سرزنش کردن

سرزنش عبارت است از توهین کردن ، مسئول دانستن یا اظهار نظر منفی در مورد یک فرد یا گروه مبنی بر اینکه اعمال یا انفعال آنها از نظر اجتماعی یا اخلاقی غیرمسئولانه است، برعکس تمجید . وقتی کسی از نظر اخلاقی مسئول انجام کاری اشتباه است، عمل او قابل سرزنش است. در مقابل، وقتی فردی از نظر اخلاقی مسئول انجام کاری درست است، ممکن است گفته شود که عمل او قابل ستایش است . ستایش و سرزنش دیگری نیز وجود دارد که از نظر اخلاقی مرتبط نیستند. ممکن است یک نفر حس خوب لباس پوشیدن یک نفر را تحسین کند و حس سبک خودش را به خاطر حس لباس پوشیدن خودش سرزنش کند.

مفهوم سرزنش

فیلسوفان مفهوم سرزنش را به عنوان یکی از نگرش های واکنشی مورد بحث قرار می دهند، اصطلاحی که توسط PF Strawson ابداع شده است ، که شامل نگرش هایی مانند سرزنش، ستایش، سپاسگزاری، رنجش و بخشش است . [1] بر خلاف مفاهیم فیزیکی یا فکری، نگرش های واکنشی از دیدگاه یک شرکت کننده فعال در مورد اشیا شکل می گیرد. این باید از دیدگاه عینی متمایز شود.

عصب شناسی

به نظر می رسد که سرزنش شامل فعالیت مغز در اتصال گیجگاهی (TPJ) می شود. [2] مشخص شده است که آمیگدال [ 3] در زمانی که دیگران را سرزنش می کنیم نقش دارد، اما زمانی که به اعمال مثبت آنها پاسخ نمی دهیم. [4]

جامعه شناسی و روانشناسی

انسانها – آگاهانه و ناخودآگاه – مدام در مورد دیگران قضاوت می کنند. معیارهای روان‌شناختی برای قضاوت دیگران ممکن است تا حدی ریشه‌دار، [ نیازمند منبع ] منفی و سفت و سخت باشد که نشان‌دهنده درجه‌ای از بزرگ‌نمایی است . [ نیازمند منبع ]

سرزنش راهی برای بی ارزش کردن دیگران فراهم می کند، در نتیجه فرد سرزنش کننده احساس برتری می کند، دیگران را کم ارزش می بیند و/یا مقصر را «کامل» می کند. سرزنش بی‌بار به معنای سرزنش کردن طرف مقابل با تاکید بر عیوب اوست. [5]

قربانیان دستکاری و سوء استفاده غالباً مسئول ایجاد احساسات منفی در دستکاری کننده/سوءاستفاده گر نسبت به خود و ایجاد اضطراب ناشی از آن در خود احساس می کنند. این سرزنش خود اغلب به یکی از ویژگی های اصلی وضعیت قربانی تبدیل می شود .

قربانی در یک تصویر از خود از قربانی شدن گرفتار می شود . نمایه روانشناختی قربانی شدن شامل حس فراگیر درماندگی، انفعال، از دست دادن کنترل، بدبینی، تفکر منفی، احساس شدید گناه ، شرم ، پشیمانی ، سرزنش خود و افسردگی است . این طرز فکر می تواند منجر به ناامیدی و ناامیدی شود . [6]

سرزنش خود

دو نوع اصلی سرزنش خود وجود دارد:

  1. خود سرزنش رفتاری - سرزنش ناشایست بر اساس اعمال. قربانیانی که خود سرزنش رفتاری را تجربه می‌کنند، احساس می‌کنند که باید کاری را متفاوت انجام می‌دادند و بنابراین احساس گناه می‌کنند.
  2. سرزنش شخصیت شناختی - سرزنش ناشایست بر اساس شخصیت. قربانیانی که خود سرزنش شخصیتی را تجربه می‌کنند، احساس می‌کنند که مشکلی ذاتی در آنها وجود دارد که باعث شده است شایسته قربانی شدن باشند.

