باورهای عامیانه آلبانیایی

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نماد خورشید اغلب با هلال ماه ترکیب می‌شود، معمولاً در زمینه‌های مختلف هنر عامیانه آلبانیایی، از جمله خالکوبی سنتی قبایل شمالی ، هنر قبر، جواهرات و حکاکی‌های خانه یافت می‌شود. [1] پرستش خورشید و ماه اولین آیین تایید شده آلبانیایی هاست. [2]

باورهای عامیانه آلبانیایی ( آلبانیایی : Besimet folklorike shqiptare ) شامل باورهای بیان شده در آداب و رسوم ، آیین ها ، اساطیر ، افسانه ها و داستان های مردم آلبانیاست . عناصر اساطیر آلبانی منشاء پالئوبالکانیک دارند و تقریباً همه آنها بت پرست هستند . [3] فولکلور آلبانیایی طی قرنها در فرهنگ و جامعه قبیله ای نسبتاً منزوی تکامل یافته است . [4] داستان ها و افسانه های عامیانه آلبانیایی به صورت شفاهی منتقل شده استنسل های بعدی و هنوز هم در مناطق کوهستانی آلبانی ، کوزوو ، جنوب مونته نگرو و غرب مقدونیه شمالی ، در میان اربره ها در ایتالیا و اروانیت ها در یونان بسیار زنده هستند. [5]

در اساطیر آلبانی، پدیده های فیزیکی ، عناصر و اشیاء به موجودات ماوراء طبیعی نسبت داده می شود. خدایان عموماً اشخاص نیستند، بلکه مظهر طبیعت هستند که به آنیمیسم معروف است . [6] قدیمی ترین آیین تایید شده آلبانیایی ها پرستش خورشید و ماه است. [2] در باورهای عامیانه آلبانیایی، زمین موضوع یک آیین خاص است، [7] و نقش مهمی را آتش بازی می‌کند که عنصری زنده، مقدس یا الهی محسوب می‌شود.آداب و رسوم قربانی و تطهیر . [8] آتش پرستی با آیین خورشید ، آیین آتشدان و آیین باروری در کشاورزی و دامداری همراه است. [9] بسا یک عمل رایج در فرهنگ آلبانیایی است که شامل سوگندهایی است که توسط خورشید ، ماه ، آسمان ، زمین ، آتش ، سنگ ، کوه ، آب و توسط سوگند یاد شده است.مار که همگی اشیای مقدس محسوب می شوند . [10] آیین خورشید و ماه نیز در افسانه های آلبانیایی و هنر عامیانه ظاهر می شود. [11]

اسطوره ها و افسانه های آلبانی حول دوگانگی خیر و شر سازماندهی شده اند ، [12] که معروف ترین نمایش آن نبرد افسانه ای بین درنگ و کولشدراست ، [13] درگیری که نمادی از بازگشت چرخه ای در دنیای پرآب و سنگی مرگ است. ، انجام تجدید کیهانی تولد دوباره . بافندگان سرنوشت ، ora یا fatí ، نظم جهان را کنترل می کنند و قوانین آن را اجرا می کنند. [14]

یک موتیف بسیار رایج در روایت عامیانه آلبانیایی دگردیسی است : مردان به آهو ، گرگ ، جغد تبدیل می شوند . در حالی که زنان به شکل اسکلت ، فاخته ، لاک پشت تبدیل می شوند. در میان پیکره های اصلی شعر عامیانه آلبانیایی ، Kângë Kreshnikësh ("سرودهای قهرمانان")، چرخه سنتی غیر تاریخی ترانه های حماسی آلبانیایی ، بر اساس آیین قهرمان افسانه ای وجود دارد. [13]

مستندات

کلکسیونرهای آلبانیایی

گیرولامو د رادا نویسنده اربرش . (1814-1903)
کشیش فرانسیسکن آلبانیایی و محقق Shtjefën Gjeçovi . (1874-1929)

اساطیر و افسانه‌های آلبانیایی قبلاً در آثاری که به زبان آلبانیایی در اوایل قرن پانزدهم نوشته شده بودند تأیید شده است، [15] با این حال، جمع‌آوری منظم مطالب فولکلور آلبانیایی تنها در قرن نوزدهم آغاز شد. [16]

