امتداد شبکه های جاده ای Lezhë ( Praevalitana ) - Dardania و Via Egnatia ساخته می شوند که خط ساحلی آدریاتیک را به استان های رومی مرکزی بالکان متصل می کند. محل نوع آن کومانی و قلعه آن بر روی تپه دالمچه نزدیک در دره رود درین است. کروجاو Lezha نشان دهنده مکان های مهم فرهنگ است. جمعیت کومانی-کروجا نماینده مردم محلی و غیر اسلاوی بالکان غربی است که به سیستم نظامی قلعه های رومی ژوستینیانوس مرتبط بود. توسعه کومانی-کروجا برای مطالعه انتقال بین جمعیت باستانی کلاسیک آلبانی به آلبانیایی‌های قرون وسطی که در اسناد تاریخی در قرن یازدهم به اثبات رسیده‌اند، قابل توجه است. در باستان‌شناسی آلبانیایی، بر اساس تداوم فرم‌های ایلیاتی پیش از روم در تولید انواع مختلفی از اشیاء محلی یافت شده در گورها، جمعیت کومانی-کروجا به‌عنوان گروهی شکل می‌گیرد که از نسل ایلیری‌های محلی هستند که «دوباره خود را تأیید کردند. استقلال" از امپراتوری روم پس از قرن ها و هسته مرکزی منطقه تاریخی بعدی را تشکیل داداربانون . [148] پیوندهای ایلیاتی و آلبانیایی کانون اصلی ناسیونالیسم آلبانیایی در دوره کمونیسم بود. [149] آنچه در این مرحله اولیه تحقیقات مشخص شد این بود که سکونتگاه های کومانی-کروجا نماینده یک جمعیت محلی و غیر اسلاوی بود که به عنوان رومی ایلیاتی، لاتین زبان یا با سواد لاتین توصیف شده است. [150] [151] این با فقدان نام های اسلاوی و بقای نام های لاتین در منطقه کومانی-کروجا تأیید می شود. از نظر تاریخ نگاری، تز باستان شناسی قدیمی آلبانی فرضیه ای غیر قابل آزمون است زیرا هیچ منبع تاریخی وجود ندارد که بتواند کومانی-کروجا را به اولین گواهی قطعی آلبانیایی های قرون وسطی در قرن یازدهم مرتبط کند. [150] [151]تفسیر ملی گرایانه از گورستان های کومانی-کروجا توسط دانشمندان غیرآلبانیایی رد شده است. جی. ویلکس آن را به عنوان "بازسازی بسیار غیرمحتمل تاریخ آلبانی" توصیف کرده است. برخی از محققان آلبانیایی حتی امروز نیز به حمایت از این مدل تداوم ادامه داده اند. [152]

تا دهه 1990 کمپین های کاوش های محدودی انجام شد. اشیایی از یک منطقه وسیع که مناطق مجاور کل امپراتوری بیزانس، شمال بالکان و مجارستان و مسیرهای دریایی از سیسیل به کریمه را در بر می گیرد در Dalmace و سایر مکان هایی که از بسیاری از مراکز تولید مختلف آمده بودند: محلی، بیزانسی، سیسیلی، آوار-اسلاوی، مجارستانی یافت شد. ، کریمه و حتی احتمالاً مرووینگ و کارولینگ. در باستان شناسی آلبانیایی، بر اساس تداوم اشکال ایلیاتی پیش از روم در تولید انواع مختلفی از اشیای محلی یافت شده در گورها، جمعیت کومانی-کروجا به عنوان گروهی که از نسل ایلیری های محلی بودند که "دوباره ادعای خود را اعلام کردند" در نظر گرفته شد. استقلال» از امپراتوری روم پس از قرن ها و هسته مرکزی منطقه تاریخی بعدی اربانون را تشکیل داد . [148]از آنجایی که تحقیقات تقریباً به طور کامل بر زمینه‌های قبر و مکان‌های دفن متمرکز بود، سکونتگاه‌ها و فضاهای زندگی اغلب نادیده گرفته می‌شدند. [153] دیدگاه‌های دیگر تأکید کردند که به‌عنوان یک فرهنگ باستان‌شناختی نباید به یک گروه اجتماعی یا قومی مرتبط باشد، بلکه در چارچوب وسیع‌تری رومی-بیزانسی یا مسیحی قرار گیرد، و همچنین نباید یافته‌های مادی را در دسته‌های قومی تفکیک کرد. با یک فرهنگ خاص مرتبط باشد. در این دیدگاه، گورستان‌های مناطق مجاور که به عنوان متعلق به گروه‌های اسلاو طبقه‌بندی می‌شوند، نباید لزوماً نماینده مردم دیگری باشند، بلکه باید به عنوان بازنمایی طبقه و سایر عوامل اجتماعی به عنوان «هویت قومی تنها یک عامل با اهمیت متفاوت» در نظر گرفته شوند. [154]باستان شناسی یوگسلاوی روایت مخالفی را پیشنهاد کرد و سعی کرد جمعیت را به عنوان اسلاو، به ویژه در منطقه مقدونیه غربی، در نظر بگیرد. [155] تحقیقات باستان‌شناسی نشان داده است که این مکان‌ها مربوط به مناطقی نبودند که در آن زمان اسلاوها در آن زندگی می‌کردند و حتی در مناطقی مانند مقدونیه، هیچ سکونتگاه اسلاوی در قرن هفتم تأسیس نشده بود. [156]

