بیت نیک

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Beat, Beat, Beat (1959) اثر ویلیام اف براون

بیت نیک یک کلیشه رسانه ای بود که در اواخر دهه 1940، دهه 1950 تا اواسط دهه 1960 رایج بود و جنبه های سطحی تر جنبش ادبی نسل بیت ( مردم متولد 1928 و 1945 ) در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 را به نمایش می گذاشت. عناصر بیت نیک شامل شبه روشنفکری، مصرف مواد مخدر، و تصویری کارتونی از زندگی واقعی مردم به همراه جست و جوی معنوی داستان زندگی نامه ای جک کرواک بود .

تاریخچه [ ویرایش ]

پوستر برای The Beat Generation (1959)

در سال 1948، کرواک عبارت "نسل بیت" را معرفی کرد، که از حلقه اجتماعی خود تعمیم می یابد تا مشخصه تجمع جوانان زیرزمینی و ضد کنفورمیست در نیویورک در آن زمان باشد. این نام در گفتگو با جان کلون هولمز ، که یک رمان اولیه از نسل بیت با عنوان برو (1952) را همراه با مانیفست این نسل بیت در مجله نیویورک تایمز منتشر کرد، مطرح شد . [1] در سال 1954، نولان میلر سومین رمان خود را به نام « چرا اینقدر ضرب و شتم هستم» منتشر کرد که جزئیات مهمانی های آخر هفته چهار دانشجو را شرح می دهد.

«بیت» از زبان عامیانه دنیای زیرزمینی آمده است - دنیای پرشورها، معتادان به مواد مخدر و دزدان خرده پا، جایی که آلن گینزبرگ و کرواک در جستجوی الهام بودند. ضرب و شتم در اصطلاح عامیانه به معنای "کتک خورده" یا سرکوب شده بود، اما برای کرواک و گینزبرگ، مانند " خوشبختی " مفهومی معنوی نیز داشت. سایر صفت‌های مورد بحث هولمز و کرواک «پیدا» و «دزدیده» بودند. کرواک احساس کرد که روند جدیدی مشابه با تأثیرگذار نسل گمشده را شناسایی کرده است (و تجسم آن بود) . [2] [3]

کرواک در «پس از آن: فلسفه نسل بیت»، آنچه را که به‌عنوان تحریف ایده‌های رویایی و معنوی‌اش می‌دید، انتقاد کرد:

نسل بیت، این تصوری بود که ما، جان کلون هولمز و من، و آلن گینزبرگ به شکلی وحشیانه تر، در اواخر دهه چهل، از نسلی از هیپسترهای دیوانه و روشن که ناگهان بلند می شدند و در آمریکا پرسه می زدند، داشتیم. در همه جا با اتوتو سواری، ناهموار، زیبا، زیبا به روشی جدید و زشت و برازنده - چشم اندازی که از نحوه شنیدن کلمه "بیت" در گوشه خیابان ها در میدان تایمز و در دهکده ، در شهرهای دیگر در مرکز شهر در شب شنیده شده بود. آمریکای پس از جنگ - ضرب و شتم، به معنای پایین و بیرون اما پر از اعتقاد شدید. ما حتی شنیده بودیم که بابا هیپسترهای خیابانی قدیمی سال 1910 این کلمه را به این شکل و با تمسخر مالیخولیایی صحبت می کنند. هرگز به معنای بزهکاران نوجوان نبوداین به معنای شخصیت‌هایی با معنویت خاصی بود که باند جمعی نمی‌کردند، بلکه بارتلبی‌هایی منفرد بودند که به بیرون از پنجره‌ی دیوار مرده تمدن ما خیره شده بودند... [4] [5]

کرواک در 8 نوامبر 1958 در سالن نمایش کالج هانتر نیویورک در انجمن برندیس، "آیا نسل بیت وجود دارد؟" منظورش از "ضربه" را توضیح داد . اعضای میزگرد سمینار کرواک، جیمز ا. وکسلر ، اشلی مونتاگو ، انسان شناس پرینستون و کینگزلی آمیس نویسنده بودند. وکسلر، مونتاگو و آمیس کت و شلوار می پوشیدند، در حالی که کرواک با شلوار جین مشکی، نیم بوت و یک پیراهن چهارخانه پوشیده بود. کرواک با خواندن از روی متن آماده شده، در مورد شروع آهنگ خود تأمل کرد:

به این دلیل است که من بیت هستم، یعنی به سعادت ایمان دارم و اینکه خداوند آنقدر دنیا را دوست داشت که یگانه پسرش را به آن بخشید... چه کسی می داند، اما در واقع جهان یک دریای وسیع از شفقت نیست، عزیزم، زیر این همه شخصیت و ظلم؟ [6]

بیانیه کرواک بعداً با عنوان "ریشه های نسل بیت" منتشر شد ( پلی بوی ، ژوئن 1959). در آن مقاله، کرواک اشاره کرد که چگونه فلسفه اصلی او در میان مانورهایی که توسط چندین صاحب نظر، از جمله ستون‌نویس روزنامه سانفرانسیسکو، هرب کان ، برای تغییر مفهوم کرواک با جوک‌ها و اصطلاحات تخصصی نادیده گرفته شد:

یک روز بعدازظهر به کلیسای دوران کودکی ام رفتم و دیدی داشتم که واقعاً منظورم از "بیت" چیست... تصور کلمه بیت به معنای خوشبختی بود... مردم شروع به نامیدن خود را بیت نیک، بیت کردند. ، جازنیک ها، بوپنیک ها، بوگنیک ها و بالاخره به من می گفتند "آواتار" این همه.

