برتری توهمی

در حوزه روانشناسی اجتماعی ، برتری توهمی شرایطی از سوگیری شناختی است که در آن فرد کیفیت ها و توانایی های خود را در رابطه با همان ویژگی ها و توانایی های افراد دیگر دست بالا می گیرد. برتری توهمی یکی از بسیاری از توهمات مثبت مربوط به خود است که در مطالعه هوش ، انجام مؤثر تکالیف و آزمون ها و داشتن ویژگی های فردی و ویژگی های شخصیتی مطلوب مشهود است. برآورد بیش از حد توانایی ها در مقایسه با یک معیار عینی به عنوان اثر اعتماد بیش از حد شناخته می شود .

واژه برتری توهمی اولین بار توسط محققین Van Yperen و Buunk در سال 1991 استفاده شد. این پدیده همچنین به عنوان اثر بالاتر از میانگین ، تعصب برتری ، خطای ملایمت ، احساس برتری نسبی ، اثر primus inter pares ، شناخته می شود . [1] و اثر دریاچه Wobegon ، به نام شهر خیالی که در آن همه کودکان بالاتر از حد متوسط ​​هستند. [2] اثر دانینگ -کروگر نوعی برتری توهمی است که توسط افراد در کاری که سطح مهارت آنها پایین است نشان داده می شود.

اکثریت قریب به اتفاق ادبیات در مورد برتری توهمی از مطالعات روی شرکت کنندگان در ایالات متحده سرچشمه می گیرد. با این حال، تحقیقاتی که فقط تأثیرات آن را در یک جمعیت خاص بررسی می‌کند، به شدت محدود است، زیرا ممکن است این نشان‌دهنده واقعی روان‌شناسی انسان نباشد. تحقیقات جدیدتر در مورد عزت نفس در کشورهای دیگر نشان می دهد که برتری توهمی به فرهنگ بستگی دارد. [3] برخی از مطالعات نشان می دهد که شرق آسیایی ها تمایل دارند توانایی های خود را دست کم بگیرند تا بتوانند خود را بهبود بخشند و با دیگران کنار بیایند. [4] [5]

توضیحات

اکتشافی بهتر از حد متوسط

آلیک و گوورون این ایده را مطرح کردند که به جای اینکه افراد آگاهانه توانایی‌ها، رفتارها و ویژگی‌های خود را مرور کنند و در مورد آنها فکر کنند و آن‌ها را با دیگران مقایسه کنند، احتمالاً مردم در عوض آنچه را که آنها به عنوان «گرایش خودکار به جذب مثبت» توصیف می‌کنند، داشته باشند. اشیاء اجتماعی را نسبت به مفاهیم صفت ایده آل ارزیابی کرد. [6] برای مثال، اگر فردی خود را صادق ارزیابی کند، احتمالاً ویژگی خود را نسبت به موقعیت ایده آل درک شده خود در مقیاس صداقت اغراق می کند. مهمتر از همه، آلیک خاطرنشان کرد که این موقعیت ایده آل همیشه بالای مقیاس نیست. برای مثال، با صداقت، کسی که همیشه به طرز وحشیانه‌ای صادق است، ممکن است بی‌ادب تلقی شود - ایده‌آل تعادلی است که توسط افراد مختلف به‌طور متفاوتی درک می‌شود.

خود محوری

توضیح دیگر در مورد نحوه عملکرد اثر بهتر از حد متوسط، خود محوری است. این ایده ای است که یک فرد به توانایی ها، ویژگی ها و رفتارهای خود اهمیت و اهمیت بیشتری نسبت به توانایی های دیگران می دهد. بنابراین، خود محوری یک سوگیری کمتر آشکارا خودخواهانه است. بر اساس خود محوری، افراد نسبت به دیگران خود را بیش از حد ارزیابی می کنند، زیرا معتقدند مزیتی دارند که دیگران ندارند، زیرا فردی با در نظر گرفتن عملکرد خود و عملکرد دیگران، عملکرد خود را بهتر می داند، حتی زمانی که آنها در واقعیت باشند. برابر. کروگر (1999) در تحقیق خود که شامل رتبه‌بندی شرکت‌کنندگان از توانایی آنها در کارهای آسان و دشوار بود، از توضیح خود محوری پشتیبانی کرد. مشخص شد که افراد بدون در نظر گرفتن توانایی واقعی خود، در رتبه‌بندی خود به عنوان بالاتر از میانه در وظایف طبقه‌بندی‌شده به عنوان «آسان» و پایین‌تر از میانه در وظایف طبقه‌بندی‌شده به عنوان «سخت» ثابت هستند. در این آزمایش زمانی که به شرکت کنندگان پیشنهاد شد که موفق خواهند شد، تأثیر بهتر از حد متوسط ​​مشاهده شد، اما همچنینزمانی که پیشنهاد شد شرکت کنندگان ناموفق باشند، اثر بدتر از حد متوسط ​​پیدا شد. [7]

کانون گرایی

با این حال توضیح دیگری برای تأثیر بهتر از حد متوسط ​​«فوکالیسم» است، این ایده که اهمیت بیشتری روی شی ای که کانون توجه است قرار می گیرد. اکثر مطالعات در مورد تأثیر بهتر از حد متوسط، هنگامی که از شرکت کنندگان می خواهند مقایسه کنند، تمرکز بیشتری بر روی خود دارند (این سؤال اغلب با خودی که قبل از هدف مقایسه ارائه می شود بیان می شود - "خودت را با یک فرد معمولی مقایسه کن"). بر اساس تمرکزگرایی، این بدان معنی است که فرد به توانایی یا ویژگی خود اهمیت بیشتری نسبت به هدف مقایسه می دهد. این همچنین به این معنی است که در تئوری، اگر در آزمایشی بر روی تأثیر بهتر از حد متوسط، سؤالات به گونه‌ای بیان می‌شد که خود و دیگران تغییر می‌کردند (مثلاً[8]

تحقیقات در زمینه تمرکزگرایی عمدتاً بر روی سوگیری خوش بینانه متمرکز شده است تا تأثیر بهتر از متوسط. با این حال، دو مطالعه زمانی که از شرکت کنندگان خواسته شد یک همتای متوسط ​​را به جای خودشان با یک همتای متوسط ​​مقایسه کنند، اثر سوگیری خوش بینانه کاهش یافته است. [9] [10]

ویندشیتل، کروگر و سیمز (2003) تحقیقاتی را در مورد تمرکزگرایی انجام داده‌اند که به طور خاص بر روی تأثیر بهتر از حد متوسط ​​تمرکز کرده‌اند و دریافته‌اند که درخواست از شرکت‌کنندگان برای تخمین توانایی و احتمال موفقیت خود در یک کار باعث کاهش تخمین‌ها می‌شود. در مورد شانس موفقیت دیگران به جای شانس خودشان. [11]

پردازش اطلاعات ذهنی پر سر و صدا

یک بولتن روان‌شناختی در سال 2012 نشان می‌دهد که برتری توهمی، و همچنین سایر سوگیری‌ها را می‌توان با یک مکانیسم مولد نظری اطلاعاتی توضیح داد که مشاهده (تبدیل پر سروصدا شواهد عینی) را به تخمین‌های ذهنی (قضاوت) فرض می‌کند. [12] این مطالعه نشان می دهد که مکانیسم شناختی زیربنایی شبیه به اختلاط پر سر و صدا از خاطرات است که باعث سوگیری محافظه کارانه یا اعتماد بیش از حد می شود.: تعدیل مجدد برآوردهای عملکرد خودمان پس از عملکرد خودمان به طور متفاوتی نسبت به تعدیل مجدد در مورد برآوردهای عملکرد دیگران تنظیم می شود. تخمین نمرات دیگران حتی محافظه کارانه تر است (بیشتر تحت تأثیر انتظارات قبلی) از تخمین های ما از عملکرد خودمان (بیشتر تحت تأثیر شواهد جدید دریافت شده پس از انجام آزمون). تفاوت در سوگیری محافظه کارانه هر دو تخمین (تخمین محافظه کارانه از عملکرد خود ما و حتی برآورد محافظه کارانه تر از عملکرد دیگران) برای ایجاد برتری واهی کافی است.

