زندگینامه

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

جلد سوم از یک نسخه 1727 از زندگی یونانیان و رومیان نجیب پلوتارک چاپ شده توسط یاکوب تونسون

بیوگرافی ، یا به سادگی بیوگرافی ، شرح مفصلی از زندگی یک فرد است. این شامل بیش از حقایق اساسی مانند تحصیل، کار، روابط، و مرگ است. تجربه یک فرد از این رویدادهای زندگی را به تصویر می کشد. برخلاف نمایه یا رزومه ( رزومه )، بیوگرافی داستان زندگی یک آزمودنی را نشان می‌دهد و جنبه‌های مختلف زندگی آن‌ها را برجسته می‌کند، از جمله جزئیات صمیمی تجربه، و ممکن است شامل تجزیه و تحلیل شخصیت آزمودنی باشد.

آثار بیوگرافی معمولاً غیرداستانی هستند، اما می توان از داستان های تخیلی نیز برای به تصویر کشیدن زندگی یک فرد استفاده کرد. یکی از شکل های عمیق پوشش زندگی نامه نگارش میراث نامیده می شود. آثار در رسانه‌های مختلف، از ادبیات گرفته تا فیلم، ژانری را تشکیل می‌دهند که به عنوان بیوگرافی شناخته می‌شود.

بیوگرافی مجاز با اجازه، همکاری و گاهی با مشارکت یک موضوع یا ورثه یک موضوع نوشته می شود. یک زندگی نامه توسط خود شخص نوشته می شود، گاهی اوقات با کمک یک همکار یا نویسنده ارواح .

تاریخ

در ابتدا، نوشته‌های زندگی‌نامه صرفاً به‌عنوان زیربخشی از تاریخ با تمرکز بر یک فرد خاص با اهمیت تاریخی در نظر گرفته می‌شد. ژانر مستقل زندگی‌نامه به‌عنوان متمایز از نگارش تاریخ عمومی، در قرن 18 شروع به ظهور کرد و در اواخر قرن بیستم به شکل معاصر خود رسید. [1]

زندگینامه تاریخی

آینهارد به عنوان کاتب

یکی از اولین زندگی نامه نویسان کورنلیوس نپوس بود که اثر خود را Excellentium Imperatorum Vitae ("زندگی ژنرال های برجسته") در سال 44 قبل از میلاد منتشر کرد. زندگی‌نامه‌های طولانی‌تر و گسترده‌تر توسط پلوتارک در کتاب زندگی‌های موازی او که در حدود 80 پس از میلاد منتشر شد به یونانی نوشته شده است . حدود پنجاه بیوگرافی از این اثر باقی مانده است. یکی دیگر از مجموعه‌های معروف زندگی‌نامه‌های باستانی De vita Caesarum (درباره زندگی سزارها) اثر سوتونیوس است.نوشته شده در سال 121 بعد از میلاد در زمان امپراتور هادریان .

در اوایل قرون وسطی (400 تا 1450 بعد از میلاد)، آگاهی از فرهنگ کلاسیک در اروپا کاهش یافت. در طول این زمان، تنها مخازن دانش و سوابق تاریخ اولیه در اروپا، متعلق به کلیسای کاتولیک روم بود . زاهدان ، راهبان و کشیشان از این دوره تاریخی برای نوشتن زندگینامه استفاده کردند. موضوعات آنها معمولاً به پدران کلیسا ، شهدا ، پاپ ها و قدیسین محدود می شد. قرار بود آثار آنها برای مردم الهام بخش باشد و وسیله ای برای گرویدن به مسیحیت باشد (نگاه کنید بههاژیوگرافی ). یکی از نمونه‌های مهم سکولار از زندگی‌نامه این دوره، زندگی شارلمانی توسط درباریش آینهارد است.

