confabulation

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

در روانشناسی، confabulation یک خطای حافظه است که به عنوان تولید خاطرات ساختگی، تحریف شده یا اشتباه در مورد خود یا جهان تعریف می شود. به طور کلی با انواع خاصی از آسیب مغزی (به ویژه آنوریسم در شریان ارتباطی قدامی ) یا زیر مجموعه خاصی از زوال عقل همراه است. [1] در حالی که هنوز منطقه ای از تحقیقات در حال انجام است، پیش مغز قاعده ای در پدیده confabulation دخیل است. افرادی که ادغام می‌کنند، خاطرات نادرستی از نادرستی‌های ظریف گرفته تا ساختگی‌های سورئال را نشان می‌دهند و ممکن است شامل سردرگمی یا تحریف در چارچوب زمانی (زمان‌بندی، توالی یا مدت) خاطرات باشند. [2]به طور کلی، آنها در مورد خاطرات خود بسیار مطمئن هستند، حتی اگر با شواهد متناقض به چالش کشیده شوند. [3]

توضیحات

Confabulation از دروغ متمایز می شود زیرا هیچ قصدی برای فریب وجود ندارد و شخص از نادرست بودن اطلاعات آگاه نیست. [4] اگرچه افراد می‌توانند اطلاعات آشکارا نادرست ارائه دهند، اما می‌تواند به نظر منسجم، درونی سازگار و نسبتاً عادی باشد. [4]

اغلب موارد شناخته شده کانفابولاسیون نشانه آسیب مغزی یا زوال عقل است، مانند آنوریسم ، بیماری آلزایمر ، یا سندرم Wernicke-Korsakoff (یک تظاهرات شایع کمبود تیامین ناشی از اختلال مصرف الکل ). [5] علاوه بر این ، زمانی که در مورد رفتارهای عجیب و غریب یا غیرمنطقی مورد بازجویی قرار می گیرند، اغلب در افراد مبتلا به سم آنتی کولینرژیک ، سردرگمی رخ می دهد.

خاطرات مختلط از همه نوع اغلب در حافظه اتوبیوگرافیک رخ می دهد و نشان دهنده یک فرآیند پیچیده و پیچیده است که می تواند در هر نقطه ای از رمزگذاری ، ذخیره سازی یا یادآوری یک خاطره به بیراهه کشیده شود. [3] این نوع از confabulation معمولا در سندرم Korsakoff دیده می شود . [6]

تمایزات

دو نوع از confabulation اغلب متمایز می شود:

  • مخدوش‌های تحریک‌شده (لحظه‌ای یا ثانویه) نشان‌دهنده یک پاسخ طبیعی به یک حافظه معیوب است، هم در فراموشی و هم در زوال عقل رایج است [7] و می‌تواند در طول آزمایش‌های حافظه آشکار شود. [8]
  • آشفتگی های خود به خودی (یا اولیه) در پاسخ به یک نشانه [8] رخ نمی دهد و به نظر غیرارادی است. [9] آنها نسبتاً نادر هستند و در موارد زوال عقل شایع تر هستند و ممکن است از تعامل بین آسیب شناسی لوب فرونتال و فراموشی ارگانیک ناشی شوند. [7]

تمایز دیگر این است که بین: [9]

  • سردرگمی های کلامی - خاطرات دروغین گفتاری، رایج ترین نوع
  • آشفتگی های رفتاری- زمانی رخ می دهد که یک فرد بر اساس خاطرات نادرست خود عمل کند

علائم و نشانه ها

Confabulation با چندین ویژگی همراه است:

  1. معمولاً جملات کلامی است اما می تواند حرکات یا اعمال غیرکلامی نیز باشد.
  2. می‌تواند شامل اطلاعات زندگی‌نامه‌ای و غیر شخصی، مانند حقایق تاریخی، افسانه‌ها یا دیگر جنبه‌های حافظه معنایی باشد.
  3. حساب می تواند فوق العاده یا منسجم باشد.
  4. هم فرض و هم جزئیات حساب می تواند نادرست باشد.
  5. این حساب معمولاً از حافظه بیمار از تجربیات واقعی، از جمله افکار گذشته و فعلی استخراج می شود.
  6. بیمار از تحریف یا نامناسب بودن حساب‌ها بی‌اطلاع است و در صورت اشاره به خطاها نگران نمی‌شود.
  7. هیچ انگیزه پنهانی پشت حساب وجود ندارد.
  8. ساختار شخصیتی بیمار ممکن است در آمادگی آنها برای همخوانی نقش داشته باشد. [4]

نظریه ها

تئوری های confabulation محدوده در تاکید. برخی از نظریه ها پیشنهاد می کنند که confabulations نشان دهنده راهی برای افراد ناتوان حافظه برای حفظ هویت خود است. [8] نظریه‌های دیگر از پیوندهای عصبی شناختی برای توضیح فرآیند مخدوش‌سازی استفاده می‌کنند. [10] تئوری‌های دیگری نیز در مورد مفهوم آشناتر هذیان، اختلاس را ایجاد می‌کنند. [11] محققان دیگر ترکیب بندی را در نظریه ردیابی فازی چارچوب می دهند. [12] در نهایت، برخی از محققین خواستار نظریه‌هایی هستند که کمتر بر تبیین‌های عصب شناختی و بیشتر بر گزارش‌های معرفتی تکیه دارند. [13]

