تاری

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
تار اصلی

blurb یک قطعه تبلیغاتی کوتاه است که با یک اثر خلاقانه همراه است. ممکن است توسط نویسنده یا ناشر نوشته شده باشد یا از دیگران ستایش کند. تارها در ابتدا در پشت یا پشت جلد کتاب چاپ می شدند و اکنون در پورتال های وب و وب سایت های خبری نیز یافت می شوند . یک تارنما ممکن است یک روزنامه یا یک کتاب را معرفی کند.

تاریخچه

گلت برگس در حدود 1910

گفته می‌شود که در ایالات متحده، تاریخچه ی تیرگی با مجموعه والت ویتمن ، برگ‌های علف آغاز می‌شود . در پاسخ به انتشار اولین نسخه در سال 1855، رالف والدو امرسون نامه تبریکی به ویتمن ارسال کرد که شامل عبارت "در آغاز یک حرفه بزرگ به شما سلام می کنم": سال بعد، ویتمن این کلمات را در ورق طلا نقش کرد. در ستون فقرات چاپ دوم. [1]

کلمه blurb در سال 1907 توسط طنزنویس آمریکایی Gelett Burgess (1866-1951) ابداع شد. [2] کتاب کوتاه او در سال 1906 آیا تو برومید هستی؟ در یک نسخه محدود به شام ​​انجمن تجاری سالانه ارائه شد. رسم در چنین رویدادهایی این بود که یک جلیقه گرد و غبار برای تبلیغ اثر و همانطور که ناشر برگس، BW Huebsch آن را توصیف می کند، "تصویر یک دختر - به هر حال، یک دختر بر روی ژاکت هر رمان" بود. ".

در این مورد، ژاکت اعلام کرد "بله، این یک "BLURB" است! و تصویر یک زن جوان (ساختگی) به نام "خانم بلیندا بلرب" نشان داده شده بود که در حال صدا زدن است، که به عنوان "در حال تار کردن" توصیف شده است. نام و عبارت برای محتویات هر ناشری در پشت جلد کتاب چسبانده شده است، حتی پس از رها شدن تصویر و باقی ماندن تنها متن.

در آلمان تصور می‌شود که این تار توسط کارل رابرت لانگویشه در حدود سال 1902 اختراع شده است. در استفاده از کتاب‌شناختی آلمانی، معمولاً در صفحه دوم کتاب زیر نیم عنوان یا روی جلد گرد و غبار قرار دارد. [ نیازمند منبع ]

کتابها

یک تار در یک کتاب می تواند هر ترکیبی از نقل قول از اثر، نویسنده، ناشر، نقدها یا طرفداران، خلاصه ای از طرح، زندگی نامه نویسنده یا ادعاهایی در مورد اهمیت اثر باشد.

در دهه 1980، Spy یک برنامه معمولی به نام " Logrolling in Our Time" را اجرا کرد که نویسندگانی را که برای کتاب های یکدیگر تار می نوشتند، افشا می کرد. [3]

درخواست های تاری

نویسندگان برجسته می توانند حجم زیادی از درخواست های تار از نویسندگان مشتاق دریافت کنند. این امر باعث شده است که برخی از نویسندگان چنین درخواست هایی را به عنوان یک موضوع سیاستی رد کنند. به عنوان مثال، گری اشتینگارت در نیویورکر اعلام کرد که دیگر به جز برای نویسندگان خاصی که با آنها ارتباط حرفه ای یا شخصی داشته است، غزل نمی نویسد. [4] نیل گیمن گزارش می‌دهد که "هرازگاهی، من از انجام غرض‌ورزی دست می‌کشم... این وقفه یک یا دو سال طول می‌کشد، و سپس احساس گناه می‌کنم یا کسی در زمان مناسب از من می‌پرسد، و من پشیمان می‌شوم." [5] Jacob M. Appel گزارش می‌دهد که او 15 تا 20 درخواست واضح در هفته دریافت می‌کند و «تا جایی که می‌توانم» با آنها مقابله می‌کند. [6]

تارهای تقلیدی

بسیاری از کتاب‌ها و فیلم‌های طنزآمیز به ستایش اغراق‌آمیز توسط افراد بعید و توهین‌هایی مبدل به ستایش می‌پردازند .

طنز لمپون هاروارد از ارباب حلقه ها ، با عنوان Bored of the Rings ، عمداً از محوات جعلی توسط نویسندگان متوفی روی جلد داخلی استفاده کرد. یکی از تارها نوشته بود "یکی از دو سه کتاب ..."، و هیچ چیز دیگری.

فیلم

تارهای فیلم بخشی از کمپین تبلیغاتی فیلم ها هستند و معمولاً شامل عصاره های مثبت و رنگارنگ از نقدهای منتشر شده هستند.

