هوشیاری کاذب

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

در نظریه مارکسیستی ، آگاهی کاذب اصطلاحی است که روش‌هایی را توصیف می‌کند که گفته می‌شود فرآیندهای مادی، ایدئولوژیک و نهادی اعضای پرولتاریا و دیگر بازیگران طبقاتی را در جوامع سرمایه‌داری گمراه می‌کنند و استثمار ذاتی روابط اجتماعی بین طبقات را پنهان می‌کنند. فردریش انگلس (1820-1895) در نامه ای به فرانتس مهرینگ در سال 1893 از اصطلاح "آگاهی کاذب" استفاده کرد تا به سناریویی بپردازد که در آن طبقه زیردست به طور عمدی ایدئولوژی طبقه حاکم را تجسم می بخشد . [1] [2] [3]انگلس این آگاهی را "کاذب" می نامد، زیرا طبقه خود را به سمت اهدافی نشان می دهد که به دردش نمی خورد.

"آگاهی"، در این زمینه، توانایی طبقه را برای شناسایی سیاسی و ابراز اراده خود منعکس می کند. طبقه زیردستان آگاه است: نقش اصلی را در جامعه ایفا می کند و به دلیل وحدت کافی در ایده ها و عمل می تواند اراده خود را ابراز کند.

توسعه بعدی

مارشال آی پامر استدلال کرده است که اعضای پرولتاریا به دلیل اعتقاد به احتمال یا امکان تحرک رو به بالا ، ماهیت واقعی روابط طبقاتی را نادیده می گیرند . [3] [4] چنین اعتقادی یا چیزی شبیه به آن در علم اقتصاد با فرض عاملیت عقلانی آن لازم است . در غیر این صورت کارگران مزدبگیر حامیان آگاهانه روابط اجتماعی مخالف منافع خود نخواهند بود و این پیش فرض را نقض می کنند. [5]

هژمونی فرهنگی

آنتونیو گرامشی ، نظریه‌پرداز مارکسیست ایتالیایی ، مفهوم هژمونی فرهنگی را توسعه داد ، فرآیندی که طبقات حاکم در جوامع سرمایه‌داری هنجارها، ارزش‌ها و ننگ‌های خاصی را ایجاد می‌کنند و به فرهنگی تبدیل می‌شوند که در آن تداوم تسلط آنها سودمند تلقی می‌شود. [6]

ساختارگرایی

در اواخر دهه 1960 و 1970، مکتب فلسفی و انسان‌شناختی ساختارگرایی در میان دانشگاهیان و روشنفکران عمومی محبوبیت پیدا کرد و بر تفسیر فرهنگ انسانی بر اساس ساختارهای زیربنایی مانند دیدگاه‌های نمادین، زبانی و ایدئولوژیک تمرکز کرد. لویی آلتوسر ، فیلسوف مارکسیست ، تفسیر ساختارگرایانه خود از آگاهی کاذب، یعنی دستگاه ایدئولوژیک دولت را رایج کرد . ساختارگرایی بر تفسیر آلتوسر از آگاهی کاذب تأثیر گذاشت، که بر نهادهای دولت سرمایه داری - به ویژه نهادهای آموزش عمومی - متمرکز است که یک سیستم ایدئولوژیک را به نفع اطاعت، انطباق و تسلیم اجرا می کند. [7]

تحولات معاصر

دیگر فیلسوفان و روشنفکران برجسته مارکسیست، تفاسیر خاصی از مفهوم آگاهی کاذب توسعه دادند، مانند تئودور آدورنو و هربرت مارکوزه از مکتب فرانکفورت ، گی دوبور و رائول وانژم از جنبش موقعیت‌گرای فرانسه ، نویسنده ضد استعمار، فرانتس فانون ، و نویسنده معاصر. اسلاوی ژیژک [ نیازمند منبع ] . خارج از ایدئولوژی سیاسی مارکسیستی، ادوارد اس. هرمان اقتصاددان و نوام چامسکی زبان شناس مدل تبلیغاتی را توسعه دادند.که در آن اطلاعات به طور انتخابی پخش می شود تا در خدمت اهداف مالکیت عمیقا متمرکز صنایع رسانه خصوصی باشد.

همچنین ببینید

منابع

  1. انگلس، فردریش (1949). "نامه ای به ف. مهرینگ". کارل مارکس و فردریش انگلس: آثار برگزیده در دو جلد، جلد دوم . مسکو: انتشارات زبان های خارجی. پ. 451. ایدئولوژی فرآیندی است که به اصطلاح متفکر آگاهانه انجام می دهد، درست است، اما با آگاهی کاذب. نیروهای محرک واقعی که او را وادار می کنند برای او ناشناخته باقی می مانند. در غیر این صورت به سادگی یک فرآیند ایدئولوژیک نخواهد بود.
  2. انگلس، فردریش (1893). انگلس به فرانتس مهرینگ .
  3. ^ a b Lukács, Georg (1967). تاریخ و آگاهی طبقاتی لندن: مرلین چاپ. شابک 978-0850361971.
  4. مارشال آی پومر (اکتبر 1984). "تحرک رو به بالا کارگران کم دستمزد: یک مدل چند متغیره برای تغییر شغل". دیدگاه های جامعه شناختی . 27 (4): 427-442. doi : 10.2307/1389035 . ISSN 0731-1214 . JSTOR 1389035 . S2CID 147390452 .   
  5. این پدیده بیشتر در ایالات متحده برجسته شده است و برخی از مارکسیست های اروپایی [ که؟ ] به عنوان " انتقال کلاس " [1 ] اطلاق می شود .
  6. گرامشی، آنتونیو (2010). منتخبی از دفترچه های زندان ایالات متحده آمریکا: ناشران بین المللی. پ. 488.
  7. آلتوسر، لوئیس (1971). لنین و مقالات دیگر . ایالات متحده آمریکا: نشریه بررسی ماهانه.

پیوندهای خارجی