عدم تقارن بازیگر- ناظر

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

عدم تقارن کنشگر-مشاهده (همچنین سوگیری کنشگر-مشاهده ) سوگیری است که فرد هنگام ایجاد اسناد در مورد رفتار دیگران یا خود بسته به اینکه آنها بازیگر یا ناظر در یک موقعیت هستند، ایجاد می کند. [1] هنگامی که مردم رفتار خود را قضاوت می کنند، بیشتر احتمال دارد که اعمال خود را به موقعیت خاص نسبت دهند تا شخصیت خود. با این حال، هنگامی که یک ناظر رفتار شخص دیگری را توضیح می دهد، به احتمال زیاد این رفتار را به شخصیت بازیگران نسبت می دهد تا به عوامل موقعیتی.

گاهی اوقات عدم تقارن کنشگر-مشاهده به عنوان خطای اسناد اساسی تعریف می شود ، [2] که زمانی است که افراد تمایل دارند به جای عوامل خارجی یا تأثیرات موقعیتی، بر خصوصیات درونی، شخصی یا منش به عنوان علت رفتار تمرکز کنند. [3]

این اصطلاح تحت تئوری اسناد قرار می گیرد . فرضیه خاص عدم تقارن کنشگر-مشاهده در اسناد در ابتدا توسط ادوارد جونز و ریچارد نیسبت ارائه شد، جایی که آنها گفتند که "بازیگران تمایل دارند علل رفتار خود را به محرک های ذاتی موقعیت نسبت دهند، در حالی که ناظران تمایل دارند رفتار را به ثبات نسبت دهند. تمایلات بازیگر". [1] با تایید شواهد اولیه، این فرضیه برای مدت طولانی ثابت بود. با این حال، یک متاآنالیز از تمام آزمون‌های منتشر شده این فرضیه بین سال‌های 1971 و 2004 نشان داد که هیچ گونه عدم تقارن بازیگر-مشاهده‌ای مانند آنچه قبلاً پیشنهاد شده بود وجود ندارد. [4] مال این نتیجه را نه چندان به عنوان دلیلی بر این که بازیگران و ناظران رفتار را دقیقاً به همان شیوه توضیح می‌دهند، تفسیر کرد، بلکه به‌عنوان مدرکی مبنی بر اینکه فرضیه اصلی اساساً در شیوه‌ای که توضیح‌های رفتار افراد را به‌عنوان نسبت‌هایی به گرایش‌های باثبات یا موقعیت نسبت می‌داد، ناقص بود.

ملاحظات تفاوت‌های کنشگر و ناظر را می‌توان در رشته‌های دیگر نیز یافت، مانند فلسفه (مثلاً دسترسی ممتاز ، اصلاح‌ناپذیری )، مطالعات مدیریت، هوش مصنوعی، نشانه‌شناسی، انسان‌شناسی، و علوم سیاسی. [5]

پیشینه و فرمول اولیه

پس زمینه این فرضیه در دهه 1960 بود، با علاقه روزافزون روانشناسی اجتماعی به مکانیسم های شناختی که افراد از طریق آنها رفتار خود و دیگران را درک می کنند. این علاقه توسط کتاب فریتز هایدر ، روانشناسی روابط بین فردی برانگیخته شد، و تحقیقات در پی آن به " تحقیق اسناد " یا " نظریه اسناد " معروف شد. [6]

فرضیه خاص "عدم تقارن بازیگر- ناظر" برای اولین بار توسط روانشناسان اجتماعی جونز و نیسبت در سال 1971 مطرح شد. جونز و نیسبت فرض کردند که این دو نقش (بازیگران و ناظران) توضیحات نامتقارن ایجاد می کنند. [7] یافته های تحقیق آنها این بود که "گرایش فراگیر برای بازیگران وجود دارد که اعمال خود را به شرایط موقعیتی نسبت دهند، در حالی که ناظران تمایل دارند همان اعمال را به تمایلات شخصی باثبات نسبت دهند". [7]طبق این نظریه، دانش آموزی که برای امتحان سخت مطالعه می کند، احتمالاً مطالعه فشرده خود (بازیگر) را با مراجعه به امتحان دشوار آینده (یک عامل موقعیتی) توضیح می دهد، در حالی که افراد دیگر (ناظران) احتمالاً مطالعه او را توضیح می دهند. با اشاره به تمایلات او، مانند سختکوش یا جاه طلب بودن.

