اشراف روسیه

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجمع اشراف در زمان کاترین کبیر (حکومت 1762 - 1796)

اشراف روسی ( روسی : дворянство dvoryanstvo ) در قرن چهاردهم به وجود آمدند . در سال 1914 شامل تقریباً 1900000 عضو (حدود 1.1٪ از جمعیت) در امپراتوری روسیه بود .

تا انقلاب فوریه 1917، املاک نجیب اکثر دولت روسیه را تشکیل می دادند و دارای یک مجلس نجیب زاده بودند .

کلمه روسی برای اشراف، dvoryanstvo ( دوрянство ) از اسلاوونی dvor (двор) گرفته شده است که به معنای دربار شاهزاده یا دوک ( kniaz ) و بعداً تزار یا امپراتور است. در اینجا، dvor در اصل به خدمتکاران در املاک یک اشراف اشاره داشت. در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم، سیستم سلسله مراتبی یک سیستم ارشد بود که به نام mestnichestvo شناخته می شد . کلمه dvoryane بالاترین درجه نجیب زاده را توصیف می کند که وظایف دربار سلطنتی را انجام می داد و در آن زندگی می کرد ( Moskovskie zhiltsy، یا مانند بسیاری از پیوندک های بویار ( dvorovye deti boyarskie , vybornye deti boyarskie ) کاندیدای آن بودند. نجیب زاده را دووریانین (جمع: dvoryane ) می گویند. روسیه قبل از شوروی با سایر کشورها این مفهوم را داشت که اشراف به جای یک عنوان، یک موقعیت یا مقوله اجتماعی را نشان می دهد. در طول قرن‌های 18 و 19، به دلیل هجوم گسترده مردم عادی از طریق جدول درجات ، عنوان نجیب زاده در روسیه به تدریج به یک مقام رسمی تبدیل شد، نه اشاره به عضوی از اشراف . بسیاری از نوادگان اشراف روسیه باستانی سابق، از جمله خانواده سلطنتی، شاهد تغییر جایگاه رسمی خود بهبازرگانان ، شهرداران ، یا حتی دهقانان ، در حالی که مردم از نسل رعیت (مانند پدر ولادیمیر لنین ) یا روحانیون (مانند تبار لیوبوف اورلووا ) هنرپیشه، اشراف رسمی به دست آوردند.

تاریخچه

قرون وسطی

اشراف در قرن های 12 و 13 به عنوان پایین ترین بخش از طبقه نظامی فئودالی که شامل دربار یک شاهزاده یا یک بویار مهم بود، به وجود آمد. از قرن چهاردهم، مالکیت زمین توسط اشراف افزایش یافت، و در قرن هفدهم، بخش عمده ای از اربابان فئودال و اکثریت زمین داران اشراف بودند. به اشراف در ازای خدمت به تزار، چه برای مدتی که خدمت می کردند و چه در طول عمر، املاکی از زمین های ایالتی اعطا شد. در قرن هجدهم، این املاک به مالکیت خصوصی تبدیل شد. آنها ارتش لند ( روسی : поместное войско ) - نیروی نظامی اساسی روسیه را تشکیل دادند. پیتر کبیروضعیت اشراف را نهایی کرد، در حالی که عنوان بویار را لغو کرد .

دوران مدرن اولیه در روسیه: غرب زدگی

نمای کلی

پذیرش مدها، منش‌ها و آرمان‌های اروپای غربی توسط اشراف روسی فرآیندی تدریجی بود که ریشه در دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه پتر کبیر و اصلاحات آموزشی کاترین کبیر داشت . در حالی که غربی‌سازی فرهنگی عمدتاً سطحی و محدود به دربار بود، همزمان با تلاش‌های خودکامه روسی برای پیوند دادن روسیه به اروپای غربی از راه‌های اساسی‌تر - از نظر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی- بود. با این حال، سیستم اقتصادی موجود روسیه، که فاقد طبقه متوسط ​​قابل توجهی بود و به شدت به کار اجباری متکی بود ، مانعی غیرقابل عبور برای توسعه بازار آزاد شد .اقتصاد علاوه بر این، طبقات پایین (اکثریت قریب به اتفاق جمعیت روسیه) عملاً جدا از طبقات بالا و دربار امپراتوری زندگی می کردند. بنابراین، بیشتر گرایش‌های «غربی» اشراف عمدتاً زیبایی‌شناختی و محدود به بخش کوچکی از مردم بود.

هنگامی که حاکمان مختلف در قرن نوزدهم بر تخت سلطنت نشستند، هر شخصیت نگرش و رویکرد متفاوتی را برای حکومت بر اشراف به ارمغان آورد. با این حال، تأثیر فرهنگی پیتر اول و کاترین دوم در سنگ تمام گذاشته شد. از قضا، کاترین با معرفی اشراف به ادبیات سیاسی اروپای غربی، استبداد روسیه را به عنوان کهنه و غیر لیبرال در معرض دید آنها قرار داد. در حالی که اشراف به طور کلی محافظه کار بودند، یک اقلیت لیبرال و رادیکال در طول قرن 19 و اوایل قرن 20 ثابت ماندند و در موارد متعدد به خشونت متوسل شدند تا نظام سیاسی سنتی روسیه را به چالش بکشند (نگاه کنید به شورش Decembrist ، Narodnaya Volya ).