نظریه های عصب روانشناسی

محبوب ترین نظریه های confabulation از حوزه عصب روانشناسی یا عصب شناسی شناختی می آید. [10] تحقیقات نشان می دهد که confabulation با اختلال در عملکرد فرآیندهای شناختی که بازیابی از حافظه بلند مدت را کنترل می کنند، مرتبط است. آسیب لوب فرونتال اغلب این فرآیند را مختل می کند و از بازیابی اطلاعات و ارزیابی خروجی آن جلوگیری می کند. [14] [15] علاوه بر این، محققان استدلال می کنند که confabulation یک اختلال ناشی از "نظارت واقعیت / نظارت منبع" ناموفق است (یعنی تصمیم گیری در مورد اینکه آیا یک خاطره بر اساس یک رویداد واقعی است یا اینکه تصور شده است). [16]برخی از عصب‌روان‌شناسان پیشنهاد می‌کنند که خطاهایی در بازیابی اطلاعات از حافظه بلندمدت که توسط افراد عادی ایجاد می‌شود، شامل اجزای متفاوتی از فرآیندهای کنترلی نسبت به خطاهای مرتکب‌کننده‌ها می‌شود. [17] کریپلین دو نوع فرعی از confabulation را متمایز کرد که یکی از آنها را confabulation ساده نامید که تا حدی ناشی از اشتباهات در ترتیب زمانی رویدادهای واقعی است. نوع دیگری که او آن را مخدوش کردن خارق‌العاده نامید، جملاتی عجیب و غیرممکن بود که ریشه در حافظه واقعی نداشت. ترکیب ساده ممکن است در نتیجه آسیب به سیستم های حافظه در لوب گیجگاهی داخلی باشد. مخدوش‌های خارق‌العاده یک اختلال در سیستم نظارت را نشان می‌دهد، [18] که اعتقاد بر این است که عملکردی از قشر پیشانی است.

نظریه خود هویت

برخی استدلال می‌کنند که مخدوش‌سازی‌ها دارای یک جزء عاطفی و خودخواهانه در افراد دارای نقص حافظه است که به حفظ یک خودپنداره منسجم کمک می‌کند. [8] به عبارت دیگر، افرادی که سرهم بندی می کنند انگیزه انجام این کار را دارند، زیرا در حافظه خود شکاف هایی دارند که می خواهند آن را پر کنند و بپوشانند. افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی و ویژگی های خودشیفتگی برای حفظ تصویر کاذب از خود و جهان بینی تحریف شده خود به هم می پیوندند. [ نیازمند منبع ]

نظریه زمانی

پشتیبانی از حساب موقتی نشان می دهد که confabulations زمانی رخ می دهد که یک فرد نتواند رویدادها را به درستی در زمان قرار دهد. [8] بنابراین، یک فرد ممکن است عملی را که انجام داده است به درستی بیان کند، اما بگوید که آن را دیروز انجام داده است، زمانی که آن را هفته‌ها پیش انجام داده است. در تئوری حافظه، هوشیاری و موقتی، آشفتگی به دلیل نقص در آگاهی یا آگاهی زمانی رخ می دهد. [19]

نظریه نظارت

در کنار مفهومی مشابه، نظریه‌های واقعیت و نظریه‌های نظارت منبع قرار دارند. [9] در این تئوری ها، confabulation زمانی اتفاق می افتد که افراد به اشتباه خاطرات را به عنوان واقعیت نسبت می دهند، یا به اشتباه خاطرات را به منبع خاصی نسبت می دهند. بنابراین، یک فرد ممکن است ادعا کند که یک رویداد خیالی در واقعیت اتفاق افتاده است، یا اینکه دوستی درباره رویدادی که واقعاً در تلویزیون شنیده است به او گفته است.

تئوری حساب بازیابی استراتژیک

حامیان حساب بازیابی استراتژیک پیشنهاد می کنند که مخدوش شدن زمانی اتفاق می افتد که یک فرد نتواند به طور فعال یک خاطره را برای صحت آن پس از بازیابی آن نظارت کند. [9] یک فرد یک خاطره را به یاد می آورد، اما پس از یادآوری مقداری نقص وجود دارد که در اثبات نادرست بودن آن توسط شخص اختلال ایجاد می کند.

تئوری کنترل اجرایی

برخی دیگر پیشنهاد می کنند که همه انواع حافظه های کاذب، از جمله confabulation، در یک حافظه کلی و مدل عملکرد اجرایی قرار می گیرند. [20] در سال 2007، چارچوبی برای confabulation پیشنهاد شد که confabulation بیان شده نتیجه دو چیز است: مشکلات در کنترل اجرایی و مشکلات در ارزیابی. در نقص کنترل اجرایی، حافظه نادرست از مغز بازیابی می شود. در کسری ارزشیابی، حافظه به دلیل ناتوانی در تشخیص یک باور از یک خاطره واقعی، به عنوان یک حقیقت پذیرفته می شود. [8]

در زمینه نظریه های هذیان

مدل‌های اخیر آمیختگی سعی کرده‌اند بر اساس پیوند بین توهم و سرهم‌سازی ایجاد کنند. [11] اخیراً، یک گزارش نظارتی برای هذیان، که برای confabulation اعمال شد، شامل پردازش آگاهانه و ناخودآگاه را پیشنهاد کرد. ادعا این بود که با در بر گرفتن مفهوم هر دو فرآیند، آشفتگی های خود به خودی در مقابل تحریک شده را می توان بهتر توضیح داد. به عبارت دیگر، دو راه برای confabulation وجود دارد. یکی روش ناخودآگاه و خود به خودی است که در آن یک خاطره از هیچ پردازش منطقی و توضیحی عبور نمی کند. دیگری روشی آگاهانه و برانگیخته است که در آن یک خاطره به عمد توسط فرد به خاطر می آورد تا چیزی گیج کننده یا غیرعادی را توضیح دهد. [21]

نظریه ردپای فازی

نظریه ردیابی فازی یا FTT، مفهومی است که بیشتر برای توضیح تصمیمات قضاوتی به کار می رود. [12] بر اساس این نظریه، خاطرات به طور کلی (gist)، و همچنین به طور خاص (کلمه) رمزگذاری می شوند. بنابراین، یک اشتباه می تواند از یادآوری حافظه کلمه به کلمه نادرست یا از توانایی به یاد آوردن بخش اصلی، اما نه به معنای کلمه کلمه، یک خاطره باشد.

