الکسی خومیاکوف

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سلف پرتره (1842)

الکسی استپانوویچ خومیاکوف ( روسی : Алексе́й Степа́нович Хомяко́в ؛ 13 مه ( 1 مه OS ) 1804، مسکو - 5 اکتبر (OS 23 سپتامبر 1860، مسکو) الهی‌دان، فیلسوف، شاعر و هنرمند آماتور روسی بود. او به همراه ایوان کیریفسکی جنبش اسلاووفیل را پایه گذاری کرد و به یکی از برجسته ترین نظریه پردازان آن تبدیل شد. پسرش نیکولای خومیکوف رئیس مجلس دومای دولتی بود .

بیوگرافی

تمام زندگی خومیکوف بر مسکو متمرکز بود. او این «شهر هزار گنبدی» را مظهر سبک زندگی روسی می دانست. او که به‌عنوان صاحبخانه و صاحب مکالمه به همان اندازه موفق بود، در طول زندگی‌اش مطالب بسیار کمی منتشر کرد. نوشته های او که پس از مرگ توسط دوستان و شاگردانش چاپ شد، تأثیر عمیقی بر کلیسای ارتدکس روسیه و فیلسوفان غیر روحانی روسی، مانند فئودور داستایوفسکی ، کنستانتین پوبدونوستسف و ولادیمیر سولوویف گذاشت.

برای خومیاکف، سوسیالیسم و ​​سرمایه داری به همان اندازه فرزندان منفور انحطاط غرب بودند. غرب نتوانست مشکلات روحی انسان را حل کند، زیرا بر رقابت به قیمت همکاری تاکید داشت . به قول خودش، «روم وحدت را به قیمت آزادی حفظ کرد، در حالی که پروتستان ها آزادی داشتند، اما وحدت را از دست دادند». [1]

آرمان‌های خود خومیاکف حول واژه سوبورنوست ، معادل اسلاوی کاتولیک که در اعتقادنامه نیقیه یافت می‌شود، می‌چرخید . می توان آن را به راحتی به عنوان "با هم بودن" یا "سمفونی" ترجمه کرد. خومیاکف اوبشچینای روسی را نمونه کاملی از سوبورنوست می‌دانست و دهقانان روسی را به خاطر فروتنی‌شان تحسین می‌کرد.

خومیاکف در اثر وبا درگذشت و توسط دهقانی که سعی در معالجه او داشت آلوده شد. او در کنار برادر شوهرش، نیکولای یازیکوف ، و شاگرد دیگری، نیکولای گوگول ، در صومعه دانیلوف به خاک سپرده شد . شوروی ترتیب متلاشی کردن آنها را داد و آنها را در گورستان جدید نوودویچی دفن کردند.

ارزیابی بعدی کار

فیلسوف مذهبی روسی نیکلای بردیایف اهمیت خومیکوف را در تلاش او برای رهایی مسیحیت از عقل گرایی دانست. همانطور که او در کتاب خود در سال 1912، الکسی استپانوویچ خومیکوف نوشت :

خومیکوف، قبل از هر چیز، برای بیان مشکل کلیسا و تلاشش برای آشکار ساختن ماهیت کلیسا، برای همیشه در یادها خواهد ماند. خومیکوف از درون به جوهر کلیسا نزدیک شد نه از بیرون. اول از همه او معتقد نبود که می توان مفهومی از کلیسا را ​​تدوین کرد. ماهیت کلیسا غیر قابل بیان است. مانند همه موجودات زنده، او را نمی توان با هیچ فرمولی احاطه کرد، تابع هیچ تعریف رسمی نیست. کلیسا قبل از هر چیز یک موجود زنده است، وحدتی از عشق، آزادی وصف ناپذیر، حقیقت ایمان است که مشمول عقلانی شدن نیست. از بیرون کلیسا قابل شناخت یا تعریف نیست. او را فقط کسانی می شناسند که در درون او هستند، کسانی که اعضای زنده او هستند. گناه الهیات مکتبیاین بود که تلاش می‌کرد تا ماهیت کلیسا را ​​به‌طور عقلانی صورت‌بندی کند. یعنی تلاش کرد تا کلیسا را ​​از رازی که فقط برای ایمانداران می‌دانست به چیزی مشمول شناخت عقل عینی تبدیل کند. [2] : 328 

از نظر خومیکوف، آزادی باید «در سوبورنست به فعلیت برسد ، نه در فردگرایی». [2] : 329  با این حال، sobornost مکان آزادی نیز است:

یافتن حس آزادتر از کلیسا دشوار است. هیچ چیز خومیاکوف را مجبور نمی کند. در رابطه او با کلیسا چیزی از بیرون وجود ندارد. همه از درون است برای او زندگی در کلیسا زندگی در آزادی است. در واقع، کلیسا وحدت در عشق و آزادی است. کلیسا یک نهاد و یک مرجع نیست. کلیسا هیچ چیز حقوقی و عقلانی ندارد. از نظر خومیاکف، هرجا که عشق واقعی در مسیح، آزادی در مسیح، وحدت در مسیح یافت شود، در آنجا کلیسا را ​​می‌یابد. هیچ ویژگی رسمی جوهر کلیسا را ​​تعریف نمی کند. حتی شوراهای جهانی واقعاً جهانی هستند و بنابراین تنها به این دلیل معتبر هستند که آزادانه و با محبت توسط مردم کلیسا تأیید می شوند. سوبورنوست رایگاندر عشق -- اینجاست که انسان ارگانیسم واقعی کلیسا را ​​می یابد. این تصور بسیار جسورانه ای از کلیسا است که باید متکلمان رسمی را بترساند. این تصور ممکن است با مکتب الهیات بیگانه باشد، اما به روح سنت مقدس و کتاب مقدس نزدیک است. خومیاکوف اهمیت ویژه ای به سنت مقدس می دهد، زیرا او روح سوبورنوست را در آن می بیند. برای او کتاب مقدس فقط یک واقعیت درونی از زندگی کلیسا است، یعنی از طریق سنت مقدس درک می شود. [2] : 330 

پاول فلورنسکی معاصر بردیایف ، همچنین فیلسوف مذهبی مشهور، چندان خوش اخلاق نبود. او در جزوه خود در سال 1916، پیرامون خومیاکف ، خومیکوف را متهم کرد که با تأکید بسیار بر توافق انسانی، حقیقت متعالی مسیحیت را از بین برده است. فلورنسکی آن را ایمان گرایی می داند که در نهایت به پروتستانتیسم منحرف می شود :

آیا خومیکوف، آبشاری از ایده ها و مضامین، بسیاری از شبهات حاد و نگران کننده را بر نمی انگیزد؟

البته مهمترین آن انتساب پروتستانتیسم به خومیکوف است. از نظر خومیاکوف، جوهر پروتستانتیسم فقط در اعتراض به رومیسم است ، اما با حفظ مقدمات اساسی و شیوه‌های فکری مشخصه دومی. اما آیا واقعا مسئله این است؟ توسعه پروتستانتیسم و ​​مشتقات آن پس از خومیاکف انکارناپذیر نشان داده است که پروتستانتیسم به عنوان اصلی ترین بیان فرهنگ دوران اخیر، مبتنی بر اومانیسم ، اعتلای انسانیت، الوهیت بخشیدن به بشریت است. برای استفاده از اصطلاحی که از فلسفه به عاریت گرفته شده است، پروتستانتیسم مبتنی بر ایمان گرایی استیعنی قصد بشریت از ایجاد تمام واقعیت از خود، خارج و جدای از خدا، یعنی از هیچ، و قبل از هر چیز، واقعیت مقدس. برای ایجاد این واقعیت به تمام معنا، از شکل گیری مفاهیم شروع می شود و به واقعیت معنوی ختم می شود.

در همین حال، جوهر ارتدکس ، هستی‌شناسی است - «دریافت واقعیت از خدا» آن‌طور که داده شده است، نه آن‌طور که بشریت خلق کرده است. جوهر ارتدکس فروتنی و سپاسگزاری است. اما در خومیاکف چه می بینیم؟ با کنکاش دقیق‌تر در نظریه‌های خومیاکف، ما، در کمال تعجب، همان روح ایمان گرایی را می‌بینیم که جوهر پروتستانتیسم را تشکیل می‌دهد، اگرچه در شکلی بی‌حد و اندازه بهبود یافته - عمدتاً از طریق معرفی ایده سوبورنوست (اگرچه ایده هوشیاری برای فلسفه غرب کاملاً بیگانه نیست، به عنوان مثال، برای کانت، به غیر از شلینگ دوره آخر، فویرباخ، کنت و غیره.)