یکی از اولین گردآورندگان آلبانیایی از ایتالیا، نویسنده اربرش، گیرولامو د رادا بود که - که قبلاً در نیمه اول قرن نوزدهم با اشتیاق به تبار آلبانیایی خود آغشته شده بود - از سنین پایین شروع به جمع آوری مطالب فولکلور کرد. یکی دیگر از ناشران مهم اربرش فولکلور آلبانیایی، زبان‌شناس دمتریو کاماردا بود که در سال 1866 خود نمونه‌هایی از نثر و به‌ویژه ترانه‌های عامیانه آربره‌ها از سیسیل و کالابریا را در ضمیمه al Saggio di grammatologia comparata (ضمیمه مقاله در مورد دستور زبان مقایسه‌ای) گنجاند . آلبانی درست و سکونتگاه های آلبانیایی در یونان. د رادا و کاماردا دو آغازگر اصلی جنبش فرهنگی ملی آلبانیایی در ایتالیا بودند. [17] در یونان ، نویسنده آروانی ، Anastas Kullurioti ، مطالب فولکلور آلبانیایی را در Albanikon alfavêtarion / Avabatar arbëror (کتاب املای آلبانیایی) در سال 1882 منتشر کرد. [18]

بیداری ملی آلبانیایی ( ریلینجا ) در نیمه دوم قرن نوزدهم مجموعه‌ای از مواد فولکلور را در آلبانی به وجود آورد. یکی از گردآورندگان اولیه آلبانیایی فولکلور آلبانیایی از آلبانی خاص زف جوبانی بود . از سال 1848 او به عنوان مترجم کنسول فرانسه در اسکودرا ، لوئیس هیاسنت هکوارد ، که بسیار به آن علاقه مند بود، خدمت کرد و تصمیم گرفت کتابی در مورد فولکلور شمال آلبانی تهیه کند. آنها در میان کوه های شمال آلبانی سفر کردند و مطالب فولکلور را ضبط کردند که به ترجمه فرانسوی در کتاب پیشگام Hécquard در سال 1858 تاریخ و توصیف de la Haute Albanie ou Guégarie منتشر شد.(تاریخ و شرح آلبانی عالی یا جگاریا»). اولین مجموعه فولکلور خود جوبانی - متون اصلی آلبانیایی ترانه های محلی منتشر شده توسط هکارد - در سیلی که شهر اسکودرا را در 13 ژانویه 1866 ویران کرد گم شد. جوبانی در 1871 Raccolta di canti popolari e rapsodie di poemi albanesi را منتشر کرد مجموعه آهنگ‌های محلی آلبانیایی و راپسودی‌ها)—اولین مجموعه ترانه‌های فولکلور گگ و اولین اثر فولکلور که توسط یک آلبانیایی ساکن آلبانی منتشر شد. [19]

یکی دیگر از گردآورندگان مهم فولکلور آلبانیایی تیمی میتکو ، نماینده برجسته جامعه آلبانیایی در مصر بود. او علاقه خود را به سال 1859 آغاز کرد و از سال 1866 شروع به ضبط مطالب فولکلور آلبانیایی کرد و همچنین آهنگ ها، معماها و قصه های محلی را برای مجموعه دمتریو کاماردا تهیه کرد. مجموعه خود میتکو - شامل 505 آهنگ فولکلور و 39 داستان و گفته های رایج، عمدتاً از جنوب آلبانی - در سال 1874 به پایان رسید و در سال 1878 در مجله یونانی آلبانیایی Alvaniki melissa / Belietta Sskiypetare ( زنبور آلبانیایی) منتشر شد.). این مجموعه نقطه عطفی در ادبیات عامیانه آلبانیایی بود که اولین مجموعه از مواد آلبانیایی با کیفیت علمی بود. در واقع، میتکو مطالب را بر اساس ژانرها، از جمله بخش هایی در مورد افسانه ها، افسانه ها، حکایات، ترانه های کودکان، آهنگ های جشن های فصلی، ترانه های عاشقانه، ترانه های عروسی، ترانه های خاکسپاری، ترانه های حماسی و تاریخی جمع آوری و طبقه بندی کرد. او مجموعه خود را با اسپیرو ریستو دین که در سال 1866 به مصر مهاجرت کرد گردآوری کرد. دینو خود Valët e Detit را منتشر کرد.(امواج دریا) که در زمان انتشار در سال 1908 طولانی ترین کتاب چاپ شده به زبان آلبانیایی بود. بخش دوم مجموعه داین به ادبیات عامیانه، از جمله ترانه های عاشقانه، ترانه های عروسی، ترانه های تدفین، شعر طنز، ابیات مذهبی و تعلیمی، قصه های عامیانه، قصیده ها، قافیه ها، باورهای عامیانه و اساطیر اختصاص داشت. [20]