کرواک با توجه به اینکه بیت‌نیک را به چه معنا می‌دانست و بیت‌نیک به چه معنا است، یک بار به خبرنگاری گفت: «من بیت‌نیک نیستم، من یک کاتولیک هستم»، نقاشی‌ای از پاپ پل ششم را به خبرنگار نشان داد و گفت: "میدونی کی اون رو نقاشی کرده؟"

کلیشه [ ویرایش ]

زن بیت نیک کلیشه ای

جویس جانسون در خاطرات خود با عنوان شخصیت های کوچک توضیح داد که چگونه این کلیشه در فرهنگ آمریکایی جذب شد:

«نسل بیت» کتاب می‌فروخت، ژاکت‌های یقه‌دار مشکی، ژاکت‌های یقه‌دار و عینک‌های تیره می‌فروشد، شیوه‌ای از زندگی را می‌فروشد که سرگرمی خطرناکی به نظر می‌رسد – بنابراین باید محکوم یا تقلید شود. زوج‌های حومه شهر می‌توانند شنبه‌شب‌ها مهمانی‌های کتک بزنند و بیش از حد نوشیدنی بنوشند و همسران یکدیگر را محبت کنند. [7]

آن چارترز ، زندگی نامه نویس کرواک، خاطرنشان کرد که اصطلاح "بیت" برای تبدیل شدن به یک ابزار بازاریابی خیابان مدیسون به کار گرفته شد:

این اصطلاح مورد توجه قرار گرفت زیرا می تواند به معنای هر چیزی باشد. حتی می‌توان از آن در پی مرفه اختراعات فن‌آوری خارق‌العاده دهه بهره‌برداری کرد. به عنوان مثال، تقریباً بلافاصله، تبلیغات شرکت‌های ضبط موسیقی «هیپ» در نیویورک، از ایده نسل بیت برای فروش صفحات وینیل جدید خود استفاده کردند . [8]

لی استریف، یکی از آشنایان بسیاری از اعضای جنبش که به یکی از وقایع نگاران آن تبدیل شد، معتقد بود که رسانه های خبری این جنبش را برای درازمدت با مجموعه ای از تصاویر نادرست آزار می دهند:

خبرنگاران عموماً در جنبش های هنری یا تاریخ ادبیات یا هنر به خوبی آشنا نیستند. و اکثر آنها مطمئن هستند که خوانندگان یا بینندگان آنها توانایی فکری محدودی دارند و در هر صورت باید مطالب را به سادگی توضیح دهند. بنابراین، خبرنگاران در رسانه‌ها سعی کردند چیزی را که جدید بود به چارچوب‌ها و تصاویری که از قبل وجود داشتند مرتبط کنند که در تلاش‌هایشان برای توضیح و ساده‌سازی آن‌ها به طور مبهم مناسب بود. با انواع فرمول‌های بسیار ساده‌شده و متعارفی که در اختیار داشتند، آن‌ها به نزدیک‌ترین تقریب کلیشه‌ای از آنچه که این پدیده به آن شباهت داشت، بازگشتند. و بدتر از آن، آنها آن را به وضوح و به طور کامل نمی دیدند. آنها یک نقل قول در اینجا و یک عکس در آنجا دریافت کردند - و وظیفه آنها این بود که آن را در یک بسته قابل درک بپیچند - و اگر به نظر می رسید که دکترین سازگار اجباری رایج را نقض می کند، آنها نیز موظف هستند که به آن یک چرخش منفی نیز بدهند. و در این امر، تشکیلات شاعرانه آن روز به آنها کمک و یاری می کرد. بنابراین، آنچه در رسانه‌ها منتشر شد: از روزنامه‌ها، مجلات، تلویزیون و فیلم‌ها، محصول کلیشه‌های دهه‌های 30 و 40 - هرچند درهم‌آلود - از تلاقی بین یک هنرمند بوهمیایی دهکده گرینویچ دهه 1920 و یک هنرمند بود.نوازنده باپ ، که تصویر بصری او با ترکیب نقاشی‌های دالیسک ، یک برت، یک ریش واندیک ، یک ژاکت یقه‌دار، یک جفت صندل، و مجموعه‌ای از طبل‌های بونگو تکمیل شد. چند عنصر معتبر به تصویر جمعی اضافه شد: برای مثال، شاعرانی که شعرهای خود را می‌خوانند، اما حتی این نیز با صحبت کردن همه شاعران به نوعی اصطلاح ساختگی Bop نامفهوم شد. نتیجه این است که حتی اگر اکنون می دانیم که این تصاویر به درستی واقعیت جنبش بیت را منعکس نمی کنند، هنوز هم وقتی به دهه 50 نگاه می کنیم ناخودآگاه به دنبال آنها می گردیم. ما حتی هنوز به طور کامل از تصویرسازی بصری که اینقدر اصرار بر ما تحمیل شده است فرار نکرده ایم. [9]