از نظر باستان‌شناسی، در حالی که احتمال می‌رفت که محوطه‌های کومانی-کروجا به طور مداوم از قرن هفتم به بعد مورد استفاده قرار می‌گرفتند، اما به عنوان یک فرضیه آزمایش‌نشده باقی ماند زیرا تحقیقات هنوز محدود بود. [157] اینکه آیا این جمعیت نمایانگر تداوم محلی بود یا به دوره‌های قبلی از یک مکان شمالی‌تر با ورود اسلاوها به بالکان وارد شد، در آن زمان نامشخص بود، اما صرف‌نظر از خاستگاه جغرافیایی نهایی‌شان، این گروه‌ها سنت‌های فرهنگی دوران ژوستینیانوس قرن ششم را حفظ کردند. احتمالاً به عنوان بیانیه ای از هویت جمعی آنها و ارجاعات فرهنگی مادی آنها را از سیستم نظامی ژوستینیانوس به دست آورده است. [158] در این زمینه، آنها ممکن است از آداب و رسوم تدفین به عنوان وسیله ای برای ارجاع به "تصویر ایده آل شده از قدرت روم گذشته" استفاده کرده باشند.[158]

تحقیقات پس از سال 2009 بسیار گسترش یافت و اولین بررسی توپوگرافی کمانی در سال 2014 انجام شد. در سال 2014، مشخص شد که کومانی مساحتی بیش از 40 هکتار را اشغال کرده است، سرزمینی بسیار بزرگتر از آنچه در ابتدا تصور می شد. قدیمی ترین مرحله استقرار آن به دوران هلنیستی باز می گردد. [159] توسعه مناسب در اواخر دوران باستان آغاز شد و تا قرون وسطی (قرن 13-14) ادامه یافت. این نشان می دهد که کومانی یک قلعه رومی متاخر و یک گره تجاری مهم در شبکه های Praevalitana و Dardania بوده است. به نظر می رسد مشارکت در شبکه های تجاری شرق مدیترانه از طریق مسیرهای دریایی حتی در قلمرو ساحلی مجاور در این عصر بسیار محدود بوده است. [160]فروپاشی حکومت روم در بالکان با یک فروپاشی گسترده جمعیتی به استثنای کومانی-کروجا و مناطق کوهستانی مجاور همراه شد. [161]در حملات آوار-اسلاوها، جوامعی از شمال آلبانی امروزی و نواحی مجاور برای محافظت بهتر در اطراف مکان‌های تپه‌ها جمع شدند، همانطور که در مورد مناطق دیگر مانند لژا و ساردا وجود دارد. در طول قرن هفتم، زمانی که اقتدار بیزانسی پس از حملات آوار-اسلاوها احیا شد و رونق سکونتگاه ها افزایش یافت، کومانی شاهد افزایش جمعیت بود و نخبگان جدیدی شکل گرفتند. افزایش جمعیت و ثروت با ایجاد سکونتگاه های جدید و کلیساهای جدید در مجاورت آنها مشخص شد. کومانی یک شبکه محلی با لژا و کروجا تشکیل داد و به نوبه خود این شبکه در جهان مدیترانه وسیع تر بیزانس ادغام شد و با شمال بالکان ارتباط برقرار کرد و به تجارت از راه دور مشغول شد. [162] وینیفریت (2020) اخیراً این جمعیت را بقای یک فرهنگ "لاتین-ایلیری" توصیف کرده است که بعداً در اسناد تاریخی به عنوان آلبانیایی ها و ولاها ظاهر شد. از نظر وینیفریت، شرایط جغرافیایی شمال آلبانی به تداوم زبان آلبانیایی در نواحی تپه ای و کوهستانی بر خلاف دره های پست کمک می کرد. [163] او می افزاید که زبان و مذهب این فرهنگ نامشخص است. با غایب اسقف‌ها در خارج از کشور، «گله‌های کوهستانی نمی‌توانستند به خوبی‌های کلامی یا زبانی متبحر باشند». [163]

ناسیونالیسم

آلبانیایی ها

تداوم احتمالی بین جمعیت ایلیاتی بالکان غربی در دوران باستان و آلبانیایی ها نقش مهمی در ناسیونالیسم آلبانیایی از قرن 19 تا به امروز داشته است. [ نیازمند منبع ]

اسلاوهای جنوبی

در آغاز قرن نوزدهم، بسیاری از اروپاییان تحصیل کرده، اسلاوهای جنوبی را از نوادگان ایلیاتی های باستان می دانستند. در نتیجه، زمانی که ناپلئون بخشی از سرزمین های اسلاوی جنوبی را فتح کرد، این مناطق به نام استان های باستانی ایلیاتی (1809-1814) نامگذاری شدند. [164] پس از سقوط اولین امپراتوری فرانسه در سال 1815، سلطنت هابسبورگ به طور فزاینده ای متمرکز و اقتدارگرا شد و ترس از Magyarization مقاومت میهن پرستانه را در میان کروات ها برانگیخت. [165] تحت تأثیر ناسیونالیسم رمانتیک ، یک جنبش ایلیاتی خودشناس"، در قالب یک احیای ملی کرواسی، یک کمپین ادبی و روزنامه نگاری را آغاز کرد که توسط گروهی از روشنفکران جوان کروات در طول سال های 1835-1849 آغاز شد. [166]