قبل از پیتر کبیر

اگرچه پتر کبیر به عنوان اولین فرمانروای غربی روسیه در نظر گرفته می شود، در واقع قبل از سلطنت او، تماس هایی بین اشراف مسکوئی و اروپای غربی وجود داشت . ایوان سوم ، از سال 1472، کارگزاران متعددی را برای مطالعه معماری به ایتالیا فرستاد . هم مایکل رومانوف (1613-1645) و هم پسرش الکسیس (1645-1676) از بازدیدکنندگان اروپایی - که عمدتاً متخصصان نظامی، پزشکی و ساختمان بودند - که با لباس های خارجی و به زبان های خارجی به مسکو می آمدند دعوت و حمایت کردند. [1] هنگامی که پسران شروع به تقلید از غربی ها در لباس و مدل مو کردند، تزار الکسیس در سال 1675 و سپس تزار فئودور .در سال 1680، مدهای خارجی را برای تمایز بین روس‌ها و خارجی‌ها محدود کرد، [2] اما اینها تا دهه 1690 به طور مؤثر اجرا نشدند. [3]

تحت پیتر کبیر

پتر کبیر، قبل از هر چیز، مشتاق بود تا شهرت روسیه را به عنوان یک سرزمین آسیایی از بین ببرد و امپراتوری جدید خود را به صحنه سیاسی اروپای غربی سوق دهد. یکی از راه‌هایی که او امیدوار بود به این هدف دست یابد، تغییر فرهنگ طبقه بالا بود. او معتقد بود که تحمیل ویژگی‌های منتخب مد، آموزش و زبان غربی به اشراف، باعث افزایش اعتبار بین‌المللی روسیه می‌شود. در سال 1697، او شروع به اعزام اشراف به سفرهای اجباری خارج از کشور به انگلستان، هلند و ایتالیا کرد. در حالی که تزار در درجه اول این سفرها را برای آموزش نیروی دریایی طراحی کرد، او همچنین اشراف زادگان را تشویق کرد تا در مورد هنرهای غرب بیاموزند. علاوه بر این، پیتر اولویت فرستادن بومیان روس را در مقابل مهاجران خارجی قرار داد. او قصد داشت "پرورش" اشراف جدیدی را که با آداب و رسوم غربی مطابقت داشت اما نمایندهمردم اسلاو در کل. هنگامی که مسافران به مسکو بازگشتند، پیتر آنها را در آموزش خود آزمایش کرد و بر آموزش بیشتر برای کسانی که دانش انباشته شده آنها رضایت بخش نبود اصرار داشت. [4] تا سال 1724، او - به منظور مطالعه و کشف علمی - آکادمی علوم را تأسیس کرد ، که او آن را از "آکادمی های پاریس، لندن، برلین و جاهای دیگر" الگوبرداری کرد. [5]

تلاش‌های غرب‌گرایانه پیتر پس از سال 1698 زمانی که او از سفر خود به اروپا موسوم به سفارت بزرگ بازگشت، رادیکال‌تر شد . به محض ورود پیتر، اشراف را به دربار خود فراخواند و تقریباً تمام ریش های اتاق را شخصاً تراشید. او در سال 1705 مالیات بر ریش را برای همه افراد درجه دار در مسکو وضع کرد و به افسران خاصی دستور داد که به دنبال ریش های نجیب باشند و در صورت مشاهده ریش را بتراشند. او فقط به دهقانان، کشیشان و رعیت اجازه داد تا سنت ریشه‌دار و مذهبی روسی را در ریش گذاشتن، که ارتدوکس‌ها ، حفظ کنند.مردم یک جنبه اساسی از وظیفه خود را انتقال تصویر خدا می دانستند. او همچنین لباس اشراف را اصلاح کرد و لباس های اروپایی آستین بلند سنتی مسکو را جایگزین کرد. از آغاز سال 1699، تزار با وام گرفتن از سبک های آلمانی، مجارستانی، فرانسوی و بریتانیایی، الزامات سختگیرانه لباس را صادر کرد و هر نجیب زاده ای را که اطاعت نکرد جریمه کرد. خود پیتر که معمولاً لباس آلمانی می‌پوشید و سبیل‌های کوتاه‌شده‌ای داشت، به‌عنوان نمونه بارز عمل کرد. در حالی که اشراف به طور جهانی از ترجیحات مد پیتر در دربار پیروی می کردند، آنها به شدت از این سبک ها که آنها را کفرآمیز می دیدند، ناراحت بودند. دور از سن پترزبورگ ، تعداد کمی از اشراف زادگان از دستورالعمل های پیتر پیروی کردند و اجرای آن سهل بود.

پیتر همچنین خواستار تغییر در رفتار و زبان در میان اشراف شد. برای اینکه روس‌ها مجموعه‌ای از اصول اخلاقی و عادات «مناسب» را فراهم کند، دستور داد کتاب‌هایی درباره آداب معاشرت غربی منتشر کنند. محبوب‌ترین آنها آینه محترم جوانان یا راهنمای رفتار اجتماعی گردآوری شده از نویسندگان مختلف بود، مجموعه‌ای از قوانین رفتار از منابع متعدد اروپایی، که ابتدا در سن پترزبورگ در سال 1717 منتشر شد. او همچنین یادگیری زبان‌های خارجی را تشویق کرد. مخصوصا فرانسویکه پیشروترین زبان سیاسی و فکری اروپا در آن زمان بود. برای اشراف، این تغییرات حتی اجباری تر از مقررات مد بود. همانند لباس، آداب و رسوم غربی در دربار پذیرفته شد، اما در خارج از سن پترزبورگ به آنها بی توجهی شد. علاوه بر این، هنگامی که غربی ها از دربار پیتر دیدن کردند، تصویر و شخصیت درباریان را اجباری و ناجور به نظر می رسیدند. فردریش کریستین وبر ، نماینده بریتانیا، در سال 1716 اظهار داشت که اشراف "لباس آلمانی می پوشند. اما به راحتی می توان مشاهده کرد که مدت زیادی به آن عادت نکرده اند.» [6]

بین بزرگان

در حالی که هیچ یک از حاکمان در قدرت از 1725 تا 1762 به شدت بر غربزدگی فرهنگی تمرکز نکردند، پیتر جرقه تحولی را ایجاد کرد که اکنون غیرقابل توقف بود. از طریق تحصیل و سفر، برخی از اعضای اشراف شروع به درک میزان عقب ماندن روسیه از اروپای غربی در پیچیدگی سیستم‌های سیاسی و آموزشی، فناوری و اقتصادشان کردند. در سال 1750، ایده‌های سکولاریسم ، شک‌گرایی و اومانیسم به فرقه‌های طبقه نخبگان رسیده بود، و به برخی جهان‌بینی جدیدی ارائه می‌کرد و به روسیه طعم روشنگری را می‌داد ، که آن‌ها تجربه کمی از آن را داشتند. در حالی که حتی تحصیلکرده ترین اشراف هنوز از استبداد حمایت می کردند که از سیستم فئودالی حمایت می کرد.که آنها به آن وابسته بودند، برخی به این فکر کردند که چگونه آن را نماینده‌تر کنند و بوروکراسی را بهبود بخشند. [7]