FTT از مجموعه ای از پنج اصل برای توضیح پدیده های حافظه کاذب استفاده می کند. اصل 1 پیشنهاد می‌کند که آزمودنی‌ها اطلاعات را به طور کلمه ذخیره کنند و اطلاعات را به موازات یکدیگر بیان کنند. هر دو شکل ذخیره سازی شامل محتوای سطحی یک تجربه است. اصل 2 عوامل بازیابی ردپای اصل و کلمه را به اشتراک می گذارد. اصل 3 مبتنی بر فرآیندهای دوگانه در حافظه کاذب است. به طور کلی، بازیابی Gist از حافظه کاذب پشتیبانی می کند، در حالی که بازیابی کلمه به کلمه آن را سرکوب می کند. تغییرپذیری رشد موضوع اصل 4 است. همانطور که کودک به بزرگسالی تبدیل می شود، بهبود آشکاری در اکتساب، حفظ و بازیابی هر دو کلمه کلمه و حافظه وجود دارد. با این حال، در اواخر بزرگسالی، کاهش این توانایی ها وجود خواهد داشت. در نهایت، اصل 5 توضیح می دهد که پردازش کلمه به کلمه و خلاصه باعث به خاطر سپردن واضح می شود. نظریه رد فاز فازی که بر اساس این 5 اصل اداره می شود، در توضیح حافظه کاذب و ایجاد پیش بینی های جدید در مورد آن مفید بوده است. [22]

نظریه معرفتی

با این حال، همه گزارش‌ها آنقدر در جنبه‌های عصبی شناختی confabulation گنجانده نشده‌اند. برخی اشتباهات را به گزارش های معرفتی نسبت می دهند. [13] در سال 2009، نظریه‌های زیربنایی علت و مکانیسم‌های مخدوش‌سازی به دلیل تمرکزشان بر فرآیندهای عصبی، که تا حدودی نامشخص هستند، و همچنین تاکیدشان بر منفی بودن به خاطر سپردن کاذب مورد انتقاد قرار گرفتند. محققان پیشنهاد کردند که یک گزارش معرفتی از confabulation می‌تواند مزایا و معایب این فرآیند را در بر بگیرد.

ارائه

شرایط عصبی و روانی مرتبط

Confabulation اغلب علائم سندرم ها و آسیب شناسی های روانی مختلف در جمعیت بزرگسال است، از جمله سندرم کورساکوف ، بیماری آلزایمر ، اسکیزوفرنی ، و آسیب مغزی تروماتیک .

سندرم Wernicke-Korsakoff یک اختلال عصبی است که معمولاً با سال ها اختلال مصرف الکل مشخص می شود که با مصرف بیش از حد الکل و کمبود تیامین تغذیه ای مشخص می شود. [23] Confabulation یکی از علائم بارز این سندرم است. [24] [25] یک مطالعه در مورد confabulation در بیماران Korsakoff نشان داد که آنها در معرض تحریک تحریک زمانی با سوالات مربوط به حافظه اپیزودیک هستند، نه حافظه معنایی ، و هنگامی که با سوالاتی که پاسخ مناسب این است که "من نمی‌کنم" از آنها خواسته می‌شود. بدانند." [26]این نشان می دهد که confabulation در این بیماران "ویژه دامنه" است. بیماران کورساکوف که ادغام می‌کنند بیشتر از بزرگسالان سالم کلمات حواس‌پرتی را به اشتباه تشخیص می‌دهند و این نشان می‌دهد که تشخیص نادرست یک «رفتار محرمانه» است.

بیماری آلزایمر شرایطی است که دارای دو جنبه عصبی و روانی است. این نوعی زوال عقل است که با اختلال عملکرد لوب فرونتال شدید همراه است. ادغام در افراد مبتلا به آلزایمر اغلب خودبخودی تر از سایر شرایط است، به ویژه در مراحل پیشرفته بیماری. بیماران آلزایمر توانایی های قابل مقایسه ای را برای رمزگذاری اطلاعات به عنوان افراد مسن سالم نشان می دهند، که نشان می دهد که اختلالات در رمزگذاری با confabulation مرتبط نیست. [27] با این حال، همانطور که در بیماران کورساکوف دیده می‌شود، زمانی که با سؤالاتی در مورد حافظه اپیزودیک بررسی می‌شود، تطابق در بیماران آلزایمر بیشتر است. محققان معتقدند که این به دلیل آسیب در نواحی قشر خلفی مغز است که یکی از علائم مشخصه آلزایمر است.

اسکیزوفرنی یک اختلال روانشناختی است که گاهی اوقات در آن آشفتگی مشاهده می شود. اگرچه confabulation معمولاً در ارائه خود منسجم است، confabulation بیماران اسکیزوفرنی اغلب هذیانی است. [28] محققان خاطرنشان کرده‌اند که این بیماران تمایل دارند هذیان‌هایی را در محل بسازند که اغلب خارق‌العاده هستند و با سؤال کردن به طور فزاینده‌ای پیچیده می‌شوند. [29] بر خلاف بیماران مبتلا به کورساکوف و آلزایمر، بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی به احتمال زیاد وقتی با سوالاتی در مورد خاطرات معنایی خود از آنها خواسته می‌شود، به جای تحریک حافظه اپیزودیک، سرگردان می‌شوند. [30]علاوه بر این، به نظر نمی رسد که confabulation با هیچ گونه نقص حافظه در بیماران اسکیزوفرنی مرتبط باشد. این بر خلاف اکثر اشکال confabulation است. همچنین، اشتباهات انجام شده توسط بیماران اسکیزوفرنی اغلب شامل ایجاد اطلاعات جدید نمی شود، بلکه در عوض شامل تلاشی از سوی بیمار برای بازسازی جزئیات واقعی یک رویداد گذشته است.

آسیب مغزی تروماتیک (TBI) نیز می تواند منجر به کانفابولاسیون شود. تحقیقات نشان داده است که بیماران مبتلا به آسیب به لوب فرونتال میانی تحتانی به طور قابل توجهی بیشتر از بیمارانی که آسیب به ناحیه خلفی و افراد سالم آسیب دیده اند، confabulate می شوند. [31] این نشان می‌دهد که این ناحیه کلیدی در تولید پاسخ‌های مخدوش‌کننده است، و کمبود حافظه مهم است، اما ضروری نیست. علاوه بر این، تحقیقات نشان می دهد که confabulation را می توان در بیماران مبتلا به سندرم لوب فرونتال مشاهده کرد که شامل توهین به لوب فرونتال در نتیجه بیماری یا آسیب مغزی تروماتیک (TBI) است. [32] [33] [34]در نهایت، پارگی شریان ارتباطی قدامی یا خلفی، خونریزی زیر عنکبوتیه و آنسفالیت نیز از علل احتمالی کانفابولاسیون هستند. [14] [35]