همچنین ببینید

یادداشت ها

  1. وضعیت سیاسی کوزوو مورد مناقشه است. با اعلام استقلال یک جانبه از صربستان در سال 2008، کوزوو به طور رسمی توسط 97 کشور عضو سازمان ملل به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخته شد (با 15 کشور دیگر که در مقطعی آن را به رسمیت شناختند اما سپس به رسمیت شناختن خود را پس گرفتند)، در حالی که صربستان همچنان ادعای آن را به عنوان بخشی از کشور خود دارد. قلمرو مستقل
  1. ^ آثار هکاتائوس را فقط می توان به طور غیرمستقیم تحلیل کرد، زیرا قطعات آن در آثار سایر نویسندگان باستانی حفظ شده است. اکثر قطعات در واژگان جغرافیایی (Ἐθνικά, Ethnica ) استفانوس بیزانسی (قرن ششم پس از میلاد) منتقل شده است، که ما فقط مختصری از آن داریم ( مظهر هرمولائوس). از سوی دیگر، استفانوس توسط محققان مدرن به طور کلی منبع قابل اعتمادی است. [10] [11]
  2. به گفته برزا، به دلیل جابجایی مداوم قبایل ایلیاتی، هیچ مرز دقیقی از «ایلیریس» توسط نویسندگان یونان باستان وجود ندارد. ایلیریس تقریباً شامل منطقه ای بود که در شمال اپیروس و مقدونیه غربی قرار داشت [14] و شمال و مرکز آلبانی را تا دهانه آئوس پوشش می داد. [15] با توجه به کراسلند (1982)، یونانیان قرن 5 قبل از میلاد، ایلیری ها ( Ἰλλυριοί ) را به عنوان یک قوم مهم غیریونانی می شناختند که در شمال اتولی ها و آکارنانی ها و بیشتر در شمال در قلمرو مرکزی امروزیو شمال آلبانی ، جایی که Epidamnus/Dyrrhachium و Apolloniaتوسط استعمارگران یونانی تأسیس شد . [16] رودخانه Aous، که به طور سنتی به عنوان یک منطقه مرزی بین ایلیریا و اپیروس دیده می شود، به دلیل داشتن چنین وضعیتی در تحقیقات معاصر به چالش کشیده شده است. بلکه منطقه ای فرامرزی بین ایلیری ها و قبایل اپیروس وجود داشت که شامل سرزمین آتینتانی ها در شمال و تیمفئا در جنوب می شد. تحقیقات اخیر، کوه های سرائونی را به عنوان سدی بین ایلیاتی ها و قبایل اپیروس قرار می دهد. اما این سد کوهستانی نه به عنوان یک مرز بلکه به عنوان منطقه ای برای ملاقات فرهنگی عمل می کند. [1] [17]
  3. به گفته برخی از محققان مدرن، شجره نامه ایلیاتی آپیان در نهایت از تیمائوس سرچشمه گرفته است. منبع بلافصل آپیان احتمالا تیماژنس بود که پمپیوس تروگوس نیز از او برای تاریخ اولیه ایلیری ها استفاده کرد. [47]
  4. ^ همچنین بازسازی تاریخی دیگری وجود دارد که بردلیس را یک فرمانروای داردانی می‌داند که در زمان گسترش قلمرو خود منطقه داساریتیس را در قلمرو خود قرار داد، اما این تفسیر توسط مورخانی که داردانیا را بسیار دور از شمال برای وقایع مربوط به ایلیات می‌دانند به چالش کشیده شده است. پادشاه بردلیس و خاندانش. [66] [67] [68]
  5. هنگام توصیف حمله ایلیاتی به مقدونیه که توسط آرگائوس اول حکومت می‌شد ، بین سال‌های 678 تا 640 قبل از میلاد، مورخ پولیانوس ( فرود قرن دوم میلادی) قدیمی‌ترین پادشاه شناخته‌شده در ایلیریا، گالاروس یا گالاروس ، فرمانروایی تائولانتی رادر اواخر قرن هفتم قبل از میلاد. با این حال، هیچ چیزی صحت عبور پولیانوس را تضمین نمی کند. [71]