دوره بین پیتر اول و کاترین دوم نشان دهنده تحولات تدریجی و در عین حال قابل توجه در فرهنگ غرب در میان اشراف است. ملکه آنا امتیازات زیادی به اشراف داد. در سال 1730 او قانون اولیه را که توسط پیتر کبیر معرفی شده بود، لغو کرد و اجازه تقسیم املاک را می داد. در سال 1736 سنی که اشراف باید شروع به خدمت می کردند از 15 به 20 سال افزایش یافت و مدت خدمت به جای زندگی به 25 سال تغییر یافت و خانواده هایی که بیش از یک پسر داشتند می توانستند یکی از آنها را برای مدیریت دارایی خانواده نگه دارند. [8] در سال 1726 کاترین اول و در سال 1743 امپراطور الیزابت لباس نجیب را در جهت غربی تنظیم کردند. [9]در سال 1755 نیز در دوران سلطنت الیزابت، مدارس متوسطه پیشرفته و دانشگاه مسکو با برنامه‌های درسی شامل زبان‌های خارجی، فلسفه، پزشکی و حقوق تأسیس شد. این مطالب عمدتاً بر اساس متون وارداتی از غرب بود. مهمتر از همه، پیتر سوم در سال 1762 اشراف را از خدمت اجباری مدنی و نظامی آزاد کرد و به آنها اجازه داد تا به دنبال منافع شخصی باشند. در حالی که برخی از این آزادی به عنوان بهانه ای برای داشتن زندگی مجلل در اوقات فراغت استفاده می کردند، گروهی منتخب به طور فزاینده ای در مورد ایده های غربی از طریق مدرسه، مطالعه و سفر آموزش دیدند. مانند قبل، این تغییرات برای تعداد کمی اعمال شد و نشان دهنده یک تغییر تدریجی در هویت اصیل بود تا یک تغییر ناگهانی یا جهانی. [10] مارک رائف درریشه‌های اطلاعات روسیه نشان می‌دهد که این یک پیروزی نجیب نیست، اما نشانه‌ای است که دولت اکنون که مقامات آموزش دیده زیادی دارد، به آن‌ها نیاز ندارد. [11] [ صفحه مورد نیاز ]

کاترین کبیر

هنگامی که کاترین دوم بر تخت سلطنت نشست، به سرعت نظرات سیاسی و فلسفی خود را در «دستورالعمل» 1767، سندی طولانی که برای اشراف تهیه کرد، و عمدتاً برگرفته از اندیشه های غرب، به ویژه اندیشه های ژان ، و حتی سرقت ادبی بود، روشن کرد. ژاک روسو . نکته ای که او قبل از هر چیز بر آن تأکید کرد این بود که روسیه یک کشور واقعاً اروپایی است و اصلاحات او در دادگاه و آموزش نشان دهنده این باور است. در حالی که کاترین اساساً مشغول تحت تأثیر قرار دادن غربی ها (به ویژه فیلسوفانی بود که با آنها مکاتبه نوشتاری داشت)، در انجام این کار نیز تلاش های چشمگیری برای آموزش اشراف و آشنا کردن آنها با فلسفه و هنر غرب انجام داد. او یک دادگاه امپراتوری را به سبک طراحی کردلویی چهاردهم ، اشراف را با اجرای تئاتر و موسیقی غربی سرگرم می کند. او درک زبان های فرانسوی، آلمانی و انگلیسی را تشویق می کرد تا اشراف بتوانند ادبیات کلاسیک، تاریخی و فلسفی غرب را بخوانند. برای اولین بار در تاریخ دربار روسیه "تعقیبات فکری مد شد". هنگامی که خارجی ها از دربار دیدن کردند، کاترین انتظار داشت که نجیب زادگان و خانم هایشان نه تنها ظاهر غربی خود را به رخ بکشند، بلکه توانایی خود را برای بحث در مورد رویدادهای جاری به زبان های غربی نیز به رخ بکشند. [12]

کاترین همچنین اصلاحات خاصی را در آموزش نهادی انجام داد که فرهنگ اشراف را بیشتر به سمت غرب سوق داد. او آموزش روسی را بر پایه آموزش اتریش قرار داد، کتاب‌های درسی آلمانی را وارد کرد و در سال 1786 یک برنامه درسی استاندارد را برای تدریس در مدارس دولتی تازه تأسیس او اتخاذ کرد. [13] در حالی که بسیاری از اعضای طبقات پایین اجازه ورود به این مدارس را داشتند، کاترین امیدوار بود که آنها بتوانند به اندازه کافی تحصیل کنند تا از جدول درجات شایسته بالا بروند و در نهایت خود به نجیب تبدیل شوند. کاترین همچنین انجمن ترجمه کتب خارجی را تأسیس کرد تا "روشنایی را که نمی توانستند فرانسوی یا آلمانی بخوانند، روشن کند." [14]واضح است که کاترین کبیر، مانند پیتر اول، خواستار ساختن یک اشراف جدید، یک «نژاد جدید» [13] بود که هم شبیه اشراف زادگان غربی باشد و هم در بحث درباره مسائل مدرن آگاه باشد. و طبق گزارش‌های بازدیدکنندگان خارجی، نجیب‌زاده‌ها در واقع از نظر لباس، موضوعات مورد بحث و سلیقه در ادبیات و اجرا شبیه به افراد اروپای غربی بودند. [15]