محل ضایعات مغزی

اعتقاد بر این است که confabulation نتیجه آسیب به لوب پیشانی راست مغز است. [4] به طور خاص، آسیب می‌تواند به لوب‌های فرونتال شکمی و سایر ساختارهای تغذیه‌شده توسط شریان ارتباطی قدامی (ACoA)، از جمله پیش‌مغز قاعده‌ای، سپتوم، فورنیکس، شکنج سینگوله، سینگولوم، هیپوتالاموس قدامی، و سر دمی موضعی شود. هسته. [36] [37]

تفاوت های رشدی

در حالی که برخی از ادبیات اخیر نشان می دهد که افراد مسن ممکن است نسبت به همتایان جوان خود بیشتر مستعد داشتن خاطرات نادرست باشند، اکثر تحقیقات در مورد مراکز اجباری سرهم بندی در اطراف کودکان انجام شده است. [38] کودکان بر اساس تلقین پذیری بالا، به ویژه مستعد اختلاس های اجباری هستند. [39] [40] هنگامی که کودکان مجبور به یادآوری رویدادهای مخدوش می شوند، کمتر احتمال دارد که به یاد بیاورند که قبلاً این موقعیت ها را با هم اشتباه گرفته اند، و بیشتر از همتایان بزرگسال خود این اشتباهات را به عنوان رویدادهای واقعی به یاد می آورند. [41]تحقیقات نشان می دهد که این ناتوانی در تمایز بین رویدادهای محرمانه و واقعی گذشته بر تفاوت های رشدی در نظارت منبع متمرکز است. به دلیل توسعه ناپذیری مهارت های رمزگذاری و استدلال انتقادی، توانایی کودکان در تشخیص خاطرات واقعی از خاطرات نادرست ممکن است مختل شود. همچنین ممکن است کودکان کوچک‌تر فاقد فرآیندهای فراحافظه مورد نیاز برای به خاطر سپردن رویدادهای مخدوش شده در مقابل غیرمرتبط باشند. [42] فرآیندهای فراحافظه کودکان نیز ممکن است تحت تأثیر انتظارات یا سوگیری ها قرار گیرد، زیرا آنها بر این باورند که سناریوهای نادرست بسیار محتمل با هم اشتباه گرفته نمی شوند. [43]با این حال، زمانی که کودکان آگاهانه از نظر دقت آزمایش می‌شوند، احتمال بیشتری وجود دارد که به «نمی‌دانم» با نرخی قابل مقایسه با بزرگسالان برای سؤال‌های بی‌پاسخ، پاسخ دهند تا اینکه آنها را به اشتباه بیاورند. [44] [45] در نهایت، اثرات اطلاعات نادرست را می توان با تنظیم مصاحبه های فردی برای مرحله رشد خاص، اغلب بر اساس سن، به حداقل رساند. [46]

آشفتگی های برانگیخته در برابر خود به خودی

شواهدی وجود دارد که مکانیسم‌های شناختی مختلف را برای آشفتگی تحریک‌شده و خودبه‌خود پشتیبانی می‌کند. [47] یک مطالعه نشان داد که اختلاط خود به خودی ممکن است نتیجه ناتوانی بیمار فراموش شده در تشخیص ترتیب زمانی رویدادها در حافظه خود باشد. در مقابل، آشفتگی تحریک شده ممکن است یک مکانیسم جبرانی باشد، که در آن بیمار سعی می کند کمبود حافظه خود را با تلاش برای نشان دادن شایستگی در یادآوری جبران کند.

اعتماد به خاطرات دروغین

ترکیب رویدادها یا موقعیت ها ممکن است منجر به پذیرش نهایی اطلاعات مخدوش شده به عنوان واقعی شود. [48] ​​به عنوان مثال، افرادی که آگاهانه در مورد یک موقعیت دروغ می گویند، ممکن است در نهایت به این باور برسند که دروغ های آنها با گذشت زمان صادق است. [49] در یک محیط مصاحبه، افراد در موقعیت‌هایی که در آن اطلاعات نادرست توسط شخص دیگری به آنها ارائه می‌شود، بیشتر اشتباه می‌کنند، برخلاف زمانی که خودشان این دروغ‌ها را تولید می‌کنند. [50] علاوه بر این، افراد در زمانی که در زمان دیگری (پس از رویداد مورد نظر) با آنها مصاحبه می شود بیشتر از کسانی که بلافاصله یا بلافاصله پس از رویداد مصاحبه می شوند، اطلاعات نادرست را به عنوان واقعی می پذیرند. [51]بازخورد مثبت برای پاسخ‌های مخدوش‌شده نیز نشان داده می‌شود که اعتماد سازنده را در پاسخ خود افزایش می‌دهد. [52] به عنوان مثال، در شناسایی مجرم، اگر شاهدی به دروغ یکی از اعضای یک صف را شناسایی کند، اگر مصاحبه کننده بازخورد مثبتی ارائه دهد، در شناسایی خود اطمینان بیشتری خواهد داشت. به نظر می رسد این اثر بازخورد تأییدی در طول زمان باقی می ماند، زیرا شاهدان حتی ماه ها بعد اطلاعات مخدوش شده را به خاطر می آورند. [53]

در میان موضوعات عادی

در موارد نادر، confabulation نیز در افراد عادی دیده می شود. [17] در حال حاضر مشخص نیست که افراد کاملاً سالم چگونه confabulations را تولید می کنند. این امکان وجود دارد که این افراد در حال ایجاد نوعی بیماری ارگانیک هستند که باعث علائم مخدوش شدن آنها می شود. با این حال، غیرمعمول نیست که جمعیت عمومی برخی از علائم بسیار خفیف از آشفتگی های تحریک شده را نشان دهند. تحریف های ظریف و نفوذ در حافظه معمولاً توسط افراد عادی زمانی ایجاد می شود که چیزی را ضعیف به خاطر می آورند.

تشخیص و درمان

ترکیبات خود به خودی به دلیل ماهیت غیر ارادی آنها نمی توانند در محیط آزمایشگاهی دستکاری شوند. [9] با این حال، اشتباهات برانگیخته را می توان در زمینه های نظری مختلف مورد تحقیق قرار داد. مکانیسم‌هایی که در زیربنای اختلاط‌های تحریک‌شده یافت می‌شوند را می‌توان برای مکانیسم‌های اختلاط خودبه‌خود اعمال کرد. فرض اصلی تحقیق در مورد confabulation شامل یافتن خطاها و اعوجاج در تست های حافظه یک فرد است.