منابع

  1. ^ a b Dausse 2015 ، ص. 28: La cartographie récente de Lauriane Martinez-Sève41 fait apparaître une vaste zone entre Illyrie, Épire et Macédoine, constituée du nord au sud de l'Atintanie, de la Paravée et de la Tymphée. (..) De celle-ci dépend la frontière entre Illyriens et Épirotes. Elle s'applique en revanche moins bien au fleuve Aoos pour définir une frontière entre Épire et Illyrie. Pour les zones de montagnes, nous pouvons citer les monts Acrocérauniens qui pourraient marquer le passage entre la partie chaone de l'Épire et l'Illyrie. Mais la plupart du temps، la montagne est le lieu de vie de nombreuses peoples de la Grèce du Nord. À ce titre, elle constitue plus un lieu de rencontre qu'une barrière.
  2. Wilkes 1992 , pp. 6, 92; Boardman & Hammond 1982 , p. 261
  3. ^ a b c Roisman & Worthington 2010 , p. 280.
  4. ^ a b Boardman 1982 , p. 629.
  5. ^ a b Wilkes 1992 , p. 92.
  6. ^ a b Schaefer 2008 , p. 130.
  7. ^ a b Dzino 2014 ، صفحات 45-46.
  8. ^ a b Matijasić 2011 ، ص. 293.
  9. Dzino 2014 ، صفحات 47-48.
  10. Matijasić 2011 ، ص. 295-296.
  11. Matijasić 2015 ، ص. 132.
  12. Katičić 1976 ، صفحات 154-155.
  13. ^ a b Katičić 1976 ، ص. 156.
  14. برزا، 1370، ص. 191: "قبایل ایلیاتی دائما در حال جابجایی بودند و هیچ مرز زمینی ثابتی برای منطقه ای که یونانیان به آن "ایلیریس" می گفتند وجود ندارد.
  15. ^ هاموند 1994 ، ص. 438: Illyris'، یک اصطلاح جغرافیایی که یونانیان برای سرزمینی همسایه با سرزمین خود به کار می بردند، کم و بیش منطقه شمال و مرکز آلبانی تا دهانه Aous را در بر می گیرد.
  16. کراسلند 1982 ، ص. 839: یونانیان قرن پنجم قبل از میلاد ایلیری را به عنوان یک قوم مهم غیریونانی می‌شناختند که در شمال اتولی‌ها و آکارنانی‌ها و شمال‌تر در سرزمینی که اکنون آلبانی مرکزی و شمالی را تشکیل می‌دهد، جایی که استعمارگران یونانی Epidamnus را تأسیس کرده بودند، می‌دانستند. Dyrrachium) و Apollonia."
  17. ^ ویلکس 1992 ، ص. 97.
  18. کراسلند 1982 ، ص. 841.
  19. Wilkes 1992 ، صفحات 81، 183.
  20. ^ هاموند 1966 ، ص. 241.
  21. ^ ویلکس 1992 ، ص. 93-96: از اینجا چنین استنباط شده است که اگر اولین تماس های یونانی با قومی به نام ایلیری ها زمانی صورت می گرفت که مردم در اطراف دریاچه اسکودرا، یعنی شمال تاولانتی ها و پارتینی ها سکونت داشتند، باید بعداً به سمت جنوب رخ داده باشد. حرکت مردم ایلیایی به منطقه ای که زمانی یونانی زبانان در آن ساکن بودند. ممکن است تا حدودی همزمانی بین این گسترش تصوری للیری با حرکت مردمان استفاده کننده آهن به سمت جنوب در اوایل هزاره اول پیش از میلاد وجود داشته باشد، ... تا رود Aous (Vijose).
  22. ^ a b Wilkes 1992 , p. 38.
  23. ^ a b Elsie 2015 ، ص. 2.
  24. رویزمن، جوزف؛ ورثینگتون، ایان (7 ژوئیه 2011). همنشین مقدونیه باستان . جان وایلی و پسران پ. 280. شابک 978-1-4443-5163-7.
  25. Dzino 2014 ، ص. 47.
  26. ^ a b c Dzino 2014 ، ص. 46.
  27. Garašanin 1982 ، pp. 585–586.
  28. ^ a b c Wilkes 1992 , p. 92
  29. ^ a b c Stipčević 1977 ، ص. 15.
  30. ^ ویلکس 1992 ، ص. 39.
  31. ^ ویلکس 1992 ، ص. 81.
  32. ^ a b Stipčević 1977 ، ص. 17.
  33. ^ a b Stipčević 1977 ، ص. 19.
  34. ^ a b Dzino 2012 .
  35. ^ ویلکس 1992 ، ص. 39 استدلال می‌کند که «نمی‌توان از طریق سنگینی شواهد باستان‌شناسی تحت تأثیر قرار گرفت؛ اما بقایای مواد به تنهایی هرگز نمی‌تواند کل داستان را بیان کند و می‌تواند گمراه‌کننده باشد».
  36. Šašel Kos 2005 ، ص. 235.
  37. Dzino 2012 ، صفحات 74-76.
  38. Dzino 2012 ، ص. 97.
  39. Dzino 2012 ، صفحات 84-85.
  40. ^ a b Šašel Kos 2004 ، صفحات 493، 502.
  41. Šašel Kos 2005 ، ص. 124.
  42. ^ a b c Šašel Kos 2005 ، p. 124
