بزرگسالی

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
رفتن به ناوبری پرش به جستجو

بزرگسالی "قدرت بزرگسالان بر کودکان است". [1] بطور دقیق تر ، بزرگسالی به عنوان "تعصب و همراه با تبعیض سیستماتیک علیه جوانان" تعریف می شود. [2] از نظر فلسفی تر ، این اصطلاح همچنین به عنوان "تعصب نسبت به بزرگسالان ... و اعتیاد اجتماعی به بزرگسالان ، از جمله ایده ها ، فعالیت ها و نگرش های آنها" تعریف شده است. [3]

ریشه شناسی [ ویرایش ]

سکه [ ویرایش ]

کلمه بزرگسالی توسط پترسون دو بوئیس در سال 1903 استفاده شد ، [4] و در ادبیات روانشناسی فرانسه در سال 1929 ظاهر شد و تأثیر بزرگسالان را بر کودکان توصیف کرد. این به عنوان شرایطی در نظر گرفته شد که در آن یک کودک دارای "هیکل و روح" شبیه به بزرگسالان بود ، و نمونه ای از آن ، [5]

یک پسر 12 ساله و یک دختر 13 ساله که دارای روحیه و شخصیت بزرگسالان بودند ... آنها به دلیل سرقت و فحشا در موسسات قرار گرفتند. این اشکال زودرس ، فرد را به مشکل می کشاند و باید در اوایل رشد فرد تشخیص داده شود.

این مقاله در مقاله مجله ای در اواخر دهه 1970 که پیشنهاد می کرد بزرگسالی سوء استفاده از قدرت بزرگسالان بر کودکان است ، جایگزین این تعریف شد. نویسنده نمونه هایی از بزرگسالی را نه تنها در والدین بلکه در معلمان ، روان درمانگران ، روحانیون ، پلیس ، قضات و هیئت منصفه نیز شناسایی کرد. [1]

استفاده [ ویرایش ]

بزرگسالی به عنوان "رفتارها و نگرش هایی بر اساس این فرض ها که بزرگسالان بهتر از جوانان هستند و می توانند بدون توافق با جوانان رفتار کنند" تعریف شده است. [6] [7] همچنین به عنوان "اعتیاد به نگرش ها ، ایده ها ، باورها و اقدامات بزرگسالان" دیده می شود. [8] بزرگسالان به طور متداول برای توصیف هرگونه تبعیض علیه جوانان استفاده می شود و از سن گرایی متمایز می شود ، که صرفاً تعصب بر اساس سن است. به طور خاص علیه جوانان نیست پیشنهاد شده است که "بزرگسالی ، که با دیدگاه خود مرتبط است با رد و حذف موضوعیت کودک ، همیشه در فرهنگ غربی وجود داشته است". [9]

فلچر [10] پیشنهاد می کند که بزرگسالی در جامعه سه بیان اصلی دارد:

  • بزرگسالی نگرشی: احساسات ، مفروضات و باورهای شخصی که نگرش افراد را در مورد جوانان شکل می دهد. این امر را بزرگ سالی درونی نیز می نامند .
  • بزرگسالی فرهنگی: نگرش های مشترک ، از جمله اعتقادات و آداب و رسوم ، این فرض را ترویج می کند که افراد بزرگسال از افرادی که به عنوان یک فرد بالغ شناخته نمی شوند ، صرفاً به دلیل سن آنها ، برتری دارند. به این هم می گویند بزرگسالی اجتماعی .
  • بزرگسالی ساختاری: عادی سازی و مشروعیت بخشیدن به پویایی های تاریخی ، فرهنگی ، نهادی و بین فردی که به طور معمول از بزرگسالان سود می برد در حالی که نتایج منفی و تجمعی مزمن را برای جوانان ایجاد می کند. از این امر به عنوان بزرگسالی نهادی نیز یاد می شود .