لیست های دیز-رودیگر-مک درموت

با استفاده از لیست های دیس-رودیگر-مک درموت می توان ترکیبات را در زمینه پارادایم دیز-رودیگر-مک درموت شناسایی کرد. [54] شرکت‌کنندگان به ضبط‌های صوتی فهرست‌های متعددی از کلمات که حول یک موضوع متمرکز شده‌اند گوش می‌دهند، که به عنوان کلمه انتقادی شناخته می‌شود. بعداً از شرکت کنندگان خواسته می شود تا کلمات فهرست خود را به خاطر بیاورند. اگر شرکت کننده کلمه انتقادی را که هرگز به صراحت در لیست ذکر نشده است به خاطر بیاورد، این یک اشتباه محسوب می شود. شرکت کنندگان اغلب حافظه کاذبی برای کلمه انتقادی دارند.

وظایف تشخیص

Confabulations همچنین می تواند با استفاده از وظایف تشخیص مداوم تحقیق. [9] این وظایف اغلب همراه با رتبه بندی اطمینان استفاده می شود. به طور کلی، در یک کار شناسایی، به شرکت کنندگان به سرعت تصاویر ارائه می شود. برخی از این تصاویر یک بار نشان داده می شوند. دیگران چندین بار نشان داده می شوند. شرکت کنندگان اگر قبلاً تصویر را دیده باشند، یک کلید را فشار می دهند. پس از یک دوره زمانی، شرکت کنندگان کار را تکرار می کنند. خطاهای بیشتر در کار دوم، در مقابل اولین، نشان دهنده سردرگمی است، که نشان دهنده خاطرات نادرست است.

وظایف فراخوان رایگان

Confabulations همچنین می تواند با استفاده از یک کار به یاد آوردن رایگان، مانند یک کار خود روایت تشخیص داد. [9] از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود تا داستان‌هایی ( معنی یا زندگی‌نامه‌ای ) که برایشان بسیار آشنا است را به خاطر بیاورند. داستان های یادآوری شده برای خطاهایی که می توانند به عنوان تحریف در حافظه طبقه بندی شوند، کدگذاری می شوند. تحریف ها می تواند شامل جعل عناصر داستان واقعی یا شامل جزئیات از یک داستان کاملاً متفاوت باشد. خطاهایی از این دست می تواند نشان دهنده اشتباهات باشد.

درمان

اگر قابل شناسایی باشد، درمان کوفتگی تا حدودی به علت یا منبع آن بستگی دارد. برای مثال، درمان سندرم Wernicke-Korsakoff شامل دوزهای زیادی از ویتامین B به منظور جبران کمبود تیامین است. [55] اگر هیچ علت فیزیولوژیکی شناخته شده ای وجود نداشته باشد، ممکن است از تکنیک های شناختی عمومی تری برای درمان سردرگمی استفاده شود. مطالعه موردی منتشر شده در سال 2000 نشان داد که آموزش خود نظارتی (SMT) [56] باعث کاهش هذیان های هذیانی می شود. علاوه بر این، بهبودها در یک پیگیری سه ماهه حفظ شد و مشخص شد که به تنظیمات روزمره تعمیم می‌یابد. اگرچه این درمان امیدوارکننده به نظر می رسد، اما تحقیقات دقیق تری برای تعیین اثربخشی SMT در جمعیت عمومی confabulation ضروری است.

تحقیق

اگرچه در سال‌های اخیر دستاوردهای قابل توجهی در درک confabulation حاصل شده است، هنوز چیزهای زیادی برای آموختن وجود دارد. یک گروه از محققان به طور خاص چندین سؤال مهم را برای مطالعه آینده مطرح کرده اند. آنها پیشنهاد می کنند که اطلاعات بیشتری در مورد سیستم های عصبی مورد نیاز است که از فرآیندهای شناختی مختلف لازم برای نظارت بر منبع طبیعی پشتیبانی می کنند. آنها همچنین ایده توسعه یک باتری تست عصبی-روانشناختی استاندارد را پیشنهاد کردند که بتواند بین انواع مختلف confabulations تمایز قائل شود. و مقدار قابل توجهی بحث در مورد بهترین رویکرد برای سازماندهی و ترکیب رویکردهای تصویربرداری عصبی، دارویی، و شناختی/رفتاری برای درک ترکیب وجود دارد. [57]

در یک مقاله مروری اخیر، گروه دیگری از محققان به موضوعاتی در رابطه با تمایز بین هذیان و اشتباه فکر می کنند. آنها این سوال را مطرح می‌کنند که آیا هذیان‌ها و هذیان‌ها را باید اختلالات متمایز یا همپوشانی در نظر گرفت و در صورت همپوشانی، تا چه حد؟ آنها همچنین نقش فرآیندهای ناخودآگاه در confabulation را مورد بحث قرار می دهند. برخی از محققان پیشنهاد می کنند که فرآیندهای هیجانی و انگیزشی ناخودآگاه به طور بالقوه به اندازه مشکلات شناختی و حافظه مهم هستند. در نهایت، آنها این سؤال را مطرح می‌کنند که مرز بین امر آسیب‌شناختی و غیرآسیب‌شناختی را کجا باید ترسیم کرد. باورهای هذیانی و ساختگی های شبیه به هذیان معمولاً در افراد سالم دیده می شود. تفاوت های مهم بین بیماران با علت مشابه که کانفابولیشن می کنند و نمی کنند چیست؟ از آنجایی که خط بین پاتولوژیک و غیرآسیب‌شناسی احتمالاً مبهم است، آیا باید رویکرد بعدی‌تری به confabulation داشته باشیم؟ تحقیقات نشان می‌دهد که آشفتگی در امتداد زنجیره‌ای از غیرقابل قبول بودن، عجیب بودن، محتوا، اعتقاد، مشغله، و پریشانی و تأثیر بر زندگی روزمره رخ می‌دهد.[58]