از آنجایی که نویز ذهنی توضیح کافی است که بسیار ساده‌تر و ساده‌تر از هر توضیح دیگری است که شامل اکتشافات ، رفتار یا تعامل اجتماعی است، [6] اصل تیغ اوکام به‌عنوان مکانیسم مولد زیربنایی به نفع خود استدلال می‌کند (این فرضیه است که باعث می‌شود کمترین فرضیات).

استخدام انتخابی

استخدام انتخابی این مفهوم است که یک فرد هنگام مقایسه با همتایان، نقاط قوت خود و نقاط ضعف دیگران را انتخاب می کند تا در کل بهتر ظاهر شوند. این نظریه برای اولین بار توسط واینستین (1980) آزمایش شد. با این حال، این در یک آزمایش مربوط به سوگیری خوش بینانه بود ، به جای اثر بهتر از متوسط. این مطالعه شامل شرکت کنندگانی بود که رفتارهای خاصی را به عنوان احتمال افزایش یا کاهش احتمال وقوع یک سری رویدادهای زندگی برای آنها ارزیابی می کردند. مشخص شد که افراد زمانی که به آنها اجازه داده شد پاسخ های دیگران را ببینند، سوگیری خوش بینانه کمتری از خود نشان دادند. [13]

پرلوف و فتزر (1986) پیشنهاد کردند که هنگام مقایسه همتایان بر روی یک ویژگی خاص، فرد هدف مقایسه ای را انتخاب می کند - همسالی که با او مقایسه می شود - با توانایی های پایین تر. برای آزمایش این نظریه، پرلوف و فتزر از شرکت‌کنندگان خواستند که خود را با اهداف مقایسه‌ای خاص مانند یک دوست صمیمی مقایسه کنند و دریافتند که برتری توهمی زمانی کاهش می‌یابد که به آن‌ها گفته می‌شود یک فرد خاص را تصور کنند نه ساختارهای مبهم مانند «همسالان متوسط». با این حال، این نتایج کاملاً قابل اعتماد نیستند و می‌توانند تحت تأثیر این واقعیت باشند که افراد دوستان نزدیک خود را بیشتر از یک «همتای متوسط» دوست دارند و در نتیجه ممکن است دوست خود را بالاتر از حد متوسط ​​ارزیابی کنند، بنابراین دوست یک هدف نخواهد بود. هدف مقایسه [14]

مقایسه "خود در مقابل کل".

این ایده که توسط گیلادی و کلار ارائه شده است، نشان می‌دهد که هنگام مقایسه، هر یک از اعضای یک گروه تمایل دارد خود را بالاتر از میانگین سطح عملکرد آماری آن گروه یا سطح عملکرد متوسط ​​اعضای آن ارزیابی کند. به عنوان مثال، اگر از فردی خواسته شود مهارت خود را در رانندگی در مقایسه با سایر افراد گروه ارزیابی کند، احتمالاً خود را به عنوان یک راننده بالاتر از حد متوسط ​​ارزیابی می کند. علاوه بر این، اکثریت گروه احتمالاً خود را بالاتر از حد متوسط ​​ارزیابی می کنند. تحقیقات این تأثیر را در بسیاری از زمینه‌های مختلف عملکرد انسان یافته است و حتی آن را فراتر از تلاش‌های افراد برای انجام مقایسه‌های مربوط به خود تعمیم داده است. [15]بنابراین، یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که به جای ارزیابی افراد بالاتر از حد متوسط ​​به شیوه‌ای خودخواهانه، تأثیر بهتر از میانگین در واقع به دلیل تمایل عمومی برای ارزیابی هر فرد یا شی به‌عنوان بهتر از متوسط ​​است.

توضیحات غیر اجتماعی

تأثیر بهتر از حد متوسط ​​ممکن است منشأ کاملاً اجتماعی نداشته باشد - قضاوت در مورد اشیای بی جان دچار اعوجاج مشابهی می شود. [15]

تصویربرداری عصبی

درجه ای که افراد نسبت به افراد معمولی خود را مطلوب تر می بینند به کاهش فعالیت در قشر اوربیتوفرونتال و قشر کمربندی قدامی پشتی مرتبط است . این برای ارتباط با نقش این مناطق در پردازش "کنترل شناختی" پیشنهاد شده است. [16]

اثرات در موقعیت های مختلف

برتری واهی در مقایسه افراد با دیگران در جنبه‌های مختلف زندگی، از جمله عملکرد در شرایط تحصیلی (مانند عملکرد کلاس، امتحانات و هوش کلی)، در محیط‌های کاری (مثلاً در عملکرد شغلی) ، و در محیط های اجتماعی (مثلاً در برآورد محبوبیت ، یا میزان برخورداری از ویژگی های شخصیتی مطلوب، مانند صداقت یا اعتماد به نفس )، و در توانایی های روزمره که به مهارت خاصی نیاز دارد. [1]

برای اینکه برتری توهمی با مقایسه اجتماعی نشان داده شود، باید بر دو مانع منطقی غلبه کرد. یکی ابهام کلمه «متوسط». منطقاً ممکن است که تقریباً تمام مجموعه بالاتر از میانگین باشد اگر توزیع توانایی ها به شدت منحرف باشد . به عنوان مثال، میانگین تعداد پاهای هر انسان کمی کمتر از دو پا است، زیرا برخی از افراد کمتر از دو پا دارند و تقریباً هیچ یک بیشتر ندارند. از این رو، آزمایش‌ها معمولاً آزمودنی‌ها را با میانه گروه همتا مقایسه می‌کنند، زیرا طبق تعریف غیرممکن است که اکثریت از میانه فراتر رود.

مشکل دیگر در استنباط تناقض این است که آزمودنی‌ها ممکن است سؤال را به روش‌های متفاوتی تفسیر کنند، بنابراین منطقاً ممکن است که اکثریت آن‌ها، برای مثال، سخاوتمندتر از بقیه گروه‌ها، هرکدام در «درک خود» از سخاوت باشند. [17] این تفسیر با آزمایش هایی تأیید می شود که میزان آزادی تفسیر را تغییر می دهد. همانطور که آزمودنی ها خود را بر اساس یک ویژگی خاص و کاملاً تعریف شده ارزیابی می کردند، برتری توهمی باقی می ماند. [18]

توانایی تحصیلی، عملکرد شغلی، دعاوی دادگاهی و معاملات سهام

در یک نظرسنجی از اعضای هیئت علمی دانشگاه نبراسکا-لینکلن ، 68٪ خود را در 25٪ برتر از نظر توانایی تدریس و 94٪ خود را بالاتر از حد متوسط ​​ارزیابی کردند. [19]

در یک نظرسنجی مشابه، 87 درصد از دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی در دانشگاه استنفورد، عملکرد تحصیلی خود را بالاتر از میانگین ارزیابی کردند. [20]

برتری موهوم همچنین پدیده هایی مانند حجم زیاد معاملات بازار سهام را توضیح داده است (زیرا هر معامله گر فکر می کند بهترین هستند و به احتمال زیاد موفق می شوند) [21] و تعداد دعاویی که به دادگاه می روند (زیرا به دلیل واهی برتری، بسیاری از وکلا اعتقاد دارند که در یک پرونده پیروز خواهند شد). [22]

وظایف شناختی

در آزمایش‌های کروگر و دانینگ، به شرکت‌کنندگان وظایف خاصی داده شد (مانند حل مسائل منطقی ، تجزیه و تحلیل سؤالات دستور زبان ، و تعیین اینکه آیا جوک‌ها خنده‌دار هستند)، و از آنها خواسته شد که عملکرد خود را در این کارها نسبت به بقیه گروه ارزیابی کنند. مقایسه مستقیم عملکرد واقعی و درک شده آنها. [23]