مطالعه ای که توسط موسسه پیشگیری از بحران در مورد شیوع بزرگسالی انجام شد ، نشان داد تعداد فزاینده ای از سازمان های محلی برای خدمت رسانی به جوانان به این موضوع پرداخته اند. [11] به عنوان مثال ، یک برنامه محلی در اوکلند ، کالیفرنیا ، تأثیر بزرگسالی را توصیف می کند ، که "مانع رشد جوانان ، به ویژه عزت نفس و ارزش خود ، ایجاد روابط مثبت با بزرگسالان دلسوز ، یا حتی بزرگسالان را متحد می بینید "، در وب سایت خود. [12]

اصطلاحات مشابه [ ویرایش ]

بزرگسالان برای توصیف ظلم و ستم کودکان و جوانان از سوی بزرگسالان به کار می روند ، که از نظر جنبه نژادپرستی و تبعیض جنسیتی دارای همان قدرت در زندگی جوانان است. [13] به عنوان یک تعمیم پدریسم تلقی می شود ، که اجازه می دهد نیروی بزرگسالی فراتر از مردان باشد ، و ممکن است در نوزادان کودکان و نوجوانان مشاهده شود. پدوفوبیا (ترس از کودکان) و افبی فوبیا (ترس از جوانی) به عنوان پیش زمینه بزرگسالی مطرح شده است. [14] ژرنتوفوبیا ، یا متضاد آن ، ژرونتوکراسی ، ممکن است بسط بزرگسالی باشد. [15]

اصطلاحات مشابهی مانند امتیاز بزرگسالان ، سلطنت طلبی و مرکزگرایی بزرگسالان به عنوان جایگزین هایی ارائه شده اند که از نظر مورفولوژیکی بیشتر موازی هستند. [16] در مقابل adultism است jeunism ، که به عنوان اولویت از جوانان و نوجوانان بیش از بزرگسالان تعریف شده است.

انجمن دفاع از حقوق ملی جوانان تبعیض علیه جوانان به عنوان توصیف تبعیض سنی است که هر شکلی از تبعیض در برابر هر کسی با توجه به سن آنها. طرفداران استفاده از "سن گرایی" نیز بر این باورند که این امر با افراد مسن که علیه اشکال تبعیض سنی خود مبارزه می کنند ، رایج است. [17] با این حال ، یک سازمان ملی به نام Youth On Board با این امر مخالف است و استدلال می کند که "پرداختن به رفتار بزرگسالان با نامیدن آن به عنوان سن گرایی به خودی خود تبعیض علیه جوانان است." [18]

علل [ ویرایش ]

فلاشر در مقاله مهم خود در سال 1978 توضیح داد که بزرگسالی ناشی از این باور است که کودکان حقیر هستند و معتقدند که بزرگ سالی می تواند به عنوان پرورش بیش از حد ، مالکیت یا محدودیت بیش از حد ظاهر شود ، که همه آنها آگاهانه یا ناخودآگاه به دنبال کنترل بیش از حد یک کودک هستند. کودک. [19] این مسئله با طرح ریزی و شکاف روانشناختی همراه است ، فرایندی که بر اساس آن "کسی که قدرت دارد مواد ناخودآگاه ، حل نشده جنسی و پرخاشگر خود را به کودک نسبت می دهد -" هم تاریک و هم روشن ... الهی کودک / کسری کودک [20] تقسیم می شود.

اخیراً ، الهیات شناسان هیتر ایتون و متیو فاکس پیشنهاد کردند: "بزرگسالی از سرکوب بزرگسالان به کودک درونی ناشی می شود." [21] جان هولت گفت: "درک بزرگسالی ممکن است توضیح دهد که منظور من وقتی می گویم که بسیاری از آنچه به عنوان هنر کودکان شناخته می شود یک اختراع بزرگسالان است." [22] این دیدگاه ظاهراً توسط مایا آنجلو پشتیبانی می شود ، که اظهار داشت:

همه ما خلاق هستیم ، اما وقتی سه یا چهار ساله می شویم ، کسی خلاقیت را از ما دور کرده است. برخی افراد بچه هایی را که شروع به قصه گویی می کنند ، می بندند. بچه ها در گهواره های خود می رقصند ، اما کسی اصرار می کند که آنها بی حرکت بنشینند. وقتی افراد خلاق ده یا دوازده ساله می شوند ، می خواهند مثل بقیه باشند. [23]

شواهدی از بزرگسالی [ ویرایش ]