در قرون وسطی غرب هند ، آنها یک ژانر ادبی جین سانسکریت بود که در آن روایت‌های زندگی‌نامه‌ای نیمه‌تاریخی درباره زندگی افراد مشهوری به نام پرابانداس نوشته می‌شد . پرابانداها عمدتاً توسط دانشمندان جین از قرن سیزدهم به بعد نوشته شده و به زبان سانسکریت محاوره ای (در مقابل سانسکریت کلاسیک ) نوشته شده اند. [2] اولین مجموعه ای که به صراحت پراباندها- نام دارد، پرابانداوالی جینابهادرا ( 1234 پس از میلاد) است.

در تمدن اسلامی قرون وسطی (حدود 750 تا 1258 پس از میلاد)، زندگی نامه های مشابه سنتی مسلمانان از محمد و دیگر شخصیت های مهم در تاریخ اولیه اسلام شروع به نگارش کرد و سنت سیره نبوی را آغاز کرد . فرهنگنامه های اولیه زندگی نامه به عنوان خلاصه شخصیت های مشهور اسلامی از قرن نهم به بعد منتشر شد. آنها حاوی داده های اجتماعی بیشتری برای بخش بزرگی از مردم نسبت به سایر آثار آن دوره بودند. اولین فرهنگ های زندگی نامه ای در ابتدا بر زندگی پیامبران اسلام و صحابه آنها تمرکز داشتند که یکی از این نمونه های اولیه کتاب طبقات اصلی است.اثر ابن سعد البغدادی . و سپس مستندسازی زندگی بسیاری از شخصیت های تاریخی دیگر (از حاکمان تا علما) که در قرون وسطی جهان اسلام زندگی می کردند آغاز شد. [3]

کتاب شهدای جان فاکس ، یکی از اولین زندگی نامه های انگلیسی زبان بود.

در اواخر قرون وسطی، زندگی نامه ها در اروپا کمتر کلیسا محور شدند، زیرا زندگی نامه های پادشاهان ، شوالیه ها و ظالمان ظاهر شد. مشهورترین این بیوگرافی ها Le Morte d'Arthur اثر سر توماس مالوری بود. این کتاب شرحی از زندگی شاه افسانه ای آرتور و شوالیه های میز گرد او بود. پس از مالوری، تأکید جدید بر اومانیسم در دوران رنسانس ، تمرکز بر موضوعات سکولار، مانند هنرمندان و شاعران را ترویج کرد و نوشتن به زبان عامیانه را تشویق کرد.

زندگی هنرمندان جورجیو وازاری (1550) بیوگرافی برجسته ای بود که بر زندگی سکولار تمرکز داشت. وازاری از سوژه های خود افراد مشهوری ساخت، زیرا Lives به یک "پرفروش" اولیه تبدیل شد. دو پیشرفت دیگر قابل توجه است: توسعه چاپخانه در قرن پانزدهم و افزایش تدریجی سواد .

بیوگرافی ها به زبان انگلیسی در زمان سلطنت هنری هشتم ظاهر شدند. آثار و یادبودهای جان فاکس ( 1563)، که بیشتر به عنوان کتاب شهدای فاکس شناخته می شود ، اساساً اولین فرهنگ لغت زندگی نامه در اروپا بود، و پس از آن کتاب تاریخ شایستگان انگلستان اثر توماس فولر ( 1662)، با یک لغت متمایز. تمرکز بر زندگی عمومی

«تاریخ عمومی دزدان دریایی» (1724)، نوشته چارلز جانسون، که در شکل‌گیری مفاهیم عمومی دزدان دریایی مؤثر است، منبع اصلی زندگی‌نامه بسیاری از دزدان دریایی معروف است. [4]

یک مجموعه قابل توجه اولیه از زندگینامه مردان و زنان برجسته در بریتانیا Biographia Britannica (1747-1766) بود که توسط ویلیام اولدیس ویرایش شد .