نتایج بسته به عملکرد واقعی به چهار گروه تقسیم شدند و مشخص شد که هر چهار گروه عملکرد خود را بالاتر از میانگین ارزیابی کردند، به این معنی که گروه با کمترین امتیاز (25٪ پایین) یک سوگیری برتری توهمی بسیار بزرگ نشان داد. محققان این موضوع را به این دلیل نسبت دادند که افرادی که در انجام وظایف بدترین بودند، در تشخیص مهارت در آن وظایف نیز بدتر بودند. این با این واقعیت پشتیبانی می‌شود که با توجه به آموزش، بدترین آزمودنی‌ها تخمین رتبه‌شان را بهبود می‌بخشند و همچنین در تکالیف بهتر می‌شوند. [23] مقاله، با عنوان "غیر ماهر و ناآگاه از آن: چگونه مشکلات در تشخیص بی کفایتی خود منجر به خودارزیابی متورم می شود" در سال 2000 برنده جایزه ایگ نوبل شد . [24]

در سال 2003 دانینگ و جویس ارلینگر، همچنین از دانشگاه کرنل ، مطالعه‌ای را منتشر کردند که به تفصیل تغییر در دیدگاه افراد نسبت به خود را تحت تأثیر نشانه‌های بیرونی توضیح داد. دانش‌آموختگان کرنل در مورد دانش جغرافیا مورد آزمایش قرار گرفتند، برخی قصد داشتند بر دیدگاه‌های خود تأثیر مثبت بگذارند، برخی دیگر قصد داشتند تأثیر منفی بر آنها بگذارند. سپس از آنها خواسته شد که عملکرد خود را ارزیابی کنند و آنهایی که تست های مثبت دریافت کردند عملکرد قابل توجهی بهتری نسبت به کسانی که تست منفی داشتند گزارش کردند. [25]

دانیل ایمز و لارا کامراث این اثر را به حساسیت به دیگران و درک سوژه ها از حساسیت آنها تعمیم دادند. [26] تحقیقات Burson، Larrick و Klayman نشان می‌دهد که این اثر چندان واضح نیست و ممکن است به دلیل نویز و سطوح سوگیری باشد. [27]

آخرین مقاله دانینگ، کروگر و نویسندگان همکار [ کی؟ ] در این موضوع پس از تلاش برای آزمایش توضیحات جایگزین به نتایج کیفی مشابهی می رسد [ توضیح لازم است ] . [28]

توانایی رانندگی

Svenson (1981) از 161 دانش آموز در سوئد و ایالات متحده نظرسنجی کرد و از آنها خواست که مهارت های رانندگی و ایمنی خود را با دیگران مقایسه کنند. برای مهارت های رانندگی، 93 درصد از نمونه آمریکایی و 69 درصد از نمونه سوئدی خود را در 50 درصد برتر قرار می دهند. برای ایمنی، 88٪ از ایالات متحده و 77٪ از سوئدی ها خود را در 50٪ برتر قرار می دهند. [29]

مک کورمیک، والکی و گرین (1986) نتایج مشابهی را در مطالعه خود یافتند و از 178 شرکت‌کننده خواستند تا موقعیت خود را در مورد هشت بعد مختلف مهارت‌های رانندگی ارزیابی کنند (مثال‌هایی شامل بعد "خطرناک-ایمن" و بعد "ملاحظه-بی ملاحظه"). تنها یک اقلیت کوچک خود را زیر حد متوسط ​​ارزیابی کردند، و هنگامی که تمام هشت بعد با هم در نظر گرفته شدند، مشخص شد که تقریباً 80 درصد از شرکت کنندگان خود را به عنوان یک محرک بالاتر از حد متوسط ​​ارزیابی کرده بودند. [30]

یک نظرسنجی تجاری نشان داد که 36٪ از رانندگان معتقد بودند که در هنگام ارسال پیامک یا ارسال ایمیل در مقایسه با سایر رانندگان، راننده ای بالاتر از حد متوسط ​​هستند . 44 درصد خود را متوسط ​​و 18 درصد پایین تر از حد متوسط ​​می دانستند. [31]

سلامتی

برتری توهم‌آمیز در یک مطالعه خودگزارش‌دهی رفتارهای بهداشتی (هورنز و هریس، 1998) یافت شد که از شرکت‌کنندگان خواسته شد تخمین بزنند که آنها و همسالانشان چند بار رفتارهای سالم و ناسالم را انجام می‌دهند. شرکت کنندگان گزارش کردند که رفتارهای سالم را بیشتر از همسالان معمولی انجام می دهند و رفتارهای ناسالم را کمتر انجام می دهند. یافته‌ها حتی برای رفتارهای آینده مورد انتظار نیز وجود دارد. [32]

مصونیت در برابر تعصب

آزمودنی ها خود را در مقایسه با افراد دیگر با عبارات مثبت توصیف می کنند، و این شامل توصیف خود به عنوان کمتر در معرض سوگیری نسبت به سایر افراد است. این اثر " نقطه کور سوگیری " نامیده می شود و به طور مستقل نشان داده شده است [ نیازمند منبع ] .

IQ

یکی از تاثیرات اصلی برتری توهمی در بهره هوشی «اثر داونینگ» است. این نشان دهنده تمایل افراد با ضریب هوشی کمتر از حد متوسط ​​برای دست کم گرفتن ضریب هوشی خود و افراد با بهره هوشی بالاتر از متوسط ​​به دست کم گرفتن ضریب هوشی (روند مشابه با اثر دانینگ-کروگر ) است. این تمایل اولین بار توسط سی ال داونینگ مشاهده شد که اولین مطالعات بین فرهنگی را انجام دادبر هوش درک شده مطالعات او همچنین نشان داد که توانایی تخمین دقیق ضریب هوشی دیگران با ضریب هوشی خود فرد متناسب است (یعنی هر چه ضریب هوشی کمتر باشد، توانایی ارزیابی دقیق ضریب هوشی دیگران کمتر است). افراد با ضریب هوشی بالا به طور کلی در ارزیابی ضریب هوشی دیگران بهتر هستند، اما وقتی در مورد ضریب هوشی افراد با ضریب هوشی مشابه با خودشان سوال می‌شود، احتمالاً آنها را با بهره هوشی بالاتر ارزیابی می‌کنند.[نیازمند منبع]

نابرابری بین ضریب هوشی واقعی و ضریب هوشی درک شده نیز توسط روانشناس بریتانیایی آدریان فورنهام ، بین جنسیت ها ذکر شده است، که در کار او این پیشنهاد وجود دارد که به طور متوسط، مردان بیشتر احتمال دارد هوش خود را 5 امتیاز بیش از حد تخمین بزنند، در حالی که زنان بیشتر احتمال دارد که ضریب هوشی خود را با اختلاف مشابه دست کم بگیرند. [33] [34]

حافظه

برتری توهم‌آمیزی در مطالعاتی که خود گزارش‌های حافظه را مقایسه می‌کنند ، مانند تحقیقات اشمیت، برگ و دیلمن در بزرگسالان مسن‌تر، یافت شده است . این مطالعه شامل شرکت کنندگان 46 تا 89 ساله بود که حافظه خود را با همسالان هم سن، 25 ساله ها و حافظه خود در 25 سالگی مقایسه کردند. این تحقیق نشان داد که شرکت کنندگان هنگام مقایسه خود برتری توهمی نشان دادند. هم برای همسالان و هم برای بزرگسالان جوان تر، با این حال محققان اظهار داشتند که این قضاوت ها فقط کمی به سن مربوط می شود. [35]

محبوبیت

در مطالعه زوکرمن و جوست، به شرکت کنندگان پرسشنامه های مفصلی در مورد دوستی هایشان داده شد و از آنها خواسته شد تا محبوبیت خود را ارزیابی کنند . با استفاده از تجزیه و تحلیل شبکه های اجتماعی ، آنها توانستند نشان دهند که شرکت کنندگان عموماً درک اغراق آمیزی از محبوبیت خود داشتند، به ویژه در مقایسه با دوستان خود. [36]

علیرغم این واقعیت که اکثر افراد شرکت کننده در این مطالعه معتقد بودند که دوستانشان بیشتر از دوستانشان است، مطالعه ای که در سال 1991 توسط جامعه شناس اسکات ال فلد در مورد پارادوکس دوستی انجام شد، نشان می دهد که به طور متوسط، به دلیل سوگیری نمونه گیری ، بیشتر افراد دوستان کمتری نسبت به دوستان خود دارند. دارند. [37]