اولین فولکلور آلبانیایی که سنت شفاهی را به شیوه‌ای منظم‌تر برای اهداف علمی جمع‌آوری کرد، کشیش و محقق فرانسیسکن ، Shtjefën Gjeçovi بود . [21] دو کشیش فرانسیسکن دیگر، برناردین پالاج و دونات کورتی ، همراه با جِچووی، در سفرهای خود در میان کوه‌های آلبانی شمالی، آهنگ‌های فولکلور را جمع‌آوری کردند و مقالاتی در مورد فولکلور و آداب و رسوم قبیله‌ای آلبانیایی غگ نوشتند . پالاج و کورتی در سال 1937 - در بیست و پنجمین سالگرد استقلال آلبانی - مهمترین مجموعه شعر حماسی آلبانیایی به نام Kângë kreshnikësh dhe legenda را منتشر کردند.(ترانه های جنگجویان مرزی و افسانه ها)، در مجموعه ای به نام Visaret e Kombit (گنجینه های ملت). [22] [23]

از نیمه دوم قرن بیستم تحقیقات زیادی توسط آکادمی مطالعات آلبانولوژی تیرانا و موسسه آلبانولوژی پریشتینا انجام شده است. محققان آلبانیایی مجموعه های متعددی از سنت شفاهی آلبانیایی منتشر کرده اند، اما تنها بخش کوچکی از این مطالب به زبان های دیگر ترجمه شده است. [18] آلبانولوژیست رابرت السی سهم قابل توجهی در این جهت داشته است .

کلکسیونرهای خارجی

ادیت دورهام ، انسان شناس و نویسنده بریتانیایی . (1863-1944)

محققان خارجی برای اولین بار در نیمه دوم قرن نوزدهم فولکلور آلبانیایی را در اختیار اروپا قرار دادند و بدین ترتیب آغازی برای مطالعه علمی سنت شفاهی آلبانیایی قرار دادند. [24] آوازها و قصه های عامیانه آلبانیایی توسط کنسول اتریش در جانینا ، یوهان گئورگ فون هان ، ضبط شد، که در اواسط قرن 19 به سراسر آلبانی و بالکان سفر کرد و در سال 1854 Albanesische Studien (مطالعات آلبانیایی) را منتشر کرد. کارل اچ . _ _ جوزپه پیتره فولکلورشناسدر سال 1875 مجموعه‌ای از داستان‌های عامیانه آلبانیایی از سیسیل در فیابه منتشر شد. [24] [18]

نسل بعدی دانشمندانی که به جمع آوری مطالب عامیانه آلبانیایی علاقه مند شدند، عمدتاً فیلولوژیست بودند، از جمله زبان شناسان هندواروپایی که نگران مطالعه زبان آلبانیایی اندک آن زمان بودند. کنسول فرانسه در جانینا و تسالونیکی ، آگوست دوزون ، داستان ها و ترانه های عامیانه آلبانیایی را در ابتدا در 1879 Manuel de la langue chkipe ou albanaise (راهنمای زبان اسکیپ یا آلبانیایی) و در 1881 Contes albanais, recueillis et traduits (آلبانی) منتشر کرد. ، گردآوری و ترجمه شده است). زبان‌شناس چک و استاد زبان‌ها و ادبیات رمانس ، یان اوربان یارنیک، در سال 1883 مطالب فولکلور آلبانیایی از منطقه اسکودرا در Zur albanischen Sprachenkunde (درباره زبانشناسی آلبانیایی) و Příspěvky ku poznání nářečí albánských uveřejňuje (مشارکت در دانش لهجه آلبانیایی) منتشر شد. گوستاو مایر ، زبان شناس آلمانی و استاد دانشگاه گراتس، در سال 1884 چهارده داستان آلبانیایی را در Albanische Märchen (قصه های آلبانی) و گزیده ای از داستان های توسکی در دستور زبان آلبانیایی 1888 (1888) منتشر کرد. مطالب فولکلور او در Albanesische Studien (مطالعات آلبانیایی) او مجدداً منتشر شد. هندو-اروپایی دانمارکی و استاد دانشگاه کپنهاگ،هولگر پدرسن ، در سال 1893 از آلبانی برای یادگیری این زبان و جمع آوری مطالب زبانی بازدید کرد. او سی و پنج داستان عامیانه آلبانیایی را از آلبانی و کورفو ضبط کرد و آنها را در سال 1895 در Albanesische Texte mit Glossar (متون آلبانی با واژه نامه) منتشر کرد. دیگر محققان هند و اروپایی که مطالب فولکلور آلبانیایی را جمع آوری کردند، گوستاو ویگاند و آگوست لسکین ، زبان شناسان آلمانی بودند . [24] [18]