  43. Grimal & Maxwell-Hyslop 1996 ، p. 230; Apollodorus & Hard 1999 , p. 103 (کتاب سوم، 5.4)
  44. ^ a b Šašel Kos 2004 , p. 493.
  45. Grimal & Maxwell-Hyslop 1996 ، p. 168.
  46. ^ Katičić 1995 ، ص. 246.
  47. ^ a b Šašel Kos 2005 ، p. 123.
  48. Šašel Kos 2004 ، ص. 502.
  49. پاپازوغلو 1978 ، ص. 213.
  50. Šašel Kos 2004 ، ص. 503.
  51. Mathieson I، Alpaslan-Roodenberg S، Posth C، Szécsényi-Nagy A، Rohland N، Mallick S، و همکاران. (مارس 2018). "تاریخ ژنومی جنوب شرقی اروپا" . طبیعت . 555 (7695): 197-203. Bibcode : 2018Natur.555..197M . doi : 10.1038/nature25778 . PMC 6091220 . PMID 29466330 .  
  52. ^ فریلیش، سوزان؛ رینگ باوئر، هارالد؛ لوس، جنی؛ نواک، ماریو؛ تریسیچ پاویچیچ، دینکو؛ شیفلز، استفان (2021). "بازسازی تاریخ های ژنتیکی و سازمان اجتماعی در عصر نوسنگی و عصر برنز کرواسی" . گزارش های علمی 11 . doi : 10.1038/s41598-021-94932-9 .
  53. ^ پترسون، نیک؛ و همکاران (2022). "مهاجرت در مقیاس بزرگ به بریتانیا در دوران میانه تا اواخر عصر برنز" (PDF) . طبیعت . 601 (7894): 588-594. doi : 10.1038/s41586-021-04287-4 . PMID 34937049 . S2CID 245509501 .   
  54. ^ آنیلی، سرنا؛ سوپه، تینا؛ مونتینارو، فرانچسکو؛ سولنیک، آنو؛ مولینارو، لودوویکا؛ Scaggion، Cinzia; کارارا، نیکولا؛ راوین، الساندرو؛ کیویسیلد، توماس؛ متسپالو، میت؛ شایب، کریستیانا؛ پاگانی، لوکا (2022). "منشا ژنتیکی داونی ها و زمینه عصر آهن پان مدیترانه ای جنوب ایتالیا" . زیست شناسی مولکولی و تکامل . 39 (2). doi : 10.1093/molbev/msac014 . PMC 8826970 . PMID 35038748 .  
  55. ^ مارکوس، جوزف اچ. و همکاران (24 فوریه 2020). "تاریخ ژنتیکی از دوران نوسنگی میانه تا کنون در جزیره مدیترانه ساردینیا" . ارتباطات طبیعت . تحقیق در مورد طبیعت . 11 (939): 939. Bibcode : 2020NatCo..11..939M . doi : 10.1038/s41467-020-14523-6 . PMC 7039977 . PMID 32094358 .  
  56. ^ a b Fernandes DM، Mittnik A، Olalde I، Lazaridis I، Cheronet O، Rohland N، و همکاران. (مارس 2020). "گسترش استپی و نسب ایرانی در جزایر غرب مدیترانه" . اکولوژی و تکامل طبیعت 4 (3): 334-345. doi : 10.1038/s41559-020-1102-0 . PMC 7080320 . PMID 32094539 .  
  57. ^ آنتونیو ام ال، گائو زد، موتس اچ ام، لوچی ام، کاندیلیو اف، ساویر اس، و همکاران. (نوامبر 2019). "روم باستان: چهارراه ژنتیکی اروپا و مدیترانه" . علم . انجمن آمریکایی برای پیشرفت علم (منتشر شده در 8 نوامبر 2019). 366 (6466): 708-714. Bibcode : 2019Sci...366..708A . doi : 10.1126/science.aay6826 . hdl : 2318/1715466 . PMC 7093155 . PMID 31699931 . شناسه نمونه R474 و R116 در فهرست نمونه‌های باستانی علمی YFull YTree subclade J-L283  
  58. ^ پست، کوزیمو؛ زارو، والنتینا؛ اسپیرو، ماریا ای. (24 سپتامبر 2021). "منشا و میراث اتروسک ها از طریق یک ترانسکت زمانی باستان شناسی 2000 ساله" . پیشرفت علم واشنگتن دی سی: انجمن آمریکایی برای پیشرفت علم. 7 (39): eabi7673. doi : 10.1126/sciadv.abi7673 . PMC 8462907 . PMID 34559560 . شناسه نمونه CSN004 برای Etruscan، VEN006 و VEN013 برای Venosa  
  59. Allentoft، ME (11 ژوئن 2015). "ژنومیک جمعیت اوراسیا عصر برنز" . طبیعت . تحقیق در مورد طبیعت . 522 (7555): 167-172. Bibcode : 2015Natur.522..167A . doi : 10.1038/nature14507 . PMID 26062507 . S2CID 4399103 . نمونه RISE408، فرهنگ نورابک، MLBA، 1212-1010 پ.م.  
  60. وانگ، چوان-چائو (4 فوریه 2019). "داده های باستانی ژنوم انسان از یک بازه زمانی 3000 ساله در قفقاز با مناطق زیست محیطی جغرافیایی اوراسیا مطابقت دارد . " ارتباطات طبیعت . تحقیق در مورد طبیعت . 10 (1): 590. doi : 10.1038/s41467-018-08220-8 . PMC 6360191 . PMID 30713341 . نمونه KDC001.A0101, BZNK-301/1, Kudachurt, kurgan 14, grave 218, Russia_North_Caucasus 1950-1778 پ.م.  