شادی رابطه

محققان همچنین برتری توهمی در رضایت از رابطه پیدا کرده اند. به عنوان مثال، یک مطالعه نشان داد که شرکت کنندگان به طور متوسط ​​روابط خود را بهتر از روابط دیگران می دانستند، اما فکر می کردند که اکثریت مردم از روابط خود راضی هستند. همچنین شواهدی یافت شد که نشان می‌داد هر چه شرکت‌کنندگان به شادی رابطه‌شان امتیاز بیشتری می‌دادند، بر این باور بودند که رابطه‌شان برتر است – برتری توهم‌آمیز باعث افزایش رضایت از رابطه آنها نیز می‌شد. این تأثیر در مردان مشهود بود، که رضایت آنها به ویژه با این تصور که رابطه خود فرد برتر است و همچنین با این فرض که افراد کمی از روابط خود ناراضی هستند، مرتبط بود. از سوی دیگر،[38] یک مطالعه [ نیاز به منبع ] نشان داد که شرکت‌کنندگان زمانی حالت تدافعی به خود می‌گیرند که همسر یا شریک زندگی‌شان توسط دیگران در هر جنبه‌ای از زندگی‌شان موفق‌تر تشخیص داده می‌شود، و تمایل دارند که موفقیت خود را اغراق کنند و موفقیت همسر یا شریکشان را دست کم بگیرند.

خود، دوستان و همسالان

یکی از اولین مطالعاتی که برتری توهمی را نشان داد در ایالات متحده توسط هیئت کالج در سال 1976 انجام شد. به میانه نمونه (به جای همتای متوسط) بر روی تعدادی ویژگی مثبت مبهم. در رتبه بندی رهبری ، 70 درصد از دانش آموزان خود را بالاتر از میانگین قرار می دهند. در توانایی برقراری ارتباط خوب با دیگران، 85٪ خود را بالاتر از میانگین قرار می دهند. 25% خود را در 1% اول قرار دادند.

مطالعه‌ای در سال 2002 در مورد برتری توهم‌آمیز در محیط‌های اجتماعی، با شرکت‌کنندگانی که خود را با دوستان و سایر همسالان خود در خصوص ویژگی‌های مثبت (مانند وقت‌شناسی و حساسیت) و ویژگی‌های منفی (مانند ساده لوحی یا ناسازگاری) مقایسه کردند. این مطالعه نشان داد که شرکت‌کنندگان به خود نسبت به دوستانشان امتیاز بیشتری می‌دهند، اما به دوستان خود نسبت به سایر همسالانشان امتیاز بیشتری می‌دهند (اما چندین عامل تعدیل‌کننده وجود دارد). [39]

تحقیقات Perloff و Fetzer، [14] Brown، [40] و Henri Tajfel و John C. Turner [41] همچنین نشان داد که دوستان بالاتر از سایر همسالان خود رتبه بندی می شوند. تاجفل و ترنر این را به یک " سوگیری درون گروهی " نسبت دادند و پیشنهاد کردند که انگیزه آن تمایل فرد برای " هویت اجتماعی مثبت " است.

عوامل تعدیل کننده

در حالی که برتری واهی تا حدودی خودخواهانه است، این بدان معنا نیست که به طور قابل پیش بینی رخ خواهد داد - ثابت نیست. قدرت اثر توسط عوامل بسیاری تعدیل می شود که نمونه های اصلی آن توسط Alicke و Govorun (2005) خلاصه شده است. [6]

تفسیرپذیری/ابهام بودن صفت

این پدیده ای است که آلیک و گوورون آن را به عنوان «ماهیت بعد قضاوت» توصیف کرده اند و به چگونگی ذهنی (انتزاعی) یا عینی (انضمامی) توانایی یا ویژگی مورد ارزیابی اشاره دارد. [6] تحقیقات Sedikides & Strube (1997) نشان داده است که مردم بیشتر به خود خدمت می کنند (اثر برتری توهم قوی تر است) زمانی که رویداد مورد نظر برای تفسیر بازتر است، [42] برای مثال سازه های اجتماعی مانند محبوبیت . و جذابیت بیشتر از ویژگی هایی مانند هوش و توانایی فیزیکی قابل تفسیر است. [43] این تا حدی به نیاز به خودنگری باورپذیر نیز نسبت داده شده است. [44]

این ایده که ابهام برتری توهمی را تعدیل می‌کند، دارای پشتوانه تحقیقاتی تجربی از یک مطالعه شامل دو شرط است: در یکی، به شرکت‌کنندگان معیارهایی برای ارزیابی یک صفت مبهم یا بدون ابهام داده شد، و در سایر شرکت‌کنندگان آزاد بودند که صفات را بر اساس معیارهای خود ارزیابی کنند. . مشخص شد که تأثیر برتری توهم‌آمیز در شرایطی که شرکت‌کنندگان در ارزیابی صفات آزاد بودند بیشتر بود. [18]

همچنین مشخص شده است که تأثیرات برتری توهمی زمانی قوی‌تر است که افراد خود را بر اساس توانایی‌هایی ارزیابی کنند که در آنها کاملاً بی‌کفایت هستند. این افراد بیشترین اختلاف را بین عملکرد واقعی خود (در انتهای پایین توزیع) و خود رتبه بندی (قرار دادن خود بالاتر از حد متوسط) دارند. این اثر دانینگ-کروگر به عنوان فقدان توانایی فراشناختی برای تشخیص ناتوانی خود تفسیر می شود. [23]

روش مقایسه

روشی که در تحقیق در مورد برتری توهم‌آمیز مورد استفاده قرار می‌گیرد، تأثیری بر قدرت تأثیر یافت شده دارد. بیشتر مطالعات در مورد برتری توهمی شامل مقایسه بین یک فرد و یک همتای متوسط ​​است که دو روش وجود دارد: مقایسه مستقیم و مقایسه غیر مستقیم. مقایسه مستقیم - که بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد - شامل رتبه‌بندی خود شرکت‌کننده و همتایان متوسط ​​در همان مقیاس، از «زیر میانگین» تا «بالاتر از میانگین» [ 45] می‌شود و منجر به این می‌شود که شرکت‌کنندگان به مراتب بیشتر به خود خدمت کنند. [9]محققان پیشنهاد کرده‌اند که این امر به دلیل مقایسه نزدیک‌تر بین فرد و همتای متوسط ​​اتفاق می‌افتد، اما استفاده از این روش به این معنی است که نمی‌توان فهمید که آیا شرکت‌کننده خود را دست‌کم گرفته، همتای متوسط ​​یا هر دو را دست کم گرفته است.

روش مقایسه غیرمستقیم شامل رتبه‌بندی شرکت‌کنندگان به خود و همتای متوسط ​​در مقیاس‌های جداگانه است و با برداشتن میانگین نمره همتا از نمره فرد (با نمره بالاتر نشان‌دهنده تأثیر بیشتر) اثر برتری توهم‌آمیزی پیدا می‌شود. در حالی که روش مقایسه غیرمستقیم کمتر مورد استفاده قرار می گیرد، از این نظر که شرکت کنندگان خود را بیش از حد برآورد کرده اند یا متوسط ​​را دست کم گرفته اند، آموزنده تر است، و بنابراین می تواند اطلاعات بیشتری در مورد ماهیت برتری توهمی ارائه دهد. [45]

هدف مقایسه

ماهیت هدف مقایسه یکی از اساسی‌ترین عوامل تعدیل‌کننده تأثیر برتری وهمی است و دو موضوع اصلی در رابطه با هدف مقایسه وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.