ریشه شناسی [ ویرایش ]

منشأ کلمه "بیت نیک" به طور سنتی به هرب کان از ستون او در سانفرانسیسکو کرونیکل در 2 آوریل 1958 نسبت داده می شود، جایی که او نوشت: " مجله نگاه ، آماده کردن تصویری پخش شده در SF's Beat Generation (اوه، نه، دوباره نه. !)، یک مهمانی را در یک خانه ساحلی شماره 50 برای 50 بیت نیک برپا کرد، و تا زمانی که همه چیز به انگور ترش رسید، بیش از 250 گربه ریشو و کیت در دسترس بودند و مشروب رایگان مایک کاولز را بالا می بردند. آنها فقط بیت هستند. می دانی، وقتی نوبت به کار می رسد...» [10] ادعا می شود که کان این اصطلاح را با افزودن پسوند ییدیش -nik به Beat در نسل بیت ابداع کرد.

با این حال، منبع قبلی از سال 1954، یا احتمالاً 1957 پس از راه اندازی اسپوتنیک ، به اتل (اتیا) گچتوف ، صاحب مشهور یک گالری هنری سانفرانسیسکو نسبت داده شده است. [11] [12] [13]

آلن گینزبرگ با مخالفت با این اصطلاح، نامه ای به نیویورک تایمز نوشت تا «کلمه زشت بیت نیک» را محکوم کند و توضیح دهد: «اگر بیت نیک ها و شاعران بیت روشن بر این کشور غلبه کنند، نه توسط کرواک، بلکه توسط صنایع ارتباطات جمعی خلق شده اند. که به شستشوی مغزی انسان ادامه می دهند.» [14]

فرهنگ ضرب و شتم [ ویرایش ]

بیت در زبان عامیانه آن دوره به فرهنگ، نگرش و ادبیات بیت اطلاق می شد. در حالی که «بیت‌نیک» به کلیشه‌ای که در نقاشی‌های کارتونی و (در برخی موارد در بدترین موارد) شخصیت‌های رسانه‌ای پیچ‌خورده و گاه خشن دیده می‌شود اشاره داشت. در سال 1995، ری کارنی ، محقق سینما، در مورد نگرش ضربان واقعی که از تصویرهای کلیشه ای رسانه ای بیت نیک متمایز است، نوشت:

بیشتر فرهنگ بیت بیانگر یک موضع منفی بود تا یک موضع مثبت. بیشتر با یک احساس مبهم از جابجایی فرهنگی و عاطفی، نارضایتی، و اشتیاق، متحرک شد تا با یک هدف یا برنامه خاص... این حالت‌های ذهنی بسیار متفاوت، متضاد و متحرک بود. [15]

عنوان عکس خبری این رویداد در سال 1959 در ونیز، کالیفرنیا به این شرح است: «زیباهای بیت‌نیک: ژست گرفتن در مقابل نمونه‌ای از هنر بیت‌نیک، شرکت‌کنندگانی هستند که برای عنوان خانم بیت‌نیک در سال 1959 شرکت می‌کنند، که در 12 سپتامبر تحت حمایت کمیته هنرهای ونیز اعطا خواهد شد. از سمت چپ میچی مونتیف، سامی مک‌کورد، پتی مک‌کروری، شانا لیا و در عقب، جان ونداویر هستند. [16]

از سال 1958، اصطلاحات Beat Generation و Beat برای توصیف جنبش ادبی ضد ماتریالیستی که با کرواک در دهه 1940 آغاز شد و تا دهه 1960 ادامه یافت، استفاده شده است. فلسفه بیت ضد ماتریالیسم و ​​جستجوی روح بر نوازندگان دهه 1960 مانند باب دیلن ، پینک فلوید اولیه و بیتلز تأثیر گذاشت .

با این حال، موسیقی متن جنبش بیت، موسیقی جاز مدرن بود که توسط چارلی پارکر ، نوازنده ساکسیفون و دیزی گیلسپی ، نوازنده ترومپت ، پیشگام بود ، که رسانه ها آن را بی باپ نامیدند . جک کرواک و آلن گینزبرگ بیشتر وقت خود را در کلوپ های جاز نیویورک مانند Royal Roost ، Minton's Playhouse ، Birdland و Open Door، "تیراندازی به نسیم" و "حفاری موسیقی" گذراندند. چارلی پارکر، دیزی گیلسپی و مایلز دیویس به سرعت تبدیل به کسانی شدند که گینزبرگ برای این گروه از زیبایی‌شناسان به آنها «قهرمانان مخفی» لقب داد. نویسندگان بیت چیزهای زیادی از جاز/ هیپستر وام گرفته اندعامیانه دهه 1940، آثار خود را با کلماتی مانند "مربع"، "گربه"، "باحال" و "حفاری" ترکیب کردند.