خودسرزنش رفتاری با احساس گناه در درون قربانی همراه است. در حالی که این باور که فرد در طول سوء استفاده کنترل داشته است (کنترل گذشته) با پریشانی روانی بیشتر همراه است، این باور که فرد کنترل بیشتری در طول فرآیند بهبودی دارد (کنترل فعلی) با پریشانی کمتر، کناره گیری کمتر و پردازش مجدد شناختی بیشتر همراه است. [7]

پاسخ های مشاوره ای که در کاهش سرزنش خود مفید هستند عبارتند از: [8]

  • پاسخ های حمایتی
  • پاسخ های روانی آموزشی (به عنوان مثال، یادگیری در مورد سندرم تروما تجاوز جنسی )
  • پاسخ هایی که به موضوع سرزنش می پردازند.

یک نوع درمان مفید برای سرزنش خود، بازسازی شناختی یا درمان شناختی-رفتاری است . بازپردازی شناختی فرآیندی است که حقایق را به دست می‌آورد و از آنها نتیجه‌گیری منطقی می‌گیرد که کمتر تحت تأثیر شرم یا گناه باشد. [9]

مقصر دانستن قربانی

مقصر دانستن قربانی این است که قربانیان یک جنایت ، یک حادثه یا هر نوع بدرفتاری توهین آمیز را به طور کامل یا جزئی مسئول حادثه ای که رخ داده است، بدانیم. مفهوم خطای اسناد بنیادی توضیح می‌دهد که چگونه افراد تمایل دارند رفتار منفی را بیشتر به گردن ویژگی‌های قربانی بیاندازند تا موقعیت در زمان وقوع. [10]

سرزنش فردی در مقابل سرزنش سیستم

در جامعه شناسی، سرزنش فردی تمایل یک گروه یا جامعه است تا فرد را مسئول موقعیت خود بداند، در حالی که سرزنش سیستم، تمایل به تمرکز بر عوامل اجتماعی است که در سرنوشت فرد نقش دارند.

جابجایی سرزنش

سرزنش دیگران می تواند منجر به اثر " لگد زدن به سگ " شود که در آن افراد در یک سلسله مراتب ، زیردستان خود را مقصر می دانند و این یک سلسله مراتب را تا پایین ترین پله ("سگ") گسترش می دهد. یک مطالعه تجربی در سال 2009 نشان داده است که سرزنش کردن می تواند حتی برای تماشاچیان غیردرگیر مسری باشد. [11]

در سازمان‌های بین‌المللی پیچیده، مانند مجریان سیاست‌ها و مقررات ملی و فراملی، معمولاً تقصیر را به آخرین رده یعنی عوامل مجری نسبت می‌دهند. [12]

به عنوان یک تکنیک تبلیغاتی

تئوری برچسب زدن با این فرض که وقتی بازیگران عمدی برای سرزنش مداوم فردی به خاطر ویژگی‌های روان‌شناختی موجود و برای متغیرهای ناموجود اقدام می‌کنند، هدف آن بازیگران القای گناه غیرمنطقی در سطح ناخودآگاه است. سرزنش در این مورد تبدیل به یک تاکتیک تبلیغاتی می شود و با استفاده از رفتارهای سرزنش مکرر، کنایه ها و اغراق آمیز به منظور اعطای وضعیت منفی به انسان های هنجاری، تبدیل می شود. زمانی که افراد بی گناه به دلیل وجود حالت های روانی و رفتارهای ناموجود با کلاهبرداری مورد سرزنش قرار می گیرند و هیچ گونه انحراف واجد شرایطی برای رفتارهای سرزنش کننده وجود ندارد، هدف این است که با استفاده از ترس افکنی، ارزش گذاری منفی از انسان های بی گناه برای ایجاد ترس ایجاد شود . برای قرن‌ها، دولت‌ها از سرزنش به شکل شیطان‌سازی برای تأثیرگذاری بر برداشت‌های عمومی از دولت‌های مختلف دیگر و همچنین برای القای احساسات ملی‌گرایی در مردم استفاده می‌کنند. سرزنش می‌تواند افراد، گروه‌ها و ملت‌ها را عینیت بخشد و معمولاً بر موضوعات مورد نظر تبلیغات تأثیر منفی می‌گذارد و عینیت آنها را به خطر می‌اندازد. [ نیاز به منبع ] سرزنش به عنوان یک تکنیک کنترل اجتماعی استفاده می شود . [ نیازمند منبع ]