در یک نظرسنجی 2006/2007 که توسط اتحادیه حقوق کودکان برای انگلستان و دفتر ملی کودکان انجام شد ، از 4060 کودک و جوان پرسیده شد که آیا تا به حال بر اساس معیارهای مختلف (نژاد ، سن ، جنس ، گرایش جنسی و غیره) با آنها ناعادلانه رفتار شده است. در مجموع 43 درصد از جوانان بریتانیایی که مورد بررسی قرار گرفتند ، اظهار کردند که بر اساس سن خود ، تبعیض را تجربه کرده اند ، که به طور قابل توجهی بیشتر از سایر گروه های تبعیض مانند جنسیت (27 درصد) ، نژاد (11 درصد) یا گرایش جنسی (6 درصد) است. [24]

طبقه بندی [ ویرایش ]

علاوه بر فلچر ، [10] کارشناسان دیگر اشکال متعددی از بالغ گرایی را شناسایی کرده اند که گونه شناسی شامل بزرگسالی درونی ، [25] بزرگسالی نهادینه ، [26] بزرگسالی فرهنگی و اشکال دیگر را ارائه می دهد.

بزرگسالی درونی [ ویرایش ]

بری چکووی ، استاد دانشگاه میشیگان در نشریه ای که توسط بنیاد WK Kellogg منتشر شده است ، ادعا می کند که بزرگسالی درونی باعث می شود که جوانان "مشروعیت خود را زیر سال ببرند ، به توانایی خود در ایجاد تغییر شک کنند" و "فرهنگ سکوت" را در بین جوانان تداوم بخشد. [27]

یک مطالعه تحقیقی گزارش می دهد: "بزرگسالی ما را در کودکان متقاعد می کند که کودکان واقعاً حساب نمی کنند." و برای ما [کودکان] بسیار مهم است که از بزرگترها رضایت داشته باشیم و با آنها "خوب" باشیم ، حتی اگر این بدان معنا باشد. این جنبه از بزرگسالی درونی منجر به این می شود که چنین پدیده هایی بر خواهر و برادرهای ما تأثیر بگذارد یا "حیوان خانگی معلم" باشد ، فقط دو مثال را ذکر می کند. "

نمونه های دیگر از بزرگسالی درونی شامل انواع زیادی از خشونت است که توسط کودکان و نوجوانان توسط خشونت هایی که در دوران جوانی با آنها روبرو شده است اعمال می شود ، مانند تنبیه بدنی ، سوء استفاده جنسی ، سوء استفاده لفظی و حوادث اجتماعی که شامل سیاست های فروشگاه ها برای ممانعت از بازدید جوانان است. مغازه های بدون بزرگسال و پلیس ، معلمان یا والدین جوانان را بدون دلیل موجه از مناطق تعقیب می کنند. [6]

بزرگسالی نهادی [ ویرایش ]

بالندگی سازمانی ممکن است در هر مورد از سوگیری های سیستمیک آشکار باشد ، جایی که محدودیت ها یا خواسته های رسمی برای افراد صرفاً به دلیل سن کم آنها تعیین می شود. سیاست ها ، قوانین ، قوانین ، ساختارهای سازمانی و رویه های سیستماتیک هریک به عنوان مکانیزمی برای نفوذ ، تداوم و القای بزرگسالی در جامعه عمل می کنند. این محدودیت ها اغلب از طریق نیروی فیزیکی ، اجبار یا اقدامات پلیس تقویت می شوند و اغلب به عنوان استانداردهای دوگانه تلقی می شوند. [28] این درمان به طور فزاینده ای به عنوان یک پیرمرد سالاری در نظر گرفته می شود . [29] [30]

م Institسسات تداوم بزرگسالي ممكن است شامل بخشهاي امانتداري ، حقوقي ، آموزشي ، اجتماعي ، مذهبي و دولتي يك جامعه باشند. ادبیات علوم اجتماعی بزرگسالی را به عنوان "در زمینه نابرابری اجتماعی و سرکوب کودکان ، که در آن کودکان از حقوق انسانی محروم هستند و به طور نامتناسب قربانی بدرفتاری و استثمار می شوند ،" معرفی کرده است. [31]

بزرگسالی نهادی ممکن است در موارد زیر وجود داشته باشد:

و همچنین مسائل حقوقی که بر نوجوانان و موسسات کل تأثیر می گذارد .