در زمان ابداع اصطلاح "بیت نیک"، گرایشی در میان دانشجویان جوان وجود داشت که این کلیشه را اتخاذ کنند. مردان با استفاده از بزی ، عینک های شاخدار و برت ، چرخاندن سیگارهای خود و نواختن بانگو از ظاهر علامت تجاری دیزی گیلسپی، ترومپت ساز بی باپ تقلید کردند . مدهای زنانه شامل شلوارهای مشکی و موهای بلند، صاف و بدون تزئین بود که در شورش علیه فرهنگ طبقه متوسط ​​سالن های زیبایی بود. مصرف ماری جوانا با خرده فرهنگ مرتبط بود و در طول دهه 1950، کتاب درهای ادراک آلدوس هاکسلی بیشتر بر دیدگاه ها در مورد مواد مخدر تأثیر گذاشت.

در سال 1960، یک گروه کوچک «بیت‌نیک» در نیوکای ، کورنوال، انگلستان (شامل یک جوان ویز جونز ) توجه و نفرت همسایگان خود را به خاطر بلند کردن موهایشان بیش از طول شانه به خود جلب کرده بود که نتیجه آن مصاحبه تلویزیونی با آلن ویکر در تلویزیون بی‌بی‌سی بود. سریال امشب . [17]

فلسفه بیت عموماً ضدفرهنگی و ضد مادی بود و بر اهمیت بهتر کردن خود درونی نسبت به دارایی های مادی تأکید داشت. برخی از نویسندگان بیت، مانند آلن واتس ، شروع به کندوکاو در ادیان شرقی مانند بودیسم و ​​تائوئیسم کردند. سیاست گرایش به لیبرال ، جناح چپ و ضد جنگ داشت و از اهدافی مانند تبعیض‌زدایی حمایت می‌کرد (اگرچه بسیاری از چهره‌های مرتبط با جنبش اصلی بیت، به‌ویژه کرواک، ایده‌های آزادی‌خواهانه و محافظه‌کارانه را پذیرفتند ). گشودگی به فرهنگ آمریکایی آفریقایی تبارو هنر در ادبیات و موسیقی، به ویژه جاز، آشکار بود. در حالی که کان و سایر نویسندگان دلالت بر ارتباط با کمونیسم داشتند، هیچ ارتباط آشکار یا مستقیمی بین فلسفه بیت، همانطور که توسط نویسندگان برجسته جنبش ادبی بیان می‌شود، و نویسندگان جنبش کمونیستی وجود نداشت ، غیر از ضدیتی که هر دو فلسفه نسبت به سرمایه‌داری مشترک داشتند. کسانی که تنها آشنایی سطحی با جنبش بیت داشتند، اغلب این شباهت را می دیدند و تصور می کردند که این دو جنبش اشتراکات بیشتری دارند.

جنبش بیت ادیان آسیایی را به جامعه غربی معرفی کرد. این مذاهب دیدگاه‌های جدیدی را برای نسل بیت به جهان ارائه کردند و با تمایل آن به شورش علیه ارزش‌های محافظه‌کار طبقه متوسط ​​دهه 1950، رادیکالیسم قدیمی پس از دهه 1930، فرهنگ جریان اصلی و ادیان نهادی در آمریکا مطابقت داشتند. [18]

تا سال 1958، بسیاری از نویسندگان بیت نوشته هایی در مورد بودیسم منتشر کردند. این سالی بود که جک کرواک رمان خود را با نام The Dharma Bums منتشر کرد .

سفر معنوی آلن گینزبرگ به هند در سال 1963 نیز بر جنبش بیت تأثیر گذاشت. پس از مطالعه متون مذهبی در کنار راهبان، گینزبرگ استنباط کرد که آنچه کارکرد شعر را با ادیان آسیایی مرتبط می‌کند، هدف متقابل آنها برای دستیابی به حقیقت نهایی است. کشف او از سرودهای مانترا هندو ، که نوعی ارائه شفاهی است، متعاقباً بر شعر بیت تأثیر گذاشت. پیشگامان بیت که مسیر معنوی تحت تأثیر بودیسم را دنبال می کردند احساس می کردند که ادیان آسیایی درک عمیقی از ماهیت انسان و بینش هایی در مورد هستی، وجود و واقعیت نوع بشر ارائه می دهند. [18] بسیاری از طرفداران بیت بر این باور بودند که مفاهیم اصلی فلسفه‌های دینی آسیایی ابزاری برای ارتقای آگاهی جامعه آمریکا دارد و این مفاهیم به ایدئولوژی‌های اصلی آنها کمک می‌کند. [19]