شواهد اولیه

به زودی پس از انتشار فرضیه کنشگر-مشاهده، مطالعات تحقیقاتی متعددی اعتبار آن را مورد آزمایش قرار دادند که مهم‌ترین آن اولین آزمایش در سال 1973 توسط Nisbett و همکارانش بود. [8] نویسندگان شواهد اولیه ای را برای این فرضیه یافتند، [8] و همچنین استورمز، [9] نیز یکی از توضیح های احتمالی این فرضیه را بررسی کرد: اینکه بازیگران رفتارهای خود را با ارجاع به موقعیت توضیح می دهند، زیرا آنها به موقعیت توجه می کنند. نه به رفتارهای خود) در حالی که ناظران رفتار بازیگر را با اشاره به تمایلات بازیگر توضیح می دهند زیرا آنها به رفتار بازیگر توجه می کنند (نه به موقعیت). تا حد زیادی بر اساس این شواهد پشتیبان اولیه، اطمینان به این فرضیه به طور یکنواخت بالا شد. [10]

شواهد اخیر

بیش از 100 مطالعه از سال 1971 منتشر شده است که در آنها این فرضیه در معرض آزمون های بیشتری قرار گرفت (اغلب در زمینه آزمایش فرضیه دیگری در مورد اسناد علّی). مال کل این ادبیات را در یک متاآنالیز بررسی کرد ، که روشی قوی برای شناسایی الگوهای ثابت شواهد در مورد یک فرضیه معین در مجموعه وسیعی از مطالعات است. نتیجه این تجزیه و تحلیل این بود که در 170 آزمون فردی، عدم تقارن عملا وجود نداشت. [11] (اندازه‌های اثر متوسط، محاسبه‌شده به روش‌های پذیرفته‌شده، از d = -0.016 تا d = 0.095 متغیر بود؛ برای سوگیری انتشار تصحیح شد.، میانگین اندازه اثر 0 بود.) در شرایط محدود شده (یعنی اگر بازیگر به‌عنوان بسیار خاص یا در رویدادهای منفی به تصویر کشیده می‌شد)، گاهی اوقات می‌توان آن را پیدا کرد، اما در شرایط دیگر، برعکس بود. نتیجه این بود که فرض رایج عدم تقارن بازیگر و ناظر نادرست بود. [12]

مفاهیم مرتبط اما متمایز

تعصب خود خدمتی

عدم تقارن بازیگر-مشاهده اغلب با فرضیه سوگیری خودخواهانه در اسناد اشتباه گرفته می شود - این ادعا که مردم توضیحات را به روشی استراتژیک انتخاب می کنند تا خود را در یک نور مثبت تر نشان دهند. تفاوت مهم بین این دو فرضیه این است که انتظار می رود عدم تقارن بازیگر- ناظر مفروض برای همه رویدادها و رفتارها (اعم از مثبت یا منفی بودن آنها) برقرار باشد و مستلزم مقایسه ای خاص بین توضیحات کنشگر و توضیحات ناظر است. سوگیری خودخواهانه اغلب به عنوان یک معکوس کامل در تمایلات توضیحی بازیگران و ناظران به عنوان تابعی از رویدادهای مثبت یا منفی فرموله می شود. [13]در اصطلاح اسناد سنتی، این بدان معناست که برای رویدادهای مثبت (مثلاً گرفتن یک A در امتحان)، بازیگران توضیحاتی را انتخاب می‌کنند که به تمایلات خودشان اشاره دارد (مثلاً "من باهوش هستم") در حالی که ناظران توضیحاتی را انتخاب می‌کنند که به تمایلات آنها اشاره دارد. وضعیت بازیگر (به عنوان مثال، "آزمون آسان بود")؛ با این حال، برای رویدادهای منفی (به عنوان مثال، دریافت F در امتحان)، بازیگران توضیحاتی را انتخاب می‌کنند که به موقعیت اشاره می‌کند، (مثلاً، "آزمون بسیار سخت بود") در حالی که ناظران توضیحاتی را انتخاب می‌کنند که به تمایلات بازیگر اشاره دارد (مثلاً ، "او به اندازه کافی باهوش نیست").