در سازمان ها

جریان سرزنش در یک سازمان ممکن است یک شاخص اولیه از استحکام و یکپارچگی آن سازمان باشد . سرزنش به سمت پایین، از مدیریت به کارکنان، یا به صورت جانبی بین متخصصان یا سازمان های شریک، نشان دهنده شکست سازمانی است. در فرهنگ سرزنش، حل مسئله با سرزنش اجتنابی جایگزین می شود. سرزنش از بالا باعث ایجاد "ترس، ضعف، اشتباهات، تصادفات و پاسخ های منفعلانه-پرخاشگرانه از پایین" می شود، به طوری که افرادی که در پایین هستند احساس ناتوانی و عدم امنیت عاطفی می کنند . کارمندان بیان کرده اند که فرهنگ سرزنش سازمانی باعث ترس آنها از پیگرد قانونی برای خطاها و/یا تصادفات و در نتیجه بیکاری می شود، که ممکن است آنها را نسبت به گزارش حوادث بی میل تر کند، زیرا اعتماد برای تشویق گزارش حوادث بسیار مهم است. این امر باعث می‌شود که کمتر احتمال دارد که شاخص‌های ضعیف و/یا بلندمدت تهدیدات ایمنی شناسایی شوند، در نتیجه سازمان را از اتخاذ اقدامات کافی برای جلوگیری از تبدیل مشکلات جزئی به موقعیت‌های غیرقابل کنترل باز می‌دارد. چندین موضوع شناسایی شده در سازمان هایی با فرهنگ سرزنش با بهترین شیوه های اتخاذ شده توسط سازمان های با قابلیت اطمینان بالا در تضاد است . [13] [14] هرج و مرج سازمانی، مانند نقش ها و مسئولیت های اشتباه، به شدت با فرهنگ سرزنش و قلدری در محل کار مرتبط است . [14] [15] فرهنگ سرزنش یک رویکرد ریسک گریز را ترویج می کند ، که از ارزیابی مناسب ریسک ها توسط سازمان ها و عوامل آنها جلوگیری می کند. [14] [15] [16]