نویسندگان برجسته بیت مانند کرواک، گینزبرگ و گری اسنایدر به اندازه‌ای به آیین بودا گرایش داشتند که هر کدام در دوره‌های مختلف زندگی‌شان، مسیری معنوی را در جست‌وجوی خود برای ارائه پاسخ به پرسش‌ها و مفاهیم جهانی دنبال کردند. در نتیجه، فلسفه بیت بر بهبود درونیات و نفی مادی گرایی تأکید می کرد و فرض می کرد که ادیان آسیای شرقی می توانند خلأ مذهبی و معنوی را در زندگی بسیاری از آمریکایی ها پر کنند. [18]

بسیاری از محققان حدس می زنند که نویسندگان بیت در مورد مذاهب شرقی نوشته اند تا جوانان را به انجام اقدامات معنوی و اجتماعی-سیاسی تشویق کنند. مفاهیم مترقی این ادیان، به ویژه آنهایی که مربوط به آزادی شخصی است، بر فرهنگ جوانان تأثیر گذاشت تا سلطه سرمایه داری را به چالش بکشد، عقاید نسل آنها را بشکند و قوانین سنتی جنسیتی و نژادی را رد کند. [19]

هنر بیت نیک [ ویرایش ]

هنر بیت نیک جهت هنر معاصر است که در ایالات متحده به عنوان بخشی از جنبش بیت در دهه 1960 سرچشمه گرفت. [20] خود جنبش، برخلاف به اصطلاح « نسل گمشده »، وظیفه تغییر جامعه را بر عهده خود قرار نداد، بلکه سعی کرد از آن فاصله بگیرد و در عین حال سعی در ایجاد ضد فرهنگ خود داشت. هنر خلق شده توسط هنرمندان تحت تأثیر جاز ، مواد مخدر ، غیبت و دیگر ویژگی‌های حرکت بیت قرار داشت. [20]

دامنه فعالیت در محافل فرهنگی نیویورک ، لس آنجلس ، سانفرانسیسکو و کارولینای شمالی متمرکز بود . نمایندگان برجسته این روند هنرمندان والاس برمن ، جی دفئو ، جس کالینز ، رابرت فرانک ، کلاس اولدنبرگ و لری ریورز بودند.

فرهنگ نسل بیت به نوعی تلاقی نمایندگان خرد خلاق ایالات متحده با هنرهای تجسمی و نمایشی تبدیل شده است که معمولاً به حوزه ها و گرایش های دیگر بیان هنری مانند مجموعه ، اتفاق ، هنر فانک نسبت داده می شود. و نئو دادائیسم آنها تلاش کردند تا دیوار بین هنر و زندگی واقعی را از بین ببرند تا هنر به یک تجربه زنده در کافه ها یا کلوپ های جاز تبدیل شود و در انحصار گالری ها و موزه ها باقی نماند. بسیاری از آثار هنرمندان جنبش در آستانه انواع مختلف هنر خلق شدند. [21]

هنرمندان شعر می‌نوشتند و شاعران نقاشی می‌کردند، چیزی شبیه به این می‌تواند فرآیندهایی را که در چارچوب جنبش اتفاق می‌افتد توصیف کند. اجراها یک عنصر کلیدی در هنر ضرب بودند، چه رویداد تئاتری در سال 1952 در کالج بلک مانتین یا جک کرواک که در سال 1951 رمان " در جاده " را روی ماشین تحریر در یک جلسه روی یک رول 31 متری تایپ کرد. کاغذ بلند [20]

نمایندگان جنبش با خصومت با فرهنگ سنتی با سازگاری و مؤلفه تجاری بسیار منحط آن متحد شدند. آنها همچنین رویکرد فرهنگ سنتی برای پنهان کردن جنبه تاریک زندگی آمریکایی - خشونت، فساد، نابرابری اجتماعی، نژادپرستی را دوست نداشتند. آنها سعی کردند از طریق هنر شیوه جدیدی از زندگی را بر اساس آرمان های شورش و آزادی بیافرینند. [20]

منتقدان هنرمند والاس برمن را به عنوان نماینده اصلی جنبش برجسته می کنند. بسیاری از ویژگی‌های هیپسترها، به‌ویژه در کلاژهای او که بر روی عکس‌های فتوکپی شده ساخته شده، که آمیزه‌ای از عناصر پاپ آرت و عرفان هستند، در آثارش متمرکز شده است. از میان هنرمندان و آثار دیگر، می توان اثر "رز" اثر هنرمند جی دفئو را که این اثر به مدت هفت سال بر روی آن انجام شد، یک تابلوی نقاشی عظیم با وزن حدود یک تن با عرض تا 20 سانتی متر مشخص کرد. . [22]

بیت نیک ها در رسانه [ ویرایش ]