در نیمه اول قرن بیستم، ادیت دورهام ، مردم شناس بریتانیایی از شمال آلبانی بازدید کرد و مطالب فولکلور را در مورد جامعه قبیله ای آلبانی جمع آوری کرد . او در سال 1909 اثر برجسته خود را با آلبانی بالا منتشر کرد که به عنوان یکی از بهترین کتاب های انگلیسی زبان در مورد آلبانی تا کنون نوشته شده است. [25] از سال 1923 به بعد، مارگارت هاسلاک ، محقق و انسان شناس اسکاتلندی، زمانی که در آلبانی زندگی می کرد، مطالب فولکلور آلبانیایی را جمع آوری کرد. او شانزده داستان عامیانه آلبانیایی را که به زبان انگلیسی ترجمه شده بود، در کتاب «Këndime Englisht–Shqip» یا «Albanian–English Reader» در سال 1931 منتشر کرد . [26]

مبدا

عناصر اساطیر آلبانی منشاء پالئوبالکانیک دارند و تقریباً همه آنها بت پرست هستند . [3] دین ایلیاتی باستان یکی از منابعی است که افسانه ها و فرهنگ عامه آلبانیایی از آن تکامل یافته است، [27] [28] [29] که تعدادی از مشابهت ها را با اساطیر یونان باستان و روم منعکس می کند. [30] افسانه آلبانیایی نیز شباهت هایی با سنت های هند و اروپایی همسایه ، مانند حماسه های شفاهی با اسلاوهای جنوبی و داستان های عامیانه یونانی ها نشان می دهد. [31]

اساطیر آلبانیایی ژانر حماسی روایی هندواروپایی درباره جنگجویان گذشته را به ارث برده است ، سنتی که با یونان اولیه ، هند کلاسیک ، انگلستان اوایل قرون وسطی ، آلمان قرون وسطی و اسلاوهای جنوبی مشترک است. [32] باورهای عامیانه آلبانیایی همچنین سنت معمولی هند و اروپایی خدایان واقع در بلندترین و غیرقابل دسترس ترین کوه ها ( کوه تومور[33] آسمان ، رعد و برق ، آب و هوا و خدایان آتش را حفظ کردند ( Zojz ,خدا , Shurdh , Verbt , En , Vatër , Nëna e Vatrës ), [34] [35] افسانه «دختر خورشید و ماه» ( Bija e Hanës e Diellit ), [36] « مارکشی » و « آتش در آب» اسطوره ها ( درانگ و کولشدر )، الهه های سرنوشت و سرنوشت ( زانا ، اورا ، فاتی ، میرا ) [37] و نگهبان دروازه های دنیای زیرین .( سگ سه سر که هرگز نمی خوابد). [38]

تاریخچه

فولکلور آلبانیایی به اساطیر پالئو-بالکان از جمله زیرلایه ای از دین ایلیاتی بازمی گردد . [39] [27] تعدادی مشابه با اساطیر یونان باستان و روم یافت می شود. [30] آلبانیایی ها تحت نفوذ کاتولیک رومی [40] احتمالاً در قرن چهارم و پنجم مسیحی شدند. [41] در زمان‌های بعد، پس از انشعاب غگتوسک ، در شمال کاتولیک و در جنوب ارتدوکس شدند. [41]