... آیا اصول عقاید او برای یک مؤمن ارتدوکس مشکوک به نظر نمی رسد که آنها را به دقت بررسی کنند؟ در حالی که، برای یک مرد کلیسا، کلیسا حقیقت را بیان می کند - زیرا این "میل روح القدس" است، و وظیفه او این است که حقیقتی را که در خدا ساکن است و مستقل از او باشد، کشف کند - نظریه خومیاکف در مورد کلیسا ترک می کند. این تصور که احکام کل کلیسا درست است زیرا آنها احکام کل کلیسا هستند. کل این کلمه نشان می‌دهد که احکام کلیسا کشف حقیقت نیست، بلکه ابداع حقیقت است، گویی که حقیقت در عقل بشری ذاتی است، حتی اگر عقل بشری از آن استفاده شود.، و نه ماورای عقل بشری و از تعالی خود بر دومی نازل شده است. من از کلمه Impression استفاده کرده ام . بله، تصور، زیرا چنین هدفی نمی‌توانست به‌طور مشخص در آگاهی خومیاکف ظهور کند و حتی کمتر می‌توانست آن را بیان کند. اندیشه خومیکوف به گریز از تعین هستی‌شناختی گرایش دارد و در بازی مادر مرواریدش در برابر ما می‌درخشد. اما این بازی لحن های سطحی، درخشان اما نه اساسی، و در نتیجه تغییر خطوط آنها در کوچکترین چرخش سر، محتوای فکری پایداری به بار نمی آورد و نگرانی و تردید را در دل آدمی به جا می گذارد. ایمان گرایی -- این طعم تئوری های خومیاکف است. [2] : 323-324 

با این وجود، فلورنسکی به هیچ وجه از خومیکوف بی اعتنا نیست. او اصرار دارد که "به سختی نیازی به تردید در اهمیت خومیکوف متفکر و اشراف شخص او وجود دارد. هیچ کس در استعداد و عقل او شک نمی کند و نه به پاکی شخص و از خودگذشتگی نیات او". [2] : 320–321 

آثار

  • Полное собранiе сочиненiй . Tomъ I-VIII. Москва ، 1900-1914.

همچنین ببینید

منابع

  1. تاریخ فلسفه روسی اثر نیکولای لوسکی ISBN  978-0-8236-8074-0 ص. 87
  2. ^ a b c d e On Spiritual Unity: A Slavophile Reader نوشته بوریس جاکیم و رابرت برد ISBN 0-940262-91-6 

ادامه مطلب

  • Lea B.Virághalmy: A homjakovi ekkléziológia szókincsének szemantikai elemzése. بوداپست، 2002.
  • آنتونلا کاوازا: AS Chomjakov. Opinion di un russo sugli stranieri . بولونیا ، 1997.
  • Albert Gratieux: AS Khomiakov et le Mouvement Slavophile (در: Unam Sanctam 5-6) پاریس، 1939.
  • جورجیو پاشا: Homjakovi Doctrina de Ecclesia. گزیده ای از پایان نامه برای برنده شدن در دانشکده Theologica Pontificiae Universitatis Gregorianae . Zagrebiae , 1943. 38 p.
  • پیتر پلانک: Parapolimena zur Ekklesiologie AS Chomjakovs (در: Ostkirchliche Studien, Würzburg , 1980. pp. 3-29)
  • John S. Romanides: Orthodox Ecclesiology به گفته الکسیس خومیاکوف (در: بررسی الهیات ارتدکس یونانی 1956/II.1 صفحات 57-73.)
  • Bernhard Schultze SJ: Chomjakows Lehre über die Eucharistie (In: Orientalia Christiana Periodica. Vol. XIV. N0 I-II) Roma , 1948. pp. 138-161.
  • ارنست کریستوف ساتنر: Offenbarung، Gnade und Kirche bei AS Chomjakov. (در: Das östliche Christentum. Neue Folge 20) Würzburg , 1967. 200 p.
  • جوریج سامارین : مقدمه آکس آثار الهیات آ اس خومیکوف . (در: Unam Sanctam 7) Paris, 1939. 95 p.
  • Marcin Ks. Wojciechowski: Nieomylość Kościoła Chrystusowego według A. Chomiakowa i jego zwolenników . لوبلین ، 1938. 187 ص.
  • ویرایش ولادیمیر تسوریکوف، ع.س. خومیاکوف: شاعر، فیلسوف، متکلم ، جردنویل، 2004. 206 ص.
  • E. Skobtsova (مادر ماریا). بوته تردید -- خومیاکوف، داستایوفسکی، سولوف، در جستجوی سنتز، چهار اثر 1929 ، انتشارات frsj، 2016، 166 ص. شابک 9780996399234 
  • نیکلاس بردیایف. الکسی استپانوویچ خومیاکوف ، انتشارات frsj، 2017، 224 ص. شابک 9780996399258 

پیوندهای خارجی