به گفته مری داگلاس ، سرزنش به طور سیستماتیک در سیاست خرد نهادها با سه کارکرد نهفته استفاده می شود: توضیح بلایا، توجیه بیعت ها، و تثبیت رژیم های نهادی موجود. در یک رژیم از لحاظ سیاسی باثبات، سرزنش معمولاً بر گردن ضعیف یا بدشانس است، اما در یک رژیم کمتر با ثبات، تغییر سرزنش ممکن است شامل نبرد بین جناح های رقیب باشد. داگلاس علاقه مند بود که سرزنش چگونه ساختارهای قدرت موجود را در نهادها یا گروه های اجتماعی تثبیت می کند. او یک گونه شناسی دو بعدی از نهادها را ابداع کرد که اولین ویژگی آن "گروه" نامگذاری شد که قدرت مرزها و انسجام اجتماعی است، دومین "شبکه"، درجه و قدرت سلسله مراتب نامگذاری شد. به گفته داگلاس، بسته به نوع سازمانی، تقصیر متوجه نهادهای مختلف خواهد بود. برای بازارها، سرزنش در جنگ قدرت بین رهبران بالقوه استفاده می شود. در بوروکراسی ها ، سرزنش به سمت پایین جریان می یابد و به عدم رعایت قوانین نسبت داده می شود. در یک قبیله ، برای سرکوب مخالفان و تقویت روابط گروه، سرزنش افراد خارجی یا شامل اتهامات خیانت است. در نوع چهارم، انزوا، افراد به تنهایی با فشارهای رقابتی بازار مواجه هستند. به عبارت دیگر، شرایط تکه تکه شدن همراه با از دست دادن انسجام اجتماعی وجود دارد که به طور بالقوه منجر به احساس ناتوانی و سرنوشت‌گرایی می‌شود ، و این نوع توسط نویسندگان مختلف دیگر به «شغل خر» تغییر نام داده شد. پیشنهاد می شود که تغییرات پیشرونده در شیوه های مدیریتی در مراقبت های بهداشتی منجر به افزایش مشاغل الاغی می شود. [15]

الزام پاسخگویی و شفافیت، که برای حکمرانی خوب فرض می‌شود، رفتارهای سرزنش‌گریزی را در سطوح فردی و نهادی بدتر می‌کند، [17] همانطور که در حوزه‌های مختلف مانند سیاست [18] و مراقبت‌های بهداشتی مشاهده می‌شود. [19] در واقع، موسسات تمایل به ریسک‌گریزی و سرزنش‌گریزی دارند، و در جایی که مدیریت ریسک‌های اجتماعی (تهدیدهای جامعه) و ریسک‌های نهادی (تهدید برای سازمان‌هایی که ریسک‌های اجتماعی را مدیریت می‌کنند) [20] همسو نیستند، ممکن است فشارهای سازمانی برای اولویت‌بندی مدیریت ریسک‌های سازمانی به قیمت ریسک‌های اجتماعی وجود داشته باشد. [21] [22] علاوه بر این، "رفتار سرزنش-اجتنابی به قیمت ارائه کسب و کار اصلی یک عقلانیت سازمانی مستند است". [21] تمایل به حفظ شهرت ممکن است یک عامل کلیدی برای توضیح رابطه بین مسئولیت پذیری و اجتناب از سرزنش باشد. [23] این ممکن است یک "استعمار ریسک" ایجاد کند، جایی که خطرات سازمانی به عنوان یک استراتژی مدیریت ریسک به خطرات اجتماعی منتقل می شود . [21] [24] [25] برخی از محققان استدلال می کنند که "هیچ ناهار بدون خطر" و "هیچ خطر بدون سرزنش" وجود ندارد، شبیه به ضرب المثل " نهار رایگان نیست ". [26]