پوستر The Beatniks (1960)
هنر تبلیغاتی جولز فیفر برای موزیکال بیت The Nervous Set در آلبوم بازیگران سال 1959 (در سال 2002 دوباره منتشر شد) استفاده شد.
  • احتمالاً اولین تصویر سینمایی از جامعه بیت در فیلم DOA در سال 1950 به کارگردانی رودولف ماته بود.. در فیلم، شخصیت اصلی به یک بار سانفرانسیسکو با صدای بلند می رود، جایی که یک زن به نوازندگان فریاد می زند: "باحال! باحال! واقعا عالی!" یکی از شخصیت‌ها می‌گوید: «مرد، آیا من واقعاً لگن هستم» و دیگری پاسخ می‌دهد: «تو از ناکجاآبادی! رقصندگان تنها دیده می شوند که به ضرب آهنگ حرکت می کنند. برخی با لوازم جانبی لباس پوشیده اند و مدل مویی دارند که انتظار می رود در فیلم های بعدی آن را ببیند. لباس‌های معمولی دهه 1940 با سبک‌های لباس‌های بیت‌نیک ترکیب می‌شوند، به‌ویژه در مردی که کلاه بیت‌نیک، موهای بلند، و سبیل و بزی دارد، اما همچنان کت و شلواری به تن دارد. متصدی بار از یک حامی به عنوان "جیو دیوونه" یاد می کند و از موسیقی صحبت می کند که پیروانش را دیوانه می کند. او سپس به یک مرد می گوید: "آرام باش جک!" و مرد پاسخ می دهد: "اوه، من را اذیت نکن، من دارم روشن می شوم!".بی باپ در مورد ظهور فرهنگ بیت. گروه برجسته «Jive» تماماً سیاه‌پوست است، در حالی که مشتریانی که قدردانی خود را از موسیقی در اصطلاحی بیان می‌کنند که می‌تواند کلیشه فرهنگ بیت را مشخص کند، هیپسترهای جوان سفیدپوست هستند.
  • فیلم « تعطیلات رومی » محصول 1953 دالتون ترامبو با بازی آدری هپبورن و گریگوری پک دارای یک شخصیت مکمل با بازی ادی آلبرت است که یک بیت نیک کلیشه ای است و پنج سال قبل از ابداع این اصطلاح ظاهر می شود. [23] او یک نام خانوادگی اروپای شرقی به نام رادویچ دارد و عکاسی است که لباس های گشاد، تی شرت راه راه و ریش می پوشد که چهار بار در فیلمنامه ذکر شده است. [24]
  • فیلم کریسمس سفید محصول 1954 دارای یک شماره رقص با موضوع بیت نیک به نام "Choreography" است.
  • استنلی دونن موضوع را به فیلم موزیکال در « چهره خنده‌دار» (1957) با یک شماره تولید آدری هپبورن که در سال 2006 به یک آگهی بازرگانی Gap تغییر یافت، آورد. یکی از عکس‌های جری یولسمن از کرواک برای استفاده در آگهی چاپی Gap تغییر یافت . جویس جانسون از تصویر حذف شد.
  • یکی دیگر از فیلم‌های مربوط به فرهنگ بیت‌نیک، کمدی سیاه یک سطل خون ساخته راجر کورمن در سال 1959 است که توسط چارلز بی. گریفیث نوشته شده است. در این فیلم، یک پسر بچه قهوه‌خانه آرزوی پذیرش توسط حامیان بیت‌نیک را دارد، بنابراین او سبکی از مجسمه‌سازی را با استفاده از حیوانات و انسان‌های مرده ایجاد می‌کند. یکی از شخصیت‌های تاثیرگذار در فیلم شاعر بیت‌نیک است که گروه را متقاعد می‌کند تا پسر اتوبوس را به عنوان یک هنرمند مهم بپذیرند.
  • شخصیت Maynard G. Krebs ، که توسط باب دنور در تلویزیون در عشق های بسیاری از Dobie Gillis (1959-1963) بازی می شود، کلیشه بیت نیک غیرهمنوایی بی حال را تقویت کرد، که با تصاویر تهاجمی مرتبط با بیت ارائه شده توسط محبوب تضاد داشت. بازیگران سینمای اوایل و اواسط دهه 1950، به ویژه مارلون براندو و جیمز دین .
  • Beat Generation ( 1959 ) جنبش را با جنایت و خشونت پیوند داد، همانطور که Beatniks (1960) انجام داد.
  • فیلم 1960 جری لوئیس Visit to a Small Planet ، بر اساس نمایشنامه طنز گور ویدال ، لوئیس را در نقش یک بیگانه نشان می دهد که به بیت نیک ها در یک کلوپ شبانه وارد می شود ("ما از کف استفاده نمی کنیم... ما از مه استفاده می کنیم") و به نظر می رسد که یک آهنگ scat را به عنوان یک زبان قابل فهم درک کنید.
  • شخصیت کارتونی Looney Tunes ، Cool Cat، اغلب به عنوان یک بیت نیک به تصویر کشیده می شود، همانطور که خروس بانتی در فیلم کوتاه Banty Raids در سال 1963 Foghorn Leghorn به تصویر کشیده می شود .
  • به طور مشابه، سریال کارتونی Beany and Cecil یک شخصیت بیت‌نیک به نام Go Man Van Gogh (معروف به "The Wildman") داشت که اغلب در جنگل زندگی می‌کند و تصاویر و پس‌زمینه‌های مختلفی را برای فریب دادن دشمنان خود ترسیم می‌کند و اولین بار در این قسمت ظاهر شد. مرد وحشی وایلدسویل».
  • سریال تاپ گربه هانا باربرا اسپوک، یک گربه بیت نیک را به نمایش می گذارد. و سریال Scooby-Doo دارای شخصیت Beatnik Shaggy است.
  • دو بیت نیک (با بازی ریک اوکاسک از ماشین ها و پیا زادورا ) در اسپری موی جان واترز در سال 1988 با عصبانیت نقاشی کردند و بونگو زدند .
  • قهوه‌خانه‌های بیت در فیلم‌های پس من با یک قاتل تبر ازدواج کردم (1993)، پاپ آمریکایی (1981)، او را بگیر، او مال من است (1964)، آواز طبل گل (1961)، پروکسی هادساکر (1994)، فیلم بسیار مسخره ( 1994) به تصویر کشیده شده‌اند. 2000) و قسمت ششم "Babylon" از Mad Men .
  • دو فیلم مرتبط با بیت‌نیک در مجموعه تلویزیونی کالت Mystery Science Theatre 3000 پخش شد : Beatniks دهه 1960 و مجموعه شورشی در سال 1959 . [25] [26]
  • کارولین جونز در A Hole in the Head (1959) نقش یک شخصیت بیت نیک را بازی می کند.