او همچنین 66000 رعیت را در 1762-72، 202000 در 1773-93، و 100000 رعیت را در یک روز داد: 18 اوت 1795. [16] بنابراین او توانست اشراف را به خود ببندد. از سال 1782، نوعی یونیفرم برای اشراف غیرنظامی به نام یونیفورم خدمات غیرنظامی یا به سادگی یونیفورم غیرنظامی معرفی شد. یکنواخت رنگ هایی را که به قلمرو بستگی داشت تجویز می کرد. یونیفرم در مکان های خدمت، در دادگاه و سایر مکان های عمومی مهم مورد نیاز بود. امتیازات اشراف ثابت شد و به طور قانونی در سال 1785 در منشور اعیان تدوین شد . منشور سازمانی از اشراف را معرفی کرد: هر استان ( گوبرنیه ) و ناحیه ( اویزد ) دارای یکمجمع اشراف . رئیس مجمع به نام استان/منطقه مارشال اشراف بود. در سال 1831 ، نیکلاس اول ، آرای مجمع را به افرادی که بیش از 100 رعیت داشتند محدود کرد و 21916 رای دهنده باقی ماند. [17]

اواخر دوران مدرن

در سال 1805، طبقات مختلف اشراف گیج شده بودند، همانطور که در جنگ و صلح منعکس شده است. در دوران جنگ‌های ناپلئونی ، افراد ثروتمندتر و مهم‌تر از شاهزادگان و خانواده‌های اصیل بودند که دارایی‌شان تا حدی به دلیل فقدان تبار ، تا حدودی به دلیل اسراف و مدیریت ضعیف املاک از بین رفته بود. نجیب زادگان جوان در ارتش خدمت می کردند اما از این طریق املاک زمینی جدیدی به دست نیاوردند. تولستوی پیشرفت‌های بعدی را گزارش کرد: برخی از اشراف توجه بیشتری به مدیریت املاک داشتند و برخی مانند آندری بولکونسکی ، حتی قبل از اینکه تزار در سال 1861 این کار را انجام دهد ، رعیت خود را آزاد کردند. [18]از نجیب زادگان روسیه، 62.8 درصد از 9 گوبرنی غربی در سال 1858 و هنوز 46.1 درصد در سال 1897، اسلاختا بودند. [19]

رعیت متعلق به مالکان روسی اروپایی
تعداد رعیت ها 1777 (%) 1859 (%)
+1000 1.1
501–1000 2
101–500 16 (101+) 18
21-100 25 35.1
<20 59 43.8
منبع: [20]

اوبروک یا اجاره نقدی بیشتر در شمال رایج بود در حالی که بارشچینا یا اجاره نیروی کار عمدتاً در منطقه جنوب زمین سیاه یافت می شد. در زمان سلطنت نیکلاس اول (1825-1855)، دومی سه برابر رانت نقدی درآمد داشت (اگرچه این امر نیاز به مدیریت کمتری داشت). [21] در سال 1798 مالکان اوکراینی از فروش رعیت جدا از زمین منع شدند. در سال 1841 اشراف بی زمین نیز ممنوع شدند. [22]

ادنودورتسی که از تبار اشراف بود، زمین داری، اما نه رعیت، بین دهقانان و اشراف بود. آنها به عنوان مهاجران مرزی که از طبقه پیوندهای بویار استخدام شده بودند ظاهر شدند . وضعیت odnodvortsy به تدریج از کشاورزان تک مالکی به دهقانان دولتی تغییر کرد. [23]

اشراف برای مخالفت با اصلاحات رهایی سال 1861 ضعیف تر از آن بودند. در سال 1858، سه میلیون رعیت توسط 1400 مالک (1.4٪) در اختیار داشتند در حالی که 2 میلیون توسط 79000 (78٪) نگهداری می شد. [24] در سال 1820، یک پنجم از رعیت ها، نیمی از آن ها تا سال 1842 رهن شدند. [26] اشراف نیز به دلیل پراکندگی املاکشان، فقدان اولیه بودن و گردش مالی و تحرک زیاد از ملکی به ملک دیگر تضعیف شدند .

سال % اشراف در خانواده های صاحب زمین
1861 80
1877 72
1895 55
1905 39
1912 36
منبع: [27]

پس از اصلاحات دهقانی در سال 1861 ، موقعیت اقتصادی اشراف تضعیف شد. نفوذ اشراف با قوانین جدید قانونی 1864 ، که حق انتخاب افسر قانون را لغو کرد، بیشتر کاهش یافت. اصلاحات پلیس در سال 1862 قدرت مالکان زمین را به صورت محلی محدود کرد و ایجاد حکومت محلی زمستوو تماماً نفوذ انحصاری اشراف در خودگردانی محلی را از بین برد.

این تغییرات علی‌رغم اینکه اشراف تقریباً همه مراتع و جنگل‌ها را نگه داشتند و بدهی‌هایشان توسط دولت پرداخت شد، رخ داد، در حالی که رعیت‌های سابق 34 درصد بیشتر از قیمت بازار را برای قطعات کوچک شده‌ای که نگهداری می‌کردند، پرداخت می‌کردند. این رقم در مناطق شمالی 90 درصد، در منطقه سیاه‌زمین 20 درصد اما در استان‌های لهستان صفر بود. در سال 1857، 6.79 درصد از رعیت ها خدمتکاران خانگی و بی زمین بودند که پس از سال 1861 بی زمین ماندند . نود درصد از رعیت‌هایی که نقشه‌های بزرگ‌تری داشتند، در هشت استان سابق لهستانی زندگی می‌کردند که تزار می‌خواست اسلاچتا را تضعیف کند . 10 درصد دیگر در آستاراخان و در شمال بایر زندگی می کردند. [29]در کل امپراتوری، زمین دهقانان 4.1٪ - 13.3٪ در خارج از منطقه لهستانی سابق و 23.3٪ در 16 استان سرزمین سیاه کاهش یافت. [30] رعیت گرجستان 1/5 زمین خود را در استان تفلیس ، 1/3 در استان کوتایسی از دست دادند. [31] این پرداخت‌های بازخرید تا 1 ژانویه 1907 لغو نشدند.