همچنین ببینید

منابع

  1. Strawson، PF (1962). "آزادی و رنجش" مجموعه مقالات آکادمی بریتانیا 48:187-211.
  2. هافمن، موریس بی (2014). مغز مجازاتگر: تکامل قاضی و هیئت منصفه. مطالعات کمبریج در اقتصاد، انتخاب و جامعه. انتشارات دانشگاه کمبریج. پ. 68. شابک  9781107038066. بازیابی شده در 2014-05-22 . مغز بالغ ما [...] مدارهایی اختصاص داده است که به ارزیابی عمد و آسیب، و محاسبه سرزنش بر اساس این دو ارزیابی اختصاص داده شده است، با استفاده از قصد به عنوان محرک اصلی و آسیب تنها به عنوان یک مانع. بخشی از این مدارهای سرزنش کننده در ناحیه ای به نام محل اتصال موقت پاریتال یا TPJ قرار دارند. این ناحیه ای از قشر مغز تقریباً حتی با بالای گوش ها است.
  3. ^ آمیگدال پیدا شده است
  4. ^ نگو، لارنس؛ کلی، میگان؛ کوتلی، کریستوفر جی; کارتر، آر مک کل؛ سینوت-آرمسترانگ، والتر؛ هوتل، اسکات آ (2015). "دو مکانیسم اخلاقی متمایز برای نسبت دادن و انکار غرض ورزی". گزارش های علمی 5 : 17390. Bibcode :2015NatSR...517390N. doi :10.1038/srep17390. PMC 4669441 . PMID  26634909. بر اساس شواهد رفتاری و عصبی همگرا، ما نشان می‌دهیم که هیچ مکانیسم اساسی وجود ندارد. در عوض، دو مکانیسم مجزا با هم عدم تقارن را ایجاد می کنند. عاطفه انتساب عمدی را برای پیامدهای منفی هدایت می کند، در حالی که در نظر گرفتن هنجارهای آماری منجر به انکار عمدی برای پیامدهای مثبت می شود. 
  5. براون، NW، مقابله با افراد خشمگین، پست و انتقادی – الگوی خودشیفتگی مخرب (2006)
  6. ^ Braiker، HB، چه کسی رشته های شما را می کشد؟ چگونه چرخه دستکاری را بشکنیم (2006)
  7. ^ Frazier، PA; مورتنسن، اچ. استوارد، جی (2005). "راهبردهای مقابله ای به عنوان میانجی های روابط بین کنترل و پریشانی ادراک شده در بازماندگان تجاوز جنسی". مجله روانشناسی مشاوره . 52 (3): 267-78. doi :10.1037/0022-0167.52.3.267.
  8. Matsushita-Arao، Y. (1997). سرزنش خود و افسردگی در میان بازماندگان تجاوز جنسی. چکیده پایان نامه بین المللی: بخش B: علوم و مهندسی . 57 (9-B). پ. 5925.
  9. ^ برانسکوم، NR; Wohl، MJA; اوون، اس. آلیسون، جی. N'gbala، A. (2003). تفکر خلاف واقع، انتساب سرزنش، و رفاه در قربانیان تجاوز. روانشناسی اجتماعی پایه و کاربردی ، 25(4)، ص. 265، 9 ص.
  10. فیگنسون، نیل (2000). سرزنش حقوقی: نحوه تفکر و صحبت اعضای هیئت منصفه درباره تصادفات واشنگتن: انجمن روانشناسی آمریکا. doi : 10.1037/10358-000. شابک 978-1-55798-677-1.
  11. جینا براینر: سرزنش محل کار مسری و مضر است، LiveScience ، 19/01/2010، با استناد به شماره ژانویه 2010 مجله روانشناسی اجتماعی تجربی .
  12. ریتبرگر، برتولد؛ شوارتزنبک، هلنا؛ زنگل، برنهارد (ژوئیه 2017). تبیین انتساب مسئولیت های عمومی در مؤسسات پیچیده بین المللی. JCMS: مجله مطالعات بازار مشترک . 55 (4): 909-924. doi :10.1111/jcms.12524. hdl : 10.1111/jcms.12524 . S2CID  157749185.
  13. ^ مک لندون، جی. واینبرگ، جنرال موتورز (ژوئیه 1996). فراتر از سرزنش: همخوانی در پروژه های توسعه سیستم های بزرگ. نرم افزار IEEE 13 (4): 33-42. doi :10.1109/52.526830.