بزرگسالی فرهنگی [ ویرایش ]

بزرگسالي فرهنگي شكلي مبهم و درعين حال بسيار شايعتر از " تبعيض يا عدم تحمل جوانان" است. [35] هرگونه محدودیت یا استثمار از افراد به دلیل سن کم آنها ، برخلاف توانایی ، درک یا ظرفیت آنها ، ممکن است بزرگسال باشد. این محدودیت ها اغلب به قصایدی گفته می شود که تنها بر اساس سن به بزرگسالان ارائه می شود ، مانند "قضاوت بهتر" یا "خردمندی سن". یکی از سردبیران مجله والدین اظهار می دارد: "بیشتر اوقات افراد با بچه ها متفاوت از بزرگسالان صحبت می کنند و اغلب آنها نیز متفاوت عمل می کنند." [36] این خلاصه ای از بزرگسالی فرهنگی است. برای نمونه دیدن کنید:

نتایج [ ویرایش ]

طبقه بندی اجتماعی [ ویرایش ]

تبعیض علیه سن به طور فزاینده ای به عنوان نوعی تعصب در محیط های اجتماعی و فرهنگی در سراسر جهان شناخته شده است. تعداد فزاینده ای از نهادهای اجتماعی به موقعیت کودکان و نوجوانان به عنوان یک گروه اقلیت مظلوم اذعان دارند . [38] بسیاری از جوانان علیه افسانه های بزرگسالان که از دهه 1970 تا 1990 در رسانه های جمعی گسترش یافته است ، تجمع می کنند. [39] [40]

تحقیقی که از دو منبع (مطالعه سراسری دانشگاه کرنل و مطالعه دانشگاه هاروارد در مورد جوانان) گردآوری شده است ، نشان داده است که طبقه بندی اجتماعی بین گروه های سنی باعث کلیشه سازی و تعمیم می شود. به عنوان مثال ، افسانه ای که توسط رسانه ها تداوم یافته است که همه نوجوانان نابالغ ، خشن و سرکش هستند. [41] مخالفان بزرگسالی ادعا می کنند که این امر منجر به تجمع جوانان ، دانشگاهیان ، محققان و دیگر بزرگسالان علیه بزرگ سالی و سن گرایی شده است ، مانند برنامه های آموزشی ، بیانیه های اعتراضی و ایجاد سازمان هایی که به انتشار این مفهوم و پرداختن به آن اختصاص داده اند. به [42]

به طور همزمان ، تحقیقات نشان می دهد که جوانانی که در درون سازمان های اجتماعی با بزرگ سالی مبارزه می کنند ، میزان بالایی از تأثیرگذاری را بر سازمان های مذکور ، و همسالان خود ، بزرگسالانی که با آنها کار می کنند و جامعه بزرگتری که سازمان متعلق به آن است ، دارند. [43]

پاسخ های فرهنگی [ ویرایش ]

ممکن است اثرات منفی بسیاری از بزرگسالی از جمله افبی فوبیا و شکاف فزاینده نسلی وجود داشته باشد. یک واکنش اجتماعی واکنشی به بزرگسالی شکل جنبش حقوق کودکان را به دست می گیرد که توسط جوانان رهبری می شود که علیه استثمار برای کار خود اعتراض می کنند. تعداد زیادی از رسانه های مردمی برای اعتراض به بزرگ سالی ، به ویژه موسیقی و فیلم ، استفاده می شوند. علاوه بر این ، بسیاری از تلاشهای تغییر اجتماعی تحت رهبری جوانان به طور ذاتی به بزرگسالی پاسخ داده اند ، به ویژه آنهایی که با فعالیت جوانان و فعالیتهای دانشجویی مرتبط هستند ، که هر کدام از جنبه های خود با تأثیرات بزرگسالی نهادینه شده و فرهنگی دست و پنجه نرم کرده اند. [42]

پیشرفتهای علمی [ ویرایش ]