هجوم غلات دنیای جدید باعث افت قیمت غلات شد و دهقانان را مجبور به کشاورزی بیشتر کرد. در همان زمان، علیرغم کارآیی، خانوارهای بزرگ دهقانی تقسیم شدند (از 9.5 به 6.8 نفر در هر خانوار در روسیه مرکزی، 1861-1884). [32] گرسنگی زمین قیمت‌ها را 7 برابر افزایش داد و فروش یا اجاره زمین را برای اشراف آسان‌تر کرد تا اینکه خودشان آن را کشاورزی کنند. از سال 1861 تا 1900، 40 درصد از زمین های نجیب به دهقانان فروخته شد (70 درصد آن به کمون [33] و تا سال 1900 دو سوم زمین های قابل کشت اشراف به دهقانان اجاره داده شد). [26] بین 1900-1914، بیش از 20٪ از زمین های نجیب باقی مانده فروخته شد، اما تنها 3٪ از 155 ملک بیش از 50000 سرنوشت . [34]بر اساس سرشماری سال 1897، 71 درصد از 4 رتبه برتر خدمات ملکی، اشراف بودند. [35] اما در کل خدمات دولتی، اعضای اشراف از 49.8 درصد در سال 1755 به 43.7 درصد در دهه 1850 و به 30.7 درصد در سال 1897 کاهش یافت . درصد در لهستان؛ در مقایسه با 4 درصد در مجارستان و 1 تا 1.5 درصد در فرانسه). [37] نفوذ نظامی آنها کاهش یافت: در جنگ کریمه 90٪ افسران نجیب بودند، تا سال 1913 این نسبت به 50٪ کاهش یافت. [38] آنها به طور فزاینده ای دور از املاک خود زندگی می کردند: در سال 1858 تنها 15 تا 20٪ از اشراف روسیه در شهرها زندگی می کردند، تا سال 1897 این رقم به 47.2٪ رسید. [39]

سال % 1861 زمین نجیب هنوز در کنترل آنهاست
1867 96.3
1872 92.6
1877 88.4
1882 81.7
1887 76.7
1892 72.4
1897 67.1
1902 61
1905 58.8
1909 52.3
1913 47.6
1914 47.1
منبع: [40]

تا سال 1904 1/3 از زمین های نجیب به بانک نجیب رهن شد. [41] در طول انقلاب 1905 روسیه، 3000 خانه مسکونی (15٪ از کل) سوزانده شد. [42]

سال سرزمین نجیب (desiatinas)
1861 105,000,000
1877 73,077,000
1905 52,104,000
منبع: [43]

اشراف غیر روسی

اشراف امپراتوری روسیه چند قومیتی بودند. بومی‌های غیر روسی مانند لهستانی‌ها ، گرجی‌ها ، لیتوانیایی‌ها ، تاتارها و آلمانی‌ها بخش مهمی از املاک اشراف را تشکیل می‌دادند. اشراف آلمانی بالتیک به ویژه برجسته بودند . بر اساس سرشماری سال 1897، 0.87٪ از روس ها به عنوان اشراف ارثی در مقابل 5.29٪ از گرجی ها و 4.41٪ از لهستانی ها و پس از آن لیتوانیایی ها، تاتارها، آذربایجانی ها و آلمانی ها طبقه بندی شدند. پس از لغو رعیت، اشراف غیر روسی، به استثنای فنلاند، جایگاه ویژه خود را از دست دادند. بعدها، بسیاری از نجیب زادگان لهستانی و گرجستانی فقیر یا از کلاسه خارج شدند، رهبران جنبش های سیاسی ملی گرا و رادیکال، از جمله بلشویسم شدند. [44] [45]

آندری زنیمنسکی به نقل از مورخ جان آرمسترانگ ، آلمانی‌های بالتیک را به عنوان یک «جنگ‌نشین بسیج شده» توصیف می‌کند که به عنوان فرستادگان فرهنگی و دیپلماتیک امپراتوری روسیه عمل می‌کردند. [46]

انقلاب روسیه

پس از انقلاب اکتبر 1917، دولت جدید شوروی به طور قانونی تمام طبقات اشراف را لغو کرد. بسیاری از اعضای اشراف روسیه که پس از انقلاب بلشویکی از روسیه گریختند، نقش مهمی در جوامع مهاجر سفیدپوست ایفا کردند که در اروپا ، آمریکای شمالی و سایر نقاط جهان ساکن شدند. در دهه‌های 1920 و 1930، چندین انجمن اشراف روسی در خارج از روسیه تأسیس شد، از جمله گروه‌هایی در فرانسه ، بلژیک و ایالات متحده . در نیویورک، انجمن اشراف روسیه در آمریکااز زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، علاقه روس ها به نقشی که اشراف روس در توسعه تاریخی و فرهنگی روسیه ایفا کردند، افزایش یافته است. [ نیازمند منبع ]

سازمان

پیتر کبیر (1672-1725) اشراف روسیه را اصلاح کرد.

اشراف از طریق ارث منتقل می شد یا توسط یک منبع افتخار ، یعنی حاکم امپراتوری روسیه ، اعطا می شد ، و معمولاً طبق زیر رتبه بندی می شد، و افرادی که دارای بالاترین اعتبار نجیب بودند در رتبه اول قرار داشتند.

  • اشراف باستان (نوادگان قرون وسطی)
  • با عنوان اشراف:
  • اشراف ارثی: به ارث رسیده توسط همه فرزندان مذکر مشروع یک نجیب زاده
  • اشراف شخصی: فقط برای زندگی گیرنده اعطا می شود
  • اشراف بدون ملک: بدون اعطای ملک زمینی به دست می آید

برخلاف اشراف باستانی که منحصراً ارثی بود، می‌توان طبقات باقی‌مانده اشراف را به دست آورد.

یک نجیب تازه تعیین شده معمولاً حق مالکیت زمین را داشت. از دست دادن زمین به طور خودکار به معنای از دست دادن اشراف نیست. در روسیه امپراتوری بعدی ، درجات بالاتر خدمات دولتی (به جدول رتبه‌ها مراجعه کنید ) به طور خودکار به اشراف اعطا می‌شد، نه لزوماً با مالکیت زمین.