تارهای فیلم اغلب به دلیل خارج کردن کلمات از متن اشتباه گرفته می شوند . [7] [8] [9] [10] نیویورک تایمز گزارش داد که "بازی مبهم نیز در حال تکامل است، زیرا منتقدان فیلم روزنامه ناپدید می شوند و استودیوها راحت تر می شوند تا از وبلاگ نویسان اینترنتی و وب سایت های فیلم در تبلیغات خود نقل قول کنند. پتانسیل زیادی برای گیج شدن تماشاگران فیلم ایجاد می کند. خوشبختانه برای مصرف کنندگان، یک سواره نظام وجود دارد: سایت های ناظر ناظر ایجاد شده اند و تعداد وب سایت هایی که نظرات منتقدان شناخته شده را جمع آوری می کنند، به طور پیوسته در حال افزایش است. ... کمک به حفظ استودیوها در خط. این روزها سایت‌های دیده‌بانی مانند eFilmCritic.com و The Blurbs، یک ستون وب برای مجله Gelf نوشته کارل بیالیک ازوال استریت ژورنال ." [11]

اسلیت در ستون "توضیح" نوشت: "استودیوهای فیلم چقدر عرض جغرافیایی در نوشتن تاپیک دارند؟ مقدار عادلانه. هیچ بررسی رسمی برای اجرای یک تاپیک فیلم گمراه کننده وجود ندارد، به غیر از قوانین معمول علیه تبلیغات نادرست. استودیوها باید ارسال کنند. مواد تبلیغاتی مانند آگهی‌های روزنامه‌ها و تریلرها به انجمن فیلم‌های سینمایی آمریکا برای تأیید ارسال می‌شوند. اما MPAA آگهی‌ها را از نظر لحن و محتوای آن‌ها بررسی می‌کند، نه از نظر دقت نقل‌قول‌هایشان. ، نقل قول فشرده شده توسط منتقد قبل از ارسال آن برای چاپ." [12]

نمونه‌های زیادی از تارهای مورد استفاده در بازاریابی یک فیلم وجود دارد که مستقیماً به تیم بازاریابی فیلم قابل ردیابی است. [13]

منابع و منابع

منابع
  1. دوایر، کالین (27 سپتامبر 2015). "مورد عجیب کتاب تاپیک (و چرا وجود دارد)" . NPR _ بازبینی شده در 30 سپتامبر 2015 .
  2. دایره المعارف زبان انگلیسی کمبریج . اد. دیوید کریستال . کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج ، 1995. ص. 132. شابک 0521401798 
  3. «جاسوس: سال‌های خنده‌دار» . تنوع . بازبینی شده در 25 اوت 2014 .
  4. ^ اشتینگارت، گری. "نامه ای سرگشاده از گری اشتینگارت" . نیویورکر .
  5. «وبلاگ خدایان آمریکایی، پست 36» .
  6. Writers's Voice، اکتبر ۲۰۱۵
  7. ^ رینر، ال. (1996). "چرا تارهای فیلم از روزنامه ها اجتناب می کنند." ویراستار و ناشر: The Fourth Estate، 129، 123.
  8. بیالیک، کارل (6 ژانویه 2008). "بهترین بدترین تاپیک های 2007: 10 فاحش ترین نقل قول های اشتباه، فاحشه های تاریک و دیگر گناهان فیلم های تبلیغاتی 2007" . مجله گلف . بازبینی شده در 28 فوریه 2013 .
  9. Sancton، Julian (19 مارس 2010). «مطالب خوب از نقدهای بد: مردان رپو ، شکارچی جایزه ، دفتر خاطرات یک بچه بی‌رحم » . نمایشگاه Vanity Fair . بازبینی شده در 28 فوریه 2013 .
  10. مک گلون، متیو اس. (2005). "زمینه: هنر نقل قول خارج از زمینه." فرهنگ رسانه، و جامعه، جلد. 27، شماره 4، 511-522.
  11. بارنز، بروکس (6 ژوئن 2009). "جستجوی تارهای هالیوود به بلاگسفر می رسد" . نیویورک تایمز . بازبینی شده در 28 فوریه 2013 .
  12. بیم، کریس (25 نوامبر 2009). ""(بهترین) فیلم تاریخ!!!" تارهای فیلم چگونه کار می کنند ؟
  13. سیلور، جیمز (3 اکتبر 2005). "چگونه یک بوقلمون را شلاق بزنیم" . گاردین نامحدود لندن . بازیابی شده در 22 مه 2010 .
منابع

کتابشناسی

پیوندهای خارجی

  • نقل قول های مربوط به Blurb در ویکی نقل قول