تعداد فزاینده ای از م institutionsسسات دولتی ، دانشگاهی و آموزشی در سراسر جهان سیاست ایجاد کرده اند ، مطالعات انجام داده اند و نشریاتی ایجاد کرده اند که به بسیاری از تلقینات و پیامدهای بزرگسالی پاسخ می دهند. می توان گفت که بسیاری از کارهای محقق مشهور مارگارت مید پاسخی به بزرگسالی است. [44] محققان فعلی که اثرات بزرگسالی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند عبارتند از مایک ملس جامعه شناس [45] و هنری گیرو نظریه پرداز انتقادی . این موضوع اخیراً در ادبیات روانشناسی آزادی نیز مورد بحث قرار گرفته است. [46]

پرداختن به بزرگسالی [ ویرایش ]

گفته می شود که هر نمایشگاه بی جان یا زنده از بزرگسالی "بزرگسال" است. این ممکن است شامل رفتارها ، سیاست ها ، شیوه ها ، موسسات یا افراد باشد. در بیشتر کشورها ، از والدین تا فرزندان زیر 18 سال ، قانونی است.

مربی جان هولت پیشنهاد کرد که آموزش بزرگسالان در مورد بزرگسالی گامی حیاتی برای رسیدگی به آثار بزرگسالی است [47] و حداقل یک سازمان [48] و یک برنامه درسی [49] این کار را انجام می دهند. چندین مربی برنامه های درسی ایجاد کرده اند که به دنبال آموزش جوانان در مورد بزرگسالی نیز هستند. [50] در حال حاضر ، سازمان هایی که به اثرات منفی بزرگسالی پاسخ می دهند ، شامل سازمان ملل متحد است که تحقیقات زیادی را انجام داده است [51] علاوه بر این که نیاز به مقابله با بزرگسالی را از طریق سیاست ها و برنامه ها تشخیص داده است. CRCدارای مواد خاصی است (5 و 12) که به طور خاص به مبارزه با بزرگسالی متعهد شده است. سازمان بین المللی دیده بان حقوق بشر نیز همین کار را کرده است. [52]

رویه رایج ، مشارکت صدای جوانان و تشکیل مشارکت جوانان و بزرگسالان را به عنوان گام های اساسی برای مقاومت در برابر بزرگسالی می پذیرد. [53]

برخی از راه های به چالش کشیدن بزرگسالان نیز شامل برنامه نویسی تحت رهبری جوانان و شرکت در سازمان های تحت رهبری جوانان است . اینها هر دو روش افزایش کودکان و اقدام برای جلب تعصب نسبت به بزرگسالان است. برنامه نویسی تحت رهبری جوانان اجازه می دهد تا صدای جوانان شنیده شود و مورد توجه قرار گیرد. [54] کنترل خود مختاری آنها می تواند به کودکان در کنترل جنسیت آنها نیز کمک کند. دور شدن از چارچوب بزرگسالان منجر به دور شدن از این ایده می شود که کودکان نمی توانند اطلاعات مربوط به رابطه جنسی و جنسیت خود را مدیریت کنند. پذیرفتن آمادگی کودکان برای یادگیری درباره خود ، میزان اطلاعات غلطی را که همسالان به آنها می دهند کاهش می دهد و به آنها امکان می دهد اطلاعات دقیقی از افرادی که در این زمینه آموزش دیده اند دریافت کنند.[55]

انتقاد [ ویرایش ]

در شدیدترین شکل خود ، هدف طرفداران پرداختن به بزرگسالی "اعمال کم و بیش آگاهانه ، کنترل نشده و پنهان قدرت بر کودک توسط بزرگسالان ... این اعمال قدرت توسط بزرگسالان" [56] به خودی خود است. به چنین حمله ای به هر نیروی بزرگسال ممکن است با آنچه " ایده همونکولوس در مورد کودکان " نامیده می شود ، دامن بزند . برای بسیاری از بزرگسالان یک کودک یک بزرگسال کوچک است. آنها نمی فهمند که کودک انواع مختلفی از مشکلات را دارد بزرگسال انجام می دهد " [57]