روسی به طور کلی قبل از نام خانوادگی از یک ذره اصیل استفاده نمی کرد (به عنوان فون در آلمانی یا de در فرانسوی )، اما پسوند نام روسی -skij که به معنای "از" است و برابر با "فون" و "de" است در بسیاری از موارد استفاده شده است. نام خانوادگی نجیب به ویژه نام های توپوگرافی به عنوان ذره نجیب. به نجیب زادگان روسی یک سلام رسمی یا سبکی داده می شد که بر حسب درجه متفاوت بود : والد شما ( روسی : ваше высокородие ) ، والد شما ( روسی : ваше высокоблагородие )متولد شده شما ( روسی : ваше благородие ) و غیره [ نیاز به منبع ]

با عنوان اشراف

اشراف با عنوان ( روسی : титулованное дворянство ) بالاترین رده بود: کسانی که القابی مانند شاهزاده ، کنت و بارون داشتند. دو عنوان اخیر توسط پیتر کبیر معرفی شد . یک بارون یا کنت می‌تواند یا مالک ( واقعی ) (влательный (действительный)) - یعنی مالک زمین در امپراتوری روسیه - یا صاحب مقام ( титулярный ) باشد، یعنی فقط دارای رتبه یا عنوان باشد.

اشراف ارثی

اشراف ارثی ( روسی : потомственное дворянство ) به همسر، فرزندان و فرزندان مستقیم قانونی دیگر در امتداد خط مرد ( آگناتیک ) منتقل شد . در موارد استثنایی، امپراتور می‌توانست اشرافیت را بر اساس خطوط غیرمستقیم یا زنانه منتقل کند، به عنوان مثال، برای حفظ نام خانوادگی قابل توجه.

اشراف شخصی

به عنوان مثال، اشراف شخصی ( روسی : личное дворянство ) را می توان با پذیرش در دستورات شوالیه امپراتوری روسیه به دست آورد . فقط به زوجه قابل انتقال بود.

اشراف بی ارث

اشراف بی املاک ( روسی : беспоместное дворянство ) اشرافیتی بود که از طریق خدمات دولتی به دست می آمد، اما بدون اعطای زمین.

اشراف باستان

علاوه بر این، اشراف باستانی ( روسی : Древнее дворянство ) به رسمیت شناخته می شدند که نوادگان روریک ، گدیمیناس و پسران تاریخی و کنیازها بودند ، به عنوان مثال، شویسکی ها ، گالیتسین ها ، ناریشکی ها ، خیلکوف ها ، گورچاکوف ها، بیلوسلنسکی ها و بیلوسلیسکی ها .

امتیازات

اشراف روسیه دارای امتیازات زیر بودند:

القاب نجیب امپراتوری روسیه

تزاروم روسیه در اطراف دوک نشین بزرگ مسکو با ادغام نهادهای سیاسی مختلف پیرامون آن به وجود آمد. پس از بازگشت پیتر کبیر از تور بزرگ خود ، اصلاحاتی را با هدف غربی‌سازی قلمرو خود اجرا کرد، از جمله اقتباس رسمی عنوان امپراتور تمام روسیه ، قبل از عنوان سنتی اسلاوی تزار . پیتر و جانشینان او همچنین طبقه بندی اشراف روسی را ساده کردند و القاب سبک اروپایی مانند کنت و بارون را اتخاذ کردند و القاب باستانی بویارها را متوقف کردند . سیستم عناوین نجیب روسی به شکل نهایی خود تکامل یافت:

القاب نجیب امپراتوری روسیه
عنوان تاج پادشاهی کاربرد سبک آدرس
امپراتور تمام روسیه

اعلیحضرت امپراتوری لرد امپراتور و خودکامه تمام روسیه

( ) _

تاج امپراتوری روسیه.svg حاکم امپراتوری روسیه و نهادهای تشکیل دهنده آن. اعلیحضرت شاهنشاهی

( Ваше Императорское Величество )

تسسارویچ

اعلیحضرت امپراتوری لرد وارث تسارویچ و دوک بزرگ

( Его Imperatorskoe Высочество Государь Наследник Цесаревич и Великий Князь )

Crown tsar.png وارث ظاهری امپراتوری روسیه . اعلیحضرت شاهنشاهی

( Ваше Императорское Высочество )

گراند دوک

اعلیحضرت شاهنشاهی دوک بزرگ

( Его Императорское Высочество Великий Князь ) *

Rangkronen-Fig.  43.svg نوادگان خاندان رومانوف . پس از معرفی عنوان شاهزاده شاهنشاهی خون، عنوان دوک بزرگ برای پسران و نوه های امپراتورهای رومانوف محفوظ بود. اعلیحضرت شاهنشاهی

( Ваше Императорское Высочество )

شاهزاده شاهنشاهی خون

اعلیحضرت شاهزاده نام اصلی شاهنشاهی خون

( Его Высочество Князь Крови Императорской )

Hat.svg شاهزاده روسی توسط الکساندر سوم در 24 ژانویه 1885 به منظور کاهش تعداد اعضای خاندان رومانوف با عنوان دوک های بزرگ معرفی شد (زیرا هر دوک بزرگ سالانه 200000 روبل از بودجه دولتی دریافت می کرد و از امتیازات عالی دیگری برخوردار بود). به نوه‌های مذکر امپراتورهای رومانوف و نوادگان مذکر آنها لقب شاهزاده امپراتوری خون داده شد تا آنها را از خانواده‌های اصیل روسی که به سادگی شاهزاده نامیده می‌شوند متمایز کنند . اعلیحضرت

( شما )

شاهزاده

آرامش او شاهزاده

( Его Сиятельство Князь ) *

Hat.svg شاهزاده روسی فهرست خانواده های شاهزاده روسی آرامش شما

( Ваше Сиятельство )

دوک

اعلیحضرت دوک

( Его Светлость Герцог ) **

Regentenkronen-شکل.  17.png برای برخی از بستگان فرانسوی و آلمانی سلسله رومانوف اعمال شد.