اولاً، تحقیق در مورد برتری توهمی از نظر هدف مقایسه متمایز است، زیرا یک فرد خود را با یک همسال متوسط ​​فرضی به جای یک فرد ملموس مقایسه می کند. آلیکه و همکاران (1995) دریافتند که تأثیر برتری توهم‌آمیز هنوز وجود دارد، اما زمانی که شرکت‌کنندگان خود را با افراد واقعی (همچنین شرکت‌کنندگان در آزمایش، که در یک اتاق نشسته بودند) مقایسه کردند، به طور قابل‌توجهی کاهش یافت، برخلاف زمانی که شرکت‌کنندگان خود را با میانگین مقایسه کردند. همتا این نشان می‌دهد که تحقیق در مورد برتری توهم‌آمیز ممکن است به خودی خود نتایج مغرضانه‌ای داشته باشد و تأثیری بیشتر از آنچه در زندگی واقعی رخ می‌دهد بیابد. [45]

تحقیقات بیشتر در مورد تفاوت‌های بین اهداف مقایسه شامل چهار شرایطی بود که شرکت‌کنندگان در مجاورت مصاحبه با هدف مقایسه بودند: تماشای زنده در یک اتاق. تماشای روی نوار؛ خواندن متن نوشته شده؛ یا مقایسه خود با یک همتای متوسط. مشخص شد که وقتی شرکت‌کننده از موقعیت مصاحبه بیشتر حذف شد (در شرایط مشاهده نوار و رونوشت)، تأثیر برتری توهم‌آمیز بیشتر بود. محققان اظهار داشتند که این یافته‌ها نشان می‌دهد که اثر برتری واهی با دو عامل اصلی کاهش می‌یابد - جداسازی هدف و تماس زنده با هدف.

دوم، مطالعات آلیک و همکاران (1995) بررسی کردند که آیا مفاهیم منفی کلمه "متوسط" ممکن است بر میزان برتری وهمی افراد تأثیر بگذارد، یعنی اینکه آیا استفاده از کلمه "متوسط" برتری توهمی را افزایش می دهد یا خیر. . از شرکت کنندگان خواسته شد تا خود، همسالان متوسط ​​و فردی را که در آزمایش قبلی در کنار او نشسته بودند، در ابعاد مختلف ارزیابی کنند. مشخص شد که آنها خود را در بالاترین سطح قرار می دهند، پس از آن فرد واقعی و پس از آن همتای متوسط ​​قرار می گیرند، اما همتای متوسط ​​به طور مداوم بالاتر از میانگین در مقیاس قرار می گیرد، که نشان می دهد کلمه "متوسط" تاثیر منفی بر روی آن ندارد. دیدگاه شرکت کننده نسبت به همتایان متوسط [45]

قابلیت کنترل

یک عامل تعدیل کننده مهم تأثیر برتری توهمی میزانی است که فرد معتقد است قادر به کنترل و تغییر موقعیت خود در بعد مربوطه است. با توجه به Alicke & Govorun ویژگی‌های مثبتی که فرد معتقد است در کنترل آنهاست، بیشتر به خود خدمت می‌کنند و ویژگی‌های منفی که غیرقابل کنترل دیده می‌شوند، کمتر برای خودسازی مضر هستند. [6]این نظریه توسط تحقیق آلیک (1985) تأیید شد، که نشان داد افراد خود را بالاتر از یک همتای متوسط ​​در مورد ویژگی‌های قابل کنترل مثبت و پایین‌تر از همتایان متوسط ​​در مورد ویژگی‌های غیرقابل کنترل منفی ارزیابی می‌کنند. این ایده که توسط این یافته ها مطرح شده است، مبنی بر اینکه افراد معتقدند که آنها مسئول موفقیت خود هستند و عامل دیگری عامل شکست آنهاست، به عنوان سوگیری خدمت به خود شناخته می شود .

تفاوت های فردی قاضی

ویژگی های شخصیتی بین افراد بسیار متفاوت است و مشخص شده است که اثرات برتری واهی را تعدیل می کند، یکی از نمونه های اصلی آن عزت نفس است. براون (1986) دریافت که در خودارزیابی ویژگی های مثبت، شرکت کنندگان با عزت نفس بالاتر سوگیری برتری توهمی بیشتری نسبت به شرکت کنندگان با عزت نفس پایین نشان دادند. [40] علاوه بر این، مطالعه دیگری نشان داد که شرکت‌کنندگانی که از قبل به‌عنوان دارای عزت‌نفس بالا طبقه‌بندی شده‌اند، تمایل دارند ویژگی‌های مبهم را به روشی خودخواهانه تفسیر کنند، در حالی که شرکت‌کنندگانی که از قبل به عنوان دارای عزت نفس پایین طبقه‌بندی شده‌اند، این کار را انجام نمی‌دهند. [39]

ارتباط با سلامت روان

روان‌شناسی به طور سنتی فرض می‌کند که عموماً ادراک دقیق از خود برای سلامت روان ضروری است . این موضوع توسط مقاله ای در سال 1988 توسط تیلور و براون به چالش کشیده شد، آنها استدلال کردند که افراد از نظر روانی سالم معمولاً سه توهم شناختی را نشان می دهند - برتری توهم آمیز، توهم کنترل و تعصب خوش بینی . [17] این ایده به سرعت بسیار تأثیرگذار شد و برخی از مقامات به این نتیجه رسیدند که القای عمدی این سوگیری ها درمانی است. [46] از آن زمان، تحقیقات بیشتر هم این نتیجه را تضعیف کرده و هم شواهد جدیدی ارائه کرده است که برتری توهمی را با اثرات منفی بر فرد مرتبط می کند. [17]

یکی از استدلال‌ها این بود که در مقاله تیلور و براون، طبقه‌بندی افراد به‌عنوان سالم یا ناسالم بر اساس گزارش‌های شخصی بود تا معیارهای عینی. [46] افرادی که مستعد خودسازی هستند اغراق می کنند که چقدر خوب تنظیم شده اند. یک مطالعه ادعا کرد که گروه‌های «عادی ذهنی» توسط «انکارکنندگان تدافعی» آلوده شده‌اند که بیشترین توهمات مثبت را دارند. [46] یک مطالعه طولی نشان داد که سوگیری های خودافزایشی با مهارت های اجتماعی ضعیف و ناسازگاری روانی مرتبط است. [17]در آزمایش جداگانه‌ای که در آن مکالمات فیلم‌برداری شده بین مردان و زنان توسط ناظران مستقل رتبه‌بندی می‌شد، افراد خودافزاینده به احتمال زیاد رفتارهای مشکل‌ساز اجتماعی مانند خصومت یا تحریک‌پذیری را نشان می‌دادند. [17] مطالعه‌ای در سال 2007 نشان داد که سوگیری‌های خودافزایشی با مزایای روانشناختی (مانند رفاه ذهنی) و همچنین هزینه‌های بین فردی و درون فردی (مانند رفتار ضد اجتماعی ) مرتبط است. [47]

تاثیر بدتر از حد متوسط

برخلاف آنچه که معمولاً باور می شود، تحقیقات نشان داده است که تأثیرات بهتر از حد متوسط ​​جهانی نیستند. در واقع، بسیاری از تحقیقات اخیر در بسیاری از کارها، به خصوص اگر دشوارتر باشند، اثر معکوس یافته اند. [48]

اعتماد به نفس

رابطه برتری وهمی با عزت نفس نامشخص است. این نظریه که افرادی که عزت نفس بالایی دارند با رتبه‌بندی بالا به خود این سطح بالا را حفظ می‌کنند، خالی از لطف نیست - مطالعاتی که شامل دانشجویان غیرافسرده بود نشان داد که آنها فکر می‌کردند که کنترل بیشتری بر نتایج مثبت در مقایسه با همسالان خود دارند، حتی زمانی که عملکرد را کنترل می‌کنند . . [49] دانش‌آموزان غیرافسرده همچنین به‌طور فعال به همسالان خود کمتر از خودشان رتبه‌بندی می‌کنند، نه اینکه خودشان را بالاتر ارزیابی کنند. دانش‌آموزان توانستند ویژگی‌های شخصیتی منفی بیشتری را در مورد دیگران به خاطر بیاورند تا خودشان. [50]

در این مطالعات هیچ تمایزی بین افراد دارای عزت نفس بالا مشروع و نامشروع وجود نداشت، زیرا مطالعات دیگر نشان داده اند که فقدان توهمات مثبت عمدتاً با عزت نفس بالا همراه است [51] و افراد مصمم به رشد و یادگیری کمتر هستند. مستعد این توهمات [52] بنابراین ممکن است در حالی که برتری واهی با عزت نفس بالا همراه است، افراد دارای عزت نفس بالا لزوماً آن را نشان نمی دهند.