بیوگرافی آمریکایی از مدل انگلیسی پیروی می کرد و دیدگاه توماس کارلایل را که زندگی نامه بخشی از تاریخ است را در بر می گرفت. کارلایل اظهار داشت که زندگی انسان های بزرگ برای درک جامعه و نهادهای آن ضروری است. در حالی که انگیزه تاریخی یک عنصر قوی در زندگی نامه اولیه آمریکایی باقی می ماند، نویسندگان آمریکایی رویکردی متمایز را ایجاد کردند. آنچه پدیدار شد، شکلی نسبتاً آموزشی از زندگینامه بود، که به دنبال شکل دادن به شخصیت فردی یک خواننده در فرآیند تعریف شخصیت ملی بود. [5] [6]

ظهور ژانر

جیمز باسبول در سال 1791 چیزی را نوشت که بسیاری آن را اولین بیوگرافی مدرن می دانند، زندگی ساموئل جانسون .

اولین بیوگرافی مدرن، و اثری که تأثیر قابل توجهی بر تکامل این ژانر داشت، زندگی ساموئل جانسون اثر جیمز باسبول بود ، زندگی نامه ای از فرهنگ نویس و مرد ادبی ساموئل جانسون که در سال 1791 منتشر شد . منبع غیر معتبر؟ ] [8] [9]

در حالی که آشنایی شخصی باسبول با موضوع خود تنها در سال 1763 آغاز شد، زمانی که جانسون 54 ساله بود، باسبول کل زندگی جانسون را با تحقیقات اضافی پوشش داد. خود مرحله مهمی در توسعه ژانر مدرن زندگی نامه است، ادعا شده است که بزرگترین زندگی نامه نوشته شده به زبان انگلیسی است . کار Boswell در سطح تحقیقات خود منحصر به فرد بود، که شامل مطالعه آرشیوی، گزارش ها و مصاحبه های شاهدان عینی، روایت قوی و جذاب آن، و توصیف صادقانه آن از تمام جنبه های زندگی و شخصیت جانسون بود - فرمولی که به عنوان اساس زندگی نامه عمل می کند. ادبیات تا به امروز [10]

نگارش زندگینامه عموماً در طول قرن نوزدهم دچار رکود شد - در بسیاری از موارد، روشی برای تمجید از مردگان، شبیه به زندگی نامه قدیسان که در قرون وسطی تولید می شد، معکوس شد. تمایز بین زندگی‌نامه توده‌ای و زندگی‌نامه ادبی از اواسط قرن شروع شد که نشان‌دهنده شکافی بین فرهنگ عالی و فرهنگ طبقه متوسط ​​بود . با این حال، تعداد بیوگرافی های چاپ شده، به لطف خوانندگان در حال گسترش، رشد سریعی را تجربه کرد. این انقلاب در نشر، کتاب ها را در اختیار مخاطبان بیشتری قرار داد. علاوه بر این، جلد شومیز مقرون به صرفهنسخه های زندگی نامه های محبوب برای اولین بار منتشر شد. نشریات ادواری شروع به انتشار دنباله ای از طرح های زندگی نامه کردند. [11]

زندگی نامه ها محبوبیت بیشتری پیدا کردند، زیرا با افزایش آموزش و چاپ ارزان، مفاهیم مدرن شهرت و شهرت شروع به توسعه کردند. زندگی نامه ها توسط نویسندگانی مانند چارلز دیکنز (که عناصر اتوبیوگرافیک را در رمان های خود گنجانده بود) و آنتونی ترولوپ ( زندگی نامه او پس از مرگ ظاهر شد و به سرعت در لندن پرفروش شد [12] )، فیلسوفانی مانند جان استوارت میل ، کلیساها نوشته شدند. جان هنری نیومن – و هنرمندان – پی تی بارنوم .