همچنین توسط دوک‌ها در خدمت روسیه استفاده می‌شد، [ نیاز به نقل از ] که توسط سایر پادشاهان به شأن دوکی اعطا شد و بنابراین رسماً به اشراف روسی تعلق نداشت.

لطف شما

( Ваша Светлость )

مارکیز

آرامش او مارکیز

( Его Сиятельство Маркиз )

تاج یک مارکیز فرانسوی (نوع).svg مورد استفاده مارکیزهای مقیم روسیه و/یا در خدمت روسی، [ نیاز به نقل از ] که توسط سایر پادشاهان حیثیت مارکیز اعطا شد و بنابراین از نظر فنی به اشراف روسی تعلق نداشت. آرامش شما

( Ваше Сиятельство )

شمردن

آرامش او شمارش

( Его Сиятельство Граф )

Heraldique couronne comte français.svg آرامش شما

( Ваше Сиятельство )

بارون

بارون خوب متولد شده

( Его Благородие بارون )

Rangkronen-Fig.  27.svg در امپراتوری روسیه بارون های زمین دار و بی زمین وجود داشتند. خوب متولد شد

( Ваше Благородие )

دووریانین / پومشچیک پایین ترین درجات اشراف ارثی. Dvoryanin از dvor (دربار یک حاکم یا یک نجیب زاده) می آید. در اصل اینها عوام آزاد در خدمت نجیب زادگان بودند که رعیت هم داشتند. پومشچیک ها نجیب زاده هایی بودند که به دلیل ثروتشان به عنوان اشراف رفتار می شدند . خوب تولد شما

( Ваше Благородие )

شوالیه های بالتیک شرکت‌های نجیب بالتیک کورلند ، لیوونیا ، استونی و اوزل (Ösel) شاه‌نشین‌های قرون وسطایی بودند که توسط اشراف آلمانی در قرن سیزدهم به‌منظور تبعیت از شوالیه‌های توتونی یا دانمارک در لتونی و استونی امروزی شکل گرفتند. قلمروها از قرن شانزدهم تا اوایل قرن بیستم تحت حاکمیت سوئد و روسیه به وضعیت نیمه خودمختار ادامه دادند.

دوک ها، شاهزادگان، کنت ها و بارون های استخراج کورلند، لیوونی، استونیایی و اوزل به دلیل خدماتشان به قلمرو، به تدریج جذب اشراف روسیه شدند. معادل قرون وسطایی روسی از شوالیه ها ( پسرهای زره ​​پوش ، ویتازه ها ) در نهایت با اصلاحات پیتر کبیر منسوخ شد . شوالیه‌های آلمانی اهل بالتیک برجستگی اجتماعی خود را حفظ کردند و به دلیل ثروت و زمین‌هایشان با پومشچیک‌های روسی برابری کردند.

خوب تولد شما

( Ваше Благородие )

اکتساب

اشراف ارثی را می توان از راه های زیر به دست آورد: 1) با اعطای امپراتوری به افراد یا خانواده ها. 2) با احراز درجه نظامی یا کشوری معین در حین خدمت. 3) با اعطای نشان جوانمردی امپراتوری روسیه.

بین سال‌های 1722 و 1845، به افسران نظامی که به رتبه چهاردهم پرچمدار ، به کارمندان دولتی که به رتبه هشتم ارزیابی دانشگاهی دست یافتند و به هر شخصی که هر گونه حکمی از امپراتوری روسیه اعطا می‌شد (از سال 1831 - به‌جز لهستانی ) اشراف ارثی اعطا شد. دستور ویرتوتی میلیتاری ).

بین سال‌های 1845 و 1856، به افسران نظامی که رتبه هشتم سرگرد/کاپیتان درجه 3 را کسب می‌کردند، به کارمندان دولتی که به رتبه پنجم شورای ایالتی می‌رسیدند، و به هر فردی که نشان سنت جورج یا نشان اعطا می‌شد، اشراف ارثی داده می‌شد. سنت ولادیمیر از هر طبقه یا هر نوع از امپراتوری روسیه از طبقه اول.

از سال 1856 تا 1917 به افسران نظامی که به درجه 6 سرهنگ/کاپیتان 1 دست می یافتند، به کارمندان دولتی که به رتبه 4 شورای فعال ایالتی می رسیدند و به هر فردی که نشان سنت جورج از هر طبقه ای را دریافت می کرد، اشراف ارثی داده می شد. یا نشان سنت ولادیمیر از هر طبقه (از سال 1900 - از درجه سوم یا بالاتر)، یا هر نوع از امپراتوری روسیه از درجه اول.

اشراف شخصی را می توان از راه های زیر به دست آورد: 1) با کمک امپراتوری. 2) با احراز رتبه چهاردهم نظامی پرچمدار یا نهمین رتبه مدنی مشاور عنوانی . 3) با اعطای احکام امپراتوری روسیه، مگر اینکه به آنها اشراف ارثی داده شود. به جز بازرگانان (مگر اینکه بین سالهای 1826 و 1832 به آنها اعطا شد) که در عوض شهروندی افتخاری به دست آوردند. اشراف شخصی به فرزندان به ارث نمی رسید بلکه توسط همسر گیرنده تقسیم می شد. [47]