همچنین ببینید

منابع

  1. ^ Berrios GE (1998) Confabulations: A Conceptual History. مجله تاریخ علوم اعصاب . 7: 225-241.
  2. پندیک، دانیل (تابستان 2000). "حقیقت در مورد confabulation" . از دست دادن حافظه و مغز: خبرنامه پروژه اختلالات حافظه . دانشگاه راتگرز-نیوارک بایگانی شده از نسخه اصلی در 9 مارس 2002 . بازبینی شده در 7 آوریل 2022 .
  3. ^ a b متیوز، پل ام. مک کللند، جیمز ال (2010). نالبانتین، سوزان (ویرایشگر). فرآیند حافظه: دیدگاه‌های عصب‌شناسی و انسان‌گرایانه . کمبریج، ماساچوست: MIT Press. شابک 978-0-262-01457-1.
  4. ^ a b c d Moscovitch M. 1995. "Confabulation". در (Eds. Schacter DL, Coyle JT, Fischbach GD, Mesulum MM & Sullivan LG), Memory Distortion . صص 226-51. کمبریج، ماساچوست: انتشارات دانشگاه هاروارد.
  5. Sivolap IuP Damulin IV (2013). "[آنسفالوپاتی ورنیکه و روان پریشی کورساکوف: همبستگی بالینی- پاتوفیزیولوژیک، تشخیص و درمان]". ژ نورول پسیکیاتر ایم اس اس کورساکووا . 113 (6 نقطه 2): 20-26. PMID 23887463 . 
  6. ^ Kopelman، MD؛ تامسون، AD; گرینی، من؛ مارشال، ای جی (2009). "سندرم کورساکوف: جنبه های بالینی، روانشناسی و درمان" . الکل و الکلیسم . 44 (2): 148-54. doi : 10.1093/alcalc/agn118 . PMID 19151162 . 
  7. ^ a b Kopelman، MD (1987). "دو نوع confabulation" . مجله مغز و اعصاب، جراحی مغز و اعصاب و روانپزشکی . 50 (11): 1482-87. doi : 10.1136/jnnp.50.11.1482 . PMC 1032561 . PMID 3694207 .  
  8. ^ a b c d e f Metcalf, Kasey; لنگدون، رابین؛ Coltheart، Max (1 فوریه 2007). "مدل های سرهم بندی: یک بررسی انتقادی و یک چارچوب جدید". عصب روانشناسی شناختی . 24 (1): 23-47. doi : 10.1080/02643290600694901 . PMID 18416482 . S2CID 45885109 .  
  9. ^ a b c d e f g Gilboa, A. (13 آوریل 2006). "مکانیسم‌های مخدوش‌های خود به خود: یک حساب بازیابی استراتژیک" . مغز . 129 (6): 1399–1414. doi : 10.1093/brain/awl093 . PMID 16638795 . 
  10. ^ a b Glowinski، Remy; پیمان، وحید; فرنچام، کیت (2008). "Confabulation: مروری خود به خود و خارق العاده". مجله روانپزشکی استرالیا و نیوزلند . 42 (11): 932-40. doi : 10.1080/00048670802415335 . PMID 18941957 . S2CID 23586700 .  
  11. ^ a b Kopelman, Michael D. (2010). «انواع تحریف و هذیان». روانپزشکی شناختی . 15 (1-3): 14-37. doi : 10.1080/13546800902732830 . PMID 19753493 . S2CID 19764950 .  
  12. ^ a b Brainerd، CJ; Reyna، VF (1 نوامبر 1998). «نظریه ردپای فازی و خاطرات دروغین کودکان». مجله روانشناسی تجربی کودک . 71 (2): 81-129. doi : 10.1006/jecp.1998.2464 . PMID 9843617 . S2CID 12290995 .  
  13. ^ a b بورتولوتی، لیزا؛ Cox, Rochelle E. (1 دسامبر 2009). "ناآگاهی "بی عیب " : نقاط قوت و محدودیت‌های تعاریف معرفتی از confabulation " . آگاهی و شناخت  
  14. ^ a b Baddeley، Alan; ویلسون، باربارا (1986). "فراموشی، حافظه زندگینامه ای، و آشفتگی". در روبین، دیوید سی (ویرایش). حافظه اتوبیوگرافیک . کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج. صص 225-52. doi : 10.1017/CBO9780511558313.020 . شابک 9780511558313.
  15. ^ مسکوویچ ام. Melo B. (1997). "بازیابی استراتژیک و لوب های فرونتال: شواهدی از confabulation و فراموشی". نوروسیکولوژی . 35 (7): 1017-34. doi : 10.1016/s0028-3932(97)00028-6 . PMID 9226662 . S2CID 33862514 .  
  16. جانسون، MK (1991). پایش واقعیت: شواهد از confabulation در بیماران مبتلا به بیماری ارگانیک مغز در GP Prigatano & DL Schacter (ویرایشگران)، آگاهی از کمبود پس از آسیب مغزی. صص 176-97. نیویورک: آکسفورد.
  17. ^ a b Burgess, PW; شالیس، تی (1996). "کنفولاسیون و کنترل خاطره". حافظه . 4 (4): 359-411. doi : 10.1080/096582196388906 . PMID 8817460 . 
  18. Norman, DA, & Shallice, T. (1980). توجه به عمل. کنترل اراده و خودکار رفتار. دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو گزارش CHIP 99. بعداً به عنوان منتشر شد: Norman, Donald A.; شالیس، تیم (1986). "توجه به عمل: کنترل اراده ای و خودکار رفتار". آگاهی و خود تنظیمی . صص 1-18. doi : 10.1007/978-1-4757-0629-1_1 . شابک 978-1-4757-0631-4.
  19. دالا باربا، جیانفرانکو؛ بویسه، ماری فرانسوا (2010). "آگاهی زمانی و آشفتگی: آیا لوب گیجگاهی داخلی "گیجگاهی" است؟ روانپزشکی شناختی . 15 (1-3): 95-117. doi : 10.1080/13546800902758017 . PMID 19750399 . S2CID 42447646 .  