در شکل ملایم آن ، "بزرگسالی در مورد سوء استفاده از قدرت است و به مسئولیت های عادی بزرگسالان در رابطه با کودکان اشاره نمی کند". [58] بنابراین ، "پرداختن به بزرگسالی به معنای معکوس ساختن قدرت نیست ... [یا] ریشه کن کردن کامل آن": بلکه ، "از بین بردن بزرگسالی مستلزم مذاکره درباره تصمیمات است". [59]

همچنین ببینید [ ویرایش ]

منابع [ ویرایش ]

  1. ^ a b Flasher، J. (1978). "بزرگسالی". نوجوانی . 13 (51): 517-523. PMID  735921 .
  2. ^ J. گرگوری / CM Jungers، همنشین مشاور (2007) ص 65
  3. ^ فلچر ، A. (2015). مواجهه Adultism . المپیا ، WA: انتشارات CommonAction.
  4. ^ دو بوئیس ، پترسون (1903). مطالعه Fireside Child: The Art of Fair and مهربان . دود ، مید و شرکت. پ. 17 .
  5. ^ Courbon، P. (1933). "بزرگسالی ذهنی و رشد زودرس شخصیت". پزشکان و روانشناسان Annales . 87 : 355–362.
  6. ^ ب بل، جان (مارس 1995). "درک بزرگ سالی: یک مانع عمده برای ایجاد روابط مثبت بین جوانان و بزرگسالان" (PDF) . YouthBuild USA - از طریق دفتر آموزش و پرورش شهرستان ساکرامنتو.
  7. ^ گونگ ، جنیفر ؛ رایت ، دانا (سپتامبر 2007). "زمینه قدرت: جوانان به عنوان ارزیاب". مجله ارزیابی آمریکا . 28 (3): 327–333. doi : 10.1177/1098214007306680 .
  8. ^ فلچر ، آدم. "بزرگسالی" . موسسه Freechild .
  9. ^ دیوید کندی ، خوب بودن (2006) ص. 67
  10. ^ a b Fletcher2013
  11. ^ تیت ، توماس اف. و کوپاس ، رندال ال. (بهار 2003) "اصرار یا عضویت ؟: بزرگسالی در مقابل آب و هوای برتری" ، بازپس گیری کودکان و جوانان: مجله مداخلات مبتنی بر قدرت ، v12 n1. ص 40-45.
  12. ^ واژه نامه جوانان با هم بایگانی شد 23 ژوئن 2007 ، در دستگاه Wayback . جوانان با هم. بازیابی شده 4/1/2008.
  13. ^ روش ، جرمی (نوامبر 1999). "کودکان: حقوق ، مشارکت و شهروندی". دوران کودکی . 6 (4): 475-493. doi : 10.1177/0907568299006004006 .
  14. ^ فلچر ، A. (2006) کتاب صدای جوانان واشنگتن Olympia ، WA: CommonAction.
  15. ^ "Adultism" . www.cons-help.com . بازیابی شده 2021-03-19 .
  16. ^ بونیچسن ، سون. "سه نوع آزادی جوانان: برابری جوانان ، قدرت جوانان ، فرهنگ جوانان" . انجمن ملی حقوق جوانان بایگانی شده از نسخه اصلی در 1 فوریه 2011 . بازبینی شده در 4 ژانویه 2011 .
  17. ^ الکس Koroknay-Palicz بلاگ بازدید آرشیو ماه مه 23، 2006، در پایگاه Wayback Machine . بازیابی شده 7/20/08.
  18. ^ Young، K & Sazama، J (2006) 15 نکته برای مشارکت موفقیت آمیز جوانان در تصمیم گیری. بوستون: جوانان در کشتی .
  19. ^ فلاشر ، ج. (1978) "بزرگسالی". نوجوانی 13 (51) Fal 1978 ، 521.
  20. ^ کندی ، ص. 64
  21. ^ ایتون ، اچ اند فاکس ، م. "فصل 10: روح متعالی: تکریم کودک و دین." در Cavoukian، R. (Ed) & Olfman، S. (Ed). (2006). تقدیر از کودکان: چگونه می توان این جهان را دور زد . وستپورت ، سی تی: ناشران پراگر/گروه نشر گرین وود.
  22. ^ هولت ، ج. (اد) خودتان را آموزش دهید: کتاب آموزش خانگی جان هولت . انتشارات پرسئوس.