سوگیری مثبت

عدم تقارن کنشگر-مشاهده می تواند شبیه به فرضیه سوگیری مثبت [14] در اسناد به نظر برسد - این ادعا که افراد نسبت به ارزیابی های مطلوب تعصب دارند. این فرضیه بیان می کند که افراد رفتار خود را با پیامدهای مثبت به عوامل درونی و رفتار خود را با پیامدهای منفی به عوامل بیرونی نسبت می دهند. [15]سوگیری مثبت با توجه به اسناد بازیگران از رفتار خود توصیف می شود. این بدان معناست که افراد رفتار خود را که نتیجه مثبتی دریافت کرده است (گذراندن آزمون رانندگی و دریافت گواهینامه رانندگی) را به یک عامل داخلی نسبت می دهند (من واقعاً مطالب را می دانم). با این حال، مردم رفتار خود را که در آن پیامد منفی (عدم قبولی در آزمون رانندگی) دریافت کردند را به یک عامل خارجی نسبت می دهند (خورشید در چشمان من بود).

سوگیری مکاتباتی

ناظران اعمال دیگران را به رفتار آینده آنها نسبت می دهند. شاهد اعمال خود، شاهد را می آورد که همان اعمال را به رفتار آینده آن شخص نسبت دهد. این توضیح می دهد که چرا اولین برداشت برای ما بسیار مهم است. هنگامی که یک عمل مشاهده می شود، برای مشاهده گر سخت است که هر رفتار متفاوت دیگری از بازیگر را تصور کند. با این حال، از سوی دیگر، برای بازیگران سخت است که عملی را که انجام داده اند به کل رفتار خود نسبت دهند. آنها خود را پاسخگوتر می دانند و بنابراین معتقدند که کنترل همه مسائل موقعیتی را در دست دارند. از آنجایی که کنشگر می‌تواند هر عملی را که در گذشته انجام داده است نسبت دهد، ناظر فقط می‌تواند یک عملی را که شاهد آن است به آن کنشگر نسبت دهد. بنابراین، به کنشگر به جای ابزارهای موقعیتی، حالتی نسبت می دهد. [16]

همچنین ببینید

منابع

  1. ^ a b Jones & Nisbett 1971 .
  2. دایره المعارف مختصر کورسینی روانشناسی و علوم رفتاری .
  3. مک کورناک استیون و جوزف اورتیز. انتخاب ها و ارتباطات ویرایش دوم، بدفورد، 2016
  4. ^ Malle 2006 ، صفحات 895-919.
  5. ^ Malle et al. 2007 برای مراجع مربوطه.
  6. ^ هایدر 1958 .
  7. ^ a b جونز و نیسبت 1971 ، ص. 80.
  8. ^ a b Nisbett و همکاران. 1973 .
  9. ^ طوفان 1973 .
  10. جونز، ادوارد ای. (1976). "چگونه مردم علل رفتار را درک می‌کنند؟ آزمایش‌های مبتنی بر تئوری اسناد، بینش‌هایی را در مورد اینکه چگونه بازیگران و ناظران در مشاهده ساختار علّی دنیای اجتماعی خود متفاوت هستند، ارائه می‌دهند." دانشمند آمریکایی 64 (3): 300-305. JSTOR 27847255 . 
  11. ^ Malle 2006 .
  12. ^ Malle 2006 ، ص. 895.
  13. ^ Malle 2006 ، ص. 896.
  14. هورنز، ورا (2014). "سوگیری مثبت". دایره المعارف تحقیق کیفیت زندگی و بهزیستی . صفحات 4938-4941. doi : 10.1007/978-94-007-0753-5_2219 . شابک 978-94-007-0752-8.
  15. ون در پلیگت، جوپ (1983). "اسنادهای بازیگران و ناظران، سوگیری خودخواهانه و سوگیری مثبت" (PDF) . مجله اروپایی روانشناسی اجتماعی . 13 (1): 95-104. doi : 10.1002/ejsp.2420130107 . hdl : 11245/1.422061 .
  16. گیلبرت، دانیل؛ مالون، پاتریک (1995). "سوگیری مکاتبات". بولتن روانشناسی . 117 (1): 21-38. doi : 10.1037/0033-2909.117.1.21 . PMID 7870861 . S2CID 4798660 .  

کتابشناسی