کتاب های بیت نیک [ ویرایش ]

نظرسنجی آلن بیسبورت، بیت‌نیکس : راهنمای یک خرده فرهنگ آمریکایی ، توسط انتشارات گرینوود در سال 2009 به‌عنوان بخشی از مجموعه راهنمای مطبوعات گرین‌وود برای خرده فرهنگ‌ها و ضد فرهنگ‌ها منتشر شد. این کتاب شامل جدول زمانی، واژه نامه و طرح های بیوگرافی است. سایرین در سری گرین‌وود: پانک‌ها ، هیپی‌ها ، گوت‌ها و فلپرها . [27]

Tales of Beatnik Glory: Volumes I and II ، اثر اد سندرز ، همانطور که از نامش پیداست، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه و مقدمه‌ای قطعی برای صحنه بیت‌نیک است که توسط شرکت‌کنندگان آن زندگی می‌کردند. [28] نویسنده، که به تأسیس گروه فوگ ادامه داد، در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 در مرکز بیت نیک گرینویچ ویلج و لوور ایست ساید زندگی می کرد.

در میان کتاب‌های طنز، بیت، بیت، بیت یک کارتن شومیز در سال 1959 توسط فی بتا کاپا پرینستون، فارغ‌التحصیل ویلیام اف. براون بود، که از موقعیت خود در بخش تلویزیون باتن، بارتون، دورستین و آزبورن به تحقیر نگاه می‌کرد . بنگاه تبلیغاتی. [29]

سوزوکی بین (1961)، توسط ساندرا اسکوپتون با تصاویر لوئیز فیتژو، یکجعلی تقلب در خیابان بلیکر ازسری Eloise کی تامپسون (1956-1959) بود.

در دهه 1960، اسنپر کار ، دستیار کتاب مصور لیگ عدالت آمریکا نیز به عنوان یک بیت‌نیک کلیشه‌ای به تصویر کشیده می‌شد، تا رنگ و لباس‌هایش. شخصیت دی سی کامیکس جانی دابل نیز به عنوان یک بیت نیک به تصویر کشیده شده است .

موزه ها [ ویرایش ]

در سانفرانسیسکو، جری و استل چیمینو موزه بیت خود را اداره می‌کنند که در سال 2003 در مونتری، کالیفرنیا آغاز شد و در سال 2006 به سانفرانسیسکو نقل مکان کرد. [30]

Ed "Big Daddy" Roth از فایبرگلاس برای ساخت Beatnik Bandit خود در سال 1960 استفاده کرد. امروزه این خودرو در موزه ملی اتومبیل در Reno، نوادا قرار دارد. [31]

همچنین ببینید [ ویرایش ]

منابع [ ویرایش ]