در متنی که در اوایل قرن یازدهم به زبان بلغاری گردآوری شده است ، از آلبانیایی ها با نام قومی قدیمی خود Arbanasi به عنوان نیمه معتقد نام برده شده است. [42] اسلام برای اولین بار در قرن پانزدهم پس از فتح این منطقه توسط عثمانی ها به آلبانی معرفی شد. در زمان عثمانی ، اکثریت آلبانیایی ها برای فرار از مالیات های بالاتری که از اتباع مسیحی وضع می شد، مسلمان شدند. با این حال، یک بخش اعتقادات مسیحی و پیش از مسیحیت را حفظ کرد. شاعر بریتانیایی لرد بایرون (1788-1824) اعتقاد مذهبی آلبانی را چنین توصیف می کند: "یونانی ها به سختی آنها را مسیحی می دانند، یا ترک ها را مسلمان می دانند؛ و در واقع آنها مخلوطی از هر دو هستند و گاهی اوقات هیچ کدام."[43]

بین قرن‌های 16 و 18، فرقه صوفی بکتاشی [44] نیز به آلبانی وارد شد که تا حدی به این دلیل که به خود اجازه می‌داد وسیله‌ای برای بیان عقاید و آیین‌های کریپتو-مسیحی و بت پرستی باشد، در بین آلبانیایی‌ها گسترش یافت . [45] [46] بکتاشیسم یک فرقه درویشی پانتئیستی مسلمان ( طریقت ) است که گمان می رود در قرن سیزدهم در منطقه مرزی آناتولی ، جایی که مسیحیت، اسلام و بت پرستی همزیستی داشتند، سرچشمه گرفته است، و امکان ادغام عقاید بت پرستی و غیر اسلامی مشابه را فراهم می کند. به اسلام عامه این روند تبدیل به مسلمانان جدید را تسهیل کرد و به دستور رسمی این کشور تبدیل شد جنچی ها . [47] [48] پس از ممنوعیت همه فرقه‌های صوفی در ترکیه در سال 1925، فرقه بکتاشی مقر خود را در تیرانا تأسیس کرد . [43] آلبانی از زمان تأسیس آن در سال 1912، یک کشور سکولار بوده است ، در دوران رژیم کمونیستی ملحد شد و پس از سقوط رژیم به سکولار بازگشت.

فرهنگ عامه آلبانیایی طی قرنها در فرهنگ و جامعه قبیله ای منزوی نسبی تکامل یافته است ، [4] و اگرچه همه این تغییرات در نظام اعتقادی آلبانیایی وجود داشته است، لایه ای باستانی از باورهای پیش از مسیحیت تا امروز باقی مانده است. [41] [3] [49] افسانه‌ها، افسانه‌ها و افسانه‌های عامیانه به صورت شفاهی به نسل‌ها منتقل شده‌اند و هنوز در مناطق کوهستانی آلبانی ، کوزوو و غرب مقدونیه شمالی ، در میان اربرشه‌ها در ایتالیا و اروانی‌ها زنده هستند . یونان . [18][50]

اساطیر

خدایان طبیعت

مفاهیم

موجودات افسانه ای

شخصیت های قهرمان

اصطلاحات آلبانیایی برای "قهرمان" عبارتند از: trim (مونث: trimneshëkreshnik یا hero (مونث: heroinë ). برخی از قهرمانان اصلی ترانه ها، افسانه ها و اسطوره های حماسی آلبانیایی عبارتند از:

  • نیمه خدایان
    • Drangue : جنگجوی بالدار نیمه انسان، که سلاح‌هایش سنگ‌های شهاب‌سنگ، شمشیرهای رعد و برق، صاعقه، انبوهی از درختان و صخره‌ها هستند.
    • E Bija e Hënës dhe e Diellit : دختر ماه و خورشید که سلاحش نقطه نورانی است.
  • انسان

نقوش قهرمانی

سرودهای قهرمانی آلبانیایی به طور قابل توجهی توسط مفاهیم مندرج در Kanun ، یک کد از قوانین عرفی شفاهی آلبانی، نفوذ می کند: افتخار ، به عنوان عالی ترین آرمان در جامعه آلبانیایی تلقی می شود. شرم و رسوایی که بدتر از مرگ تلقی می شود. بسا و وفاداری , خونگیری . [141] [97]