پیشینیان تاریخی

سوگیری شناختی برتری توهمی در طول تاریخ شناخته شده و توسط روشنفکران شناسایی شده است . نمونه ای از نظرات آنها شامل:

  • کنفوسیوس (551–479 قبل از میلاد) که گفت: "دانش واقعی آن است که میزان نادانی خود را بدانیم". [53]
  • سقراط فیلسوف (470-399 قبل از میلاد) که پیشگویی را از پیشگویی دلفی تفسیر کرد ، گفت که او با وجود اینکه احساس می‌کرد هیچ چیز را به طور کامل نمی‌فهمد، خردمند است، زیرا حکمت آگاهی از این که هیچ چیز نمی‌داند .
  • نمایشنامه نویس ویلیام شکسپیر (1564-1616)، که گفت: "احمق فکر می کند عاقل است، اما مرد عاقل خود را احمق می داند" ( As You Like It , V. i.) [54]
  • شاعر الکساندر پوپ (1688-1744)، که در مقاله ای در مورد نقد (1709) نوشت : "آموزش اندک چیز خطرناکی است."
  • هنری فیلدینگ (1707-1754)، که در رمان « تاریخ تام جونز، یک فاندلینگ» نوشت: «برای مردانی که دانش واقعی، و دانش تقریباً جهانی دارند، همیشه نسبت به نادانی دیگران دلسوز [ترحم] می‌شوند؛ اما افرادی که در برخی از آنها برتری دارند. هنر کم، پست و تحقیرآمیز، همیشه کسانی را که با آن هنر آشنایی ندارند تحقیر می کند.»
  • چارلز داروین (1809-1882) طبیعت‌شناس ، که گفت: «جهل بیشتر از دانش، اعتماد به نفس ایجاد می‌کند» [ 23]
  • فیلسوف فردریش نیچه (1844-1900)، که در Human, All Too Human (قصه 483) نوشت : "دشمنان حقیقت. اعتقادات، دشمنان حقیقت خطرناک تر از دروغ هستند." [55]
  • دبلیو بی ییتس (1865-1939) که در شعر آمدن ثانوی گفت: «بهترین‌ها هیچ اعتقادی ندارند، در حالی که بدترین‌ها / سرشار از شدت پرشور هستند». [28]
  • فیلسوف و ریاضیدان برتراند راسل (1872-1970) که گفت: "یکی از چیزهای دردناک در زمان ما این است که کسانی که احساس یقین می کنند احمق هستند و کسانی که با هر تخیل و فهمی پر از شک و بلاتکلیفی هستند." [28]
  • کنایه‌ای که به مارک تواین (1835–1910) نسبت داده می‌شود، اگرچه احتمالاً غیرمعمول است: "وقتی من یک پسر 14 ساله بودم، پدرم آنقدر نادان بود که به سختی می‌توانستم این پیرمرد را در اطراف خود داشته باشم. اما وقتی به 21 سالگی رسیدم، من از این که پیرمرد در طول هفت سال چقدر آموخته بود شگفت زده شد." [56]