  61. ژگاراک، الکساندرا؛ وینکلباخ، ال. بلوچر، ج. دیکمن، Y; کرچکوویچ گاوریلوویچ، ام (2021). ژنوم‌های باستانی بینش‌هایی درباره ساختار خانواده و وراثت موقعیت اجتماعی در اوایل عصر برنز در جنوب شرقی اروپا ارائه می‌دهند . گزارش های علمی 11 . doi : 10.1038/s41598-021-89090-x .
  62. Stipčević 1989 ، ص. 34.
  63. Šašel Kos 2004 ، ص. 500.
  64. Castiglioni 2010 ، صفحات 93-95.
  65. ^ مورتنسن 1991 ، صفحات 49-59; Cabanes 2002 ، صفحات 50-51، 56، 75; Castiglioni 2010 ، ص. 58; لین فاکس 2011 ، ص. 342; Cambi, Čače & Kirigin 2002 , p. 106; Mesihović & Šačić 2015 ، صفحات 129-130.
  66. Cabanes 2002 ، صفحات 50-51، 56، 75.
  67. مورتنسن 1991 ، صفحات 49-59.
  68. ^ لین فاکس 2011 ، ص. 342.
  69. Stipčević 1989 ، ص. 35.
  70. Wilkes 1992 ، صفحات 97-98.
  71. ^ Cabanes 2002 ، ص. 51.
  72. Wilkes 1992 ، pp. 110-111.
  73. ^ ویلکس 1992 ، ص. 112.
  74. Mesihović & Šačić 2015 ، صفحات 39–40.
  75. Dzino 2014 ، ص. 49.
  76. Wilkes 1992 ، pp. 112, 122-126.
  77. Stipčević 1989 ، صفحات 35-36.
  78. ^ پولیبیوس _
  79. ^ هاموند 1994 ، ص. 438.
  80. Hammond 1993 ، صفحات 106-107.
  81. ^ پولیبیوس 2.3
  82. ^ السی 2015 ، ص. 3.
  83. باجریچ 2014 ، ص. 29.
  84. ^ ویلکس 1992 ، ص. 158.
  85. ^ Boak & Sinnigen 1977 ، ص. 111.
  86. ^ گرون 1986 ، ص. 76.
  87. ^ a b c Wilkes 1992 , p. 4
  88. نبردهای جهان یونان و روم: خلاصه زمانی از 667 نبرد تا 31 پیش از میلاد، از تاریخ دانان دنیای باستان (سریال تاریخی گرین هیل) نوشته جان دروگو مونتاگو، ISBN 1-85367-389-7 ، 2000، صفحه 47 
  89. Mesihović 2011 ، ص 8، 15.
  90. Holleran 2016 ، ص. 103.
  91. لنسکی، نوئل (26-06-2014). شکست امپراتوری: والنس و دولت روم در قرن چهارم پس از میلاد . انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، 2014. صفحات 45-67. شابک 9780520283893.
  92. اودال، چارلز ام. (2001). کنستانتین و امپراتوری مسیحی لندن: روتلج . ص 40-41. شابک 978-0-415-17485-5.
  93. لنسکی، نوئل امانوئل (2002). شکست امپراتوری: والنس و ایالت روم در قرن چهارم پس از میلاد انتشارات دانشگاه کالیفرنیا. پ. 56. شابک 978-0-520-23332-4. بازیابی شده در 12 اکتبر 2010 .
  94. کروک، برایان (2001). کنت مارسلینوس و وقایع نگاری او . انتشارات دانشگاه آکسفورد. پ. 89. شابک 978-0-19-815001-5. بازیابی شده در 12 اکتبر 2010 .
  95. ماس، مایکل (2005). همنشین کمبریج در عصر ژوستینیان . انتشارات دانشگاه کمبریج. شابک 978-1139826877.
  96. بوهک، یان لو (2013). ارتش امپراتوری روم . راتلج. پ. 83. شابک 9781135955069.
  97. جوکا 1984 ، ص. 60: «از آنجایی که ایلیری ها برای آخرین بار به عنوان یک گروه قومی در Miracula Sancti Demetri (قرن هفتم پس از میلاد) نام برده می شوند، برخی از محققان معتقدند که پس از ورود اسلاوها، ایلیری ها منقرض شده اند.
  98. Meksi, Aleksandër (1989) به گزارش تاریخ e hershme mesjetare të Shqipërisë (fundi i shek. VI — fillimi i shek. XI) , / Données sur l'histoire médiévale ancienne de l'Albanie Iliria Année 1989, 19-1, پ. 120
  99. ^ Ćirković 2004 ، ص. 2: «نام ایلیاتی برای شناسایی بال غربی اسلاوهای جنوبی تا قرن نوزدهم استفاده می شد، اگرچه از قرون وسطی عمدتاً در ارتباط با آلبانیایی ها استفاده می شد.
  100. Djilas 1991 ، صفحات 20-21.
  101. ^ استرگار 2016 ، صفحات 111-112.
  102. Koder 2017 ، ص. 206.
  103. Matijasić 2011 ، ص. 26.
  104. ^ Šašel Kos 1993 , p. 120.
  105. ایلیری ها (مردم اروپا) نوشته جان ویلکس، 1996، صفحه 158، "...موفقیت ایلیاتی زمانی ادامه یافت که فرماندهی به بیوه آگرون، تئوتا، که به کشتی های فردی مجوز غارت جهانی داد. در سال 231 میلادی، ناوگان و ارتش ادامه یافت. به الز و مسنیا حمله کرد..."