یکی دیگر از ویژگی های آهنگ های قهرمان آلبانیایی سلاح ها هستند . اهمیت آنها و عشق قهرمانان به آنها به دقت در ترانه ها نشان داده شده است، در حالی که آنها به ندرت به صورت فیزیکی توصیف می شوند. ویژگی مشترکی که در این آهنگ ها ظاهر می شود، میل به شهرت و شکوه است که به شجاعت فرد مربوط می شود. [142]

تشریفات

جشنواره ها

فهرست داستان‌های عامیانه، افسانه‌ها، ترانه‌ها و تصنیف‌ها

قصه های عامیانه

  • ماریگوی چهل اژدها
  • برای عشق یک کبوتر
  • دندان نقره ای
  • بچه مار
  • دختری که به خورشید وعده داده شده بود
  • مار سپاسگزار و کیس جادویی
  • خواهران حسود
  • شاهزاده خانم چین
  • جوانان احمق و حلقه
  • مرد برهنه و برادر پاشا
  • پسر بی نام
  • نیم خروس
  • گیزار بلبل
  • مار و دختر پادشاه
  • خرس و درویش
  • دختر پادشاه و جمجمه
  • رکاب مور
  • داستان جوانانی که زبان حیوانات را فهمیدند
  • دوشیزه در جعبه
  • دختری که پسر شد
  • کفش ها
  • جوان و دوشیزه با ستاره بر پیشانی و هلال بر سینه
  • سه برادر و سه خواهر
  • سه دوست و زیبایی زمینی
  • سر اسکورف
  • پسر و زیبایی زمینی
  • دوقلوها
  • دختر ماه و خورشید (نسخه با kulshedra )
  • دختر ماه و خورشید (نسخه با پسر پادشاه)
  • دختر خورشید
  • مار
  • هفت دهانه ریش و سه دهانه بدن
  • برادران ماهر
  • داستان عقاب

افسانه ها

  • آقا یمر اولسینج
  • علی دوست دده از جیروکاستر
  • بابا تومور
  • چرخه موجو و هلیلی
  • جرج الز علیا
  • ساری سالتک
  • اسکندربیگ و بالابان
  • شگا و ولاستار
  • قبر عاشق
  • افسانه جبل الهاما
  • پرنسس آرجیرو
  • نورای کلمندی
  • افسانه رزافه
  • انتقام گرفته شده از کاستراتی - افسانه قبیله تریپشی
  • تأسیس ایل کلمندی
  • تأسیس ایل کاستراتی
  • تأسیس قبایل هوتی و تریپشی