بیوگرافی مدرن

علوم روانشناسی و جامعه شناسی در آغاز قرن بیستم رشد کردند و به شدت بر زندگی نامه های قرن جدید تأثیر گذاشتند. [13] انقراض نظریه «انسان بزرگ» در تاریخ، نشان دهنده طرز فکر در حال ظهور بود. رفتار انسان از طریق نظریه های داروینی توضیح داده می شود. زندگی‌نامه‌های «جامعه‌شناختی» کنش سوژه‌هایشان را نتیجه‌ی محیط می‌دانستند و تمایل داشتند که فردیت را کم‌اهمیت جلوه دهند. توسعه روانکاوی منجر به درک نافذتر و همه جانبه‌تر از موضوع زندگی‌نامه شد و زندگی‌نامه‌نویسان را بر آن داشت تا بر دوران کودکی و نوجوانی تأکید بیشتری داشته باشند.. واضح است که این ایده‌های روان‌شناختی در حال تغییر نحوه نوشتن زندگینامه‌ها بودند، زیرا فرهنگ زندگی‌نامه‌نویسی توسعه یافت، که در آن گفتن داستان خود به شکلی از درمان تبدیل شد. [11] مفهوم مرسوم قهرمانان و روایت های موفقیت در وسواس با کاوش های روانشناختی شخصیت ناپدید شد.

ویکتوریایی‌های برجسته استاندارد نوشتن زندگی‌نامه قرن بیستم را در سال 1918 تعیین کردند.

لیتون استراچی ، منتقد بریتانیایی، هنر زندگینامه نویسی را با اثر ویکتوریایی های برجسته خود در سال 1918 متحول کرد که شامل بیوگرافی چهار شخصیت برجسته دوران ویکتوریا بود : کاردینال منینگ ، فلورانس نایتینگل ، توماس آرنولد و ژنرال گوردون . [14] استراچی تصمیم گرفت تا زندگی را به دوران ویکتوریا برای خواندن نسل های آینده ببخشد. تا این لحظه، همانطور که استراچی در مقدمه اشاره کرد، زندگی نامه های ویکتوریایی "به اندازه ی کورتژ آشنا بودند.استراچی از سنت «دو جلد چربی  ... از توده های هضم نشده مواد» سرپیچی کرد و چهار چهره نمادین را هدف گرفت. روایت او اسطوره ها را نابود کرد. که حول این قهرمانان ملی گرامی که او آنها را بهتر از "منافقان دهان به هم ریخته" نمی دانست، ساخته شده بود، این کتاب به دلیل سبک بی احترامی و شوخ، ماهیت مختصر و دقیق و نثر هنری اش به شهرت جهانی دست یافت. [ 15]

در دهه‌های 1920 و 1930، نویسندگان زندگی‌نامه سعی کردند از محبوبیت استراچی با تقلید از سبک او بهره ببرند. این مکتب جدید شامل نماد شکنان، تحلیلگران علمی و زندگی نامه نویسان داستانی بود و شامل گامالیل بردفورد ، آندره موروا ، و امیل لودویگ و دیگران بود. رابرت گریوز ( I, Claudius , 1934) در میان کسانی که از مدل استراچی برای «بیوگرافی‌های بیوگرافی» پیروی می‌کردند برجسته بود. روند زندگی‌نامه ادبی در زندگی‌نامه عامه پسند با نوعی «فضول‌گرایی سلبریتی‌ها» در دهه‌های ابتدایی قرن همراه بود. جذابیت این شکل اخیر برای خوانندگان بیشتر بر اساس کنجکاوی بود تا اخلاق یا میهن پرستی. توسط جنگ جهانی اول، چاپ مجدد جلد سخت ارزان رایج شده بود. دهه‌های دهه 1920 شاهد «رونق» زندگی‌نامه‌ای بود.