  106. مولر، بیورن. "دزدی دریایی، تروریسم دریایی و استراتژی دریایی." کپنهاگ: موسسه دانمارکی برای مطالعات بین المللی، 16 نوامبر 2008. 10.
  107. Dell, Harry J. 1967. ریشه و ماهیت دزدی دریایی ایلیاتی. تاریخ: Zeitschrift für Alte Geschichte 16, (3) (ژوئیه): 344-58. 345.
  108. ^ لیوی . The History of Rome, Band 2 - The History of Rome, Livy . T. Cadell and W. Davies، 1814. ص. 324.
  109. Whitehorne 1994 , p. 37; Eckstein 2008 ، ص. 33; اشتراوس 2009 ، ص. 21; Everitt 2006 ، ص. 154.
  110. ^ قهرمان 2004 ، ص. 113.
  111. جوونال 2009 ، ص. 127.
  112. ^ a b Wilkes 1992 , p. 219.
  113. ^ ویلکس 1992 ، ص. 223.
  114. ^ Bunson 1995 ، ص. 202; Mócsy 1974 .
  115. ^ پومروی و همکاران 2008 ، ص. 255
  116. ^ Bowden 2003 , p. 211; کژدان 1370 ص. 248.
  117. آرتور کوک، استنلی؛ پرسیوال چارلزورث، مارتین؛ بگنل بوری، جان؛ برنارد بوری، جان (1924). تاریخ باستان کمبریج . انتشارات دانشگاه کمبریج، ص. 839
  118. ^ مالکین 1998 ، ص. 143.
  119. ^ a b c Filos 2017 ، ص 222، 241
  120. ^ ویلکس 1992 ، ص. 183.
  121. فهرست زبان شناسان دانشگاه میشیگان شرقی: زبان ایلیاتی ، linguistlist.org ; مشاهده شده در 3 آوریل 2014
  122. ^ آمون و همکاران 2006 ، ص. 1874: "به طور سنتی، آلبانیایی به عنوان نوادگان ایلیاتی شناخته می شود، اما هامپ (1994a) استدلال می کند که شواهد بسیار ناچیز و متناقض است تا ما بدانیم که آیا اصطلاح ایلیاتی حتی به یک زبان اشاره دارد یا خیر.
  123. ^
    • Ceka 2005 ، صص 40-42، 59
    • Thunmann, Johannes E. "Untersuchungen uber die Geschichte der Oslichen Europaischen Volger". تیل، لایپزیگ، 1774.
    • مالکوم، نوئل را ببینید. خاستگاه: صرب‌ها، ولاش‌ها و آلبانیایی‌ها. مالکوم بر این عقیده است که زبان آلبانیایی یک گویش ایلیاتی بوده که در داردانیا حفظ شده است و سپس (دوباره) سرزمین های پست آلبانی را تسخیر کرده است.
    • زبان و فرهنگ هندواروپایی: مقدمه نوشته بنجامین دبلیو فورتسون نسخه: 5، مصور منتشر شده توسط Wiley-Blackwell، 2004 ISBN 1-4051-0316-7 ، ISBN 978-1-4051-0316-9  
    • استیپچویچ، الکساندر. ایلری (چاپ دوم). زاگرب، 1989 (همچنین به زبان ایتالیایی با عنوان "Gli Illiri" منتشر شد)
    • NGL Hammond روابط آلبانی ایلیاتی با یونانی ها و رومی ها. در چشم اندازهای آلبانی، ویرایش شده توسط تام وینیفریت، مطبوعات سنت مارتین، نیویورک 1992
    • دایره المعارف فرهنگ هند-اروپایی نوشته جی پی مالوری ، داگلاس کیو .  
  124. ^ مالوری و آدامز 1997 ، ص. 9; فورتسون 2004
  125. ^ Fine 1983 ، صفحات 9-10.
  126. ^ a b De Simone 2017 ، ص. 1869.
  127. ^ ویلکس 1992 ، ص. 70.
  128. ^ پولومه 1982 ، ص. 867.
  129. ^ ویلکس 1992 ، ص. 86.
  130. ^ پولومه 1983 ، ص. 537.
  131. Crossland 1982 ، صفحات 841-842.
  132. جیاناکیس، جورجیوس؛ کرسپو، امیلیو؛ فیلوس، پاناگیوتیس (2017). مطالعات در گویش های یونان باستان: از یونان مرکزی تا دریای سیاه . Walter de Gruyter GmbH & Co KG. پ. 222. شابک 9783110532135. کراس‌لند یک یونانی‌سازی (جزئی) اپیروس پیش از کلاسیک را مطرح کرد که نخبگان یونانی بر جمعیت‌های غیریونانی حکومت می‌کردند. رجوع کنید به نیلسون (1909). خلاصه بسیار مختصری از آثار و دیدگاه‌های قدیمی‌تر در Kokoszko&Witczak (2009,112) موجود است که به نوبه خود از سناریوی «هنی‌سازی» حمایت می‌کنند، با این وجود، چنین دیدگاه‌هایی که عمدتاً بر برخی شواهد ذهنی باستانی متکی هستند، توسط قدیمی‌ترین (و) پشتیبانی نمی‌شوند. نه تنها) شواهد کتبی.
  133. ^ a b c Stipčević 1977 ، ص. 182.
  134. ^ a b c d Wilkes 1992 , p. 244.
  135. Stipčević 1977 ، ص 182، 186.
  136. ^ a b c Wilkes 1992 , p. 245.
  137. ^ غرب 2007 ، ص. 15.
  138. Stipčević 1977 ، ص. 197.
  139. Stipčević 1976 ، ص. 235.
  140. ^ ویلکس 1992 ، ص. 123.
  141. FA Wright (1934). اسکندر کبیر . لندن: جورج راتلج پسران، با مسئولیت محدود. صص 63-64.