آهنگ و تصنیف

همچنین مشاهده کنید

منابع

  1. ^ گالاتی و همکاران 2013 ، صص 155-157; تیرتا 2004 ، صص 68-82; Elsie 2001 , pp. 181, 244; Poghirc 1987 ، ص. 178; دورهام 1928 الف ، ص. 51; Durham 1928b , pp. 120-125.
  2. ^ a b السی، رابرت (ویرایشگر). "1534. سباستین فرانک: آلبانی: یک استان قدرتمند اروپا" . albanianhistory.net .
  3. ^ a b c d e f g h i Bonnefoy 1993 , p. 253.
  4. ^ a b Elsie 2001 ، pp. vii–viii.
  5. ^ السی 1994 ، ص. من؛ Elsie 2001b , p. ix
  6. ^ Bonnefoy 1993 , pp. 253-254; Skendi 1967 ، صص 165-166.
  7. ^ Poghirc 1987 , p. 178; Bonnefoy 1993 ، ص. 253
  8. ^ Bonnefoy 1993 ، ص. 253; Poghirc 1987 , pp. 178-179 Tirta 2004 , pp. 68-69, 135, 176-181, 249-261, 274-282, 327
  9. تیرتا 2004 ، صص 68-69، 135، 176-181، 249-261، 274-282، 327; Poghirc 1987 , pp. 178–179; Hysi 2006 ، صص 349-361.
  10. تیرتا 2004 ، صص 42-102، 238-239، 318; Bonnefoy 1993 ، ص. 253; السی 2001 ، صص 35-36، 193، 244; Poghirc 1987 , pp. 178–179; Hysi 2006 ، صص 349-361.
  11. ^ Poghirc 1987 , p. 178; تیرتا 2004 ، صص 68-82; السی 2001 ، ص 181، 244
  12. ^ السی 1994 ، ص. من؛ Poghirc 1987 ، ص. 179
  13. ^ a b Bonnefoy 1993 ، صفحات 253-254.
  14. Doja 2005 ، pp. 449–462; کندی 2017 ، ص. 279
  15. Skendi 1954 ، صفحات 27-28.
  16. Skendi 1954 ، صص 7-10.
  17. Skendi 1967 ، صفحات 116-117.
  18. ^ a b c d e f Elsie 1994 , p. من.
  19. ^ السی 2007 ، صفحات 1-2.
  20. ^ السی 2007 ، ص. 2.
  21. ^ السی 2007 ، ص. 3.
  22. ^ السی و متی-هک 2004 ، ص. xi
  23. ^ السی 2010 ، ص. 255.
  24. ^ a b c Elsie 2007 , p. 1.
  25. ^ السی 2010 ، ص. 120.
  26. ^ السی 2010 ، ص. 185.
  27. ^ a b Stipčević 1977 ، ص. 74.
  28. ^ غرب 2007 ، ص 288.
  29. ^ ویلکس 1995 ، ص. 280.
  30. ^ a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x Poghirc 1987 , p. 179.
  31. ^ غرب 2007 ، ص 19.
  32. ^ غرب 2007 ، ص. 68.
  33. ^ غرب 2007 ، ص 151.
  34. غرب 2007 ، ص 243، 266.
  35. ^ a b c d e f g h i j Treimer 1971 ، pp. 31-33.
  36. ^ غرب 2007 ، ص. 233.
  37. ^ غرب 2007 ، صفحات 385-386.
  38. ^ غرب 2007 ، ص 392.
  39. ^ a b c Poghirc 1987 ، صفحات 178-179.
  40. Matzinger 2018 ، ص. 1792.
  41. ^ a b c d e f g Poghirc 1987 , p. 178.
  42. ^ السی 2003 ، ص. 3.
  43. ^ a b Esposito 2004 ، ص. 20.
  44. کرسینگ و کاسر 2002 ، ص. 72.
  45. Skendi 1967 ، صفحات 244-245.
  46. ^ السی 2019 ، ص. 116.
  47. Skendi 1967b ، صفحات 12-13.
  48. ^ Minkov 2004 ، صفحات 103-104.
  49. ^ a b c d e Skendi 1967 ، صفحات 165-166.
  50. ^ السی 2001b ، ص. ix
  51. ^ a b c d e f g h i j k Doja 2005 ، pp. 449-462.
  52. ^ a b c d e Tirta 2004 ، صفحات 121-132.
  53. ^ a b c d Tirta 2004 ، صفحات 68-82.
  54. ^ السی 2001 ، ص. 244.
  55. ^ السی 2001 ، ص 181، 244.
  56. تیرتا 2004 ، صص 61-62.
  57. تیرتا 2004 ، صص 87-110.
  58. واتکینز، 1995 ، ص 164.
  59. تیرتا 2004 ، صص 116-121.
  60. ^ a b Tirta 2004 ، صص 82-83، 100-102.
  61. ^ a b c d e Tirta 2004 ، صفحات 68-69، 135، 176-181، 249-261، 274-282، 327.
  62. Demiraj 1997 , pp. 431–432.
  63. ^ مان 1977 ، ص. 72.
  64. مان 1952 ، ص. 32.
  65. فیضی 1929 ، ص. 82.