  1. ^ ""This is the Beat Generation" اثر جان کلون هلمز" . ضربات ادبی . 24 ژوئیه 1994. بایگانی شده از نسخه اصلی در 22 نوامبر 2011.
  2. ^ کرواک، جک. کرواک قابل حمل اد. منشورهای آن کلاسیک پنگوئن، 2007.
  3. هولمز، جان کلون. نظرات پرشور: مقالات فرهنگی (مقالات برگزیده توسط جان کلون هلمز، جلد 3) . انتشارات دانشگاه آرکانزاس، 1988. ISBN 1-55728-049-5 
  4. «Jack Kerouac (1922-1969) Poems, Terebess Asia Online (TAO)» . Terebess.hu . بایگانی شده از نسخه اصلی در 22 ژوئیه 2009.
  5. ^ نظرات: در جاده بایگانی شده 29/06/2010 در ماشین راه برگشت
  6. ^ "F:\column22.html" . Blacklistedjournalist.com _ بایگانی شده از نسخه اصلی در 2 ژانویه 2011.
  7. ^ جانسون، جویس. شخصیت های کوچک ، هاتون میفلین، 1987.
  8. ^ منشور، آن. Beat Down to Your Soul: Beat Generation چه بود؟ پنگوئن، 1991.
  9. استریف، تورنتون لی. مقدمه ای بر وب سایتی که صحنه بیت را در ویچیتا، کانزاس شرح می دهد. Web.archive.org
  10. کان، هرب (6 فوریه 1997). "جیب یادداشت ها" . SFGate.com _ بایگانی شده از نسخه اصلی در 28 ژانویه 2011.
  11. وایت، مالکوم (11-11-1997). ریشه های دقیق «بیت نیک»SFGate.com . SFGATE . بازیابی شده در 10-03-2022 .
  12. «Timelines SF» . Timelinesdb.com _ بازیابی 2022-03-10 .
  13. ویکیزر، استفانی (1996). گالری های نسل بیت و فراتر از آن . چاپ جان ناتسولاس. پ. 129. شابک 9781881572886.
  14. گینزبرگ، آلن؛ مورگان، بیل (2 سپتامبر 2008). نامه های آلن گینزبرگ . کتاب هاچت. شابک 9780786726011- از طریق Google Books.
  15. "مرکز منابع رسانه ای | کتابخانه برکلی UC" . Lib.berkeley.edu . بایگانی شده از نسخه اصلی در 6 سپتامبر 2006.
  16. لس آنجلس تایمز ، 27 اوت 1959
  17. «Beatniks in Newquay، 1960» . بایگانی شده از نسخه اصلی در 18 نوامبر 2015 - از طریق www.youtube.com.
  18. ^ a b c کارل جکسون. «ضدفرهنگ به شرق نگاه می کند: نویسندگان ضرب و شتم و دین آسیایی». مطالعات آمریکایی ، جلد. 29، شماره 1 (بهار 1988).
  19. ^ a b Chandarlapaty, Raj (2009). «قسمت 3: جک کرواک، «داستان انسانی» رایج و تاریخ سفید-دیگر: بیت‌نیک‌ها با چالش عمومی‌سازی و انسانی‌سازی دیگری روبرو می‌شوند . نسل بیت و ضد فرهنگ: پل بولز، ویلیام اس. باروز، جک کرواک . پ. 103 (از 180). شابک 978-1433106033.
  20. ^ a b c d Dempsey, Amy (2010). سبک‌ها، مکاتب و جنبش‌ها: راهنمای دایره‌المعارفی ضروری برای هنر مدرن . تیمز و هادسون شابک 9780500288443.
  21. فرگوسن، راسل؛ کالیفرنیا)، موزه هنرهای معاصر (لس آنجلس (1999-01-01). به یاد احساسات من: فرانک اوهارا و هنر آمریکایی . انتشارات دانشگاه کالیفرنیا. ISBN 9780520222434.
  22. "Весомое замечание: самая монументальная во мире картина روغنм от Jay DeFeo" . Kulturologia.ru . بازیابی شده در 2019-09-19 .
  23. «۲۰ ژانویه ۲۰۱۴: تعطیلات رومی (۱۹۵۳)» . Leagueofdeadfilms.com _ 20 ژانویه 2014. بایگانی شده از نسخه اصلی در 28 آوریل 2018 . بازبینی شده در 28 آوریل 2018 .
  24. «فیلمنامه تعطیلات رومی – فیلمنامه از فیلم آدری هپبورن» . Script-o-rama.com . بایگانی شده از نسخه اصلی در 20 اکتبر 2017 . بازبینی شده در 28 آوریل 2018 .
  25. MST3K: "The Rebel Set" در IMDb
  26. MST3K: "The Beatniks" در IMDb
  27. «Beatniks: How I Write A Subculture Guidebook» . ضربات ادبی . 7 آوریل 2010. بایگانی شده از نسخه اصلی در 30 دسامبر 2010.
  28. ^ سندرز، اد (1990). Tales of Beatnik Glory: Volumes I و II . نیویورک: سیتادل زیرزمینی. شابک 978-0-8065-1172-6.
  29. براون، ویلیام اف بیت، بیت، بیت . کتابخانه جدید آمریکایی|Signet، 1959.
  30. «موزه بیت – 540 برادوی، سانفرانسیسکو. روزانه از 10 صبح تا 7 بعد از ظهر باز است» . Thebeatmuseum.org _ بایگانی شده از نسخه اصلی در 20 فوریه 2012 . بازبینی شده در 28 آوریل 2018 .
  31. «Beatnik Bandit – Milestones – Street Rodder Magazine» . Streetrodderweb.com _ 30 ژوئن 2005. بایگانی شده از نسخه اصلی در 13 آوریل 2012 . بازبینی شده در 28 آوریل 2018 .

منابع [ ویرایش ]

پیوندهای خارجی [ ویرایش ]