  142. Brandt, Ingvaldsen & Prusac 2014 , p. 249.
  143. ^ ویلکس 1992 ، ص. 140.
  144. ^ ویلکس 1992 ، ص. 233.
  145. ^ Bunson 1995 ، ص. 202; Hornblower & Spawforth 2003 , p. 426
  146. Hornblower & Spawforth 2003 ، p. 1106
  147. ماتزینگر، یواخیم (2016). "Die albanische Autochthoniehypotheseaus der Sicht der Sprachwissenschaft" (PDF) . Südosteuropa-Institut . بازیابی شده در 9 اوت 2020 . Das Albanische sei die Nachfolgesprache des Illyrischen: An der sprachlichen Realität des Illyrischen kann prinzipiell nicht gezweifelt werden. Auf welcher Basis beruht aber die heutige Kenntnis des Illyrischen؟ Nach moderner Erkenntnis ist das, was Illyrisch zu nennen ist, auf den geographischen Bereich der süddalmatischen Küste und ihrem Hinterland zu begrenzen (modernes Crna Gora, Nordalbanien und Kosovo/Kosova [antikesherenmedanich/Kosova) , die gemeinhin illyrisch benannt wurden (Hei-ner EICHNER). Das Gebiet deckt sich mit einem auch relativ einheitlichen Namensgebiet (Radoslav KATIČIĆ) و es gibt es zum Teil archäologische Übereinstimmungen (Hermann PARZINGER). Ob diese Stämme auch eine sprachlicheEinheitgebildet haben, lässt sich nicht feststellen.
  148. ^ a b Wilkes 1996 , p. 278.
  149. کورتا، فلورین (2013). "فیبولای قرن هفتمی با ساقه خمیده در بالکان". Archaeologia Bulgarica . 17 (1): 49-70. در آلبانی، برای مدت طولانی، نازک نی با ساقه خم شده به عنوان اصلی ترین عنصر پیوند دهنده فرهنگ کومان (i) به تمدن عصر آهن ایلیاتی ها، کانون اصلی ناسیونالیسم آلبانیایی در دوره کمونیسم در نظر گرفته می شد.
  150. ^ a b Wilkes 1996 , p. 278
  151. ^ a b Bowden 2003 ، ص. 61
  152. باودن، ویلیام (2019). "ایدئولوژی های متضاد و باستان شناسی آلبانی قرون وسطی اولیه" . باستان شناسی قرون وسطی . All'Insegna del Giglio: 47. ISSN 0390-0592 . از سوی دیگر، تفسیر ملی گرایانه از گورستان ها توسط محققان خارجی به طور کامل رد شده است. کتاب تأثیرگذار ویلکس در مورد ایلیاتی ها آن را به عنوان «بازسازی بسیار غیرمحتمل تاریخ آلبانی» توصیف کرده است، و همانطور که در بالا ذکر شد، من تعدادی از نقدهای سخت بر آن را... از مدل قبلی منتشر کرده ام. 
  153. نالبانی ۱۳۹۶ ، ص. 315.
  154. Vroom، Joanita (9 اکتبر 2017). "سارندا در امواج زمان" . در مورلند، جان; میچل، جان؛ لیل، بیا (ویرایش‌ها). برخوردها، حفاری ها و آرگوسی ها: مقالاتی برای ریچارد هاجز . Archaeopress Publishing Ltd. p. 249. شابک 978-1-78491-682-4.تمام گورستان‌های جنوب شرقی آلبانی دقیقاً همان شکل‌ها و سبک‌های تزئینی حکاکی شده‌ای دارند که لاکو در ساراندا (به‌ویژه شماره‌های 23-27 او در جدول 3) اما قدمت آن‌ها دیرتر است، یعنی بین 8 و 11/12. قرن ها باستان شناسان آلبانیایی اغلب این گورستان های اولیه قرون وسطی را به اصطلاح «فرهنگ کومانی-کروجا» مرتبط می کنند و آنها را با یک گروه قومی خاص (که معمولاً به عنوان «اسلاو» توصیف می شود) مرتبط می دانند. با این حال، اخیراً این دیدگاه توسط محققان دیگری مورد انتقاد قرار گرفته است، که ترجیح می‌دهند «فرهنگ کومانی-کروجا» را در یک بافت رومی-بیزانسی یا مسیحی منطقه‌ای شده از گروه‌های قومی و اجتماعی مختلف قرار دهند و عناصر خارجی اضافی را اتخاذ کنند. 457؛ Popovic 1984: 214-243؛ Bowden 2003؛ 210-21؛ Curta 2006: 103-105). در نتیجه،
  155. ^ کورتا 2012 ، ص. 73.
  156. Curta 2012 ، صفحات 73-74
  157. ^ Bowden 2004 , p. 229
  158. ^ a b Curta 2013
  159. نالبانی ۱۳۹۶ ، ص. 320.
  160. ^ Curta 2021 ، ص. 79.
  161. ^ Curta 2021 ، ص. 314.
  162. نالبانی ۱۳۹۶ ، ص. 325.
  163. ^ a b Winnifrith 2021 ، صفحات 98-99.
  164. جیلاس 1991 ، ص. 20.
  165. جیلاس 1991 ، ص. 22.
  166. دسپالاتوویچ 1975 .

کتابشناسی

پیوندهای خارجی