  20. کوپلمن، مایکل دی (1 مه 1999). "انواع حافظه کاذب". عصب روانشناسی شناختی . 16 (3-5): 197-214. doi : 10.1080/026432999380762 .
  21. ^ ترنر، مارتا؛ Coltheart، Max (2010). "تغییر و توهم: یک چارچوب نظارتی مشترک". روانپزشکی شناختی . 15 (1-3): 346-76. doi : 10.1080/13546800903441902 . PMID 20043250 . S2CID 205768903 .  
  22. Brainerd، CJ، و Reyna، VF (2002). نظریه ردیابی فازی و حافظه کاذب. جهت گیری های فعلی در علم روانشناسی (وایلی-بلکول)، 11 (5)، 164-69.
  23. ^ هوم وود، ج. باند، NW (1999). "کمبود تیامین و سندرم کورساکوف: ناتوانی در یافتن اختلالات حافظه به دنبال آنسفالوپاتی ورنیکه غیر الکلی". الکل . 19 (1): 75-84. doi : 10.1016/s0741-8329(99)00027-0 . PMID 10487391 . 
  24. ^ دالا باربا جی. سیپولوتی ال. Denes G. (1990). "از دست دادن حافظه اتوبیوگرافیک و مخدوش شدن در سندرم کورساکوف: گزارش یک مورد" . کورتکس . 26 (4): 525-34. doi : 10.1016/s0010-9452(13)80302-4 . PMID 2081390 . S2CID 4481075 .  
  25. ^ Kessels RP، Kortrijk HE، Wester AJ، Nys GM. رفتار آشفتگی و خاطرات کاذب در سندرم کورساکوف: نقش حافظه منبع و عملکرد اجرایی روانپزشکی Clin Neurosci. آوریل 2008; 62 (2) 220-25.
  26. ^ دامم، ایلسه؛ d'Ydewalle، Géry (2010). "کنفابولاسیون در مقابل خاطرات کاذب تجربی القا شده در بیماران کورساکوف" . مجله عصب روانشناسی . 4 (2): 211-30. doi : 10.1348/174866409X478231 . PMID 19930792 . 
  27. کوپر، جانین ام. شانکس، مایکل اف. Venneri، Annalena (11 مه 2006). "سرگردانی های برانگیخته در بیماری آلزایمر". نوروسیکولوژی . 44 (10): 1697-1707. doi : 10.1016/j.neuropsychologia.2006.03.029 . PMID 16697019 . S2CID 41292107 .  
  28. ^ Wing, JK, Cooper, JE, Sartorius, N. 1974. شرح و طبقه بندی علائم روانپزشکی: راهنمای دستورالعمل برای سیستم PSE و دسته بندی. لندن: انتشارات دانشگاه کمبریج.
  29. لورنته روویرا، ای؛ Pomarol-Clotet، E; مک کارتی، RA; بریوس، جنرال الکتریک؛ مک کنا، پی جی (2007). "همبستگی در اسکیزوفرنی و ارتباط آن با ویژگی های بالینی و عصب روانشناختی این اختلال". پزشکی روانشناسی . 37 (10): 1403-12. doi : 10.1017/S0033291707000566 . PMID 17506924 . S2CID 32121170 .  
  30. لورنته روویرا، ای؛ سانتوس گومز، جی ال. مورو، ام. Villagran, JM; McKenna، PJ (1 نوامبر 2010). "همبستگی در اسکیزوفرنی: یک مطالعه عصب روانشناختی". مجله انجمن بین المللی عصب روانشناسی . 16 (6): 1018-26. doi : 10.1017/S1355617710000718 . hdl : 10234/88477 . PMID 20630120 . S2CID 23194952 .  
  31. ^ ترنر، مارتا اس. سیپولوتی، لیزا؛ یسری، تارک ع. شالیس، تیم (1 ژوئن 2008). "Confabulation: آسیب به یک سیستم پیشانی داخلی تحتانی خاص" (PDF) . کورتکس . 44 (6): 637-48. doi : 10.1016/j.cortex.2007.01.002 . PMID 18472034 . S2CID 17414598 .   
  32. ^ بادلی، ا. ویلسون، بی (1988). "فراموشی پیشانی و سندرم نارسایی اجرایی". مغز و شناخت . 7 (2): 212-30. doi : 10.1016/0278-2626(88)90031-0 . PMID 3377900 . S2CID 26954876 .  
  33. ^ پاپاگنو، سی؛ بدلی، الف (1997). "کنفابولاسیون در یک بیمار ناکارآمد: مفاهیمی برای مدل های بازیابی". کورتکس . 33 (4): 743-52. doi : 10.1016/s0010-9452(08)70731-7 . PMID 9444475 . S2CID 4484799 .  
  34. بدلی، آلن (1996). "کاوش در مجریه مرکزی". فصلنامه روانشناسی تجربی . 49A (1): 5-28. doi : 10.1080/713755608 . S2CID 54633639 . 
  35. دالا باربا جی (۱۹۹۳). "تلفیق: دانش و تجربه جمعی". عصب روانشناسی شناختی . 10 (1): 1-20. doi : 10.1080/02643299308253454 .
  36. ^ الکساندر، نماینده مجلس؛ فریدمن، م (1984). "فراموشی پس از پارگی آنوریسم شریان ارتباطی قدامی". مغز و اعصاب . 34 (6): 752-57. doi : 10.1212/wnl.34.6.752 . PMID 6539437 . S2CID 34357231 .  
  37. ^ ایرله، ای؛ وورا، بی؛ Kunert، HJ; همپل، ج. Kunze، S (1992). "اختلالات حافظه به دنبال پارگی شریان ارتباطی قدامی". Annals of Neurology . 31 (5): 473-80. doi : 10.1002/ana.410310503 . PMID 1596082 . S2CID 42233017 .  
  38. ^ Brainerd، CJ; رینا، VF; سیسی، اس جی (2008). معکوس‌های توسعه‌ای در حافظه کاذب: مروری بر داده‌ها و نظریه‌ها. بولتن روانشناسی . 134 (3): 343-82. doi : 10.1037/0033-2909.134.3.343 . PMID 18444700 . 
  39. ^ شاپیرو، لورن آر. پردی، تلیسا ال (2005). "خطاهای پیشنهادی و نظارت منبع: سرزنش سبک مصاحبه، ثبات مصاحبه کننده و شخصیت کودک". روانشناسی شناختی کاربردی . 19 (4): 489-506. doi : 10.1002/acp.1093 .