  23. ^ ایراکی ، XN ؛ موکوریما ، موریوکی. "اخبار کنیا تایمز ، نظر-آموزش وسیله نقلیه جدید یک جامعه طبقاتی" . بایگانی شده از نسخه اصلی در 17 مارس 2007 . بازیابی شده 2007-03-21 .
  24. ^ Willow، C.، Franklin، A. and Shaw، C. (2007). رعایت تعهدات کنوانسیون حقوق کودک در انگلستان. پیام کودکان و نوجوانان به دولت DCSF
  25. ^ کلمه را بیرون بیاورید! بایگانی شد 2007-09-26 در دستگاه Wayback Jenny Sazama (2004). ص 12
  26. ^ هرناندز ، دی و رحمان ، بی. (ویرایش). (2002) این را مستعمره کنید!: زنان جوان رنگین پوست در مورد فمینیسم امروز . پرس مهر
  27. ^ بزرگسالان به عنوان متحد بایگانی شدند 26 سپتامبر 2007 ، در Wayway Machine (1998) WK Kellog Foundation. بازیابی شده 4/1/2008.
  28. ^ Males، M. (1997) Framing Youth: 10 Myths about the Next Generation. "دادگاه ها صراحتا حکم داده اند که سیاست گذاران ممکن است مسئولیت ها و مجازات های مربوط به بزرگسالان را برای هر یک از جوانان مانند یک بزرگسال تعیین کنند ، در عین حال قوانین و سیاست ها حقوق نوجوانان را بطور دسته جمعی مانند کودکان لغو می کنند."
  29. ^ نظارت بر صبحانه با جیمز کارویل و استنلی گرینبرگ "این جنگ طبقاتی نیست ، این جنگ نسلی است. این دولت و افراد ثروتمند قدیمی به جوانان اعلان جنگ داده اند. این جنگ واقعی است که در اینجا جریان دارد. و این جنگ است ما باید در مورد آن صحبت کنیم. " - جیمز کارویل
  30. ^ گاتو ، JT (2002) تاریخچه زیرزمینی آموزش و پرورش آمریکا بایگانی شد 10 دسامبر 2006 ، در دستگاه Wayback "کودکان مجاز به پذیرش مسئولیت هستند و با توجه به مشارکت جدی آنها در جهان بزرگتر همیشه برتر از کسانی هستند که فقط مجاز به بازی و منفعل هستند. در سن دوازده سالگی ، دریاسالار فراگوت اولین فرمان خود را دریافت کرد. "
  31. ^ لومباردو ، لوسین ؛ پولونکو ، کارن A. "مشارکت های بین رشته ای در پیشگیری از بدرفتاری با کودکان" . مجله بین المللی علوم اجتماعی بین رشته ای . 4 (12): 89-112. بایگانی شده از نسخه اصلی در 03/06/2016 . بازیابی شده 2016-05-20 .
  32. ^ تبعیض نهادینه شده نیز به عنوان خشونت ساختاری تلقی می شود . به کلی ، P. "مبارزه برای امید" (1984) برای شواهد خاص در مورد بزرگسالی نهادی در مراقبت های بهداشتی ، که به عنوان خشونت ساختاری شناخته شده است ، مراجعه کنید. "یک سوم از 2000 میلیون نفر در کشورهای در حال توسعه از گرسنگی رنج می برند یا از سوءتغذیه رنج می برند. بیست و پنج درصد از فرزندان آنها قبل از پنج سالگی می میرند ... کمتر از 10 درصد از 15 میلیون کودکی که امسال فوت کردند واکسیناسیون هر کودک 3 پوند برای هر کودک هزینه دارد. اما انجام ندادن این کار سالانه پنج میلیون نفر برای ما هزینه دارد. اینها نمونه های کلاسیک خشونت ساختاری هستند . "
  33. ^ ژیرو، H. نگاهی بازگشت آموزش عالی: نژاد، جوانان و بحران دموکراسی در دوران پس حقوق مدنی (2004).