  66. تیرتا 2004 ، صص 258-259.
  67. ^ a b c d e Elsie 2001 ، صفحات 238-259.
  68. ^ a b c Elsie 2001 , p. 161.
  69. ^ a b c Elsie 2001 ، صفحات 241-242.
  70. ^ a b c d e Elsie 2001 ، صفحات 46-47، 74-76، 153-156.
  71. ^ a b c Elsie 2001 ، صفحات 79-81.
  72. ^ a b Elsie 2001 ، صفحات 257-259.
  73. ^ السی 2001 ، صفحات 252-254.
  74. ^ السی 2001 ، ص. 176.
  75. تیرتا 2004 ، صص 147-152، 239، 409.
  76. تیرتا 2004 ، صص 167-268.
  77. ^ a b Tirta 2004 ، صص 111-121، 243، 273، 398.
  78. ^ Lurker 2005 ، ص. 207.
  79. Elsie 2001b ، صفحات 165-169.
  80. ^ a b Tirta 2004 ، ص 115، 132.
  81. Elsie 2001b ، صفحات 22، 48، 130.
  82. Huld 1976 ، ص 181.
  83. دمیراج 1997 ، ص. 206.
  84. ^ نویک 2015 ، ص. 268.
  85. ^ a b Tirta 2004 ، صفحات 176-181.
  86. تیرتا 2004 ، ص. 37.
  87. ^ a b Tirta 2004 ، صفحات 152-156.
  88. ^ السی 2001 ، صفحات 48-49.
  89. تیرتا 2004 ، صص 67-68.
  90. ^ السی 2001 ، صفحات 101، 191.
  91. ^ السی 2001 ، ص. 260.
  92. ^ a b c d e f g Tirta 2004 ، صفحات 62-68.
  93. Skendi 1954 .
  94. ^ واتکینز 1995 ، ص. 67.
  95. تیرتا 2004 ، صص 42-102، 238-239، 318.
  96. Elsie 2001b ، صفحات 35-36.
  97. ^ a b Watkins 1995 ، pp. pp=83, 164, 443.
  98. ^ السی 2001 ، ص. 191.
  99. تیرتا 2004 ، صص 358-391.
  100. ^ a b Tirta 2004 ، صص 135، 199-200، 227-243.
  101. ^ a b c d e Doja 2000 .
  102. کندی 2017 ، ص. 279.
  103. تیرتا 2004 ، صص 199-200، 205.
  104. تیرتا 2004 ، ص 169، 205، 227.
  105. تیرتا 2004 ، صص 19، 20، 66-68، 145-170.
  106. تیرتا 2004 ، صص 26، 66، 324-326.
  107. ^ Poghirc 1987 , p. 179-180.
  108. ^ السی 2001 ، ص. 193.
  109. ^ پیپا 1978 ، ص. 55.
  110. ^ السی 2001 ، ص. 240.
  111. ^ السی 2001 ، صفحات 160-161.
  112. ^ a b c d e f g h i j k l Tirta 2004 ، صفحات 132-137.
  113. ^ السی 2001 ، صفحات 18-19.
  114. تیرتا 2004 ، ص. 407.
  115. ^ السی 2001 ، صفحات 20-21.
  116. ^ السی 2001 ، ص. 49.
  117. ^ السی 2001 ، ص. 50.
  118. ^ السی 2001 ، صفحات 68-69.
  119. ^ a b Elsie 2001 ، ص. 69.
  120. ^ السی 2001 ، ص. 71.
  121. ^ السی 2001 ، ص. 90.
  122. ^ a b Elsie 2001 ، ص. 107.
  123. ^ السی 2001 ، ص. 103.
  124. ^ a b Elsie 2001 ، ص. 113.
  125. ^ السی 2001 ، ص. 140.
  126. ^ السی 2001 ، ص. 150.
  127. ^ السی 2001 ، صفحات 150-151.
  128. ^ السی 2001 ، ص. 151.
  129. ^ a b Elsie 2001 ، ص. 152.
  130. ^ السی 2001 ، ص. 153.
  131. ^ a b Elsie 2001 ، ص. 158.
  132. ^ السی 2001 ، صفحات 162-163.
  133. ^ a b Elsie 2001 ، ص. 164.
  134. Elsie 2001b ، صص 155، 230.
  135. Elsie 2001b ، صفحات 22-23.
  136. ^ a b Novik 2015 ، ص. 266.
  137. ^ السی 2001 ، ص. 236.
  138. تیرتا 2004 ، ص 111، 193-194.
  139. ^ السی 2001 ، ص. 79.
  140. ^ السی 2001 ، ص. 134.
  141. Skendi 1954 ، صص 83، 86-91.
  142. Skendi 1954 ، صفحات 91-92.
  143. ^ السی 2001 ، صفحات 36-40.
  144. ^ السی 2001 ، صفحات 166-171.
  145. تیرتا 2004 ، صص 307-313.
  146. ^ السی 2001 ، ص. 215.
  147. تیرتا 2004 ، صص 216-227.
  148. کندی 2017 ، صص 277–288.
  149. تیرتا 2004 ، صص 253-255.
  150. ^ السی 2001 ، صفحات 259-260.
  151. تیرتا 2004 ، صص 249-251.

کتابشناسی