  40. ^ شاپیرو، لورن آر. بلکفورد، شریل؛ چن، چیونگ-فن (2005). "خاطره شاهد عینی برای یک جنایت بزهکاری شبیه سازی شده: نقش سن و خلق و خو در تلقین پذیری". روانشناسی شناختی کاربردی . 19 (3): 267-89. doi : 10.1002/acp.1089 .
  41. ^ آکیل، جنیفر کی. ساراگوزا، ماریا اس. (1 نوامبر 1998). "پیامدهای یادگاری مخدوش کردن اجباری: تفاوت های سنی در حساسیت به خاطرات نادرست". روانشناسی رشد . 34 (6): 1358-72. doi : 10.1037/0012-1649.34.6.1358 . PMID 9823517 . 
  42. گتی، سیمونا؛ کاستلی، پائولا؛ لیونز، کریستن ای. (2010). "دانستن از به خاطر سپردن: گسستگی های رشدی در پایش کمبود حافظه". علوم رشد . 13 (4): 611-21. doi : 10.1111/j.1467-7687.2009.00908.x . PMID 20590725 . 
  43. گتی، سیمونا؛ الکساندر، کریستن وید (2004). ""اگر این اتفاق بیفتد ، آن را به خاطر می‌آورم " : استفاده استراتژیک از خاطره‌انگیزی رویداد در رد رویدادهای زندگی‌نامه‌ای دروغین" . PMID 15056205 . _ 
  44. روبرز، کلودیا؛ فرناندز، اولیویا (2002). "تأثیر انگیزه دقت بر یادآوری رویداد کودکان و بزرگسالان، پیشنهاد و پاسخ آنها به سوالات بی پاسخ". مجله شناخت و توسعه . 3 (4): 415-43. doi : 10.1207/S15327647JCD3,4-03 .
  45. ^ اسکوبوریا، آلن؛ مازونی، جولیانا؛ کیرش، ایروینگ (2008). ""نمی دانم" پاسخ دادن به سوالات پاسخگو و بی پاسخ در طول مصاحبه های گمراه کننده و هیپنوتیزمی " . مجله روانشناسی تجربی : کاربردی . 
  46. ^ هالیدی، رابین ای. آلبون، آماندا جی (2004). "به حداقل رساندن اثرات اطلاعات نادرست در کودکان خردسال با یادداشت های مصاحبه شناختی". روانشناسی شناختی کاربردی . 18 (3): 263-81. doi : 10.1002/acp.973 .
  47. ^ اشنایدر، آرمین؛ فون دانیکن، کریستین؛ Gutbrod، Klemens (19 فوریه 1996). "مکانیسم های آشفتگی های خودبخودی و برانگیخته" . مغز . 119 (4): 1365-75. doi : 10.1093/brain/119.4.1365 . PMID 8813298 . 
  48. پیکل، کری (2004). "وقتی یک دروغ به حقیقت تبدیل می شود: اثرات اطلاعات نادرست خود تولید شده بر حافظه شاهدان عینی". حافظه . 12 (1): 14-26. doi : 10.1080/09658210244000072 . PMID 15098618 . S2CID 21383980 .  
  49. پولاژ، دانیل سی (2004). "کاهش تورم ساختگی؟ اثرات مختلط دروغ گفتن بر حافظه". روانشناسی شناختی کاربردی . 18 (4): 455-65. doi : 10.1002/acp.995 .
  50. پزشک، کتی؛ لام، شرلی تی. اسپری، کاترین (2009). «اگر پیشنهادها غیر از خود تولید شده باشند، تلفیق اجباری بر حافظه رویداد تأثیر بیشتری می‌گذارد». روانشناسی حقوقی و جرم شناسی . 14 (2): 241-52. doi : 10.1348/135532508X344773 .
  51. ^ ملنیک، لورا؛ بروک، مگی (2004). «زمان‌بندی تأثیر مصاحبه‌های پیشنهادی مکرر بر حافظه شاهدان عینی کودکان را تعدیل می‌کند». روانشناسی شناختی کاربردی . 18 (5): 613-31. doi : 10.1002/acp.1013 .
  52. هفستاد، گرترود صوفی؛ ممون، آمنه; لاگی، رابرت (2004). "بازخورد پس از شناسایی، اطمینان و خاطرات شرایط شهادت در شاهدان کودک". روانشناسی شناختی کاربردی . 18 (7): 901-12. doi : 10.1002/acp.1037 .
  53. ^ ساراگوسا، ام اس؛ پرداخت، KE; آکیل، جی.کی. Drivdahl، SB; بک، م. (2001). "مصاحبه با شاهدان: صحبت اجباری و بازخورد تاییدی باعث افزایش خاطرات دروغین می شود". علم روانشناسی . 12 (6): 473-77. doi : 10.1111/1467-9280.00388 . PMID 11760134 . S2CID 11951759 .  
  54. ^ هاو، مارک ال. سیچتی، دانته؛ توث، شری ال . Cerrito، Beth M. (1 سپتامبر 2004). "خاطرات واقعی و نادرست در کودکان بدرفتاری". رشد کودک . 75 (5): 1402-17. doi : 10.1111/j.1467-8624.2004.00748.x . PMID 15369522 . 
  55. ^ اشپیگل، DR. لیم، کی جی (2011). "موردی از سندرم احتمالی کورساکوف: سندرم پاتوژنز ساختاری لوب فرونتال و دیانسفالیک و مقایسه با دمانس لوب گیجگاهی داخلی" . نوآوری در علوم اعصاب بالینی 8 (6): 15-19. PMC 3140893 . PMID 21779537 .  
  56. ^ دایوس، بی. ون دن بروک، MD (2000). "درمان سردرگمی های هذیانی پایدار با استفاده از آموزش خود نظارتی". توانبخشی عصبی روانی . 10 (4): 415-27. doi : 10.1080/096020100411998 . S2CID 145657555 . 
  57. ^ جانسون، ام. Raye, CL (1998). "خاطرات دروغین و سردرگمی". گرایش های علوم شناختی . 2 (4): 137-45. doi : 10.1016/S1364-6613(98)01152-8 . PMID 21227110 . S2CID 10033853 .  
  58. ^ لنگدون، آر. ترنر، ام (2010)، "هذیان و آشفتگی: همپوشانی یا تحریف های متمایز در واقعیت؟"، روانپزشکی شناختی اعصاب ، 15 (1): 1-13، doi : 10.1080/13546800903519095 ، S3519095 ، PMID 32135130 .  

ادامه مطلب

پیوندهای خارجی