کارولین هیلبرون ، محقق فمینیست، مشاهده کرد که زندگی نامه و زندگی نامه زنان در طول موج دوم فعالیت های فمینیستی شروع به تغییر شخصیت کردند . او از زندگی‌نامه زلدا نانسی میلفورد در سال 1970 به‌عنوان «آغاز دوره جدیدی از زندگی‌نامه زنان» نام برد، زیرا «[تنها] در سال 1970 ما آماده بودیم که نه اینکه زلدا فیتزجرالد را نابود کرده است، بلکه فیتزجرالد او را بخوانیم: او روایت او را غصب کرده بود». هایلبرون با انتشار مجله تنهایی می سارتون، سال 1973 را نقطه عطفی در زندگی نامه زنان نامید . زیرا این اولین موردی بود که یک زن داستان زندگی خود را تعریف کرد، نه به عنوان یافتن "زیبایی حتی در درد" و تبدیل "خشم به پذیرش معنوی"، بلکه با تصدیق آنچه قبلاً برای زنان ممنوع شده بود: درد، خشم، و آنها "پذیرش آشکار میل به قدرت و کنترل بر زندگی خود." [16]

سالهای اخیر

در سال‌های اخیر، زندگی‌نامه چند رسانه‌ای بیشتر از اشکال ادبی سنتی رایج شده است. هالیوود همراه با فیلم های مستند بیوگرافی ، فیلم های تجاری متعددی را بر اساس زندگی افراد مشهور تولید کرد. محبوبیت این اشکال بیوگرافی منجر به گسترش کانال های تلویزیونی اختصاص یافته به زندگی نامه شده است، از جمله A&E ، کانال بیوگرافی ، و کانال تاریخ .

CD-ROM و بیوگرافی های آنلاین نیز ظاهر شده است. برخلاف کتاب‌ها و فیلم‌ها، آن‌ها اغلب یک روایت زمانی را بیان نمی‌کنند: در عوض، آرشیو بسیاری از عناصر رسانه‌ای گسسته مربوط به یک فرد، از جمله کلیپ‌های ویدئویی، عکس‌ها و مقالات متنی هستند. بیوگرافی-پرتره در سال 2001 توسط هنرمند آلمانی رالف اولتزوفر خلق شد. محقق رسانه، Lev Manovich می‌گوید که چنین آرشیوهایی نمونه‌ای از فرم پایگاه داده هستند و به کاربران اجازه می‌دهند تا مطالب را از طرق مختلف جستجو کنند. [17] تکنیک‌های کلی «نوشتن زندگی» موضوع مطالعه‌ی علمی است. [18]

در سال‌های اخیر، بحث‌هایی در مورد اینکه آیا همه زندگی‌نامه‌ها داستانی هستند یا نه، به‌خصوص زمانی که نویسندگان درباره چهره‌هایی از گذشته می‌نویسند، مطرح شده است. هرمیون لی ، رئیس کالج ولفسون در دانشگاه آکسفورد، استدلال می‌کند که تمام تاریخ از طریق چشم‌اندازی دیده می‌شود که محصول جامعه معاصر فرد است و در نتیجه، حقایق زندگی‌نامه دائماً در حال تغییر هستند. بنابراین، شرح حال نویسان تاریخی که در مورد آن می نویسند، آن گونه که اتفاق افتاد، نخواهد بود. این همان گونه خواهد بود که آنها آن را به خاطر آورده اند. [19] بحث هایی نیز در مورد اهمیت فضا در زندگی نویسی مطرح شده است. [20]

دانیل آر مایستر در سال 2017 استدلال کرد که:

بیوگرافی مطالعات به عنوان یک رشته مستقل به ویژه در هلند در حال ظهور است. این مدرسه زندگی‌نامه هلندی با تشویق شاغلین خود به استفاده از رویکردی اقتباس‌شده از تاریخ خرد، مطالعات زندگی‌نامه را از سنت‌های کمتر علمی نویسندگی و به سمت تاریخ سوق می‌دهد. [21]