  34. ^ Breeding ، J. (nd) آیا ADHD حتی وجود دارد؟ Ritalin Sham Sunriver ، OR: پروژه کودک طبیعی.
  35. ^ فلچر ، ~ Adam FC (05-02-2016). "بزرگسالی فرهنگی" . موسسه Freechild . بازیابی شده 2021-03-19 .
  36. ^ برخورد برابر با کودکان رایت ، J. مجله رنسانس جدید (2001). "
  37. ^ Leddy، توماس (زمستان 2002). "زیبایی شناسی و کتابهای تصویری کودکان". مجله آموزش زیبایی شناسی . 36 (4): 43-54. doi : 10.2307/3301567 . JSTOR 3301567 . 
  38. ^ (2006) 15 نکته برای مشارکت موفقیت آمیز جوانان در تصمیم گیری. بوستون: جوانان در کشتی. ص 95
  39. ^ (2004) "ایجاد فضا-ایجاد تغییر: مشخصات سازمانهای تحت رهبری جوانان و جوانان" . مرکز استراتژی جنبش ص 17. برگرفته از 9/7/07.
  40. ^ ژیرو، H. "رها نسل: دموکراسی فراتر از فرهنگ ترس" (2003).
  41. ^ (2006) 15 نکته برای مشارکت موفقیت آمیز جوانان در تصمیم گیری. بوستون: جوانان در کشتی. ص 94
  42. ^ a b (2006) 15 نکته برای مشارکت موفقیت آمیز جوانان در تصمیم گیری. بوستون: جوانان در کشتی. ص 92
  43. ^ Zeldin، S، Kusgen-McDaniel، A، & Topitzes، D. "Youth in Decision-Decision: A Study on the Impacts of Youth on Adults and Organisations" بایگانی شده در 19 اوت 2006 ، در ماشین Wayback (2001).
  44. Mit میچل ، لیزا ام. (بهار 2006). "کودک محور؟ تفکر انتقادی در مورد نقاشی های کودکان به عنوان یک روش تحقیق بصری". مروری بر مردم شناسی بصری . 22 (1): 68. doi : 10.1525/var.2006.22.1.60 .
  45. ^ چو ، جولی (پاییز 1997). "پیمایش در محیط رسانه ای: چگونه جوانان ادعا می کنند که از طریق زاین ها جایی را به دست می آورند". عدالت اجتماعی . 24 (3): 71-85. JSTOR 29767022 . 
  46. ^ واتس ، رودریک جی. فلانگان ، کنستانس (آگوست 2007). "فشار آوردن بر مشارکت مدنی جوانان: دیدگاه روانشناسی رشد و رهایی". مجله روانشناسی جامعه . 35 (6): 779-792. doi : 10.1002/jcop.20178 .
  47. ^ هولت ، ج. (2003)انتشارات پرسئوس خود را آموزش دهید .
  48. ^ "جوانان در کشتی - ماساچوست" . Youthonboard .
  49. ^ Creighton، A. & Kivel، P. (1992) کمک به نوجوانان برای جلوگیری از خشونت: راهنمای عملی مشاوران ، مربیان و والدین شکارچی خانه.
  50. ^ Miller-McLemore، B. (2003) اجازه دهید بچه ها بیایند: تجسم دوباره دوران کودکی از دیدگاه مسیحیان جوزی باس.
  51. ^ تکامل ظرفیت های کودک یونیسف. (2005)
  52. ^ تفاوت بین جوانان و بزرگسالان HRW بصورت آنلاین.
  53. ^ (nd) منابع بزرگسالان وب سایت پروژه Freechild.
  54. ^ "Adultism" . موسسه Freechild . 22 دسامبر 2015.
  55. ^ "نسخه بایگانی شده" . بایگانی شده از نسخه اصلی در 24/10/2016 . بازیابی شده 05/05/2016 .CS1 maint: archived copy as title (link)
  56. ^ آلیس میلر ، درام کودک بودن (1995) ص. 85
  57. E اریک برن ، راهنمای لیمان برای روانپزشکی و روانکاوی (پنگوئن 1976) ص. 103
  58. ^ M.-N. بئودوین/م. تیلور ، شکستن فرهنگ قلدری و بی احترامی (2004) ص. 9
  59. ^ بئودوین ، ص. 129-30

پیوندهای خارجی [ ویرایش ]