همچنین ببینید

منابع

  1. ^ آب هورنز، ورا (1993). "خودافزايي و تعصبات برتري در مقايسه اجتماعي". بررسی اروپایی روانشناسی اجتماعی . 4 (1): 113-139. doi :10.1080/14792779343000040.
  2. پینکر، استیون (2011). فرشتگان بهتر طبیعت ما . پنگوئن. شابک 978-0-141-03464-5.
  3. ^ هاینه، اس جی. هامامورا، تی (2007). "در جست و جوی خودسازی شرق آسیا". بررسی روانشناسی شخصیت و اجتماعی . 11 (1): 4-27. doi :10.1177/1088868306294587. PMID  18453453. S2CID  2843126.
  4. دی آنجلیس، توری (فوریه 2003). "چرا ما شایستگی خود را بیش از حد ارزیابی می کنیم". نظارت بر روانشناسی 34 (2): 60. doi :10.1037/e300052003-031 . بازیابی شده در 7 مارس 2011 .
  5. ^ فالک، کارل اف. هاینه، استیون جی. یوکی، ماساکی؛ تاکمورا، کوسوکه (2009). چرا غربی ها بیشتر از شرق آسیایی ها خود را ارتقا می دهند؟ (PDF) . مجله اروپایی شخصیت . 23 (3): 183-203. doi :10.1002/per.715. S2CID  30477227.
  6. ^ abcdef Alicke, Mark D.; گوورون، اولسیا (2005). "اثر بهتر از متوسط". در آلیک، مارک دی. دیوید A. دانینگ; یواخیم I. کروگر (ویرایشگران). خود در قضاوت اجتماعی مطالعات خود و هویت. انتشارات روانشناسی. صص 85-106. شابک 978-1-84169-418-4. OCLC  58054791.
  7. کروگر، جاستین (1999). "دریاچه Wobegon رفته است! "اثر زیر متوسط" و ماهیت خود محور قضاوت های توانایی مقایسه ای". مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 77 (2): 221-232. doi :10.1037/0022-3514.77.2.221. PMID  10474208.
  8. ^ Schkade، دیوید A. کانمن، دانیل (سپتامبر 1998). "آیا زندگی در کالیفرنیا مردم را خوشحال می کند؟ توهم متمرکز در قضاوت رضایت از زندگی". علم روانشناسی . 9 (5): 340-346. doi :10.1111/1467-9280.00066. S2CID  14091201.
  9. ^ آب اوتن، ویلما؛ ون در پلیگت، جوپ (1966). "اثرات زمینه در اندازه گیری خوش بینی مقایسه ای در قضاوت های احتمال" (PDF) . مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 15 : 80-101. doi :10.1521/jscp.1996.15.1.80.
  10. ^ آیزر، جی ریچارد؛ پهل، سابین; پرینس، ایوون RA (ژانویه 2001). "خوش بینی، بدبینی و جهت گیری مقایسه های خود با دیگران". مجله روانشناسی اجتماعی تجربی . 37 (1): 77-84. doi :10.1006/jesp.2000.1438.
  11. ویندشیتل، پل دی. کروگر، جاستین؛ سیمز، اریکا نوس (2003). "تأثیر خود محوری و تمرکزگرایی بر خوش بینی مردم در رقابت ها: وقتی آنچه بر ما تأثیر می گذارد به همان اندازه بر من تأثیر می گذارد" (PDF) . مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 85 (3): 389-408. doi :10.1037/0022-3514.85.3.389. PMID  14498778.
  12. هیلبرت، مارتین (2012). "به سوی ترکیبی از سوگیری های شناختی: چگونه پردازش اطلاعات پر سر و صدا می تواند باعث سوگیری تصمیم گیری انسانی شود" (PDF) . بولتن روانشناسی . 138 (2): 211-237. CiteSeerX 10.1.1.432.8763 . doi : 10.1037/a0025940. PMID  22122235. 
  13. واینستین، نیل دی (1980). "خوش بینی غیر واقعی درباره رویدادهای زندگی آینده" (PDF) . مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 39 (5): 806-820. CiteSeerX 10.1.1.535.9244 . doi :10.1037/0022-3514.39.5.806. بایگانی شده از نسخه اصلی (PDF) در 2 آوریل 2015. 
  14. ^ آب پرلوف، لیندا اس. Fetzer، Barbara K. (1986). "خود-دیگر قضاوت ها و آسیب پذیری درک شده در برابر قربانی". مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 50 (3): 502-510. doi :10.1037/0022-3514.50.3.502.
  15. ^ اب گیلادی، ایلث ای. Klar, Yechiel (دسامبر 2002). "وقتی استانداردها گسترده هستند: تعصبات غیرانتخابی برتری و حقارت در قضاوت های مقایسه ای اشیاء و مفاهیم". مجله روانشناسی تجربی . 131 (4): 538-551. doi :10.1037/0096-3445.131.4.538. PMID  12500862.
  16. ^ بیر، جنیفر اس. هیوز، برنت ال (2010). "سیستم های عصبی مقایسه اجتماعی و اثر "بالاتر از میانگین" (PDF) . NeuroImage . 49 (3): 2671-2679. doi :10.1016/j.neuroimage.2009.10.075. PMID  19883771. S2CID  1421132. بایگانی شده از نسخه اصلی در 14 مارس 2015.{{cite journal}}: CS1 maint: ربات: وضعیت URL اصلی ناشناخته ( پیوند )
  17. ^ abcde Colvin, C. Randall; بلاک، جک؛ فاندر، دیوید سی (1995). "خودارزیابی های بیش از حد مثبت و شخصیت: پیامدهای منفی برای سلامت روان". مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 68 (6): 1152-1162. doi :10.1037/0022-3514.68.6.1152. PMID  7608859. S2CID  8612138.
  18. ^ اب دانینگ، دیوید؛ میروویتز، جودیت آ. هولزبرگ، امی دی (1989). "ابهام و خودارزیابی: نقش تعاریف ویژگی های خاص در ارزیابی های خود خدمتی از توانایی". مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 57 (6): 1082-1090. doi :10.1037/0022-3514.57.6.1082.
  19. کراس، کی پاتریشیا (بهار 1977). "نمی توان اما آیا معلمان کالج بهبود خواهند یافت؟". دستورالعمل های جدید برای آموزش عالی . 1977 (17): 1-15. doi :10.1002/he.36919771703.
  20. "آکادمیک است." 2000. Stanford GSB Reporter , 24 April, pp.14-5. از طریق زاکرمن، ازرا دبلیو. جوست، جان تی (2001). "چه چیزی باعث می شود فکر کنید اینقدر محبوب هستید؟ نگهداری از خود ارزیابی و جنبه ذهنی "پارادوکس دوستی"" (PDF) . فصلنامه روانشناسی اجتماعی . 64 (3): 207-223. doi :10.2307/3090112. JSTOR  3090112. بایگانی شده (PDF) از نسخه اصلی در 15 فوریه 2019 . بازیابی شده در 29 اوت 2009 .
  21. Odean، Terrance (دسامبر ۱۹۹۸). "حجم، نوسانات، قیمت و سود هنگامی که همه معامله گران بالاتر از میانگین هستند" (PDF) . مجله مالی . 53 (6): 1887–1934. CiteSeerX 10.1.1.196.2120 . doi :10.1111/0022-1082.00078. 
  22. نیل، مارگارت آ. بازرمن، ماکس اچ (1985). "اثرات چارچوب بندی و اعتماد بیش از حد مذاکره کننده بر رفتارها و نتایج چانه زنی". مجله آکادمی مدیریت . 28 (1): 34-49. doi :10.2307/256060. JSTOR  256060.
  23. ^ abcd کروگر، جاستین؛ دانینگ، دیوید (1999). "غیر ماهر و ناآگاه از آن: چگونه مشکلات در تشخیص بی کفایتی خود منجر به خودارزیابی های متورم می شود". مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 77 (6): 1121-34. CiteSeerX 10.1.1.64.2655 . doi :10.1037/0022-3514.77.6.1121. PMID  10626367. 
  24. «برندگان جایزه ایگ نوبل ۲۰۰۰». تحقیق غیرمحتمل بایگانی شده از نسخه اصلی در 25 فوریه 2011 . بازیابی شده در 27 مه 2008 .
  25. ارلینگر، جویس؛ دانینگ، دیوید (ژانویه 2003). "چگونه خودنگری های مزمن بر برآوردهای عملکرد تاثیر می گذارند (و به طور بالقوه گمراه می کنند". مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 84 (1): 5-17. doi :10.1037/0022-3514.84.1.5. PMID  12518967. S2CID  4143192.
  26. ^ ایمز، دانیل آر. Kammrath، Lara K. (سپتامبر 2004). "ذهن خوانی و فراشناخت: خودشیفتگی، نه شایستگی واقعی، پیش بینی کننده توانایی خود تخمینی است". مجله رفتار غیرکلامی . 28 (3): 187-209. CiteSeerX 10.1.1.413.8323 . doi :10.1023/B:JONB.0000039649.20015.0e. S2CID  13376290. 
  27. برسون، کاترین ای. لریک، ریچارد پی. کلایمن، جاشوا (2006). "ماهر یا غیر ماهر، اما هنوز از آن بی خبر: چگونه ادراک از دشواری باعث ایجاد کالیبراسیون نادرست در مقایسه های نسبی می شود" (PDF) . مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 90 (1): 60-77. CiteSeerX 10.1.1.178.7774 . doi :10.1037/0022-3514.90.1.60. PMID  16448310. 
  28. ^ abc ارلینگر، جویس؛ جانسون، کری؛ بنر، متیو; دانینگ، دیوید ؛ کروگر، جاستین (2008). «چرا افراد غیر ماهر بی‌خبرند: کاوش‌های بیشتر درباره بینش خود (غایب) در بین نالایق‌ها». رفتار سازمانی و فرآیندهای تصمیم گیری انسانی . 105 (1): 98-121. doi :10.1016/j.obhdp.2007.05.002. PMC 2702783 . PMID  19568317. 
  29. Svenson, Ola (فوریه 1981). "آیا همه ما نسبت به رانندگان همکارمان کم خطرتر و ماهرتر هستیم؟" (PDF) . Acta Psychologica . 47 (2): 143-148. doi :10.1016/0001-6918(81)90005-6. بایگانی شده از نسخه اصلی (PDF) در 22 ژوئیه 2012.
  30. ^ مک کورمیک، IA; Walkey، FH; گرین، دی (ژوئن 1986). "ادراکات مقایسه ای از توانایی راننده: تایید و گسترش". تجزیه و تحلیل و پیشگیری از حوادث . 18 (3): 205-208. doi :10.1016/0001-4575(86)90004-7. PMID  3730094.
  31. «۲۴ درصد از رانندگان اعتراف می‌کنند که هنگام ارسال پیامک به تصادف نزدیک شده‌اند». 15 جولای 2013. بایگانی شده از نسخه اصلی در 5 مارس 2016 . بازبینی شده در 29 ژانویه 2014 .
  32. ^ هورنز، ورا؛ هریس، پیتر (1998). "تحریف در گزارش های رفتارهای بهداشتی: اثر بازه زمانی و برتری واهی". روانشناسی و سلامت . 13 (3): 451-466. doi :10.1080/08870449808407303.
  33. ^ دیویدسون، جانت ای. داونینگ، سی ال (2000). "مدل های هوش معاصر". در استرنبرگ، رابرت جی. کتاب راهنمای هوش . صص 34-50. doi :10.1017/CBO9780511807947.004. شابک 9780511807947.
  34. ^ فورنهام، آدریان ؛ معتفی، جوانا؛ Chamorro-Premuzic، Tomas (مارس 2005). "شخصیت و هوش: جنسیت، پنج بزرگ، هوش خود تخمینی و روانسنجی". مجله بین المللی انتخاب و ارزیابی . 13 (1): 11-24. CiteSeerX 10.1.1.329.4360 . doi :10.1111/j.0965-075X.2005.00296.x. S2CID  6859485. 
  35. ^ اشمیت، آیریس دبلیو. برگ، اینا جی. دیلمن، بتو جی (1999). «برتری توهم‌آمیز در حافظه خود گزارش‌دهی سالمندان». سالمندی، عصب روانشناسی و شناخت . 6 (4): 288-301. doi :10.1076/1382-5585(199912)06:04;1-B;FT288.
  36. ^ زاکرمن، ازرا دبلیو. جوست، جان تی (2001). "چه چیزی باعث می شود فکر کنید اینقدر محبوب هستید؟ نگهداری از خود ارزیابی و جنبه ذهنی "پارادوکس دوستی"" (PDF) . فصلنامه روانشناسی اجتماعی . 64 (3): 207-223. doi :10.2307/3090112. JSTOR  3090112. بایگانی شده (PDF) از نسخه اصلی در 15 فوریه 2019 . بازیابی شده در 29 اوت 2009 .
  37. فلد، اسکات ال. (1991)، "چرا دوستان شما بیشتر از شما دوستان دارند"، مجله جامعه شناسی آمریکا ، 96 (6): 1464-1477، doi : 10.1086/229693، JSTOR  2781907، S2CID  56043992.
  38. Buunk، Bram P. (دسامبر 2001). "برتری درک شده از رابطه خود و شیوع درک شده از روابط شاد و ناخوشایند". مجله روانشناسی اجتماعی بریتانیا . 40 (4): 565-574. doi :10.1348/014466601164984. PMID  11795068.
  39. ^ آب سولس، جری؛ لموس، کاترین؛ استوارت، اچ. لاکت (2002). "عزت نفس، مفهوم سازی، و مقایسه با خود، دوستان و همسالان" (PDF) . مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 82 (2): 252-261. doi :10.1037/0022-3514.82.2.252. PMID  11831414.
  40. ^ آب براون، جاناتان دی. (1986). "ارزیابی خود و دیگران: تعصبات خودافزاینده در قضاوت های اجتماعی". شناخت اجتماعی . 4 (4): 353-376. doi :10.1521/soco.1986.4.4.353.
  41. تاجفل، هانری ؛ ترنر، جان سی (1978). "نظریه هویت اجتماعی رفتار بین گروهی" (PDF) . در آستین، ویلیام جی. ورچل، استفان (ویرایش‌ها). روانشناسی روابط بین گروهی (ویرایش دوم). ص 7-24. شابک 978-0-12-682550-3.
  42. ^ سدیکیدس، کنستانتین؛ استروبه، مایکل جی (1997). "خودارزیابی: از خودت خوب باش، از خودت مطمئن باش، خودت درست باشه و خودت بهتر باشه". پیشرفت در روانشناسی اجتماعی تجربی . جلد 29. ص 209-269. doi :10.1016/S0065-2601(08)60018-0. شابک 9780120152292.
  43. ^ ریدر، گلن دی. بروور، مریلین بی. (ژانویه 1979). "مدل طرحواره ای اسناد اختیاری در ادراک بین فردی". بررسی روانشناختی . 86 (1): 61-79. doi :10.1037/0033-295X.86.1.61. S2CID  17999914.
  44. ^ سوان، ویلیام بی. بوهرمستر، مایکل دی (2003). «خود تأیید: جستجوی انسجام». در لیری، مارک آر. تانگنی، ژوئن پرایس (ویرایشات). کتاب راهنمای خود و هویت . مطبوعات گیلفورد.
  45. ^ abcd Alicke, Mark D.; کلوتز، ام ال. برایتنبچر، دیوید ال. یوراک، تریشیا جی. Vredenburg، Debbie S. (1995). "تماس شخصی، فردیت و تاثیر بهتر از متوسط". مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 68 (5): 804-825. doi :10.1037/0022-3514.68.5.804.
  46. ^ abc Shedler, Jonathan; میمن، مارتین؛ مانیس، ملوین (1993). "توهم سلامت روان". روانشناس آمریکایی 48 (11): 1117-1131. doi :10.1037/0003-066X.48.11.1117. PMID  8259825. S2CID  14774833.
  47. ^ سدیکیدس، کنستانتین؛ هورتون، رابرت اس. گرگ، آیدن پی (2007). "چرا محدودیت: محدود کردن خودافرادی با درون نگری توضیحی". مجله شخصیت . 75 (4): 783-824. doi :10.1111/j.1467-6494.2007.00457.x. PMID  17576359. S2CID  12086920.
  48. مور، دان ای. (ژانویه 2007). "بالاخره نه چندان بالاتر از حد متوسط: وقتی مردم معتقدند که بدتر از میانگین هستند و پیامدهای آن برای نظریه های تعصب در مقایسه اجتماعی". رفتار سازمانی و فرآیندهای تصمیم گیری انسانی . 102 (1): 42-58. doi :10.1016/j.obhdp.2006.09.005. SSRN  775086.
  49. ^ مارتین، دیوید جی. آبرامسون، لین ی. آلیاژ، لورن بی. (ژانویه 1984). "توهم کنترل بر خود و دیگران در دانش آموزان افسرده و غیر افسرده". مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 46 (1): 126-136. doi :10.1037/0022-3514.46.1.125. PMID  6694056.
  50. کویپر، نیکلاس آ. مکدونالد، ام آر (1982). "خود و ادراک دیگر در افسرده های خفیف". شناخت اجتماعی . 1 (3): 223-239. doi :10.1521/soco.1982.1.3.223.
  51. کامپتون، ویلیام سی (1992). "آیا توهمات مثبت برای عزت نفس ضروری هستند: یک یادداشت پژوهشی". شخصیت و تفاوت های فردی . 13 (12): 1343–1344. doi :10.1016/0191-8869(92)90177-Q.
  52. ^ زانو، سی ریموند; زوکرمن، میرون (ژوئن 1998). "شخصیت غیرتدافعی: خودمختاری و کنترل به عنوان تعدیل کننده های مقابله دفاعی و خود ناتوانی". مجله پژوهش در شخصیت . 32 (2): 115-130. doi :10.1006/jrpe.1997.2207. S2CID  17183822.
  53. دانینگ، دیوید ؛ جانسون، کری؛ ارلینگر، جویس؛ کروگر، جاستین (1 ژوئن 2003). "چرا مردم ناتوانی خود را تشخیص نمی دهند". رهنمودهای فعلی در علوم روانشناسی . 12 (3): 83-87. doi :10.1111/1467-8721.01235. S2CID  2720400.
  54. فولر، گراینت (2011). «جاهل از جهل؟». عصب شناسی عملی . 11 (6): 365. doi :10.1136/practneurol-2011-000117. PMID  22100949. S2CID  207024032.
  55. نیچه، فردریش (1910). انسان، بیش از حد انسانی (PDF) . ترجمه زیمرن، هلن. ادینبورگ: TN Foulis . پ. 355. شابک 978-1591026785.
  56. اوتول، گارسون (10 اکتبر 2010). "وقتی من یک پسر چهارده ساله بودم، پدرم بسیار نادان بود - نقل قول محقق". Quoteinvestigator.com . بازبینی شده در 28 مه 2019 .