سایر رتبه ها و موقعیت ها

گالری

منابع

  1. پوشکارف، اس جی «روسیه و غرب: ارتباطات ایدئولوژیک و شخصی قبل از 1917». نقد روسی، جلد. 24، شماره 2 (1965): 141.
  2. ^ هیوز، لیندسی. 1998. روسیه در عصر پتر کبیر. نیوهیون، کان: انتشارات دانشگاه ییل. پ. 280.
  3. پوشکارف ، اس جی «روسیه و غرب: ارتباطات ایدئولوژیک و شخصی قبل از 1917». نقد روسی، جلد. 24، شماره 2 (1965): 142.
  4. ^ میهان واترز، برندا. 1982. خودکامگی و اشرافیت، نخبگان خدمات روسیه در سال 1730. نیوبرانزویک، نیوجرسی: انتشارات دانشگاه راتگرز. صص 39-43.
  5. ^ هیوز، لیندسی. 1998. روسیه در عصر پتر کبیر. نیوهیون، کان: انتشارات دانشگاه ییل. پ. 306.
  6. ^ هیوز، لیندسی. 1998. روسیه در عصر پتر کبیر. نیوهیون، کان: انتشارات دانشگاه ییل. ص 281-290
  7. ^ دوکس، پل. 1967. کاترین کبیر و اشراف روس: مطالعه ای بر اساس مواد کمیسیون قانونگذاری 1767. لندن: کمبریج UP صفحات 32-34.
  8. ریچارد پایپس، روسیه تحت رژیم قدیم، صفحه ۱۳۳
  9. ^ هیوز، لیندسی. 1998. روسیه در عصر پتر کبیر. نیوهیون، کان: انتشارات دانشگاه ییل. پ. 286.
  10. ^ دوکس، پل. 1967. کاترین کبیر و اشراف روس: مطالعه ای بر اساس مواد کمیسیون قانون گذاری 1767. لندن: کمبریج UP ص 27، 38-44
  11. رائف، مارک (1966). خاستگاه روشنفکران روسیه: اشراف قرن هجدهم . کتاب اصلی منادی. جلد 50. هارکورت، بریس و جهان . بازیابی شده در 2015-02-28 .
  12. ماداریاگا، ایزابل د. 1981. روسیه در عصر کاترین کبیر. نیوهیون: انتشارات دانشگاه ییل. صص 27-34، 91-96.
  13. ^ a b دوکس، پل. 1967. کاترین کبیر و اشراف روس: مطالعه ای بر اساس مواد کمیسیون قانونگذاری 1767. لندن: کمبریج UP ص. 241.
  14. ماداریاگا، ایزابل د. 1981. روسیه در عصر کاترین کبیر. نیوهیون: انتشارات دانشگاه ییل. پ. 31، 95.
  15. ماداریاگا، ایزابل د. 1981. روسیه در عصر کاترین کبیر. نیوهیون: انتشارات دانشگاه ییل. پ. 102.
  16. ریچارد پایپس، روسیه تحت رژیم قدیم، ص. 119
  17. ریچارد پایپس، روسیه تحت رژیم قدیم، صفحه 179
  18. ^ تولستوی، لئو. جنگ و صلح. (ترجمه ریچارد پاور و لاریسا ولوکونسکی، 2007)
  19. سیمور بکر، اشراف و امتیاز در اواخر امپراتوری روسیه، صفحه 182
  20. ریچارد پایپس، روسیه تحت رژیم قدیم، صفحه 178
  21. دومینیک لیون، اشراف در اروپا، صفحه ۳۹.
  22. Geroid Tanquary Robinson، روسیه روستایی تحت رژیم قدیمی: تاریخچه دنیای زمیندار-دهقان، صفحه 37
  23. کولمان، نانسی شیلدز (2017). امپراتوری روسیه 1450-1801 (ویرایش اول). آکسفورد، بریتانیا ص 297، 328، 360. شابک 978-0-19-928051-3. OCLC  969962873 .
  24. ریچارد پایپس، روسیه تحت رژیم قدیم، صفحه 175
  25. جفری هاسکینگ، روسیه: مردم و امپراتوری، صفحه ۱۶۴
  26. ^ a b اورلاندو فیجس، تراژدی مردم، صفحه 48
  27. سیمور بکر، اشراف و امتیاز در اواخر امپراتوری روسیه، صفحه ۲۹
  28. دونالد والاس، روسیه جلد. دوم، صفحه 145
  29. جروید رابینسون، روسیه روستایی تحت رژیم قدیمی، صفحه 88.
  30. جروم بلوم ، پایان نظم قدیمی در اروپا، صفحه ۳۹۵
  31. رونالد سانی، ساخت ملت گرجستان، صفحه ۱۰۷
  32. اورلاندو فیجس، تراژدی مردم، صفحه ۹۲
  33. سیمور بکر، اشراف و امتیاز در اواخر امپراتوری روسیه، صفحه 36
  34. دومینیک لیون، تاریخ کمبریج روسیه ، جلد. دوم، صفحه 232
  35. اورلاندو فیجس، تراژدی مردم، صفحه ۳۶
  36. سیمور بکر، اشراف و امتیاز در اواخر امپراتوری روسیه، صفحه 109
  37. دومینیک لیون، تاریخ کمبریج روسیه ، جلد. دوم، صفحه 230
  38. دومینیک لیون، اشراف در اروپا، صفحه ۱۸۲
  39. سیمور بکر، اشراف و امتیاز در اواخر امپراتوری روسیه، صفحه 28
  40. سیمور بکر، اشراف و امتیاز در اواخر امپراتوری روسیه، صفحه 32
  41. جروید رابینسون، روسیه روستایی تحت رژیم قدیم، صفحه 131.
  42. اورلاندو فیجس، تراژدی مردم، صفحه ۱۸۱
  43. جروید رابینسون، روسیه روستایی تحت رژیم قدیم، ص 63، 131.
  44. ریگا، لیلیانا (2012). بلشویک ها و امپراتوری روسیه . انتشارات دانشگاه کمبریج. پ. 45. شابک 1107014220.
  45. کاپلر، آندریاس (2014). امپراتوری روسیه: تاریخ چند قومیتی . راتلج. پ. 319. شابک 1317568109.
  46. زنامنسکی، آندری (07-09-2017). "ژوزف گریگولویچ: داستانی از هویت، جاسوسی شوروی و داستان سرایی" . بررسی شوروی و پس از شوروی . 44 (3): 314-341. doi : 10.1163/18763324-20171267 . ISSN 1876-3324 . 
  47. "Историк С.В. Волков — Российская империя. Краткая история — اصل 12. Российское общество во второй половине XIX — начале XX век" . genrogge.ru . بازیابی شده در 21 مارس 2018 .

ادامه مطلب