تحقیق بیوگرافی

تحقیقات بیوگرافی توسط میلر به عنوان یک روش تحقیقی تعریف می شود که کل زندگی یا بخشی از زندگی یک فرد را از طریق مصاحبه عمیق و بدون ساختار جمع آوری و تجزیه و تحلیل می کند، یا گاهی اوقات با مصاحبه نیمه ساختاریافته یا اسناد شخصی تقویت می شود. [22] این روشی است برای نگریستن به زندگی اجتماعی در شرایط رویه‌ای، به جای شرایط ایستا. اطلاعات می‌تواند از «تاریخ شفاهی، روایت شخصی، زندگی‌نامه و زندگی‌نامه» یا «خاطرات خاطرات، نامه‌ها، یادداشت‌ها و سایر مطالب» به دست آید. کنش‌ها، به معنای «درک منطق کنش‌ها یا چگونگی پیوند افراد و ساختارها» [24] .از این روش می توان برای درک زندگی فرد در بافت اجتماعی آن یا درک پدیده های فرهنگی استفاده کرد.

مسائل بحرانی

بسیاری از دام‌های ناشناخته زیادی برای نوشتن زندگی‌نامه‌های خوب وجود دارد، و اینها عمدتاً به رابطه بین فرد و زمینه، و ثانیاً، خصوصی و عمومی مربوط می‌شوند. پل جیمز می نویسد:

مشکلات چنین بیوگرافی های مرسوم بسیار زیاد است. زندگی‌نامه‌ها معمولاً عموم را به‌عنوان بازتابی از امر خصوصی در نظر می‌گیرند و قلمرو خصوصی را بنیادی فرض می‌کنند. این عجیب است با توجه به اینکه بیوگرافی اغلب در مورد افرادی نوشته می شود که شخصیتی را به نمایش می گذارند . به این معنا که برای چنین موضوعاتی، گذرگاه‌های غالب ارائه‌ی خود در زندگی روزمره از قبل توسط چیزی شکل گرفته است که می‌توان آن را فرآیند «زیست‌سازی خود» نامید. [25]

جوایز کتاب

چندین کشور جایزه سالانه ای را برای نوشتن بیوگرافی ارائه می کنند مانند:

همچنین ببینید

یادداشت

  1. ^ کندال .
  2. تاکر، جایانت پرمشانکار (1970). لاغوپرابنداساگراها . موسسه شرق شناسی پ. 18.
  3. نواس 2006 ، ص. 110.
  4. ^ جانسون 2002 ، ص. ?.
  5. ^ کاسپر 1999 ، ص. ?.
  6. ^ سنگ 1982 ، ص. ?.
  7. ^ باتلر 2012 .
  8. ^ اینگرام و همکاران 1998 ، صفحات 319-320.
  9. ^ Turnbull 2019 .
  10. بروکلهرست، استیون (16 مه 2013). "جیمز باسبول: مردی که زندگی نامه را دوباره اختراع کرد" . اخبار بی بی سی . بازبینی شده در 1 فوریه 2016 .
  11. ^ a b کاسپر 1999 .
  12. رابرتز 1883 ، ص. 13.
  13. ^ سنگ 1982 .
  14. لوی، پل (20 ژوئیه 2002). "کوارتت زهی در چهار حرکت" . نگهبان . لندن . بازبینی شده در 1 فوریه 2016 .
  15. ^ جونز 2009 .
  16. Heilbrun 1988 ، صفحات 12، 13.
  17. Manovich 2001 ، ص. 220.
  18. ^ هیوز 2009 ، ص. 159.
  19. Derham 2014 .
  20. ^ با توجه به سال 2003 .
  21. ^ Meister 2018 ، ص. 2.
  22. ^ میلر 2003 ، ص. 15.
  23. ^ رابرتز 2002 .
  24. ^ Zinn 2004 ، ص. 3.
  25. ^ جیمز 2013 ، ص. 124.

منابع

بیشتر خواندن

لینک های خارجی

  • "بیوگرافی" ، در زمان ما ، بحث رادیو بی بی سی 4 با ریچارد هلمز، نایجل همیلتون و آماندا فورمن (22 ژوئن 2000).