بیشتر خواندن

  • آلیک، مارک دی. دانینگ، دیوید ای. کروگر، یواخیم I. (2005). خود در قضاوت اجتماعی انتشارات روانشناسی. صص 85-106. شابک 978-1-84169-418-4.مخصوصاً فصل 5 و 4
  • کروگر، جاستین (1999). "دریاچه Wobegon رفته است! "اثر زیر متوسط" و ماهیت خود محور قضاوت های توانایی مقایسه ای". مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی . 77 (2): 221-232. doi :10.1037/0022-3514.77.2.221. PMID  10474208.
  • متلین، مارگارت دبلیو (2004). "اصل پولیانا". در Pohl, Rüdiger F. (ed.). توهمات شناختی: کتابی درباره مغالطه ها و سوگیری ها در تفکر، قضاوت و حافظه . شرق ساسکس: انتشارات روانشناسی. شابک 978-1-84169-351-4.
  • مایرز، دیوید جی (1980). خود متورم: توهمات انسانی و دعوت کتاب مقدس به امید . نیویورک، نیویورک: Seabury Press. شابک 978-0816404599.
  • سدیکیدس، کنستانتین؛ گرگ، آیدن پی (2007). "پرتره های خود". در هاگ، مایکل آ. کوپر، جوئل (ویرایشگران). SAGE Handbook of Social Psychology (ویرایش دانشجویی مختصر). لندن: انتشارات SAGE. صص 93-122. شابک 978-1412945356.
  • دانینگ، دیوید؛ جانسون، کری؛ ارلینگر، جویس؛ کروگر، جاستین (ژوئن 2003). "چرا مردم ناتوانی خود را تشخیص نمی دهند". رهنمودهای فعلی در علوم روانشناسی . 12 (3): 83-87. doi :10.1111/1467-8721.01235. S2CID  2720400.
  • فلپس، ریچارد پی (2009). "پیوست C: خط امتیاز راکی ​​دریاچه ووبگن" (PDF) . در فلپس، ریچارد پی (ویرایشگر). تصحیح مغالطه در مورد آزمون های آموزشی و روانشناسی . واشنگتن دی سی: انجمن روانشناسی آمریکا. شابک 978-1433803925.
  • کانل، جی جی (1987). "آزمون پیشرفت ابتدایی با استاندارد ملی در مدارس دولتی آمریکا: چگونه همه پنجاه ایالت بالاتر از میانگین ملی هستند". بررسی آموزش غیر حزبی 13 (1): 1-17.