  14. ^ abc Milch, Vibeke; لومان، کارین (فوریه 2016). "پیچیدگی بین سازمانی و خطر حادثه سازمانی: مروری بر ادبیات". علوم ایمنی (بررسی). 82 : 9-17. doi :10.1016/j.ssci.2015.08.010. hdl : 11250/2452901 .
  15. ^ اب سی راج، ترودی (2016). (باز) فکر کردن به خشونت در محیط های مراقبت های بهداشتی: یک رویکرد انتقادی. راتلج. شابک 9781317189190.
  16. هولناگل، اریک؛ بریث ویت، جفری (2019). مراقبت های بهداشتی تاب آور. مطبوعات CRC. شابک 9781317065166.
  17. ^ هینترلایتنر، مارکوس؛ ساگر، فریتز (26 مه 2016). "اشکال پیش بینی و واکنشی از سرزنش گریزی: روباه ها و شیرها". بررسی علوم سیاسی اروپا 9 (4): 587-606. doi : 10.1017/S1755773916000126 .
  18. هود، کریستوفر (ژوئن 2007). "وقتی شفافیت با سرزنش-اجتناب مواجه شود چه اتفاقی می افتد؟" بررسی مدیریت دولتی 9 (2): 191-210. doi :10.1080/14719030701340275. S2CID  154987310.
  19. ^ مک گیورن، گری؛ فیشر، مایکل (2010). "مقررات پزشکی، شفافیت خیره کننده و کسب و کار سرزنش". مجله سازمان و مدیریت بهداشت . 24 (6): 597-610. doi :10.1108/14777261011088683. PMID  21155435.
  20. روتشتاین، هنری (سپتامبر 2006). "منشا نهادی ریسک: دستور کار جدید برای تحقیقات ریسک". سلامت، ریسک و جامعه (سرمقاله). 8 (3): 215-221. doi :10.1080/13698570600871646. S2CID  146426570. فقط برای روشن کردن خطرات اجتماعی و ریسک های سازمانی استفاده می شود{{cite journal}}: CS1 maint: postscript ( پیوند )
  21. ^ abc روتشتاین، هنری؛ هوبر، مایکل؛ گاسکل، جورج (فوریه 2006). "نظریه استعمار ریسک: منطق های نظارتی مارپیچ ریسک اجتماعی و نهادی" (PDF) . اقتصاد و جامعه . 35 (1): 91-112. doi :10.1080/03085140500465865. S2CID  143932088.
  22. ^ هود، کریستوفر؛ روتشتاین، هنری (26 ژوئیه 2016). "تنظیم ریسک تحت فشار" (PDF) . مدیریت و جامعه . 33 (1): 21-53. doi :10.1177/00953990122019677. S2CID  154316481.
  23. ^ Busuioc، E. Madalina; لاج، مارتین (آوریل 2016). "اساس شهرت پاسخگویی عمومی" (PDF) . حکومت . 29 (2): 247-263. doi :10.1111/gove.12161. S2CID  143427109.
  24. ^ منینگ، لوئیز؛ لونینگ، پیترنل A; والاس، کارول آ (19 سپتامبر 2019). "تکامل و چارچوب‌بندی فرهنگی سیستم‌های مدیریت ایمنی مواد غذایی - از کجا و کجا بعد؟". بررسی های جامع در علوم غذایی و ایمنی مواد غذایی (مرور). 18 (6): 1770-1792. doi : 10.1111/1541-4337.12484 . PMID  33336962.
  25. ^ دیویس، کورتنی؛ آبراهام، جان (اوت 2011). "تحلیل مقایسه ای استراتژی های مدیریت ریسک در مقررات دارویی اتحادیه اروپا و ایالات متحده". سلامت، ریسک و جامعه (مرور). 13 (5): 413-431. doi :10.1080/13698575.2011.596191. S2CID  71466498.
  26. هود، کریستوفر (28 مارس 2014). "بازی ریسک و بازی سرزنش". دولت و اپوزیسیون . 37 (1): 15-37. doi :10.1111/1477-7053.00085. S2CID  143397032.

بیشتر خواندن

  • داگلاس، تام. Scapegoats: Transferring Blame ، لندن-نیویورک، Routledge، 1995.
  • Wilcox، Clifton W. Scapegoat: Targeted for Blame ، Denver، Outskirts Press، 2009.

لینک های خارجی

برگرفته از "https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Blame&oldid=1224661827#Blame_shifting"